افشاگر صنعت نفت و پتروشیمی
62.5K subscribers
5 photos
2 files
2 links
Download Telegram
Channel name was changed to «پشت پرده ی اقتصاد/صنعت نفت و پتروشیمی»
Channel name was changed to «افشاگر صنعت نفت و پتروشیمی»
«کارگران بومی چابهار قربانی تبعیض سیستماتیک مدیران کیمیا صنعت مبنا»

به‌ گزارش حال‌ وش/ امروز سه شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴، جمعی از کارگران بومی شرکت کیمیا صنعت مبنا مستقر در شهرک پتروشیمی نگین مکران چابهار، با ارسال پیام و دل‌نوشته‌ای از وضعیت «بیگاری‌گونه» و تبعیض‌آمیز خود در این پروژه خبر دادند.

این کارگران می‌گویند: شرکتی که قرار بود برای مردم بومی فرصت شغلی و بهبود زندگی فراهم کند، امروز به محل بهره‌کشی و تبعیض تبدیل شده است. در حالی‌که نیروهای غیربومی از امکانات گسترده‌ای مانند حقوق بالاتر، سه وعده غذای کامل، بلیط رفت‌وبرگشت و تسهیلات رفاهی بهره‌مندند، کارگران بومی تنها یک سرویس رفت‌وبرگشت و یک وعده ناهار دریافت می‌کنند و دستمزدشان نیز به‌طور میانگین نصف همکاران غیربومی است.

به گفته آنان، مدیران شرکت علی بیرقی (مدیرعامل) و احمد قربان‌زاده (مدیر طرح) در پاسخ به اعتراضات کارگران گفته‌اند: «این‌جا پروژه است و شرایط همین است.» به گفته‌ی کارگران، این جمله عملاً به ابزاری برای سرکوب اعتراض و تهدید به اخراج تبدیل شده است.

کارگران همچنین تأکید کرده‌اند که حتی مشاغل ساده مانند خدمات و حراست نیز به نیروهای غیربومی سپرده شده و اعتماد و فرصتی برای اشتغال به نیروهای بومی داده نمی‌شود. به باور آنان، این سیاست‌ها نه‌تنها برخلاف وعده‌های اولیه توسعه‌ی منطقه است، بلکه باعث افزایش فشار اقتصادی و گرانی در چابهار و روستاهای اطراف شده است.

آنان از عملکرد اداره کار چابهار نیز به‌شدت انتقاد کرده و گفته‌اند: «کارشناسان اداره کار تنها هر چند ماه یک‌بار برای صرف ناهار به سایت می‌آیند و هیچ پیگیری جدی برای احقاق حقوق ما انجام نمی‌دهند.»

شرایطی که کارگران بومی در شرکت کیمیا صنعت مبنا با آن مواجه‌اند، مصداق آشکار تبعیض شغلی و نقض حقوق بنیادین کارگران است. مطابق اصل ۲۰ و ۲۸ قانون اساسی ایران و همچنین ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تمامی افراد حق دارند در شرایط برابر و عادلانه کار کنند و دستمزد برابر برای کار برابر دریافت نمایند. اما تبعیض سیستماتیک میان نیروهای بومی و غیربومی در این پروژه، نه‌تنها ناقض قوانین داخلی است بلکه تعهدات بین‌المللی ایران در حوزه حقوق کار را نیز نقض می‌کند.
❤2
images.jpeg
7.9 KB
From Bakhtr to Mana Energy: The Footprint of a Surname in Two Major Energy Networks?

In recent years, the name Rabbani has appeared in two key points of Iran's energy industry; on one side in the management structure of Bakhtr Petrochemical Group and on the other in Mana Energy Industrial Group.

But the main question is: Is this just a coincidence of surnames, or are there broader family, managerial, or economic connections between these two presences?

Davarz Rabbani has been present in Bakhtr's management structure for years, and his name appears in the management records of the companies in this group's chain, including the Kurdistan and Kavian petrochemicals.

On the other side, Ahmad Rabbani has been introduced as a board member of Mana Energy Pak; a group active in the fields of electricity, power plants, and renewable energy.

This homonymy becomes more sensitive when some media reports have spoken of the presence of individuals attributed to Davarz Rabbani's family in groups related to Mana Energy. However, this claim has not yet been confirmed by sufficient independent registered documents and cannot be considered a definite fact.

A link that still lacks a clear answer

If there is a family relationship between Ahmad Rabbani and Davarz Rabbani, the more important question is whether there are also managerial or economic connections between the two networks?

First Path:
Davarz Rabbani ← Bakhtr ← Kavian and other petrochemical companies

Second Path:
Ahmad Rabbani ← Mana Energy ← Companies active in the electricity and energy industry

Do these two paths meet at a certain point?

Currently, existing documents show the presence of these names in two major energy groups, but merely sharing a surname is not enough to prove a family relationship or the existence of a shared economic network.

Why are other names also important?

The issue becomes more complex when examining the composition of the boards of directors of Bakhtr chain companies, names such as Mahsan Najafi and Ali Biraghi are also seen at different times.

The repetition of individuals' names on the boards of directors of several companies does not necessarily mean the existence of a violation or a hidden relationship; but it can be a clue for a more detailed investigation of the managerial and ownership network.

The Big Question

Are we facing a set of independent and accidental relationships?

Or is there a network of managerial and economic connections between Bakhtr, the Rabbanis, the Najafis, Mana Energy, and related companies that has not yet been examined as a whole?

The answer to this question cannot be obtained from name similarities or media reports.

To reach an accurate answer, official company registration announcements, board of directors changes, signatories, legal representatives, and the company's shareholder chain must be placed side by side over a multi-year period.

What can be said cautiously at this stage is:

Davarz Rabbani has a documented history with Bakhtr's management structure, and Ahmad Rabbani is also seen in Mana Energy's management structure; however, the claim of a shared family and economic network between these two groups still requires more documents and verification.

Perhaps the answer is not in a single surname;

The answer is in a chain of names, companies, and positions that have been placed side by side over the years.

And the question remains:

“From Bakhtr to Mana Energy; is the footprint of a surname really seen in two major energy networks?”

@efffsha21
❤4
images.jpeg
7.9 KB
از باختر تا مانا انرژی: ردپای یک نام خانوادگی در دو شبکه بزرگ انرژی؟ 🏭⚡

در سال‌های اخیر، نام ربابی در دو نقطه کلیدی صنعت انرژی ایران ظاهر شده است؛ از یک سو در ساختار مدیریتی گروه پتروشیمی باختر و از سوی دیگر در گروه صنعتی مانا انرژی.

اما سوال اصلی این است: آیا این صرفاً یک تصادف در نام خانوادگی است، یا ارتباطات خانوادگی، مدیریتی یا اقتصادی گسترده‌تری بین این دو حضور وجود دارد؟ 🤔

داوود ربابی سال‌هاست در ساختار مدیریتی باختر حضور داشته و نام او در سوابق مدیریتی شرکت‌های زنجیره این گروه، از جمله پتروشیمی‌های کردستان و کاویان، دیده می‌شود.

از سوی دیگر، احمد ربابی به عنوان عضو هیئت‌مدیره مانا انرژی پاک معرفی شده است؛ گروهی که در حوزه‌های برق، نیروگاه‌ها و انرژی‌های تجدیدپذیر فعالیت می‌کند.

این هم‌نامی زمانی حساس‌تر می‌شود که برخی گزارش‌های رسانه‌ای از حضور افرادی که به خانواده داوود ربابی نسبت داده می‌شوند، در گروه‌های مرتبط با مانا انرژی سخن گفته‌اند. با این حال، این ادعا هنوز با اسناد ثبتی مستقل و کافی تأیید نشده و نمی‌توان آن را یک حقیقت قطعی در نظر گرفت. 📄❓

یک پیوند که هنوز پاسخ روشنی ندارد

اگر رابطه خانوادگی بین احمد ربابی و داوود ربابی وجود داشته باشد، سوال مهم‌تر این است که آیا ارتباطات مدیریتی یا اقتصادی نیز بین این دو شبکه وجود دارد؟

مسیر اول:
داوود ربابی ← باختر ← کاویان و سایر شرکت‌های پتروشیمی

مسیر دوم:
احمد ربابی ← مانا انرژی ← شرکت‌های فعال در صنعت برق و انرژی

آیا این دو مسیر در نقطه‌ای به هم می‌رسند؟ 🛤️

در حال حاضر، اسناد موجود از حضور این نام‌ها در دو گروه بزرگ انرژی حکایت دارند، اما صرفاً داشتن نام خانوادگی مشترک برای اثبات رابطه خانوادگی یا وجود یک شبکه اقتصادی مشترک کافی نیست.

چرا نام‌های دیگر نیز مهم هستند؟

مسئله پیچیده‌تر می‌شود وقتی ترکیب هیئت‌مدیره شرکت‌های زنجیره باختر را بررسی کنیم؛ نام‌هایی مانند مهربان نجفی و علی براقی نیز در زمان‌های مختلف دیده می‌شوند.

تکرار نام افراد در هیئت‌مدیره چندین شرکت لزوماً به معنای وجود یک تخلف یا رابطه پنهان نیست؛ اما می‌تواند سرنخی برای بررسی دقیق‌تر شبکه مدیریتی و مالکیت باشد. 🔍

سوال بزرگ

آیا با مجموعه‌ای از روابط مستقل و تصادفی مواجه هستیم؟

یا یک شبکه از ارتباطات مدیریتی و اقتصادی بین باختر، ربابی‌ها، نجفی‌ها، مانا انرژی و شرکت‌های مرتبط وجود دارد که هنوز به صورت یکپارچه بررسی نشده است؟ 🕸️

پاسخ به این سوال نمی‌تواند از شباهت نام‌ها یا گزارش‌های رسانه‌ای به دست آید.

برای رسیدن به یک پاسخ دقیق، باید اعلان‌های رسمی ثبت شرکت‌ها، تغییرات هیئت‌مدیره، امضاکنندگان، نمایندگان قانونی و زنجیره سهامداران شرکت در یک بازه زمانی چندساله کنار هم قرار داده شوند. 📊

آنچه در این مرحله می‌توان با احتیاط گفت این است:

داوود ربابی سابقه مستندشده‌ای با ساختار مدیریتی باختر دارد و احمد ربابی نیز در ساختار مدیریتی مانا انرژی دیده می‌شود؛ با این حال، ادعای وجود یک شبکه خانوادگی و اقتصادی مشترک بین این دو گروه همچنان به اسناد و تأییدات بیشتری نیاز دارد.

شاید پاسخ در یک نام خانوادگی واحد نباشد؛

پاسخ در زنجیره‌ای از نام‌ها، شرکت‌ها و سمت‌هایی است که طی سال‌ها کنار هم قرار گرفته‌اند.

و سوال باقی می‌ماند:

«از باختر تا مانا انرژی؛ آیا ردپای یک نام خانوادگی واقعاً در دو شبکه بزرگ انرژی دیده می‌شود؟»

@efffsha21
❤1
از «من» تا «بی‌داد»؛ چگونه کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده، آثارش را «کاملاً مستقل» می‌داند، در حالی که پرسش درباره منابع مالی، سرمایه‌گذاران و ساختار تولید همچنان بی‌پاسخ مانده است؟


نام «فاتح صنعت کیمیا» در سال‌های اخیر در حوزه ساخت و تأمین تجهیزات نفت، گاز و پتروشیمی مطرح بوده است. معرفی انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت ایران، آغاز فعالیت این شرکت در سال ۱۳۷۹، عضویت آن در انجمن از سال ۱۳۸۲، کارخانه‌ای با وسعت حدود ۲۰۰ هزار مترمربع و بیش از هزار نیروی انسانی را گزارش می‌کند. هم‌زمان، نام محمدعلی فاطمی در برخی منابع تجاری و خبری به‌عنوان مدیر گروه یا مدیرعامل این مجموعه آمده است.

در سوی دیگر، نام «الف پیکچرز» که موسس آن سهیل بیرقی می باشد نیز در ارتباط با حوزه تولید و پخش آثار تصویری مطرح است؛ مجموعه‌ای که برای بررسی ارتباط احتمالی آن با اشخاص یا شرکت‌های مورد اشاره در این گزارش، نیازمند اسناد ثبتی، مدیریتی و مالی مستقل است. حضور یک نام تجاری در حوزه سینما یا رسانه، به‌تنهایی رابطه مالکیتی، خانوادگی یا اقتصادی با فاتح صنعت کیمیا را نمایان می‌کند.

بااین‌حال، شنیده‌ها حاکی از این است که میان برخی افراد و شرکت‌های فعال در حوزه صنعت، سینما و رسانه، ارتباطاتی وجود دارد که ممکن است فراتر از همکاری‌های حرفه‌ای معمول باشد.

بررسی منابع عمومی موجود، تاکنون رابطه مالی یا «بده‌بستان کاری» میان محمدعلی فاطمی، علی بیرقی و سهیل بیرقی را به‌طور قطعی تأیید نکرده است. با این حال، درباره مناسبات کاری و مالی این افراد، منشأ سرمایه، شبکه ارتباطات و نقش احتمالی روابط خانوادگی در مسیر حرفه‌ای سهیل بیرقی پرسش‌هایی مطرح شده است.

محور گزارش می‌تواند بررسی ساختار تأمین مالی و همکاری‌های مرتبط با پروژه باشد: چه اشخاص یا نهادهایی در تأمین منابع و ایجاد ارتباطات حرفه‌ای نقش داشته‌اند و آیا میان روابط خانوادگی، مناسبات اقتصادی و فرصت‌های حرفه‌ای ارتباطی مستند وجود دارد یا خیر.
علی بیرقی از ارتباط کاری استفاده کرده یا بطور مشخص در مالکیت فیلمها بخصوص فیلم دور از کرامت انسانی زن در مالکیت آن دخیل بوده…

@efffsha21
گزارش تحقیقی | کیمیا صنعت مبنا؛ پروژه‌ای بزرگ در چابهار و جایگاه علی بیرقی

بررسی منابع عمومی نشان می‌دهد کیمیا صنعت مبنا یکی از پروژه‌های بزرگ پتروشیمی در منطقه آزاد چابهار است که در چارچوب پروژه‌های گروه باختر فعالیت می‌کند. یک منبع صنعتی، این شرکت را صراحتاً «زیرمجموعه گروه باختر» معرفی کرده و پروژه‌های آن را شامل دو کارخانه متانول در چابهار دانسته است.

۱. مأموریت و ابعاد پروژه

در سال ۱۴۰۰، عملیات اجرایی طرح کیمیا صنعت مبنا در چابهار با برنامه ساخت دو واحد متانول، یک واحد تبدیل متانول به الفین (MTO)، یک واحد پلی‌اتیلن و واحدهای پلی‌پروپیلن اعلام شد. برای این طرح، سرمایه‌گذاری حدود ۱.۳۵ میلیارد یورو به‌علاوه ۴۵۰۰ میلیارد تومان و ظرفیت تولید سالانه حدود ۱.۴۱۴ میلیون تن اعلام شده بود.

در منابع فنی جدیدتر نیز پروژه‌های متانول ۱۱۰۰ و ۱۲۰۰، واحد OVM و مخازن ذخیره‌سازی مرتبط با کیمیا صنعت مبنا دیده می‌شود.

۲. پروژه صرفاً روی کاغذ نیست

شواهد منتشرشده توسط پیمانکاران نشان می‌دهد عملیات مهندسی و ساخت تجهیزات برای این پروژه انجام شده است.

برای نمونه، شرکت مصنوعات فلزی سنگین اعلام کرده ۱۰ راکتور برای پروژه متانول کیمیا صنعت مبنا ساخته است؛ از جمله Prereformer، Hydrogenation و Desulphurization Reactor.

همچنین در یک گزارش فنی دیگر، ساخت و انتقال دو مبدل حرارتی سنگین برای دو کارخانه متانول چابهارِ کیمیا صنعت مبنا گزارش شده است.

گزارش دیگری از مدیریت ساخت پروژه نیز از بیش از ۷۰۰۰ تن سازه فلزی ساخته‌شده و هزاران تن سازه در حال ساخت و برنامه‌ریزی خبر می‌دهد.

بنابراین کیمیا صنعت مبنا را می‌توان یک پروژه صنعتی عظیم در مرحله توسعه و ساخت دانست، نه صرفاً یک شرکت بازرگانی یا پیمانکاری کوچک.

⸻

۳. علی بیرقی چه نقشی دارد؟

اینجا بخش مهم گزارش است.

در یک گزارش منتشرشده در سال ۲۰۲۵ درباره اعتراض برخی کارگران بومی چابهار، علی بیرقی به‌عنوان «مدیرعامل» کیمیا صنعت مبنا معرفی شده است. این گزارش همچنین احمد قربان‌زاده را مدیر طرح معرفی می‌کند.

این موضوع فقط در یک منبع دیده نمی‌شود. در فهرست خبری مربوط به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز گزارشی منتشر شده که علی بیرقی را مدیرعامل شرکت کیمیا صنعت مبنا معرفی می‌کند و از تقدیر از او به‌عنوان کارفرمای نمونه استان سیستان و بلوچستان در مرحله ملی خبر می‌دهد.

بنابراین، برخلاف یک ادعای صرفاً غیررسمی، چند منبع عمومی مستقل از یکدیگر، سمت مدیرعاملی علی بیرقی در کیمیا صنعت مبنا را گزارش کرده‌اند.

با این حال، برای گزارش نهایی باید تاریخ شروع و پایان مدیریت، شماره آگهی تغییرات و مشخصات هیئت‌مدیره از سوابق ثبتی شرکت استخراج شود؛ زیرا گزارش رسانه‌ای به‌تنهایی جایگزین سند ثبتی نیست.

⸻

۴. اهمیت این سمت

اهمیت موضوع از این جهت است که کیمیا صنعت مبنا در پروژه‌ای با مقیاس میلیارد یورویی و زنجیره‌ای از قراردادهای مهندسی، ساخت، تأمین تجهیزات و نصب فعالیت دارد. در منابع پیمانکاران، نام این شرکت به‌عنوان کارفرما یا طرف پروژه در قراردادهای تجهیزات سنگین، راکتورها، مبدل‌ها، مخازن و سازه‌های فلزی دیده می‌شود.

بنابراین اگر هدف گزارش، بررسی مسیر حرفه‌ای و اقتصادی علی بیرقی است، صرفاً ثبت عنوان «مدیرعامل» کافی نیست. باید مشخص شود:

علی بیرقی از چه تاریخی مدیرعامل بوده است؟
چه کسانی پیش از او این سمت را داشته‌اند؟
اعضای هیئت‌مدیره در دوره مدیریت او چه کسانی بوده‌اند؟
سهامداران شرکت چه اشخاص یا شرکت‌هایی هستند؟
رابطه مالکیتی کیمیا صنعت مبنا با گروه باختر دقیقاً چگونه است؟
قراردادهای اصلی پروژه در دوره مدیریت او با چه شرکت‌هایی منعقد شده‌اند؟
آیا میان مدیران کیمیا صنعت مبنا و پیمانکاران اصلی، ارتباطات مدیریتی یا سهامداری مشترک وجود داشته است؟

جمع‌بندی

آنچه در این مرحله قابل اتکا‌تر از سایر ادعاهاست این است که کیمیا صنعت مبنا پروژه‌ای بزرگ در حوزه پتروشیمی و متانول در چابهار دارد، در منابع صنعتی به‌عنوان مجموعه‌ای از گروه باختر معرفی شده و علی بیرقی در چند منبع عمومی به‌عنوان مدیرعامل آن معرفی شده است.

اما برای اینکه این یافته وارد یک گزارش تحقیقی درباره شبکه اقتصادی و ارتباطات علی بیرقی شود، گام بعدی باید بررسی زنجیره ثبتی شرکت و اشخاص پشت آن باشد؛ یعنی از «مدیرعامل چه کسی است؟» عبور کنیم و به «چه کسانی مالک، عضو هیئت‌مدیره، صاحب امضا و طرف قرارداد این شرکت بوده‌اند؟» برسیم

@efffsha21
مهم‌ترین تحول: نوسان بین ممنوعیت و بازگشایی صادرات
طی چند ماه اخیر (اردیبهشت تا خرداد ۱۴۰۵ / آوریل تا ژوئن ۲۰۲۶)، سازمان توسعه تجارت ایران چند بار صادرات محصولات پتروشیمی و پلیمری را به‌طور موقت و «تا اطلاع ثانوی» متوقف کرده، با استناد به بسته‌های مقاوم‌سازی اقتصاد ملی و شرایط اضطراری، و هدف اعلام‌شده تأمین نیاز بازار داخلی بوده است.
بازگشایی تدریجی صادرات
پس از آن، معاون وزیر نفت اعلام کرد مجوز صادرات برای محصولاتی که مازاد تولید دارند و انبارها از آن‌ها پر شده صادر شده؛ مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی هم گفته بازار محصولات پلیمری و پلاستیکی به ثبات نسبی رسیده است.
فهرست و مقررات تعرفه‌ای
سازمان توسعه تجارت فهرست جدیدی برای صادرات محصولات پتروشیمی و پالایشگاهی ابلاغ کرده: صادرات موادی مثل دوده صنعتی و برخی محصولات نفتا و حلال‌های نفتی بلامانع اعلام شده، اما زایلین، تولوئن، اسید استیک، بنزن، لوبکات، ایزوبوتانول و MTBE مشمول محدودیت خاص هستند.
آمار صادرات
طبق گزارش گمرک، در دو ماهه ابتدای سال صادرات محصولات پتروشیمی حدود ۴۴ درصد ارزش صادرات غیرنفتی کشور رو تشکیل داده و از نظر وزنی و ارزشی رشد داشته.@efffsha21
چارت کم جمعیت اما کمیاب!!!!!! @efffsha21