احسان‌نامه
7.89K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
با فاطمه آمدیم طبقه ی منفی سه مجتمع کوروش
دیدم دارد می چرخد بین ماشینها
گفتم: دکتر تو که نیم ساعتی زودتر از ما اومدی پایین چرا هنوز تو پارکینگی؟
خندید. گفت: ماشینم رو پیدا نمیکنم
سه نفری گشتیم.
ماشینش را پیدا کردیم.
گفتم: بیا افشین اینجاست.
گفت به آرمان چیزی نگیا. نرید باهم بشینید به من بخندید.
[آرمان با جناق من است. همکلاسی دوران دانشگاه افشین یداللهی]
می دانست خواهم گفت و خواهیم خندید. چون با خود او هم بارها و بارها به آرمان خندیده بودیم و به همین قاعده آن ها هم بارها باهم به من خندیده بودند بی شک.
دستی تکان دادیم و رفتیم.

امروز در لامرد داشتم از آوارهای به جا مانده از سیل عکس می گرفتم که تلفن زنگ زد و گفت افشین یداللهی رفت. با همان ماشین.
دلم آوار شد.
کاش آن ماشین لعنتی را آن روز پیدا نکرده بودم. کاش گم شده بود برای همیشه.

فردا پس فردا می روم پیش آرمان، در حالیکه نمی دانم باید درباره ات چه بگوییم. واقعا نمی دانم.
نایی برای خندیدن نمانده است.
برای گریه کردن هم حتی.
#غلامرضاطریقی
#غلامرضا_طریقی
@gholamrezatarighi
🗞اولین ویژه‌نامه‌های نوروزی بعد از انقلاب: «سپید و سیاه» با تیترهایی جنجالی و افشاگرانه @ehsanname
🗞اولین ویژه‌نامه‌های نوروزی بعد از انقلاب: «اطلاعات هفتگی» با گزارشهایی برای همه سلیقه‌ها @ehsanname
🗞اولین ویژه‌نامه‌های نوروزی بعد از انقلاب: «اطلاعات بانوان»، تیتر و طرحی پراحساس و وعده یک پاورقی انقلابی @ehsanname
🗞اولین ویژه‌نامه‌های نوروزی بعد از انقلاب: نشریه طنز «بهلول» و کاریکاتور چهره منفورترین چهره‌های آن روز @ehsanname
🗞اولین ویژه‌نامه‌های نوروزی بعد از انقلاب: «دنیای ورزش»، یادِ تختی و طرح مباحث انقلابی در حوزه ورزش @ehsanname
احسان‌نامه
Alireza Ghorbani – Man Asheghe Cheshamat Shoadam
Man Asheghe Chashmat Shodam
Afshin Yadollahi
🎼 «من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر ...» تیتراژ سریال «مدار صفر درجه»، شعر و صدای زنده‌یاد افشین یداللهی @ehsanname
🔹یک نمونه دیگر از ترجمه‌های مکرر و همزمانِ یک کتاب در بازار نشر ما: ترجمه یک زندگینامه مصدق با دو عنوان @ehsanname
🔹گزارش جشن صدمین سالگرد تولد دکتر انور خامه‎ای، نویسنده و آخرین بازمانده گروه «۵۳ نفر» که سال ۱۳۱۶ دستگیر و محاکمه شدند
bukharamag.com/1395.12.16947.html
📝 با انتشار «سفر به سرزمین فرشتگان» در آخرین روزهای سال، تعداد کتابهای داریوش مهرجویی در ۹۵ به سه عنوان رسید
@ehsanname
پیشنهاد کانال، کتاب «دو خاطره» است
🎬 ۱۵ مارس سالگرد اولین اکران فیلم محبوب «پدرخوانده» (در ۱۹۷۲) بود. عکس‌هایی از پشت صحنه این فیلم و دنباله‌هایش را ببینید
historydaily.org/the-godfather-behind-the-scenes/
Forwarded from Deleted Channel
▪️در آخرین جمعه سال، به یاد همه درگذشتگان هستیم؛ با فاتحه‌ای، خاطره‌ای، لبخندی...

با احترام؛
همشهری‌جوان
@HamshahriJAVAN
t.me/joinchat/AAAAADvWg8vKjM1v9gcgiw
📸 علیرضا قربانی در مراسم تشییع دکتر افشین یداللهی، غزل او را خواند:
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه‌ای به دام جنونم کشید و رفت ...
@ehsanname
احسان‌نامه
📸 علیرضا قربانی در مراسم تشییع دکتر افشین یداللهی، غزل او را خواند: یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه‌ای به دام جنونم کشید و رفت ... @ehsanname
Audio
Ghorbani, AliReza
🎼 «یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت» غزلِ افشین یداللهی که علیرضا قربانی آن را در قسمت آخر سریال «شب دهم» و روز تشییع آقای شاعر خواند @ehsanname
Forwarded from ماجرا
«روز علیه شب» گزیده‌ای از اولین داستان کتاب هزار و یک روز در بخش »روایت‌های داستانی» ویژه‌نامه نوروزی داستان همشهری

کانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
Forwarded from ماجرا
نودوشش سال پس از آن‌که آنتوان گالان(۱۶۴۶–۱۷۱۵) اولین مجلد هزارویک شب را به زبان فرانسوی منتشر کرد، نویسنده و شرق‌شناس هموطن او دلا کروا (۱۶۵۳–۱۷۱۳)کتابی منتشر کرد با نام هزارویک روز که گذشته از عنوان، تشابهات بسیاری با هزارویک شب داشت. دلا کروا در مقدمه‌ی خود مدعی شد که کتابش ترجمه‌ای است از روی اصل فارسی کتاب به قلم «مخلص» که درویشی اصفهانی است. مخلص دستنویس خود را در روزگاری که دلا کروا در اصفهان می‌زیسته، در اختیار او قرار داده و او از روی این دستنویس، نسخه‌ای برای خودش تهیه کرده و بعد از ترجمه‌ی آن به فرانسوی، نسخه‌ی فارسی خودش را گم کرده است. روایتی تقریبا شبیه همین ماجرا را گالان هم تعریف کرده. گالان مدعی شده که در سال ۱۷۰۹ در پاریس با یک عرب سوری مسیحی مارونی به نام حنا دیاب آشنا شده که داستان‌های زیادی از هزارویک شب از حفظ بوده. او این داستان‌ها را برای گالان تعریف می‌کند و گالان آن‌ها را در هزارویک شب خود جای می‌دهد. این قصه‌ها هیچ‌کدام در نسخه‌های عربی هزارویک شب که مربوط به قبل از چاپ گالان هستند، وجود ندارند و بعدها ظاهرا از روی همین نسخه‌ی فرانسوی گالان به عربی ترجمه شده‌اند. در این میانه گویا رقابتی بوده میان گالان و دلا کروا که هرکدام زودتر بتوانند برای غربیان قصه‌هایی از شرق رویایی منتشر کنند و از این طریق شهرتی جهانی حاصل کنند. مسلم است این کشف کتاب‌ها و قصه‌ها و داستان‌سازی‌ها تنها به همین دو نفر هم ختم نمی‌شده است.

هزارویک روز داستان شاهزاده‌خانم بسیار زیبایی است به نام فرخ‌ناز که همه‌ی شاهزادگان آن روزگار خواستار ازدواج با او بودند. فرخ‌ناز از قضا شبی خواب غریبی می‌بیند و با تعبیر خوابش، به این نتیجه می‌رسد که تمامی مردان بی‌وفا هستند و هرگز ارزش همسری ندارند. او تصمیم می‌گیرد هیچ‌وقت ازدواج نکند و از پدرش خواهش می‌کند او را مجبور به وصلت با هیچ‌یک از خواستگاران نکند. پدر از روی علاقه‌ی بسیاری که به دخترش دارد خواسته‌اش را می‌پذیرد اما پس از مدتی دست‌به‌دامان دایه‌ی دختر می‌شود تا بداند مشکل از کجا آغاز شده و چگونه می‌توان دختر را از این فکر منصرف کرد. دایه‌ی دختر که جرعه‌بخش نام دارد، ماجرای خواب دیدن دختر را برای پادشاه تعریف می‌کند و می‌گوید برای منصرف کردن فرخ‌ناز از این فکر، تنها یک راه وجود دارد و آن این است که جرعه‌بخش که صدها داستان در خاطر دارد، هر روز برای فرخ‌ناز قصه‌ای از وفا و ایثار مردان تعریف کند تا در نهایت او را راضی به ازدواج کند. که در پایان داستان همین‌طور می‌شود.

تک‌تک قصه‌های هزارویک روز با همین محوریت موضوعی نوشته شده‌اند و تنها دلیل بازگو شدن‌شان این است که مردان را در چشم فرخ‌ناز نیک جلوه دهند و این تصور را که همه‌ی مردان بی‌وفا و خائن‌اند از ذهن او بیرون کنند.

به‌روشنی می‌بینیم که هزارویک روز نقیضه‌ای است برای هزارویک شب. در هزارویک شب، پادشاهی با دیدن بی‌وفایی همسرش به این نتیجه می‌رسد که همه‌ی زنان بی‌وفا هستند اما در هزارویک روز با عکس این قصه روبه‌روییم. اما در قصه‌گویی تفاوت عمده‌ی هزارویک شب با هزارویک روز در این است که قصه‌های هزارویک شب وحدت موضوعی ندارند. قصه‌های پراکنده‌ای هستند برای سرگرم کردن پادشاه و به تاخیر انداختن تصمیم پادشاه برای کشتن شهرزاد اما وحدت موضوعی هزارویک روز شاخصه‌ی اصلی آن به حساب می‌آید.

متن هزار و یک روز برای نخستین بار است که استنساخ و منتشر می‌شود. در چند شماره‌ی آینده تعدادی از قصه‌های دنباله‌دار هزارویک روز را خواهیم خواند.

روزانه‌ی اول: هارون و جعفر
هارون الرشيد سلطان مقتدر عصر خود بود و اقتداري تمام داشت اما در خودپسندي مبالغه‌ی كامل می‌نمود. چنانچه پيوسته می‌گفت: «آيا كسی در عالَم به سخا و بزرگواری و دانش من آمده؟»
جعفر وزير او كه دانشمندی پرخرد بود و نمی‌خواست كه عيب چنين سلطانی انتشار يابد، روزي جسارت كرده گفت: «ای خداوند روی زمين، بر غلام خود عفو كن اگر جسارتی كند و چيزی كه صلاح دولت است معروض دارد. گويا زيبنده‌ی سلاطين نباشد كه از صفات حميده‌ی خود چندان بلافند. اولي آنكه ديگران درصدد تعريف برآيند.»
هارون از این سخن متغیر گشت. جعفر گفت: «من در بصره جوانی را میشناسم نامش ابوالقاسم است. جوانمردی آزاد و بدون تعلق است و از پادشاهان خوشتر زندگی میکند. نه اعلیحضرت خلیفه بلکه هیچ سلطانی تاکنون به سخا و جوانمردی او نیامده.»


برشی از «روز علیه شب» گزیده‌ای از اولین داستان کتاب هزار و یک روز. متن کامل این مطلب را می‌توانید در بخش «روایت‌های داستانی» ویژه‌نامه نوروزی داستان همشهری بخوانید.

کانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
😴 ۱۷ مارس را روز جهانی خواب نام گذاشته‌اند. پس جا دارد از خوشخواب‌ترین شخصیت دنیای ادبیات یاد کنیم: ایلیا ایلیچ ابلوموف. مردی که تنبلی را تا حد یک مکتب فلسفی ارتقا داد @ehsanname
رادیو کرگدن
• هزار و یک شب؛ داستان ایرانی
• «شکسپیر لعنتی»
به قلم احسان رضایی
روایت: احسان رضایی
شمارهٔ ۴۳
👇
@kargadanmagazine
Forwarded from Masood
شکسپیر لعنتی
احسان رضایی
#رادیو_کرگدن
• هزار و یک شب؛ داستان ایرانی
• «شکسپیر لعنتی»
به قلم #احسان_رضایی
روایت: #احسان_رضایی
شمارهٔ #۴۳
👇
@kargadanmagazine
احسان‌نامه
لیترری هاب- تشبیه دونالد ترامپ به لرد ولدمورت، همچنان تم رایجی در توئیتر است. اینجا به داستان «هری پاتر و سنگ جادو» و پروفسور کوئیرل، استاد دفاع در برابر جادوی سیاه آن جلد ارجاع شده @ehsanname
ترامپ شبیه کدام دیکتاتور داستان‌هاست؟
@ehsanname
روی کار آمدن دونالد ترامپ، بر روی دنیای ادبیات هم تاثیر گذاشته. از یک طرف فروش کتاب‌های پادآرمانشهری (Dystopian books) مثل «۱۹۸۴» و «دنیای قشنگ نو» زیاد شده و از سوی دیگر، ارجاع به کتابهای برای توصیف شخصیت او و حسی که در موردش داریم رایج است. یکی از نمونه‌های این ارجاعات کتابی، مقایسه ترامپ با لرد سیاه، یا اگر از او نمی‌ترسید ولدمورت است. شوخی‌های زیادی درباره این شباهت شده و کار حتی به راهپیمایی‌های مخالفان ترامپ هم کشیده است. یک مقاله درباره این مقایسه را اینجا بخوانید👇
theguardian.com/books/2017/mar/13/he-who-must-not-be-named-how-harry-potter-helps-make-sense-of-trumps-world

یک نمونه دیگر، شباهتی است که نویسنده سایت Mashable بین شخصیت ترامپ و دیکتاتورِ سری داستان‌های «بنیاد» (Foundation) آیزاک آسیموف پیدا کرده است.

بنیاد مجموعه‌ای ۷ جلدی است درباره یک امپراتوری رو به زوال کهکشانی. این امپراتوری از ۲۵میلیون سیاره مسکونی تشکیل شده و ۱۲هزار سال تاریخ دارد. ریاضی‌دانی به نام هری سلدون با استفاده از دانش خود سیر آیندهٔ تاریخ را پیش‌بینی می‌کند و سعی دارد راهی پیدا کند تا عواقبِ سقوط قریب‌الوقوعِ امپراتوری کهکشانی به حداقل برسد. هری سلدون پیشگویی‌ها و راهکارهایش را در قالب هولوگرام‌هایی برای آیندگان به جا می‌گذارد. اما او نتوانسته ظهور یک دیکتاتور را پیش‌بینی کند. اسم این دیکتاتور هست میول: شخصیت عجیب و غریبی که در نتیجه یک جهش ژنتیکی بسیار نادر، توانایی شگفت‌انگیزی پیدا کرده که فکر خود را در ذهن دیگران بکارد. استفاده او از یک فناوری پیشرفته، او را خطرناک‌تر هم می‌کند. او می‌تواند به کمک یک ابزار موسیقایی، قدرت تغییر ذهن خود را تقویت کند. میول با این توانایی، خیلی سریع کهکشان‌گشایی می‌کند و قدرت بسیار زیادی به دست می‌آورد. اما میول تنها کسی نیست که چنین قدرت‌هایی دارد، یک دسته مخفی از حافظان کهکشان هم هستند که توانایی تأثیر بر ذهن‌ها را دارند …

مقایسه ترامپ و میول، وسیله موسیقایی هیپنوتیزم‌کننده با شبکه‌های اجتماعی، مخالفان ترامپ با روزنامه‌نگاران، دلیل شکست خوردن میول و باقی ماجراها را اینجا بخوانید👇
mashable.com/2017/03/15/foundation-mule/#SX.Lzq4y6kq4

تلخیص و ترجمه‌ای از این مقاله را هم سایت «یک پزشک» دارد👇
1pezeshk.com/archives/2017/03/the-forgotten-trump-like-terror-lurking-in-a-sci-fi.html
هر ۷ جلد مجموعه «بنیاد» قبلا و در دهه ۱۳۷۰ به فارسی برگردانده شده‌ است.
@ehsanname