📚بیشتر از یک ساعت درس نخوانید!
—---------------
یک متخصص طب فیزیکی گفت: #مطالعه طولانی مدت و بیش از یک ساعت میتواند به عضلات کمر و گردن آسیب برساند.
دکتر کامبیز خاموشیان در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه مطالعه مطلوب چند شرط اصلی نیاز دارد، گفت: مکان مطالعه باید آرام بوده و موجب حواس پرتی نشود؛ چرا که حواس پرتی موجب حرکات اضافی بویژه در کودکان شده و همین امر کمردرد و گردن درد را برای دانش آموزان به همراه دارد.
خاموشیان افزود: همچنین مکان مطالعه باید نور مناسب داشته باشد تا فرد برای دیدن بهتر مطالب مجبور به خم شدن روی کتاب نشود.
این متخصص طب فیزیکی بهترین شیوه مطالعه را پشت میز نشینی عنوان کرد و افزود: میز و صندلی استاندارد باید قابلیت تنظیم داشته باشد و بهتر است صندلی چرخ دار باشد تا با حرکت فرد بچرخد و از چرخش عضلات پیشگیری کند. ارتفاع صندلی هم باید به حدی باشد که کف پاها به راحتی روی زمین قرار گیرد و از طرفی نیز باید صندلی، دسته داشته باشد.
خاموشیان افزود: همچنین صندلی باید پشت سری داشته باشد تا در وقت نیاز برای استراحت عضلات گردن استفاده شود. در هنگام مطالعه روی میز، افراد باید از ابزار کتابخوان استفاده کرده و برای مطالعه روی کتاب خم نشوند.
این متخصص طب فیزیکی ادامه داد: بهترین مدت مطالعه برای دانش آموزان ۴۵ دقیقه تا یک ساعت و برای افراد بزرگسال نهایتا یک تا یک ساعت و ۱۵ دقیقه است و بهتر است افراد بیش از یک ساعت به صورت مداوم، مطالعه نداشته باشند. مطالعه طولانی مدت و بیشتر از یک ساعت موجب فشار بر عضلات کمر و گردن و بویژه فشار بر دیسک کمر میشود.
خاموشیان تاکید کرد: دانش آموزان باید بعد از این مدت مطالعه حتما مدتی در حد حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه استراحت داشته باشند.
وی افزود: بهترین روش استراحت، ایستادن یا دراز کشیدن است؛ حالتی که در آن عضلات کشیده شوند، زیرا بعد از یک ساعت مطالعه و خمیدگی عضلات نیاز است عضلات کشیده شوند.
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------
یک متخصص طب فیزیکی گفت: #مطالعه طولانی مدت و بیش از یک ساعت میتواند به عضلات کمر و گردن آسیب برساند.
دکتر کامبیز خاموشیان در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه مطالعه مطلوب چند شرط اصلی نیاز دارد، گفت: مکان مطالعه باید آرام بوده و موجب حواس پرتی نشود؛ چرا که حواس پرتی موجب حرکات اضافی بویژه در کودکان شده و همین امر کمردرد و گردن درد را برای دانش آموزان به همراه دارد.
خاموشیان افزود: همچنین مکان مطالعه باید نور مناسب داشته باشد تا فرد برای دیدن بهتر مطالب مجبور به خم شدن روی کتاب نشود.
این متخصص طب فیزیکی بهترین شیوه مطالعه را پشت میز نشینی عنوان کرد و افزود: میز و صندلی استاندارد باید قابلیت تنظیم داشته باشد و بهتر است صندلی چرخ دار باشد تا با حرکت فرد بچرخد و از چرخش عضلات پیشگیری کند. ارتفاع صندلی هم باید به حدی باشد که کف پاها به راحتی روی زمین قرار گیرد و از طرفی نیز باید صندلی، دسته داشته باشد.
خاموشیان افزود: همچنین صندلی باید پشت سری داشته باشد تا در وقت نیاز برای استراحت عضلات گردن استفاده شود. در هنگام مطالعه روی میز، افراد باید از ابزار کتابخوان استفاده کرده و برای مطالعه روی کتاب خم نشوند.
این متخصص طب فیزیکی ادامه داد: بهترین مدت مطالعه برای دانش آموزان ۴۵ دقیقه تا یک ساعت و برای افراد بزرگسال نهایتا یک تا یک ساعت و ۱۵ دقیقه است و بهتر است افراد بیش از یک ساعت به صورت مداوم، مطالعه نداشته باشند. مطالعه طولانی مدت و بیشتر از یک ساعت موجب فشار بر عضلات کمر و گردن و بویژه فشار بر دیسک کمر میشود.
خاموشیان تاکید کرد: دانش آموزان باید بعد از این مدت مطالعه حتما مدتی در حد حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه استراحت داشته باشند.
وی افزود: بهترین روش استراحت، ایستادن یا دراز کشیدن است؛ حالتی که در آن عضلات کشیده شوند، زیرا بعد از یک ساعت مطالعه و خمیدگی عضلات نیاز است عضلات کشیده شوند.
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🌀بازي کودکانه تلويزيون با واژه « نخبگي»!
—----------------
دکتر مهدي هرمزي*
در حاليکه نخبگان تراز اول کشور با بحرانهاي «توليد مقاله سطحي»، «خريد و فروش مدرک» و «تقلب فزاينده علمي» دست به گريبان هستند و مساعت رسانهها را براي اطلاع رساني طلب ميکنند، برنامه «حالا خورشيد» با مجريگري رضا رشيدپور دست به اقدامي کمسابقه زد. رشيدپور مهمان برنامه را که کودکي 10 ساله است، «نابغه»،«صاحب 16 اختراع»،«صاحب سبک در طراحي مفهومي خودرو» ، « دارنده پذيرش از خودروسازهاي جهاني ولوو و تسلا» معرفي ميکند و با توجه به اظهارات مهمان برنامه و عدم شفافسازي مجري، بيننده با اين ادعاها روبرو ميشود که کودک «مشاور سازمان برنامه و بودجه» است و علاوه بر تخصص در طراحي مفهومي خودرو اختراعاتي نظير « پهپاد عمود پرواز سه وضعيتي»،« در صنايع کشتيراني: قايق تندرو جنگي» و «در صنايع الکترونيک: کنترل چند منظوره تلويزيون هوشمند» اختراع کرده است و چند دانشگاه ايران براي فعاليت بعنوان «استاد» از ايشان دعوت بعمل آوردهاند !
در اين نکته که در تاريخ نوابغي قابليت منحصر به فرد خود را در کودکي به اثبات رساندند، شکي نيست. به عنوان مثال «موتسارت» در هفت سالگي اولين سمفوني و در دوازده سالگي اولين اپراي کامل خود را نوشت. يا «گاوس» تصاعد حسابي را در هشت سالگي بدست آورد. اما اين دست تواناييها قابل راستيآزمايي بودند. تکيه ما در اين يادداشت بر مفهوم «راستيآزمايي يک ادعا» ست. به بياني ديگر، موردي که اين حجم از هجوم را روانه اين قسمت از برنامه «حالا خورشيد» کرد، مناقشه غير قابل تاييد بودن ادعاها و عدم تلاش مجري براي شفافسازي مفهوم کلماتي نظير «اختراع»،«استاد»،«طراحي مفهومي» که از زبان کودک جاري ميشود، است. شايد تعبير کودک از آن کلمات با آنچه ما برداشت ميکنيم تفاوت فاحش دارد. دقت کنيد که اين کلمات بار حقوقي دارند. در هرصورت ما فرض را بر يکسان بودن تعاريف ميگيريم. با نگاهي به سايت http://ip.ssaa.ir/Patent/Search.aspx و کلمات کليدي بيان شده اختراعي به نام کودک نيافتم.
اگر منظور کودک از «طراحي مفهومي خودرو»، طراحي يک خودرو با نرمافزار است، خوب بود که نشان داده ميشد و «صاحب سبک» بودن به صورتي مشخص ديده ميشد. نکتهاي که از صحبت با تعدادي از اساتيد رشته مکانيک داشتم، برداشت کردم تلقي متفاوت آنها از عبارت «طراحي مفهومي» است. از ديد آنها ضرورت بيان و توضيحات نوع قطعات، اجزا، نوع موتور، توان موتور، نقشه و جزييات ديگر است. اگر مهمان برنامه در راستاي اين نوع طراحي مفهومي گام برداشته است، خوب بود که مستندات و شواهد آن بيان ميشد؛ چراکه هيچ مستندي براي مخاطبين قابل يافتن نيست که صحت ادعاها را تاييد کند.
ادعاي ديگر دعوت «چند دانشگاه» از ايشان براي «استادي» است. امروز در گوشه گوشه کشورمان انواع و اقسام دانشگاه وجود دارند و بيننده با سوالي ساده از اساتيد و يا کارکنان حتي گمنامترين دانشگاهها به عجيب بودن اين ادعا پي ميبرد. ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3374
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------
دکتر مهدي هرمزي*
در حاليکه نخبگان تراز اول کشور با بحرانهاي «توليد مقاله سطحي»، «خريد و فروش مدرک» و «تقلب فزاينده علمي» دست به گريبان هستند و مساعت رسانهها را براي اطلاع رساني طلب ميکنند، برنامه «حالا خورشيد» با مجريگري رضا رشيدپور دست به اقدامي کمسابقه زد. رشيدپور مهمان برنامه را که کودکي 10 ساله است، «نابغه»،«صاحب 16 اختراع»،«صاحب سبک در طراحي مفهومي خودرو» ، « دارنده پذيرش از خودروسازهاي جهاني ولوو و تسلا» معرفي ميکند و با توجه به اظهارات مهمان برنامه و عدم شفافسازي مجري، بيننده با اين ادعاها روبرو ميشود که کودک «مشاور سازمان برنامه و بودجه» است و علاوه بر تخصص در طراحي مفهومي خودرو اختراعاتي نظير « پهپاد عمود پرواز سه وضعيتي»،« در صنايع کشتيراني: قايق تندرو جنگي» و «در صنايع الکترونيک: کنترل چند منظوره تلويزيون هوشمند» اختراع کرده است و چند دانشگاه ايران براي فعاليت بعنوان «استاد» از ايشان دعوت بعمل آوردهاند !
در اين نکته که در تاريخ نوابغي قابليت منحصر به فرد خود را در کودکي به اثبات رساندند، شکي نيست. به عنوان مثال «موتسارت» در هفت سالگي اولين سمفوني و در دوازده سالگي اولين اپراي کامل خود را نوشت. يا «گاوس» تصاعد حسابي را در هشت سالگي بدست آورد. اما اين دست تواناييها قابل راستيآزمايي بودند. تکيه ما در اين يادداشت بر مفهوم «راستيآزمايي يک ادعا» ست. به بياني ديگر، موردي که اين حجم از هجوم را روانه اين قسمت از برنامه «حالا خورشيد» کرد، مناقشه غير قابل تاييد بودن ادعاها و عدم تلاش مجري براي شفافسازي مفهوم کلماتي نظير «اختراع»،«استاد»،«طراحي مفهومي» که از زبان کودک جاري ميشود، است. شايد تعبير کودک از آن کلمات با آنچه ما برداشت ميکنيم تفاوت فاحش دارد. دقت کنيد که اين کلمات بار حقوقي دارند. در هرصورت ما فرض را بر يکسان بودن تعاريف ميگيريم. با نگاهي به سايت http://ip.ssaa.ir/Patent/Search.aspx و کلمات کليدي بيان شده اختراعي به نام کودک نيافتم.
اگر منظور کودک از «طراحي مفهومي خودرو»، طراحي يک خودرو با نرمافزار است، خوب بود که نشان داده ميشد و «صاحب سبک» بودن به صورتي مشخص ديده ميشد. نکتهاي که از صحبت با تعدادي از اساتيد رشته مکانيک داشتم، برداشت کردم تلقي متفاوت آنها از عبارت «طراحي مفهومي» است. از ديد آنها ضرورت بيان و توضيحات نوع قطعات، اجزا، نوع موتور، توان موتور، نقشه و جزييات ديگر است. اگر مهمان برنامه در راستاي اين نوع طراحي مفهومي گام برداشته است، خوب بود که مستندات و شواهد آن بيان ميشد؛ چراکه هيچ مستندي براي مخاطبين قابل يافتن نيست که صحت ادعاها را تاييد کند.
ادعاي ديگر دعوت «چند دانشگاه» از ايشان براي «استادي» است. امروز در گوشه گوشه کشورمان انواع و اقسام دانشگاه وجود دارند و بيننده با سوالي ساده از اساتيد و يا کارکنان حتي گمنامترين دانشگاهها به عجيب بودن اين ادعا پي ميبرد. ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3374
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚چگونه ميتوان ايراني بود؟ چگونه ميتوان ايراني نبود؟
—---------------—
شادروان دکتر #عبدالحسين_زرينکوب
تقريبا دويست سال پيش در عهد روشنگري، منتسکيو ـ نويسنده و فيلسوف فرانسوي ـ با لحني طنزآميز و پرکنايه که در سراسر «نامههاي ايراني» او جلوه دارد، سؤالي تفکربرانگيز در دهان از حيرت بازماندة پاريسيهاي کنجکاوي گذاشت که درباره شکل غريب و قصههاي حرمسراي دو مسافر ايراني ـ ريکا و ازبک ـ از روي تعجب و فضولي پچ و پچ ميکردند و با هيجان تمام ميپرسيدند:
«چگونه ميتوان ايراني بود؟!»
البته پاريسيهاي بيخيال وقتي کتاب منتسکيو را کنار نهادند، کنجکاوي خود را هم که در اين مورد شايد خيالي بود، از خاطر بردند و منتسکيو هم در ميان هزار و يک پرسش بيپاسخ که درباره نابسامانيهاي زمانه خويش داشت، اين پرسش را ديگر فراموش کرد؛ اما من از وقتي همچون يک دانشآموز در درس ادبيات فرانسه با اين پرسش آشنا شدم، اغلب آن را مثل يک نشانة استفهام پيش نظر داشتهام و بارها درباره آن انديشه کردهام.
چگونه ميتوان ايراني بود؟ بدون شک خون و نژاد در اين مورد عامل اساسي نيست؛ چرا که از دوران هخامنشي تا امروز آنقدر اقوام مختلف از پارسي و سکايي و توراني و يوناني و عرب و تاتار در اين سرزمين به هم آميختهاند که تصور خون و نژاد خالص کودکانه است و با اينهمه نسلهايي که از برخورد اين اقوام در اين سرزمين به وجود آمدهاند، همواره در ايران و براي ايران زيستهاند و اگر از يک نژاد خالص هم ميبودند، بيشتر از اين ايراني به شمار نميآمدند.
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3378
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------—
شادروان دکتر #عبدالحسين_زرينکوب
تقريبا دويست سال پيش در عهد روشنگري، منتسکيو ـ نويسنده و فيلسوف فرانسوي ـ با لحني طنزآميز و پرکنايه که در سراسر «نامههاي ايراني» او جلوه دارد، سؤالي تفکربرانگيز در دهان از حيرت بازماندة پاريسيهاي کنجکاوي گذاشت که درباره شکل غريب و قصههاي حرمسراي دو مسافر ايراني ـ ريکا و ازبک ـ از روي تعجب و فضولي پچ و پچ ميکردند و با هيجان تمام ميپرسيدند:
«چگونه ميتوان ايراني بود؟!»
البته پاريسيهاي بيخيال وقتي کتاب منتسکيو را کنار نهادند، کنجکاوي خود را هم که در اين مورد شايد خيالي بود، از خاطر بردند و منتسکيو هم در ميان هزار و يک پرسش بيپاسخ که درباره نابسامانيهاي زمانه خويش داشت، اين پرسش را ديگر فراموش کرد؛ اما من از وقتي همچون يک دانشآموز در درس ادبيات فرانسه با اين پرسش آشنا شدم، اغلب آن را مثل يک نشانة استفهام پيش نظر داشتهام و بارها درباره آن انديشه کردهام.
چگونه ميتوان ايراني بود؟ بدون شک خون و نژاد در اين مورد عامل اساسي نيست؛ چرا که از دوران هخامنشي تا امروز آنقدر اقوام مختلف از پارسي و سکايي و توراني و يوناني و عرب و تاتار در اين سرزمين به هم آميختهاند که تصور خون و نژاد خالص کودکانه است و با اينهمه نسلهايي که از برخورد اين اقوام در اين سرزمين به وجود آمدهاند، همواره در ايران و براي ايران زيستهاند و اگر از يک نژاد خالص هم ميبودند، بيشتر از اين ايراني به شمار نميآمدند.
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3378
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔹ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
—------------------
مدارس سمپاد، استعدادهای درخشان یا همان #تیزهوشان عامیانه خودمانی، داستانشان از 30 سال پیش شروع شد با شش مدرسه. این داستان کش آمد تا سال 89 که ایران 300 مدرسه تیزهوشان در گوشه و کنار داشت ولی ناگهان این رقم جهش کرد و رسید به 700 مدرسه که آمار این روزهای ماست.
تصویر ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
کارشناسان به این جهش کمی گفتند رشد قارچگونه، موضوعی که چند سالی است زیر پوشش یک چالش، گاهی به حاشیه میرود و گاهی به وسط گود، میشود متن ماجرا.
دیروز که فاطمه مهاجرانی، سرپرست مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان برای نخستین بار در جمع خبرنگاران حاضر شد، البته این رشد کمی را قارچگونه ندانست فقط گفت مرکز تحت فرمانش به دنبال توسعه عدالت آموزشی است و سعی دارد در نقاطی که مدارس تیزهوشان بیش از حد نیاز است تعداد را کم کند و درعوض در نقاطی که مدرسه کم است، تابلوی مدارس جدید سمپاد را بالا ببرد.
او در پاسخ به جامجم، آمار کنونی دانشآموزان مدارس سمپاد را 124 هزار و 912 نفر و تعداد مدارس فعال را 693 مورد عنوان کرد و گفت که در این مدارس نزدیک به 40هزار دانشآموز دختر و حدود 64 هزار دانشآموز پسر از پایه هفتم متوسطه تا پیش دانشگاهی درس میخوانند.
مهاجرانی گفت آمار فعلی دانشآموزان این مدارس کمی بالاست و حدود 3 درصد جمعیت دانشآموزی کشور را شامل میشود، در حالی که براساس استانداردهای جهانی این درصد جا دارد تا به 6/1 کاهش یابد.
در واقع معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان این جملات در لفافه تائید کرد که برای کاهش دانشآموزان مدارس تیزهوشان عزمی جدی وجود دارد ولی صریح بیان نمیکند چون پیامدهای آن کوچک نیست.
این که دیروز فاطمه مهاجرانی از کاهش جذب دانشآموزان پایه هفتم در آزمون ورودی امسال با رضایت نام برد نیز میتواند نشانهای بر این قصد باشد.
او خبر داد در این آزمون بیش از250 هزار داوطلب شرکت کردند ولی فقط 15 هزار نفر جذب شدند که در مقایسه با 22 هزار پذیرفته شده سال قبل 7000 نفر کمتر شده است.
عودت غیرتیزهوشان
مهدی نویدادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش مدتی نهچندان دور با انتقاد از رشد فزاینده جمعیت مدارس سمپاد گفته بود دانشآموزان این مدارس از فیلترهایی خواهند گذشت و اگر تیزهوش واقعی نباشند به مدارس عادی بازگردانده میشوند. ...
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3382
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------
مدارس سمپاد، استعدادهای درخشان یا همان #تیزهوشان عامیانه خودمانی، داستانشان از 30 سال پیش شروع شد با شش مدرسه. این داستان کش آمد تا سال 89 که ایران 300 مدرسه تیزهوشان در گوشه و کنار داشت ولی ناگهان این رقم جهش کرد و رسید به 700 مدرسه که آمار این روزهای ماست.
تصویر ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
کارشناسان به این جهش کمی گفتند رشد قارچگونه، موضوعی که چند سالی است زیر پوشش یک چالش، گاهی به حاشیه میرود و گاهی به وسط گود، میشود متن ماجرا.
دیروز که فاطمه مهاجرانی، سرپرست مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان برای نخستین بار در جمع خبرنگاران حاضر شد، البته این رشد کمی را قارچگونه ندانست فقط گفت مرکز تحت فرمانش به دنبال توسعه عدالت آموزشی است و سعی دارد در نقاطی که مدارس تیزهوشان بیش از حد نیاز است تعداد را کم کند و درعوض در نقاطی که مدرسه کم است، تابلوی مدارس جدید سمپاد را بالا ببرد.
او در پاسخ به جامجم، آمار کنونی دانشآموزان مدارس سمپاد را 124 هزار و 912 نفر و تعداد مدارس فعال را 693 مورد عنوان کرد و گفت که در این مدارس نزدیک به 40هزار دانشآموز دختر و حدود 64 هزار دانشآموز پسر از پایه هفتم متوسطه تا پیش دانشگاهی درس میخوانند.
مهاجرانی گفت آمار فعلی دانشآموزان این مدارس کمی بالاست و حدود 3 درصد جمعیت دانشآموزی کشور را شامل میشود، در حالی که براساس استانداردهای جهانی این درصد جا دارد تا به 6/1 کاهش یابد.
در واقع معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان این جملات در لفافه تائید کرد که برای کاهش دانشآموزان مدارس تیزهوشان عزمی جدی وجود دارد ولی صریح بیان نمیکند چون پیامدهای آن کوچک نیست.
این که دیروز فاطمه مهاجرانی از کاهش جذب دانشآموزان پایه هفتم در آزمون ورودی امسال با رضایت نام برد نیز میتواند نشانهای بر این قصد باشد.
او خبر داد در این آزمون بیش از250 هزار داوطلب شرکت کردند ولی فقط 15 هزار نفر جذب شدند که در مقایسه با 22 هزار پذیرفته شده سال قبل 7000 نفر کمتر شده است.
عودت غیرتیزهوشان
مهدی نویدادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش مدتی نهچندان دور با انتقاد از رشد فزاینده جمعیت مدارس سمپاد گفته بود دانشآموزان این مدارس از فیلترهایی خواهند گذشت و اگر تیزهوش واقعی نباشند به مدارس عادی بازگردانده میشوند. ...
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3382
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش، قصهگویی را ابزار مفیدی برای ارائه آموزش خلاق و جذاب به کودکان دبستانی دانست.قصهگویی روشی خلاق و جذاب برای آموزش در دوره ابتدایی است. @eduarticle
🔹شرط آموزش و پرورش برای پذیرفتن «تعطیلات زمستانی»
—----------------
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش با بیان اینکه در خصوص تعطیلات یکماهه زمستانی مدارس هنوز نظری ندادهایم، گفت: سازمان محیط زیست طرحی را از منظر «کاهش آلودگی هوا» برای ایجاد تعطیلات زمستانی آماده کرده است.
به گزارش ایسنا، مهدی نوید ادهم، با بیان اینکه سازمان محیط زیست طرحی را از منظر «کاهش آلودگی هوا» برای ایجاد تعطیلات زمستانی آماده کرده است، اظهار کرد: آموزش و پرورش به مسئله تعطیلات زمستانی از منظر تعلیم و تربیت نگاه میکند؛ ما به تعطیلات زمستانی تنها برای کاهش آلودگی هوا نمیاندیشیم بلکه به تمام یک سال تحصیلی نگاه کرده و برای مدیریت و استفاده بهینه از زمان برای تحقق اهداف آموزشی و تربیتی چاره اندیشی می کنیم.
وی افزود: آموزش و پرورش خواهان اصلاح تقویم آموزشی کشور است و ما با تعطیلات زمستانی به شرطی موافقیم که مصوبه مجلس برای آغاز سال تحصیلی در مهرماه و پایان آن در اردیبهشت ماه اصلاح شده و اختیار اعمال تغییر در تقویم آموزشی به شورای عالی آموزش و پرورش و هیات دولت واگذار شود تا بتواند زمان آغاز سال تحصیلی را متناسب با شرایط کشور تغییر دهد.
نوید افزود: ما بیش از تعطیلات زمستانی، نگران طولانی بودن تعطیلات تابستانی هستیم که از نظر ما توجیه آموزشی، فرهنگی، تربیتی و حتی اقتصادی و اجتماعی ندارد و باید برای کاهش آن چاره اندیشی کرد.
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اضافه کرد: طرحی که تعطیلات یکماهه زمستانی را مطرح میکند مربوط به سازمان محیط زیست است اما قطعاً از آموزش و پرورش هم نظر خواهند خواست کما اینکه سال گذشته هم این اتفاق افتاد و طرحی به مجلس فرستاده شد که مورد تایید نهایی قرار نگرفت.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، نوید با بیان اینکه شورای عالی آموزش و پرورش در خصوص تعطیلات یکماهه زمستانی مدارس هنوز نظری نداده است، گفت: ما هم قبول داریم که تغییر تقویم آموزشی در کلان کشور تأثیرگذار است و راهحلهای مختلفی میتوان برای آن پیشبینی کرد اما پیش شرط آن، این است که مجلس محترم بپذیرد که مصوبهاش برای زمان آغاز سال تحصیلی اصلاح شود.
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد: با توجه به تاثیرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعطیلات بر زندگی مردم و فرآیند پیشرفت کشور و با عنایت به پیچیدگی و چند بعدی بودن موضوع، اگر کارگروه مشترکی با حضور نمایندگانی از دولت و مجلس برای بررسی مسئله اصلاح تقویم آموزشی تشکیل شود، میتواند کار را بهتر پیش ببرد.
—---------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش با بیان اینکه در خصوص تعطیلات یکماهه زمستانی مدارس هنوز نظری ندادهایم، گفت: سازمان محیط زیست طرحی را از منظر «کاهش آلودگی هوا» برای ایجاد تعطیلات زمستانی آماده کرده است.
به گزارش ایسنا، مهدی نوید ادهم، با بیان اینکه سازمان محیط زیست طرحی را از منظر «کاهش آلودگی هوا» برای ایجاد تعطیلات زمستانی آماده کرده است، اظهار کرد: آموزش و پرورش به مسئله تعطیلات زمستانی از منظر تعلیم و تربیت نگاه میکند؛ ما به تعطیلات زمستانی تنها برای کاهش آلودگی هوا نمیاندیشیم بلکه به تمام یک سال تحصیلی نگاه کرده و برای مدیریت و استفاده بهینه از زمان برای تحقق اهداف آموزشی و تربیتی چاره اندیشی می کنیم.
وی افزود: آموزش و پرورش خواهان اصلاح تقویم آموزشی کشور است و ما با تعطیلات زمستانی به شرطی موافقیم که مصوبه مجلس برای آغاز سال تحصیلی در مهرماه و پایان آن در اردیبهشت ماه اصلاح شده و اختیار اعمال تغییر در تقویم آموزشی به شورای عالی آموزش و پرورش و هیات دولت واگذار شود تا بتواند زمان آغاز سال تحصیلی را متناسب با شرایط کشور تغییر دهد.
نوید افزود: ما بیش از تعطیلات زمستانی، نگران طولانی بودن تعطیلات تابستانی هستیم که از نظر ما توجیه آموزشی، فرهنگی، تربیتی و حتی اقتصادی و اجتماعی ندارد و باید برای کاهش آن چاره اندیشی کرد.
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اضافه کرد: طرحی که تعطیلات یکماهه زمستانی را مطرح میکند مربوط به سازمان محیط زیست است اما قطعاً از آموزش و پرورش هم نظر خواهند خواست کما اینکه سال گذشته هم این اتفاق افتاد و طرحی به مجلس فرستاده شد که مورد تایید نهایی قرار نگرفت.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، نوید با بیان اینکه شورای عالی آموزش و پرورش در خصوص تعطیلات یکماهه زمستانی مدارس هنوز نظری نداده است، گفت: ما هم قبول داریم که تغییر تقویم آموزشی در کلان کشور تأثیرگذار است و راهحلهای مختلفی میتوان برای آن پیشبینی کرد اما پیش شرط آن، این است که مجلس محترم بپذیرد که مصوبهاش برای زمان آغاز سال تحصیلی اصلاح شود.
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد: با توجه به تاثیرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعطیلات بر زندگی مردم و فرآیند پیشرفت کشور و با عنایت به پیچیدگی و چند بعدی بودن موضوع، اگر کارگروه مشترکی با حضور نمایندگانی از دولت و مجلس برای بررسی مسئله اصلاح تقویم آموزشی تشکیل شود، میتواند کار را بهتر پیش ببرد.
—---------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔺مدرسه مستعمره #کنکور
—------------------—
عباس کاظمی/ عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی:
یکی از مسائل هرروزه من با فرزندم که به مدرسه ابتدایی میرود این است که چگونه فرصت داشته باشد کتاب بخواند، ورزش کند و از زندگی و فراغت خود لذت ببرد. مدرسه در مقابل برنامه عادی زندگی قرارگرفته است و نهتنها زمان کلاس و درس بلکه زمان فراغت فرزندان را نیز مدیریت میکند؛ گویی چیزی را آموزش میدهد که بهکلی جدا از چیزهاییاست که کودک یا نوجوان برای زندگی عادی به آنها نیاز دارد؛ گویی مدرسه، مزاحم زندگی عادی ماست. همیشه همینطور بوده است؛ حداقل تا آنجا که من به یاد دارم، مدرسه همیشه از زندگی بریده و خود را در چهاردیواری آجریاش محصور کرده بود. آموزشوپرورش در چند سال اخیر تلاشهایی کرده تا کتابهای درسی خود را روزآمدتر کند یا استرس امتحان را از روی ذهن بچههای دوره ابتدایی بردارد. هرچند اینها اقداماتی نیکو هستند اما همچنان آموزشوپرورش نتوانسته از قیدوبند نظام کنکوری که همه زندگی ما را احاطه کرده است رهایی یابد. با اینکه حالا دیگر بسیاری از صندلیهای دانشگاهها خالی میماند و در بسیاری از رشتهها بدون کنکور نیز امکان تحصیل هست، همچنان نظامهای فرصتطلب کنکوری به سیاق گذشته برنامههای مدرسه را تحت تأثیر خود قرار دادهاند و بچههای معصوم را درگیر تنشهای رتبه و تست و عدد و رقابت جایگاه در آزمونهای تستی میکنند. بنابراین اگرچه نظام نمرهدهی برای کاستن استرسها از روی ذهن کودکان برداشته شده اما مجددا نظام استرسی و رقابتی و وقتکشانه و البته بیمصرف پیچیدهای (در قالب آزمونهای بیمصرف بعضی انتشارات خاص و...) ایجاد شده است. اگر نظام نمرهدهی در پایان ترم یا پایان سال، برای یک بار بود، اکنون نظامهای تستی و کنکوری، به طور مرتب، چند هفته یکبار و آن هم به شکل متمرکز و سراسری برقرار است. بدینترتیب، دانشآموزان و خانوادههای آنها مرتب فرزندان خود را در کل مدارس کشور مورد مقایسه قرار میدهند و کودکان از همان ابتدا با مفهوم رتبه، مقایسه، پایینتر و بالاتربودن، حسادت، احساس یأس یا حس برتربودن آشنا میشوند. جالب است که درگیرشدن در این بازی مستمر، به بخشی از لذت آزاردهنده و رنجافزای والدین بر فرزندانشان تبدیل شده است. آنها مانند سوژههای مطیع و رام نهتنها با مدارس همگام هستند بلکه از مدارس میخواهند که دانشآموزان را ذیل همین سیستم تربیت کنند و بر فرزندان خود فشار میآورند که رتبههای دلخواهشان را به دست بیاورند، در زمان فراغت خود، کمتر بازیگوشی کنند و به مسئله مهم درس بپردازند! ما به سمتی میرویم که بچههای ما حتی فرصتی آزاد برای کتابخواندن در حوزههای دلخواه هم نخواهند داشت. مدرسه در چنین وضعیتی حتی فرصت مطالعه را از بچههای ما گرفته و بدینترتیب خود را نه بهعنوان پشتوانهای در کنار جامعه بلکه در برابر جامعه قرار داده است. عناوین آمده در این نوشتار:
🔹عدد و رتبه به جای کلمات و تصاویر
🔹آموزش و انقلاب طولانی
🔹دفاع از جامعه در برابر #مدرسه
فایرابند مقالهای دارد با عنوان «چگونه باید از جامعه در برابر علم دفاع کرد». مقاله با این عبارت شروع میشود: «من قصد دارم از جامعه و اعضای آن در برابر همه ایدئولوژیها و ازجمله علم، دفاع کنم. همه ایدئولوژیها را باید در چشماندازی تاریخی نگاه کرد. استدلالش ساده است! تا زمانی که علم به رهاییبخشی بشر کمک میکند سودمند است اما زمانی که جباریتی برای خود فراهم ساخته و آدمها را ذیل آن جباریت سرکوب میکند و زندگی آنها را از محتوا تهی میسازد، باید با آن مبارزه کرد». دارد زمان آن میرسد که با مدرسه و با آنچه آموزشوپرورش نام گرفته است مبارزه کنیم. باید ببینیم مدارس با فرزندان ما و آینده آنها چه میکنند! نترسیم که از علم و آنچه مدرسه نام گرفته پرسش کنیم. مدرسه باید از دنبالهروی کنکور و از نخبهسازیهای جعلی دست بردارد. باید به خانوادهها درباره توهم نخبهبودن فرزندانشان هشدار دهیم. مدارس ما کاملا به ویروس نخبهسازیهای موهوم و رقابتهای بیمعنای کنکوری آلوده شدهاند و اینک برگرداندن مدرسه به جای اول خود بسیار دشوار شده است. آیا میتوان به آزادسازی مدارس امید داشت؟ آیا میتوان به این پرسش برگشت که مدارس غیر از نگهداشتن فرزندان ما در طول روز، قرار است چه کار دیگری برای ما انجام دهند؟ آیا میتوان انتظار داشت که مدارس به جای کار سخت بهاصطلاح پرورش نخبه، به کار معمولی تربیت اجتماعی بپردازند؟ آیا میتوان امید داشت که مدارس بگذارند بچههای ما زندگی و جامعه را تجربه کنند؟ متن کامل مطلب را در سایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید👈 https://eduarticle.me/?p=3338
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------—
عباس کاظمی/ عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی:
یکی از مسائل هرروزه من با فرزندم که به مدرسه ابتدایی میرود این است که چگونه فرصت داشته باشد کتاب بخواند، ورزش کند و از زندگی و فراغت خود لذت ببرد. مدرسه در مقابل برنامه عادی زندگی قرارگرفته است و نهتنها زمان کلاس و درس بلکه زمان فراغت فرزندان را نیز مدیریت میکند؛ گویی چیزی را آموزش میدهد که بهکلی جدا از چیزهاییاست که کودک یا نوجوان برای زندگی عادی به آنها نیاز دارد؛ گویی مدرسه، مزاحم زندگی عادی ماست. همیشه همینطور بوده است؛ حداقل تا آنجا که من به یاد دارم، مدرسه همیشه از زندگی بریده و خود را در چهاردیواری آجریاش محصور کرده بود. آموزشوپرورش در چند سال اخیر تلاشهایی کرده تا کتابهای درسی خود را روزآمدتر کند یا استرس امتحان را از روی ذهن بچههای دوره ابتدایی بردارد. هرچند اینها اقداماتی نیکو هستند اما همچنان آموزشوپرورش نتوانسته از قیدوبند نظام کنکوری که همه زندگی ما را احاطه کرده است رهایی یابد. با اینکه حالا دیگر بسیاری از صندلیهای دانشگاهها خالی میماند و در بسیاری از رشتهها بدون کنکور نیز امکان تحصیل هست، همچنان نظامهای فرصتطلب کنکوری به سیاق گذشته برنامههای مدرسه را تحت تأثیر خود قرار دادهاند و بچههای معصوم را درگیر تنشهای رتبه و تست و عدد و رقابت جایگاه در آزمونهای تستی میکنند. بنابراین اگرچه نظام نمرهدهی برای کاستن استرسها از روی ذهن کودکان برداشته شده اما مجددا نظام استرسی و رقابتی و وقتکشانه و البته بیمصرف پیچیدهای (در قالب آزمونهای بیمصرف بعضی انتشارات خاص و...) ایجاد شده است. اگر نظام نمرهدهی در پایان ترم یا پایان سال، برای یک بار بود، اکنون نظامهای تستی و کنکوری، به طور مرتب، چند هفته یکبار و آن هم به شکل متمرکز و سراسری برقرار است. بدینترتیب، دانشآموزان و خانوادههای آنها مرتب فرزندان خود را در کل مدارس کشور مورد مقایسه قرار میدهند و کودکان از همان ابتدا با مفهوم رتبه، مقایسه، پایینتر و بالاتربودن، حسادت، احساس یأس یا حس برتربودن آشنا میشوند. جالب است که درگیرشدن در این بازی مستمر، به بخشی از لذت آزاردهنده و رنجافزای والدین بر فرزندانشان تبدیل شده است. آنها مانند سوژههای مطیع و رام نهتنها با مدارس همگام هستند بلکه از مدارس میخواهند که دانشآموزان را ذیل همین سیستم تربیت کنند و بر فرزندان خود فشار میآورند که رتبههای دلخواهشان را به دست بیاورند، در زمان فراغت خود، کمتر بازیگوشی کنند و به مسئله مهم درس بپردازند! ما به سمتی میرویم که بچههای ما حتی فرصتی آزاد برای کتابخواندن در حوزههای دلخواه هم نخواهند داشت. مدرسه در چنین وضعیتی حتی فرصت مطالعه را از بچههای ما گرفته و بدینترتیب خود را نه بهعنوان پشتوانهای در کنار جامعه بلکه در برابر جامعه قرار داده است. عناوین آمده در این نوشتار:
🔹عدد و رتبه به جای کلمات و تصاویر
🔹آموزش و انقلاب طولانی
🔹دفاع از جامعه در برابر #مدرسه
فایرابند مقالهای دارد با عنوان «چگونه باید از جامعه در برابر علم دفاع کرد». مقاله با این عبارت شروع میشود: «من قصد دارم از جامعه و اعضای آن در برابر همه ایدئولوژیها و ازجمله علم، دفاع کنم. همه ایدئولوژیها را باید در چشماندازی تاریخی نگاه کرد. استدلالش ساده است! تا زمانی که علم به رهاییبخشی بشر کمک میکند سودمند است اما زمانی که جباریتی برای خود فراهم ساخته و آدمها را ذیل آن جباریت سرکوب میکند و زندگی آنها را از محتوا تهی میسازد، باید با آن مبارزه کرد». دارد زمان آن میرسد که با مدرسه و با آنچه آموزشوپرورش نام گرفته است مبارزه کنیم. باید ببینیم مدارس با فرزندان ما و آینده آنها چه میکنند! نترسیم که از علم و آنچه مدرسه نام گرفته پرسش کنیم. مدرسه باید از دنبالهروی کنکور و از نخبهسازیهای جعلی دست بردارد. باید به خانوادهها درباره توهم نخبهبودن فرزندانشان هشدار دهیم. مدارس ما کاملا به ویروس نخبهسازیهای موهوم و رقابتهای بیمعنای کنکوری آلوده شدهاند و اینک برگرداندن مدرسه به جای اول خود بسیار دشوار شده است. آیا میتوان به آزادسازی مدارس امید داشت؟ آیا میتوان به این پرسش برگشت که مدارس غیر از نگهداشتن فرزندان ما در طول روز، قرار است چه کار دیگری برای ما انجام دهند؟ آیا میتوان انتظار داشت که مدارس به جای کار سخت بهاصطلاح پرورش نخبه، به کار معمولی تربیت اجتماعی بپردازند؟ آیا میتوان امید داشت که مدارس بگذارند بچههای ما زندگی و جامعه را تجربه کنند؟ متن کامل مطلب را در سایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید👈 https://eduarticle.me/?p=3338
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔸جای خالی «زندگی» در #برنامه_درسی
—---------------—
میترا فردوسی/ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی:
یادداشت دکتر کاظمی[پست قبلی] که شبیه یک فراخوان است با یک جمله کلیدی: «دارد زمان آن میرسد که با مدرسه و با آنچه آموزشوپرورش نام گرفته است مبارزه کنیم و ببینیم مدارس با فرزندان ما و آینده آنها چه میکنند».
وقتی که این یادداشت به دستم رسید، ... با خواندنش، تمام سالهای تحصیل از پیش رویم گذشت و در یک لحظه ایستاد؛ کلاس اول دبیرستان در یک مدرسه نمونه دولتی؛ آنجا که شبیه یک تبعیدی، صندلیام را زده بودم زیر بغل و موزائیکهای رنگورو رفته را تا ته کلاس طی کرده بودم تا بگذارمش بعد از همه ردیفهای تودرتوی کلاسمان.
نظم کلاس را همان ردیفها رقم میزدند و من به چشم همه معلمها و دانشآموزان و کادر مدرسه کاری عجیب، بیمنطق و شاید از سر لجبازی کرده بودم. آنجا ولی برای من شروع یک خوشی و تجربه بدیع و جدید از مدرسه بود. وقتی صدای معلم در موزیکی که از کاست داخل واکمن در گوشم میپیچید، ادغام میشد سرخوش میشدم و یادگیریام چندبرابر میشد. وقتی که بین زمانهای بیمصرف نوشتن معنی شعرهای عاشقانه سعدی در کتاب فارسی، آنجا که معلم میگفت و همه باید عین هم شعر را به متنی بیروح بدل میکردند، رمان میخواندم یا شعری را زمزمه میکردم انگار عناصر زندگی در من قوت میگرفت و جمعهها گروهنوازی دف بعد از آزمونهای آزمایشی ، جان گریخته از تنم را به من برمیگرداند.
منِ عاشق موسیقی و شعر و کلمه و تصویر، به مدرسه تبعید شده بودم که قرار بود از همه این عناصر خالی باشد و من داشتم با ادغام همه آنچه گفتم در تصویر بیروح کلاس درس، چهره جدیدی به تجربهام از مدرسه میبخشیدم. سالهاست که فضای غایب مدرسه، دانشآموزان را از جامعه، از عناصر فرهنگی و مهارتهای اجتماعی جدا میکند و آنها را در محدوده اعداد و رقمها و دوگانههایی چون زرنگ/خنگ، درسخوان/تنبل و شاگرداول/شاگرد آخر، سانت میزند و بیآنکه بخواهد نسبتی با چیزی که بیرون از مدرسه در کوچهها، خیابانها، خانهها، پارکها و پاساژها در حال رخدادن است برقرار کند، بر نظم نمادین خود اصرار میورزد.
البته که نمیخواهم اینجا فقط کژکارکردهای مدرسه را بشمارم. مدرسه نیز مانند هر نهاد اجتماعی دیگر، ناگزیر از تغییر و اصلاح است و در این سالها کارکردهای مثبتی پیدا کرده. برای مثال ساختار قدرت در مدرسه، امروز بیش از هر زمان اصلاح شده و روابط افقی کادر مدرسه با دانشآموزان، جای روابط عمودی رئیس/مرئوسی را گرفته است. امروزه والدین، باسوادتر از گذشته هستند و بخشی از مطالبهگری و دخالت همراه با نظارت آنها در امر آموزشو پرورش، کارکردهای مدرسه را به وضعیت آرمانیاش نزدیکتر کرده و اگر مثبت نگاه کنیم پیوندی بین مدرسه و جامعه از این طریق در حال برقراری است.
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------—
میترا فردوسی/ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی:
یادداشت دکتر کاظمی[پست قبلی] که شبیه یک فراخوان است با یک جمله کلیدی: «دارد زمان آن میرسد که با مدرسه و با آنچه آموزشوپرورش نام گرفته است مبارزه کنیم و ببینیم مدارس با فرزندان ما و آینده آنها چه میکنند».
وقتی که این یادداشت به دستم رسید، ... با خواندنش، تمام سالهای تحصیل از پیش رویم گذشت و در یک لحظه ایستاد؛ کلاس اول دبیرستان در یک مدرسه نمونه دولتی؛ آنجا که شبیه یک تبعیدی، صندلیام را زده بودم زیر بغل و موزائیکهای رنگورو رفته را تا ته کلاس طی کرده بودم تا بگذارمش بعد از همه ردیفهای تودرتوی کلاسمان.
نظم کلاس را همان ردیفها رقم میزدند و من به چشم همه معلمها و دانشآموزان و کادر مدرسه کاری عجیب، بیمنطق و شاید از سر لجبازی کرده بودم. آنجا ولی برای من شروع یک خوشی و تجربه بدیع و جدید از مدرسه بود. وقتی صدای معلم در موزیکی که از کاست داخل واکمن در گوشم میپیچید، ادغام میشد سرخوش میشدم و یادگیریام چندبرابر میشد. وقتی که بین زمانهای بیمصرف نوشتن معنی شعرهای عاشقانه سعدی در کتاب فارسی، آنجا که معلم میگفت و همه باید عین هم شعر را به متنی بیروح بدل میکردند، رمان میخواندم یا شعری را زمزمه میکردم انگار عناصر زندگی در من قوت میگرفت و جمعهها گروهنوازی دف بعد از آزمونهای آزمایشی ، جان گریخته از تنم را به من برمیگرداند.
منِ عاشق موسیقی و شعر و کلمه و تصویر، به مدرسه تبعید شده بودم که قرار بود از همه این عناصر خالی باشد و من داشتم با ادغام همه آنچه گفتم در تصویر بیروح کلاس درس، چهره جدیدی به تجربهام از مدرسه میبخشیدم. سالهاست که فضای غایب مدرسه، دانشآموزان را از جامعه، از عناصر فرهنگی و مهارتهای اجتماعی جدا میکند و آنها را در محدوده اعداد و رقمها و دوگانههایی چون زرنگ/خنگ، درسخوان/تنبل و شاگرداول/شاگرد آخر، سانت میزند و بیآنکه بخواهد نسبتی با چیزی که بیرون از مدرسه در کوچهها، خیابانها، خانهها، پارکها و پاساژها در حال رخدادن است برقرار کند، بر نظم نمادین خود اصرار میورزد.
البته که نمیخواهم اینجا فقط کژکارکردهای مدرسه را بشمارم. مدرسه نیز مانند هر نهاد اجتماعی دیگر، ناگزیر از تغییر و اصلاح است و در این سالها کارکردهای مثبتی پیدا کرده. برای مثال ساختار قدرت در مدرسه، امروز بیش از هر زمان اصلاح شده و روابط افقی کادر مدرسه با دانشآموزان، جای روابط عمودی رئیس/مرئوسی را گرفته است. امروزه والدین، باسوادتر از گذشته هستند و بخشی از مطالبهگری و دخالت همراه با نظارت آنها در امر آموزشو پرورش، کارکردهای مدرسه را به وضعیت آرمانیاش نزدیکتر کرده و اگر مثبت نگاه کنیم پیوندی بین مدرسه و جامعه از این طریق در حال برقراری است.
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
♿️ 24 درصد ساختمانهای اداری پایتخت مناسب برای معلولان است . ♿️ همشهری
@eduarticle
@eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
#یادگیری با حیوانات یک روش آموزشی مناسب. کلاس درس زنده در باغ وحش سنگاپور
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#یادگیری با حیوانات یک روش آموزشی مناسب. کلاس درس زنده در باغ وحش سنگاپور
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Parishani (Distress)
Omid Nemati
#جیره_موسیقی شبانه🎼🎼🌒🌒
پریشانی از آلبوم جدید حرمان
#امید_نعمتی
تذکر، این تک آهنگ رایگان منتشر شده است.
🌹🌹
کانال مقاله ها @eduarticle
پریشانی از آلبوم جدید حرمان
#امید_نعمتی
تذکر، این تک آهنگ رایگان منتشر شده است.
🌹🌹
کانال مقاله ها @eduarticle
#حکایتها ۵۳ 📝📝
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.
هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد
گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش
بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود
لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش
باری به مجلس او در کتاب شاهنامه همیخواندند در زوال مملکت ضحّاک و عهد فریدون وزیر ملک را پرسید هیچ توان دانستن که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه برو مملکت مقرر شد گفت آن چنان که شنیدی خلقی برو به تعصب گرد آمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت گفت ای ملک چو گرد آمدن خلقی موجب پادشاهیست تو مر خلق را پریشان برای چه میکنی مگر سر پادشاهی کردن نداری
همان به که لشکر به جان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری
ملک گفت موجب گرد آمدن سپاه و رعیت چه باشد گفت پادشه را کرم باید تا برو گرد آیند و رحمت تا در پناه دولتش ایمن نشینند و ترا این هر دو نیست
نکند جور پیشه سلطانی
که نیاید ز گرگ چوپانی
پادشاهی که طرح ظلم افکند
پای دیوار ملک خویش بکند
ملک را پند وزیر ناصح موافق طبع مخالف نیامد روی از این سخن در هم کشید و به زندانش فرستاد. بسی بر نیامد که بنی عمّ سلطان به منازعت خاستند و ملک پدر خواستند، قومی که از دست تطاول او به جان آمده بودند و پریشان شده بر ایشان گرد آمدند و تقویت کردند تا ملک از تصرف این به در رفت و بر آنان مقرر شد.
پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست
دوستدارش روز سختی دشمن زور آورست
با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین
زان که شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست
گلستان
باب اول: در سیرت پادشاهان
_______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.
هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد
گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش
بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود
لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش
باری به مجلس او در کتاب شاهنامه همیخواندند در زوال مملکت ضحّاک و عهد فریدون وزیر ملک را پرسید هیچ توان دانستن که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه برو مملکت مقرر شد گفت آن چنان که شنیدی خلقی برو به تعصب گرد آمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت گفت ای ملک چو گرد آمدن خلقی موجب پادشاهیست تو مر خلق را پریشان برای چه میکنی مگر سر پادشاهی کردن نداری
همان به که لشکر به جان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری
ملک گفت موجب گرد آمدن سپاه و رعیت چه باشد گفت پادشه را کرم باید تا برو گرد آیند و رحمت تا در پناه دولتش ایمن نشینند و ترا این هر دو نیست
نکند جور پیشه سلطانی
که نیاید ز گرگ چوپانی
پادشاهی که طرح ظلم افکند
پای دیوار ملک خویش بکند
ملک را پند وزیر ناصح موافق طبع مخالف نیامد روی از این سخن در هم کشید و به زندانش فرستاد. بسی بر نیامد که بنی عمّ سلطان به منازعت خاستند و ملک پدر خواستند، قومی که از دست تطاول او به جان آمده بودند و پریشان شده بر ایشان گرد آمدند و تقویت کردند تا ملک از تصرف این به در رفت و بر آنان مقرر شد.
پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست
دوستدارش روز سختی دشمن زور آورست
با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین
زان که شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست
گلستان
باب اول: در سیرت پادشاهان
_______________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
زنان واقعا پر استقامتتر از مردان هستند. نتایج یک مطالعه جدیدنشان میدهد که در شرایط بسیار سخت مثل قحطی، شیوع بیماریهای واگیردار، یا حتی اسارت، زنان بیش از مردان دوام میآورند. bbc/ @eduarticle
🔹پاسخ وزیر آموزش و پرورش به فرمانده بسیج
🔺غیبپرور دیروز گفته بود «از هر مسجد دو یا سه بسیجی به کمک اولیا و کادر آموزشی مدارس میروند» @eduarticle
🔺غیبپرور دیروز گفته بود «از هر مسجد دو یا سه بسیجی به کمک اولیا و کادر آموزشی مدارس میروند» @eduarticle
🔹پسربچه چینی با موهای یخزده سر جلسه امتحان حاضر شد🔹
—------------—
یک پسربچه کلاس سومی در چین پس از طی مسافتی طولانی با مو و ابروهای قندیل بسته سر جلسه امتحان حاضر شد.
به گزارش ایسنا، ونگ فومن، پسر هشت ساله چینی پس از طی مسیر ۴.۵ کیلومتری در دمای منفی ۹ درجه سانتیگراد خود را در حالی برای شرکت در امتحانات به مدرسه رساند که مو و ابرهایش قندیل بسته بودند.
این پسر که ساکن روستایی در استان یوننان واقع در جنوب غربی چین است، هر روز این مسافت طولانی را برای رسیدن به مدرسه طی میکند. عکسهایی که معلمش از او گرفت و در شبکههای اجتماعی منتشر کرد، وی را بر سر جلسه با موهای یخ زده و دستان پینه بسته و چروکیده نشان میدهد.
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------—
یک پسربچه کلاس سومی در چین پس از طی مسافتی طولانی با مو و ابروهای قندیل بسته سر جلسه امتحان حاضر شد.
به گزارش ایسنا، ونگ فومن، پسر هشت ساله چینی پس از طی مسیر ۴.۵ کیلومتری در دمای منفی ۹ درجه سانتیگراد خود را در حالی برای شرکت در امتحانات به مدرسه رساند که مو و ابرهایش قندیل بسته بودند.
این پسر که ساکن روستایی در استان یوننان واقع در جنوب غربی چین است، هر روز این مسافت طولانی را برای رسیدن به مدرسه طی میکند. عکسهایی که معلمش از او گرفت و در شبکههای اجتماعی منتشر کرد، وی را بر سر جلسه با موهای یخ زده و دستان پینه بسته و چروکیده نشان میدهد.
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔘خودبرتربینی کاذب ما از کجا میآید؟
نقدی بر ادعای معرفی کودک #نخبه در یک شو تلویزیونی
—----------------
«هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایران تنها کشور چهار فصل دنیاست»، «ایران خونگرمترین و مهماننوازترین مردم دنیا را دارد»، «ناسا را ایرانیها میچرخانند»، «استعداد بچههای ایرانی در دنیا بینظیر است»، نمونه جملههایی که بارها و آنها را شنیده یا به زبان آوردهایم. اما این جملهها چقدر به واقعیت نزدیک و چه اندازه اغراقآمیز هستند؟
به گزارش ایسنا، گوش همهی ما از دوران کودکی در خانواده، مدرسه، دانشگاه و جامعه بارها با جملههایی که ایرانیان نسبت به مردم بسیاری از جهان در زمینههای مختلف برتری دارند، آشناست. جملههایی که خیلی از آنها به محض اینکه کشورهای دیگر را از نزدیک میبینیم و با شرایط جغرافیایی، هنر و برخوردهای مردم دیگر آشنا میشویم، از خودمان میپرسیم پس تکلیف آنچه که در تمام این سالهای شنیدهایم، چه میشود!؟
گاهی نیز رسانهها حسی را که در آن اغراق میشود، بیش از پیش تحریک میکنند. برای مثال چند روز گذشته کودک ۱۰ سالهای به عنوان مهمان به یکی از شبکههای تلویزیونی دعوت شد. کودکی که مدعی شد مخترع است و طراحی خودرو انجام میدهد، همچنین برخی از دانشگاهها و شرکتهای مرتبط در داخل و خارج از کشور برای همکاری از او دعوت کردهاند. ادعایی که در شبکههای اجتماعی سر و صدا به پا کرد و در نهایت با تکذیب دعوت به همکاری شرکتهای مربوطه از این کودک همراه شد. در ادامه، پدر این کودک در برنامهی زنده روی خط میآید و توضیح میدهد که شرکتهای مربوطه پسرش را برای ۱۰ تا ۲۰ آینده خواستهاند.
بعد از معرفی این کودک ۱۰ ساله در رسانهی ملی بسیاری از مخاطبان، ویدئو حاصل این گفتوگو را بارها در شبکههای اجتماعی منتشر کردند و از اصطلاحات «دمش گرم» و«لطفا فراریش ندیم» برای این کودک ایرانی استفاده کردند. در مقابل، برخی هم با تردید نسبت به صحت ادعاهای او، از خانوادههایی که بعد از تماشای این برنامه، فرزند خودشان را با این کودک که به عنوان یک نخبه معرفی شده است، مقایسه کردهاند، اظهار نگرانی کردند.
همچنین نقدهایی به رسانه و برنامهسازانی وارد و این پرسش مطرح شد که آیا دستاندرکاران برنامهی جنگ صبحگاهی، آگاهانه و عامدانه، برای جلب توجه و انعکاس بیشتر، دست به اقدامی میزنند که اصول اولیهی حرفهای در آن رعایت نشده است؟
ازسوی دیگر، گروهی از استادان دانشگاه در داخل و خارج از کشور نیز اقدام اخیر یک برنامهی تلویزیون را رفتاری توهینآمیز نسبت به جامعهی #نخبگان و تحصیلکردگان کشور توصیف کردند. [عنوانهای مطلب👇 ]
🔸مدتهاست صدا و سیما در سراشیبی قرار گرفته
🔹گذشته پرافتخار التیامبخش است
🔸کمترین دانشآموزان نخبه به کشور بازگشتهاند
🔹نخبه بودن را کاملا تکبُعدی کردهایم
🔸همیشه پشت شعارهای موهوم سنگر نگیریم
متن کامل مطلب را درسایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید کلیک کنید👈 https://eduarticle.me/?p=3389
در همین رابطه👈 https://t.me/eduarticle/4530
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
نقدی بر ادعای معرفی کودک #نخبه در یک شو تلویزیونی
—----------------
«هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایران تنها کشور چهار فصل دنیاست»، «ایران خونگرمترین و مهماننوازترین مردم دنیا را دارد»، «ناسا را ایرانیها میچرخانند»، «استعداد بچههای ایرانی در دنیا بینظیر است»، نمونه جملههایی که بارها و آنها را شنیده یا به زبان آوردهایم. اما این جملهها چقدر به واقعیت نزدیک و چه اندازه اغراقآمیز هستند؟
به گزارش ایسنا، گوش همهی ما از دوران کودکی در خانواده، مدرسه، دانشگاه و جامعه بارها با جملههایی که ایرانیان نسبت به مردم بسیاری از جهان در زمینههای مختلف برتری دارند، آشناست. جملههایی که خیلی از آنها به محض اینکه کشورهای دیگر را از نزدیک میبینیم و با شرایط جغرافیایی، هنر و برخوردهای مردم دیگر آشنا میشویم، از خودمان میپرسیم پس تکلیف آنچه که در تمام این سالهای شنیدهایم، چه میشود!؟
گاهی نیز رسانهها حسی را که در آن اغراق میشود، بیش از پیش تحریک میکنند. برای مثال چند روز گذشته کودک ۱۰ سالهای به عنوان مهمان به یکی از شبکههای تلویزیونی دعوت شد. کودکی که مدعی شد مخترع است و طراحی خودرو انجام میدهد، همچنین برخی از دانشگاهها و شرکتهای مرتبط در داخل و خارج از کشور برای همکاری از او دعوت کردهاند. ادعایی که در شبکههای اجتماعی سر و صدا به پا کرد و در نهایت با تکذیب دعوت به همکاری شرکتهای مربوطه از این کودک همراه شد. در ادامه، پدر این کودک در برنامهی زنده روی خط میآید و توضیح میدهد که شرکتهای مربوطه پسرش را برای ۱۰ تا ۲۰ آینده خواستهاند.
بعد از معرفی این کودک ۱۰ ساله در رسانهی ملی بسیاری از مخاطبان، ویدئو حاصل این گفتوگو را بارها در شبکههای اجتماعی منتشر کردند و از اصطلاحات «دمش گرم» و«لطفا فراریش ندیم» برای این کودک ایرانی استفاده کردند. در مقابل، برخی هم با تردید نسبت به صحت ادعاهای او، از خانوادههایی که بعد از تماشای این برنامه، فرزند خودشان را با این کودک که به عنوان یک نخبه معرفی شده است، مقایسه کردهاند، اظهار نگرانی کردند.
همچنین نقدهایی به رسانه و برنامهسازانی وارد و این پرسش مطرح شد که آیا دستاندرکاران برنامهی جنگ صبحگاهی، آگاهانه و عامدانه، برای جلب توجه و انعکاس بیشتر، دست به اقدامی میزنند که اصول اولیهی حرفهای در آن رعایت نشده است؟
ازسوی دیگر، گروهی از استادان دانشگاه در داخل و خارج از کشور نیز اقدام اخیر یک برنامهی تلویزیون را رفتاری توهینآمیز نسبت به جامعهی #نخبگان و تحصیلکردگان کشور توصیف کردند. [عنوانهای مطلب👇 ]
🔸مدتهاست صدا و سیما در سراشیبی قرار گرفته
🔹گذشته پرافتخار التیامبخش است
🔸کمترین دانشآموزان نخبه به کشور بازگشتهاند
🔹نخبه بودن را کاملا تکبُعدی کردهایم
🔸همیشه پشت شعارهای موهوم سنگر نگیریم
متن کامل مطلب را درسایت بانک مقاله ها مطالعه نمایید کلیک کنید👈 https://eduarticle.me/?p=3389
در همین رابطه👈 https://t.me/eduarticle/4530
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
خودبرتربینی کاذب ما از کجا میآید؟
نقدی بر ادعای معرفی کودک نخبه در یک شو تلویزیونی «هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایران تنها کشور چهار فصل دنیاست»، «ایران خونگرمترین و مهماننوازترین مردم دنیا را دارد»، «ناسا را ایرانیها می
📝نامه استادان وفعالان محیط زیست به وزیر آموزش وپرورش📝
______________
60تن از اعضای هیات علمی #محیط_زیست دانشگاههای مختلف کشور و ۳۰۰۰ دانش آموخته محیط زیست در مقاطع مختلف تحصیلی در نامهای به وزیر آموزش و پرورش خواستار سپردن تدریس کتاب انسان و محیط زیست به فارغالتحصیلان رشته محیط زیست شدند.
به گزارش ایسنا، نگارندگان این نامه معتقدند از فارغالتحصیلان سایر رشتهها نمیتوان انتظار داشت که هم از آبزیان بدانند و هم در زمینه وحوش ایران صاحب نظر باشند و هم بر مفاهیم آب، انرژی و اکوسیستمها وقوف کامل داشته باشند بنابراین بیتوجهی در انتخاب مدرس متخصص، بنا بر تجربه و مدارک لازم در
بی تفاوتی اکثریت معلمینی که تدریس این کتاب به آنها سپرده شده است باعث بیاثر شدن و ابتر ماندن اهداف عالیه این برنامه درسی خواهد شد.
دربخشی دیگر از این نامه آمده است:ضمن تشکر از اهتمام نظام آموزشی کشور که در حرکتی موثر موضوع آموزش محیط زیست برای اولین بار به صورت کتاب درسی «انسان و محیط زیست» در وزارت آموزش و پرورش آماده برای تدریس شده است. بدین وسیله ما تقاضا داریم به منظور تاثیرگذاری هر چه بیشتر این درس برای آینده سازان کشور و ایجاد بستر مناسب برای اندیشیدن آنان و پیشگیری از بحرانهای آب، انرژی، انقراض حیات وحش، نابودی جنگلها، تالابها و دریاچهها در آینده؛ از مدرسانی برای تدریس استفاده شود که دانش محیط زیست را در دانشگاه فرا گرفته باشند، همچنین خواستاریم، حال که آموزش و پرورش دنبال جبران کمبود نیروی انسانی است، از نیروهای جوان و متخصص محیط زیست برای پر کردن این خلا بهره ببرد.
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
______________
60تن از اعضای هیات علمی #محیط_زیست دانشگاههای مختلف کشور و ۳۰۰۰ دانش آموخته محیط زیست در مقاطع مختلف تحصیلی در نامهای به وزیر آموزش و پرورش خواستار سپردن تدریس کتاب انسان و محیط زیست به فارغالتحصیلان رشته محیط زیست شدند.
به گزارش ایسنا، نگارندگان این نامه معتقدند از فارغالتحصیلان سایر رشتهها نمیتوان انتظار داشت که هم از آبزیان بدانند و هم در زمینه وحوش ایران صاحب نظر باشند و هم بر مفاهیم آب، انرژی و اکوسیستمها وقوف کامل داشته باشند بنابراین بیتوجهی در انتخاب مدرس متخصص، بنا بر تجربه و مدارک لازم در
بی تفاوتی اکثریت معلمینی که تدریس این کتاب به آنها سپرده شده است باعث بیاثر شدن و ابتر ماندن اهداف عالیه این برنامه درسی خواهد شد.
دربخشی دیگر از این نامه آمده است:ضمن تشکر از اهتمام نظام آموزشی کشور که در حرکتی موثر موضوع آموزش محیط زیست برای اولین بار به صورت کتاب درسی «انسان و محیط زیست» در وزارت آموزش و پرورش آماده برای تدریس شده است. بدین وسیله ما تقاضا داریم به منظور تاثیرگذاری هر چه بیشتر این درس برای آینده سازان کشور و ایجاد بستر مناسب برای اندیشیدن آنان و پیشگیری از بحرانهای آب، انرژی، انقراض حیات وحش، نابودی جنگلها، تالابها و دریاچهها در آینده؛ از مدرسانی برای تدریس استفاده شود که دانش محیط زیست را در دانشگاه فرا گرفته باشند، همچنین خواستاریم، حال که آموزش و پرورش دنبال جبران کمبود نیروی انسانی است، از نیروهای جوان و متخصص محیط زیست برای پر کردن این خلا بهره ببرد.
___________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔺رشد خشونت در ساختار آموزشی
—------------—
آسو محمدی: مهرماه گذشته بود که«پاره شدن پرده گوش دانشآموزی بر اثر #تنبیه معلم در شهر شوش» به یکی از بمبهای خبری در رسانهها تبدیل شد؛ دانشآموزی 12ساله هنگامی که در صف صبحگاه مدرسه از همکلاسی خود خواسته بود جایش را با او عوض کند از سوی ناظم مدرسه با نواختن سیلی تنبیه شد و طبق تائید پزشک متخصص پرده گوش سمت راستش پاره شد. گویا این داستانها تمامی ندارد. این روزها به لطف گسترش رسانههای مجازی کافی است در گوشهای از کشور اتفاقی بیفتد تا بهسرعت همه شهروندان از آن خبردار شوند و تبدیل به یک موج اجتماعی شود. حالا چند روزی است که تصویر و خبری در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که با وجود تمام اخبار به ظاهر پراهمیتتر، واکنشهای زیادی به دنبال داشته است. تصویر متعلق به پسربچهای است که صورتش به شدت آسیبدیده و مشخص است که دندانهایش شکستهاند؛ روایت جدیدی از داستان تکراری تنبیههای شدید دانشآموزان ایرانی به دست معلمان است و با گذشت چهار ماه از آغاز سال تحصیلی و مدارس این چندمین باری است که این اتفاق میافتد؛ «دانیال رفیعی» دانشآموز ۱۴ساله جیرفتی 16روز پیش چنان از مدیر مدرسه کتکخورده که هنوز قادر به مدرسه رفتن نیست و بدتر این که به گفته پدرش آقای مدیر نه تنها از آنها دلجویی نمیکند، بلکه سعی میکند با ابزارهای مختلف خانواده دانیال را وادار به رضایت کند....
در این میان حسام حسینزاده، فعال حوزه آموزش به همدلی میگوید: «آنچه در این ایام بیش از گذشته میبینم، شیوع انواع دیگری از خشونت در محیطهای آموزشی است. چه اتفاقی افتاده که هر روز نمونهای از این خشونتها را شاهد هستیم. برخورد انضباطی با معلمان و مدیران حاضر در نظام آموزشی و توبیخ و تنبیه آنها که علیه دانشآموزان دست به خشونت میزنند، البته لازم و ضروری است؛ اما به ریشهیابی این موضوع هیچ کمکی نمیکند و تنها سرپوشی است بر عملکرد ما که معلوم نیست چه کردهایم که امروز به این نقطه رسیدهایم؟ دانشآموزی که معلم خود را با الفاظ ناپسند خطاب قرار میدهد و والدینی که به بهانه دلسوزی برای فرزند خود کادر مدرسه را با ناسزاگویی آزرده میکنند، برآمده از کدام فرهنگ هستند؟»...
متن کامل گزارش در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3408
—---------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------—
آسو محمدی: مهرماه گذشته بود که«پاره شدن پرده گوش دانشآموزی بر اثر #تنبیه معلم در شهر شوش» به یکی از بمبهای خبری در رسانهها تبدیل شد؛ دانشآموزی 12ساله هنگامی که در صف صبحگاه مدرسه از همکلاسی خود خواسته بود جایش را با او عوض کند از سوی ناظم مدرسه با نواختن سیلی تنبیه شد و طبق تائید پزشک متخصص پرده گوش سمت راستش پاره شد. گویا این داستانها تمامی ندارد. این روزها به لطف گسترش رسانههای مجازی کافی است در گوشهای از کشور اتفاقی بیفتد تا بهسرعت همه شهروندان از آن خبردار شوند و تبدیل به یک موج اجتماعی شود. حالا چند روزی است که تصویر و خبری در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که با وجود تمام اخبار به ظاهر پراهمیتتر، واکنشهای زیادی به دنبال داشته است. تصویر متعلق به پسربچهای است که صورتش به شدت آسیبدیده و مشخص است که دندانهایش شکستهاند؛ روایت جدیدی از داستان تکراری تنبیههای شدید دانشآموزان ایرانی به دست معلمان است و با گذشت چهار ماه از آغاز سال تحصیلی و مدارس این چندمین باری است که این اتفاق میافتد؛ «دانیال رفیعی» دانشآموز ۱۴ساله جیرفتی 16روز پیش چنان از مدیر مدرسه کتکخورده که هنوز قادر به مدرسه رفتن نیست و بدتر این که به گفته پدرش آقای مدیر نه تنها از آنها دلجویی نمیکند، بلکه سعی میکند با ابزارهای مختلف خانواده دانیال را وادار به رضایت کند....
در این میان حسام حسینزاده، فعال حوزه آموزش به همدلی میگوید: «آنچه در این ایام بیش از گذشته میبینم، شیوع انواع دیگری از خشونت در محیطهای آموزشی است. چه اتفاقی افتاده که هر روز نمونهای از این خشونتها را شاهد هستیم. برخورد انضباطی با معلمان و مدیران حاضر در نظام آموزشی و توبیخ و تنبیه آنها که علیه دانشآموزان دست به خشونت میزنند، البته لازم و ضروری است؛ اما به ریشهیابی این موضوع هیچ کمکی نمیکند و تنها سرپوشی است بر عملکرد ما که معلوم نیست چه کردهایم که امروز به این نقطه رسیدهایم؟ دانشآموزی که معلم خود را با الفاظ ناپسند خطاب قرار میدهد و والدینی که به بهانه دلسوزی برای فرزند خود کادر مدرسه را با ناسزاگویی آزرده میکنند، برآمده از کدام فرهنگ هستند؟»...
متن کامل گزارش در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3408
—---------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA