◼️امروز، خبر درگذشت آیتالله میرزا حسن صالحی، پدر دکتر سیدعباس صالحی، معاون محترم فرهنگی وزارت ارشاد آمد. بر بازماندگان آن عالم ربّانی تسلیت باد. شرححالی از آن مرحوم را به قلم استاد محمدرضا حکیمی (در روزنامه «همشهری» ۳ خرداد ۱۳۸۵) که به قول نویسنده «از زمان مصدق» با آن مرحوم آشنا بوده، میتوانید در اینجا بخوانید:
hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1385/850303/world/idea.htm
استاد حکیمی، در پایان متن، درسهایی هم از زندگی آن مرحوم برای طلاب علوم دینی آورده است:
*طلبه باید فهم زمانی داشته باشد و طلبه ماوراء عهد صفویه به درد نمیخورد و ننگ دین و مایه صدمهدیدن دین است. من از موثقین مطلع شنیدهام که زیان برخی از کلاسهای درس معارف در دانشگاه ها بیش از سودش است، چون زبان جوانان را نمیدانند و چه بسا برای شغل و درآمد است، در صورتی که این کار شغل نیست. رسالت است و رسالت بیصلاحیت، خیالی بیش نیست. چرا مسئولین به اینها توجه نمیکنند؟
*طلبه باید فرهنگهای جهانی را اجمالاً بشناسد. بنده پنجاه سال پیش تاریخ ادبیات روسیه، فرانسه و انگلستان را خواندهام و شعرهای ملل دنیا را اجمالاً دیدهام.
*طلبه باید با ادبیات فارسی نیز آشنا باشد و دستکم یک دستور زبان فارسی بخواند، همچنین کتاب «هزار سال نثر فارسی» را بخواند. کتابهایی را که با نثر فارسی فصیح معاصر نوشته شده است بخواند. کتاب آقای دکتر حسین رزمجو را به نام «روش نویسندگان بزرگ معاصر» را بخواند و بنویسد و تعریف کند، زیرا قلم از عناصر عمده تبلیغ است.
hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1385/850303/world/idea.htm
استاد حکیمی، در پایان متن، درسهایی هم از زندگی آن مرحوم برای طلاب علوم دینی آورده است:
*طلبه باید فهم زمانی داشته باشد و طلبه ماوراء عهد صفویه به درد نمیخورد و ننگ دین و مایه صدمهدیدن دین است. من از موثقین مطلع شنیدهام که زیان برخی از کلاسهای درس معارف در دانشگاه ها بیش از سودش است، چون زبان جوانان را نمیدانند و چه بسا برای شغل و درآمد است، در صورتی که این کار شغل نیست. رسالت است و رسالت بیصلاحیت، خیالی بیش نیست. چرا مسئولین به اینها توجه نمیکنند؟
*طلبه باید فرهنگهای جهانی را اجمالاً بشناسد. بنده پنجاه سال پیش تاریخ ادبیات روسیه، فرانسه و انگلستان را خواندهام و شعرهای ملل دنیا را اجمالاً دیدهام.
*طلبه باید با ادبیات فارسی نیز آشنا باشد و دستکم یک دستور زبان فارسی بخواند، همچنین کتاب «هزار سال نثر فارسی» را بخواند. کتابهایی را که با نثر فارسی فصیح معاصر نوشته شده است بخواند. کتاب آقای دکتر حسین رزمجو را به نام «روش نویسندگان بزرگ معاصر» را بخواند و بنویسد و تعریف کند، زیرا قلم از عناصر عمده تبلیغ است.
Padesha khooban
Seyed khalil Alinejad
🎼 قطعه «پادشه خوبان»، ابیاتی از سعدی و حافظ را با تنبور و آواز درویش خلیل عالینژاد بشنوید از آلبوم «ثنای علی (ع)» @ehsanname
📖معروفترین پدرهای دنیای ادبیات
@ehsanname
برخلاف شخصیت مادرها، تصویر پدرها در دنیای ادبیات تنوع زیادی دارد و نویسندگان نگاههای متفاوتی به رابطه پدر و فرزندی دارند. این، فهرستی است که من (احسان رضایی) از پدرهای خیالی در داستانهایی که خواندهام، در ذهن داشتم و آنها را طبق الگوهای متفاوت رابطه با فرزندان، در چند دسته تقسیم کردم. قاعدتا به این سیاهه میشود اسمهای دیگر هم اضافه کرد و آن فهرست کاملتر را برای مطالعات بعدی استفاده کرد. فعلا همین را داشته باشید:
@ehsanname
😵پدرهای کشته به دست پسر
ادیپ، پدرش (لایوس) را میکشد/ ضحاک پدرش (مرداس) را میکشد/ «برادران کارامازوف» (جز آلیوشا) پدرشان را میکشند/ در «آتش بدون دود» یک مورد پدرکشی هست/ ولدمورت «هری پاتر» پدر ماگلش را کشته
😰پدرهایی که پسرشان را کشتند
اودیسه و تلگونوس/ رستم و سهراب (داستان دنبالههایی در مورد برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر برزو هم دارد که با رستم میجنگند)/ گشتاسپ، اسفندیار را به جنگ رستم میفرستد و عملاً او را به کشتن میدهد/ پدر نیل در «انجمن شاعران مرده» (ن. اچ. کلاینبام) آنقدر فشار میآورد که نیل خودکشی میکند
@ehsanname
😔پدرهای ناکام و خیرندیده از فرزند
پریام، پادشاه تروا/ فریدون در «شاهنامه»/ «شاه لیر» و دخترهایش (شکسپیر)/ پدر مقتولِ «هملت» (شکسپیر)/ «باباگوریو» و دو دخترش (بالزاک)/ «پدر خانواده» (دنیس دیدرو)/ بابای بازاروفِ جوان در «پدران و پسران» (تورگنیف)/ پدر رمان «ماهی بزرگ» (دانیل والاس) که بچهها هیچوقت حرفهایش را باور نمیکنند/ اغلب پدرهای «آتش بدون دود» (نادر ابراهیمی)
😎پدرهای قدرتمند
«پدرخوانده»های ماریو پوزو/ پدر سارا کرو (فرانسیس هادسن بارنت) که خیلی خرپول است/ بابای جسی در «خداحافظ گری کوپر» (رومن گاری)/ لرد عزریل در «نیروی اهریمنی اش» (فیلیپ پولمن)
@ehsanname
😡پدرهای زیادی گیر
پدر تام (گدا) در «شاهزاده و گدا» (مارک تواین)/ دنتور و پسرهایش در «ارباب حلقهها» (تالکین)/ پدر «خانواده تیبو» (روژه مارتن دوگار)
😴پدرهای بیمسئولیت
تناردیه پدر در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ بابای اسکارلت «بربادرفته» (مارگارت میچل)/ هنچارد که «شهردار کاستربریج» هم میشود ولی فکر فروختن بچهاش رهایش نمیکند (تامس هاردی)/ دکتر هورنیکور «گهواره گربه» (کورت ونهگات)
🤕پدرهای بیعرضه
پدر مومو در «زندگی در پیش رو» (رومن گاری)/ پدر مخترع بوگیر کفش در «گودالها» (لوییس ساکار)
@ehsanname
😇پدرهای مؤثر در تربیت بچه
بابای کیتی در «آنا کارنینا» و باقی کارهای تولستوی/ سروانِ «دختر سروان» (پوشکین)/ آتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مینا» (هارپر لی) که خیلی از منتقدها او را بهترین تصویر پدر در دنیای ادبیات میدانند/ پدر راوی در «راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» (بلیک ماریسن)
🤔پدرهای با شخصیت پیچیده
پراپسرو در نمایشنامه «طوفان» (شکسپیر)/ پدر سونیا در «جنایت و مکافات» (داستایوسکی)/ پدر نیک در قصۀ «پدرها و پسرها» (همینگوی)/ قصههای دن چاون/ «گاوخونی» (جعفر مدرس صادقی)
@ehsanname
😜پدرهای بامزه
«قصههای بابام» (ارسکین کالدول)/ کمیک «قصههای من و بابام» (اریش اُزِر)/ داستان جراحی «زبان کوچک بابام» در «شلوارهای وصلهدار» (رسول پرویزی)/ پدر سعید در «داییجان ناپلئون» (پزشکزاد)/ پدر مهاجرتکردۀ «عطر سنبل، بوی کاج» (فیروزه جزایری دوما)
🤗پدرخواندهها
پدر ژپتو در «پینوکیو» (کارلو کلودی)/ ژان والژان در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ «بابا لنگدراز»ِ جودی ابوت (جین وبستر)
@ehsanname
😀پدربزرگهای حامی
بابابزرگ نل (قصه «جعبه جواهر» چارلز دیکنز)/بابابزرگ «هایدی» (جوانا اسپیری)/ پدربزرگ سوفی در «راز داوینچی» (دن براون)/ باباجونِ علی فتاح در «من او» (رضا امیرخانی)
@ehsanname
برخلاف شخصیت مادرها، تصویر پدرها در دنیای ادبیات تنوع زیادی دارد و نویسندگان نگاههای متفاوتی به رابطه پدر و فرزندی دارند. این، فهرستی است که من (احسان رضایی) از پدرهای خیالی در داستانهایی که خواندهام، در ذهن داشتم و آنها را طبق الگوهای متفاوت رابطه با فرزندان، در چند دسته تقسیم کردم. قاعدتا به این سیاهه میشود اسمهای دیگر هم اضافه کرد و آن فهرست کاملتر را برای مطالعات بعدی استفاده کرد. فعلا همین را داشته باشید:
@ehsanname
😵پدرهای کشته به دست پسر
ادیپ، پدرش (لایوس) را میکشد/ ضحاک پدرش (مرداس) را میکشد/ «برادران کارامازوف» (جز آلیوشا) پدرشان را میکشند/ در «آتش بدون دود» یک مورد پدرکشی هست/ ولدمورت «هری پاتر» پدر ماگلش را کشته
😰پدرهایی که پسرشان را کشتند
اودیسه و تلگونوس/ رستم و سهراب (داستان دنبالههایی در مورد برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر برزو هم دارد که با رستم میجنگند)/ گشتاسپ، اسفندیار را به جنگ رستم میفرستد و عملاً او را به کشتن میدهد/ پدر نیل در «انجمن شاعران مرده» (ن. اچ. کلاینبام) آنقدر فشار میآورد که نیل خودکشی میکند
@ehsanname
😔پدرهای ناکام و خیرندیده از فرزند
پریام، پادشاه تروا/ فریدون در «شاهنامه»/ «شاه لیر» و دخترهایش (شکسپیر)/ پدر مقتولِ «هملت» (شکسپیر)/ «باباگوریو» و دو دخترش (بالزاک)/ «پدر خانواده» (دنیس دیدرو)/ بابای بازاروفِ جوان در «پدران و پسران» (تورگنیف)/ پدر رمان «ماهی بزرگ» (دانیل والاس) که بچهها هیچوقت حرفهایش را باور نمیکنند/ اغلب پدرهای «آتش بدون دود» (نادر ابراهیمی)
😎پدرهای قدرتمند
«پدرخوانده»های ماریو پوزو/ پدر سارا کرو (فرانسیس هادسن بارنت) که خیلی خرپول است/ بابای جسی در «خداحافظ گری کوپر» (رومن گاری)/ لرد عزریل در «نیروی اهریمنی اش» (فیلیپ پولمن)
@ehsanname
😡پدرهای زیادی گیر
پدر تام (گدا) در «شاهزاده و گدا» (مارک تواین)/ دنتور و پسرهایش در «ارباب حلقهها» (تالکین)/ پدر «خانواده تیبو» (روژه مارتن دوگار)
😴پدرهای بیمسئولیت
تناردیه پدر در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ بابای اسکارلت «بربادرفته» (مارگارت میچل)/ هنچارد که «شهردار کاستربریج» هم میشود ولی فکر فروختن بچهاش رهایش نمیکند (تامس هاردی)/ دکتر هورنیکور «گهواره گربه» (کورت ونهگات)
🤕پدرهای بیعرضه
پدر مومو در «زندگی در پیش رو» (رومن گاری)/ پدر مخترع بوگیر کفش در «گودالها» (لوییس ساکار)
@ehsanname
😇پدرهای مؤثر در تربیت بچه
بابای کیتی در «آنا کارنینا» و باقی کارهای تولستوی/ سروانِ «دختر سروان» (پوشکین)/ آتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مینا» (هارپر لی) که خیلی از منتقدها او را بهترین تصویر پدر در دنیای ادبیات میدانند/ پدر راوی در «راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» (بلیک ماریسن)
🤔پدرهای با شخصیت پیچیده
پراپسرو در نمایشنامه «طوفان» (شکسپیر)/ پدر سونیا در «جنایت و مکافات» (داستایوسکی)/ پدر نیک در قصۀ «پدرها و پسرها» (همینگوی)/ قصههای دن چاون/ «گاوخونی» (جعفر مدرس صادقی)
@ehsanname
😜پدرهای بامزه
«قصههای بابام» (ارسکین کالدول)/ کمیک «قصههای من و بابام» (اریش اُزِر)/ داستان جراحی «زبان کوچک بابام» در «شلوارهای وصلهدار» (رسول پرویزی)/ پدر سعید در «داییجان ناپلئون» (پزشکزاد)/ پدر مهاجرتکردۀ «عطر سنبل، بوی کاج» (فیروزه جزایری دوما)
🤗پدرخواندهها
پدر ژپتو در «پینوکیو» (کارلو کلودی)/ ژان والژان در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ «بابا لنگدراز»ِ جودی ابوت (جین وبستر)
@ehsanname
😀پدربزرگهای حامی
بابابزرگ نل (قصه «جعبه جواهر» چارلز دیکنز)/بابابزرگ «هایدی» (جوانا اسپیری)/ پدربزرگ سوفی در «راز داوینچی» (دن براون)/ باباجونِ علی فتاح در «من او» (رضا امیرخانی)
📸 تولستوی بزرگ و نوه دختریاش، در سال ۱۹۱۰
@ehsanname
درباره روبط پدرانه نویسندگان معروف روس و بچههایشان اینجا بخوانید👇
goo.gl/h29LSE
@ehsanname
درباره روبط پدرانه نویسندگان معروف روس و بچههایشان اینجا بخوانید👇
goo.gl/h29LSE
Forwarded from احساننامه
چند رباعی از نیما یوشیج در منقبت امیرالمؤمنین(ع) به خط خود نیما @ehsanname
🔹امروز و به مناسبت روز پدر، خیلیها در اینستاگرامشان تصویری از پدرشان گذاشتند. فرهاد دولتآبادی هم این عکس آقای نویسنده منتشر کرد @ehsanname
🔹سایت رسمی بهاءالدین خرمشاهی (b-khoramshahi.com) شایعه درگذشت استاد را تکذیب کرد @ehsanname
🔹 استاد بهاءالدین خرمشاهی زنده است. کسی که درگذشته، محمد خرمشاهی طنزپرداز (سمت چپ) است. کاش علاقمندان به این بازی خبر مرگ دادن، کمی در کارشان دقت داشتند! @ehsanname
🔹 شعار نمایشگاه کتاب امسال انتخاب شد: «یک کتاب بیشتر بخوانیم». سیامین نمایشگاه کتاب تهران امسال هم در مجموعه شهر آفتاب برگزار میشود @ehsanname
📌از خاطرات انتخاباتی
@ehsanname
احسان رضایی: چهار سال پیش هم همین بساط بود. در کنار بحثها و تحلیلهای جدی درباره انتخابات و نتیجه آن، عکاسها سوژههای دیگری هم در ستاد انتخابات پیدا کرده بودند. یک گروه از خبرنگارها بیرون ساختمان وزارت کشور منتظر بودند تا ببینند آیتالله هاشمی رفسنجانی بالاخره میآید یا نمیآید، یک عده هم در داخل داشتند با چهرههای عجیب و بلکه غریبی که سودای ریاست داشتند مصاحبه میگرفتند. آن سال تعداد کل ثبتنامها ۶۸۶ نفر بود (که حکماً امسال بیشتر هم میشود) خب یک کشور که اینهمه رییسجمهور نمیخواهد! با احسان جانِ عمادی فکر کردیم که میشود یک پرونده خوب کار کنیم (آن موقع ما دوتا احسانها مسئول پروندههای ویژه مجله بودیم). مثل همیشه سوژه را خرد کردیم، داوطلبان را دستهبندی کردیم، سراغ کارشناسهای مختلف رفتیم، یادداشت گرفتیم و ... شد پروندهای که در شماره ۴۰۷ «همشهری جوان» کار شد (و تصویر صفحه اولش را میبینید) و انصافاً هم پرونده خوبی شد. حالا داشته باشید که یکی از بزرگوارانی که عکسش در یکی از صفحات پرونده آمده بود، از پرونده ما خوشش نیامد و این سوال ما را که چرا اینهمه آدم علاقه به ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری دارند؟، توهین تلقی کرد. از این عجیبتر اما واکنش استاد بود. چند شماره نشریه تکبرگی آماده کرد و در فواصل مختلف به مجله فرستاد که حاوی توهین و دشنامهای رکیک (یعنی خیلی رکیک ها!) خطاب به ما دوتا بود. ما هم میگرفتیم و یواشکی میبردیم معدومشان میکردیم و میخندیدیم که کاش ستاد انتخابات کشور یک متخصص اعصاب هم در محل مستقر کند. آن بنده خدا اگر تایید صلاحیت شده بود، با آن وضع اعصابش، مناظرات تلویزیونی غیرقابلپخش میشد :)
instagram.com/p/BS0V35RA9zq/
@ehsanname
احسان رضایی: چهار سال پیش هم همین بساط بود. در کنار بحثها و تحلیلهای جدی درباره انتخابات و نتیجه آن، عکاسها سوژههای دیگری هم در ستاد انتخابات پیدا کرده بودند. یک گروه از خبرنگارها بیرون ساختمان وزارت کشور منتظر بودند تا ببینند آیتالله هاشمی رفسنجانی بالاخره میآید یا نمیآید، یک عده هم در داخل داشتند با چهرههای عجیب و بلکه غریبی که سودای ریاست داشتند مصاحبه میگرفتند. آن سال تعداد کل ثبتنامها ۶۸۶ نفر بود (که حکماً امسال بیشتر هم میشود) خب یک کشور که اینهمه رییسجمهور نمیخواهد! با احسان جانِ عمادی فکر کردیم که میشود یک پرونده خوب کار کنیم (آن موقع ما دوتا احسانها مسئول پروندههای ویژه مجله بودیم). مثل همیشه سوژه را خرد کردیم، داوطلبان را دستهبندی کردیم، سراغ کارشناسهای مختلف رفتیم، یادداشت گرفتیم و ... شد پروندهای که در شماره ۴۰۷ «همشهری جوان» کار شد (و تصویر صفحه اولش را میبینید) و انصافاً هم پرونده خوبی شد. حالا داشته باشید که یکی از بزرگوارانی که عکسش در یکی از صفحات پرونده آمده بود، از پرونده ما خوشش نیامد و این سوال ما را که چرا اینهمه آدم علاقه به ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری دارند؟، توهین تلقی کرد. از این عجیبتر اما واکنش استاد بود. چند شماره نشریه تکبرگی آماده کرد و در فواصل مختلف به مجله فرستاد که حاوی توهین و دشنامهای رکیک (یعنی خیلی رکیک ها!) خطاب به ما دوتا بود. ما هم میگرفتیم و یواشکی میبردیم معدومشان میکردیم و میخندیدیم که کاش ستاد انتخابات کشور یک متخصص اعصاب هم در محل مستقر کند. آن بنده خدا اگر تایید صلاحیت شده بود، با آن وضع اعصابش، مناظرات تلویزیونی غیرقابلپخش میشد :)
instagram.com/p/BS0V35RA9zq/
Instagram
ehsan rezaei
. چهار سال پیش هم همین بساط بود. در کنار بحثها و تحلیلهای جدی درباره انتخابات و نتیجه آن، عکاسها سوژههای دیگری هم در ستاد انتخابات پیدا کرده بودند. یک گروه از خبرنگارها بیرون ساختمان وزارت کشور منتظر بودند تا ببینند آیتالله هاشمی رفسنجانی بالاخره میآید…
🔹در بین ثبتنامهای پرشمار انتخابات ریاستجمهوری، نام یک نویسنده هم هست. مسیحا برزگر، علاوه بر نگارش، ترجمههایی از اوشو و جبران خلیل جبران هم دارد @ehsanname
🔸در ادامه همان ماجرای خالهزنکی
@ehsanname
آیا تد هیوز ایدههای شاعرانهاش را از روی دست زنش میدزدید و سیلویا پلات آخر از دست او دق کرد و مرد؟ یا این هیوز بود که چنین همسر دیوانهای را تحمل میکرد و شعرش را به پای مورد اشتباهی ریخت؟ مساله، این است!
goo.gl/KTP8MK
تد هیوز (۱۹۳۰-۱۹۹۸) و سیلویا پلات (۱۹۳۲-۱۹۶۳) دو شاعر معروف انگلیسیزبان هستند. منتقدها تد هیوز را شاعری همسطح ویلیام بلیک و تی. اس. الیوت میدانند و لقب «ملک الشعرا»یی انگلستان را داشت، سیلویا پلات هم به خاطر شعرهایش جایزه پولیتزر گرفت (البته بعد از مرگش و در ۱۹۸۲)، اما شهرت اصلی آنها به خاطر چیز دیگری است: به خاطر ازدواجشان و همینطور خودکشی پلات با گاز آشپزخانه که از زردترین موضوعات تاریخ ادبیات است. آنها شش سال با هم زندگی کردند. ازدواجی که با احساسات شروع شد و به فاجعه انجامید: پلات یک سال بعد از طلاق خودکشی کرد. علت، هنوز هم محل نزاع است. آیا افسردگی پلات باعث خستگی تد شد یا هیوز، سیلویا را به اینجا رساند؟ فمینیستها معتقد به دومی بودند. آنها در جلسات شعرخوانی هیوز حاضر میشدند و شعار میدادند، علیه او مطلب مینوشتند و بارها نام هیوز را از روی سنگ قبر سیلویا تراشیدند. آنقدر فشارها زیاد بود که همسر دوم هیوز هم خودکشی کرد. تد اما برای اثبات علاقهاش، یکی یکی آثار پلات را منتشر میکرد و البته هر بار جنجال جدیدی هم شکل گرفت. مثلا بعد از انتشار یادداشتهای روزانۀ پلات در ۱۹۸۲ منتقدانش میگفتند هیوز یادداشتهای روزانه سیلویا را به نفع خودش دستکاری کرده و چرا محتوایش با «حباب شیشه»، رمانی که پلات قبل از خودکشی منتشر کرده و به نظر داستان زندگی خودش است، تفاوتهایی دارد؟ برای همین بود که سال ۲۰۰۰ اصل یادداشتهای پلات دوباره منتشر شد و هرچند دیدند اینکه هیوز گفته فقط ویرایش ادبی کرده، خیلی هم بیراه نبوده و نوشتههای پلات پر از غلطهای نگارشی و املایی است، اما بحث در مورد این زندگی جنجالی از روی مطالب مربوط به روزهایی که هیوز منتشر نکرده بود هم ادامه پیدا کرد. برای نمونه👇
bl.uk/20th-century-literature/articles/reviving-the-journals-of-sylvia-plath
بعد از آن هم کار پیدا کردن دستنویسهای منتشرنشده این دو نفر، ادامه پیدا کرد تا هر کس نکتهای باب میل خودش از آنها پیدا کند. مثلا در ۲۰۰۷ تلگراف متن نامههای تد هیوز به سیلویا پلات و دیگران را منتشر کرد که در آنها میخوانیم مرگ پلات، تد هیوز را به شدت به هم ریخته بود و هیوز حسابی سلیویا را دوست داشته👇
telegraph.co.uk/culture/books/3668375/Sincerely-Ted-Hughes.html
تازگی هم ۹ نامه جدید از سیلویا پلات به روانشناسش پیدا شده است. در این نامهها که تاریخشان بین ۱۸ فوریه ۱۹۶۰ و ۴ فوریه ۱۹۶۳ یعنی یک هفته قبل از خودکشی سیلویاست، پلات نوشته که تد هیوز دستِ بزن داشته و دو روز قبل از این که سیلویا سقط جنین کند او را کتک زده و آرزو کرده بود بمیرد👇
theguardian.com/books/2017/apr/11/unseen-sylvia-plath-letters-claim-domestic-abuse-by-ted-hughes
احتمالا این آخرین نمونه از خبرهای پلات-هیوز نباشد و این داستان ادامه دارد.
@ehsanname
آیا تد هیوز ایدههای شاعرانهاش را از روی دست زنش میدزدید و سیلویا پلات آخر از دست او دق کرد و مرد؟ یا این هیوز بود که چنین همسر دیوانهای را تحمل میکرد و شعرش را به پای مورد اشتباهی ریخت؟ مساله، این است!
goo.gl/KTP8MK
تد هیوز (۱۹۳۰-۱۹۹۸) و سیلویا پلات (۱۹۳۲-۱۹۶۳) دو شاعر معروف انگلیسیزبان هستند. منتقدها تد هیوز را شاعری همسطح ویلیام بلیک و تی. اس. الیوت میدانند و لقب «ملک الشعرا»یی انگلستان را داشت، سیلویا پلات هم به خاطر شعرهایش جایزه پولیتزر گرفت (البته بعد از مرگش و در ۱۹۸۲)، اما شهرت اصلی آنها به خاطر چیز دیگری است: به خاطر ازدواجشان و همینطور خودکشی پلات با گاز آشپزخانه که از زردترین موضوعات تاریخ ادبیات است. آنها شش سال با هم زندگی کردند. ازدواجی که با احساسات شروع شد و به فاجعه انجامید: پلات یک سال بعد از طلاق خودکشی کرد. علت، هنوز هم محل نزاع است. آیا افسردگی پلات باعث خستگی تد شد یا هیوز، سیلویا را به اینجا رساند؟ فمینیستها معتقد به دومی بودند. آنها در جلسات شعرخوانی هیوز حاضر میشدند و شعار میدادند، علیه او مطلب مینوشتند و بارها نام هیوز را از روی سنگ قبر سیلویا تراشیدند. آنقدر فشارها زیاد بود که همسر دوم هیوز هم خودکشی کرد. تد اما برای اثبات علاقهاش، یکی یکی آثار پلات را منتشر میکرد و البته هر بار جنجال جدیدی هم شکل گرفت. مثلا بعد از انتشار یادداشتهای روزانۀ پلات در ۱۹۸۲ منتقدانش میگفتند هیوز یادداشتهای روزانه سیلویا را به نفع خودش دستکاری کرده و چرا محتوایش با «حباب شیشه»، رمانی که پلات قبل از خودکشی منتشر کرده و به نظر داستان زندگی خودش است، تفاوتهایی دارد؟ برای همین بود که سال ۲۰۰۰ اصل یادداشتهای پلات دوباره منتشر شد و هرچند دیدند اینکه هیوز گفته فقط ویرایش ادبی کرده، خیلی هم بیراه نبوده و نوشتههای پلات پر از غلطهای نگارشی و املایی است، اما بحث در مورد این زندگی جنجالی از روی مطالب مربوط به روزهایی که هیوز منتشر نکرده بود هم ادامه پیدا کرد. برای نمونه👇
bl.uk/20th-century-literature/articles/reviving-the-journals-of-sylvia-plath
بعد از آن هم کار پیدا کردن دستنویسهای منتشرنشده این دو نفر، ادامه پیدا کرد تا هر کس نکتهای باب میل خودش از آنها پیدا کند. مثلا در ۲۰۰۷ تلگراف متن نامههای تد هیوز به سیلویا پلات و دیگران را منتشر کرد که در آنها میخوانیم مرگ پلات، تد هیوز را به شدت به هم ریخته بود و هیوز حسابی سلیویا را دوست داشته👇
telegraph.co.uk/culture/books/3668375/Sincerely-Ted-Hughes.html
تازگی هم ۹ نامه جدید از سیلویا پلات به روانشناسش پیدا شده است. در این نامهها که تاریخشان بین ۱۸ فوریه ۱۹۶۰ و ۴ فوریه ۱۹۶۳ یعنی یک هفته قبل از خودکشی سیلویاست، پلات نوشته که تد هیوز دستِ بزن داشته و دو روز قبل از این که سیلویا سقط جنین کند او را کتک زده و آرزو کرده بود بمیرد👇
theguardian.com/books/2017/apr/11/unseen-sylvia-plath-letters-claim-domestic-abuse-by-ted-hughes
احتمالا این آخرین نمونه از خبرهای پلات-هیوز نباشد و این داستان ادامه دارد.
📸 تد هیوز و بچههایش، سال ۱۳۵۰ در تخت جمشید. آن سال تد هیوز برای اولین اجرای نمایشنامهاش «اورگاست» توسط پیتر بروک، به ایران آمده بود @ehsanname
📊 تیراژ متوسط کتاب در فاصله سالهای ۸۴ تا ۹۲ تقریبا نصف شد: از هر چاپ ۴۳۲۰ به ۲۴۰۷ نسخه
@ehsanname
منبع: «آمار نشر کتاب در ایران» (خانه کتاب، ۹۴) صفحه ۳۸
@ehsanname
منبع: «آمار نشر کتاب در ایران» (خانه کتاب، ۹۴) صفحه ۳۸
📊 قیمت متوسط کتاب در فاصله سالهای ۸۴ تا ۹۲ تقریبا پنج برابر شد: از جلدی ۲۱۳۶۵ به ۱۰۲۰۱۷ ریال
@ehsanname
منبع: «آمار نشر کتاب در ایران» (خانه کتاب، ۹۴) صفحه ۴۲
@ehsanname
منبع: «آمار نشر کتاب در ایران» (خانه کتاب، ۹۴) صفحه ۴۲
➖ آخرین کتابهایی که عارف لرستانی، بازیگر سریالهای طنز، در اینستاگرامش معرفی کرده بود؛ همین دو هفته پیش. عارف لرستانی صبح امروز درگذشت @ehsanname
Forwarded from غلامرضا طریقی
از یکم اردیبهشت ماه در خدمت شماییم
از هم اکنون می توانید عضو شوید
عضویت در سایت:
www.naghdesher.ir
همراهمان باشید در:
اینستاگرام:
Instagram.com/naghdesher.ir
تلگرام:
@naghdesherir
از هم اکنون می توانید عضو شوید
عضویت در سایت:
www.naghdesher.ir
همراهمان باشید در:
اینستاگرام:
Instagram.com/naghdesher.ir
تلگرام:
@naghdesherir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩اگر ملاک موفقیت شعر نفوذ میان مردم باشد، ترانه سادۀ مرحوم مرتضی احمدی از موفقترینهاست: پرسپولیس قهرمان میشه، خدا میدونه که حقشه... فقط آخر فصل باید فعلش را اصلاح کرد: پرسپولیس قهرمان شده @ehsanname
🔹فرم شمارش آرای یک صندوق در اولین انتخابات ریاستجمهوری (۵ بهمن ۵۸). در آن انتخابات ۱۲۴ نفر نامزد بودند که بعد از انصراف و استعفاها، ۱۰۶ نفر در رقابت ماندند @ehsanname
Forwarded from ادبیات ایرانی
✉️| شما دعوتید به:
⚡️اختتامیه جشنواره انجمنهای ادبی، همراه با معرفی برترین طرحها.
🔹تهران، آبشناسان غرب، بعد از ستاری، خیابان شقایق، کوچه دهم، مجتمع آدینه
🔸جمعه یک اردیبهشت 96 ساعت 16 🕓
@adabiatir
⚡️اختتامیه جشنواره انجمنهای ادبی، همراه با معرفی برترین طرحها.
🔹تهران، آبشناسان غرب، بعد از ستاری، خیابان شقایق، کوچه دهم، مجتمع آدینه
🔸جمعه یک اردیبهشت 96 ساعت 16 🕓
@adabiatir