احسان‌نامه
7.88K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
یاسر نوروزی در «هفت صبح» پیشنهاد کرده ۱۲ رمان را نخوانید، بعضی از مواردش سلیقه‌ای است، اما یک مورد جالب ترجمه «شمال» لویی فردینان سلین است که مترجم فقط نصفش را ترجمه کرده است! @ehsanname
📚امروز ۵۰سالگی «صد سال تنهایی» است. مارکز این رمان محبوب را ۳۰ می ۱۹۶۷ در بوینس‌آیرس چاپ کرد. هفت سال بعد اولین ترجمه فارسی آن منتشر شد. این رمان در ایران ۱۳بار ترجمه و بارها چاپ شده @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📸 تصویری از محمود اعتمادزاده، معروف به م.ا. به‌آذین، مترجم بالزاک و شولوخف و رومن رولان، در منزل شخصی خودش در آذرماه ۱۳۵۶ - از آرشیو کتابخانه ملی
@ehsanname
به‌آذین ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ درگذشت
درباره کتاب و کتاب خوانی

این را دیدم و چقدر جالب است... من الان توی هشتمین Stage هستم.

بین سال های 88 تا 91 توی مرحه 6 گیر کرده بودم.

شما چطور؟ شما کجای کارید؟

☑️ @kar_kasb
📸 تصویری زیبا از جزءخوانی قرآن کریم در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) - عکس از حسین ظهروند @ehsanname
📸 سلفی گرفتن یک نوجوان با خانم نوش‌آفرین انصاری، دبیر شورای کتاب کودک، در شبِ بزرگداشت خانم انصاری @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
📌بخشی از شعر بلندِ «دوازده گل سرخ بر موهای بلقیس». مرثیه‌ای که #نزار_قبانی برای بلقیس الراوی، همسر و محبوبِ شعرهای عاشقانه‌اش گفته. بلقیس الروای در حادثۀ بمب‌گذاری ۱۹۸۱ بیروت کشته شد.
@ehsanname
او می‌دانست مرا خواهند کشت
و من می‌دانستم او کشته خواهد شد
هر دو پیش‌گویی درست درآمد
او، چون پروانه‌ای، بر ویرانه‌های عصر جهالت افتاد
و من در میان دندان‌های عصری که
شعر را
چشمانِ زن را
و گل سرخِ آزادی را می‌بلعد
در هم شکستم.

می‌دانستم او کشته خواهد شد
او زیبا بود در عصر زشتی‌ها
زلال در عصر پلشتی‌ها
انسان در عصر آدمکشان
لعلی نایاب بود
میان تلی از خزف
زنی بود اصیل
میان انبوهی از زنان مصنوعی!

می‌دانستم او کشته خواهد شد
زیرا چشمان او روشن بود چون دو رود یاقوت
موهایش دراز بود چون شب‌های بغداد.
این سرزمین
این‌همه سبزی را
نقش هزاران نخل را
در چشمان بلقیس
تاب نیاورد.

می‌دانستم او کشته خواهد شد
زیرا جهت‌نمای غرورِ او
بزرگتر از جهت‌نمای شبه‌جزیره بود.
شکوه او نگذاشت
در عصر انحطاط زندگی کند.
روح رخشان او نگذاشت
در تاریکی سر کند.

هراسی از این نداشت
که سرزمین مادریش او را بکشد
هراس او این بود
که سرزمین مادریش خود را بکشد!

#نزار_قبانی، ترجمه احمد پوری، از مجموعه «در بندر آبی چشمانت...»، صفحه ۵۱ تا ۵۴
@ehsanname

عکس از انفجار تروریستیِ امروز در کابل - رویترز
goo.gl/bh9bdj
احسان‌نامه
تصویر آرامگاه خیام، قبل از بنای فعلی که در ۱۳۳۸ ساخته شد - به نقل از سالنامه «چمن» ۱۳۱۳ @ehsanname
📝طرح اولیه و نقاشی آبرنگ از مزار خیام در سال ۱۸۸۵ میلادی، اثر ویلیام سیمپسون (۱۸۹۹-۱۸۲۳) نقاش اسکاتلندی که در افغانستان خدمت کرده بود. مزار خیام کنار امامزاده محمد محروق بود و بعدا جابجا شد @ehsanname
آگهی تسلیت استاد سیدحسین میرخانی در مطبوعات که به خط استاد غلامحسین امیرخانی نوشته شده و در پایش فهرست همه خوشنویسان معاصر، ازجمله شجریان را می‌شود دید
@ehsanname
استاد میرخانی ۱۱ خرداد ۱۳۶۱ درگذشت
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
Forwarded from رسول جعفریان
علاج درد عشق در یک متن پزشکی صفوی:.... اگر عاشق را سبیلی به وصل محبوب.. بوده باشد، افضل معالجات بود... [اگر نه] بذکر قبایح و عیوب محبوب متنفر سازند... به معالجات مالیخولیا نیز عمل نمایند
@jafarian1964
📸 مراسم دیشب داستان‌خوانی ایرج طهماسب، بدون سر و صدای کلاه قرمزی و بقیه عروسکها، از روی کتاب «سه قصه»
@ehsanname
عکس از اینستاگرام شهر کتاب مرکزی
احسان‌نامه
گاردین: «برن و لوتین»، از داستان‌های منتشرنشده تالکین، می ۲۰۱۷ چاپ می‌شود: داستان عشق یک انسانِ فانی (برن) و یک اِلفِ نامیرا (لوتین). به وصیت تالکین، این اسمها روی سنگ قبر او و همسرش حک شده @ehsanname
📕 انتشار یک داستان عاشقانه بعد از صد سال
@ehsanname
بهترین خبر برای فانتزی‌دوست‌ها این است که دیروز (پنج‌شنبه) و صد سال بعد از نگارش اولین نسخه از داستان «برن و لوتین»، بالاخره این داستان محبوب تالکین به صورت یک کتاب مستقل چاپ شد. داستانی از ماجراهای «سرزمین میانه» که عشق یک آدمیزادِ فانی (برن) به یک اِلفِ نامیرا (لوتین) را روایت می‌کند. تالکین این داستان را شبیه عشق خودش به همسرش می‌دانست و حتی وصیت کرد که بعد از مرگ هم بر روی سنگ قبرهای خودش و همسرش نامهای برن و لوتین را حک کنند.

تالکین نوشتن این داستان را بعد بازگشتش از جنگ جهانی در سال ۱۹۱۷ شروع کرد و در طول عمر چهار بار آن را بازنویسی کرد. این یک داستان آن‌قدر برای تالکین مهم بود که در بقیه کتابها هم به آن ارجاع بدهد. در جلد اول «ارباب حلقه‌ها» آراگورن (که خودش هم داستانی شبیهِ برن دارد) خلاصه‌ای از ماجرا را برای هابیت‌ها تعریف می‌کند (صفحات ۳۸۸ تا ۳۹۴، ترجمه رضا علیزاده، انتشارات روزنه، ۱۳۸۱) و فصل ۱۹ کتاب «سیلماریلیون» (صفحات ۲۶۳ تا ۳۰۸ از ترجمه رضا علیزاده، انتشارات روزنه، ۱۳۸۶) هم به همین داستان اختصاص دارد. اما کتابی که حالا منتشر شده ۳۰۰صفحه است و معلوم می‌شود که داستان جزئیات بیشتری هم دارد.

داستان برن و لوتین ۶۵۰۰ سال پیش از وقایع «ارباب حلقه‌ها» اتفاق می‌افتد. برن در جنگل لوتین تینوویل، دختر تینگول، پادشاهِ الف‌ها را می‌بیند و دلش گرفتار می‌شود. لوتین هم او را دوست دارد. تینگول شاه اما می‌داند که علاقه دخترش به یک موجود فانی، برایش حسرت و اندوه به همراه می‌آورد. پس برای او سختترین شرط ممکن را تعیین می‌کند: اینکه یکی از سه جواهری را که دستِ مِلکور، فرمانروای تاریکی و استاد سائورون است، بیاورد. برن قبول می‌کند اما به دست سائورون، نایبِ ملکور گرفتار می‌شود. سائورون تنها شخصیت «ارباب حلقه‌ها»ست که در این داستان هم حاضر است. لوتین دنبال او می‌آید و بعد از ماجراهایی او را از دخمه‌های سائورون نجات می‌دهد. دو دلداده به دژ ملکور وارد می‌شوند، لوتین با آواز جادویی‌اش دشمن را خواب می‌کند و برن جواهر را از تاج آهنی ملکور می‌دزدد، اما این پایان کار نیست...

تالکین درباره این داستان می‌گوید: «در میان حکایت‌های اندوه و ویرانی که از تاریکی آن روزگاران به ما رسیده، داستان‌هایی هست که در میان مویه، شادی و زیر سایه مرگ، روشنایی پایدار را می‌توان دید و از این تواریخ، هنوز زیباترین به گوش اِلف‌ها، حکایتِ برن و لوتین است.»

goo.gl/i0u9ms
📓ترامپ کشورش را از توافق پاریس خارج کرد. تصویری از تغییرات اقلیمی که توافق پاریس می‌خواهد مانع آن بشود را در رمان «جاده» کورمک مک‌کارتی می‌شود دید: سفر سختِ یک پدر و پسر در برهوتی بی‌انتها @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏
چکیده: ادبیات در فرهنگِ سیاسی‌ای که ولادیمیر لنین در آن بزرگ شد، نقش بسزایی داشت. در رژیم تزاری، انتشار متونِ سیاسی دشوار بود ولی با شعر و رمان سهل‌گیرانه‌تر برخورد می‌شد. سیاست، از همین طریق به ادبیات روسیه نفوذ کرده بود، تاجایی‌که پدر اتحاد جماهیر شوروی، دوست داشت دشمنانش را با شخصیت‌های رمان‌ها مقایسه کند. طارق علی، از شخصیت‌های پیشرویِ چپ، از عشق لنین به ادبیات روسی و نقش آن در انقلاب اکتبر می‌گوید. (۲۰۲۰ کلمه، زمان مطالعه ۱۳ دقیقه)

ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/vdce.z8vbjh8no9bij.html

@tarjomaanweb
💷 روی ۱۰پوندی جدیدِ اسکاتلند تصویر والتر اسکات، خالق «آیوانهو» هست و آن طرف، هری پاتر. البته تصویر پشت اسکناس یک پل راه‌آهن است، اما شبیه سکانس معروف فیلمهای هری پاتر و حرکت قطار هاگوارتز @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
Rabanaa
Shajarian
🎼 آوای ربنا و مناجات مثنوی افشاری از استاد شجریان
@ehsanname
نماز و روزه‌تان قبول 🙏