بعضی زنان از فولاد، ناز و قهر ساخته
شدهاند و بعضی زنان از کتاب، شعر،
موسیقی و گل؛ نادرترینِ آنها از هر دو.
شدهاند و بعضی زنان از کتاب، شعر،
موسیقی و گل؛ نادرترینِ آنها از هر دو.
آخرِ قصه، هیچکس از این دنیا
چیزی با خود نمیبرد، جز رد پایی
که بر دلِ دیگران گذاشته است؛
و شاید جاودانگی، همین باشد.
چیزی با خود نمیبرد، جز رد پایی
که بر دلِ دیگران گذاشته است؛
و شاید جاودانگی، همین باشد.
من از آن دسته آدمهایی بودم که
تنها کافی بود برای من شعری بخوانی
یا شاخه گلی هدیه بیاوری ،
تا روحم زیبا شود .
تنها کافی بود برای من شعری بخوانی
یا شاخه گلی هدیه بیاوری ،
تا روحم زیبا شود .
همه چیز را آبی میبینم
حتی اخمِ هراسانِ تو را
آبی میبینم ؛
چرا که مِهر آبیست
عشق آبیست
حالا در اخمِ تو باشد
یا لبخند، چه فرقی میکند؟
حتی اخمِ هراسانِ تو را
آبی میبینم ؛
چرا که مِهر آبیست
عشق آبیست
حالا در اخمِ تو باشد
یا لبخند، چه فرقی میکند؟
من معتقدم اگر شعر خوب یا کتاب خوبی
بخوانی، چیزی از آن در وجودِ تو میمانَد؛
در وجدانِ تو، در شخصیتِ تو، و از راههای
مختلف به تو کمک میکند.
بخوانی، چیزی از آن در وجودِ تو میمانَد؛
در وجدانِ تو، در شخصیتِ تو، و از راههای
مختلف به تو کمک میکند.