Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▫️در این ویدیو مقصود فراستخواه، مدرس دانشگاه و جامعهشناس در گفتوگو با «اکوایران» با اشاره به افت نمرات آزمونهای پرلز و تیمز میگوید: «نمونه این افت در آزمونهای #پرلز و #تیمز مشخص است، اکنون پدیدههایی در آسیای شرقی و منطقه میبینیم که مرتبههایشان در چند سال گذشته بالا آمده است.»
▫️علت این بالا آمدن رتبههای #دانشآموزان در آسیای شرقی از نگاه فراستخواه واگذاری سازمان آموزشی به خود معلمان و حرفهای ها بوده است: «آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت یک دانش و تخصص است و برای خودش هنجارها و اصولی دارد. من وقتی معلم هستم، در اجتماع سایر معلمان حضور دارم و به نوعی از طریق هنجارهای علمی و تخصصی، شایستگیهایم محک میخورد.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔹 وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه حقوق دریافتی #معلمان در مقایسه با پرداختی ۸۵ دستگاه دیگر، پایینترین رقم است، گفت: این مسئله به یک آسیب جدی برای نظام تعلیم و تربیت تبدشل شده و بر پیکره این نظام مهم خدشه وارد کرده است.
🔹معتقدم بخش زیادی از مشکلات و ناکامیهای نظام تعلیم و تربیت ارتباطی مستقیم با مسائل کلان مدیریتی کشور از جمله ساده انگاری و سیاستزدگی دارد.
sharghdaily
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در سال ۱۳۲۵ وزیر آموزش و پرورشِ وقت با پدرم در افتاده و لج کرده بود. او دکتری از تحصیل کردههای آمریکا بود، اما پدرم فقط یک آموزگارِ ساده ناشنوایان بود. وزیر به انحای مختلف چوب لای چرخ پدرم میگذاشت و تهمتهایِ ناروایِ سیاسی به او میزد، حقوقش را کم میکرد، اجازه ملاقات به او نمیداد و وی را تحقیر و تمسخر میکرد و میگفت: مدرک تحصیلی نداری. خلاصه از هر گونه کارشکنی در حقِ پدر دریغ نمیکرد و از این کارشکنیها لذتِ کودکانه میبرد. آن وقتها پدرم "مجله زبان" را منتشر میکرد. در این مجله با چاپ مقاله خیلی تند و تیزی به وزیر حمله کرد و جملاتی در آن نوشت که خیلی به درد وزیر میخورد، زیرا میتوانست با عنوان کردن آنها برای این آموزگارِ تسلیمناپذیری که ترس و عجز را در مذهبِ آموزگاری الحاد میشمرد، چاه بکند و وزیر همینکار را هم کرد و عنوان کرد: باغچهبان کمونیستِ تودهای و ضد رژیم سلطنتی است و اصلاً ایرانی نیست و یک مهاجر قفقازی میباشد و از اینگونه حرفها. پدرم در جواب به این مهملات مقاله تند و تیز و مفصل دیگری بدین شرح نوشت:
آقای وزیر من مانند فلانی برلن ندیده و مثل فلان شخص از پاریس نیامدهام و مانند آن یکی به مسکو نرفته و مثل این یکی از لندن برنگشته و مانند تو میوهی آمریکا نیستم، من مانند یک علفِ صحرایی به وسیله باد و باران و تابش نورِ آفتابِ آسمانِ ایران سبز شده و به رنگ و بوی ایرانیت خود افتخار میکنم. قدرت، فكر، معلومات و ایمان من همه ایرانی است. من در ایران یک بخشش الهی هستم، نه مثل شما کسبِ شرف کردهای از آمریکا. من انفاسِ پیامبری را از زرتشت، حس نوع پروری را از سعدی، قدرت تشخیص و علاج را از بوعلی سینا، جسارت سربازی را از فردوسی، شورِ عشق و ظرافتِ خیال را از نظامی گنجهای و جرأتِ انقلاب را از کاوه آهنگر به ارث بردهام. سرکار چه کاره هستید ای میوهی آمریکا؟ من این دعوا را با شما در زمانی شروع کردهام که شما وزیر هستید و من آموزگاری بیش نیستم، اما ترس و عجز در مذهب آموزگاری من الحاد (کفر) است. من نمیتوانم در برابر ظلم و دروغ مانند گوسفندی ساکت بمانم و تسلیم بشوم، زیرا در این صورت پرورش یافتگانِ من نیز اخلاق گوسفندی پیدا خواهند کرد. من برای مبارزه با ستم منتظر نمیمانم تا چند نفر پا پیش بگذارند و من دنبال آنها راه بیفتم. من خود پیش میروم، ولو اینکه دیگران قدمی هم برندارند و من تنها بمانم. آموزگاران همیشه باید در مواجهه با ظلم و دروغ پیش قدم باشند و هیچ گاه نباید منتظر بمانند تا کسانی جلو بیفتند و آنها دنبالشان بروند.
ثمین باغچهبان در ادامه خاطرات خود میافزاید:
در این زمان، من در ترکیه دانشجو بودم. وقتی به ایران برگشتم، یک روز از پدرم پرسیدم: بالاخره داستانِ آن زد و خورد به کجا انجامید؟ پدرم گفت: باخبر شدم که وزیر خدمت شاه رفته و تا توانسته چُغُلی مرا کرده و دارد برایم چاه میکند. من هم از شاه تقاضای ملاقات کردم، یک روز ساعت ۷ صبح را تعیین کردند که در کاخ سعدآباد باشم. روزش که رسید، رفتم نزد شاه که زیر درختان بلند چنار در حال قدم زدن بود و آجودانهایش هم پشت سرش بودند. شاه پس از احوالپرسی از وضع آموزشگاه ناشنوایان و پیشرفت شاگردان، روش زبانآموزی و زبانِ اشاره و لبخوانی به ناشنوایان سؤالاتی کرد. من هم توضیح دادم. شاه با کنجکاوی و علاقه زیاد و با دقت و صبر و حوصله به حرفهایم گوش کرد و گفت: حالا مطلبتان را بفرمایید. من در حالِ توضیح دادن، بدون اینکه متوجه باشم با صدای بلند و با حرارت حرف میزدم و دستانم را تکان میدادم.
بلند حرف زدن و تکان دادن دستها عادتِ همیشگیِ من است و چون معلم ناشنوایان هستم، گاهی هنگامِ حرف زدن، از زبان اشاره هم استفاده میکنم. آجودانها که چند قدم دورتر، پشت سر شاه به حالت خبردار ایستاده بودند، مرتب به من چشم غره میرفتند و با اشاره چشم و ابرو و سر و دست به من میفهماندند که دستانم را تکان ندهم و آنها روی هم بگذارم و آرام حرف بزنم. من هم خودم را جمع و جور میکردم اما بعد از چند ثانیه، باز شروع به تکان دادن دستها و بلند حرف زدن میکردم. آجودانها دوباره شروع میکردند با ایما و اشاره به من میگفتند که دستانم را روی هم بگذارم و آرام حرف بزنم. شاه که متوجه رفتارِ آجوادانها در پشت سرش شد، برگشت رو به آنها گفت: مگر ایشان رو نمیشناسید؟ ایشان معلم کر و لالها هستند، بگذارید آزاد باشند و همانطور که عادت دارند، حرف بزنند. بعد شروع کرد به قدم زدن و من هم کنارش بودم. وقتی چند قدمی دور شدیم، طوری که فقط من بشنوم، گفت: شما به دل نگیرید. آنها نظامی هستند. شما راحت باشید!
ثمین #باغچهبان،چهرههاییاز پدرم، نشر قطره
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جیره_موسیقی خوب 🎼🎼🌒🌒
عالیم قاسماف و #علیرضا_قربانی
چرا چرا، شعر #مولانا
ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
بر من خسته کردهای روی گران چرا چرا
بر دل من که جای تست کارگه وفای تست
هر نفسی همیزنی زخم سنان چرا چرا
گوهر تو به گوهری برد سبق ز مشتری
جان و جهان همیبری جان و جهان چرا چرا
چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری
ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا
مهر تو جان نهان بود مهر تو بینشان بود
در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا
گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن
ای بنموده روی تو صورت جان چرا چرا
ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل
بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
عالیم قاسماف و #علیرضا_قربانی
چرا چرا، شعر #مولانا
ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
بر من خسته کردهای روی گران چرا چرا
بر دل من که جای تست کارگه وفای تست
هر نفسی همیزنی زخم سنان چرا چرا
گوهر تو به گوهری برد سبق ز مشتری
جان و جهان همیبری جان و جهان چرا چرا
چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری
ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا
مهر تو جان نهان بود مهر تو بینشان بود
در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا
گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن
ای بنموده روی تو صورت جان چرا چرا
ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل
بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
🔹آموزش و پرورش بهعنوان بزرگترین نهاد اداری کشور، بخش مهمی از بودجه عمومی و بخش به نسبت کمی از تولیدات خالص داخلی کشور را به خود اختصاص میدهد.
🔹بیش از ۱۶ میلیون دانشآموز و حدود یک میلیون آموزگار و شاید حدود نیمی از این تعداد هم کادر اداری و مدیریتی آن است. تصور این مجموعه بزرگ و مهم به اندازه کافی مسئولیتآور است تا از خود بپرسیم که فرزندان ما در این محیط چه میکنند؟
🔹و خروجی این نظام چیست؟ آیا خلاقیت و سرزندگی و جذب در جامعه و دانشی مفید را به فرزندان ما منتقل میکند یا بر عکس عمل میکند؟
🔹نابرابری آموزشی در همه سطوح دیده میشود حتی در انواع مدارس دولتی نیز مشهود است. اگر دولت و حکومت بخواهند آینده ما امیدبخش و روشن باشد باید بهترین نیروهای خود را با تکیه بر آموزش و پرورش نوین و با منابع کافی مالی صرف این وزارتخانه کند.
🔹متاسفانه آقای رئیسجمهور در حالی شعار عدالت آموزشی را میدهند که بودجه آموزش و پرورش بسیار کمتر از بودجه نهادهای غیرمفید و غیرپاسخگو اضافه شده است و هیچ توضیحی هم در این باره نمیدهند.
سرمقاله هممیهن
۰۵ اسفند ۱۴۰۳
🔸متن کامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
اول؛ آموزش و پرورش - بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
اگر دولت و حکومت بخواهند آینده ما امیدبخش و روشن باشد باید بهترین نیروهای خود را با تکیه بر آموزش و
تغییر و تحولات علمی، فناورانه و اجتماعی در این سالها با سرعت بسیار زیادی رخ میدهد. اگر روزگاری نسلهای گوناگون و پیدرپی از جنبههای مختلف اعتقادی، نگرشی، ارزشی، رفتاری و مناسکی شبیه یکدیگر بودند و سنت نسبتا مشخصی را حفظ میکردند و به یکدیگر انتقال میدادند، و این انتقالدادن، عمدتا سینه به سینه و براساس آموزشهای غیررسمی و غیرمستقیم و مبتنی بر زیست جمعی در کانون خانواده و اجتماعات محلی بود، امروزه کاملا متفاوت شده و تغییرات نه فقط نسل به نسل، بلکه سال به سال خودنمایی میکند و زندگی ما را درمینوردد.
...در پژوهشی که در سال 1396 در مدارس تهران انجام داده بودم، 60.6 درصد از #دانشآموزان گفته بودند به شبکههای اجتماعی دسترسی دارند. در سه سال بعد از این پیمایش، تحولات عمیقی در #فضای_مجازی رخ داده که مهمترین آن ورود هوش مصنوعی به فضای عمومی است. این نسل اکنون، بیش از دورانِ آن پیمایش به اینترنت دسترسی دارد و به خوبی راههای دورزدن فیلترینگی که هنوز گریبان #اینترنت ما را فشار میدهد بلد است و آن را به دیگر اعضای خانواده آموزش میدهد و اطلاعات مورد نیاز خود را در گفتوگوی با #هوش_مصنوعی و جستوجوهای اینترنتی به دست میآورد و در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارد و روزبهروز از فضای آموزش رسمی فاصله میگیرد. این رخداد برای نسلی است که از حدود هشت سالگی با اینترنت آشنا شده است. اکنون نسلی در حال سربلندکردن است که با شکستهشدن تابوهای دسترسی به اینترنت در خانوادهها، از حدود پنجسالگی با اینترنت آشنا میشوند و خودشان در آن جستوجو میکنند، انیمیشن میبینند و بازی آنلاین انجام میدهند. اما ساختارهای رسمی، در مقابل این نسل که دامنه ارتباطات و آگاهیهایش بسیار متفاوت خواهد بود، بهشدت عقبمانده، ناتوان و شکستخورده است و هیچ نوآوری و جذابیتی که این نسل پیش از ورود به مدرسه تجربه میکند، ندارد.| حسین نورینیا|شرق
🔸متن کامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
اینترنت در مشت کودکان - بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
تغییر و تحولات علمی، فناورانه و اجتماعی در این سالها با سرعت بسیار زیادی رخ میدهد. اگر روزگاری نسل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استاد شفیعی کدکنی در این ویدیو به نقد کسانی میپردازد که برآموزش زبانهای محلی تاکید میکنند. ایشان این را مقدمه گسترش استعمار میداند.
البته استاد نیز میگوید: ما نمیخواهیم هیچ زبان محلّیای را خداینکرده… چون این زبانهای محلّی پشتوانۀ فرهنگی ما هستند. ما اگر این زبانهای محلّی را حفظ نکنیم، بخش اعظمی از فرهنگ مشترکمان را عملاً نمیفهمیم. ولی این زبان بینالاقوامی که قرنها و قرنها و قرنها همۀ این اقوام درش مساهمت (همکاری و همیاری) دارند… هیچ قومی بر هیچ قوم دیگری تقدم ندارد در ساختن امواج این دریای بزرگ. ما به این باید خیلی بیشتر از اینها اهمیت بدهیم.
متن کامل پست بعدی👇
#زبان_فارسی
#ادبیات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
🖌مقاله،ویدیو آموزشی
و آنچه روسیه با زبان اقوام آسیای میانه کرد.
▪️من در آکسفورد که بودم،آنجا در کتابخانهاش، یک فرد انگلیسی که اسمش، همه چیزش انگلیسی بود، عضو کمپانی هند شرقی بود، آمده بود زبان فارسی یاد گرفته بود و به فارسی شعر میگفت و شعر در سبک هندی!
شماهایی که زبان مادریتان هست، شما که بعضیهایتان فوق لیسانس و دکتر ادبیات فارسی هستید محال است شعر بیدل را بفهمید. بیدل یک منظومۀ بسیار بسیار منسجم و پیچیدهای است که کُدهای هنریش را هر ذهنی نمیتواند دیکُد کند به اصطلاح زبانشناسها؛ و این آدم آمده و به سبک بیدل شعر گفته و چقدر جالب و عالی… آدم باورش نمیشود که اینقدر اینها... [انگلیسیها]
بعد آن وقتی که مسلّط شدند، گفتند: گور بابای زبان فارسی! شما زبان فارسی برایتان خوب نیست. شما بیایید اُردو را که یک زبان محلّی است، این را بگیرید بزرگش کنید و همین کار را کردند. آنها میدانستند که زبان فارسی شاهنامه دارد، مثنوی دارد، سعدی دارد، حافظ دارد، نظامی دارد، میتواند با شکسپیر کُشتی بگیرد. ولی زبان اردو چیزی ندارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. بعد از مدتی بچّۀ هندی میگوید: گور بابای این زبان اُردو. من که میتوانم شکسپیر بخوانم، چرا این شعرهای ضعیف و این ادبیات چی چی… را بخوانم اصلاً زبانم را انگلیسی میکنم، چنانکه کردند.
ببینید آنهایی که روی زبانهای محلّی ما فشار میآورند که من آقا به لهجۀ کدکنی بهتر است شعر بگویم، او میداند چکار میکند، او میداند که در لهجۀ کدکنی، شاهنامه وجود ندارد، مثنوی وجود ندارد، نظامی وجود ندارد، سعدی [وجود] ندارد. این لهجه وقتی که خیلی هم بزرگ بشود چهار تا داستان کوتاه و دو سه تا شعر بند تنبانی میراثش خواهد شد. آن بچه هم میگوید من فاتحهٔ این را خوندم. من شکسپیر میخوانم یا پوشکین میخوانم. الان شما فکر میکنید روسها چه کار میکنند در آسیای میانه، در سرزمین آسیای میانه روسها الان سیاستشان همین است. هر قومیت کوچکی را پروبال میدهند. میگویند خلق قزاق و … بگویید گور بابای ادبیات فارسی و سعدی و حافظ. شما بیایید لهجۀ خودتان را موسیقی خودتان را… و ما برایتان کف میزنیم، ما برایتان دپارتمان در مسکو تشکیل میدهیم. مطالعات قوم قزاق و چی و چی… آن بچۀ قزاق مدتی که خواند میگوید این زبان و فرهنگ قزاقی چیزی ندارد. من داستایوفسکی و چخوف و پوشکین میخوانم. لرمانتف میخوانم. فاتحه میخوانم بر زبان و فرهنگ ملی خودم. روس میشود.
این نظر من نیست که بگویید من یک شوونیست فارس هستم. زبان فارسی در همه کرۀ زمین با رباعیات خیام و مثنوی جلالالدین و شاهنامه و سعدی و حافظ و نظامی و … شناخته میشود در همۀ دنیا. شکسپیر با آن نمیتواند کشتی بگیرد. پوشکین با آن نمیتواند کشتی بگیرد. اما با آن لهجۀ محلی که تشویقت میکنند، بعد از مدتی نوۀ تو، نبیرۀ تو، میگوید من روس میشوم، انگلیسی میشوم. شکسپیر میخوانم، لرمنتف میخوانم، پوشکین میخوانم. این را ما هیچ بهش توجه نمیکنیم.
ما نمیخواهیم هیچ زبان محلّیای را خداینکرده… چون این زبانهای محلّی پشتوانۀ فرهنگی ما هستند. ما اگر این زبانهای محلّی را حفظ نکنیم، بخش اعظمی از فرهنگ مشترکمان را عملاً نمیفهمیم. ولی این زبان بینالاقوامی که قرنها و قرنها و قرنها همۀ این اقوام درش مساهمت (همکاری و همیاری) دارند… هیچ قومی بر هیچ قوم دیگری تقدم ندارد در ساختن امواج این دریای بزرگ. ما به این باید خیلی بیشتر از اینها اهمیت بدهیم… همین کار الان در آسیانه میانه دارد میشود، سه نسل، چهار نسلِ دیگر بگذرد، بچههای قزاق و اُزبک و تاجیک، روس هستند (خواهند شد). الان منقطع هستند، با ما هیچ ارتباطی ندارند. پوتین اجازه نمیدهد به اینها که خط نیاکانشان را یاد بگیرند. نمیخواهند گلستان سعدی و بوستان سعدی و نظامی بخوانند، سنگ قبر پدربزرگشان را نمیتوانند بخوانند اینها… [انگلستان] آن شبه قاره هند را هم همینطوری کرد. اول زبان فارسی را از بین برد، بعد گفت: شما اردو بخوانید. اردو چه دارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. خیلی مهم است. ما این را باید بدانیم. این زبان بین الاقوامی ما منحصر در فارسیزبانان نیست همۀ اقوام، مساهمتکنندگان در خلاقیت این فرهنگ و زبان هستند.
محمدرضا شفیعی کدکنی
اول خرداد ۱۳۹۷
دانشگاه تهران
#زبان_فارسی
#ادبیات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🖌مقاله،ویدیو آموزشی
📚 #معرفی_کتاب #مرگ_ایوان_ایلیچ (به روسی: Смерть Ивана Ильича ____ نام رمانی به زبان روسی نوشتهٔ ادیب و نویسنده روس، #لئو_تولستوی در سال ۱۸۸۶ است. ایوان ایلیچ، شخصیت اصلی داستان تولستوی، شخصی موفق در زندگی روزمره و کاری است ولی در زندگی شخصی دچار مشکلاتی…
مرگ ایوان ایلیچ
@MalekianMedia
📚 #معرفی_کتاب
معرفیِ کتاب «مرگ ایوان ایلیچ»
#مصطفی_ملکیان
#مرگ_ایوان_ایلیچ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
غلامعلی حدادعادل در بارهٔ حاشیههای آهنگ سخیف تازهٔ ساسی مانکن گفته است: "زمانی که معاونت پرورشی را منحل کردند، زمینهساز چنین مشکلاتی شدیم. باید ارزشهای تربیتی و فرهنگی را به مدارس بازگردانیم."
به نظرم آقای حدادعادل معادله را معکوس میبیند.
این در واقع بسیاری از مربیان تربیتی مدارس بودند که با نوع نگاه خرافی و سطحی خود، بچههای ما را بیدین و دینگریز کردند و زمینهساز گرایش به آثار کسانی چون تتلو و ساسیمانکن شدند.
کار بسیاری از این مربیان، ایجاد ترس و وحشت از دنیای پس از مرگ بین بچههای بیگناه این مملکت و ایجاد مشکلات روانی برای آنها بود.
بخش زیادی از وقت خود من، صرف زدودن خرافات و ترسهای موهوم از خداوند در ذهن بچههایم شد، یعنی همهٔ آنچه مربیان تربیتی مدارسشان با انواع ترفندهای وحشتآفرین به آنها القا کرده بودند.
بنابراین، بسیاری از مربیان تربیتی سهمی بزرگ در بیاعتبار کردن آموزشهای اخلاقی و فرهنگی اصیل برای چند نسل این کشور به خود اختصاص دادهاند و نتیجهٔ کارشان رواج آثاری در حد ساسی و تتلو در بین بخشی از جامعه است.
#احمد_زیدآبادی
ahmadzeidabad
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نوروز همیشه تنها نبوده / عصر ایران
@eduarticle
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
#جیره_شعر 🌒🌒
#بهاریه 💐
#سایه
...
بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام
اگر خود عمر باشد ، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم ، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار
—----------------------
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
#بهاریه 💐
#سایه
...
بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام
اگر خود عمر باشد ، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم ، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار
—----------------------
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
بهار دلنشین
استاد بنان/ بهار دلنشین
#نواهای_بهاری. شماره 1
بهار دلنشین استاد#بنان
شاعر: #بیژن_ترقی
آهنگساز:#خالقی روح الله
____
@eduarticle
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چون ابر به نوروز
@eduarticle
#نواهای_بهاری.شماره 2
چون ابر به نوروز
#شجریان
آهنگساز: #فریدون_شهبازیان/شاعر: #خیام
____
@eduarticle
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
#نواهای_بهاری شماره 4
گل همیشه بهار / #شهرام_ناظری
آهنگساز: #هوشنگ_کامکار
شعر : #علی_معلم
____
@eduarticle
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⁉️انحلال وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده آمریکا؟
تصمیم دونالد ترامپ رِِِِِییس جمهور #آمریکا برای انحلال وزارت #آموزش_پرورش ایالات متحده، در نگاه نخست برای بسیاری جنجالی بهنظر میرسد، اما اگر این اقدام را با نگاهی مستند و تحلیلی مورد بررسی قرار دهیم، میتوان آن را یک گام اصولی در راستای اصلاح بنیادین نظام آموزشی آمریکا تلقی کرد. وزارت آموزش و پرورش که در سال ۱۹۷۹ تأسیس شد، علیرغم بودجهای بالغ بر ۷۹ میلیارد دلار و بیش از ۴۴۰۰ کارمند، نتوانسته در چهار دههٔ گذشته کارنامهای قابل دفاع ارائه دهد. با وجود این حجم از هزینه، ایالات متحده در آزمونهای بینالمللی مانند PISA، بهویژه در زمینههای ریاضی و علوم، عملکردی پایینتر از میانگین کشورهای صنعتی داشته و نارضایتی از کیفیت آموزش در بسیاری از ایالتها همچنان پابرجاست. این در حالی است که حدود ۹۰٪ بودجه مدارس دولتی آمریکا توسط ایالتها و دولتهای محلی تأمین میشود و عملاً وزارت آموزش نقش اجرایی مستقیم در آموزش روزمره ندارد، بلکه بیشتر به یک لایه بوروکراتیک در سیاستگذاریهای مرکزی و تحمیل الزامات یکسان به مناطق متفاوت تبدیل شده است.
در کشوری با ساختار فدرالی مانند ایالات متحده، تمرکز قدرت آموزشی در یک نهاد مرکزی فدرال نه تنها با روح قانون اساسی در تضاد است، بلکه ناکارآمدی عملی آن نیز در طول زمان اثبات شده است. جوامع محلی بهتر از هر نهاد فدرالی در واشنگتن میدانند که دانشآموزانشان به چه نوع آموزش، محتوا و روشهایی نیاز دارند. حذف این وزارتخانه به معنای بازگرداندن اختیار به مدارس، خانوادهها، و دولتهای محلی است؛ حرکتی در جهت افزایش انعطاف، پاسخگویی و کارایی. این تصمیم همچنین میتواند منابع مالی را بهجای هزینه در ساختارهای اداری متمرکز، مستقیماً به کلاسهای درس و دانشآموزان اختصاص دهد و باعث رشد و توسعه انواع الگوهای جایگزین آموزشی مانند مدارس چارتر، خصوصی و آموزش خانگی شود که کارایی آنها در سالهای اخیر به اثبات رسیده است.
علاوه بر ناکارآمدی اجرایی، وزارت آموزش در سالهای اخیر به بستری برای نفوذ ایدئولوژیهای سیاسی خاص در نظام آموزشی تبدیل شده است؛ موضوعاتی مانند جنسیت، نژاد، یا بازنویسی تاریخ آمریکا بهشکلی یکجانبه، سبب بروز اعتراضات گستردهای در میان والدین و فعالان اجتماعی شده است. حذف این وزارتخانه میتواند موجب جلوگیری از تحمیل چنین محتواهایی از سوی نهادهای متمرکز شود و تصمیمگیری در این زمینه را به جوامع بومی واگذار کند.
اگرچه برخی از منتقدان نگراناند که این تصمیم به افزایش نابرابری میان ایالتها منجر شود، اما تجربه نشان داده که وجود وزارت آموزش نیز نتوانسته مانع این نابرابریها شود. در حقیقت، عدالت آموزشی بیش از آنکه به تمرکزگرایی وابسته باشد، نیازمند ساختارهایی پاسخگو، انعطافپذیر و متناسب با نیازهای محلی است. در مجموع، اقدام ترامپ نه بهمنزلهٔ تضعیف آموزش، بلکه بهعنوان حرکتی برای بازگرداندن کنترل به دست مردمی که مستقیماً درگیر تربیت نسل آیندهاند، قابل دفاع است. تمرکززدایی، کاهش بوروکراسی، بازگشت به اصول فدرالیسم، و ایجاد فضای باز برای نوآوری آموزشی، میتوانند زمینهساز تحولاتی مثبت و پایدار در نظام آموزش ایالات متحده باشند. این تصمیم نه تنها عقلانی و مستند است، بلکه پاسخی به خواست بسیاری از والدین و معلمان آمریکایی برای بازپسگیری اختیار از دولت فدرال و شکلدادن به آیندهای بهتر برای فرزندانشان است.
منبع : تحلیل اخبار آمریکا
✔️ کانال مقاله ها @eduarticle
تصمیم دونالد ترامپ رِِِِِییس جمهور #آمریکا برای انحلال وزارت #آموزش_پرورش ایالات متحده، در نگاه نخست برای بسیاری جنجالی بهنظر میرسد، اما اگر این اقدام را با نگاهی مستند و تحلیلی مورد بررسی قرار دهیم، میتوان آن را یک گام اصولی در راستای اصلاح بنیادین نظام آموزشی آمریکا تلقی کرد. وزارت آموزش و پرورش که در سال ۱۹۷۹ تأسیس شد، علیرغم بودجهای بالغ بر ۷۹ میلیارد دلار و بیش از ۴۴۰۰ کارمند، نتوانسته در چهار دههٔ گذشته کارنامهای قابل دفاع ارائه دهد. با وجود این حجم از هزینه، ایالات متحده در آزمونهای بینالمللی مانند PISA، بهویژه در زمینههای ریاضی و علوم، عملکردی پایینتر از میانگین کشورهای صنعتی داشته و نارضایتی از کیفیت آموزش در بسیاری از ایالتها همچنان پابرجاست. این در حالی است که حدود ۹۰٪ بودجه مدارس دولتی آمریکا توسط ایالتها و دولتهای محلی تأمین میشود و عملاً وزارت آموزش نقش اجرایی مستقیم در آموزش روزمره ندارد، بلکه بیشتر به یک لایه بوروکراتیک در سیاستگذاریهای مرکزی و تحمیل الزامات یکسان به مناطق متفاوت تبدیل شده است.
در کشوری با ساختار فدرالی مانند ایالات متحده، تمرکز قدرت آموزشی در یک نهاد مرکزی فدرال نه تنها با روح قانون اساسی در تضاد است، بلکه ناکارآمدی عملی آن نیز در طول زمان اثبات شده است. جوامع محلی بهتر از هر نهاد فدرالی در واشنگتن میدانند که دانشآموزانشان به چه نوع آموزش، محتوا و روشهایی نیاز دارند. حذف این وزارتخانه به معنای بازگرداندن اختیار به مدارس، خانوادهها، و دولتهای محلی است؛ حرکتی در جهت افزایش انعطاف، پاسخگویی و کارایی. این تصمیم همچنین میتواند منابع مالی را بهجای هزینه در ساختارهای اداری متمرکز، مستقیماً به کلاسهای درس و دانشآموزان اختصاص دهد و باعث رشد و توسعه انواع الگوهای جایگزین آموزشی مانند مدارس چارتر، خصوصی و آموزش خانگی شود که کارایی آنها در سالهای اخیر به اثبات رسیده است.
علاوه بر ناکارآمدی اجرایی، وزارت آموزش در سالهای اخیر به بستری برای نفوذ ایدئولوژیهای سیاسی خاص در نظام آموزشی تبدیل شده است؛ موضوعاتی مانند جنسیت، نژاد، یا بازنویسی تاریخ آمریکا بهشکلی یکجانبه، سبب بروز اعتراضات گستردهای در میان والدین و فعالان اجتماعی شده است. حذف این وزارتخانه میتواند موجب جلوگیری از تحمیل چنین محتواهایی از سوی نهادهای متمرکز شود و تصمیمگیری در این زمینه را به جوامع بومی واگذار کند.
اگرچه برخی از منتقدان نگراناند که این تصمیم به افزایش نابرابری میان ایالتها منجر شود، اما تجربه نشان داده که وجود وزارت آموزش نیز نتوانسته مانع این نابرابریها شود. در حقیقت، عدالت آموزشی بیش از آنکه به تمرکزگرایی وابسته باشد، نیازمند ساختارهایی پاسخگو، انعطافپذیر و متناسب با نیازهای محلی است. در مجموع، اقدام ترامپ نه بهمنزلهٔ تضعیف آموزش، بلکه بهعنوان حرکتی برای بازگرداندن کنترل به دست مردمی که مستقیماً درگیر تربیت نسل آیندهاند، قابل دفاع است. تمرکززدایی، کاهش بوروکراسی، بازگشت به اصول فدرالیسم، و ایجاد فضای باز برای نوآوری آموزشی، میتوانند زمینهساز تحولاتی مثبت و پایدار در نظام آموزش ایالات متحده باشند. این تصمیم نه تنها عقلانی و مستند است، بلکه پاسخی به خواست بسیاری از والدین و معلمان آمریکایی برای بازپسگیری اختیار از دولت فدرال و شکلدادن به آیندهای بهتر برای فرزندانشان است.
منبع : تحلیل اخبار آمریکا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⁉️آیا «مرگ مدرسه» فرا رسیده است؟
مقدمه
آیا مدرسه، به شکلی که ما میشناسیم، در حال نابودی است؟
اعلام اخیر دونالد ترامپ مبنی بر انحلال وزارت آموزش و پرورش آمریکا و سپردن کنترل آموزش به ایالتها و والدین، نشانهای از تغییرات عمیق در نظام آموزشی غرب است. ترامپ معتقد است که دولت نباید در آموزش دخالت کند و سیستم مدارس دولتی ناکارآمد است. در همین راستا، او از مدلهایی مانند مدارس خصوصی، آموزش خانگی و برنامههای نوآورانه آموزشی حمایت میکند.
همزمان، ایلان ماسک، کارآفرین پیشرو، مدتهاست که مدارس سنتی را ناکارآمد میداند. او با تأسیس مدرسه Ad Astra و سپس مدرسه X، مدل جدیدی از آموزش را معرفی کرده که بر حل مسئله، یادگیری عملی و کنار گذاشتن روشهای سنتی تأکید دارد.
آیا این تحولات، آغاز یک عصر جدید آموزشی هستند؟ آیا مدارس دولتی و سیستم آموزشی کلاسیک به پایان خود نزدیک شدهاند؟
⬅️ مروری کوتاه بر تاریخ آموزش و پرورش:
مدرسه در عصر کشاورزی و صنعتی: از خانواده تا کارخانه
در گذشتههای دور، یادگیری در دل خانوادهها و از طریق رابطه استاد و شاگرد انجام میشد. اما با انقلاب صنعتی، نیاز به نیروی کار تخصصی موجب شد که مدارس عمومی، شبیه کارخانهها طراحی شوند:
_برنامه درسی یکسان برای همه
_ساعتهای مشخص، زنگهای کلاس، امتحانات استاندارد
_تربیت نیروی کار مطیع و سازگار با ساختار صنعتی
این مدل، تا قرن بیستم کارآمد بود، اما با ورود به عصر دیجیتال، مدارس با بحران ناکارآمدی روبهرو شدند.
⬅️ چالشهای مدارس در عصر دیجیتال:
۱. سرعت تغییرات از مدارس پیشی گرفته است.
در حالی که هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای نوین سرعت تحولات را افزایش دادهاند، ساختار سنتی مدارس همچنان مبتنی بر حفظیات و شیوههای قدیمی است.
۲. فارغالتحصیلان بیمهارت و منفعلاند.
بسیاری از فارغالتحصیلان حتی مهارتهای ابتدایی حل مسئله و تفکر انتقادی را ندارند. مدارسی که روزگاری برای تربیت نیروی انسانی کارآمد طراحی شده بودند، امروز نمیتوانند پاسخگوی نیازهای بازار کار مدرن باشند.
۳. بحران کرونا و تحول آموزش
شیوع کرونا نشان داد که مدارس سنتی انعطافپذیر نیستند. آموزش آنلاین به سرعت گسترش یافت و نشان داد که روشهای جدید، کارآمدتر و کمهزینهتر از مدلهای سنتی هستند.
آمریکا و حذف وزارت آموزش و پرورش: سیاستی برای پایان مدارس دولتی؟
ترامپ، که سیاستهای او مبتنی بر کاهش نفوذ دولت در اقتصاد و جامعه است، وعده داده که وزارت آموزش و پرورش آمریکا را منحل کند. او معتقد است که مدارس دولتی، ناکارآمد، پرهزینه و ایدئولوژیک هستند و باید کنترل آموزش را به ایالتها و خانوادهها سپرد.
⬅️ این تغییر چه معنایی دارد؟
۱. افزایش مدارس خصوصی و غیردولتی: اگر دولت نقش کمتری در آموزش داشته باشد، مدارس خصوصی، آموزش آنلاین و روشهای جایگزین رشد خواهند کرد.
۲. افزایش آموزش خانگی: بسیاری از والدین آمریکایی در سالهای اخیر، بهویژه بعد از کرونا، ترجیح دادهاند فرزندانشان را در خانه آموزش دهند. با حذف وزارت آموزش، این روند شتاب خواهد گرفت.
۳. تمرکززدایی از آموزش: ایالتها و حتی مناطق کوچکتر، بدون مداخله فدرال، میتوانند مدلهای آموزشی خود را پیاده کنند. این میتواند به تنوع آموزشی منجر شود، اما از سوی دیگر، باعث نابرابری نیز خواهد شد.
۴. کاهش کنترل بر محتوای آموزشی: مدارس دولتی، تحت نظارت دولت فدرال، مجبور بودند استانداردهای آموزشی خاصی را رعایت کنند. با انحلال این وزارتخانه، مدارس آزادتر خواهند بود تا برنامههای درسی خود را تنظیم کنند.
این سیاست، اگر اجرایی شود، میتواند سیستم آموزشی آمریکا را به کلی متحول کند و مدلهای جدید را جایگزین #مدارس سنتی کند.
آیا مدل ایلان ماسک، جایگزین مدارس دولتی خواهد شد؟
ایلان ماسک، که خود منتقد سیستم آموزشی سنتی است، مدرسه X را برای فرزندانش و کودکان کارمندان منتخب شرکتهایش ایجاد کرده است.
⬅️ ویژگیهای مدرسه X:
_بدون کلاسهای استاندارد: #دانشآموزان بر اساس علاقه و تواناییهای خود یاد میگیرند، نه بر اساس سن و مقطع تحصیلی.
با تحولات جدید، آموزش در حال حرکت به سمت مدلهای خلاقانه است:
_ هوش مصنوعی، نقش معلمان سنتی را کاهش خواهد داد.
_مدارس مجازی و متاورسی، جای کلاسهای فیزیکی را میگیرند.
_ دانشآموزان، بر اساس مهارتهای فردی خود، مسیر یادگیریشان را انتخاب خواهند کرد.
⬅️ آیا مدرسه واقعاً مرده است؟
#مدرسه، به شکل سنتی، در حال فروپاشی است. اما این به معنای پایان آموزش نیست. آینده آموزش به سوی مدلهای خلاقانه، هوشمند و شخصیسازیشده حرکت میکند.
اگر نظامهای آموزشی خود را با تحولات جدید سازگار نکنند، همان سرنوشتی را خواهند داشت که مکتبخانهها در عصر صنعتی داشتند: نابودی!
#آموزش_پرورش
✍️قاسم یزدانپناه
✔️ کانال مقاله ها @eduarticle
مقدمه
آیا مدرسه، به شکلی که ما میشناسیم، در حال نابودی است؟
اعلام اخیر دونالد ترامپ مبنی بر انحلال وزارت آموزش و پرورش آمریکا و سپردن کنترل آموزش به ایالتها و والدین، نشانهای از تغییرات عمیق در نظام آموزشی غرب است. ترامپ معتقد است که دولت نباید در آموزش دخالت کند و سیستم مدارس دولتی ناکارآمد است. در همین راستا، او از مدلهایی مانند مدارس خصوصی، آموزش خانگی و برنامههای نوآورانه آموزشی حمایت میکند.
همزمان، ایلان ماسک، کارآفرین پیشرو، مدتهاست که مدارس سنتی را ناکارآمد میداند. او با تأسیس مدرسه Ad Astra و سپس مدرسه X، مدل جدیدی از آموزش را معرفی کرده که بر حل مسئله، یادگیری عملی و کنار گذاشتن روشهای سنتی تأکید دارد.
آیا این تحولات، آغاز یک عصر جدید آموزشی هستند؟ آیا مدارس دولتی و سیستم آموزشی کلاسیک به پایان خود نزدیک شدهاند؟
مدرسه در عصر کشاورزی و صنعتی: از خانواده تا کارخانه
در گذشتههای دور، یادگیری در دل خانوادهها و از طریق رابطه استاد و شاگرد انجام میشد. اما با انقلاب صنعتی، نیاز به نیروی کار تخصصی موجب شد که مدارس عمومی، شبیه کارخانهها طراحی شوند:
_برنامه درسی یکسان برای همه
_ساعتهای مشخص، زنگهای کلاس، امتحانات استاندارد
_تربیت نیروی کار مطیع و سازگار با ساختار صنعتی
این مدل، تا قرن بیستم کارآمد بود، اما با ورود به عصر دیجیتال، مدارس با بحران ناکارآمدی روبهرو شدند.
۱. سرعت تغییرات از مدارس پیشی گرفته است.
در حالی که هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای نوین سرعت تحولات را افزایش دادهاند، ساختار سنتی مدارس همچنان مبتنی بر حفظیات و شیوههای قدیمی است.
۲. فارغالتحصیلان بیمهارت و منفعلاند.
بسیاری از فارغالتحصیلان حتی مهارتهای ابتدایی حل مسئله و تفکر انتقادی را ندارند. مدارسی که روزگاری برای تربیت نیروی انسانی کارآمد طراحی شده بودند، امروز نمیتوانند پاسخگوی نیازهای بازار کار مدرن باشند.
۳. بحران کرونا و تحول آموزش
شیوع کرونا نشان داد که مدارس سنتی انعطافپذیر نیستند. آموزش آنلاین به سرعت گسترش یافت و نشان داد که روشهای جدید، کارآمدتر و کمهزینهتر از مدلهای سنتی هستند.
آمریکا و حذف وزارت آموزش و پرورش: سیاستی برای پایان مدارس دولتی؟
ترامپ، که سیاستهای او مبتنی بر کاهش نفوذ دولت در اقتصاد و جامعه است، وعده داده که وزارت آموزش و پرورش آمریکا را منحل کند. او معتقد است که مدارس دولتی، ناکارآمد، پرهزینه و ایدئولوژیک هستند و باید کنترل آموزش را به ایالتها و خانوادهها سپرد.
۱. افزایش مدارس خصوصی و غیردولتی: اگر دولت نقش کمتری در آموزش داشته باشد، مدارس خصوصی، آموزش آنلاین و روشهای جایگزین رشد خواهند کرد.
۲. افزایش آموزش خانگی: بسیاری از والدین آمریکایی در سالهای اخیر، بهویژه بعد از کرونا، ترجیح دادهاند فرزندانشان را در خانه آموزش دهند. با حذف وزارت آموزش، این روند شتاب خواهد گرفت.
۳. تمرکززدایی از آموزش: ایالتها و حتی مناطق کوچکتر، بدون مداخله فدرال، میتوانند مدلهای آموزشی خود را پیاده کنند. این میتواند به تنوع آموزشی منجر شود، اما از سوی دیگر، باعث نابرابری نیز خواهد شد.
۴. کاهش کنترل بر محتوای آموزشی: مدارس دولتی، تحت نظارت دولت فدرال، مجبور بودند استانداردهای آموزشی خاصی را رعایت کنند. با انحلال این وزارتخانه، مدارس آزادتر خواهند بود تا برنامههای درسی خود را تنظیم کنند.
این سیاست، اگر اجرایی شود، میتواند سیستم آموزشی آمریکا را به کلی متحول کند و مدلهای جدید را جایگزین #مدارس سنتی کند.
آیا مدل ایلان ماسک، جایگزین مدارس دولتی خواهد شد؟
ایلان ماسک، که خود منتقد سیستم آموزشی سنتی است، مدرسه X را برای فرزندانش و کودکان کارمندان منتخب شرکتهایش ایجاد کرده است.
_بدون کلاسهای استاندارد: #دانشآموزان بر اساس علاقه و تواناییهای خود یاد میگیرند، نه بر اساس سن و مقطع تحصیلی.
با تحولات جدید، آموزش در حال حرکت به سمت مدلهای خلاقانه است:
_ هوش مصنوعی، نقش معلمان سنتی را کاهش خواهد داد.
_مدارس مجازی و متاورسی، جای کلاسهای فیزیکی را میگیرند.
_ دانشآموزان، بر اساس مهارتهای فردی خود، مسیر یادگیریشان را انتخاب خواهند کرد.
#مدرسه، به شکل سنتی، در حال فروپاشی است. اما این به معنای پایان آموزش نیست. آینده آموزش به سوی مدلهای خلاقانه، هوشمند و شخصیسازیشده حرکت میکند.
اگر نظامهای آموزشی خود را با تحولات جدید سازگار نکنند، همان سرنوشتی را خواهند داشت که مکتبخانهها در عصر صنعتی داشتند: نابودی!
#آموزش_پرورش
✍️قاسم یزدانپناه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌀ماه آوریل، ماه اطلاع رسانی درباره #اوتیسم نامگذاری شده است. اتیسم نوعی اختلال رفتاری است که در کودکان زیر پنج سال بروز میکند و نشانههای آن تا آخر عمر همراه فرد می ماند. @eduarticle