احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ زمزمه شعر «خزانی» #مهدی_اخوان_ثالث (از دفتر «آخر شاهنامه») توسط دکتر شریعتی. امروز (۲۹ خرداد) چهلمین سالگرد خاموشی دکتر علی شریعتی است @ehsanname
✉️ ۲۸۶ ناشر و ۹۴ کتابفروش در نامه‌ای به وزیر ارشاد خواسته‌اند تا دکتر سیدعباس صالحی، در مقام معاونت فرهنگی وزارت ارشاد ابقا شود.
goo.gl/CQ7RsV

در این نامه آمده است: «در چهار سال گذشته و از آغاز به کار دکتر صالحی در آن وزارتخانه، به میزان زیادی از تنش‌های حاکم بر فضای نشر کتاب در کشور کاسته شده است؛ کاهش اعمال سلیقه‌ها در حوزۀ ممیزی کتاب، باور توانمندی فعالان عرصه‌ی نشر به حل و فصل مشکلات‌شان، همراهی در واسپاری امور نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به صنف، کاهش زمان صدور مجوز کتاب، اتخاذ شیوه‌های صحیح‌تر توزیع یارانه‌ها، نمونه‌هایی از رویکرد مثبت چهار سال گذشته در این حوزه است.» متن کاملِ نامه و فهرست اسامی امضاکنندگان در اینجا 👇
ilna.ir/fa/tiny/news-501938
📌نظر کارشناس وزارت فرهنگ و هنرِ پهلوی: چاپ دو نمایشنامه از محسن یلفانی بلامانع، اما خواندنش اتلاف وقت است!
@ehsanname
از توئیتر محمدرضا هدایتی
📸 یک کتابخانه روستایی کانون پرورش فکری در استان کرمانشاه
@ehsanname
باقی گزارش تصویری اینجا
kanoonnews.ir/NSite/FullStory/Photo/?Serv=122&Id=269362
این شعر از شریعتی نیست
@ehsanname
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمیخواهم بدانم کوزه‌گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت؟
ولی بسیار مشتاقم،
که از خاک گلویم سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی،
دَم گرمِ خوشش را بر گلویم سخت بفشارد،
و خوابِ خفتگان خفته را آشفته‌تر سازد.
بدین‌سان بشکند در من،
سکوت مرگبارم را...

این شعر معروف به خاطر چاپ در پشت جلد یکی از آثار مرحوم دکتر علی شریعتی به نام او شهرت پیدا کرده و حتی در کتابهایی هم با نام او چاپ شده است. مثلا در کتاب «دفترهای سبز – کویریات» که مجموعه اشعار شریعتی است (انتشارات نگاه امروز و اندیشه خوارزمی، ۱۳۸۵) این شعر هم آمده (صفحه ۱۱۲).
goo.gl/YWC1Tz
اما واقعیت این است که این شعر از یک شاعر آذربایجانی با نام سیدمرتضی موسوی اهری است. این شاعر در سال ۱۳۵۴ و در ۳۳سالگی درگذشت و خودش فقط اشعارش را در نشریات منتشر کرد، اما سال ۱۳۶۵ که دوستانش مجموعه‌ای از اشعار او چاپ کردند، همین نام «سوتک» را بر آن گذاشتند. به علاوه در بعضی از گزیده‌ها هم این شعر با نام موسوی اهری درج است. به عنوان نمونه در «صدای شعر معاصر» گردآورده احد منطقی و بهمن مه‌آبادی (تبریز، انتشارات تلاش، ۱۳۷۸) صفحه ۳۸۷.

در کانال تلگرامی مجله «سفینه تبریز» می‌توانید اطلاعات بیشتری درباره موسوی اهری پیدا کنید
https://t.me/Safinehyetabriz/206
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📚 کتابهایی که درباره شهید حسن طهرانی‌مقدم، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و از بنیان‌گذاران صنعت موشکی ایران نوشته شده است @ehsanname
🔹چند برش از نسبت نسل چهارمی‌ها و ادبیات
احسان رضایی
@ehsanname
متولدین دهه هفتاد، یا نسل چهارم، نسلی شگفت‌انگیز و دوست‌داشتنی هستند که فلسفه، فکر، سبک زندگی و ابزار و وسایل مخصوص خودشان را دارند و در همه چیز، صاحب سبک و سلیقه هستند. از جمله در ادبیات، نسبت دهه هفتادی‌ها با ادبیات کاملا با ارتباط بقیه نسل‌ها با ادبیات متفاوت است. همان‌قدر که تکیه‌کلام‌ها و اصطلاحات دهه هفتادی‌ها برای بزرگترها عجیب و نامانوس و مریخی به نظر می‎رسد، ادبیات و آثار ادبیِ محبوب نسل‌های دیگر هم برای آنها کسالتبار است.

اگر نسل‌های قبل کتاب خواندن را با ذبیح‌الله منصوری و ژول ورن شروع می‌کردند، هفتادی‌ها نوجوانی‌شان را با هری پاتر و دامبلدور و هاگوارتز گذراندند و منتظر ماندند تا تکلیف لرد ولدمورت روشن شود. ژانر محبوب این نسل، ادبیات فانتزی است. اصلا با استقبالی که نسل چهارمی‌ها از ادبیات فانتزی کردند، چند ناشر تخصصی برای ترجمه و انتشار آثار این حوزه تاسیس شد.

در ادبیات ایرانی، نسل قبل آثار فهیمه رحیمی و م. مودب‌پور و «بامداد خمار» را پرفروش کردند. اما این نسل «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» زویا پیرزاد را پسندیدند و باعث به راه افتادن موجی از زنانه‌نویسی‌ها شدند که کاملا مدرنتر از آثار دهه قبل بود و تماس این نسل با دهکده جهانی و اطلاعشان از ادبیات روز را نشان می‌دهد.

در شعر هم اول شعر سپید و ترجمه رونق گرفت. اما بعد، دوباره موجی جدید از غزلِ نو و شعر کلاسیک توانست راه خودش را در دل مخاطبان دهه هفتادی باز کند. این نوع از شعر، دو خصوصیت عمده دارد: اولا مناسبتی است و برای هر اتفاق خوب و بدی می‌تواند محصولی ارایه بدهد و در ثانی، از عشق می‌گوید و همان موضوعات مناسبتی را هر جور شده به عشق ربط می‌دهد. مثلا اگر توفانی درگرفت، آن را با وضع دل توفان‌زدۀ شاعر بعد از بی‌محلی معشوق مقایسه می‌کند.

ابزارِ خواندن نسل جدید، شبکه‌های اجتماعی است. این شبکه‌ها با دو خصوصیتِ محدودیت حجم مطالب و نیز سرعت بالایشان، دهه هفتادی‌ها را به سمت ادبیات مینی‌مال برده‌اند. آنها متن‌های بلند را به بخش‌های کوچکتر تقسیم می‌کنند و شعرها را هم معمولا به صورت تک بیت و دو بیت می‌خوانند. اینطوری بخشی از شعر کلاسیک دوباره در موبایل‌ها دست به دست شد و شعرایی که قبلا خواص سراغشان را می‌گرفتند، مثل صائب و بیدل که به خاطر ویژگی سبک هندی، شعرشان پر از تک بیت‌های ناب است، دوباره در شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار شدند.

این سرعت، یک جای دیگر هم خودش را نشان می‌دهد: در دستیابی به اطلاعات. زمانی تنها راه رسیدن به گنجینه ادبیات، کتابخانه‌ها بود. اما دهه هفتادی‌ها، با شبکه جهانی اینترنت همیشه یک کتابخانه سیار همراه خودشان دارند. این سادگی اما یک مشکل دارد. وقتی کسی این‌قدر سریع بتواند هر چیزی را پیدا کند، وقتی فقط برود سراغ صفحه فلان، پاراگرف چندم از یک کتاب، آن وقت طبیعی است که دیگر نخواهد کل کتاب را بخواند. و وقتی کل کتاب را نخوانده یا حتی ورق نزده باشی، کم‌کم ارتباطت را با صاحب اثر از دست می‌دهی. از هر کس چندتا بیت یا حرف خوب در خاطرت می‌ماند، اما اینکه طرف منظومه فکری‌اش چیست، از چه سبک و شگردی استفاده می‌کند، فرق او با دیگر ادیبان چیست، ... و چیزهایی مثل این را هرگز نخواهی دانست.

شیوه جستجو و بازیابی اطلاعات ادبی هم در این نسل متفاوت است. نسلهای قبلی، بیتها و مثالها را معمولا بر اساس موضوع توی ذهنشان دسته‌بندی می‌کنند، اما ذهن جوانهای امروزی مثل گوگل عمل می‌کند و دنبال کلمه موردنظر در شعر و ادبیات می‌گردد. مثلا بعد از مصاف تیم استقلال با العین، یک پرسپولیسی میانسال برای کری‌خوانی سراغ چیزی نظیر این شعر خیام می‌رود: «پایان سخن شنو که ما را چه رسید/ از خاک برآمدیم و بر باد شدیم»، اما دوستان جوانتر از اشعاری استفاده می‌کنند که در آنها عدد ۶ باشد: «شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت ...» یا مشابهش.

ویژگی دیگر این نسل نحوه نقد و قضاوتشان درباره آثار ادبی است. در قدیم، انتخاب کتاب و نویسنده تا حد زیادی تابعِ نظر اطرافیان و دوستان بود، اما دهه هفتادی‌ها این محذور را ندارند. آنها راحت و با صراحت نظر می‌دهند که از فلان کتاب و بهمان داستان خوششان آمد یا نیامد. گروه‌ها و فوروم‌های اینترنتی طرفداری از آثار به آنها دوستان جدیدی می‌دهد که بتوانند در مورد هر اثر مورد علاقه حرف بزنند. امکان مواجهه مستقیم با نویسندگان و مترجمان در فضای مجازی را هم دارند. همین، به دهه هفتادی‌ها اجازه می‌دهد آثار مطلوبشان را راحتتر و با دست باز انتخاب کنند. آنها درست به همان اندازه که در معرض خطر نگاه سطحی به ادبیات هستند، می‌توانند لذت شخصی و منحصر به فردی از ادبیات ببرند که نسل‌های دیگر امکانش را نداشتند.

@ehsanname
📌بخشهایی از مطلب «نسلِ دریاب دمی» در شماره ۵۲ هفته‌نامه «کرگدن»
پدیدۀ کتاب‌های افست با شناسنامۀ جعلی:
کتاب «عشق سالهای وبا» مارکز؛ ترجمۀ مهناز سیف طلوعی به اسمِ بهمن فرزانه و سال چاپ ۱۳۵۲ (۱۲ سال پیش از نوشتن کتاب) تکثیر شده است.
عکس از مهر @ehsanname
🔹غلط تایپی در اسم جی کی رولینگ (که JA Rowling شده) و اسم کتاب اول هری پاتر (از Philosopher’s یک o جا افتاده) در چاپهای اول
@ehsanname
دیگر غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ نشر:
isna.ir/news/96032916964/
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 ۳۱ خرداد سالروز تولد استاد عزت‌الله انتظامی است. اینجا استاد از کتابخوان شدنش می‌گوید - کاری از کیوان مهرگان @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
احسان‌نامه
🔹غلط تایپی در اسم جی کی رولینگ (که JA Rowling شده) و اسم کتاب اول هری پاتر (از Philosopher’s یک o جا افتاده) در چاپهای اول @ehsanname دیگر غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ نشر: isna.ir/news/96032916964/
🔹سال ۱۶۳۱ انجیلی چاپ شد که در بخش ده فرمان (سِفر خروج باب ۲۰)، فرمان «زنا مکن» با جا افتادن not برعکس شده بود. این چاپ به انجیلِ شرور معروف است @ehsanname

غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ:
goo.gl/4y41Po
📚 پرفروش‌ترین کتابهای کانون
@ehsanname
ایبنا در گزارشی از تجدید چاپ کتابهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۵ چهارده عنوان کتاب را معرفی کرده که سال گذشته تیراژی بالای ۱۰هزار نسخه داشتند. پرفروش‌های این فهرست عبارتند از:
goo.gl/ikaHUN
1⃣ «اعترافات غلامان» نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی، چاپ‌های پنجم تا دهم در سال ۱۳۹۵ با تیراژ ۷۴هزار و ۵۰۰ نسخه (مجموع تیراژ ۱۲۰هزار و ۵۰۰ نسخه). روایتی از دوران ولایت‌عهدی امام رضا(ع) که از زبان غلامان مأمون.

2⃣ «هدیه خوبان» نوشته جف برامبو ترجمه فریدون فریاد، چاپ‌های چهارم تا سیزدهم در سال ۱۳۹۵ با تیراژ ۵۰هزار نسخه (مجموع تیراژ ۷۰هزار نسخه). ماجرای پیرزنی که لحاف‌های جادویی می‌دوزد و گرفتار پادشاهی حریص می‌شود.

3⃣ «قدم یازدهم» نوشته سوسن طاقدیس، چاپهای سوم تا یازدهم در سال ۱۳۹۵ با ۴۵هزار نسخه (مجموع تیراژ ۵۳هزار نسخه). قصه بچه‌شیری در قفس باغ وحش برای مخاطب خردسال.

4⃣ «حتی یک دقیقه کافی است» نوشته آتوسا صالحی، چاپ‌های سوم تا هفتم در سال ۱۳۹۵ با تیراژ ۲۳هزار نسخه (مجموع تیراژ ۴۳هزار نسخه). داستان کشمش‌های درونیِ دختر نوجوانی که بطور اتفاقی متوجه می‌شود پدر و مادرش، والدین واقعی او نیستند و او بازمانده زلزله بم است.

باقی فهرست در اینجا
ibna.ir/fa/doc/report/249140/
😁آن که می‌خندد خبر هولناک را شنیده است
احسان رضایی
@ehsanname
آن آقای آلمانی معتقد بود «آن که می‌خندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است»، اما راستش اینکه واقعا هم اینطورها نیست و خیلی وقتها شوخی و طنز و خنده، واکنشی است به همان اخبار و اتفاقات هولناک. خودتان به این سوال ساده جواب بدهید که مشهور و معروفترین طنزپرداز تاریخ ما چه کسی است؟ قطعا جواب عبید زاکانی است. این مرد بزرگ، فقط نیم قرن بعد از تصرف کامل ایران توسط لشگر مغول به دنیا آمده و در هرج و مرج دوران ایلخانی بعد از مغول زندگی کرده است. یعنی اگر پدربزرگ او در حمله لشگر چنگیز کشته نشده بوده، حتما در کودکی عبید برایش از وحشت آن روزگار داستان‌ها تعریف کرده و عبید کوچک را با ترس از سربازان مغول می‌خوابانده. خود عبید هم بعدا در لغتنامه طنزی که به اسم «تعریفات» نوشت، فصل دوم را به همین مغولان اختصاص داد و نوشت: «القحط: نتیجۀ ایشان/ التالان: صنعت ایشان» و برایشان آرزوی عذاب جهنم کرد: «الزقوم: علوفۀ ایشان/ الحمیم: شراب ایشان». منظور اینکه عبید به خوبی از وحشت روزگار مغول آگاه بود و در عین حال باز هم طنزش را نوشت و خوب هم نوشت، طوری که هنوز هم مثال اعلای طنازی در کشورمان عبید است. باز عبید زاکانی، یکی دو نسل بعد از حمله مغول بود، سعدی شیرازی که اصلا معاصر مغولان بود و در باب پنجم «بوستان» حکایت یک رفیق اصفهانی‌اش را تعریف می‌کند که به جنگ لشگر مغول می‌رود و شکست می‌خورد و از غصه تمام موهای سرش سفید می‌شود. همین شیخ سعدی شیرین‌سخن، علاوه بر طنازیِ همیشگی‌اش در اشعار، یک مجموعه هزلیات هم دارد که معمولا ناشرها از خیر چاپش می‌گذرند. فقط هم در حمله مغول نیست، شما فرض بفرمایید بعد از سقوط ساسانیان و تسلط اعراب چه سطحی از شوخ‌طبعی و رندی در جریان بوده. «تاریخ سیستان» تعریف می‌کند که عبّاد بن زیاد، برادر عبیدالله بن زیادِ ملعون، در زمان معاویه حاکم سیستان شد. شاعری به اسم ابن‌مفرّغ در هجو این آدم شعری می‌گوید و آن وسطهای شعر، یادی هم از ماجراهای خانوادگی او و مادربزرگ معروفه‌اش سمیه و باقی قضایا می‌کند. طبیعتا حاکم در صدد گوشمالی شاعر برآمد. بعد از چند سال تعقیب و گریز، بالاخره ابن‌مفرّغ در بصره گیر می‌افتد. حاکم دستور می‎دهد گلاب به رویتان، داروی مُسهلِ فراوانی قاطی شراب به خوردش بدهند و بعد روی خری سوارش کنند و گربه‌ و خوکی‌ هم به دم خر ببندند و در کوچه‌های‌ بصره‌ بگردانند. همه را عرض کردم که برسم به اینجای قصه که شاعر وسط چنین حال و احوالی، این شعر را به فارسی برای ملت می‌خوانده: «آب است و نبیذ (= شراب) است/ عصاراتِ زبیب (= انگورِ خشک، مویز) است/ سمیه روسپید است». یعنی به زبان طنز، مدحی از مادر حاکم می‌کرده که از صدتا فحش بدتر بوده. این یک نمونه خیلی قدیمی که می‌گویند جزو اولین شعرهای به زبان فارسی هم هست؛ حالا بیایید به دوران معاصر هم سری بزنیم. در جریان مشروطه و رونق مطبوعات، میرزا علی‌اکبر دهخدا هم دست‌اندرکار روزنامه «صور اسرافیل» بود و آنجا ستون طنزی می‌نوشت با عنوان «چرند و پرند» که حالا کتاب شده و یکی از معروفترین آثار طنز ماست. همین ستون طنز را دهخدا بعد از به توپ بستن مجلس و دستگیری و اعدام دوستش میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل و فرار خودش از ایران هم ادامه داد و درست در همان شماره‌ای از روزنامه که در سوئیس چاپ کرد و در صفحه چهارمش مرثیه جانسوزِ «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» آمده، در همان شماره ستون طنزش را هم از سر گرفت و تلگراف محمدعلی شاه به مراجع نجف در توجیه اعمالش را سوژه کرد و نوشت که وقتی پادشاه طنز به این درجه یکی می‌نویسد، ما چکاره‌ایم! یعنی دهخدا هم مثل ابن‌مفرّغ و سعدی و عبید و بقیه، خبر هولناک را شنیده بود و باز هم حس طنز و شوخ‌طبعی‌اش را از دست نداد و هم خودش خندید و هم بقیه را خنداند. چه بسا راز دوام ایران کهن، یکی هم در همین روحیه طنز مردمش باشد که سختترین حوادث تاریخی را با همین طنز از سر گذراندند و بر تیغ جورشان ز «تبسم» سپر کردند، تا سختی کمان آنها نیز بگذرد.

@ehsanname
📌از شماره ‌۵۱ هفته‌نامه «کرگدن»
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
🔹دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، امروز به بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان برجسته کشورمان دکترای افتخاری ادبیات اهدا کرد @ehsanname
🔹دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، امروز به بهرام بیضایی، دکترای افتخاری ادبیات اهدا کرد - توضیحات سایت دانشگاه سنت اندروز درباره بیضایی را ببینید @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 «به فکر دیگران باش» شعری از #محمود_درویش شاعر بزرگ فلسطینی @ehsanname