🔹در بین ثبتنامکنندگان امروز برای انتخابات شورای شهر تهران، اسم اهالی نشر و کتاب هم بود: خانم فاطمه راکعی (شاعر)، خانم ترانه یلدا (مترجم «شهرهای نامریی» ایتالو کالوینو)، افشین علا (شاعر) و مهدی رمضانی (معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی که همراهی دوستش، عبدالرضا هلالی با او خبرساز شد). از این جمع خانم راکعی قبلا نماینده مجلس بوده است. @ehsanname
📸 جالبترین بخش گزارش تصویری ایرنا (irna.ir/fa/Photo/3438214/) از عیددیدنی وزیر ارشاد با استاد علی نصیریان، این عکس است @ehsanname
Forwarded from برنامه #مجازیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نظرسنجی برنامه #مجازیست با جوایز ویژه🎁
برای لایک #پستخوانی
احسان رضایی
عدد۷ را به ۱۰۰۰۰۰۳۹ پیامک کنید.
7📲10000039
برای لایک #پستخوانی
احسان رضایی
عدد۷ را به ۱۰۰۰۰۰۳۹ پیامک کنید.
7📲10000039
🔹كتابخانه مسجد مکی و دارالعلوم زاهدان؛ علاوه بر ٤٥هزار جلد كتاب، بالشتهایی هم برای راحتی مراجعین دارد - عکس از محمد آسیابانی @ehsanname
📸 نمایی زیبا از انعکاس تصویر آرامگاه شیخ عطار نیشابوری در آب - مرتضی امینالرعایایی/ ایرنا @ehsanname
Forwarded from مجمع دیوانگان
اسلامزدایی از شعر مولانا!
#N020
منبع: «نیویورکر» (goo.gl/9i0Hvf)
مترجم: امیرعلی نصرالهزاده @AmirA_N - «کریس مارتین» از اعضای گروه کلدپلی (Coldplay) است. وقتی به دلیل جدایی همسرش دچار افسردگی شد، یکی از دوستان مجموعه شعری از مولوی به او هدیه داد. حالا در آخرین آلبوم کلدپلی ترانهای وجود دارد که ترجمه شعر مولانا است:
هست مهمانخانه این تن ای جوان
هر صباحی ضیف نو آید دوان
هین مگو کین ماند اندر گردنم
که هم اکنون باز پرد در عدم
هرچه آید از جهان غیبوش
در دلت ضیف است او را دار خوش
ستارههای دیگری چون «مدونا» و «تیلدا سوینتون» هم در تجربههای معنوی خود از مولوی کمک گرفتهاند و جملات قصار بسیاری در شبکههای اجتماعی به مولوی نسبت داده میشوند:
گر به هر زخمی تو پر کینه شوی / پس کجا بیصیقل آیینه شوی
یا
من صورت وصل میتراشم شب و روز / با خاطر چون تیشه مگر نجارم
نمونههایی هستند که به وفور در اینترنت بازنشر شدهاند. مولوی را معمولا پرفروشترین شاعر آمریکا، عارف، قدیس، صوفی و روشنضمیر توصیف میکنند، اما با اینکه او یک قرآنپژوه و اسلامشناس بوده، در آمریکا کمتر به عنوان شاعری مسلمان شناخته میشود.
ابیاتی که کریس مارتین برای آلبوم جدید خود انتخاب کرده از دفتر ششم «مثنوی معنوی» است. کتابی که دائما به حکایتهای قرآنی ارجاع میدهد. مولوی، مثنوی معنوی را «هذا کتابً المثنوی، و هو اصولُ اصولِ اصولِ الدین» میخواند، اما در ترجمههای آمریکایی اثری از دین وجود ندارد. در جدیدترین زندگینامه مولوی به قلم Brad Gooch، شمس تبریزی، مولوی را با بحث و جدل در مورد آیات قرآنی به پرسش درباره آموزههای مذهبی وا میدارد و بر تعبد به معنای فناءفیالله تأکید میورزد. مولوی در نهایت تعالیم تصوف یعنی عشق ذاتی به خدا را با آموزههای اسلامی و عرفان شمس در هم میآمیزد و به رغم این آمیزش کفرآلود، در قونیه پیروانی مرکب از صوفیان، ادیبان و روحانیون مسلمان، مسیحی و یهودی پیدا میکند.
حتی در کتاب Gooch هم بین پیشزمینههای مذهبی مولوی با اندیشهای که میخواهد او را علیرغم این پیشزمینه، «بدعتگذار مذهبی عاشقانه در مقابل سایر ادیان سازمانیافته» معرفی کند، تناقض وجود دارد. نکتهای که در این میان به آن توجه نمیشود، سهم همان پیشزمینههای مذهبی در شکلگیری اشعار مولوی است. قرآن، مسیحیان و یهودیان را «اهل کتاب» معرفی میکند که میتواند نقطه شروعی برای جهانشمولی ایدههای مولوی باشد. در واقع، این جهانشمولی که در آثار مولوی ستایش میشود از پیشزمینه اسلامی او نشأت میگیرد.
اسلامزدایی از آثار مولوی به دوران ویکتوریایی باز میگردد. مترجمان و دیناندیشان آن زمان نمیتوانستند تصورات خود از «دینی بیابانی» را با اشعار مولوی و حافظ تطبیق دهند. توضیحی که در آن زمان بدان بسنده شد را میتوان چنین خلاصه کرد: «شخصیت عرفانی این اشخاص نه به خاطر تعالیم اسلام که در تضاد با آن شکل گرفته است». در قرن بیستم مترجمان صاحبنامی به ترجمه آثار مولوی به انگلیسی پرداختند. «کلمن بارکس» مترجمی بود که سهم بسزایی در افزایش خوانندگان شعر مولوی داشت. اثر او بیش از ترجمه، به تفسیر شبیه است چرا که بارکس فارسی نمیداند، بلکه ترجمههای انگلیسی قرن نوزدهم را به آمریکایی امروزی برگردانده است. او شعر مولوی را مانند «راز دلگشایی» میبیند که در زبان نمیگنجد. پس برای دسترسی به آن، به ترجمهای آزاد دست زده و به عنوان مثال بیشتر ارجاعات اسلامی اشعار را حذف کرده است. غزل مشهور «هر که ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین» به حوریانی اشاره دارد که در بهشت مسلمانان وعده داده شده است؛ در حالیکه ترجمه بارکس به جای حوری از ترکیب «تجسم کامل خواهشهای جنسی» استفاه میکند و پیشزمینه مذهبی شعر را از بین میبرد.
مولوی معمولا آیات قرآن را دستکاری میکرد تا با عروض قالب شعر متناسب شوند. خوانندگان فارسی میتوانند متوجه چنین صنایعی شوند اما خواننده آمریکایی از آن محروم است. خواندن اشعار مولوی بدون قرآن باید شبیه به خواندن آثار «جان میلتون» بدون دانستن انجیل باشد. حتی اگر آثار مولوی نشان از بدعتگزاری داشته باشد، باید بدانیم این ظرفیت در بستری اسلامی رشد پیدا کرده است. مولوی همواره از قرآن، حدیث و متون اسلامی به شکل خلاقانهای استفاده میکرد و اغلب معنای پذیرفته شده آن را به چالش میگرفت. مصرع «بیرون ز جهان کفر و ایمان جایی است» توسط بارکس چنین برگردانده شده: «فراتر از تخلف و صواب، عالمی وجود دارد»!
مسلمانی را تصور کنید که در آن زمان، اساس دین را به جای آموزههای دینی در عالمی برتر و متشکل از عشق و مهربانی میدانسته است. این مفاهیمی که امروزه به نظر ما و شاید بسیاری از روحانیون مسلمان، رادیکال جلوه میکند در واقع بدایعی است که مولوی قرنها پیش به آن اشاره کرده است.
کانال «مجمع دیوانگان» @Divanesara
#N020
منبع: «نیویورکر» (goo.gl/9i0Hvf)
مترجم: امیرعلی نصرالهزاده @AmirA_N - «کریس مارتین» از اعضای گروه کلدپلی (Coldplay) است. وقتی به دلیل جدایی همسرش دچار افسردگی شد، یکی از دوستان مجموعه شعری از مولوی به او هدیه داد. حالا در آخرین آلبوم کلدپلی ترانهای وجود دارد که ترجمه شعر مولانا است:
هست مهمانخانه این تن ای جوان
هر صباحی ضیف نو آید دوان
هین مگو کین ماند اندر گردنم
که هم اکنون باز پرد در عدم
هرچه آید از جهان غیبوش
در دلت ضیف است او را دار خوش
ستارههای دیگری چون «مدونا» و «تیلدا سوینتون» هم در تجربههای معنوی خود از مولوی کمک گرفتهاند و جملات قصار بسیاری در شبکههای اجتماعی به مولوی نسبت داده میشوند:
گر به هر زخمی تو پر کینه شوی / پس کجا بیصیقل آیینه شوی
یا
من صورت وصل میتراشم شب و روز / با خاطر چون تیشه مگر نجارم
نمونههایی هستند که به وفور در اینترنت بازنشر شدهاند. مولوی را معمولا پرفروشترین شاعر آمریکا، عارف، قدیس، صوفی و روشنضمیر توصیف میکنند، اما با اینکه او یک قرآنپژوه و اسلامشناس بوده، در آمریکا کمتر به عنوان شاعری مسلمان شناخته میشود.
ابیاتی که کریس مارتین برای آلبوم جدید خود انتخاب کرده از دفتر ششم «مثنوی معنوی» است. کتابی که دائما به حکایتهای قرآنی ارجاع میدهد. مولوی، مثنوی معنوی را «هذا کتابً المثنوی، و هو اصولُ اصولِ اصولِ الدین» میخواند، اما در ترجمههای آمریکایی اثری از دین وجود ندارد. در جدیدترین زندگینامه مولوی به قلم Brad Gooch، شمس تبریزی، مولوی را با بحث و جدل در مورد آیات قرآنی به پرسش درباره آموزههای مذهبی وا میدارد و بر تعبد به معنای فناءفیالله تأکید میورزد. مولوی در نهایت تعالیم تصوف یعنی عشق ذاتی به خدا را با آموزههای اسلامی و عرفان شمس در هم میآمیزد و به رغم این آمیزش کفرآلود، در قونیه پیروانی مرکب از صوفیان، ادیبان و روحانیون مسلمان، مسیحی و یهودی پیدا میکند.
حتی در کتاب Gooch هم بین پیشزمینههای مذهبی مولوی با اندیشهای که میخواهد او را علیرغم این پیشزمینه، «بدعتگذار مذهبی عاشقانه در مقابل سایر ادیان سازمانیافته» معرفی کند، تناقض وجود دارد. نکتهای که در این میان به آن توجه نمیشود، سهم همان پیشزمینههای مذهبی در شکلگیری اشعار مولوی است. قرآن، مسیحیان و یهودیان را «اهل کتاب» معرفی میکند که میتواند نقطه شروعی برای جهانشمولی ایدههای مولوی باشد. در واقع، این جهانشمولی که در آثار مولوی ستایش میشود از پیشزمینه اسلامی او نشأت میگیرد.
اسلامزدایی از آثار مولوی به دوران ویکتوریایی باز میگردد. مترجمان و دیناندیشان آن زمان نمیتوانستند تصورات خود از «دینی بیابانی» را با اشعار مولوی و حافظ تطبیق دهند. توضیحی که در آن زمان بدان بسنده شد را میتوان چنین خلاصه کرد: «شخصیت عرفانی این اشخاص نه به خاطر تعالیم اسلام که در تضاد با آن شکل گرفته است». در قرن بیستم مترجمان صاحبنامی به ترجمه آثار مولوی به انگلیسی پرداختند. «کلمن بارکس» مترجمی بود که سهم بسزایی در افزایش خوانندگان شعر مولوی داشت. اثر او بیش از ترجمه، به تفسیر شبیه است چرا که بارکس فارسی نمیداند، بلکه ترجمههای انگلیسی قرن نوزدهم را به آمریکایی امروزی برگردانده است. او شعر مولوی را مانند «راز دلگشایی» میبیند که در زبان نمیگنجد. پس برای دسترسی به آن، به ترجمهای آزاد دست زده و به عنوان مثال بیشتر ارجاعات اسلامی اشعار را حذف کرده است. غزل مشهور «هر که ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین» به حوریانی اشاره دارد که در بهشت مسلمانان وعده داده شده است؛ در حالیکه ترجمه بارکس به جای حوری از ترکیب «تجسم کامل خواهشهای جنسی» استفاه میکند و پیشزمینه مذهبی شعر را از بین میبرد.
مولوی معمولا آیات قرآن را دستکاری میکرد تا با عروض قالب شعر متناسب شوند. خوانندگان فارسی میتوانند متوجه چنین صنایعی شوند اما خواننده آمریکایی از آن محروم است. خواندن اشعار مولوی بدون قرآن باید شبیه به خواندن آثار «جان میلتون» بدون دانستن انجیل باشد. حتی اگر آثار مولوی نشان از بدعتگزاری داشته باشد، باید بدانیم این ظرفیت در بستری اسلامی رشد پیدا کرده است. مولوی همواره از قرآن، حدیث و متون اسلامی به شکل خلاقانهای استفاده میکرد و اغلب معنای پذیرفته شده آن را به چالش میگرفت. مصرع «بیرون ز جهان کفر و ایمان جایی است» توسط بارکس چنین برگردانده شده: «فراتر از تخلف و صواب، عالمی وجود دارد»!
مسلمانی را تصور کنید که در آن زمان، اساس دین را به جای آموزههای دینی در عالمی برتر و متشکل از عشق و مهربانی میدانسته است. این مفاهیمی که امروزه به نظر ما و شاید بسیاری از روحانیون مسلمان، رادیکال جلوه میکند در واقع بدایعی است که مولوی قرنها پیش به آن اشاره کرده است.
کانال «مجمع دیوانگان» @Divanesara
The New Yorker
The Erasure of Islam from the Poetry of Rumi
Rumi is often called a mystic, a saint, an enlightened man. He is less frequently described as a Muslim.
✉️ ابوالفضل اللهدادی، مترجم در اینستاگرام نوشته مهر۷۸ بخاطر گلآقا اخراج شده. معلمش سر شوخیِ «بنویسیم خاتمی بخوانیم ناطق» به گلآقا حمله کرده بود و او دفاع و... این هم جواب گلآقا به او @ehsanname
🔸۹ فرودین، سالروز درگذشت سیدحسن حسینی، شاعر، محقق و دوست صمیمی قیصر امین پور و سلمان هراتی. نفر سمتی چپی از این عکس که هر سه شاعرش، خیلی زود از میان ما رفتند @ehsanname
📝 در سالروز درگذشت زندهیاد سیدحسن حسینی (۹ فرودین ۱۳۸۳) بخشهایی از دفتر شعرِ «نوشداروی طرح ژنریک» او را بخوانید:
@ehsanname
[نماز]
شاخهای گل در دست
شاعری قامت بست
بعد با نام خدا
چند رکعت تن گل را بویید
[امانت]
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به «نگهبانی» داد!
[نان و پسته]
شاعری میلنگید
ناقدی نان میخورد!
[اشتباه]
شاعری قبلهنما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!
[آرامش]
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
[طریقت نو]
زاهدی نوبنیاد
راه و رسم عرفا پیشه گرفت
لنگ مرغی برداشت
و به آهنگ حزین آه کشید:
«مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک!»
[عطش و دریا]
شاعر تشنه
ز دریا میگفت
اهل بیتِ سخنش را
به اسارت بردند!
[تکذیب]
شاعری شایعه بود
نقد تکذیبش کرد!
[مراعات نظیر]
تاجری دسته گلی پرپر دید
یاد پروانۀ کسبش افتاد!
[طباق]
نرخ غم ارزان شد
از تورم
دل شاعر ترکید!
[براعت استهلال]
تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!
[رابطه]
شاعری ضربت خورد
تاجری شعرشناس
در ته حجرۀ خود
شربت خورد!
[گله و صله]
شاعری از غم دوران گله کرد
تاجری خنجر خواست
و سر حوصله
فکر صله کرد!
[اثبات]
جمع دربارۀ اثباتِ وجود ازلی گپ میزد
ژندهپوشی طلب برهان کرد
شاعری شعری گفت
عاشقی آه کشید
عارفی هوهو کرد
تاجری دستهچکش را رو کرد!
[خدا و خرما]
زاهدی نام خدا را به زبان جاری کرد
بعد
خرما را خورد!
[گریه]
فندکی روشن کرد
اندکی خیره به آتش نگریست
شاعری در دل شب زار گریست!
[انحنا]
شاعری خم میشد
منشیِ قبلۀ عالم میشد!
[تسلسل]
و زمین میگردید
شاعری میپژمرد
عارفی جان میداد
زاهدی غسل جنابت میکرد
و زمین میگردید ...
@ehsanname
@ehsanname
[نماز]
شاخهای گل در دست
شاعری قامت بست
بعد با نام خدا
چند رکعت تن گل را بویید
[امانت]
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به «نگهبانی» داد!
[نان و پسته]
شاعری میلنگید
ناقدی نان میخورد!
[اشتباه]
شاعری قبلهنما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!
[آرامش]
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
[طریقت نو]
زاهدی نوبنیاد
راه و رسم عرفا پیشه گرفت
لنگ مرغی برداشت
و به آهنگ حزین آه کشید:
«مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک!»
[عطش و دریا]
شاعر تشنه
ز دریا میگفت
اهل بیتِ سخنش را
به اسارت بردند!
[تکذیب]
شاعری شایعه بود
نقد تکذیبش کرد!
[مراعات نظیر]
تاجری دسته گلی پرپر دید
یاد پروانۀ کسبش افتاد!
[طباق]
نرخ غم ارزان شد
از تورم
دل شاعر ترکید!
[براعت استهلال]
تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!
[رابطه]
شاعری ضربت خورد
تاجری شعرشناس
در ته حجرۀ خود
شربت خورد!
[گله و صله]
شاعری از غم دوران گله کرد
تاجری خنجر خواست
و سر حوصله
فکر صله کرد!
[اثبات]
جمع دربارۀ اثباتِ وجود ازلی گپ میزد
ژندهپوشی طلب برهان کرد
شاعری شعری گفت
عاشقی آه کشید
عارفی هوهو کرد
تاجری دستهچکش را رو کرد!
[خدا و خرما]
زاهدی نام خدا را به زبان جاری کرد
بعد
خرما را خورد!
[گریه]
فندکی روشن کرد
اندکی خیره به آتش نگریست
شاعری در دل شب زار گریست!
[انحنا]
شاعری خم میشد
منشیِ قبلۀ عالم میشد!
[تسلسل]
و زمین میگردید
شاعری میپژمرد
عارفی جان میداد
زاهدی غسل جنابت میکرد
و زمین میگردید ...
@ehsanname
احساننامه
🔷رییس جدید کتابخانه ملی @ehsanname با اینکه قبلا از جناب مسجدجامعی به عنوان گزینه کتابخانه ملی اسم برده میشد، امروز رئیسجمهور برای خانم اشرف بروجردی حکم ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی را صادر کرد. خانم دکتر بروجردی دکترای فقه سیاسی از دانشگاه بیروت لبنان…
🔹نظرسنجی توئتیری رییس جدید کتابخانه ملی در مورد مشکلات این مرکز. یک نفر نوشته طبق قانون فعلی علامه دهخدا نمیتوانسته از کتابخانه ملی استفاده کند! @ehsanname
📚 ایبنا از ورود اولین محموله کتابهای خارجی نمایشگاه کتاب، از لبنان به شهرآفتاب خبر داد. سیامین نمایشگاه کتاب تهران ۱۳ تا ۲۳ اردیبهشت برگزار میشود (عکس تزیینی است) @ehsanname
«نه… این قرارمون نبود تو بیخبر بری
من خسته شم که تو بیهمسفر بری»
@ehsanname
یک قصه عاشقانه دیگر: خانم شبنم رحمتیان، همسر دکتر افشین یداللهی، دو هفته بعد از آن تصادف شوم، به او ملحق شد
من خسته شم که تو بیهمسفر بری»
@ehsanname
یک قصه عاشقانه دیگر: خانم شبنم رحمتیان، همسر دکتر افشین یداللهی، دو هفته بعد از آن تصادف شوم، به او ملحق شد
➖ حسین توفیق، سردبیر هفتهنامه طنز «توفیق» دیروز در سن ۸۸سالگی و به دلیل عفونت ریه درگذشت. (عکس از رئوف محسنی) @ehsanname
📝 به مناسبت درگذشت حسین توفیق، سردبیر «توفیق» یکی از روی جلدهای این مجله را ببینید. «توفیق» در تیر ۱۳۵۰ به دستور نخستوزیر وقت، هویدا (یا به قول خود توفیق: صدراعظمِ عصایی) توقیف شد @ehsanname
📕 بعضی از کتابهایی که درباره نشریه تاثیرگذار «توفیق» نوشته شده است («روزنامه حزب خران» اسم یکی از صفحات این هفتهنامه بود). دیروز حسین توفیق، سردبیر «توفیق» درگذشت @ehsanname
🌙 امشب ليلة الرغائب (شب برآورده شدن آرزوها) است، برای همدیگر هم دعا کنیم @ehsanname
احساننامه
📝 به مناسبت درگذشت حسین توفیق، سردبیر «توفیق» یکی از روی جلدهای این مجله را ببینید. «توفیق» در تیر ۱۳۵۰ به دستور نخستوزیر وقت، هویدا (یا به قول خود توفیق: صدراعظمِ عصایی) توقیف شد @ehsanname
🗞 طرح جلد آخرین شماره «توفیق» (شماره ۱۴ سال ۱۳۵۰) با تعریضی به انتخابات دوره۲۳ مجلس شورای - از این شماره، مانع انتشار مجله شدند و بعد طبق قانونِ یک سال منتشر نشدن، مجوز آن را باطل کردند @ehsanname
Forwarded from احساننامه
خلیلخان ثقفی اعلمالدوله، پزشک معروف عصر قاجار، در نشریه «عصر جدید» شماره ۹۴ (۱۶ رجب ۱۳۳۵ قمری) نوشته امانت دادن کتاب، بچههای کنجکاو و آتش، بزرگترین دشمنان کتاب هستند @ehsannane
😄 شوخی با پیکاسو: در آفریقای جنوبی اسم این خوک نقاش را گذاشتهاند Pigcasso و میگویند کارهایش آبستره است، تازه تابلوهایش بین ۲۸۰ تا ۲۰۰۰ دلار قیمت دارد @ehsanname
🔸 نقاشیهای خلاقانه مهدی بادیهپیما: پهلوانها پل کالجِ تهران را روی دوش خود نگه داشتهاند @ehsanname