📝یک نامه جعلی دیگر منسوب به امیرکبیر. جز بحث خط و لفظ، در ۲جلد نامههای امیرکبیر (گردآوری سیدعلی آلداود) امیر هرگز امضای «تقی» ندارد و «محمدتقی» مینوشت @ehsanname
اینجا را هم ببینید goo.gl/Do3Ddw
اینجا را هم ببینید goo.gl/Do3Ddw
Forwarded from احساننامه
Rabanaa
Shajarian
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
تماس هاشمی رفسنجانی با وزیر ارشاد دربارهي یک عکس تاریخی
چالشهای تاریخنگاری: قسمت چهارم
لطفا از تاریخ فتوشاپی دست برداريد!
کتاب روايتي از زندگی و زمانه آيتالله هاشمی رفسنجانی، مجوز چاپ گرفته بود و با حضور هاشمی و وزیر وقت ارشاد جنتی و جمعي ديگر رونمایی شد. روزهاي بعد، برگهي اعلام وصول که همان مجوز پخش کتاب است را ندادند و گفتند آقای وزیر گفته باید عکس پشت جلد کتاب عوض شود؛ با اين حال عملا كتاب يك روز پس از رونمايي، توقيف شد.
عکس پشت جلد همین عکسی است که در پیوست این یادداشت آمده؛ عکسی که آيتالله منتظری نیز در آن حاضر است همراه با عكس ديگري كه با دخالت مورخان فتوشاپیست مخدوش شده و در برخي رسانههاي مدعی ارزشمداری منتشر شد.
در این سالها که مجموعههای تاریخ مصور را کار میکنیم از این نمونهها فراوان تجربه کردهایم، از حذف افراد در تصاویر گرفته تا حذف سیگار از دست یک شخصیت سیاسی تا جابهجا کردن تصاویری که در راهپیماییهای انقلاب در دست تظاهرکنندگان است و...
دو سال پیش چالش جدید انقلاب را جنگ روایتهای تاریخی نامیدم که هر روز شدت بیشتری میگیرد و تاکید کردم: «در سطح ملی، پشتوانهی پیروزی در این نبرد جدید، اعتماد مردم است. اگر خدایناکرده اعتماد مردم به روایتهای تاریخی داخلی از دست برود و به حساب روایتهای خارجی و مخالف نظام واریز شود آنوقت حتی اگر تمام آنچه میگویند دروغ باشد، سخت بتوان پیروز این نبرد شد.»
نکته اینجاست كه در فضای رسانه و روایت هیچ چیزی ارزشمندتر از اعتماد مخاطب نیست و نباید هیچ موضوع و شخصیتی بهانه قرار گیرد تا تحریفی در تاريخ انجام شود. درواقع اگر اعتماد مخاطب از بین برود اعتباری نیز برای آن موضوعها و شخصیتها باقی نمیماند. اعتماد بسيار سخت و تدريجي بهدست ميآيد اما ممكن است در يك لحظه فرو بريزد. اما فتوشاپکاران عامدانه یا غافلانه ارزش این اعتماد را درک نمیکنند و به ترتیبی پیش میروند که بهتدریج از عکسهای انقلاب فقط تصاویری از امام باقی بماند.
برگردیم به ماجرایی که ابتدا اشاره کردم. کتاب زندگی و زمانه هاشمی رفسنجانی از ابتدای تحقیق تا تالیف و تدوین یک مسیر مستقل و خصوصی داشت و درک بالای آقای هاشمی در بهثمررسیدن این اثر مستقل نقش داشت. او با وجود آنکه تمام متن و تصاویر را به دقت دیده بود هیچکجا تقاضای حذف و اضافهكردن تصویری را نکرد. ما حتی جلد و پشت جلد را برای تایید به او نشان ندادیم؛ اما از طريقي به دستش رسیده بود و تنها آنجا بود که خواسته بود عکس پشت جلد کتاب تغییر کند و پیشنهادش این بود که عکس پیوست که برای او عکس مهمی بود و در داخل کتاب هم نیامده پشت جلد قرار بگیرد. میگفت هنگامیكه پس از ترور از بیمارستان مرخص شد اول به قم و دیدار آیتالله خمینی رفت تا از او بابت پیامش و نذر قربانی برای سلامتیاش تشکر کند. این عکس مربوط به همان دیدار در تاريخ 30 خرداد 58 است.
آنطور که شنیدم وزارت ارشاد با وجود آنکه عکسهای آیتالله منتظری و ديگران در کتاب فراوان است اما پشت جلد را بهنوعی ویترین کار میدیدند و نگران حاشیهسازی بودند. ما كه دچار شوك شده بوديم در تماس با دفتر وزير به هيچ نتيجهاي نرسيديم و ايشان مصرانه ميگفتند بايد جلد تغيير كند. اين كار مستلزم صرف هزينهي فراوان و وقت بسيار بود و عملا كتاب به نمايشگاه كتاب آن سال كه فرداي ماجرا شروع ميشد نميرسيد و اين در حالي بود كه عدهي فراواني در انتظار رسيدن صبح بودند تا كتاب را از نمايشگاه تهيه كنند. به شدت پیگیر بودیم و از آیتالله هاشمی هم خواستیم تا برای رفع اين مشکل کمک کند؛ مشکل همان شب حل شد. نمیدانستم به چه طریقی اما چند ماه بعد که با تیم تدوین کتاب دیداری با او داشتیم آقای هاشمی گفت خودش به وزیر تلفن زده و گفته است نمیدانستم که کتاب زندگی من را هم توقیف میکنی... و گره کار اینگونه باز شده بود.
http://uupload.ir/files/bpdk_photo_2017-06-18_16-24-48.jpg
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
چالشهای تاریخنگاری: قسمت چهارم
لطفا از تاریخ فتوشاپی دست برداريد!
کتاب روايتي از زندگی و زمانه آيتالله هاشمی رفسنجانی، مجوز چاپ گرفته بود و با حضور هاشمی و وزیر وقت ارشاد جنتی و جمعي ديگر رونمایی شد. روزهاي بعد، برگهي اعلام وصول که همان مجوز پخش کتاب است را ندادند و گفتند آقای وزیر گفته باید عکس پشت جلد کتاب عوض شود؛ با اين حال عملا كتاب يك روز پس از رونمايي، توقيف شد.
عکس پشت جلد همین عکسی است که در پیوست این یادداشت آمده؛ عکسی که آيتالله منتظری نیز در آن حاضر است همراه با عكس ديگري كه با دخالت مورخان فتوشاپیست مخدوش شده و در برخي رسانههاي مدعی ارزشمداری منتشر شد.
در این سالها که مجموعههای تاریخ مصور را کار میکنیم از این نمونهها فراوان تجربه کردهایم، از حذف افراد در تصاویر گرفته تا حذف سیگار از دست یک شخصیت سیاسی تا جابهجا کردن تصاویری که در راهپیماییهای انقلاب در دست تظاهرکنندگان است و...
دو سال پیش چالش جدید انقلاب را جنگ روایتهای تاریخی نامیدم که هر روز شدت بیشتری میگیرد و تاکید کردم: «در سطح ملی، پشتوانهی پیروزی در این نبرد جدید، اعتماد مردم است. اگر خدایناکرده اعتماد مردم به روایتهای تاریخی داخلی از دست برود و به حساب روایتهای خارجی و مخالف نظام واریز شود آنوقت حتی اگر تمام آنچه میگویند دروغ باشد، سخت بتوان پیروز این نبرد شد.»
نکته اینجاست كه در فضای رسانه و روایت هیچ چیزی ارزشمندتر از اعتماد مخاطب نیست و نباید هیچ موضوع و شخصیتی بهانه قرار گیرد تا تحریفی در تاريخ انجام شود. درواقع اگر اعتماد مخاطب از بین برود اعتباری نیز برای آن موضوعها و شخصیتها باقی نمیماند. اعتماد بسيار سخت و تدريجي بهدست ميآيد اما ممكن است در يك لحظه فرو بريزد. اما فتوشاپکاران عامدانه یا غافلانه ارزش این اعتماد را درک نمیکنند و به ترتیبی پیش میروند که بهتدریج از عکسهای انقلاب فقط تصاویری از امام باقی بماند.
برگردیم به ماجرایی که ابتدا اشاره کردم. کتاب زندگی و زمانه هاشمی رفسنجانی از ابتدای تحقیق تا تالیف و تدوین یک مسیر مستقل و خصوصی داشت و درک بالای آقای هاشمی در بهثمررسیدن این اثر مستقل نقش داشت. او با وجود آنکه تمام متن و تصاویر را به دقت دیده بود هیچکجا تقاضای حذف و اضافهكردن تصویری را نکرد. ما حتی جلد و پشت جلد را برای تایید به او نشان ندادیم؛ اما از طريقي به دستش رسیده بود و تنها آنجا بود که خواسته بود عکس پشت جلد کتاب تغییر کند و پیشنهادش این بود که عکس پیوست که برای او عکس مهمی بود و در داخل کتاب هم نیامده پشت جلد قرار بگیرد. میگفت هنگامیكه پس از ترور از بیمارستان مرخص شد اول به قم و دیدار آیتالله خمینی رفت تا از او بابت پیامش و نذر قربانی برای سلامتیاش تشکر کند. این عکس مربوط به همان دیدار در تاريخ 30 خرداد 58 است.
آنطور که شنیدم وزارت ارشاد با وجود آنکه عکسهای آیتالله منتظری و ديگران در کتاب فراوان است اما پشت جلد را بهنوعی ویترین کار میدیدند و نگران حاشیهسازی بودند. ما كه دچار شوك شده بوديم در تماس با دفتر وزير به هيچ نتيجهاي نرسيديم و ايشان مصرانه ميگفتند بايد جلد تغيير كند. اين كار مستلزم صرف هزينهي فراوان و وقت بسيار بود و عملا كتاب به نمايشگاه كتاب آن سال كه فرداي ماجرا شروع ميشد نميرسيد و اين در حالي بود كه عدهي فراواني در انتظار رسيدن صبح بودند تا كتاب را از نمايشگاه تهيه كنند. به شدت پیگیر بودیم و از آیتالله هاشمی هم خواستیم تا برای رفع اين مشکل کمک کند؛ مشکل همان شب حل شد. نمیدانستم به چه طریقی اما چند ماه بعد که با تیم تدوین کتاب دیداری با او داشتیم آقای هاشمی گفت خودش به وزیر تلفن زده و گفته است نمیدانستم که کتاب زندگی من را هم توقیف میکنی... و گره کار اینگونه باز شده بود.
http://uupload.ir/files/bpdk_photo_2017-06-18_16-24-48.jpg
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
📖این روزها که بحث درباره ۲۸ مرداد داغ شده، چی بخوانیم؟ کتاب محققانه دکتر محمدعلی موحد. «خواب آشفته نفت» دلیل اختلاف بین کاشانی و مصدق را تحریکاتِ مظفر بقایی و دیگران میداند (ص ۵۶۵ تا ۵۶۸) @ehsanname
🔹خانه پدری هوشنگ ابتهاج #سایه در محله استادسرای رشت. در سالهای قبل این خانه مهد کودک بود و حالا هم در آستانه تخریب است. واکنش دوستداران استاد را اینجا بخوانید
isna.ir/news/96032715490/
isna.ir/news/96032715490/
📚چهار سال پیش، در چنین روزی (۲۸ خرداد ۹۲) فهیمه رحیمی درگذشت؛ زنی با ۳۰ جلد و ۱۱۷۰۰ صفحه رمان که از ۶۹ تا ۹۱ نوشت و نسلی از خوانندگان ادبیات، خواندن را با آثار او شروع کردند @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Rabanaa
Shajarian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ زمزمه شعر «خزانی» #مهدی_اخوان_ثالث (از دفتر «آخر شاهنامه») توسط دکتر شریعتی. امروز (۲۹ خرداد) چهلمین سالگرد خاموشی دکتر علی شریعتی است @ehsanname
✉️ ۲۸۶ ناشر و ۹۴ کتابفروش در نامهای به وزیر ارشاد خواستهاند تا دکتر سیدعباس صالحی، در مقام معاونت فرهنگی وزارت ارشاد ابقا شود.
goo.gl/CQ7RsV
در این نامه آمده است: «در چهار سال گذشته و از آغاز به کار دکتر صالحی در آن وزارتخانه، به میزان زیادی از تنشهای حاکم بر فضای نشر کتاب در کشور کاسته شده است؛ کاهش اعمال سلیقهها در حوزۀ ممیزی کتاب، باور توانمندی فعالان عرصهی نشر به حل و فصل مشکلاتشان، همراهی در واسپاری امور نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به صنف، کاهش زمان صدور مجوز کتاب، اتخاذ شیوههای صحیحتر توزیع یارانهها، نمونههایی از رویکرد مثبت چهار سال گذشته در این حوزه است.» متن کاملِ نامه و فهرست اسامی امضاکنندگان در اینجا 👇
ilna.ir/fa/tiny/news-501938
goo.gl/CQ7RsV
در این نامه آمده است: «در چهار سال گذشته و از آغاز به کار دکتر صالحی در آن وزارتخانه، به میزان زیادی از تنشهای حاکم بر فضای نشر کتاب در کشور کاسته شده است؛ کاهش اعمال سلیقهها در حوزۀ ممیزی کتاب، باور توانمندی فعالان عرصهی نشر به حل و فصل مشکلاتشان، همراهی در واسپاری امور نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به صنف، کاهش زمان صدور مجوز کتاب، اتخاذ شیوههای صحیحتر توزیع یارانهها، نمونههایی از رویکرد مثبت چهار سال گذشته در این حوزه است.» متن کاملِ نامه و فهرست اسامی امضاکنندگان در اینجا 👇
ilna.ir/fa/tiny/news-501938
📌نظر کارشناس وزارت فرهنگ و هنرِ پهلوی: چاپ دو نمایشنامه از محسن یلفانی بلامانع، اما خواندنش اتلاف وقت است!
@ehsanname
از توئیتر محمدرضا هدایتی
@ehsanname
از توئیتر محمدرضا هدایتی
📸 یک کتابخانه روستایی کانون پرورش فکری در استان کرمانشاه
@ehsanname
باقی گزارش تصویری اینجا
kanoonnews.ir/NSite/FullStory/Photo/?Serv=122&Id=269362
@ehsanname
باقی گزارش تصویری اینجا
kanoonnews.ir/NSite/FullStory/Photo/?Serv=122&Id=269362
❌ این شعر از شریعتی نیست
@ehsanname
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمیخواهم بدانم کوزهگر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت؟
ولی بسیار مشتاقم،
که از خاک گلویم سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی،
دَم گرمِ خوشش را بر گلویم سخت بفشارد،
و خوابِ خفتگان خفته را آشفتهتر سازد.
بدینسان بشکند در من،
سکوت مرگبارم را...
این شعر معروف به خاطر چاپ در پشت جلد یکی از آثار مرحوم دکتر علی شریعتی به نام او شهرت پیدا کرده و حتی در کتابهایی هم با نام او چاپ شده است. مثلا در کتاب «دفترهای سبز – کویریات» که مجموعه اشعار شریعتی است (انتشارات نگاه امروز و اندیشه خوارزمی، ۱۳۸۵) این شعر هم آمده (صفحه ۱۱۲).
goo.gl/YWC1Tz
اما واقعیت این است که این شعر از یک شاعر آذربایجانی با نام سیدمرتضی موسوی اهری است. این شاعر در سال ۱۳۵۴ و در ۳۳سالگی درگذشت و خودش فقط اشعارش را در نشریات منتشر کرد، اما سال ۱۳۶۵ که دوستانش مجموعهای از اشعار او چاپ کردند، همین نام «سوتک» را بر آن گذاشتند. به علاوه در بعضی از گزیدهها هم این شعر با نام موسوی اهری درج است. به عنوان نمونه در «صدای شعر معاصر» گردآورده احد منطقی و بهمن مهآبادی (تبریز، انتشارات تلاش، ۱۳۷۸) صفحه ۳۸۷.
در کانال تلگرامی مجله «سفینه تبریز» میتوانید اطلاعات بیشتری درباره موسوی اهری پیدا کنید
https://t.me/Safinehyetabriz/206
@ehsanname
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمیخواهم بدانم کوزهگر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت؟
ولی بسیار مشتاقم،
که از خاک گلویم سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی،
دَم گرمِ خوشش را بر گلویم سخت بفشارد،
و خوابِ خفتگان خفته را آشفتهتر سازد.
بدینسان بشکند در من،
سکوت مرگبارم را...
این شعر معروف به خاطر چاپ در پشت جلد یکی از آثار مرحوم دکتر علی شریعتی به نام او شهرت پیدا کرده و حتی در کتابهایی هم با نام او چاپ شده است. مثلا در کتاب «دفترهای سبز – کویریات» که مجموعه اشعار شریعتی است (انتشارات نگاه امروز و اندیشه خوارزمی، ۱۳۸۵) این شعر هم آمده (صفحه ۱۱۲).
goo.gl/YWC1Tz
اما واقعیت این است که این شعر از یک شاعر آذربایجانی با نام سیدمرتضی موسوی اهری است. این شاعر در سال ۱۳۵۴ و در ۳۳سالگی درگذشت و خودش فقط اشعارش را در نشریات منتشر کرد، اما سال ۱۳۶۵ که دوستانش مجموعهای از اشعار او چاپ کردند، همین نام «سوتک» را بر آن گذاشتند. به علاوه در بعضی از گزیدهها هم این شعر با نام موسوی اهری درج است. به عنوان نمونه در «صدای شعر معاصر» گردآورده احد منطقی و بهمن مهآبادی (تبریز، انتشارات تلاش، ۱۳۷۸) صفحه ۳۸۷.
در کانال تلگرامی مجله «سفینه تبریز» میتوانید اطلاعات بیشتری درباره موسوی اهری پیدا کنید
https://t.me/Safinehyetabriz/206
Forwarded from احساننامه
Rabanaa
Shajarian
📚 کتابهایی که درباره شهید حسن طهرانیمقدم، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و از بنیانگذاران صنعت موشکی ایران نوشته شده است @ehsanname
🔹چند برش از نسبت نسل چهارمیها و ادبیات
احسان رضایی
@ehsanname
✍متولدین دهه هفتاد، یا نسل چهارم، نسلی شگفتانگیز و دوستداشتنی هستند که فلسفه، فکر، سبک زندگی و ابزار و وسایل مخصوص خودشان را دارند و در همه چیز، صاحب سبک و سلیقه هستند. از جمله در ادبیات، نسبت دهه هفتادیها با ادبیات کاملا با ارتباط بقیه نسلها با ادبیات متفاوت است. همانقدر که تکیهکلامها و اصطلاحات دهه هفتادیها برای بزرگترها عجیب و نامانوس و مریخی به نظر میرسد، ادبیات و آثار ادبیِ محبوب نسلهای دیگر هم برای آنها کسالتبار است.
✍اگر نسلهای قبل کتاب خواندن را با ذبیحالله منصوری و ژول ورن شروع میکردند، هفتادیها نوجوانیشان را با هری پاتر و دامبلدور و هاگوارتز گذراندند و منتظر ماندند تا تکلیف لرد ولدمورت روشن شود. ژانر محبوب این نسل، ادبیات فانتزی است. اصلا با استقبالی که نسل چهارمیها از ادبیات فانتزی کردند، چند ناشر تخصصی برای ترجمه و انتشار آثار این حوزه تاسیس شد.
✍در ادبیات ایرانی، نسل قبل آثار فهیمه رحیمی و م. مودبپور و «بامداد خمار» را پرفروش کردند. اما این نسل «چراغها را من خاموش میکنم» زویا پیرزاد را پسندیدند و باعث به راه افتادن موجی از زنانهنویسیها شدند که کاملا مدرنتر از آثار دهه قبل بود و تماس این نسل با دهکده جهانی و اطلاعشان از ادبیات روز را نشان میدهد.
✍در شعر هم اول شعر سپید و ترجمه رونق گرفت. اما بعد، دوباره موجی جدید از غزلِ نو و شعر کلاسیک توانست راه خودش را در دل مخاطبان دهه هفتادی باز کند. این نوع از شعر، دو خصوصیت عمده دارد: اولا مناسبتی است و برای هر اتفاق خوب و بدی میتواند محصولی ارایه بدهد و در ثانی، از عشق میگوید و همان موضوعات مناسبتی را هر جور شده به عشق ربط میدهد. مثلا اگر توفانی درگرفت، آن را با وضع دل توفانزدۀ شاعر بعد از بیمحلی معشوق مقایسه میکند.
✍ابزارِ خواندن نسل جدید، شبکههای اجتماعی است. این شبکهها با دو خصوصیتِ محدودیت حجم مطالب و نیز سرعت بالایشان، دهه هفتادیها را به سمت ادبیات مینیمال بردهاند. آنها متنهای بلند را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکنند و شعرها را هم معمولا به صورت تک بیت و دو بیت میخوانند. اینطوری بخشی از شعر کلاسیک دوباره در موبایلها دست به دست شد و شعرایی که قبلا خواص سراغشان را میگرفتند، مثل صائب و بیدل که به خاطر ویژگی سبک هندی، شعرشان پر از تک بیتهای ناب است، دوباره در شبکههای اجتماعی پرطرفدار شدند.
✍این سرعت، یک جای دیگر هم خودش را نشان میدهد: در دستیابی به اطلاعات. زمانی تنها راه رسیدن به گنجینه ادبیات، کتابخانهها بود. اما دهه هفتادیها، با شبکه جهانی اینترنت همیشه یک کتابخانه سیار همراه خودشان دارند. این سادگی اما یک مشکل دارد. وقتی کسی اینقدر سریع بتواند هر چیزی را پیدا کند، وقتی فقط برود سراغ صفحه فلان، پاراگرف چندم از یک کتاب، آن وقت طبیعی است که دیگر نخواهد کل کتاب را بخواند. و وقتی کل کتاب را نخوانده یا حتی ورق نزده باشی، کمکم ارتباطت را با صاحب اثر از دست میدهی. از هر کس چندتا بیت یا حرف خوب در خاطرت میماند، اما اینکه طرف منظومه فکریاش چیست، از چه سبک و شگردی استفاده میکند، فرق او با دیگر ادیبان چیست، ... و چیزهایی مثل این را هرگز نخواهی دانست.
✍شیوه جستجو و بازیابی اطلاعات ادبی هم در این نسل متفاوت است. نسلهای قبلی، بیتها و مثالها را معمولا بر اساس موضوع توی ذهنشان دستهبندی میکنند، اما ذهن جوانهای امروزی مثل گوگل عمل میکند و دنبال کلمه موردنظر در شعر و ادبیات میگردد. مثلا بعد از مصاف تیم استقلال با العین، یک پرسپولیسی میانسال برای کریخوانی سراغ چیزی نظیر این شعر خیام میرود: «پایان سخن شنو که ما را چه رسید/ از خاک برآمدیم و بر باد شدیم»، اما دوستان جوانتر از اشعاری استفاده میکنند که در آنها عدد ۶ باشد: «شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت ...» یا مشابهش.
✍ویژگی دیگر این نسل نحوه نقد و قضاوتشان درباره آثار ادبی است. در قدیم، انتخاب کتاب و نویسنده تا حد زیادی تابعِ نظر اطرافیان و دوستان بود، اما دهه هفتادیها این محذور را ندارند. آنها راحت و با صراحت نظر میدهند که از فلان کتاب و بهمان داستان خوششان آمد یا نیامد. گروهها و فورومهای اینترنتی طرفداری از آثار به آنها دوستان جدیدی میدهد که بتوانند در مورد هر اثر مورد علاقه حرف بزنند. امکان مواجهه مستقیم با نویسندگان و مترجمان در فضای مجازی را هم دارند. همین، به دهه هفتادیها اجازه میدهد آثار مطلوبشان را راحتتر و با دست باز انتخاب کنند. آنها درست به همان اندازه که در معرض خطر نگاه سطحی به ادبیات هستند، میتوانند لذت شخصی و منحصر به فردی از ادبیات ببرند که نسلهای دیگر امکانش را نداشتند.
@ehsanname
📌بخشهایی از مطلب «نسلِ دریاب دمی» در شماره ۵۲ هفتهنامه «کرگدن»
احسان رضایی
@ehsanname
✍متولدین دهه هفتاد، یا نسل چهارم، نسلی شگفتانگیز و دوستداشتنی هستند که فلسفه، فکر، سبک زندگی و ابزار و وسایل مخصوص خودشان را دارند و در همه چیز، صاحب سبک و سلیقه هستند. از جمله در ادبیات، نسبت دهه هفتادیها با ادبیات کاملا با ارتباط بقیه نسلها با ادبیات متفاوت است. همانقدر که تکیهکلامها و اصطلاحات دهه هفتادیها برای بزرگترها عجیب و نامانوس و مریخی به نظر میرسد، ادبیات و آثار ادبیِ محبوب نسلهای دیگر هم برای آنها کسالتبار است.
✍اگر نسلهای قبل کتاب خواندن را با ذبیحالله منصوری و ژول ورن شروع میکردند، هفتادیها نوجوانیشان را با هری پاتر و دامبلدور و هاگوارتز گذراندند و منتظر ماندند تا تکلیف لرد ولدمورت روشن شود. ژانر محبوب این نسل، ادبیات فانتزی است. اصلا با استقبالی که نسل چهارمیها از ادبیات فانتزی کردند، چند ناشر تخصصی برای ترجمه و انتشار آثار این حوزه تاسیس شد.
✍در ادبیات ایرانی، نسل قبل آثار فهیمه رحیمی و م. مودبپور و «بامداد خمار» را پرفروش کردند. اما این نسل «چراغها را من خاموش میکنم» زویا پیرزاد را پسندیدند و باعث به راه افتادن موجی از زنانهنویسیها شدند که کاملا مدرنتر از آثار دهه قبل بود و تماس این نسل با دهکده جهانی و اطلاعشان از ادبیات روز را نشان میدهد.
✍در شعر هم اول شعر سپید و ترجمه رونق گرفت. اما بعد، دوباره موجی جدید از غزلِ نو و شعر کلاسیک توانست راه خودش را در دل مخاطبان دهه هفتادی باز کند. این نوع از شعر، دو خصوصیت عمده دارد: اولا مناسبتی است و برای هر اتفاق خوب و بدی میتواند محصولی ارایه بدهد و در ثانی، از عشق میگوید و همان موضوعات مناسبتی را هر جور شده به عشق ربط میدهد. مثلا اگر توفانی درگرفت، آن را با وضع دل توفانزدۀ شاعر بعد از بیمحلی معشوق مقایسه میکند.
✍ابزارِ خواندن نسل جدید، شبکههای اجتماعی است. این شبکهها با دو خصوصیتِ محدودیت حجم مطالب و نیز سرعت بالایشان، دهه هفتادیها را به سمت ادبیات مینیمال بردهاند. آنها متنهای بلند را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکنند و شعرها را هم معمولا به صورت تک بیت و دو بیت میخوانند. اینطوری بخشی از شعر کلاسیک دوباره در موبایلها دست به دست شد و شعرایی که قبلا خواص سراغشان را میگرفتند، مثل صائب و بیدل که به خاطر ویژگی سبک هندی، شعرشان پر از تک بیتهای ناب است، دوباره در شبکههای اجتماعی پرطرفدار شدند.
✍این سرعت، یک جای دیگر هم خودش را نشان میدهد: در دستیابی به اطلاعات. زمانی تنها راه رسیدن به گنجینه ادبیات، کتابخانهها بود. اما دهه هفتادیها، با شبکه جهانی اینترنت همیشه یک کتابخانه سیار همراه خودشان دارند. این سادگی اما یک مشکل دارد. وقتی کسی اینقدر سریع بتواند هر چیزی را پیدا کند، وقتی فقط برود سراغ صفحه فلان، پاراگرف چندم از یک کتاب، آن وقت طبیعی است که دیگر نخواهد کل کتاب را بخواند. و وقتی کل کتاب را نخوانده یا حتی ورق نزده باشی، کمکم ارتباطت را با صاحب اثر از دست میدهی. از هر کس چندتا بیت یا حرف خوب در خاطرت میماند، اما اینکه طرف منظومه فکریاش چیست، از چه سبک و شگردی استفاده میکند، فرق او با دیگر ادیبان چیست، ... و چیزهایی مثل این را هرگز نخواهی دانست.
✍شیوه جستجو و بازیابی اطلاعات ادبی هم در این نسل متفاوت است. نسلهای قبلی، بیتها و مثالها را معمولا بر اساس موضوع توی ذهنشان دستهبندی میکنند، اما ذهن جوانهای امروزی مثل گوگل عمل میکند و دنبال کلمه موردنظر در شعر و ادبیات میگردد. مثلا بعد از مصاف تیم استقلال با العین، یک پرسپولیسی میانسال برای کریخوانی سراغ چیزی نظیر این شعر خیام میرود: «پایان سخن شنو که ما را چه رسید/ از خاک برآمدیم و بر باد شدیم»، اما دوستان جوانتر از اشعاری استفاده میکنند که در آنها عدد ۶ باشد: «شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت ...» یا مشابهش.
✍ویژگی دیگر این نسل نحوه نقد و قضاوتشان درباره آثار ادبی است. در قدیم، انتخاب کتاب و نویسنده تا حد زیادی تابعِ نظر اطرافیان و دوستان بود، اما دهه هفتادیها این محذور را ندارند. آنها راحت و با صراحت نظر میدهند که از فلان کتاب و بهمان داستان خوششان آمد یا نیامد. گروهها و فورومهای اینترنتی طرفداری از آثار به آنها دوستان جدیدی میدهد که بتوانند در مورد هر اثر مورد علاقه حرف بزنند. امکان مواجهه مستقیم با نویسندگان و مترجمان در فضای مجازی را هم دارند. همین، به دهه هفتادیها اجازه میدهد آثار مطلوبشان را راحتتر و با دست باز انتخاب کنند. آنها درست به همان اندازه که در معرض خطر نگاه سطحی به ادبیات هستند، میتوانند لذت شخصی و منحصر به فردی از ادبیات ببرند که نسلهای دیگر امکانش را نداشتند.
@ehsanname
📌بخشهایی از مطلب «نسلِ دریاب دمی» در شماره ۵۲ هفتهنامه «کرگدن»
❌پدیدۀ کتابهای افست با شناسنامۀ جعلی:
کتاب «عشق سالهای وبا» مارکز؛ ترجمۀ مهناز سیف طلوعی به اسمِ بهمن فرزانه و سال چاپ ۱۳۵۲ (۱۲ سال پیش از نوشتن کتاب) تکثیر شده است.
عکس از مهر @ehsanname
کتاب «عشق سالهای وبا» مارکز؛ ترجمۀ مهناز سیف طلوعی به اسمِ بهمن فرزانه و سال چاپ ۱۳۵۲ (۱۲ سال پیش از نوشتن کتاب) تکثیر شده است.
عکس از مهر @ehsanname
🔹غلط تایپی در اسم جی کی رولینگ (که JA Rowling شده) و اسم کتاب اول هری پاتر (از Philosopher’s یک o جا افتاده) در چاپهای اول
@ehsanname
دیگر غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ نشر:
isna.ir/news/96032916964/
@ehsanname
دیگر غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ نشر:
isna.ir/news/96032916964/
Forwarded from احساننامه
Rabanaa
Shajarian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 ۳۱ خرداد سالروز تولد استاد عزتالله انتظامی است. اینجا استاد از کتابخوان شدنش میگوید - کاری از کیوان مهرگان @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Rabanaa
Shajarian
احساننامه
🔹غلط تایپی در اسم جی کی رولینگ (که JA Rowling شده) و اسم کتاب اول هری پاتر (از Philosopher’s یک o جا افتاده) در چاپهای اول @ehsanname دیگر غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ نشر: isna.ir/news/96032916964/
🔹سال ۱۶۳۱ انجیلی چاپ شد که در بخش ده فرمان (سِفر خروج باب ۲۰)، فرمان «زنا مکن» با جا افتادن not برعکس شده بود. این چاپ به انجیلِ شرور معروف است @ehsanname
غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ:
goo.gl/4y41Po
غلطهای تایپی وحشتناکِ تاریخ:
goo.gl/4y41Po