✍تحلیلی درباره شوخیهای تلگرامی این روزها با شخصیتهای کارتون فوتبالیستها
t.me/SocialMediaResearch/25
t.me/SocialMediaResearch/25
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔟 ده نکتهای که [احتمالا] درباره خیام نمیدانستید - نوشته احسان رضایی و صدای محیالدین تقیپور، از برنامه «کتابباز» شبکه نسیم @ehsanname
احساننامه
دیلیمیل - اِما واتسون که عضو باشگاه «کتابهای زیرزمینی» است، برای تبلیغ کتابخوانی، در گوشه کنار متروی لندن ۱۰۰ جلد کتاب پنهان کرده تا نصیب افرادی شود که پیدایشان میکنند @ehsanname
📕 اِما واتسون و باشگاه کتابخوانیاش دیروز به مناسبت ۸ مارس، کتابهای نویسندگان زن را در ایستگاههای مترو جا گذاشتند. این گروه در ۷سال گذشته، هفتهای ۲۵۰ جلد کتاب را در مترو لندن جا گذاشتند @ehsanname
احساننامه
◼️احمد عزیزی، شاعر انقلاب که از نیمه اسفند ۱۳۸۶ تاکنون در کما و در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه بستری بود، درگذشت. روحش شاد @ehsanname
زندگانی رو به مرگ آوردن است
مرگ، رسم زندگانی کردن است
(احمد عزیزی)
@ehsanname
تصویری از تشییع مرحوم عزیزی، امروز، کرمانشاه
مرگ، رسم زندگانی کردن است
(احمد عزیزی)
@ehsanname
تصویری از تشییع مرحوم عزیزی، امروز، کرمانشاه
📊 مرکز آمار ایران: در سال۹۴ از جمعیت ۱۸ سال به بالای شهری، ۶۸ درصد کتاب غیردرسی خواندند، ۲۱ درصد سینما رفتند، ۵/۵ درصد هم تئاتر دیدند
amar.org.ir/Portals/0/Files/fulltext/1394/n_naafvrfkhdnshk_94.pdf
amar.org.ir/Portals/0/Files/fulltext/1394/n_naafvrfkhdnshk_94.pdf
🚫 «با خارجیها هرگز صحبت نکن.» تابلویی در پاتریارک پاندزِ مسکو، جایی که در فصل اول «مرشد و مارگریتا» دو شاعر با شیطان بحث میکنند. ۱۰ مارس، سالروز درگذشت میخاییل بولگاکف است @ehsanname
Koodakaneh
Farhad
🎼 «بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی، بوی تند ماهیدودی وسط سفره نو، بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ، با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم ...» این روزها فقط آهنگ فرهاد میچسبد @ehsanname
📸 فرش کتاب در خیابان. تصویری از بساطی کتابفروشها در میدان انقلاب، کوچه منیری جاوید @ehsanname
♦️ محمد انصاری، مدافع ملیپوش پرسپولیس در اینستاگرامش از کتاب «سلام بر ابراهیم»، زندگینامه شهید ابراهیم هادی نوشت و فالوئرهایش را به خواندن این کتاب دعوت کرد @ehsanname
😁داستانکهای ترسناک استیفن کینگ در توئیتر با مضمون ادعای ترامپ مبنی بر شنود تلفنهایش توسط اوباما: «ترامپ باید بداند اوباما هرگز کاخ سفید رو ترک نکرد! اون توی کمد قایم شده! قیچی هم داره!» @ehsanname
👌زندگی زیباست
احسان رضایی
@ehsanname
درست مثل ایام کودکی که وقتی مبصر میشدیم، نوشتن اسم دوستانمان در ستون خوبها و بدهای پای تخته کار سختی بود، حالا هم انتخاب خوبها و بدهای سال، آن هم این سال عجیبی که گذشت، واقعا سخت است. سالی که هم خوشیهایش آنقدر چشمگیر نبود که بشود راحت از میانشان انتخاب کرد و هم خبرهای تلخش چنان پیاپی و متواتر اتفاق افتادند که نشود ساده روی یکیشان دست گذاشت. قدمای ما گفته بودند سال کبیسه، بدشگون است و حالا که به پایانِ یکی از کبیسهها رسیدهایم، میبینیم که مثل همیشه حق با پیرمردها بوده: سالی که سربازها جوانمرگ شدند و سیاستمدار پیر رفت، برج قدیمی ریخت و در کشور همسایه کودتا شد، چهرهها رفتند، عروسکها یتیم شدند، ... اما من اگر بخواهم از بین همه وقایع تلخ، یکی را به عنوان «ترین» انتخاب کنم، آن یکی، قطعا کم شدن سرمایه اجتماعی است. چیزی که نمونهاش را بعد از فوت جناب کیارستمی دیدیم. ماجرایی که با درگذشت این آقای مشهور به راه افتاد، بیشتر از آنکه ضربه جبرانناپذیری برای سینمای ایران باشد، به امنیت روانی جامعه آسیب زد. از یک طرف جماعت هنرمندان عزیزمان، با ادبیات تند و تیز به کادر درمانی حمله کردند و از آن طرف، آقایان پزشک محترممان با روشهای عجیب و غریب پاسخ دادند. یک طرف کمپینهای اعتراض به پزشکان راه افتاد، آنها را «قاتل» خطاب کردند، عکس بوعلی سینا را چپه کار کردند، طرف مقابل وعده عدم رسیدگی و درمان داد و تابلوی هشدار مصرف مخدرهای «سنتی و صنعتی» به دست گرفت و خلاصه دو گروه مرجع اجتماعی، دو گروه از متخصصان مورد اعتماد و قبول عمومی، تا توانستند چهره هم را مخدوش کردند و حساب نکردند که با این بیاعتبار کردن همدیگر، دارند سد اعتماد عمومی را سوراخ میکنند. اتفاقی که بارها و بارهای دیگر هم افتاد و شخصیتها و مسئولان تا توانستند علیه همدیگر حرف زدند. این، شاید بدترین اتفاق سال بود. چراکه فروریختن اعتماد عمومی، از ریزش پلاسکو هم وحشتناکتر است. اما همه سال هم به این سیاهی و تباهی نبود. سال ۹۵، هرچقدر هم که تلخ و سنگین گذشت، باز هم خالی از دلخوشی نبود. منتها با این فرق که این دلخوشیها از دل سختترین دقایق سال درآمد. درست مثل فینال وزن ۷۴ کیلوی کشتی در المپیک ریو و حسن یزدانی که شش امتیاز عقب افتاد ولی باز هم برنده شد و به قول آن گزارشگر رادیویی، «برنده شدیم». مثل مدال کیمیا علیزاده که بعد از یک شکست به دست آمد و همهمان را ذوق زده کرد و نشانمان داد که نسل نوخاسته حرفهای زیادی برای گفتن دارند. یا مثل آن هفته عجیبی که لابهلای اشکهایمان برای آتشنشانهای گیرکرده در زیر آوار، انبوهی از همدلیها و یکرنگیها هم شکل گرفت. مردم به جلوی ایستگاههای آتشنشانی میرفتند. برای نیروهای امدادی غذا میپختند و میبردند. به کارگران بیکار شده، پیشنهاد شغل میدادند. گروههای حمایتی شکل میدادند... و حتی در یک شهر همه چکهای کسبه پلاسکو را بردند دفتر صنفشان گذاشتند که تا روشن شدن وضعیت کسی چکش را به اجرا نگذارد. نقطه مقابل آن بدترین اتفاق، همین بود. اینکه امید، از دل نومیدیها جوانه میزند. اینکه زندگی هنوز جریان دارد.
@ehsanname
📌یادداشت در روزنامه «هفت صبح» ۱۹ اسفند ۹۵ درباره بهترین و بدترین اتفاقِ سال
احسان رضایی
@ehsanname
درست مثل ایام کودکی که وقتی مبصر میشدیم، نوشتن اسم دوستانمان در ستون خوبها و بدهای پای تخته کار سختی بود، حالا هم انتخاب خوبها و بدهای سال، آن هم این سال عجیبی که گذشت، واقعا سخت است. سالی که هم خوشیهایش آنقدر چشمگیر نبود که بشود راحت از میانشان انتخاب کرد و هم خبرهای تلخش چنان پیاپی و متواتر اتفاق افتادند که نشود ساده روی یکیشان دست گذاشت. قدمای ما گفته بودند سال کبیسه، بدشگون است و حالا که به پایانِ یکی از کبیسهها رسیدهایم، میبینیم که مثل همیشه حق با پیرمردها بوده: سالی که سربازها جوانمرگ شدند و سیاستمدار پیر رفت، برج قدیمی ریخت و در کشور همسایه کودتا شد، چهرهها رفتند، عروسکها یتیم شدند، ... اما من اگر بخواهم از بین همه وقایع تلخ، یکی را به عنوان «ترین» انتخاب کنم، آن یکی، قطعا کم شدن سرمایه اجتماعی است. چیزی که نمونهاش را بعد از فوت جناب کیارستمی دیدیم. ماجرایی که با درگذشت این آقای مشهور به راه افتاد، بیشتر از آنکه ضربه جبرانناپذیری برای سینمای ایران باشد، به امنیت روانی جامعه آسیب زد. از یک طرف جماعت هنرمندان عزیزمان، با ادبیات تند و تیز به کادر درمانی حمله کردند و از آن طرف، آقایان پزشک محترممان با روشهای عجیب و غریب پاسخ دادند. یک طرف کمپینهای اعتراض به پزشکان راه افتاد، آنها را «قاتل» خطاب کردند، عکس بوعلی سینا را چپه کار کردند، طرف مقابل وعده عدم رسیدگی و درمان داد و تابلوی هشدار مصرف مخدرهای «سنتی و صنعتی» به دست گرفت و خلاصه دو گروه مرجع اجتماعی، دو گروه از متخصصان مورد اعتماد و قبول عمومی، تا توانستند چهره هم را مخدوش کردند و حساب نکردند که با این بیاعتبار کردن همدیگر، دارند سد اعتماد عمومی را سوراخ میکنند. اتفاقی که بارها و بارهای دیگر هم افتاد و شخصیتها و مسئولان تا توانستند علیه همدیگر حرف زدند. این، شاید بدترین اتفاق سال بود. چراکه فروریختن اعتماد عمومی، از ریزش پلاسکو هم وحشتناکتر است. اما همه سال هم به این سیاهی و تباهی نبود. سال ۹۵، هرچقدر هم که تلخ و سنگین گذشت، باز هم خالی از دلخوشی نبود. منتها با این فرق که این دلخوشیها از دل سختترین دقایق سال درآمد. درست مثل فینال وزن ۷۴ کیلوی کشتی در المپیک ریو و حسن یزدانی که شش امتیاز عقب افتاد ولی باز هم برنده شد و به قول آن گزارشگر رادیویی، «برنده شدیم». مثل مدال کیمیا علیزاده که بعد از یک شکست به دست آمد و همهمان را ذوق زده کرد و نشانمان داد که نسل نوخاسته حرفهای زیادی برای گفتن دارند. یا مثل آن هفته عجیبی که لابهلای اشکهایمان برای آتشنشانهای گیرکرده در زیر آوار، انبوهی از همدلیها و یکرنگیها هم شکل گرفت. مردم به جلوی ایستگاههای آتشنشانی میرفتند. برای نیروهای امدادی غذا میپختند و میبردند. به کارگران بیکار شده، پیشنهاد شغل میدادند. گروههای حمایتی شکل میدادند... و حتی در یک شهر همه چکهای کسبه پلاسکو را بردند دفتر صنفشان گذاشتند که تا روشن شدن وضعیت کسی چکش را به اجرا نگذارد. نقطه مقابل آن بدترین اتفاق، همین بود. اینکه امید، از دل نومیدیها جوانه میزند. اینکه زندگی هنوز جریان دارد.
@ehsanname
📌یادداشت در روزنامه «هفت صبح» ۱۹ اسفند ۹۵ درباره بهترین و بدترین اتفاقِ سال
◻️ در کتاب پرفروش این روزهای آمازون، یعنی «دلایل رأی دادن به دموکراتها» هر ۲۶۶صفحه داخل کتاب خالی و سفید است @ehsanname
🔹 ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ دکتر حسین گلگلاب، استاد دانشگاه، گیاهشناس، نویسنده، موسیقیدان و سراینده سرود معروفِ «ای ایران ای مرز پرگهر» درگذشت / عکس از سایت مجله «بخارا» @ehsanname
Ey Iran!
Gholamhossein Banan
🎼 سرود «ای ایران» با آهنگسازی استاد روحالله خالقی و صدای استاد غلامسحین بنان. از اجرای اول این سرود در ۲۷ مهر ۱۳۲۳ نسخهای نیست و این صدا از اجرای مجدد آن در برنامه گلها در دهه چهل است @ehsanname
Ey Iran
Rshid Vatandoost
🎼 سرود «ای ایران» با تنظیم مجدد گلنوش خالقی، دختر روحالله خالقی و تکخوانی رشید وطندوست، سال ۱۳۶۹ و آلبوم «می ناب» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 کلیپی از فیلم «ای ایران» به کارگردانی ناصر تقوایی (۱۳۶۸). موسیقی ایم فیلم با ناصر چشمآذر است و معلم سرود بچهها، زندهیاد حسین سرشار @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 اجرایی از «ای ایران» توسط درویش سید خلیل عالینژاد در سوئد ۱۳۷۹ @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 همخوانی «ای ایران» توسط بازیگران سینما با موسیقی بابک بیات. این کلیپ را سامان مقدم برای جشن خانه ۱۳۸۷ ساخته بود، اما آن زمان پخش نشد @ehsanname
Ey Iran
Reza Yazdani
🎼 اجرای متفاوتی از «ای ایران» با صدای رضا یزدانی و تنظیم بهزاد عبدی، ۱۳۹۴ @ehsanname
📝 یک نمونه از کتابهای تالیفی دکتر حسین گلگلاب، او سالها در دارالفنون درس علوم طبیعی را تدریس می کرد و بعدها در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران استاد گیاهشناسی شد @ehsanname
➖ از جملۀ رفتگانِ این راهِ دراز: گزارش ایبنا از درگذشتگان اهل قلم در سال ۱۳۹۵
ibna.ir/fa/doc/report/246143
ibna.ir/fa/doc/report/246143