احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔹 متیو گودوین، استاد دانشگاه کنت در انگلیس گفته بود اگر حزب کارگر در انتخابات بالای ۳۸درصد رای بیاورد کتابش را می‌خورد، آنها ۴۰درصد رای آوردند و گودوین روی آنتن اسکای‌نیوز قولش را عملی کرد @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
پرنده ی قفسم من
که چند ثانیه هر روز
به میل میله پریدم
ولی ادامه ندادم

#غلامرضاطریقی
#غلامرضا_طریقی

از کتاب #شلتاق
#نشر_چشمه
@gholamrezatarighi
📖انتخابات ۸۸ و کتاب، از لیلی و مجنون تا ماکس وبر
@ehsanname

📚 اولین ماجرای انتخابات خرداد ۱۳۸۸ (goo.gl/F0YtSJ) که به حوزه کتاب مربوط بود، انتشار یادداشتی از فرهاد جعفری، نویسنده رمان پرفروش «کافه پیانو» بود که در آن جعفری یازده دلیلش را برای رای دادن به محمود احمدی‌نژاد ذکر کرده بود:
farsnews.com/newstext.php?nn=8803120277
این اظهار نظر، بازتاب‌ها فراوانی داشت و باعث بحث‌هایی له و علیه فرهاد جعفری شد. حتی شنیده شد کسانی «کافه پیانو»های خریداری‌شده خودشان را به کتابفروشی‌ها برگرداندند. البته که این حرفها در فروش کتاب تاثیری نداشت و «کافه پیانو» تا مهر ۹۵ به چاپ ۴۷ رسید.

📚 در ابتدای مناظره محسن رضایی و میرحسین موسوی، موسوی متنی را درباره مناظره جنجالی خودش با محمود احمدی‌نژاد خواند که با عبارت «ادب مرد به ز دولت اوست» شروع می‌شد. این عبارت که اشتباهی به سعدی نسبت داده می‌شود، خیلی زود وارد فضای سیاسی کشور شد و بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفت. اصل آن عبارت تغیریافته مصرع دوم از بیتِ «بی‌ادب را به زر مگو که نکوست/ ادب مرد بهتر از زرِ اوست» از منظومه «لیلی و مجنون» سروده مکتبی شیرازی، شاعر متوفای ۹۱۶ قمری است. تصحیحی از این منظومه توسط حسن ذوالفقاری و حسن ارسطو، منتشر شده است.

📚 در فضای ملتهب بعد از انتخابات، اولین نهادی که شروع به تولید کتاب در این مورد کرد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ریاست روح‌الله حسینیان بود. دو کتاب «تقلب بزرگ» اثر فرشاد مهدی‌پور [مدیرمسئول فعلی روزنامه «صبح نو»] و «شنبه پس از انتخابات» نوشته محمدسعید کاوه، در هفته آخر مرداد ۸۸ عرضه شدند که یکی به نقد و رد دلایل نظریه تقلب می‌پردازد و دومی روزشمار حوادث (تا ۱۱ تیر ۸۸) را شامل است. بعد از این تاریخ آثار مشابه دیگری هم در این حوزه منتشر شد که عمدتا گردآوری هستند. از جمله بیانات مقام معظم رهبری درباره انتخابات و حواشی آن در کتاب «نقشه نقش بر آب» گردآوری شده است و مواضع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کتاب «هاشمی در سال ۸۸». اولین رمانی هم که در آن، از فضای حوادث بعد از انتخابات استفاده شد، «شوهر عزیز من» خانم فریبا کلهر در سال ۹۰ بود که شروع داستان با تصویری از تابستان داغ ۸۸ است.

📚 در دادگاه‌های متهمان حوادث بعد از انتخابات هم کتاب حضور داشت. در چهارمین جلسه دادگاه، سعید حجاریان گریزی به نظریه نظام‌های سلطانی ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی زد و مقالاتی که خودش از روی آن نوشته بود: «بنابراین ملاحظه می‌شود كه نظریات ماكس وبر در ایران كنونی هیچ كاربردی ندارد و من از سر غفلت، بدون نگاه انتقادی به این نظرات، آنها را به شرایط كشورمان تعمیم دادم...»
farsnews.com/newstext.php?nn=8806030459
درباره نظریه پاتریمونیالیسم ماکس وبر، کتاب «نظام‌های سلطانی» نوشته خوان لینز و ترجمه هوشنگ شهابی در بازار کتاب هست.

📚 بعضی از محکومان آن دادگاه‌ها، در مدت گذراندن حکم خود سراغ کتاب رفتند، از جمله محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور در ایام زندان و در بند ۳۵۰ اوین، اقدام به ترجمه کتاب معروفِ «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» نوشته دو اقتصاددان آمریکایی، دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون کردند که در نمایشگاه کتاب ۹۳ عرضه شد. کتابی که باعث گفتگوهای بسیاری شد و حتی مرکز پژوهشهای مجلس هم نقدی بر آن منتشر کرد.

📚 یک کتاب هم بود که در فروردین ۸۸ منتشر شد، اما ناشر به خاطر فضای انتخابات و مسایل بعدی، ترجیح داد کتاب را از بازار جمع کند و توزیعش را تا چهار سال به تاخیر بیاندازد: کتاب طنز «دموکراسی یا دموقراضه» نوشته سیدمهدی شجاعی. البته در همین دوره نبودِ کتاب هم نسخه pdf آن در فضای مجازی لو رفته بود.

📚 و بالاخره سال ۹۱ و بعد از ماجرای حصر، اخباری در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر توصیه میرحسین موسوی به خواندن دو کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» مارکز و «وجدان بیدار» اشتفان تسوایگ. بقیه داستان این دو کتاب را از یادداشت خبرگزاری فارس در همین باره بخوانید: «جدای از صحت خبر سفارش موسوی بر دو کتاب پیشنهادی و نظر به استقبال از این کتاب‌ها ـ تا جایی که به گفته ناشر منجر به چندین دوره تجدید چاپ آنان گردید ـ می‌توان از منظر دیگری به این خبر نگریست و آن اینکه جریان معاند نظام در راستای جنگ نرم، هر کتابی را که بخواهند تا مخالفان نظام مطالعه کنند، از بیان موسوی به تبلیغ آن می‌پردازند. ...»
farsnews.com/newstext.php?nn=13910211000361
📚 ترجمه‌های مکرر و همزمان، این قسمت: کتابی درباره تاریخ اسلام و یکی از پیچیده‌ترین خلفای عباسی @ehsanname
احسان‌نامه
🔸خانم فریبا وفی برنده عنوان بهترین نویسندۀ خارجی سال به انتخاب موسسه Litprom آلمان شد. این جایزه ۳۰۰۰ یورویی برای رمان «ترلان» است و پاییز در نمایشگاه کتاب فرانکفورت اهدا خواهد شد @ehsanname
📸 اختتامیه جایزه مهرگان ۱۳۸۵- جایزه مهرگان به «بازی آخر بانو» خانم بلقیس سلیمانی رسید و «رویای تبت» خانم فریبا وفی لوح تقدیر گرفت. خانم وفی سمت راست تصویر ایستاده
@ehsanname
از اینستاگرام شهلا زرلکی
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📸همایش «سعدی و ویکتور هوگو» در پاریس برگزار شد. ویکتور هوگو فارسی نمی‌دانست اما به کمک ژول مول با شعر ایران آشنا شد، در ۲۷سالگی(۱۸۲۹) کتاب «شرقیات» را منتشر و به «گلستان» سعدی ادای دین کرد @ehsanname
👍در خدمت و خیانتِ لایک
احسان رضایی
@ehsanname
پدیده نمایشگاه کتاب امسال، رمانی بود از یک نویسنده جوان: «قهوه‌ سرد آقای نویسنده» نوشته روزبه معین که از یکی دو هفته قبل از نمایشگاه به میدان آمد و چاپ پشت چاپ خورد. سال گذشته هم خانم چیستا یثربی توانست رمان «پستچی»اش را تبدیل به یک تب و پدیده و موج کند. هر دوی این آثار یک وجه مشترک داشتند، اینکه قبلا از انتشار روی نسخه کاغذی از طریق صفحات مجازی معروف و مشهور شده بودند و بخشهایی از کتاب را قبلا به شکل پاورقی تلگرامی منتشر کرده بودند. این، البته تنها خدمت شبکه‌های اجتماعی و موبایلی به ادبیات نیست. فضاهای جدید، امکانات جدیدی برای دست به دست کردن گزیده کتابها و شعرها و ابیات محبوب را به دست داده‌اند و اینطوری شاعرانی مثل صائب دوباره احیا شده‌اند و بیتهای نابشان از این کانال به آن صفحه مدام دست به دست می‌شود. به علاوه که تشکیل گروه‌های تخصصی بحث و بررسی درباره یک موضوع، به نویسندگان کتابهای تخصصی هم کمک می‌کند که موضوع کتابهایشان را پیش از انتشار به نقد و داوری بگذارند. چه بسا افرادی که با انتشار بحثها و نوشته‌هایشان با همین روش انتشار مجازی و دیدن بازخوردهای مخاطبان، از خیر تبدیل این آثار به کتاب گذشته‌اند و اینطوری درختهای بیشتری حفظ شده‌اند. اصلا بعضی از ناشرها کتابهایشان را اول به شکل ای-بوک می‌فروشند تا ببینند کشش بازار چقدر است و بعدا کتاب را در چه تیراژی منتشر کنند؟ یا اصلا منتشر کنند؟ ... اما همه اینها فقط یک روی سکه است. این تکنولوژی مفید و راهگشا، گاهی می‌تواند عملکرد متفاوتی هم داشته باشد. شاعر یا نویسنده جوانی را تصور کنید که شعرها و داستان‌هایش را در صفحه اینستاگرام یا کانال تلگرامی عرضه می‌کند و بعد با مشاهده تعداد لایک‌ها دفعات دیده شدن، نتیجه می‌گیرد مخاطبانی دارد که باید کتاب منتشر کند. اما این دوست ما حواسش نیست که لایک زدن و seen کردن، هزینه بسیار کمتری از کتاب خریدن دارد و ممکن است افراد در حین چک کردن و خواندن انبوهی از مطالب و تصاویر دیگر، این مطلب را هم رد کرده باشند. همه دیدیم افرادی را که در اتوبوس و مترو برای وقت‌گذرانی کانال‌ها را نگاه می‌کنند و طبیعتا این افراد بعد از به خانه رسیدن، آن مطلب و بیت را به خاطر بسپارند. یعنی تصور مخاطبی که در عمل وجود ندارد. یک گرفتاری دیگر لایک، خطر جهت دادن به شعر و هنر است. اینکه شاعر و نویسنده مورد نظر ما، برای گرفتن لایک بیشتر، بنویسد. ببیند کدام بیت یا چه حرفی بیشتر لایک می‌خورد و بعد از آن، مدام همان یک موضوع را بازتولید کند و حواسش نباشد که طبیعی است حرفهای تندتر، لایک بیشتری می‌گیرند. اینطوری نویسنده تازه‌کار به تکرار موضوعات خاصی مشغول می‌شود. نویسنده حرفه‌ای هم ممکن است از «استاد استاد» گفتن‌های کامنت‌ها به اشتباه بیفتد و یادش برود که همه این افراد، مخاطب حرفه‌ای ادبیات نیستند. لایک، همان قدر که به ادبیات کمک می‌کند می‌تواند آسیب‌رسان هم باشد، اگر حواسمان نباشد.

📌یادداشت در شماره ۶۰۵ هفته‌نامه «همشهری جوان»
احسان‌نامه
💵 جدول درآمدهای سه سال اخیر نویسندگان پرفروش جهان، طبق اعلام مجله Forbes. فاصله جیمز پترسون با بقیه چقدر زیاد است @ehsanname
💰رولینگ پردرآمدترین نویسنده ۲۰۱۷ شد. در فهرست پردرآمدترین چهره‌های Forbes جی. کی. رولینگ با کتاب و فیلم جدید ۹۵میلیون دلار درآمد دارد و سوم است. جیمز پترسون با ۸۷میلیون دلار درآمد نهم است @ehsanname
🔸در سرقت از موزه شهر کوباچی در جمهوری داغستانِ روسیه، ۹۰ شیء از جمله شمشیر نادرشاه دزدیده شد. نادر در ۱۷۴۱ به جنگ داغستان رفته بود. جای خالی شمشیر (راست)، ابعاد و تیغۀ دوسر شمشیر را ببینید @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📚 استاد پرویز اذکایی، ادیب و مورخ، ۱۴هزار جلد کتاب و نسخه خطی‌اش، به ارزش ۴ونیم میلیارد تومان را وقف کتابخانه مرکزی همدان کرد. به گفته اوقاف استان همدان این مهمترین وقف امسال است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
امشب برای همدیگر دعا کنیم @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
چند رباعی از نیما یوشیج در منقبت امیرالمؤمنین(ع) به خط خود نیما @ehsanname
Forwarded from شین ☔️🖤
مصطفی ملکیان می‌گوید: «بارها شنيده‌ام كه مي‌گويند اين صدا لايق اين مجلس نيست، من اينها را نمي‌فهمم. سكوت لايق جلسه دعاست ما در مجلس دعا بايد واقعاً سكوت داشته باشيم و اطراف خودمان را تاريك كنيم تا بتوانيم سكوت همه جانبه داشته باشيم و در خودمان فرو برويم. هر چه اين سكوت‌ها را بيشتر آرزو كنيم من گمانم بر اين است كه صداي خدا بيشتر در درون شنيده مي‌شود. باز من از تعبير آگوستين قديس استفاده مي‌كنم. او مي‌گفت: «گاهي خداوند به من مي‌گويد كمي آهسته‌تر، من هم دارم حرف مي‌زنم.» ما واقعاً اينگونه‌ايم كه هيچگاه امان نمي‌دهيم كه صداي خدا به گوش ما برسد. صداي خدا را فقط در سكوت مي‌توان شنيد و نه در سخن گفتن كه مرسوم شده است، با بدترين محتويات و دون‌ترين خواسته‌ها و ناسازگارترين آواها براي مجلس دعا و مجلس معنا. در مجلس معنا، در سكوت صدا هم هست ولي صدايي بسيار نرم و بسيار لطيف. من بارها گفته‌ام كه اگر من خودم مي خواستم مجلس دعا برگزار كنم مي‌گفتم كه بلندگو را قطع كنيد، نه اينكه وقت دعا آن را دو برابر و سه برابر كنيد. اينها به دليل اين است كه توجه ما كم است و اينها همه‌اش به خاطر اين است كه ما #معنويت دين را فداي فرم‌هاي دين مي كنيم ... حضرت علي‌بن‌ابيطالب در باب ابوذر مي‌فرمايند: «در گذشته يك برادر ايماني داشتم كه از بس دنيا در نظرش حقير بود، نزد من عظيم مي‌نمود. شكمش بر او هيچ سلطه‌اي نداشت زيرا هيچ غذايي نبود كه او هوس آن را بكند و هيچ غذايي هم نبود كه آن را بيابد از آن فراوان بخورد ... (يكي از ويژگي هايش نيز اين بود:) فراوان مي‌شد كه ديگران در كلام بر او غلبه كنند ولي كسي در سكوت بر او غلبه نمي‌كرد.»

@mmoeeni1
احسان‌نامه
🌕 حواشی نوبل باب دیلن، بالاخره با تحویل فایل صوتیِ سخنرانی او به آکادمی تمام شد. او در این سخنرانی از تاثیر سه شاهکار ادبی بر روی ترانه‌هایش گفته: اودیسه، موبی‌دیک و در جبهه غرب خبری نیست @ehsanname
🌕 ماجراهای کشدارِ یک نوبل
@ehsanname
بعد از ماه‌ها حاشیه، بالاخره باب دیلن هفته پیش فایل صوتی سخنرانی‌اش برای دریافت جایزه نوبل ادبیات را به آکادمی سوئدی تحویل داد تا فکر کنیم داستان نوبل عجیب و غریب ۲۰۱۶ تمام شده است. اما ظاهرا اینطوری نیست و ماجرا ادامه دارد. جدیدترین قسمت این داستان دنباله‌دار، اتهام کپی‌کاری در سخنرانی باب دیلن است.
goo.gl/tBppwH
باب دیلن در نطقش از سه کتاب به عنوان منبع الهام برای ترانه‌هایش اسم آورده بود؛ یکی‌شان «موبی دیک» اثر کلاسیکِ هرمان ملویل. بررسی نقل‌قول‌های او از این کتاب نشان می‌دهد که ظاهرا استاد خود کتاب را نخوانده و مطالب سخنرانی را از خلاصه کتاب در سایت SparkNotes برداشته است. SparkNotes یکی از سایت‌های راهنمای ادبی است که اطلاعاتی مثل خلاصه داستان، شخصیت‌ها و نقل‌قول‌هایی از کتاب ارایه می‌دهد.
sparknotes.com/lit/mobydick/

ماجرا اینطوری شروع شد که بن گرینمن، داستان‌نویس آمریکایی در وبلاگش گفت در سخنرانی باب دیلن یک نقل‌قولی جعلی از «موبی دیک» هست. او نوشت جمله‌ «بعضی‌ها بعد از جراحت، به سمت خدا هدایت می‌شوند و برخی به سوی تلخی» را دیلن از «موبی دیک» نقل کرده، اما او چنین جمله‌ای را به یاد نداشته، اول فصل ۱۲۶ را که حدس زده جمله برای آنجاست گشته و بعد کل کتاب را، بعد هم در اینترنت و روی نسخه کیندل کتاب جستجو کرده و چنین جمله‌ای را پیدا نکرده که نکرده.
occasional-things.blogspot.com/2017/06/a-whale-of-tale.html

یک هفته بعد، نویسنده مجله Slate نشان داد که تنها نقل‌قول اشتباه از «موبی دیک» این جمله نیست. بلکه از ۷۸جمله دیلن در سخنرانی‌اش درباره کاپیتان ایهب و شکار نهنگ،‌ بسیاری از جملات در کتاب ملویل نیست اما در خلاصه‌ای که سایت SparkNotes آورده هست. در این مقاله، جدول شباهت‌های ۱۱جمله از سخنرانی باب دیلن و متن SparkNotes نشان داده شده.
slate.com/articles/arts/culturebox/2017/06/did_bob_dylan_take_from_sparknotes_for_his_nobel_lecture.html

هنوز باب دیلن یا آکادمی نوبل در این باره حرفی نزده‌اند. ولی احتمالاً این داستان ادامه دارد.
📝 بررسی شباهت‌های مشکوک اشعار یک کتاب با چند مجموعه شعر و دفاع شاعر، در روزنامه «ایران» امروز (۲۴ خرداد ۱۳۹۶)
@ehsanname
نسخه متنی در اینجا
iran-newspaper.com/newspaper/BlockPrint/187274
عجیب‌ترین سرقت ادبی تاریخ
@rhsanname
نیم قرن قبل، شاعری به نام کاظم غواصی پیدا شد که غزل‌های حزین لاهیجی را که آن روزها هنوز نسخهٔ چاپی خوبی از دیوان او منتشر نشده نبود، با جایگذاری تخلّص خود (غواص) به جای «حزین» و به نام خود در نشریه‌های ادبی چاپ می‌کرد. این شاعر چنان مشهور شد که شهریار در ستایشش شعر گفت و نیما به دیدارش رفت (عکسی از او در کنار نیما هست: goo.gl/TYKkfJ)... تا اینکه سرانجام استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در هنگام پژوهش دربارۀ حزین لاهیجی و بررسی نسخه‌های خطی شعر او، پی به ماجرا برد و سرقت ادبی او را فاش کرد. ماجرا را به روایت خود استاد شفیعی کدکنی - که عمرش دراز باد- از مقاله‌ای دربارۀ تخلّصِ شاعران بخوانید:
@ehsanname
«... فلسفه پیدایش تخلّص در شعر فارسى، هر چه باشد، آنچه مسلم است این است که ادوارِ بعد، تخلّص یکى از ویژگی‌هاى اصلىِ شعر فارسى شده است و تقریباً لازمهٔ کار شاعران تلقى مى‌شده است. بعضى تصور کرده‌اند که تخلّص به منزله‌ٔ مُهرى است که مالکیتِ شاعر را بر اثر شعرى تثبیت مى‌کند و به همین دلیل، هر کسى که خواسته است شعرِ دیگرى را انتحال و سرقت کند اولین کارِ او تغییر تخلّص آن شعر بوده است. در همین عصر ما، یکى از شگفت‌انگیزترین نمونه‌هاى این کار اتفاق افتاد که سال‌ها نقل مجلس اهل ادب شده بود و اجمالِ آن این بود که در سالهاى بعد از کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شاعرى ظهور کرد با غزل‌هاى درخشان و حیرت‌آورى که تمامى اهل ادب انگشت به دهان شده بودند و با انتشار هر غزلش جمع کثیرى بر خیل عاشقان و شیفتگانِ او افزوده مى‌شد، بحدّى که نیما یوشیج، شاعر مخالفِ شعر سنتى، با اشتیاق و شیفتگى بسیار به دیدار او شتافت و استاد شهریار در ستایش او شعرها گفت از جمله خطاب به "گِلَک" شاعرِ گیلانى، در ضمن غزلى به مطلعِ: شعرِ "دهقانِ" تو خواندم؛ صله دارى گِلکا/ لیک، بى‌ربط، تو از من گِله دارى گِلکا... گفت:

گوهر من به قضاوتگه ِ «غوّاص» ببر
کعبه آنجاست اگر راحله دارى گِلَکا!

و نگارندهٔ این سطور که در آن ایام جوانى جوینده و پرتلاش بودم، در خیل ارادتمندانِ این استاد غزلِ معاصر قرار داشتم و در این سال‌ها (سالهاى حدود ۹-۱۳۳۸) که مسئول صفحه ادبىِ روزنامه خراسان مشهد بودم غالباً غزلهاى این استاد بزرگ را با احترام و شیفتگى بسیار در آنجا چاپ مى‌کردم و هم اکنون بُریده یکى از همان نوشته‌ها، برحسبِ تصادف از لاى یکى از کتاب‌هاى من درآمد و شاهد از غیب رسید. در آن یادداشت (که در شماره ۳۲۴۳ روزنامه خراسان مورخ ۱۳۳۹/۶/۲۷ چاپ شده است) نگارنده این سطور ارادت خود را به آن استاد غزل بدین‌گونه بیان داشته است: "کاظم غواصى از شاعران پُرمایه و ارجدارِ معاصر ایرانى است و شاید مُسن‌ترین آن‌ها باشد. شعر او یادآورِ احساسات شاعران سبک هندى است و تخیّلى بسیار لطیف دارد. با اینکه شعر بسیارى گفته هنوز به جمع‌آورى و چاپ آنها نپرداخته است. او مردى بى‌آلایش است و در شعرش یک صفاى حقیقى موج مى‌زند. آنچه ازو منتشر شده و دیده‌ایم غزل بوده و اکثر اشعارِ یک‌دست و روانى است. اینک غزلِ ذیل را که از آثارِ زیباى اوست به نظر خوانندگان ارجمند مى‌رسانیم:

باید همه تن طرفه نگاهى شد و برخاست
چون شمع، سراپا همه آهى شد و برخاست... الخ"

و این ارادت، بود و بود و هر روز بر آن مى‌افزود تا آنگاه که بر حسبِ تصادف و در طىّ بعضى از تذکره‌هاى قرن دوازدهم چاپ هند متوجه این انتحال شدم و ضمن مقالاتى آن را به اطلاع همگان رساندم و غائله آن "شاعر بزرگ" که کارش تغییرِ تخلّص حزین به غواص بود، خاتمه یافت. این شاعر مشهور تمام تخلّصهاى حزین را به غواص بدَل مى‌کرد و الحق درین کار مهارتى داشت، مثلاً در همان غزل، حزین گفته بود:

خون تو "حزین" تا به رَهِ عشق نخوابد
هر لاله ز خاکِ تو گواهى شد و برخاست

و این "شاعر بزرگ معاصر" آن را بدین گونه درآورده بود:

تا خون تو "غوّاص" درین راه نخوابد
هر لاله ز خاکِ تو گواهى شد و برخاست

یا حزین در غزل بسیار زیباى ذیل: کار رسوایىِ ما، حیف، به پایان نرسید/ نارسا طالعِ چاکى که به دامان نرسید ... گفته بود:

نَفَسِ صبحِ قیامت عَلَم افراشت "حزین!"
شبِ افسانه ما خوش که به پایان نرسید

و این "شاعر بزرگ معاصر" آن را بدین گونه تغییر داده بود:

نَفسِ صبحِ قیامت زده رایَت "غواص"
شبِ افسانه ما خوش که به پایان نرسید

از همین تغییرات مى‌توان به میزان مهارت این گوینده پى بُرد و حق این است که بپذیریم او خود اصالتاً هم شاعر توانایى بوده است و مقدارى شعر از خودش داشته ولى به چه دلیل تصمیم به این سرقتِ بى‌نظیر تاریخى گرفته، این موضوع هنوز هم، به روشنى، بر بنده معلوم نشده است.»

📌از مقاله «روانشناسی اجتماعی شعر فارسی» مجله «بخارا» شماره۳۲ (مهر و آبان ۱۳۸۲) ص ۴۶ تا ۶۶
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📸 تصویری قدیمی از ایوان حرم امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف، سال ۱۲۹۵ شمسی @ehsanname