Chashm Be Rah
Shahram Nazeri
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز شهرام ناظری و آهنگسازی عطا جنگوک از آلبوم «چشم به راه» (۱۳۷۰) @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Ahmadeza Ahmadi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمدرضا_احمدی و آهنگسازی فریبرز لاچینی از آلبوم «در شب سرد زمستانی» (۱۳۶۸) @ehsanname
Nima
Ahmad Shamloo
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای #احمد_شاملو و آهنگسازی فرهاد فخرالدینی از آلبوم «شعرهای نیما» (۱۳۷۳) @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Ghazale Alizade
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای غزاله علیزاده. از این داستاننویس دکلمه شعر «داروگ» نیما هم به جا مانده @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Esameil Jannati
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای اسماعیل جنتی و آهنگسازی بهرام دهقانیار از آلبوم «او را صدا بزن» (۱۳۷۴) @ehsanname
Shabahengam
Khosro Shakibayi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با صدای خسرو شکیبایی و آهنگسازی هوشنگ کامکار از آلبوم «شباهنگام» (۱۳۷۸) @ehsanname
Shabahengam
Bijan Kamkar
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز بیژن کامکار و همراهی گروه کامکارها از آلبوم «شباهنگام» (۱۳۷۸) @ehsanname
To ra Man chashm dar raham
Soheil Nafisi
«ترا من چشم در راهم شباهنگام» شعر نیما با آواز و گیتارِ سهیل نفیسی از آلبوم «چنگ و سرود» (۱۳۹۰) @ehsanname
جان برجر (یا برگر) نویسنده و منقد انگلیسی که امروز درگذشت، در بازار کتاب ما پرمخاطب بود. اینها طرح جلدهای چهار ترجمه مختلف از کتاب معروفِ Ways of Seeing او است @ehsanname
📓 این کتاب سال ۶۷ وارد یک کتابخانه دانشگاهی شده، اولین بار در ۷۶ امانت گرفته شده، تا سال ۸۶ ده نوبت به امانت رفته، بعد دیگر مورد استفاده نبوده، حالا کتابخانه میگوید دوهفتهای باید برگردد! @ehsanname
کتاب ایلیاد بخوانید، آقای کیروش!
احسان رضایی
@ehsanname
سنت ادبی غرب با شعری در مورد خشم آغاز میشود. شروع داستان «ایلیاد»، قدیمیترین داستان یونانی، سرودی است که از الهه شعر میخواهد برایشان داستان آشیل پسر پلئوس را تعریف کند و بگوید که چطور خشم او برای مردم درد و رنج فراوان به بار آورد و «آنهمه نفوسِ مغرور و دلیر را به کام مرگ افکند.» داستان «ایلیاد» در واقع داستان خشم آشیل است. داستانی که در آن هرچقدر هم که به بزرگترین قهرمان یونان، آشیل حق بدهی و دلایل او را منطقی و موجه بدانی، باز هم نمیشود با خشم کور و ویرانگرش همدلی کرد. حتی خود هومر هم که یونانی و در جبهه مقابل ترواییهاست، چندان ستایشی از آشیل نمیکند و اتفاقا تصویری که در «ایلیاد» از هکتور، قهرمان سپاه تروا ارایه شده، خیلی همدلانهتر است.
حالا حکایت ماست و آقای کارلوس کیروش، با آن اسم حماسیاش (کارلوس در اسپانیولی به معنای مردی و مردانگی است). کیروش یک مربی معمولی نیست. او را نمیشود با هیچ مربی دیگری در تاریخ فوتبال ما مقایسه کرد. او شبیه تصویری که از مربیان فوتبال توی سرمان داریم نیست. به قول قصهنویسها «تیپ» نیست، بلکه «کاراکتر» است. ویژگی دارد. تشخص دارد. خصوصیات منحصر به خودش را دارد. او برای ما تیم ملی ساخت که بتواند در برابر آرژانتین با همه ستارههایش، ۹۱دقیقه مقاومت کند. آن هم با نوعی از بازی که نتایجش تا سالهای سال با ما خواهد ماند. او موجی از جوانگرایی در فوتبال ایران ایجاد کرد و همه ما را نسبت به آینده فوتبال ایران امیدوار نگاه داشت. او حتی در رفتارهای بیرون زمین هم درس حرفهایگری به مربیان ما داد. در برابر تخلف انضباطی مهدی رحمتی ایستاد و کوتاه نیامد و هیچ وساطتی را قبول نکرد تا ریشه بینظمی در تیم ملی را خشک کند. با این حال، نقطه ضعف این سرمربی بزرگ، دقیقا همان چیزی است که هومر یونانی، دوهزار و هشتصد سال پیش به مردمان غرب گوشزد کرده بود: خشم. کیروش زود عصبانی میشود. او در برابر کوچکترین سوت اشتباه داور یا وقتکشی بازیکن حریف هم واکنش نشان میدهد و کنار زمین مشتهای گرهشدهاش را نشان میدهد. اما این فقط یک روی سکه است. مواقعی که خشم کیروش به سود فوتبال ملی ماست، عصبانیت او خیلی هم مفید و پیشبرنده است. او با همین روش و زورگوییهای خاص خودش، توانسته برای تیم ملی امکانات تمرینی و فنی تهیه کند. ولی همانطور که در داستان «ایلیاد» خشم آشیل دامن سپاه خودی را هم میگیرد، کیروش هم فقط در یک جهت عصبانی نمیشود. او بارها با اهالی فوتبال ایران درگیر شده است. گاهی حق با او بوده و قضاوت بین خیر و شر بسیار ساده، اما گاهی هم هست که مثل ماجراهای اخیر، نمیشود با خیال راحت حکم داد که او حق دارد یا برانکو؟ اینجاست که باید از خشم فزاینده کیروش ترسید. خشمی که مدام شدیدتر میشود و از صدور بیانیه و طعنه زدن در کنفرانس خبری بعد از بازی، به اخراج بازیکنها از اردوی تیم ملی میرسد. جایی که کیروش حاضر است اصول خودش را هم زیر پا بگذارد، اما کوتاه نیاید. تا پیش از این، اگر بازیکنی از طرف کیروش به تیم ملی دعوت نمیشد، دلایل فوتبالی داشت و همه بازیکنها میدانستند که با پشتکار و تلاش و البته نداشتن مشکل انضباطی، از طرف کیروش دعوت خواهند شد. تا جایی که حتی بازیکنها برای انتخاب تیم از او مشورت میگرفتند. اما با این اقدام اخیر، همه این ماجراها زیر سوال رفته است. کیروش هفت بازیکن را از اردوی تیم ملی اخراج کرده، چون با شخص دیگری مشکل دارد. کیروش این کار را کرده تا با خراب کردن روحیه ملیپوشان پرسپولیس، هم در روند تیمی پرسپولیس مشکل به وجود بیاورد و هم رابطه آنها را با برانکو بههم بزند. اما این کار، در واقع به رابطه فوتبالیستهای ایران با خود او لطمه خواهد زد. دیگر کدام بازیکن میتواند خیالش راحت باشد که اگر کیروش با کسی مشکل پیدا کرد، ترکشش به او اصابت نکند؟ کدام بازیکن، مربی را دوست خواهد داشت که برای ضربه زدن به دیگری، با روان او بازی میکند؟
اینجاست که باید از کیروش بخواهیم تا یکبار دیگر داستان «ایلیاد» را بخواند. در «ایلیاد» بجز آشیل که با خشمش دوستانش و خودش را به کشتن میدهد، یک قهرمان دیگر هم هست. مردی که با خونسردی و تدبیر یونانیها را از جنگی ده ساله نجات میدهد: اودیسه. کاش کیروش در کنار همه آن ویژگیهای عالی، درس ادبیاتش هم خوب بود.
http://isport.ir/fa/content/f72e829f4462
احسان رضایی
@ehsanname
سنت ادبی غرب با شعری در مورد خشم آغاز میشود. شروع داستان «ایلیاد»، قدیمیترین داستان یونانی، سرودی است که از الهه شعر میخواهد برایشان داستان آشیل پسر پلئوس را تعریف کند و بگوید که چطور خشم او برای مردم درد و رنج فراوان به بار آورد و «آنهمه نفوسِ مغرور و دلیر را به کام مرگ افکند.» داستان «ایلیاد» در واقع داستان خشم آشیل است. داستانی که در آن هرچقدر هم که به بزرگترین قهرمان یونان، آشیل حق بدهی و دلایل او را منطقی و موجه بدانی، باز هم نمیشود با خشم کور و ویرانگرش همدلی کرد. حتی خود هومر هم که یونانی و در جبهه مقابل ترواییهاست، چندان ستایشی از آشیل نمیکند و اتفاقا تصویری که در «ایلیاد» از هکتور، قهرمان سپاه تروا ارایه شده، خیلی همدلانهتر است.
حالا حکایت ماست و آقای کارلوس کیروش، با آن اسم حماسیاش (کارلوس در اسپانیولی به معنای مردی و مردانگی است). کیروش یک مربی معمولی نیست. او را نمیشود با هیچ مربی دیگری در تاریخ فوتبال ما مقایسه کرد. او شبیه تصویری که از مربیان فوتبال توی سرمان داریم نیست. به قول قصهنویسها «تیپ» نیست، بلکه «کاراکتر» است. ویژگی دارد. تشخص دارد. خصوصیات منحصر به خودش را دارد. او برای ما تیم ملی ساخت که بتواند در برابر آرژانتین با همه ستارههایش، ۹۱دقیقه مقاومت کند. آن هم با نوعی از بازی که نتایجش تا سالهای سال با ما خواهد ماند. او موجی از جوانگرایی در فوتبال ایران ایجاد کرد و همه ما را نسبت به آینده فوتبال ایران امیدوار نگاه داشت. او حتی در رفتارهای بیرون زمین هم درس حرفهایگری به مربیان ما داد. در برابر تخلف انضباطی مهدی رحمتی ایستاد و کوتاه نیامد و هیچ وساطتی را قبول نکرد تا ریشه بینظمی در تیم ملی را خشک کند. با این حال، نقطه ضعف این سرمربی بزرگ، دقیقا همان چیزی است که هومر یونانی، دوهزار و هشتصد سال پیش به مردمان غرب گوشزد کرده بود: خشم. کیروش زود عصبانی میشود. او در برابر کوچکترین سوت اشتباه داور یا وقتکشی بازیکن حریف هم واکنش نشان میدهد و کنار زمین مشتهای گرهشدهاش را نشان میدهد. اما این فقط یک روی سکه است. مواقعی که خشم کیروش به سود فوتبال ملی ماست، عصبانیت او خیلی هم مفید و پیشبرنده است. او با همین روش و زورگوییهای خاص خودش، توانسته برای تیم ملی امکانات تمرینی و فنی تهیه کند. ولی همانطور که در داستان «ایلیاد» خشم آشیل دامن سپاه خودی را هم میگیرد، کیروش هم فقط در یک جهت عصبانی نمیشود. او بارها با اهالی فوتبال ایران درگیر شده است. گاهی حق با او بوده و قضاوت بین خیر و شر بسیار ساده، اما گاهی هم هست که مثل ماجراهای اخیر، نمیشود با خیال راحت حکم داد که او حق دارد یا برانکو؟ اینجاست که باید از خشم فزاینده کیروش ترسید. خشمی که مدام شدیدتر میشود و از صدور بیانیه و طعنه زدن در کنفرانس خبری بعد از بازی، به اخراج بازیکنها از اردوی تیم ملی میرسد. جایی که کیروش حاضر است اصول خودش را هم زیر پا بگذارد، اما کوتاه نیاید. تا پیش از این، اگر بازیکنی از طرف کیروش به تیم ملی دعوت نمیشد، دلایل فوتبالی داشت و همه بازیکنها میدانستند که با پشتکار و تلاش و البته نداشتن مشکل انضباطی، از طرف کیروش دعوت خواهند شد. تا جایی که حتی بازیکنها برای انتخاب تیم از او مشورت میگرفتند. اما با این اقدام اخیر، همه این ماجراها زیر سوال رفته است. کیروش هفت بازیکن را از اردوی تیم ملی اخراج کرده، چون با شخص دیگری مشکل دارد. کیروش این کار را کرده تا با خراب کردن روحیه ملیپوشان پرسپولیس، هم در روند تیمی پرسپولیس مشکل به وجود بیاورد و هم رابطه آنها را با برانکو بههم بزند. اما این کار، در واقع به رابطه فوتبالیستهای ایران با خود او لطمه خواهد زد. دیگر کدام بازیکن میتواند خیالش راحت باشد که اگر کیروش با کسی مشکل پیدا کرد، ترکشش به او اصابت نکند؟ کدام بازیکن، مربی را دوست خواهد داشت که برای ضربه زدن به دیگری، با روان او بازی میکند؟
اینجاست که باید از کیروش بخواهیم تا یکبار دیگر داستان «ایلیاد» را بخواند. در «ایلیاد» بجز آشیل که با خشمش دوستانش و خودش را به کشتن میدهد، یک قهرمان دیگر هم هست. مردی که با خونسردی و تدبیر یونانیها را از جنگی ده ساله نجات میدهد: اودیسه. کاش کیروش در کنار همه آن ویژگیهای عالی، درس ادبیاتش هم خوب بود.
http://isport.ir/fa/content/f72e829f4462
📊 یک کتاب چقدر پول میخواهد؟
@ehsanname
طبق محاسبه خبرگزاری آنا، قیمت متوسط یک کتاب در شش ماهه اول امسال، ۱۵هزار تومان، یا اگر دقیقترش را بخواهید ۱۴هزار و ۹۸۹تومان قیمت خورده. این عدد نسبت به نرخ متوسط کتاب در شش ماهه اول پارسال ۱۱ درصد و نسبت به کل سال ۹۴، پنج و سهدهم درصد رشد داشته است.
📌حساب و کتابهای آنا روی آمارهای خانه کتاب را اینجا بخوانید
ana.ir/news/174456
@ehsanname
طبق محاسبه خبرگزاری آنا، قیمت متوسط یک کتاب در شش ماهه اول امسال، ۱۵هزار تومان، یا اگر دقیقترش را بخواهید ۱۴هزار و ۹۸۹تومان قیمت خورده. این عدد نسبت به نرخ متوسط کتاب در شش ماهه اول پارسال ۱۱ درصد و نسبت به کل سال ۹۴، پنج و سهدهم درصد رشد داشته است.
📌حساب و کتابهای آنا روی آمارهای خانه کتاب را اینجا بخوانید
ana.ir/news/174456
دیلیتلگراف - چاپ جدیدِ «نبرد من» اثر معروفِ آدولف هیتلر با ۸۵هزار نسخه تیراژ، پرفروشترین کتاب آلمان در ۲۰۱۶ شد. این کتاب از پایان جنگ جهانی دوم ممنوع بود و ژانویه پیش بعد ۷۰ سال چاپ شد @ehsanname
درباره ترجمههای متعدد «نبرد من» آدولف هیتلر به فارسی، اینجا را ببینید 👇
tarikhirani.ir/fa/news/5/bodyView/5359/
tarikhirani.ir/fa/news/5/bodyView/5359/
Forwarded from ادبیات ایرانی
شاعری که برای اقامت در ایران مجبور شد از لیست مشاغل مجاز، «چوپانی» را انتخاب کند، امروز دبیر جشنواره شعر فجر است!
متن زیر را که محمدکاظم کاظمی در کانال شخصیاش به اشتراک گذاشته، بخوانید.
👇👇👇👇
متن زیر را که محمدکاظم کاظمی در کانال شخصیاش به اشتراک گذاشته، بخوانید.
👇👇👇👇
Forwarded from ادبیات ایرانی
👆🏽👆🏽👆🏽
این عکس یادتان هست؟ محمدکاظم کاظمی، شاعر افغانستانی مقیم ایران، دو سال پیش با چنین متنی منتشرش کرده بود:
«وقتی من برای تمدید کارت شناسایی خود به اداره اتباع مراجعه کرده بودم، در قسمت انتخاب شغل، مانده بودم که کدامیک از اینها را برگزینم، چون در مدارک شناسایی ما باید یکی از این مشاغل ثبت میشد. به مسئول آن ـ که اتفاقاً و استثنائاً در اداره اتباع شخص خوشبرخوردی بود ـ مراجعه کردم و مشکلم را طرح کردم. در نهایت با مشورت ایشان «چوپان» را علامت زدم، چون بالاخره شغل انبیاست.
... فقط برای اطلاعرسانی به آن گروه از ایرانیان دلسوز و انساندوست به اشتراک میگذارم که همیشه علاقهمند حمایت از مهاجران بودهاند. میخواهم در این مسیر، انگیزه بیشتری داشته باشند و بدانند که کاری که میکنند، واقعاً یک وظیفه انسانی است و چقدر ضرور است.
... بگذاریم که این تلاشها به نتیجهای مثبت برسد. اگر ما به جایی برسیم که این فهرستها اصلاح شود و تغییر کند، میتوانیم بگوییم که مسیری سازنده پیمودهایم و مسلماً تنشآفرینی بهترین انتخاب نیست.»
الان دیدم محمدکاظم کاظمی از سوی وزارت فرهنگ به عنوان دبیر جشنواره شعر فجر انتخاب شده است. آن تلاشها در راه حمایت از مهاجران، گر چه با تأخیر زیاد و سرعت کم، به نتایجی رسیدهاند و به نظر به سمت نتایج بهتر هم میروند.
درود بر محمدکاظم کاظمی. یاد قهار عاصی و همهی مهاجران و پناهندگان ضربه دیده در ایران هم گرامی.
🔶 سهیل جاننثاری
@adabiatirani
این عکس یادتان هست؟ محمدکاظم کاظمی، شاعر افغانستانی مقیم ایران، دو سال پیش با چنین متنی منتشرش کرده بود:
«وقتی من برای تمدید کارت شناسایی خود به اداره اتباع مراجعه کرده بودم، در قسمت انتخاب شغل، مانده بودم که کدامیک از اینها را برگزینم، چون در مدارک شناسایی ما باید یکی از این مشاغل ثبت میشد. به مسئول آن ـ که اتفاقاً و استثنائاً در اداره اتباع شخص خوشبرخوردی بود ـ مراجعه کردم و مشکلم را طرح کردم. در نهایت با مشورت ایشان «چوپان» را علامت زدم، چون بالاخره شغل انبیاست.
... فقط برای اطلاعرسانی به آن گروه از ایرانیان دلسوز و انساندوست به اشتراک میگذارم که همیشه علاقهمند حمایت از مهاجران بودهاند. میخواهم در این مسیر، انگیزه بیشتری داشته باشند و بدانند که کاری که میکنند، واقعاً یک وظیفه انسانی است و چقدر ضرور است.
... بگذاریم که این تلاشها به نتیجهای مثبت برسد. اگر ما به جایی برسیم که این فهرستها اصلاح شود و تغییر کند، میتوانیم بگوییم که مسیری سازنده پیمودهایم و مسلماً تنشآفرینی بهترین انتخاب نیست.»
الان دیدم محمدکاظم کاظمی از سوی وزارت فرهنگ به عنوان دبیر جشنواره شعر فجر انتخاب شده است. آن تلاشها در راه حمایت از مهاجران، گر چه با تأخیر زیاد و سرعت کم، به نتایجی رسیدهاند و به نظر به سمت نتایج بهتر هم میروند.
درود بر محمدکاظم کاظمی. یاد قهار عاصی و همهی مهاجران و پناهندگان ضربه دیده در ایران هم گرامی.
🔶 سهیل جاننثاری
@adabiatirani
📌بازتاب مرگ تختی در هفتهنامه طنز «توفیق»: در کاریکاتور طرح جلد، روحِ تختی به مردم ایران میگوید: «واسه من نمیخواد گریه کنین، واسه خودتون گریه کنین!» (شماره ۲۶ دی ۱۳۴۶) @ehsanname
📌بازتاب مرگ تختی در هفتهنامه طنز «توفیق»: شعر روی جلد هم نقدی اجتماعی است: تختی میمیرد «چون دید تفاوتی ندارد/ در این بر و بوم، سرو با بید» (شماره ۲۶ دی ۱۳۴۶) @ehsanname
📌بازتاب مرگ تختی در هفتهنامه طنز «توفیق»: شعری در نقد سوءاستفاده از نام تختی که میرسد به اینجا: «حقیقت اینکه اشخاصی چو تختی/ نصیبش گوشهگیری است و سختی» (شماره ۲۶ دی ۱۳۴۶) @ehsanname
📌بازتاب مرگ تختی در هفتهنامه طنز «توفیق»: طعنه به امامعلی حبیبی که مشی متفاوتی با تختی داشت و نمایندۀ دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی شد (شماره ۲۶ دی ۱۳۴۶) @ehsanname
📌بازتاب مرگ تختی در هفتهنامه طنز «توفیق»: اشارۀ ریز به سازمان تربیت بدنیِ وقت و پرویز خسروانی در مرگ مشکوک جهانپهلوان (شماره ۳ بهمن ۱۳۴۶) @ehsanname