احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
چند رباعی از نیما یوشیج در منقبت امیرالمؤمنین(ع) به خط خود نیما @ehsanname
Forwarded from شین ☔️🖤
مصطفی ملکیان می‌گوید: «بارها شنيده‌ام كه مي‌گويند اين صدا لايق اين مجلس نيست، من اينها را نمي‌فهمم. سكوت لايق جلسه دعاست ما در مجلس دعا بايد واقعاً سكوت داشته باشيم و اطراف خودمان را تاريك كنيم تا بتوانيم سكوت همه جانبه داشته باشيم و در خودمان فرو برويم. هر چه اين سكوت‌ها را بيشتر آرزو كنيم من گمانم بر اين است كه صداي خدا بيشتر در درون شنيده مي‌شود. باز من از تعبير آگوستين قديس استفاده مي‌كنم. او مي‌گفت: «گاهي خداوند به من مي‌گويد كمي آهسته‌تر، من هم دارم حرف مي‌زنم.» ما واقعاً اينگونه‌ايم كه هيچگاه امان نمي‌دهيم كه صداي خدا به گوش ما برسد. صداي خدا را فقط در سكوت مي‌توان شنيد و نه در سخن گفتن كه مرسوم شده است، با بدترين محتويات و دون‌ترين خواسته‌ها و ناسازگارترين آواها براي مجلس دعا و مجلس معنا. در مجلس معنا، در سكوت صدا هم هست ولي صدايي بسيار نرم و بسيار لطيف. من بارها گفته‌ام كه اگر من خودم مي خواستم مجلس دعا برگزار كنم مي‌گفتم كه بلندگو را قطع كنيد، نه اينكه وقت دعا آن را دو برابر و سه برابر كنيد. اينها به دليل اين است كه توجه ما كم است و اينها همه‌اش به خاطر اين است كه ما #معنويت دين را فداي فرم‌هاي دين مي كنيم ... حضرت علي‌بن‌ابيطالب در باب ابوذر مي‌فرمايند: «در گذشته يك برادر ايماني داشتم كه از بس دنيا در نظرش حقير بود، نزد من عظيم مي‌نمود. شكمش بر او هيچ سلطه‌اي نداشت زيرا هيچ غذايي نبود كه او هوس آن را بكند و هيچ غذايي هم نبود كه آن را بيابد از آن فراوان بخورد ... (يكي از ويژگي هايش نيز اين بود:) فراوان مي‌شد كه ديگران در كلام بر او غلبه كنند ولي كسي در سكوت بر او غلبه نمي‌كرد.»

@mmoeeni1
احسان‌نامه
🌕 حواشی نوبل باب دیلن، بالاخره با تحویل فایل صوتیِ سخنرانی او به آکادمی تمام شد. او در این سخنرانی از تاثیر سه شاهکار ادبی بر روی ترانه‌هایش گفته: اودیسه، موبی‌دیک و در جبهه غرب خبری نیست @ehsanname
🌕 ماجراهای کشدارِ یک نوبل
@ehsanname
بعد از ماه‌ها حاشیه، بالاخره باب دیلن هفته پیش فایل صوتی سخنرانی‌اش برای دریافت جایزه نوبل ادبیات را به آکادمی سوئدی تحویل داد تا فکر کنیم داستان نوبل عجیب و غریب ۲۰۱۶ تمام شده است. اما ظاهرا اینطوری نیست و ماجرا ادامه دارد. جدیدترین قسمت این داستان دنباله‌دار، اتهام کپی‌کاری در سخنرانی باب دیلن است.
goo.gl/tBppwH
باب دیلن در نطقش از سه کتاب به عنوان منبع الهام برای ترانه‌هایش اسم آورده بود؛ یکی‌شان «موبی دیک» اثر کلاسیکِ هرمان ملویل. بررسی نقل‌قول‌های او از این کتاب نشان می‌دهد که ظاهرا استاد خود کتاب را نخوانده و مطالب سخنرانی را از خلاصه کتاب در سایت SparkNotes برداشته است. SparkNotes یکی از سایت‌های راهنمای ادبی است که اطلاعاتی مثل خلاصه داستان، شخصیت‌ها و نقل‌قول‌هایی از کتاب ارایه می‌دهد.
sparknotes.com/lit/mobydick/

ماجرا اینطوری شروع شد که بن گرینمن، داستان‌نویس آمریکایی در وبلاگش گفت در سخنرانی باب دیلن یک نقل‌قولی جعلی از «موبی دیک» هست. او نوشت جمله‌ «بعضی‌ها بعد از جراحت، به سمت خدا هدایت می‌شوند و برخی به سوی تلخی» را دیلن از «موبی دیک» نقل کرده، اما او چنین جمله‌ای را به یاد نداشته، اول فصل ۱۲۶ را که حدس زده جمله برای آنجاست گشته و بعد کل کتاب را، بعد هم در اینترنت و روی نسخه کیندل کتاب جستجو کرده و چنین جمله‌ای را پیدا نکرده که نکرده.
occasional-things.blogspot.com/2017/06/a-whale-of-tale.html

یک هفته بعد، نویسنده مجله Slate نشان داد که تنها نقل‌قول اشتباه از «موبی دیک» این جمله نیست. بلکه از ۷۸جمله دیلن در سخنرانی‌اش درباره کاپیتان ایهب و شکار نهنگ،‌ بسیاری از جملات در کتاب ملویل نیست اما در خلاصه‌ای که سایت SparkNotes آورده هست. در این مقاله، جدول شباهت‌های ۱۱جمله از سخنرانی باب دیلن و متن SparkNotes نشان داده شده.
slate.com/articles/arts/culturebox/2017/06/did_bob_dylan_take_from_sparknotes_for_his_nobel_lecture.html

هنوز باب دیلن یا آکادمی نوبل در این باره حرفی نزده‌اند. ولی احتمالاً این داستان ادامه دارد.
📝 بررسی شباهت‌های مشکوک اشعار یک کتاب با چند مجموعه شعر و دفاع شاعر، در روزنامه «ایران» امروز (۲۴ خرداد ۱۳۹۶)
@ehsanname
نسخه متنی در اینجا
iran-newspaper.com/newspaper/BlockPrint/187274
عجیب‌ترین سرقت ادبی تاریخ
@rhsanname
نیم قرن قبل، شاعری به نام کاظم غواصی پیدا شد که غزل‌های حزین لاهیجی را که آن روزها هنوز نسخهٔ چاپی خوبی از دیوان او منتشر نشده نبود، با جایگذاری تخلّص خود (غواص) به جای «حزین» و به نام خود در نشریه‌های ادبی چاپ می‌کرد. این شاعر چنان مشهور شد که شهریار در ستایشش شعر گفت و نیما به دیدارش رفت (عکسی از او در کنار نیما هست: goo.gl/TYKkfJ)... تا اینکه سرانجام استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در هنگام پژوهش دربارۀ حزین لاهیجی و بررسی نسخه‌های خطی شعر او، پی به ماجرا برد و سرقت ادبی او را فاش کرد. ماجرا را به روایت خود استاد شفیعی کدکنی - که عمرش دراز باد- از مقاله‌ای دربارۀ تخلّصِ شاعران بخوانید:
@ehsanname
«... فلسفه پیدایش تخلّص در شعر فارسى، هر چه باشد، آنچه مسلم است این است که ادوارِ بعد، تخلّص یکى از ویژگی‌هاى اصلىِ شعر فارسى شده است و تقریباً لازمهٔ کار شاعران تلقى مى‌شده است. بعضى تصور کرده‌اند که تخلّص به منزله‌ٔ مُهرى است که مالکیتِ شاعر را بر اثر شعرى تثبیت مى‌کند و به همین دلیل، هر کسى که خواسته است شعرِ دیگرى را انتحال و سرقت کند اولین کارِ او تغییر تخلّص آن شعر بوده است. در همین عصر ما، یکى از شگفت‌انگیزترین نمونه‌هاى این کار اتفاق افتاد که سال‌ها نقل مجلس اهل ادب شده بود و اجمالِ آن این بود که در سالهاى بعد از کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شاعرى ظهور کرد با غزل‌هاى درخشان و حیرت‌آورى که تمامى اهل ادب انگشت به دهان شده بودند و با انتشار هر غزلش جمع کثیرى بر خیل عاشقان و شیفتگانِ او افزوده مى‌شد، بحدّى که نیما یوشیج، شاعر مخالفِ شعر سنتى، با اشتیاق و شیفتگى بسیار به دیدار او شتافت و استاد شهریار در ستایش او شعرها گفت از جمله خطاب به "گِلَک" شاعرِ گیلانى، در ضمن غزلى به مطلعِ: شعرِ "دهقانِ" تو خواندم؛ صله دارى گِلکا/ لیک، بى‌ربط، تو از من گِله دارى گِلکا... گفت:

گوهر من به قضاوتگه ِ «غوّاص» ببر
کعبه آنجاست اگر راحله دارى گِلَکا!

و نگارندهٔ این سطور که در آن ایام جوانى جوینده و پرتلاش بودم، در خیل ارادتمندانِ این استاد غزلِ معاصر قرار داشتم و در این سال‌ها (سالهاى حدود ۹-۱۳۳۸) که مسئول صفحه ادبىِ روزنامه خراسان مشهد بودم غالباً غزلهاى این استاد بزرگ را با احترام و شیفتگى بسیار در آنجا چاپ مى‌کردم و هم اکنون بُریده یکى از همان نوشته‌ها، برحسبِ تصادف از لاى یکى از کتاب‌هاى من درآمد و شاهد از غیب رسید. در آن یادداشت (که در شماره ۳۲۴۳ روزنامه خراسان مورخ ۱۳۳۹/۶/۲۷ چاپ شده است) نگارنده این سطور ارادت خود را به آن استاد غزل بدین‌گونه بیان داشته است: "کاظم غواصى از شاعران پُرمایه و ارجدارِ معاصر ایرانى است و شاید مُسن‌ترین آن‌ها باشد. شعر او یادآورِ احساسات شاعران سبک هندى است و تخیّلى بسیار لطیف دارد. با اینکه شعر بسیارى گفته هنوز به جمع‌آورى و چاپ آنها نپرداخته است. او مردى بى‌آلایش است و در شعرش یک صفاى حقیقى موج مى‌زند. آنچه ازو منتشر شده و دیده‌ایم غزل بوده و اکثر اشعارِ یک‌دست و روانى است. اینک غزلِ ذیل را که از آثارِ زیباى اوست به نظر خوانندگان ارجمند مى‌رسانیم:

باید همه تن طرفه نگاهى شد و برخاست
چون شمع، سراپا همه آهى شد و برخاست... الخ"

و این ارادت، بود و بود و هر روز بر آن مى‌افزود تا آنگاه که بر حسبِ تصادف و در طىّ بعضى از تذکره‌هاى قرن دوازدهم چاپ هند متوجه این انتحال شدم و ضمن مقالاتى آن را به اطلاع همگان رساندم و غائله آن "شاعر بزرگ" که کارش تغییرِ تخلّص حزین به غواص بود، خاتمه یافت. این شاعر مشهور تمام تخلّصهاى حزین را به غواص بدَل مى‌کرد و الحق درین کار مهارتى داشت، مثلاً در همان غزل، حزین گفته بود:

خون تو "حزین" تا به رَهِ عشق نخوابد
هر لاله ز خاکِ تو گواهى شد و برخاست

و این "شاعر بزرگ معاصر" آن را بدین گونه درآورده بود:

تا خون تو "غوّاص" درین راه نخوابد
هر لاله ز خاکِ تو گواهى شد و برخاست

یا حزین در غزل بسیار زیباى ذیل: کار رسوایىِ ما، حیف، به پایان نرسید/ نارسا طالعِ چاکى که به دامان نرسید ... گفته بود:

نَفَسِ صبحِ قیامت عَلَم افراشت "حزین!"
شبِ افسانه ما خوش که به پایان نرسید

و این "شاعر بزرگ معاصر" آن را بدین گونه تغییر داده بود:

نَفسِ صبحِ قیامت زده رایَت "غواص"
شبِ افسانه ما خوش که به پایان نرسید

از همین تغییرات مى‌توان به میزان مهارت این گوینده پى بُرد و حق این است که بپذیریم او خود اصالتاً هم شاعر توانایى بوده است و مقدارى شعر از خودش داشته ولى به چه دلیل تصمیم به این سرقتِ بى‌نظیر تاریخى گرفته، این موضوع هنوز هم، به روشنى، بر بنده معلوم نشده است.»

📌از مقاله «روانشناسی اجتماعی شعر فارسی» مجله «بخارا» شماره۳۲ (مهر و آبان ۱۳۸۲) ص ۴۶ تا ۶۶
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📸 تصویری قدیمی از ایوان حرم امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف، سال ۱۲۹۵ شمسی @ehsanname
احسان‌نامه
😁داستانک‌های ترسناک استیفن کینگ در توئیتر با مضمون ادعای ترامپ مبنی بر شنود تلفن‌هایش توسط اوباما: «ترامپ باید بداند اوباما هرگز کاخ سفید رو ترک نکرد! اون توی کمد قایم شده! قیچی هم داره!» @ehsanname
🔹ادامه ماجرای ترامپ و نویسندگان- استیفن کینگ نوشت ترامپ بلاکش کرده: «ترامپ من را از خواندن توییت‌هایش محروم کرده. خودم را می‌کشم!» رولینگ نوشته: «من هنوز دسترسی دارم. برایت دایرکت می‌کنم!» @ehsanname
Forwarded from majidjalise (مجید جلیسه)
📈سهم کتابهای کمک درسی از بازار کتاب ایران چقدر است؟
👇👇👇👇
@majidjaliseh
حقیقتِ من کجاست؟
روزگاری ساکن شهری بودم و اینک قرن‌هاست سرگشته‌ی بیابان الیاسم! شما من را از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. خون از شمشیرم چکاندید و سرهای دشمنان به تیغ ذوالفقارم بریدید. قلعه‌گیر و خندق‌گذار و معجزه‌سازم کردید. شاهِ مردان و شیر خدا گفتید. از زمینم به چهارم آسمان بردید. به خدایی رساندید. پدر خاک و خون خدا خواندید. درِ شهرِ علمم خواندید و از آن در به درون نرفتید. ...

شما با من چه کردید؟
سوگند خوردید به فرق شکافته‌ی من برای رواج سکه‌های قلب‌تان! به ذوالفقار خون‌چکان برای کشتن روح زندگی! و اشک ریختید بر مظلومیت من تا ساده‌دلان را کیسه تهی کنید! ... به شمارِ بارهایی که به نامم سوگند خوردی برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا، به همان شمار که دانستم و به رویت نیاوردم، شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. ذوالفقار این است نه تیغ دودم!
...
شما با من چه کردید؟
ای شما که دوستداران منید! من کجا هستم؟ بر صحنه‌ی شما، حقیقتِ من کجاست؟ حذفم می‌کنید به خاطر نیکی‌هایم. و با من، نیکی را حذف می‌کنید. آری ـ نیکی بر صحنه‌ی شما مرده! و اگر قاتل نیک‌مردی بودم، با سربلندی نشان می‌دادید! شما که دوستداران منید با من چنین کنید، دشمنانم چه باید بکنند؟

شما با من چه کردید؟
بزرگم کردید برای حذفم! راستی که من انسان بودم پیش از آن‌که به آسمان برین برانیدم. چنین است که صحنه‌ها از ابن‌ملجم پر است و از علی خالی!


برشی از کتاب «مجلس ضربت‌زدن (نمایشنامه)». نوشته‌ی بهرام بیضایی
https://t.me/mohsenhesammazaheri/284
@mohsenhesammazaheri
Forwarded from احسان‌نامه
برگی از نسخه خطی رباعیات ابوسعید ابوالخیر، کتابت شده در ۱۲۹۷ قمری، موجود در کتابخانه ملی، با پیشنهاد رباعیاتی برای خواندن در مناجات @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
متن رباعیات مندرج در صفحه ۲۴ از نسخه خطی رباعیات ابوسعید ابوالخیر، کتابت شده در ۱۲۹۷ قمری، با شماره ۱۰۵۷۰۰۲ کتابخانه ملی ایران 👇
@ehsanname
به جهت احضار مطلوب و دریافت مقصود نیز مناسب است بخواند، به اسمِ یا منتقم:
ای ناله گرت دمیست اظهاری کن
وآن غافل مست را خبرداری کن
ای دست محبت ولایت بدر آی
وی باطن شرع دوستی کاری کن

گر من گنه روی زمین کردستم
عفو تو امید آنکه گیرد دستم
گفتی که به روز عجز دستت گیرم
عاجزتر ازین مخواه که اکنون هستم

یا رب ز دو کون بی‌نیازم گردان
وز افسر فقر بی‌نیازم گردان
در راه طلب محرم رازم گردان
راهی که نه سوی تست بازم گردان

به جهت آمرزش گناهان هر که این رباعی را ورد خود سازد کفّارۀ گناهان شود و سیئات به حسنات مبدّل گردد و در وقت مناجات هم بخواند:
دارم گنهی ز قطرۀ باران بیش
از شرمِ گنه فکنده‌ام سر در پیش
آواز آمد که غم مخور ای درویش
تو در خورِ خود کنی و ما در خورِ خویش
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
چهار قطعه برای شهادت امام علی بن ابیطالب و شب قدر

۱ - قسمتی از سخنرانی امام موسی صدر درباره نسبت ما و امام

۲ - مناجاتی از سید جواد ذبیحی

۳ - شرح بر قسمت پایانی وصیت‌نامه حضرت علی - آیت‌الله طالقانی

۴ - شب شهادت - ساخته لوریس چکناواریان

@qadahha
📸 تصویر محراب مسجد کوفه، محل ضربت خوردن حضرت علی(ع) در سال ۱۳۲۴ قمری ۱۲۸۵ شمسی - عکاس: ابوالقاسم نوری، از عکاسان پیشگام ایران @ehsanname
انتشار اسنادی جدید از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

عبدالله شهبازی
جمعه، ۲۶ خرداد ۱۳۹۶/ ۱۶ ژوئن ۲۰۱۷

پنج‌شنبه، ۱۵ ژوئن ۲۰۱۷/ ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ دفتر نشر اسناد تاریخی وزارت امور خارجه آمریکا ۱۷ جلد از اسناد تاریخی خود را منتشر کرد. ۱۳ جلد از این مجموعه مشتمل بر اسناد کنفرانس صلح پاریس ۱۹۱۹، یک جلد روابط با روسیه در ۱۹۱۹ و دو جلد اسناد روابط خارجی آمریکا در سال ۱۹۱۹ است.

مجلد دیگر، ضمایم اسنادی است که در سال ۱۹۸۹ در چارچوب انتشار اسناد روابط خارجی آمریکا منتشر شد و مشتمل بر اسناد روابط با ایران در دوران دولت دکتر محمد مصدق بود ولی در آن زمان این ضمایم انتشار نیافت. در اسناد منتشره در سال ۱۹۸۹ اسناد مرتبط با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کاملاً سانسور شده بود. بنگرید به یادداشت ۲۹ مهر ۱۳۹۵ در این باره:‌

https://t.me/abdollahshahbazi/3382

مشخصات جلد منتشرشده در سال ۱۹۸۹: ‌

Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X
Editors: Carl N. Raether, Charles S. Sampson
General Editor: John P. Glennon
United States Government Printing Office, Washington, 1989
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1952-54v10

اطلاعیه ۱۵ ژوئن ۲۰۱۷ دفتر نشر اسناد تاریخی وزارت خارجه آمریکا درباره انتشار اسناد جدید:‌

Press Release
Office of the Historian, Bureau of Public Affairs, United States Department of State
June 15, 2017
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/pressrelease

مشخصات مجلد ضمایم جلد ۱۰ اسناد وزارت خارجه آمریکا، سال‌های ۱۹۵۱- ۱۹۵۴ ایران، منتشره در ۱۵ ژوئن ۲۰۱۷/ ۲۵ خرداد ۱۳۹۶:

Foreign Relations of the United States, 1952-1954, Iran, 1951–1954
Editor: James C. Van Hook
General Editor: Adam M. Howard
United States Government Publishing Office, Washington, 2017
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran

این مجلد مشتمل بر ۳۷۵ سند تازه انتشار یافته است به شرح زیر:

عنوان کتاب:‌ روابط خارجی: ۱۹۵۲- ۱۹۵۴، ایران: ۱۹۵۱- ۱۹۵۴
شامل چهار بخش:‌
تلاش ایالات متحده برای درک مصدق. فوریه ۱۹۵۱- فوریه ۱۹۵۲. (اسناد ۱- ۶۶)

https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/ch1

بحران سیاسی ژوئیه ۱۹۵۲ [تیر ۱۳۳۱] ایران و پیامدهای آن. مارس ۱۹۵۲- فوریه ۱۹۵۳. (اسناد ۶۷- ۱۶۸)

https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/ch2

برنامه‌ریزی و اجرای عملیات تی‌پی آجاکس. مارس- اوت ۱۹۵۳. (اسناد ۱۶۹- ۳۰۸)

https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/ch3

پیامدهای عملیات تی‌پی آجاکس. سپتامبر ۱۹۵۳- دسامبر ۱۹۵۴. (اسناد ۳۰۹- ۳۷۵)

https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/ch4

—----------------------

برای آشنایی بیشتر با پیشینه انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بنگرید به:‌

گفتگو با روزنامه خراسان،‌ مورخ ۲۷ و ۲۸ مرداد ۱۳۹۴:

https://t.me/abdollahshahbazi/3180
https://t.me/abdollahshahbazi/3181

سِر شاپور ریپورتر و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران،‌ پائیز ۱۳۸۱):

https://t.me/abdollahshahbazi/3811

ریپورترها: توهم توطئه یا واقعیت تاریخی؟ (گفتگو با ماهنامه نسیم بیداری، اسفند ۱۳۹۱):

https://t.me/abdollahshahbazi/3812

سیمای خانوادگی جرج کندی یانگ، طراح و فرمانده کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (فصلنامه مطالعات تاریخی، زمستان ۱۳۸۲):

https://t.me/abdollahshahbazi/3809

@abdollahshahbazi
📝دو کاریکاتور مشابه از یک کاریکاتوریست، به فاصله یک ماه (مرداد و شهریور ۱۳۳۲). در یکی شاه شتر قربانی است و در دومی مصدق. داستانِ کودتا و سمت باد
@ehsanname
از کتاب «چرا توفیق را توقیف کردند؟» صفحه ۲۱