🖌مقاله‌،ویدیو آموزشی
490 subscribers
1.76K photos
1.11K videos
206 files
2.99K links
مجموعه‌ای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me

تماس با ما :
@mh1342
Download Telegram
Forwarded from سلامت نیوز
این یک آمار علمی است: حدود ۸۰% از زوج هایی که جدا می‌شوند، از بدهی مالی به عنوان یک دلیل عمده اختلافشان سخن می‌گویند. پیش از این‌که شما با نامزدتان رسما ازدواج کنید، درباره‌ی بدهی وام‌های دانشجویی‌تان و سایر بدهی‌ها، صادقانه به گفت‌وگو بنشینید.

آیا پس از ازدواج بازهم توانایی تسویه آن وام‌ها را دارید؟ اگر چنین نیست، آیا می‌توانید مقدار آن را کاهش دهید یا با استمهال آن را به تاخیر بیندازید؟ به خاطر داشته باشید کوتاهی در بازپرداخت وام‌های دانشجویی و سایر وام ها، رتبه ی اعتباری شما را نزد بانک ها به شدت و به طرز قابل توجهی پایین می‌آورد و اثری مخرب بر توانایی شما برای گرفتن وام مسکن یا خودرو دارد.
http://www.salamatnews.com/news/181481
تمام قد به احترام معلمان، برپا
هدی هاشمی
هنوز یاد و خاطر حمیدرضا گنگوزهی، معلم فداکار بلوچی که جان خودش را فدا کرد تا دانش‌آموزانش زنده بمانند از ذهن‌ها پاک نشده، معلمی که وقتی حس کرد دیوار فرسوده ممکن است جان دانش‌آموزانش را بگیرد خودش را سپر بلای آنها کرد و حالا در روز بزرگداشت مقام معلم، همسر این معلم فداکار از زندگی بدون حمیدرضا در گفت‌و‌گو با «ایران» می‌گوید: «جای او همیشه در خانه خالی است، امسال نخستین سالی بود که معلم شده بود و می‌خواستم برایش جشن بگیرم اما حیف که نشد. همسر مهربانم از صمیم قلب از فداکاریت، ایثارت و جانت که بزرگترین سرمایه زندگی‌ام بود که برای نجات دانش‌آموزانت فدا کردی تا همگان عشق و ایثار را یاد بگیرند، ممنونم.»
در این شهر و دیار هستند معلمانی که جانشان را در دست می‌گیرند و بی‌ادعا و بی‌توجه به اندک فیش حقوقی‌شان به دانش‌آموزانشان کمک می‌کنند تا آنها الفبای مهربانی را یاد بگیرند. در این سرزمین هستند معلمانی که فراتر از معلمی کار می‌کنند. بی‌هیچ‌گونه چشمداشتی فقط فکر دانش‌آموزانشان هستند تا به کودکان و نوجوانان نیازمند یا بیماری که صدایشان به جایی نمی‌رسد یاری رسانند وآنها صدای رسای دانش‌آموزانشان باشند. خیلی هاشان کیلومترها راه می‌روند تا صبح به صبح فقط برای یک دانش‌آموز کلاس برگزار کنند، برخی دیگر جانشان را می‌دهند تا دانش‌آموزی آسیبی نبیند، برخی دیگر هم از فقر و بیماری دانش‌آموزانشان شکوه می‌کنند و دست کمک به سوی سازمان‌های مردم‌نهاد می‌برند اما گاه با بی‌مهری این سازمان‌ها مواجه می‌شوند ولی ساکت نمی‌نشینند و هر روز به امید زندگی بخشیدن به دانش‌آموزانشان تلاش می‌کنند.
این روزها کمتر کسی است که آوازه «محمدعلی محمدیان» معلم نام آشنای مریوانی را نشنیده باشد، آموزگاری که با تراشیدن موی سر خود با دانش‌آموز بیمارش ابراز همدردی کرد یا «ثریا مطهرنیا»ی بیجاری که خودش به تنهایی پیگیر درمان دانش‌آموز بیمارش شد. در طول سال‌های گذشته آموزگاران بسیاری بودند که بدون هیچ چشمداشتی در سخت‌ترین و دشوارترین لحظات تصمیم‌گیری با ایثار جان، آفریننده باشکوه‌ترین جلوه‌های معلمی شدند. «کاظم صفرزاده» معلم یکی از مناطق عشایری از توابع استان لرستان بود.
در روز حادثه یکی از دانش‌آموزان مدرسه عشایری شبانه‌روزی امام جعفر صادق(ع) ویسیان دچار جراحت شدید در ناحیه پا شد و نیازمند اقدامات درمانی بود. از همین رو کاظم صفرزاده با خودرو به همراه دانش‌آموز مجروح و دو نفر دیگر از دانش‌آموزان راهی مرکز درمانی شدند اما متأسفانه به دلیل کمبود امکانات، مرکز درمانی این منطقه نتوانست وضعیت دانش‌آموز مجروح را بهبود بخشد و بنابراین معلم این دانش‌آموزان با وجود بارندگی شدید تصمیم گرفت دانش‌آموز مجروح را برای درمان به بیمارستان خرم‌آباد انتقال دهد اما در مسیر خودرو این معلم فداکار در سیل گرفتار شد و هر چهار سرنشین خودرو جان خود را از دست دادند. «علی بهاری» معلم دیگری از توابع استان اردبیل است که برای نجات جان دانش‌آموزش نیمی از کبد خود را به وی اهدا کرد. «معصومه خوش‌کام» معلم تهرانی که پس از عمل جراحی دیسک کمر با وجود تجویز پزشک به استراحت مطلق با تخت بیمارستان در کلاس درس حضور یافت و به کار خود ادامه داد. «مرتضی اصغری» آموزگار تبریزی که 5 سال به طور رایگان برای تدریس به خانه دانش‌آموز بیمارش مراجعه کرد و همچنین روند درمان وی را نیز پیگیری می‌کرد. «کاظم جعفری» معلم ارومیه‌ای که هزینه حج خود را برای درمان دانش‌آموزش که مبتلا به سرطان بود اهدا کرد.
این گزارش اینجا خاتمه می‌یابد اما فهرست این معلمان فداکار در سراسر ایران پایانی ندارد.
منبع روزنامه ایران . 12 اردیبهشت 1395
بررسي جايگاه و اهداف يونيسف در گفت و گو با هومن قشلاقی آذر
حمايت از حقوق کودک بر عهده دولت است
گروه حقوق و قضا

كودكان كار يكي از مشكلات اجتماعي نه فقط در كشورهاي جهان سوم، فقير و در گير جنگ كه در حقيقت معضلي جهاني است. سال‌هاست يونيسف در تلاش براي مقابله با كار و بهره كشي از كودكان
کارهاي مختلفي از تحقيق و تهيه گزارش گرفته تا ارائه راه حل را در برنامه كاري خود قرار داده است. در اين بين كشورهايي چون ايران براي عضويت در كنوانسيون حقوق كودك تشويق شدند تا گام‌هاي موثري براي كمك به كودكان چه در امر بهداشت و آموزش و چه كاهش بيگاري و بهره كشي از آنان برداشته شود. دولت ایران در سال 1373، پیمان نامه‌ جهانی حقوق کودک را امضا کرد و تعهدات مربوط به کودکان کار و خیابانی را پذیرفت، هرچند با گذشت 22سال، هنوز گره‌ سردرگم حل مشكلات اين قشر ضعيف و كوچك بازنشده است.
هومن قشلاقی آذر، وکیل پایه یک دادگستری در گفت‌وگو با «قانون» در رابطه با اين موضوع كه چگونه توجه جهاني به بحث حقوق كودكان جلب شد،گفت: انقلاب صنعتی در دوران جدید
علی رغم تمام ارمغان‌هایی که برای بشریت به همراه داشت سرمنشاء بسیاری از بلایا و مصیبت‌ها نیز شد
چرا که ثمرات این فرآیند فقط نصیب عده معدودی از افراد جامعه شد و زیاده خواهی آن عده دنیا را به سمت آشوب و بی‌سرو سامانی کشاند. از طرف دیگر وضعیت فقر و رفاه اکثر ملل به نحوی بود که نیـاز به کار کـودکان داشتند، کودکانی که از وضعیت بهداشتی و آمــوزشی و تغـذیه نامطلوبی رنـــج می‌بردند. وي ادامه داد: این وضعیت به خصوص در دهه‌های 40 و 50 قرن بیستم به شکل بسیار نگران کننده‌ای تبدیل شد. بیگاری، بی‌سرپرستی، فقر، سوءاستفاده جنسی و نابهنجاری‌های دیگر از معضلات اجتماعی گروه سنی کودکان بود که سبب تهدید سلامت اجتماعی کودکان ونسل‌های آینده می‌شد. در این شرایط سازمان ملل متحد که اولین سال‌های عمر خود را تجربه می‌کرد برای رسیدگی به وضعیت کودکان، صندوق کمک به کودکان سازمان ملل متحد را به‌وجود آورد که منحصرایونیسف نامیده شد.
اين وكيل دادگستري در توضيح نحوه تاسيس يونيسف نيز گفت: یونیسف در یازدهم دسامبر سال ۱۹۴۶به توصیه شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد و تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد ایجاد شد. در اکتبر سال ۱۹۵۳میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد این سازمان را به‌عنوان یکی از ارکان دائمی سازمان ملل متحد شناخت. این سازمان برای فراهم کردن غذای اضطراری و خدمات بهداشتی برای کودکان در کشورهایی که در اثر جنگ جهانی دوم تخریب شده بودند، ایجاد شد. ارکان یونیسف از هیات اجرایی ای متشکل از نمایندگان 41 دولت عضو است که برای مدت3 سال از طرف شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد انتخاب می‌شوند. دبیرخانه دارای یک مدیر اجرایی به‌عنوان رئیس دبیرخانه است که از سوی دبیرکل سازمان ملل و با مشورت هیات اجرایی انتخاب می‌شود. دفا‌تر منطقه‌ای یونیسف نیز به سازمان‌های مختلف دولت‌های عضو در اجرای برنامه‌های مشترک یاری می‌دهند.
حركت در راستاي تحقق حقوق بشر كودكان
قشلاقی آذر با بيان اين جمله كه فعالیت‌های یونیسف عمدتا در جهت ارائه کمک‌های لازم و حمایت از کودکان در کشورهای درحال توسعه یا توسعه نیافته برای پیشرفت سلامت و رفاه کودکان است که در راستای سیاست حمایت از حقوق بشر کودکان حرکت می‌کند، ادامه داد: اداره یونیسف با بودجه داوطلبانه و مشارکت مادی دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی و سازمان‌های غیر دولتی و آحاد مردم است که حدود سه چهارم این منابع را دولت‌های عضو تامین می‌كنند. وي افزود:یونیسف معتقد است مسئولیت مراقبت اولیه از کودکان به عهده دولت‌های مربوطه است و اهداف آن به تبع اولویت‌های اساسی اش از قبیل کمک به بهداشت کودکان به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته، کمک به بهبود وضعیت رفاهی کودکان، جلوگیری از استثمار یا بیگاری کودکان، پایین آوردن سطح مرگ و میر کودکان، دفاع از حقوق کودکان و پیشگیری از
کودک آزاری در قالب دفاع از حقوق بشر است. قشلاقی آذر در ادامه خاطر نشان كرد: ایران از جمله اعضای یونیسف است که دیر‌تر از سایرین به این صندوق پیوست. ایران در سال ۱۳۶۲شمسی عضو این صندوق شد. مهم‌ترین اقدامات یونیسف در ایران کاهش میزان مرگ و میر کودکان است. یونیسف در سال ۱۹۸۸ میلادی سه محور مهم را در ایران شروع کرد. تسریع دو برنامه واکسیناسیون در استان‌هایی که از سطح واکسیناسیون پایینی برخوردار بودند، تسریع آموزش ماما‌ها ی دوره دیده و سازماندهی مبارزه ملی با بیماری‌ها از اقدامات یونیسف در ایران هستند.
تشویق ایران براي پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک
وي در بيان سایر اقدامات یونیسف در ایران گفت: این اقدامات شامل ادامه حمایت از طرح واکسیناسیون همگانی و گسترش و پوشش آن طرح، مشارکت در بازسازی مراکز بهداشتی، کمک به پناهندگان مقیم ایران، ارائه کمک‌های اضطراری به زلزله زدگان سی‌ام خرداد ماه ۱۳۶۹ در استان‌های گیلان و زنجان، آموزش بهداشت و فعالیت‌های تبلیغی و تشویق مقامات ایرانی جهت پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک است. آمار‌ها نشان می‌دهد یک چهارم کودکان جهان در شرایط بحرانی سوءتغذیه قراردارند. هم اکنون ۱۶۵میلیون کودک در سراسر جهان از سوءتغذیه حاد رنج می‌برند که سوءتغذيه گریبانگیر یک کودک از هر چهار کودک است.
كودكان، نيروي كار ارزان هستند
اين وكيل دادگستري افزود: امروزه در کشورهای درحال توسعه یا توسعه نیافته شاهد افزایش فقر و نبود امنیت غذایی هستیم. به گزارش یونیسف ۱۳۲میلیون کودک در حال حاضر در کشورهای درحال توسعه به مدرسه نمی‌روند. یکی از علل این موارد را می‌توان مشکل نابرابری دانست. بخش آسیایی یونیسف اعلام می‌دارد بزرگ‌ترین مشکل، نابرابری افراد جامعه است، چنانچه در بسیاری از این کشورها پول و منابع طبیعی به اندازه کافی وجود دارد ولی باید اطمینان حاصل کرد که آیا کودکان نیز از این ثروت‌ها بهره‌مند می‌شوند؟ یکی دیگر از این علل را می‌توان در عدم ثبات سیاسی کشور‌ها دانست ،همان طور که شاهد شرایط وخیم زندگی کودکان در کشورهایی مانند افغانستان، سومالی و جنوب سودان هستیم. بنابراین فقر اقتصادی، فقر اجتماعی و فقر فرهنگی با محرومیت از تحصیل ارتباط داردکه یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن کارکردن کودکان در خارج از خانه است. بنابراین کودکان در سنینی به کار و اشتغال می‌پردازند که معمولا از آن‌ها انتظار نمی‌رود.
به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال ممنوع است
اين وكيل دادگستري به ممنوعيت كار كودكان در ايران اشاره كرد و گفت: در ایران براساس ماده ۷۹ قانون کار، به کار گماردن افراد کمتر از15سال ممنوع است و کارفرمایانی که از آن تخلف کنند باید مورد پیگرد قانونی قرار گیرند. در این باره میثاق حقوق کودک
اگر چه به‌صورت مستقیم از ممنوعیت کارکودکان سخن نگفته است اما ماده۳۲ آن می‌گوید کودکان باید در برابر کاری که رشد و سلامت آن‌ها را تهدید می‌کند حمایت شوند و وظیفه دولت‌های عضو این پیمان است که با بالابردن فرهنگ عمومی و تامین نیازهای مالی، از به‌کارگماردن کودکان کار جلوگیری کنند،معضلی که نه تنها در کشور ایران بلکه در سایر کشورهای
توسعه نیافته یا در حال توسعه به بهانه پایین بودن قیمت کار این کودکان با آن دست به گریبان هستیم.
وي به وظايف دولت‌ها اشاره كرد و گفت: رسالت دولت‌ها در این میان به دلیل رعایت حقوق شهروندی که با محترم شمردن کرامت انسانی افراد از جمله کودکان ارتباط مستقیم دارد، پیش بینی و رعایت راهکارهایی همسو با اهداف جهانی سیاست دفاع از حقوق کودکان کار و به تبع آن جلوگیری از اشتغال به کار آنان را می‌طلبد. امری که با پیش‌بینی سیاست‌های آموزشی و تربیتی و نیز فاکتورهای اولیه زندگی سلامت که بر عهده دولت است ارتباط مستقیم دارد. در این میان سیاست‌های دولت باید با آنچه اهداف تشکیل یونیسف به‌شمار می‌آید از جمله حمایت و دفاع از حقوق کودک، پیشگیری از
کودک آزاری، جلوگیری از استثمار و بیگاری کودکان، کمک به بهبود وضعیت رفاهی کودکان، گسترش بهداشت کودکان و پایین آوردن سطح مرگ و میر کودکان به ویژه در کشورهای در حال توسعه و
توسعه نیافته هماهنگ باشد. آن هنگام است که می‌توان پدیده شوم کودکان کار را به حداقل رساند.

روزنامه قانون تاریخ : ۱۳۹۵/۲/۱۲ - شماره: 778
كاريكاتوري عالي براي روز معلم @omidmemarian
وزارت آموزش و پرورش: معلم تاثيرگذارترين عامل موفقيت يا ناکامي است

معاون توسعه مديريت و پشتيباني وزارت آموزش و پرورش، گفت: اهميت آموزش و پرورش به ويژه آموزش و پرورش عمومي بسيار مهم است و معلم تاثيرگزار ترين عامل در موفقيت يا ناکامي آموزشي است.

به گزارش فارس، سيد محمد بطحايي معاون توسعه مديريت و پشتيباني وزارت آموزش و پرورش اظهارداشت: همه کساني که در بعد فرهنگ در کشور هستند مي‌دانند بدون آموزش و پرورش پويا و با کيفيت به آينده روشن نخواهيم رسيد و اين مورد تأکيد علما و معصومين است و نيز تجربيات ساير کشورها نشان مي‌دهد که رسيدن به توسعه پايدار بدون آموزش و پرورش با کيفيت تقريباً محال است.

وي ادامه داد: به فرداي روشن نخواهيم رسيد مگر اينکه آموزش و پرورش امروز روشني داشته باشيم و شکل و شمايل جامعه فردا امروز در کلاس و در تابلوي سياه توسط معلم ترسيم مي‌شود.

اهميت آموزش و پرورش به ويژه آموزش و پرورش عمومي بسيار مهم است اما از ميان همه عواملي که باعث موفقيت نظام آموزشي مي‌شود معلم نقش کليدي دارد و ميزان تاثيري که عوامل مختلف به عملکرد آموزشي دارد متفاوت است که در اين ميان معلم تاثيرگذارترين در موفقيت يا ناکامي نظام آموزشي است.

وي تاکيد کرد: اگر معلم، معلم باشد بسياري از نقايصي مانند نارسايي کلاس، نبود تجهيزات و برنامه درسي را پوشش مي‌دهد در نتيجه اگر بخواهيم در مسير آموزشي با کيفيت حرکت کنيم آن چيزي که سند تحول و اسناد پايين‌تر آن توليد شده است تاکيد بر معلم است.

وقتي از آموزش و پرورش مي‌گوييم براي عاقبت‌بخيري جامعه صحبت مي‌کنيم حال آيا معلم امروز مي‌تواند اين نقش را ايفا کند؛ معلم امروز براي ايفاي اين نقش بايد هم توانايي ايفاي چنين نقشي را داشته و هم انگيزه و علاقه چنين نقشي را داشته باشد.

معاون توسعه مديريت و پشتيباني وزارت آموزش و پرورش با بيان اينکه آموزش و پرورش امروز ما اولاً در داشتن معلم‌هاي توانمند که دانش‌هاي روز دنيا را داشته باشند دچار مشکل است، گفت: دوم اينکه عامل انگيزشي معلم براي اين نقش نيز ضعيف است؛ اگر معلم امروز شغل دوم نداشته باشد امکان گذران زندگي ندارد و اگر شغل دوم داشته باشد نيز نمي‌تواند معلمي کند.

معلمي که سر کلاس دائم دغدغه معيشت داشته باشد نمي‌تواند معلمي کند و اگر ما و دولت اين مشکل را حل نکنيم رفتن به سمت آموزش و پرورش با کيفيت و پياده‌سازي سند تحول تقريباً غيرممکن است.

بطحايي با بيان اينکه معيشت معلم را بهبود بخشيم يا بايد درآمد او را افزايش دهيم و يا هزينه او را کاهش دهيم، افزود: اين دو قطب سر خط فعاليت وزارت آموزش و پرورش است و تلاش مي‌کنيم درآمد معلم را افزايش و هزينه آن را کاهش دهيم.اما امروز دولت نزديک 80 درصد درآمدش را صرف حقوق و مزاياي کارکنان رسمي، شاغل و بازنشسته‌اش مي‌کند يعني 20 درصد فقط صرف کارهاي عمراني و زيرساخت‌ها مي‌شود که زنگ خطر بسيار مهمي براي دولتمردان است.

بطحايي بيان داشت: در آموزش و پرورش به دليل اختلالات ساختاري 99 درصد اعتبارات آموزش و پرورش صرف بودجه پرسنلي مي‌شود؛ وقتي بودجه در سال 94 ميزان 25 هزار ميليارد تومان بود و در سال 95 نزديک 30 هزار ميليارد تومان است و تنها يک درصد صرف کارهاي اصلي مانند آموزشي و تربيت مي‌شود.

وي تاکيد کرد: در آموزش و پرورش دارايي‌هاي زيادي داريم و در بهترين حالت نيز دولت 15 درصد از سهم خود را به آموزش و پرورش مي‌دهد حال اگر اعتبارات ما 40 درصد افزايش پيدا کند يعني 30 هزار ميليارد تومان به 42 هزار ميليارد تومان برسد مي‌توانيم مدارس را از اين وضعيت خارج کنيم و بايد 40 درصد اعتبار آموزش و پرورش در برنامه 5 ساله افزايش يابد که اين از منابع دولتي امکان‌پذير نيست.معاون توسعه مديريت و پشتيباني وزارت آموزش و پرورش، گفت: بايد به دارايي‌هاي سرشار آموزش و پرورش دست يابيم چرا که ما دارايي‌هاي زيادي داريم اما سرمايه کم داريم.

بطحايي تاکيد کرد: اگر بتوانيم از دل دارايي‌هايي که در اختيار داريم ارزش افزوده را بيرون بکشيم ديگر نيازي به بودجه عمومي دولت نداريم.
https://telegram.me/eduarticle
Forwarded from BBCPersian
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قربانیان آزار جنسی؛ پر شمار اما اغلب خاموشند. در این گزارش آیدین صالحی نگاهی داشته به آزار جنسى كودكان و تاثير آن بر روح و روان كودك. نسخه كامل گزارش:
http://bbc.in/1STQ46n
http://bbc.in/1SE405t
بررسی رابطه بین خودپنداری کودکان و شیوه های فرزندپروری والدین
دکتر محمد مزیدی
دکتر محبوبه البرزی eduarticle@
Forwarded from بی قانون
محمد شعبانی‌نژاد/ لم‌داده با کیبورد/ بی قانون

@bighanooon

به مناسبت روز معلم آمدیم با یکی از معلمان نمونه‌ کشورمون صحبتی داشته باشیم. می‌خوایم از ایشون بپرسیم در روز معلم چه هدیه‌ای از شاگرداشون گرفتند؟
- اول از همه یه جفت کفش گرفتم.
چه جالب! حتماً کفش‌تون کهنه شده بود.
- نخیر آقا! یکی از بچه‌ها داشت آدامس می‌جویید. گفتم اون لنگه کفش رو در بیار بنداز دور. اون هم لنگه کفش‌شش رو از پاش درآورد؛ پرت کرد سمت من. گفتم منظورم این نبود. لنگه دیگه‌ش رو هم از پاش درآورد پرت کرد.
خب اشکالی نداره. سوء تفاهم شده. دیگه چی گرفتید؟
- چندتا کتاب از بچه‌ها گرفتم.
به به! چه هدیه‌ خوبی! اسم کتاب‌ها هم یادتونه؟
- نه، ولی از این کتاب‌های کمک‌آموزشی بود که از توش تقلب می‌کنن. منم همه رو ازشون گرفتم و پاره کردم.
به نظرم یه مقدار تند رفتید. بعدش باز هم هدیه‌ای گرفتید؟/- یه نخ سیگار گرفتم./خب حتماً سیگاری هستید و خواستن شما رو دست بندازن./- سیگاری که نیستم ولی سر کتاب‌ها خیلی اعصابم خرد شده بود. گفتم بچه‌ها کی سیگار داره؟ همه تعارف کردن./حتماً مال خودشون نبوده. کادوی بهتری، مثلاً گل بهتون ندادن؟/- اتفاقاً گل هم تعارف کردن ولی از اون گلا که شما فکر می‌کنید نبود./پس اینطور که به نظر می‌آد کلا چیز باارزشی نگرفتید./- چرا، از یکی‌شون یه آیفون 6 گرفتم./جداً؟! خدا یکی از این دانش‌آموزا نصیب ما بکنه. حتماً شما رو خیلی دوست داشته./- راستش به من گفت اگه بیست بگیرم بابام برام آیفون 6s می‌خره. من هم گفتم بهت بیست می‌دم فقط گوشیِ قبلی‌تو بده به من./بسیار خب./- چهارتا لاستیک نو هم برای ماشین گرفتم. دلیلش رو هم خودت می‌دونی.
بله با تشکر از شما معلم نمونه. تا دیداری دیگر خدا یار و نگهدارتان!
آموزش وپرورش در دست انداز کسری بودجه
مثل مردی عیالوار که به هر در می‌زند بازهم هشتش گرو 9 است و هفت‌سرعائله‌اش ناراضی، آموزش و پرورش نیز تن عریض و طویلش را به هر مشقتی شده از سالی به سالی دیگر می‌کشد، البته با کلی کمبود، نارضایتی و خشم و کارهای بر زمین مانده مثل حکایت همان مرد عیالوار که وسعش بیش از این نیست، اما گوشش پُر است از غرولند.
دیگر کار به جایی رسیده که اگر یک روز حرف از کسری بودجه در آموزش و پرورش نباشد باید تعجب کرد، ولی با این که تعجب نکردیم، اما دوباره این کمبود را شنیدیم آن هم از گیرنده‌های تلویزیون در شبی بهاری.

یکشنبه شب علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش در استودیوی برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری، این کمبود را علنی کرد تا یک بار دیگر مردم و فرهنگیان بدانند کمبودها و نارضایتی‌ها از کجا آب می‌خورد.

بیش از 13.5 میلیون دانش‌آموز و نزدیک به 40 میلیون ایرانی (اعم ازخانواده‌ها و فرهنگیان) مخاطب مستقیم و غیرمستقیم آموزش و پرورش هستند و کوچک‌ترین تصمیم بر زندگی آنها اثر می‌گذارد. پس طبیعی است اگر وقتی شخص وزیر از کسری 6000میلیارد تومانی آموزش و پرورش در سال 95 سخن گفت، این جمعیت انبوه، آه سردی کشیده باشند .

فانی می‌گفت در دولت یازدهم بودجه آموزش و پرورش یک و نیم برابر نسبت به قبل افزایش یافته، ولی با این حال باز هم کمبودها جدی است؛ جدی به اندازه 6000 میلیارد تومان برای سال 95 .

نگاهی به روند تعیین بودجه برای نظام آموزشی

اگر مدارس جدید کمترساخته می‌شود، اگر تخریب مدارس قلع و قمعی شتاب ندارد، اگر استانداردسازی سیستم گرمایشی مدارس زمانبر است، اگر تجهیزات مدارس کامل نیست، اگر معلمان حق‌التدریس همیشه از آموزش و پرورش طلبکارند، اگر دستمزدها بموقع پرداخت نمی‌شود، اگر حقوق معلمان با بقیه کارمندان دولت همخوانی ندارد، اگر فرهنگیان اغلب دغدغه معیشت دارند، اگر هنوز چالش هزینه قبوض مدارس پابرجاست و اگر همچنان کیفیت، گمشده سیستم آموزشی کشور است، انگشت اتهام را باید به سمت بودجه آموزش و پرورش گرفت؛ بودجه‌ای که هر سال دولت‌ها آن را پیشنهاد می‌دهند و مجلس آن را تائید می‌کند.

سال 92، بودجه آموزش و پرورش 16هزار و 500 میلیارد تومان تعیین شد، سال 93 این رقم به 21 هزار میلیاردتومان رسید، سال 94 این بودجه اندکی رشد کرد و روی رقم 24 هزار میلیارد تومان ایستاد و امسال در جهشی قابل ملاحظه به 31هزار میلیارد تومان رسید. این ارقام بظاهر درشت است، ولی چون باید در هزار و یک نقطه خرج شود، در عمل رقمی نیست که سیستمی عریض و طویل همچون آموزش و پرورش را کفایت کند. به همین علت است که سال 92، حدود 2000 میلیارد تومان، سال 93، حدود 2500 میلیارد تومان و سال 94 آموزش و پرورش 2000 میلیارد تومان کسری بودجه آورد و حالا پیش‌بینی وزیر این است که سال 95 این وضع وخیم‌تر از قبل می‌شود و رقم کسری به 6000 میلیارد تومان می‌رسد.

علت این میزان کسری را می‌توان در چند مساله جویا شد؛ یکی افزایش حقوق معلمان که به گفته وزیر، از میانگین یک‌میلیون و 300 هزار تومان در سال 92 به دو میلیون و 80 هزار تومان در سال 94 رسیده و دیگری اجرای طرح رتبه‌بندی فرهنگیان که فروردین سال 94 اعلام شد و اجرای کامل آن به 13 هزار و 500 میلیارد تومان بودجه نیاز دارد. اگر ضرورت سرعت‌بخشی به ساخت و ساز مدارس و تجهیزآنها و نیز تسویه مطالبات سنگین فرهنگیان از آموزش و پرورش را نیز به این دو مساله اضافه کنیم، آن وقت روشن می‌شود که چرا کسری بودجه در آموزش و پرورش باید برای همه مهم باشد .

بودجه‌ها کجا خرج می‌شود

از همین ابتدا خیال مردم را راحت کنیم که 98 درصد بودجه‌های سالانه آموزش و پرورش صرف هزینه‌های پرسنلی می‌شود و فقط 2 درصد برای ارتقای کیفیت آموزش و فضاهای آموزشی می‌ماند؛ این نکته را بارها وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده از جمله این بار که در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری حاضر شد.

این 2 درصد باقی مانده از بودجه سهم امور مختلفی می‌شود؛ از جمله این که بخشی از آن سهم وزارتخانه می‌شود، بخشی سهم دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش، ادارات کل استان‌ها، پروژه‌های عمرانی، بخشی نیز به دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی، کمک به تامین سرانه دانش‌آموزی، یارانه دفترچه، تغذیه رایگان و امور رفاهی دانش‌آموزان مناطق محروم، مدارس غیردولتی، فعالیت‌های تربیت بدنی و ارتقای سلامت دانش‌آموزان، توسعه کمی و کیفی آموزش پیش از دبستان، کیفیت بخشی به فعالیت‌های آموزشی و پرورشی و توسعه عدالت آموزشی، کمک به ایاب و ذهاب دانش‌آموزان روستایی و....

کسری بودجه پیامد سیاست‌های نادرست
آموزش و پرورش در سال‌های اخیر هیچ‌گاه به اندازه دو سال گذشته زیر فشار نبوده است، از یک سو زیر فشارهای مالی و از سوی دیگر تحت فشارهای مجلس. وزیر حتی زیر تیغ استیضاح رفت و جیبش پر شد ازکارت زرد نمایندگان به او. هنوز نیز زمزمه‌های استیضاح مجدد وی جسته گریخته شنیده می‌شود، چون همچنان کسانی در مجلس معتقدند اگر آموزش و پرورش کسری بودجه دارد، ناشی از سوءمدیریت وزیر و ناتوانی‌اش در توجیه هیات دولت برای تعیین بودجه کافی است. عده‌ای نیز توان اقناعی ضعیف او را برای مجاب کردن سازمان مدیریت و دریافت بودجه بیشتر، بهترین دلیل برای کنار گذاشتن‌اش عنوان می‌کنند.

در مقابل اما هنوز هستند نمایندگانی که معتقدند مشکل بودجه آموزش و پرورش به این وزیر و آن وزیر ربطی ندارد، بلکه مشکلی ریشه‌دار است که هیچ دولتی آن را به طور قطعی حل و فصل نکرده و در نتیجه انباشت مشکلات، کار را به اینجا رسانده است؛ کسانی مثل قاسم احمدی لاشکی، عضو کمیسیون آموزش مجلس نهم و منتخب مردم در مجلس دهم.

او در گفت‌وگو با جام‌جم عنان صبر از کف می‌دهد و دولت و مجلس را توامان مقصر تداوم مشکلات آموزش و پرورش و بخصوص فرهنگیان معرفی می‌کند.

او می‌گوید اکنون فقط 1050 میلیارد تومان برای پرداخت پاداش پایان خدمت فرهنگیان مورد نیازاست که در اختیار آموزش و پرورش قرار نمی‌گیرد. حتی کمیسیون تلفیق مجلس هنگام تصویب بودجه سال 95 به میزان 6000 میلیارد تومان از بودجه پیشنهادی دولت کم می‌کند، درحالی که وزارتخانه‌های دیگر چنین مشکلی ندارند و بازنشسته‌های وزارتخانه‌های نفت و صنعت یک ماه بعد از بازنشستگی مطالبات خود را تمام و کمال دریافت می‌کنند. تبعیض در توزیع بودجه یا دست چندم تلقی شدن مقوله آموزش در این کشور دوپیامی است که از گفته‌های احمدی لاشکی به گوش می‌رسد .

یک کسری و هزار مشکل

خیلی‌ها به آموزش و پرورش می‌گویند کارخانه انسان‌سازی؛ کارخانه‌ای که هرچه درآن بیشتر سرمایه‌گذاری کنیم محصول بهتری دریافت می‌کنیم. این باور اما در کشور ما دچار خدشه است، غافل از این‌که بی‌توجهی به بودجه‌های آموزشی و پرورشی در درازمدت کیفیت نیروی انسانی را پایین می‌آورد و هزینه‌های گزافی به کشور تحمیل می‌کند.

این نکته جان کلام احمد عابدینی، معاون شورای عالی آموزش و پرورش بود وقتی که درباره تبعات کسری بودجه آموزش و پرورش با ما سخن می‌گفت.

اوکه تشکیلات متبوعش سیاست‌های نظام آموزشی را تدوین می‌کند و کسری بودجه، هر آنچه را اینها ریسیده‌اند پنبه می‌کند و به دست باد می‌سپارد، می‌گوید در حالی که سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی کشورهای پیشرفته 6 درصد است، ولی سهم ما حدود 2 درصد، سرانه دانش‌آموزی ما حداکثر20 هزار تومان است، اما درکشورهای پیشرفته 360هزار تومان، تراکم استاندارد کلاس‌های درس رقمی میان 25 تا 30 نفر است ولی به وفورکلاس‌های 40 نفره در کشور یافت می‌شود و این که یک سوم دانش‌آموزان کشور زیر سقف‌های لرزان مدارس فرسوده درس می‌خوانند، نمی‌توان به کسری بودجه هر ساله آموزش و پرورش خرده نگرفت. عابدینی می‌گوید نتیجه تداوم کسری بودجه، نارضایتی نیروی انسانی است؛ انسان‌هایی که کم‌کم اعتمادشان به سیستم کاهش می‌یابد و به خاطر مطالبات انباشته شده، آسایش و آرامش فکری و خانوادگی و انگیزه کار را از دست می‌دهند. او این را اضافه می‌کند به معطل ماندن برنامه‌های تحولی در آموزش و پرورش، تحولاتی که حالا در قالب سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمع شده، ولی هنوز فرصت ظهور پیدا نکرده است. اگرکسری بودجه آموزش و پرورش را از این زاویه تحلیل کنیم، مصیبت‌بار بودن آن دیگر بر کسی پوشیده نخواهد ماند.


منبع روزنامه جام جم - 14 اردیبهشت 1395
https://telegram.me/eduarticle
چدول مقایسه بودجه آموزش و پرورش در 4 سال گذشته eduarticle@
محسوس یا نا محسوس گشت ارشاد توفیق ندارد

تاریخ : ۱۳۹۵/۲/۱۴ - شماره: 780
گفت‌و‌گوی «قانون» با دکتر قانعی راد، جامعه‌شناس
گلاره كلانتري/ گروه جامعه
ممکن است طرح گشت ارشاد نامحسوس، سازمان یافته علیه دولت حاضرباشد.
تغییر پوشش از لحاظ ایدئولوژیک برای افراد پذیرفته نیست و فقط می‌خواهند به رفتار عرفی نزدیک باشند.
با اجرای طرح گشت نامحسوس پدیده بی‌اعتمادی سیاسی رخ می‌دهد و مردم نسبت به دولت بی‌اعتماد مي شوند.
این طرح نه تنها برای زنان، امنیتی در پی نخواهد داشت بلکه موجب می‌شود ترس در میان آنان بیش از پیش موج بزند.
«گشت ارشاد»، موضوعیت که در سال‌های اخیر همواره به چالش اجتماعی در پذیرش و تاثیر پذیری از آن به چالش اجتماعی بدل شده است. در سال‌هاي اخير با پایان یافتن فصل سرما و آغاز گرم شدن هوا، دغدغه‌هایی برای زنان، از جنس پوشش و حجاب در جامعه ايجاد مي شود. دغدغه‌هایی که هر سال مطرح می‌شود و گویی هیچ‌گاه قرار نیست که پایان یابد. حدود ۱۱ سال است که طرح گشت ارشاد با زنان همراه است و همواره تلاش برای تاثیر گذاری بر جامعه و نوع پوشش افراد را دنبال کرده است. طرحی که از چند روز قبل، شکل تازه‌ای نیز به خود گرفته و ۷ هزار نیروی نامحسوس امنیت اجتماعی وارد صحنه شده‌اند تا در کنار ماموران محسوس، بر رفتارهای اجتماعی شهروندان اثر گذاری داشته باشند. این طرح، در‌‌ همان ساعات اولیه اعلام توسط پلیس تهران، با واکنش‌های مختلفی از سوی رسانه‌ها، کار‌شناسان و مردم مواجه و سوال‌های زیادی درباره چرایی و چگونگی اجرای آن مطرح شد. پس از این واکنش‌ها، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور نیز دو روز قبل اعلام کرد : «بعد از بررسی‌های انجام شده قرار است نیروی انتظامی گشت‌های ارشاد را به‌‌ همان روال قبلی یعنی به صورت کاملا محسوس و آشکار ادامه دهد و غیرمحسوس بودن گشت‌های ارشاد مختص امنیت اجتماعی باشد، نه اخلاقی.» گویا گشت ارشاد به صورت محسوس یا نامحسوس به عنوان تنها راهکارمشخص مسئولان برای کنترل نوع پوشش و حجاب افراد در جامعه مطرح است. از این رو، در گفت‌و‌گو با «محمد امین قانعی راد» ، استاد دانشگاه و رئیس انجمن جامعه‌شناسان ایران، به بررسی اثرات اجرای طرح گشت ارشاد در سال‌های گذشته و اجرای محسوس و نامحسوس آن در سال جاری پرداخته ایم. وی در همین زمینه به وعده‌های رئیس جمهور درباره اینکه نباید در زندگی خصوصی افراد دخالت کرد، اشاره کرده و می‌گوید: اگر موضع رئیس جمهور در حد حرف باقی بماند، در انتخابات سال آینده با مشکل روبه رو خواهد شد، چرا که او در سال ۹۲ طرح‌های گازانبری و ضربتی را مورد انتقاد قرار داد. بنابراین در این شرایط باید به جای مواضع نظری، اقدامات اجرایی و قاطع از خود نشان دهد. رای دهندگان سال ۹۲ به این امید آقای روحانی را انتخاب کردند که سیاست‌های حوزه اجتماعی ضربتی نباشد و در این زمینه تغییر ایجاد شود. اگر اجرایی شدن این طرح ادامه داشته باشد، ممکن است مردم رئیس دولت کنونی را به دیده کاندیدا برای انتخابات سال ۹۶ نگاه نکنند، چرا که مردم معتقدند رئیس جمهوری که نتواند طرح‌های اجتماعی را خنثی کند، ناتوان است.
در ادامه گفت و گوی «قانون» با این استاد دانشگاه را می‌خوانید.
در سال‌های گذشته طرح گشت ارشاد به عنوان ابزاری برای کنترل نوع پوشش و رفتار ظاهری افراد اجرایی شده است. اکنون نیز این طرح شکل محسوس و نامحسوس به خود گرفته، آیا این طرح‌ها در نوع رفتار اجتماعی افراد تاثیرگذار است؟
یکی از اهداف گشت ارشاد در خیابان‌های شهر، تلاش برای تغییر رفتار زنان جامعه است به این معنا که متولیان طرح گشت ارشاد می‌خواهند از نظر حجاب و پوشش، تغییری را در پایتخت به وجود بیاورند. مسئولان از ۱۱ سال پیش در کشور طرح‌های مختلفی را در زمینه حجاب و پوشش زنان اجرایی کردند اما این طرح‌ها نتيجه معکوس به بار آورد، به طوری که زنان نسبت به گذشته از نظر پوششی متفاوت‌تر شدند، طرح گشت ارشاد نامحسوس نیز مانند طرح‌های مشابه قبلی با شکست مواجه خواهد شد، چرا که از ابهامات زیادی رنج می‌برد.
به نظر شما این طرح چه پیامدهايی می‌تواند به دنبال داشته باشد؟eduarticle@
این طرح پلیس – گشت نامحسوس - می‌تواند برای دولت دستاوردهای نامطلوبی درپی داشته باشد. اجرای هرگونه طرح و برنامه‌ای به خصوص در حوزه‌های اجتماعی را باید از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد. یکی از مهم‌ترین ابعاد مورد توجه در اجرای هر طرحی این است که آیا اجرای آن، دولت را به عنوان نهاد قانونی و اصلی کشور تضعیف می‌کند یا خیر؟ دولت به عنوان نهاد اجتماعی در ذهن شهروندان جایگاهی دارد که این جایگاه نباید تضعیف و متزلزل شود. این در حالی است که با اجرای طرح گشت نامحسوس پدیده بی‌اعتمادی سیاسی رخ می‌دهد به این معنا که مردم نسبت به دولت بی‌اعتماد شده و حیثیت آن مخدوش می‌شود. بنابراین، یکی از اساسی‌ترین پیامدهای طرح گشت ارشاد نامحسوس، کاهش منزلت نهاد دولت در جامعه خواهد بود.
یعنی معتقدید این طرح از طریق گروه‌های خاصی به منظور تضعیف نهاد دولت سازماندهی شده است؟
ممکن است طرح گشت ارشاد نامحسوس سازمان‌یافته علیه دولت حاضرباشد. احتمال دارد نیروی‌های تندرو برنامه ریز این طرح باشند. لازم است در اینجا بین نیروهای تندرو و اصولگرا تفکیک قائل شويم چرا که لزوما تمامی اصولگرا‌ها، تندرو نیستند. تندرو‌ها معتقد هستند به هر قیمتی باید رابطه دولت و مردم مخدوش شود و درذهن مردم نسبت به کارایی دولت تردید به وجود آید. البته مردم آگاه هستند که طرح گشت نامحسوس از برنامه‌های آقای روحانی نیست. تندرو‌ها امیدوارند این سوال در ذهن مردم شکل بگیرد که چرا آقای روحانی با این طرح مقابله نمی‌کند؟ و صرفا مخالفت خود را به سخنرانی انتقاد آمیز محدود کرده است، از این منظر آن‌ها بر این باورند ممکن است مردم به این نتیجه برسند كه روحانی برای خنثی کردن این گونه طرح‌ها ناتوان است و فرد ناتوان در انتخابات سال آینده نمی‌تواند رئیس جمهور باشد. درنتیجه نگاه جامعه نسبت به شخص آقای روحانی منفی می‌شود. در حال حاضر تندرو‌ها تصمیم دارند دولت روحانی را تضعیف کنند اما آنها به این نمی‌اندیشند که این اقدام‌شان به نفع چه کسی تمام خواهد شد. در صورتی که اگر عقلانیتی در پس این طرح‌ها وجود داشت، باید فکر می‌کردند که اینچنین اقداماتی چه پیامدهایی دارد. این حرکت اگر با برنامه از پیش طراحی شده باشد، به تضعیف دولت منتهی و اگر برنامه‌ای در کارنباشد نیز آنقدر طرح نسنجیده‌ای است که درعمل به تضعیف نهاد دولت منجرمی شود. از منظر دیگر، نهاد دولت جایگاهی صرفا سیاسی ندارد، بلکه پدیده‌ای است فرهنگی _ اجتماعی که روی رفتار شهروندان تاثیر می‌گذارد و معمولا شهروندان با توجه به درکی که نسبت به دولت دارند رفتار می‌کنند. به طور مثال، زمانی که کشورتوسط دولتی منزوی اداره می‌شود رفتار شهروندان نیز منزوی‌تر می‌شود. نباید تاثیری که رفتار سیاستمدار‌ها روی فرهنگ عمومی و شهروندی می‌گذارند را نادیده گرفت. تضعیف دولت منجربه ضعف افکار عمومی می‌شود. در شرایطی که بدنه نهاد دولت متزلزل می‌شود، رفتارهای مردم کنترل ناپذیر‌تر، ناشناخته‌تر و رمز آلود‌تر می‌شود و در ‌‌نهایت با جامعه‌ای آمیخته با هرج و مرج مواجه خواهیم بود.
آیا می‌توان این طور برداشت کرد که کنترل محسوس و نامحسوس پوشش افراد، برای آن‌ها امنیت می‌آفریند؟
این طرح نامحسوس نه تنها برای زنان امنیتی در پی نخواهد داشت بلکه موجب می‌شود ترس در میان آنان بیش از پیش موج بزند، چرا که در این شرایط اعتماد به دیگران در جامعه وجود ندارد وزنان دیگران را به مثابه خطر برای خودشان در ذهن تلقی می‌کنند. دختران به طور خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر فضای رعب و ترسی که ایجاد شده قرار می‌گیرند. البته نباید فراموش کرد که وقتی چنین مسئله ایرخ می دهد ممکن است افرادی که پوشش متفاوتی داشته باشند این ارز ش‌ها را تضعیف کنند و افرادی که محجبه‌تر در اجتماع تردد می‌کنند را با انگشت اتهام نشانه بگیرند که او گشت ارشاد نامحسوس است. بنابراین، بی‌اعتمادی به دیگران در جامعه دامن زده شود. به عنوان مثال قبل از اینکه طرح گشت ارشاد نامحسوس اجرایی شود، دخترانی که حجاب شان مقداری متفاوت بود، بافردی که حجاب کاملی داشت، دوست بودند، اما ممکن است با این طرح این رابطه از هم گسسته می‌شود. در این موقعیت افرادی که حجابی مطابق با تعریف گشت ارشاد دارند، از سوی بیشتر زنان و دختران که چنین حجابی ندارند با برخوردهایی مواجه می‌شوند که در شأن جامعه پویا و رو به رشد نیست. شاید دختری که تا قبل از این با پوشش متفاوت در اجتماع حضور داشته است برای اینکه از نگاه‌ها نامحسوس و برای فرار از ترسی که به جامعه تزریق شده، پوشش مورد نظر متولیان طرح را برای خودش انتخاب کند. اما به هر حال این تغییر پوشش از لحاظ ایدئولوژیک برایش پذیرفته نیست، فقط می‌خواهد به رفتار عرفی نزدیک باشد! تا از تبعات با حجابی و بی‌حجابی مصون باشد. بلکه فقط با اجبار جامعه، نوع دیدگاه خودشان را نسبت به حجاب تغییر می‌دهد. بنابراین میان نوع انتخاب حجاب و باور قبلی فاصله عمیقی شکل می‌گیرد. در اصل با هر سناریویی که به این طرح می‌نگریم، به ضرر اهداف متولیان آن است.
سوال دیگر این است که آیا بهتر نیست اجرای طرح‌هایی برای امر به معروف و نهی از منکر از سوی گروه های مردمی انجام شود؟
البته در این رابطه هم باید ضوابط و قوانین حاکم باشد و نمی‌شود به بهانه امر به معروف و نهی از منکر هرگونه برخوردی را انجام داد. اما مسئله‌ای كه تمایل دارم به آن اشاره کنم این است که اجرای طرح گشت نامحسوس از سوی پلیس از یک پارادوکس بزرگ رنج می‌برد. اساسا پلیس نمی‌تواند و نباید به امر ترویج اخلاق بپردازد. ماموریت اصلی آن اجرای قانون است و پلیس با قانون شناخته می‌شود. اما ترویج اخلاقیات وظیفه خانواده، گروه همسالان، مدارس، دانشگاه‌ها و دیگر مراکزی است که در نفس خود چنین کارکردی دارند.
https://telegram.me/eduarticle
18 درصد دختران ایرانی قلیان می‌کشند
دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران به مصرف قلیان در بین مردم به خصوص نسل جوان اشاره کرد و گفت: 18 درصد دختران ایرانی قلیان می‌کشند که رقم قابل تاملی است. محمدرضا مسجدی تهران افزود: براساس مطالعه‌ای، 43 درصد دختران و 64 درصد پسران گفته‌اند که گاهی قلیان مصرف می‌کردند که به احتمال زیاد برخی از آنها به دام اعتیاد می‌افتند. وی بااشاره به اینکه توتون قلیان اصلا استاندارد ندارد،اظهارکرد: اغلب توتون قلیانی که در ایران مصرف می‌شود از توتون‌های خراب سیگار تهیه می‌شود که باید معدوم شود، اما آنها را پس از ترکیب با مواد افزودنی مختلف در اختیار مردم قرار می‌دهند. دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران تاکید کرد که موضوع قلیان و بیماری‌های ناشی از آن در 10 تا 20 سال آینده در کشور به موضوع بسیار جدی تبدیل خواهد شد و مسئولان از همین حالا باید به فکر چاره باشند. به گزارش عصرایران، وی با اشاره به اینکه در کشور ما تقریبا 12 تا 14درصد افراد سیگار مصرف می‌کنند اظهار کرد: در ایران حدود 22درصد مردان و 3درصد خانم‌ها سیگار مصرف می‌کنند.مسجدی با اشاره به اینکه 15درصد پسران دبیرستانی گفته‌اند روزانه سیگار مصرف می‌کنند، افزود: 51 درصد دانش آموزان سابقه مصرف قلیان و 31درصد سابقه مصرف سیگار دارند.

http://aftabeyazd.ir/?newsid=35412
مراسم تقدیر از معلم فداکار روستای قلعه قشون . آقای سید اسماعیل موسوی بررودی پس از 40 سال . اردیبهشت 85 👇 eduarticle@