📝فصلی از تاریخ ترجمه
@ehsanname
... یکی از موضوعات مهم [در مورد دیلماجهای بابعالی] معضل ترجمۀ غلط بود، نه ترجمۀ غلط صرفاً از روی سهو یا جهل، بلکه ترجمۀ غلط حسابشدۀ به عمد که نمونههای جالبی از آن وجود دارد. چندی پیش به مناسبتی مکاتبات لندن و استانبول را در اواخر قرن شانزدهم، پس از استقرار نخستین سفارت انگلستان در حکومت عثمانی، بررسی میکردم: نامههای سلاطین عثمانی به ملکۀ انگلیس و پاسخهای ملکه به آنان، همچنین مکاتبات با وزیر اعظم و مأموران دیگر. مکتوبات سلطان به ترکی است؛ ترجمهای به ایتالیایی هم ضمیمه دارد که انگلیسیها بتوانند بفهمند؛ پاسخها به انگلیسی تهیه میشد، به ایتالیایی فرستاده میشد و لابد به ترکی ترجمه میشد. ما برگردان ترکی نامههای ملکۀ انگلیس را در دست نداریم، ولی اصل انگلیسی و ترجمۀ ایتالیایی آنها را داریم. اما در جهت مقابل متونِ متوالی همه موجود است و ترجمۀ غلط حسابشدۀ عمدی، همه جا به چشم میخورد.
از دیدگاه عثمانیان، سلطان عثمانی فرمانروای جهان بود؛ خارجیان یا دشمن بودند یا باجگزار... مثلاً وقتی که سلطان نامۀ دوستانهای به ملکۀ انگلستان مینویسد، جان کلامش آن است که خوشوقت خواهد شد وی را به باجگزاران تخت و تاج امپراتوری خود بیفزاید و امیدوار است، به زبان رسمی، «در طریق ایثار و سرسپاری کماکان ثابتقدم باشد». هیچیک از اینها در ترجمۀ ایتالیایی که برای سفیر انگلیس میشد و او به انگلیسی به لندن میفرستاد وجود ندارد. زبان در ترجمۀ انگلیسی زبانِ مذاکرۀ فیمابین دو فرمانروا است. بدین ترتیب، برای مثال، در برات (جواز) تقدیمی سلطان مراد سوم به ملکه الیزابت، که به بازرگانان انگلیسی اجازه میدهد در خاک عثمانی به دادوستد بپردازند، از «اظهار عبودیت و اخلاص و اِشعار رقیّت و احتساب» ملکه سخن رفته است. حال اینکه در ترجمۀ ایتالیایی همان زمان این عبارت را میخوانیم: «sincera amiciziq» (دوستی صمیمانه).
رسم معمول دیلماجها، ظاهراً، این بود که بصیرانه به تعدیل زبان پردازند و آن را مؤدبانه کنند و از تحکم و تفرعنش بکاهند. میتوان بهراحتی تصور کرد که در ترجمۀ متقابل نیز همین کار را میکردند و آنجا که، مثلاً، ملکه به سلطان ابراز موّدت و حسن نیت مینمود، در متن ترکی که به دست سلطان میرسید «موّدت و حسن نیت» به «وفاداری و اطاعت خاضعانه» تبدیل میشد.
📌از کتاب «مترجمان خائنان»، نوشته حسن کامشاد، (نشر نی، ۸۶) صفحات ۲۲ تا ۲۴
#برچیده_ها
@ehsanname
... یکی از موضوعات مهم [در مورد دیلماجهای بابعالی] معضل ترجمۀ غلط بود، نه ترجمۀ غلط صرفاً از روی سهو یا جهل، بلکه ترجمۀ غلط حسابشدۀ به عمد که نمونههای جالبی از آن وجود دارد. چندی پیش به مناسبتی مکاتبات لندن و استانبول را در اواخر قرن شانزدهم، پس از استقرار نخستین سفارت انگلستان در حکومت عثمانی، بررسی میکردم: نامههای سلاطین عثمانی به ملکۀ انگلیس و پاسخهای ملکه به آنان، همچنین مکاتبات با وزیر اعظم و مأموران دیگر. مکتوبات سلطان به ترکی است؛ ترجمهای به ایتالیایی هم ضمیمه دارد که انگلیسیها بتوانند بفهمند؛ پاسخها به انگلیسی تهیه میشد، به ایتالیایی فرستاده میشد و لابد به ترکی ترجمه میشد. ما برگردان ترکی نامههای ملکۀ انگلیس را در دست نداریم، ولی اصل انگلیسی و ترجمۀ ایتالیایی آنها را داریم. اما در جهت مقابل متونِ متوالی همه موجود است و ترجمۀ غلط حسابشدۀ عمدی، همه جا به چشم میخورد.
از دیدگاه عثمانیان، سلطان عثمانی فرمانروای جهان بود؛ خارجیان یا دشمن بودند یا باجگزار... مثلاً وقتی که سلطان نامۀ دوستانهای به ملکۀ انگلستان مینویسد، جان کلامش آن است که خوشوقت خواهد شد وی را به باجگزاران تخت و تاج امپراتوری خود بیفزاید و امیدوار است، به زبان رسمی، «در طریق ایثار و سرسپاری کماکان ثابتقدم باشد». هیچیک از اینها در ترجمۀ ایتالیایی که برای سفیر انگلیس میشد و او به انگلیسی به لندن میفرستاد وجود ندارد. زبان در ترجمۀ انگلیسی زبانِ مذاکرۀ فیمابین دو فرمانروا است. بدین ترتیب، برای مثال، در برات (جواز) تقدیمی سلطان مراد سوم به ملکه الیزابت، که به بازرگانان انگلیسی اجازه میدهد در خاک عثمانی به دادوستد بپردازند، از «اظهار عبودیت و اخلاص و اِشعار رقیّت و احتساب» ملکه سخن رفته است. حال اینکه در ترجمۀ ایتالیایی همان زمان این عبارت را میخوانیم: «sincera amiciziq» (دوستی صمیمانه).
رسم معمول دیلماجها، ظاهراً، این بود که بصیرانه به تعدیل زبان پردازند و آن را مؤدبانه کنند و از تحکم و تفرعنش بکاهند. میتوان بهراحتی تصور کرد که در ترجمۀ متقابل نیز همین کار را میکردند و آنجا که، مثلاً، ملکه به سلطان ابراز موّدت و حسن نیت مینمود، در متن ترکی که به دست سلطان میرسید «موّدت و حسن نیت» به «وفاداری و اطاعت خاضعانه» تبدیل میشد.
📌از کتاب «مترجمان خائنان»، نوشته حسن کامشاد، (نشر نی، ۸۶) صفحات ۲۲ تا ۲۴
#برچیده_ها
Tamanna 3
Parviz Meshkatian
🎼 شعری از ملکالشعرای بهار بشنویم با صدا و سنتورِ زندهیاد پرویز مشکاتیان، از آلبوم «تمنا». ۳۰ شهریور سالروز درگذشت مشکاتیان است @ehsanname
📸 انتشار تصویری جدید از امیرکبیر
@ehsannane
میرزا تقیخان امیر نظام، با آن سرنوشت غمانگیز، به یکی از محبوبترین چهرههای تاریخ معاصر تبدیل شده و هر اطلاعی از او برای ما جذاب است. یکی از این اطلاعات مورد علاقه، چهره واقعی امیر است. حالا عکس باکیفیتی منتشر شده که میگویند مربوط به اوست. عکس جدید و اطلاعات تصویری قبلی از امیر را در ادامه ببینید و بخوانید.
goo.gl/c6Cxgt
@ehsannane
میرزا تقیخان امیر نظام، با آن سرنوشت غمانگیز، به یکی از محبوبترین چهرههای تاریخ معاصر تبدیل شده و هر اطلاعی از او برای ما جذاب است. یکی از این اطلاعات مورد علاقه، چهره واقعی امیر است. حالا عکس باکیفیتی منتشر شده که میگویند مربوط به اوست. عکس جدید و اطلاعات تصویری قبلی از امیر را در ادامه ببینید و بخوانید.
goo.gl/c6Cxgt
Telegraph
آلبوم میرزا تقیخان
امروز عکسی جدید از چهره ميرزا محمدتقی خان اميرنظام فراهانی منتشر شد. این عکس در کانال وقایع اتفاقیه @Qajarstudies به اشتراک گذاشته شد و شبیه به عکسی از امیرکبیر است که پیش از این در جلد اول از کتاب «شرح حال رجال ايران» مرحوم مهدى بامداد چاپ شده بود.
Forwarded from احساننامه
Booye Khoone Khorshid
Yousefali Mirshakkak
«دور عاشقان آمد، نوبت محرم شد». شعر و صدای #یوسفعلی_میرشکاک با همراهی موسیقی حامد صغیری @ehsanname
📸 بازدید علی مطهری و اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس از موزه لوور پاریس. سر زدن به موزهها برای مسئولان واجبتر از بقیه است @ehsanname
📸 استاد محمود دولتآبادی در مراسم رونمایی از آثار جدید استاد محمود فرشچیان، در تالار وحدت @ehsanname
Forwarded from majidjalise (مجید جلیسه)
📸دفترچه انضباط دهه چهل
📏قدیما دفترچه انضباط داشتیم ما
👈دفترچه انضباط با نظم و طرح آقایان هاتفی و فرهمند
📥 انتشارات بنگاه مطبوعاتی عطایی
👇👇👇👇
@majidjaliseh
📏قدیما دفترچه انضباط داشتیم ما
👈دفترچه انضباط با نظم و طرح آقایان هاتفی و فرهمند
📥 انتشارات بنگاه مطبوعاتی عطایی
👇👇👇👇
@majidjaliseh
Forwarded from سهند ایرانمهر
وزیر ارشاد با خانواده رفته سینما، بلیطی گرفته و بین ملت نشسته است. عکسش را هم دیگران گرفته و منتشر کردهاند.
عکس برگرفته از کانال دیدبان هنر(هوادار احمدینژاد)
#کار_خوب
@sahandiranmehr
عکس برگرفته از کانال دیدبان هنر(هوادار احمدینژاد)
#کار_خوب
@sahandiranmehr
احساننامه
😄 تغییر لوگوی گوگل به مناسبت رسیدن فصل بهار @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁 تغییر لوگوی گوگل به مناسبت رسیدن فصل پاییز @ehsanname
🦏 قصههای شاخدار
@ehsanname
از بین مناسبتهای روز ۲۲ سپتامبر، یکی هم اینکه این روز را به نام کرگدن نامگذاری کردهاند برای توجه و تنبیه درباب این گونۀ رو به انقراض. به همین مناسبت بیایید نگاهی بیندازیم به کرگدن در دنیای ادبیات و اینکه نویسندگان مختلف، چطوری با این موجود قصه نوشتهاند.
https://goo.gl/BmtkjL
@ehsanname
از بین مناسبتهای روز ۲۲ سپتامبر، یکی هم اینکه این روز را به نام کرگدن نامگذاری کردهاند برای توجه و تنبیه درباب این گونۀ رو به انقراض. به همین مناسبت بیایید نگاهی بیندازیم به کرگدن در دنیای ادبیات و اینکه نویسندگان مختلف، چطوری با این موجود قصه نوشتهاند.
https://goo.gl/BmtkjL
Telegraph
با یک کرگدن چند جور میشود قصه نوشت؟
کرگدن موجودی است قدیمی، باقی مانده از عهد دایناسورها، با پوستی کلفت، چهرهای نه چندان زیبا، شاخی بیخاصیت، چشمانی کمسو و قد و قوارهای بزرگ و ترسناک که در عین حال بی سر و صدا راه خودش را میرود و از ریشه گیاهان تغذیه میکند و به پرندگان کوچک اجازه میدهد…
Miamad az Borje Viran
Hossein Monzavi
🎧 روز اول مهر، سالروز تولد #حسین_منزوی، غزلی از او را با صدای خودش از آلبوم «شوکران نوش» بشنویم:
@ehsanname
میآمد از برج ویران، مردی که خاکستری بود
خرد و خراب و خمیده، تصویر ویرانتری بود ...
@ehsanname
میآمد از برج ویران، مردی که خاکستری بود
خرد و خراب و خمیده، تصویر ویرانتری بود ...
احساننامه
📸 انتشار تصویری جدید از امیرکبیر @ehsannane میرزا تقیخان امیر نظام، با آن سرنوشت غمانگیز، به یکی از محبوبترین چهرههای تاریخ معاصر تبدیل شده و هر اطلاعی از او برای ما جذاب است. یکی از این اطلاعات مورد علاقه، چهره واقعی امیر است. حالا عکس باکیفیتی منتشر…
📸 تصویر کاملتری از عکس منسوب به میرزا تقی خان امیرکبیر در کانال Qajarstudies@ منتشر شد. این تصویر شبیه عکسی از امیرکبیر است که قبلا در کتاب «شرح حال رجال ايران» بامداد چاپ شده بود @ehsanname
احساننامه
📝متفاوتترین طرح جلدها برای ترجمههای مختلف «شازده کوچولو» به فارسی @ehsanname
📝 طرحی از مرتضی ممیز برای «شازده کوچولو» در «کتاب هفته» شماره ۴۶ (۱ مهر ۱۳۴۱) @ehsanname
Forwarded from هفتهنامهٔ کرگدن
رادیو کرگدن
• پروندهٔ دو؛ کتابفروشیهای محبوب من
• «بدون قیمت»
به قلم احسان رضایی
روایت: احسان رضایی
شمارهٔ ۶۲
👇
@kargadanmagazine
• پروندهٔ دو؛ کتابفروشیهای محبوب من
• «بدون قیمت»
به قلم احسان رضایی
روایت: احسان رضایی
شمارهٔ ۶۲
👇
@kargadanmagazine
Forwarded from هفتهنامهٔ کرگدن
بدون قیمت
احسان رضایی
#رادیو_کرگدن
• پروندهٔ دو؛ کتابفروشیهای محبوب من
• «بدون قیمت»
به قلم #احسان_رضایی
روایت: #احسان_رضایی
شمارهٔ #۶۲
👇
@kargadanmagazine
• پروندهٔ دو؛ کتابفروشیهای محبوب من
• «بدون قیمت»
به قلم #احسان_رضایی
روایت: #احسان_رضایی
شمارهٔ #۶۲
👇
@kargadanmagazine
✍️از گزارش «همشهری»: ظریف از نگارندگان متن سخنرانی روحانی بود و علاوه بر قسمت برجام، علاقه زیاد ظریف به مولانا نام این شاعر را در سخنرانی گنجاند
@ehsanname
متن کامل👇
hamshahrionline.ir/details/383086
@ehsanname
متن کامل👇
hamshahrionline.ir/details/383086
📸 سیمای مرد هنرمند در ۸۸سالگی. میلان کوندرا روز پنجشنبه در پاریس یک جایزه ادبی جدید به نام «شاتو لاتور کرنه» را دریافت کرد @ehsanname
💷 ۲۰سال پیش، «هری پاتر و سنگ جادو» چاپ شد، اما ناشر فقط ۵۰۰جلد تیراژ زد. یکی از آن ۵۰۰ نسخه هفته پیش در آمریکا به ۶۰هزار و ۱۸۶ پوند (حدود ۲۴۹میلیون تومان) حراج شد. ۵هزار برابر قیمت پشت جلدش @ehsanname
✅ غزلی عاشورایی از #حسین_منزوی
@ehsanname
ای خون اصیلت به شتکها ز غدیران
افشانده شرفها به بلندای دلیران
جاری شده از کرب و بلا آمده، آنگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران
تو اختر سرخی که به انگیزۀ تکثیر
ترکید بر آیینۀ خورشید ضمیران
ای جوهر سرداریِ سرهای بریده
وی اصلِ نمیرندگیِ نسل نمیران
خرگاه تو میسوخت در اندیشۀ تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشۀ شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب
نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟
و آن روز که با بیرقی از یک سرِ بیتن،
تا شام شدی قافلهسالار اسیران؟
تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند،
باید که ز خون تو بنوشند کویران
تا اندکی از حقِ سخن را بگزارند
باید که ز خونت بنگارند دبیران
حدِ تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکهگیران...
goo.gl/Rrey7y
@ehsanname
ای خون اصیلت به شتکها ز غدیران
افشانده شرفها به بلندای دلیران
جاری شده از کرب و بلا آمده، آنگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران
تو اختر سرخی که به انگیزۀ تکثیر
ترکید بر آیینۀ خورشید ضمیران
ای جوهر سرداریِ سرهای بریده
وی اصلِ نمیرندگیِ نسل نمیران
خرگاه تو میسوخت در اندیشۀ تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشۀ شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب
نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟
و آن روز که با بیرقی از یک سرِ بیتن،
تا شام شدی قافلهسالار اسیران؟
تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند،
باید که ز خون تو بنوشند کویران
تا اندکی از حقِ سخن را بگزارند
باید که ز خونت بنگارند دبیران
حدِ تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکهگیران...
goo.gl/Rrey7y