احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔹خاطره سیمین دانشور از پروین اعتصامی
@ehsanname
در دانشکده ادبیات، پشت میز کتابداری می‌دیدمش. چشم‌های درشتش کمی تاب داشت و روسری سر می‌کرد. بیشترِ دانشجویان «خانم کتابدار» صدایش می‌کردند و من «خانم». مرحوم فروزانفر، مرا «دوشیزۀ مشکین شیرازی» می‌نامید تا اشارتی باشد به پوست آفتاب‌خوردۀ جنوبی‌ام. اما او یک روز گفت: «دانشور! کلیّاتِ او.هِنری را به امانت برده‌ای و پس نیاورده‌ای. جریمه می‌شوی.»
آن روزگار، ویرِ او.هِنری داشتم و از پایان غافلگیرکنندۀ داستان‌های کوتاهش خوشم می‌آمد.
گفتم: «تمامش نکرده‌ام.»
گفت: «تو بیاور، دوباره امانت بگیر!»
دانشجوی پسری که بعدها شناختمش، دکتر معین – معینِ فرهنگ و ادبیات ایران – در کنارم، به انتظارِ گرفتنِ کتاب، بی‌تاب می‌نمود.
گفت: «خانم پروین اعتصامی گزارش نمی‌دهد. هوای دخترها را دارد.»
خودِ خودش بود. غافلگیر شدم. وقتی آدم جوان است، انتظار دارد که هر آن اتفاقِ خوشی برایش بیفتد و اتفاقِ خوش افتاده بود. می‌دانستم که بایستی می‌شناختمش. می‌دانستم که این خانم خانم‌ها را در ذهنم، در قلبم، در کلِ وجودم، جایی دیده‌ام، یا باید دیده باشم، ویا شنیده باشم. سیر نگاهش کردم. کمی چاق، اما غمگین می‌نمود و مثل شعرش بلندبالا نبود. سرش که خلوت شد، به اشاره‌اش به مخزن کتابخانه رفتم. خواستم دستش را ببوسم، که نگذاشت. چای که می‌خوردیم، دوتا از بهترین شعرهایش «سفر اشک» و «مست و هوشیار» را از زبان من شنید. اما نتوانستم لبخندی به لب‌های بسته‌اش اهداء کنم. حتی حیرت نکرد که «قند پارسی»اش تا شیرزا رفته و برگشته.
آن روز، هیچ کداممان نمی‌دانستیم که پایان غافلگیرکننده، سال بعد [و ۱۵ فروردین ۱۳۲۰] است.

📌به نقل از کتاب «شناخت و تحسین هنر» (مجموعه مقالات سیمین دانشور، کتاب سیامک، ۱۳۷۵)، صفحه ۶۴۵ و ۶۴۶
📸 تصویری از پروین اعتصامی که در حاشیه بازدید محمدرضا پهلوی، ولیعهدِ وقت، از کتابخانه دانشسرای عالی، در خرداد ۱۳۱۶ ثبت شده است. پروین اعتصامی کتابدار این مرکز بود/ از آرشیو کتابخانه ملی @ehsanname
📝 وقتی قیصر امین‌پور ۱۵ساله بود. نقاشی قیصر، منتشر شده در مجله «پیک جوانان»، نیمه اول اسفند ۱۳۵۳ (شماره ۱۱ از سال پنجم) @ehsanname
🔹پرفروش‌های طرح عیدانه کتاب، از میان ۵۴۲هزار جلد خریداری‌شده توسط ۲۱۶هزارنفر. فروش طرح پاییزه ۶۵۹هزار جلد کتاب خریداری بود و در طرح تابستانه ۵۴۶هزار جلد و آن دوبار «من پیش از تو» اول بود @ehsanname
🔸لابه‌لای خبرهای سیاسی، این را هم داشته باشید که امروز طوفان شن فهرج، یک شهر باستانی را از دل خاک پدیدار کرد
@ehsanname
گزارش تصویری مهر در اینجا
mehrnews.com/photo/3944844/
⚡️زلزله امروز مشهد به روایت یک نویسنده
@ehsanname
فرهاد جعفری، نویسنده مشهدیِ رمان «کافه پیانو ما» در کانال تلگرامی خودش (@goftamgoft) درباره زلزله امروز صبح نوشت:

"رفته بودم اداره ارشاد برای گرفتن اعلام وصول چاپ ۵۱ و ۵۲ کافه پیانو، که ناگهان زلزله را احساس کردم.
به عنوان یک زلزله‌زده زلزله‌دیده (زلزله طبس، سال ۵۶) مثل شصت‌تیر از آخر سالن طولانی ساختمان قدیمی و رو به فروپاشی اداره کل دویدم و خودم را رساندم بیرون.
انصافا خیلی طولانی بود زلزله‌، اما خوشبختانه من که متوجه نشدم به جایی یا کسی آسیبی رسیده باشد.
بعد که برای اتمام کار اداری برگشتم تو؛ به مدیر اداره کتاب ارشاد گفتم: دلم را لرزاندید؛ خدا هم دل تان را لرزاند!
چرا؟!
همان لحظه بهم گفتند برای قطار چهار و بیست دقیقه، باید دوباره مجوز بگیری و کتاب دوباره بررسی شود!
پرسیدم چرا؟
گفتند چون سه چهارسال از اخذ مجوز گذشته و هنوز چاپ نکرده‌اید!"
📝 انتقام با كاریکاتور
@ehsanname
۹۲سال پیش، در چنین ایامی (۱۶ فروردین ۱۳۰۴) محمدعلی میرزا، شاه مخلوع قاجار، در بندر سانرمو ایتالیا و در تبعید مرد (تمام شاهان بعدی ایران هم خارج از این خاک مردند). شاهی که تا آخرین روزها می‌گفت کارش در دستگیری آزادیخواهان و به توپ بستن مجلس، درست و بجا بوده است.
محمدعلی‌شاه علاوه بر تلاشش در محو مجلس مشروطه و احیای استبداد، یک ویژگی دیگر هم دارد. اینکه او جزو دشمنان مطبوعات هم بود. در جریان اولین موج مطبوعاتی در تاریخ ایران، او نشریات فراوانی را تعطیل کرد که نتیجه‌اش چاپ نشریات فارسی‌زبان در خارج از مرزهای ایران بود. نشریات آن زمان، هم به خاطر عدم رواج عکس و هم از سر دشمنی با شاه، تعداد زیادی کاریکاتور از او کشیده‌اند. احتمالا هیچ چهره تاریخی دیگری به اندازه محمدعلی‌شاه کاریکاتور نداشته باشد. ظاهرا ملت آن روز ایران، با این شیوه از پادشاه مستبدشان انتقام می‌گرفتند.

نمونه‌هایی از این کاریکاتورها را ببینید 👇
شماره ۱ «ملانصرالدين» (۷ آوریل ۱۹۰۶) و اول داستان. شاه مظفر مشروطه را امضا می‏‌کند و پسرش به سلطانِ عثمانی کبریت می‏‌رساند تا آن را آتش بزند. محمدعلی‌‏شاه بعدا این کار را با کمک روسیه کرد @ehsanname
هنوز اوایل کار محمدعلی شاه است و نشریات «مشروطه نگه دار که مشروطه نکوست» می‌نویسند. شماره ۱۴ «آذربایجان بیدار» شاه را تشویق به امضای قانون اساسی کرده تا بتواند میوۀ مالیات و بودجه را بچیند @ehsanname
نشریه طنز «ملانصرالدين» که در باکو منتشر می‌شد، ملت ایران را در حال خواب کشیده که شاه با مشت بالای سرش ایستاده، نکند بیدار شود. ظاهرا این کاریکاتور در جواب نشریه «تنبیه» چاپ تهران کشیده شد @ehsanname
نشریه «تنبیه» شماره ۴ کاریکاتوری دارد که مطبوعات می‌خواهند ملت خواب ایران را بیدار کنند، «ملانصرالدین» کاریکاتوری کشید که محمدعلی شاه با مشت بالای سر این ملت در خواب رفته است @ehsanname
کاری از شلینگِ آلمانی‌‏الاصل در نشریه «ملانصرالدين». معلم جغرافی دارد گوش محمدعلی‌‏شاه را می‌‏کشد که چرا هنوز جای ایران را پیدا نکرده؛ کنایه از اینکه شاه قاجار از وطن‏‌دوستی ‏بویی نبرده @ehsanname
یک نمونه اولیه از تایپوگرافی. شاه بیگانه‌پرست در لوگوی نشریه «شرافت» (شماره ۳۷ - ۱۹ ربیع‌الاول ۱۳۲۶ قمری). شاه روی «شر» نشسته و «آفت» به جا مانده @ehsanname
کاریکاتور روی جلد شماره اول «بهلول» که در باکو منتشر می‌‏شد. کاریکاتور کار عظیم عظیم‌‏زاده، اولین کاریکاتوریست حرفه‌ای ایران است. شاه قاجار با کمک خارجی‌ها دارد ملتش را می‌کشد @ehsanname
یک نمونه دیگر از کاریکاتورهای «ملانصرالدین» و شلینگ، کاریکاتوریست آلمانی که محمدعلی شاه را به گاوی خشمگین در حال جنگ با ملت تشبیه کرده است @ehsanname
جنگ علیه استبداد محمدعلی‌شاه در طرح جلد شماره اول «آذربايجان»، نشریه ستارخان که در تبریز منتشر می‌‏شد. مردم در حال زورآزمایی با استبداد @ehsanname
نشریه «راه خیال» که در گیلان منتشر می‌شد، دارد مجاهدین را تشویق می‌کند که تا زدن ریشه شاه باید جلو بروند @ehsanname
این کاریکاتور چهره را و. روترِ آلمانی‌‏الاصل در نشریه «آذربايجان»، نشریه ستارخان کشیده. خودپسندی و نخوت شاه در این کاریکاتور پیداست @ehsanname
محمدعلی‌شاه بعد از تبعید یکبار با کمک روسها به ایران حمله کرد و شکست خورد. اینجا اعضای باشگاه دیکتاتورهای ورشکسته دارند برای این ایده درخشان ملامتش می‌کنند! - از شماره ۲۹ نشریه «جارچی ملت» @ehsanname
🗞 بهار ۸۲ هم با موشکباران آمریکا شروع شد. تیترهای ویژه‌نامه نوروزی روزنامه‌های آن زمان را می‌بینید @ehsanname
🔹ساعتی بعد از حمله آمریکا به سوریه، خانم شعله ولپی، شاعر و نویسنده ایرانی‌الاصل، در خانه شاعران نیویورک درباره عطار و ترجمه‌اش از «منطق الطیر» سخنرانی کرد. دنیای عجیبی است @ehsanname