افشاگر صنعت نفت و پتروشیمی
73.9K subscribers
1 photo
1 file
Download Telegram
Channel name was changed to «پشت پرده ی اقتصاد دیجیتال ایران»
Channel name was changed to «پشت پرده ی اقتصاد/صنعت نفت و پتروشیمی»
Channel name was changed to «افشاگر صنعت نفت و پتروشیمی»
┌─────────────────────┐
│ خانواده نجفی │
│ محسن / مهدی / حسن │
└──────────┬──────────┘

ادعای مالکیت/کنترل

┌──────────▼──────────┐
│ کاوش صنعت سپید │
└──────────┬──────────┘

40% در سال 1388
+ افزایش 11% در 1390

┌──────────▼──────────┐
│ گروه/هلدینگ │
│ باختر │
└──────────┬──────────┘

┌──────────────────┼──────────────────┐
│ │ │
▼ ▼ ▼
پتروشیمی کاویان پلیمر کرمانشاه پتروشیمی مهاباد


┌─────────┴─────────┐
│ │
▼ ▼
داوودرضا ربانی علی بیرقی
│ │
│ │
رئیس هیئت‌مدیره نماینده کاویان
باختر در چند شرکت / سپس نماینده
│ شرکت‌های باختر
└─────────┬─────────┘


شبکه مدیریتی مشترک
باختر ↔️ کاویان ↔️
کردستان ↔️ لرستان ↔️
مهاباد ↔️ کرمانشاه
«کارگران بومی چابهار قربانی تبعیض سیستماتیک مدیران کیمیا صنعت مبنا»

به‌ گزارش حال‌ وش/ امروز سه شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴، جمعی از کارگران بومی شرکت کیمیا صنعت مبنا مستقر در شهرک پتروشیمی نگین مکران چابهار، با ارسال پیام و دل‌نوشته‌ای از وضعیت «بیگاری‌گونه» و تبعیض‌آمیز خود در این پروژه خبر دادند.

این کارگران می‌گویند: شرکتی که قرار بود برای مردم بومی فرصت شغلی و بهبود زندگی فراهم کند، امروز به محل بهره‌کشی و تبعیض تبدیل شده است. در حالی‌که نیروهای غیربومی از امکانات گسترده‌ای مانند حقوق بالاتر، سه وعده غذای کامل، بلیط رفت‌وبرگشت و تسهیلات رفاهی بهره‌مندند، کارگران بومی تنها یک سرویس رفت‌وبرگشت و یک وعده ناهار دریافت می‌کنند و دستمزدشان نیز به‌طور میانگین نصف همکاران غیربومی است.

به گفته آنان، مدیران شرکت علی بیرقی (مدیرعامل) و احمد قربان‌زاده (مدیر طرح) در پاسخ به اعتراضات کارگران گفته‌اند: «این‌جا پروژه است و شرایط همین است.» به گفته‌ی کارگران، این جمله عملاً به ابزاری برای سرکوب اعتراض و تهدید به اخراج تبدیل شده است.

کارگران همچنین تأکید کرده‌اند که حتی مشاغل ساده مانند خدمات و حراست نیز به نیروهای غیربومی سپرده شده و اعتماد و فرصتی برای اشتغال به نیروهای بومی داده نمی‌شود. به باور آنان، این سیاست‌ها نه‌تنها برخلاف وعده‌های اولیه توسعه‌ی منطقه است، بلکه باعث افزایش فشار اقتصادی و گرانی در چابهار و روستاهای اطراف شده است.

آنان از عملکرد اداره کار چابهار نیز به‌شدت انتقاد کرده و گفته‌اند: «کارشناسان اداره کار تنها هر چند ماه یک‌بار برای صرف ناهار به سایت می‌آیند و هیچ پیگیری جدی برای احقاق حقوق ما انجام نمی‌دهند.»

شرایطی که کارگران بومی در شرکت کیمیا صنعت مبنا با آن مواجه‌اند، مصداق آشکار تبعیض شغلی و نقض حقوق بنیادین کارگران است. مطابق اصل ۲۰ و ۲۸ قانون اساسی ایران و همچنین ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تمامی افراد حق دارند در شرایط برابر و عادلانه کار کنند و دستمزد برابر برای کار برابر دریافت نمایند. اما تبعیض سیستماتیک میان نیروهای بومی و غیربومی در این پروژه، نه‌تنها ناقض قوانین داخلی است بلکه تعهدات بین‌المللی ایران در حوزه حقوق کار را نیز نقض می‌کند.
2
images.jpeg
7.9 KB
از باختر تا مانا انرژی؛ ردپای یک نام خانوادگی در دو شبکه بزرگ انرژی؟
در سال‌های اخیر، نام ربانی در دو نقطه مهم از صنعت انرژی ایران دیده شده است؛ یک‌سو در ساختار مدیریتی گروه پتروشیمی باختر و سوی دیگر در گروه صنعتی مانا انرژی.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این فقط یک تشابه نام خانوادگی است، یا میان این دو حضور، ارتباطات خانوادگی، مدیریتی یا اقتصادی گسترده‌تری وجود دارد؟
داودرضا ربانی سال‌ها در ساختار مدیریتی باختر حضور داشته و نام او در سوابق مدیریتی شرکت‌های زنجیره این مجموعه، از جمله پتروشیمی‌های کردستان و کاویان، دیده می‌شود.
در سوی دیگر، احمد ربانی به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره مانا انرژی پاک معرفی شده است؛ مجموعه‌ای فعال در حوزه برق، نیروگاه و انرژی‌های تجدیدپذیر.
همین هم‌نامی زمانی حساس‌تر می‌شود که برخی گزارش‌های رسانه‌ای، از حضور افرادی منتسب به خانواده داودرضا ربانی در مجموعه‌های مرتبط با مانا انرژی سخن گفته‌اند. با این حال، این ادعا تاکنون با اسناد ثبتی مستقل و کافی تأیید نشده و نمی‌توان آن را واقعیت قطعی دانست.
حلقه‌ای که هنوز پاسخ روشنی ندارد
اگر میان احمد ربانی و داودرضا ربانی رابطه خانوادگی وجود داشته باشد، سؤال مهم‌تر این است که آیا میان دو شبکه، ارتباطات مدیریتی یا اقتصادی نیز وجود دارد؟
مسیر نخست:
داودرضا ربانی ← باختر ← کاویان و سایر شرکت‌های پتروشیمی
مسیر دوم:
احمد ربانی ← مانا انرژی ← شرکت‌های فعال در صنعت برق و انرژی
آیا این دو مسیر در نقطه‌ای به یکدیگر می‌رسند؟
در حال حاضر، اسناد موجود حضور این نام‌ها در دو مجموعه مهم انرژی را نشان می‌دهد، اما صرف تشابه نام خانوادگی برای اثبات رابطه خانوادگی یا وجود یک شبکه اقتصادی مشترک کافی نیست.
چرا نام‌های دیگری هم مهم‌اند؟
موضوع زمانی پیچیده‌تر می‌شود که در بررسی ترکیب هیئت‌مدیره شرکت‌های زنجیره باختر، نام‌هایی مانند محسن نجفی و علی بیرقی نیز در مقاطع مختلف دیده می‌شود.
تکرار نام افراد در هیئت‌مدیره چند شرکت، لزوماً به معنای وجود تخلف یا رابطه پنهان نیست؛ اما می‌تواند سرنخی برای بررسی دقیق‌تر شبکه مدیریتی و مالکیتی باشد.
سؤال بزرگ
آیا با مجموعه‌ای از روابط مستقل و اتفاقی مواجهیم؟
یا میان باختر، ربانی‌ها، نجفی‌ها، مانا انرژی و شرکت‌های مرتبط، شبکه‌ای از ارتباطات مدیریتی و اقتصادی وجود دارد که تاکنون به‌صورت یکجا بررسی نشده است؟
پاسخ این سؤال را نمی‌توان از روی تشابه اسامی یا گزارش‌های رسانه‌ای به دست آورد.
برای رسیدن به پاسخ دقیق، باید آگهی‌های رسمی ثبت شرکت‌ها، تغییرات هیئت‌مدیره، صاحبان امضا، نمایندگان حقوقی و زنجیره سهامداری شرکت‌ها در یک بازه زمانی چندساله کنار یکدیگر قرار گیرد.
آنچه در این مرحله می‌توان با احتیاط گفت این است:
داودرضا ربانی با ساختار مدیریتی باختر سابقه مستند دارد و احمد ربانی نیز در ساختار مدیریتی مانا انرژی دیده می‌شود؛ اما ادعای وجود یک شبکه خانوادگی و اقتصادی مشترک میان این دو مجموعه، همچنان نیازمند اسناد و راستی‌آزمایی بیشتر است.
شاید پاسخ در یک نام خانوادگی نباشد؛
پاسخ در زنجیره‌ای از نام‌ها، شرکت‌ها و سمت‌هایی است که طی سال‌ها در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.
و پرسش همچنان باقی است:
«از باختر تا مانا انرژی؛ آیا واقعاً ردپای یک نام خانوادگی در دو شبکه بزرگ انرژی دیده می‌شود؟»
1