اکثر مردم به افرادي که مثل خودشون رفتار نميکنن و از اون مقولهي "نرمال" عام فاصله دارن رو دیوونه خطاب ميکنن و ادعا دارن که اون افراد عقلشون رو از دست دادن. ولي تا حالا به این فکر کردید که اگر اون افراد به اصطلاح "دیوونه" در واقع خود ما باشیم و اون دسته از افراد واقعا به حقایق و دیدگاه حقیقي از زندگي رسیدن؟
یه زمانهایي بعضي چیزا باعث ميشن ناراحت شیم، اگر نميتوني راه برگشت به خوشحالي رو پیدا کني، راه رسیدنت رو به جایي پیدا کن که اونجا کمتر غمگیني و سعي کن نزدیکش بموني.
˶ 𝖯𝖾𝗍𝗋𝗂𝖼𝗁𝗈𝗋
هيچ فرمول و رابطه خاصي تو زندگيم جز "كمتر آدم ببين و بيشتر خوشحال باش" وجود نداره!
فلسفهي اصلیم در زندگي اجتناب از انسانها تا جاي ممکن بود، هر چه کمتر انسان ميدیدم، حالم بهتر بود.
فکر ميکردم اون کلبه خراب شده. کلبهاي که مدت زیادي برايِ ساختنش توي قلبم وقت گذاشته بودي. فکر ميکردم دیگه اثري ازش به جا نمونده.
شاید دیوارههاش کمي ترك خورده باشه، ولي پایههاش هرگز سست نشد. نميشه. تمام مدت فکر ميکردم اون کلبه براي همیشه خراب شده و تو ترکش کردي. خرابههایي که از خاطراتمون باقي مونده بود. هیچوقت اینطور نشده بود. هیچوقت این اتفاق نیفتاده بود، برخلافِ تصورات بيرنگِ من. شاید سعي داشتم خودم رو قانع کنم. که دیگه نیستي. که دیگه قرار نیست باشي. اون کلبه قرار نیست پر بشه؛ از وجودِ تو؛ از خاطراتي که برام نقاشي ميکردي و به دیوارهاش آویزون. همونجا مونده بودي. پنهان. اگر چه خارج از دید، اما همچنان حضوري که حس ميشد با وجود انکار. تو هیچوقت کلبهـت رو ترك نکرده بودي. هیچوقت هم نميکني. نه حداقل خاطراتت.
دیوارههاي کلبهـت کمي ترك خورده و شیشهها خاك گرفته؛ اما هنوز هم ميتوني اونجا زندگي کني. بهتر از قبل. درستش ميکنیم. بهتر از قبل. خاطرات رنگيتر. رنگيتر از قبل. پر از آبيِ مورد علاقهـت. مورد علاقهـمون. بیا این بار طیفهايِ بیشتري از آبي رو نقاشي کنیم.
تولدت مبارك درخشانترین الماس.
از طرفِ نیلوفر آبي.
شاید دیوارههاش کمي ترك خورده باشه، ولي پایههاش هرگز سست نشد. نميشه. تمام مدت فکر ميکردم اون کلبه براي همیشه خراب شده و تو ترکش کردي. خرابههایي که از خاطراتمون باقي مونده بود. هیچوقت اینطور نشده بود. هیچوقت این اتفاق نیفتاده بود، برخلافِ تصورات بيرنگِ من. شاید سعي داشتم خودم رو قانع کنم. که دیگه نیستي. که دیگه قرار نیست باشي. اون کلبه قرار نیست پر بشه؛ از وجودِ تو؛ از خاطراتي که برام نقاشي ميکردي و به دیوارهاش آویزون. همونجا مونده بودي. پنهان. اگر چه خارج از دید، اما همچنان حضوري که حس ميشد با وجود انکار. تو هیچوقت کلبهـت رو ترك نکرده بودي. هیچوقت هم نميکني. نه حداقل خاطراتت.
دیوارههاي کلبهـت کمي ترك خورده و شیشهها خاك گرفته؛ اما هنوز هم ميتوني اونجا زندگي کني. بهتر از قبل. درستش ميکنیم. بهتر از قبل. خاطرات رنگيتر. رنگيتر از قبل. پر از آبيِ مورد علاقهـت. مورد علاقهـمون. بیا این بار طیفهايِ بیشتري از آبي رو نقاشي کنیم.
تولدت مبارك درخشانترین الماس.
از طرفِ نیلوفر آبي.
Telegram
attach 📎
انقدر خوشحالم ميکنید وقتي خودتون، خودتون رو از زندگیم حذف ميکنید. دیگه منم خودمو خسته نميکنم.