Forwarded from احساننامه
Shabe Asheghgan bidel
Saye
«شب عاشقان بیدل ...» نمونه سعدیخوانیِ هوشنگ ابتهاج #سایه، در آلبوم «سعدی» با آهنگسازی فریدون شهبازیان، که سال ۱۳۵۲ در کانون پرورش فکری منتشر شد @ehsanname
Forwarded from ادبیات ایرانی
✉️| شما دعوتید به:
⚡️اختتامیه جشنواره انجمنهای ادبی، همراه با معرفی برترین طرحها.
🔹تهران، آبشناسان غرب، بعد از ستاری، خیابان شقایق، کوچه دهم، مجتمع آدینه
🔸جمعه یک اردیبهشت 96 ساعت 16 🕓
@adabiatir
⚡️اختتامیه جشنواره انجمنهای ادبی، همراه با معرفی برترین طرحها.
🔹تهران، آبشناسان غرب، بعد از ستاری، خیابان شقایق، کوچه دهم، مجتمع آدینه
🔸جمعه یک اردیبهشت 96 ساعت 16 🕓
@adabiatir
Sa'di travels - HJ 403.pdf
852.8 KB
🔹 نه سعدی سفر کرد تا کام یافت؟
@ehsanname
زندگی و سفرهای سعدی، به قلم احسان رضایی، از شماره ۴۰۳ هفتهنامه «همشهری جوان»
@ehsanname
زندگی و سفرهای سعدی، به قلم احسان رضایی، از شماره ۴۰۳ هفتهنامه «همشهری جوان»
افتتاح سایت نقد شعر با نگارش نقد وزیر محترم ارشاد دکتر صالحی امیری
اکنون در اختتامیه جشنواره انجمنهایی ادبی
@ehsanname
اکنون در اختتامیه جشنواره انجمنهایی ادبی
@ehsanname
رونمایی از دوره ده جلدی از بهترین کتابهای آموزشی داستان نویسی از کل دنیا توسط وزیر محترم ارشاد و با حضور مترجمین کتابها
@ehsanname
@ehsanname
بزرگداشت از پیشکسوتان انجمنهای ادبی کشور در اختتامیه نخستین جشنواره انجمنهای ادبی کشور
@ehsanname
@ehsanname
بزرگداشت استاد بهار با حضور دختر ایشان - خانم چهرزاد بهار - در اختتامیه نخستین جشنواره انجمنهای ادبی کشور
جایزه جشنواره انجمنهای ادبی کشور به نام نشانِ بهار نامگذاری شد
@ehsanname
جایزه جشنواره انجمنهای ادبی کشور به نام نشانِ بهار نامگذاری شد
@ehsanname
هفت انجمن ادبی برگزیده کشور جوایز خود را در اختتامیه نخستین جشنواره انجمنهای ادبی کشور دریافت کردند.
@ehsanname
@ehsanname
برگزیده برگزیدههای انجمنهای ادبی کشور، انجمن جام جهانبین از تربتجام بود که وزیر ارشاد با امضای کارت عضویت نمادین، عضو افتخاری آن شد
@ehsanname
@ehsanname
🔹۲ اردیبهشت، سالروز درگذشت ملکالشعرای بهار (در ۱۳۳۰) است. به همین مناسبت چند اجرا از تصنیف معروف او «مرغ سحر» بشنوید @ehsanname
Morghe Sahar
Molook Zarrabi
🎼 اولین اجرای ضبط شده از «مرغ سحر» در پاییز ۱۳۰۶ شمسی، با صدای ملوک ضرابی و تارِ استاد مرتضی نیداوود. بیشتر اجراهای بعدی این تصنیف به همان ملودی نیداوود وفادار ماندند @ehsanname
Morghe Sahar
Shajarian
🎼 محبوبترین اجرای «مرغ سحر» برای استاد محمدرضا شجریان است که تقریبا در هر کنسرت او تقاضاهای مکرر برای خواندنش هست @ehsanname
Morghe Sahar
Farhad
🎼 متفاوتترین اجرای «مرغ سحر» توسط فرهاد مهراد و گیتارش در آلبوم «برف». فرهاد این ترانه را با شیوه و بیانی جدید اجرا کرد @ehsanname
Morghe Sahar
Alim Qasimov/Alim Qasimov
🎼 اجرای «مرغ سحر» به زبان آذری ولی با همان ریتم آشنا توسط عالیم قاسیماُف @ehsanname
Morghe Sahar (Mahur)
Jalal Zolfonun
🎼 اجرای بدون کلام «مرغ سحر» از آلبوم «آموزش تار» استاد جلال ذوالفنون @ehsanname
🔸تنها اجرای تصنیف «مرغ سحر» تحت نظر خود ملکالشعرای بهار، در پاییز ۱۳۰۷ و با آواز جمال صفوی ضبط شد. این تصویر از صفحه همان اجراست @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 اجرای «مرغ سحر» در سریال «هزار دستان» توسط مرحوم اسماعیل محمدی که صدای ناصر طهماسب روی آن دوبله شده است @ehsanname
📌ماجرای توقیف «مرغ سحر» بعد از یک ماه
@ehsanname
درباره ممنوعیت تصنیف «مرغ سحر» (که در «هزاردستان» 👆 هم به آن اشاره شده) دکتر هدایت نیّرسینا،در مقاله «خاطراتی از بهار، شاعر غزلسرا و ترانهساز» در فصلنامۀ «ره آورد» شماره ۹ (پاییز و زمستان ۱۳۶۴) صفحات ۹۴ تا ۱۰۳، اینطور نوشته است: «... برخی اشارات سیاسی و انتقادی که در اشعار بهار دیده و شنیده میشد، شهربانی آن زمان را که نظمیه میگفتند برانگیخت تا در همگی ترانهها، بهویژه اشعار آن سرایندۀ مبارز که در هر مورد به کنایه یا صریح از اوضاع واحوال انتقاد مینمود بررسی کند و پخش چنین مطالب را ممنوع سازد.
در آغاز پخش صفحات ترانۀ مرغ سحر [سال ۱۳۰۷] محل ایراد واقع نشد، با آنکه جنبۀ سیاسی و انتقادی آن صریح و روشن است و از قفس و زندان مینالد، از نبودن آزادی و مساوات فریاد میزند، از آشیان بر باد رفتۀ خود یاد میکند و صدا سر میدهد که:
ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت،
شام تاریک ما را سحر کن.
اما در حدود یک ماه پس از انتشار، پخش این تصنیف را منع کردند و همین منع و توقیف انگیزۀ ایحاد بازار سیاه در مورد این صفحۀ شورانگیر شد و قیمت آن از پانزده ریال به چهل و پنجاه ریال افزایش یافت.»
مدتی بعد از این ماجرا، در سال ۱۳۰۸ هم ملکالشعرا به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه، چند ماهی به زندان افتاد و در سال ۱۳۱۲ به اصفهان تبعید شد، تا اینکه سال ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی و برای شرکت در جشنهای هزاره فردوسی این تبعید تمام شد.
یک نمونه دیگر از جریان ممیزی در ترانههای بهار هم در همان مقاله دکتر نیّرسینا، در مورد تصنیف معروف «ز فروردین» آمده . جالب است که در این خاطره، مامور نظمیه، استاد احمد عبادیان نوازندۀ معروف سهتار است: «... موقع غروب آفتاب و آغاز شبی از تابستان؛ آقای یحیی زرپنجه و دیگر نوازندگان، همچنین خوانندۀ تصنیف، جمال صفوی، برای ضبط بهحد کافی تمرین کرده، مهندسان هم قالب مومی مخصوص ضبط را بر جای خود قرار داده و همگی برای اجرای کار آماده و در انتظارند. جناب ملکالشعرا بهار هم در اطاق مخصوص پذیرایی نشستهاند که خود نیز اجرای این اثر را ملاحظه نمایند.
آقای عبادی استاد محبوب موسیقی و نوازندۀ یکتای سهتار نیز در کنار جناب بهار نشستهاند. ایشان نمایندۀ نظمیۀ رضاشاه است و باید ضبط ترانه با اجازه و امضای قبول ایشان انجام پذیرد. این از مقررات شهربانی برای هر شعر و ترانه در همگی شرکتها بود و خود بهیاد دارم مامورهای مختلفی را که در لباس افسری یا شخصی در وقت اجرای اشعار حضور داشتند و نظرهایی هم میدادند. یکی از ایشان شخصی بنام آقای بهنام بود که تاکید میکرد که در تصنیفها از سیاست مطلبی یاد نکنیم. در این وقت هم که جناب عبادی باید نظر بدهند، به اقتضای احترام، از جناب ملک اجازۀ شروع ضبط خواسته شد. شاعر محترم هم با درک اوضاع و احوال، به آقای عبادی روی نموده گفتند: حضرات اجازه میخواهند. این آقای عزیز با تواضعی مخصوص در برابر یک شخصیت بزرگ فرهنگی اظهار داشت: اجازه میخواهم خواهش کنم یکی دو قسمت از جملههای این تصنیف را جناب ملک تغییر بدهند. [...] قطعهای که قرار بر تغییر یا تعویض آن بود بهصورت زیر بود:
بهار آمده با گل سنبل ـ ز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گل ـ دل او را از جفا مشکن
جهان در سر شور و شر دارد ـ دو صد فتنه زیر سر دارد
خوش آن کس کو یاری به بر دارد ـ بتی تازه، با شراب کهن
ایراد در قسمت دوم و تنها به دو جمله اول آن است که خبر از ظهور فتنه و شور و شر و انقلاب میدهد و در حکومت رضاشاه جای چنین سخنها نبود و تعبییر خوشی نداشت. آقای ملک هم با روی خوش و ابراز هنری شگفت، بیتامل تمام آن عبارت را به صورت زیر تغییر دادند:
بهار از گل سایبان دارد ـ دریغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کو یاری جوان دارد ـ بتی تازه با شراب کهن
سپس تبدیل کلمۀ «دونان» در عبارت زیر مورد خواهش استاد عبادی بود:
اگر جان بردم از غم دونان
ز دست فراق تو جان نبرم
البته در کلمۀ «دونان» هم کنایهای است و این لفظ بهجای نام شخص یا اشخاصی بهکار رفته بود. بهجای این لفظ هم شاعر چیرهدست، بیدرنگ کلمۀ «دوران» گذاشتند و غائله پایان یافت.
همان دم موسی ارسطوزاده که جز حالت تسلیم و تمکین و بردباری نداشت، ضبط ترانه را آغاز کرد. استاد عبادی با خرسندی با همان جاذبۀ وقاری که داشت اظهار خوشوقتی و امنتان نمود. آقای ملک هم با آن حالت انعطافپذیری که داشت، از استاد عبادی و حاضران جلسه خداحافظی کرد.»
#برچیده_ها
@ehsanname
@ehsanname
درباره ممنوعیت تصنیف «مرغ سحر» (که در «هزاردستان» 👆 هم به آن اشاره شده) دکتر هدایت نیّرسینا،در مقاله «خاطراتی از بهار، شاعر غزلسرا و ترانهساز» در فصلنامۀ «ره آورد» شماره ۹ (پاییز و زمستان ۱۳۶۴) صفحات ۹۴ تا ۱۰۳، اینطور نوشته است: «... برخی اشارات سیاسی و انتقادی که در اشعار بهار دیده و شنیده میشد، شهربانی آن زمان را که نظمیه میگفتند برانگیخت تا در همگی ترانهها، بهویژه اشعار آن سرایندۀ مبارز که در هر مورد به کنایه یا صریح از اوضاع واحوال انتقاد مینمود بررسی کند و پخش چنین مطالب را ممنوع سازد.
در آغاز پخش صفحات ترانۀ مرغ سحر [سال ۱۳۰۷] محل ایراد واقع نشد، با آنکه جنبۀ سیاسی و انتقادی آن صریح و روشن است و از قفس و زندان مینالد، از نبودن آزادی و مساوات فریاد میزند، از آشیان بر باد رفتۀ خود یاد میکند و صدا سر میدهد که:
ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت،
شام تاریک ما را سحر کن.
اما در حدود یک ماه پس از انتشار، پخش این تصنیف را منع کردند و همین منع و توقیف انگیزۀ ایحاد بازار سیاه در مورد این صفحۀ شورانگیر شد و قیمت آن از پانزده ریال به چهل و پنجاه ریال افزایش یافت.»
مدتی بعد از این ماجرا، در سال ۱۳۰۸ هم ملکالشعرا به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه، چند ماهی به زندان افتاد و در سال ۱۳۱۲ به اصفهان تبعید شد، تا اینکه سال ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی و برای شرکت در جشنهای هزاره فردوسی این تبعید تمام شد.
یک نمونه دیگر از جریان ممیزی در ترانههای بهار هم در همان مقاله دکتر نیّرسینا، در مورد تصنیف معروف «ز فروردین» آمده . جالب است که در این خاطره، مامور نظمیه، استاد احمد عبادیان نوازندۀ معروف سهتار است: «... موقع غروب آفتاب و آغاز شبی از تابستان؛ آقای یحیی زرپنجه و دیگر نوازندگان، همچنین خوانندۀ تصنیف، جمال صفوی، برای ضبط بهحد کافی تمرین کرده، مهندسان هم قالب مومی مخصوص ضبط را بر جای خود قرار داده و همگی برای اجرای کار آماده و در انتظارند. جناب ملکالشعرا بهار هم در اطاق مخصوص پذیرایی نشستهاند که خود نیز اجرای این اثر را ملاحظه نمایند.
آقای عبادی استاد محبوب موسیقی و نوازندۀ یکتای سهتار نیز در کنار جناب بهار نشستهاند. ایشان نمایندۀ نظمیۀ رضاشاه است و باید ضبط ترانه با اجازه و امضای قبول ایشان انجام پذیرد. این از مقررات شهربانی برای هر شعر و ترانه در همگی شرکتها بود و خود بهیاد دارم مامورهای مختلفی را که در لباس افسری یا شخصی در وقت اجرای اشعار حضور داشتند و نظرهایی هم میدادند. یکی از ایشان شخصی بنام آقای بهنام بود که تاکید میکرد که در تصنیفها از سیاست مطلبی یاد نکنیم. در این وقت هم که جناب عبادی باید نظر بدهند، به اقتضای احترام، از جناب ملک اجازۀ شروع ضبط خواسته شد. شاعر محترم هم با درک اوضاع و احوال، به آقای عبادی روی نموده گفتند: حضرات اجازه میخواهند. این آقای عزیز با تواضعی مخصوص در برابر یک شخصیت بزرگ فرهنگی اظهار داشت: اجازه میخواهم خواهش کنم یکی دو قسمت از جملههای این تصنیف را جناب ملک تغییر بدهند. [...] قطعهای که قرار بر تغییر یا تعویض آن بود بهصورت زیر بود:
بهار آمده با گل سنبل ـ ز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گل ـ دل او را از جفا مشکن
جهان در سر شور و شر دارد ـ دو صد فتنه زیر سر دارد
خوش آن کس کو یاری به بر دارد ـ بتی تازه، با شراب کهن
ایراد در قسمت دوم و تنها به دو جمله اول آن است که خبر از ظهور فتنه و شور و شر و انقلاب میدهد و در حکومت رضاشاه جای چنین سخنها نبود و تعبییر خوشی نداشت. آقای ملک هم با روی خوش و ابراز هنری شگفت، بیتامل تمام آن عبارت را به صورت زیر تغییر دادند:
بهار از گل سایبان دارد ـ دریغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کو یاری جوان دارد ـ بتی تازه با شراب کهن
سپس تبدیل کلمۀ «دونان» در عبارت زیر مورد خواهش استاد عبادی بود:
اگر جان بردم از غم دونان
ز دست فراق تو جان نبرم
البته در کلمۀ «دونان» هم کنایهای است و این لفظ بهجای نام شخص یا اشخاصی بهکار رفته بود. بهجای این لفظ هم شاعر چیرهدست، بیدرنگ کلمۀ «دوران» گذاشتند و غائله پایان یافت.
همان دم موسی ارسطوزاده که جز حالت تسلیم و تمکین و بردباری نداشت، ضبط ترانه را آغاز کرد. استاد عبادی با خرسندی با همان جاذبۀ وقاری که داشت اظهار خوشوقتی و امنتان نمود. آقای ملک هم با آن حالت انعطافپذیری که داشت، از استاد عبادی و حاضران جلسه خداحافظی کرد.»
#برچیده_ها
@ehsanname
🔹۲۳ آوریل سالروز تولد و درگذشت ویلیام شکسپیر، یکی از مشهورترین نویسندگان تاریخ است. #شکسپیر_در_ایران هم حسابی معروف است. طرح جلدی از مرتضی ممیز را میبینید با سوژه شکسپیر @ehsanname
📌در فاصله ۴۰۰ ساله بعد از شکسپیر تا به امروز، ایرانیان فقط در نیمی از این دوران، در ۲۰۰ ساله دوم شکسپیر را میشناختند و برای اولین بار، دویست سال بعد از مرگ او، یک ایرانی نام این شاعر را به کار برد. آن ایرانی، میرزا صالح شیرازی است که معمولا اور را به انتشار اولین روزنامه ایرانی با نام «کاغذ اخبار» میشناسیم. میرزا صالح برای یادگیری صنعت چاپ، از طرف عباسمیرزا به اروپا و انگلیس فرستاده شده بود. میرزا صالح در سفرنامهاش، در روز ۲۴ شعبان ۱۲۳۴ قمری معادل ۱۶ ژوئن ۱۸۱۶ میلادی تاریخچه مفصلی از انگلستان نوشته و از جمله در مورد عصر الیزابت (یا به قول خودش «الیزابث») نوشته: «شکسپیر یکی از شعرای عصر، از جمله مشاهیر در آن عهد، به عرصۀ وجود آمد» (مجموعه سفرنامههای میرزا صالح شیرازی، نشر نگاه معاصر، ۱۳۸۷، صفحه ۳۴۹) این اولین باری است که اسم شکسپیر به فارسی نوشته شد. @ehsanname
📝 اولین ترجمه #شکسپیر_در_ایران در عهد ناصرالدین شاه و کارِ این چهره، حسینقلی سالور ﻋﻤﺎداﻟﺴﻠﻄﻨﻪ، نوه محمدشاه قاجار بود. تاریخ انتشار چاپ سنگی این نمایشنامه، سال ۱۳۱۸ قمری یعنی ۱۲۷۸ شمسی است @ehsanname