🔹بررسی عوامل مؤثر در #شادابی #مدارس
—----------------
دکتر سید ابراهیم جعفری*/دکـتر سید علی سیادت /نرگس بهادران
برگزیده از متن پژوهش
مقدمه
افزایش اضطراب،افسردگی،نداشتن اعتماد به نفس،احساس ناامیدی نسبت به آینده،فرار از مدرسه یا خانه،خودکشی و عوامل ایـجادکننده رقـابتهای ناسالم که در سطح جامعه، خاصه آموزش و پرورش خودنمایی میکند،ضرورت این پژوهش را آشکار میکند.مدارس به عنوان مهمترین جایگاه حضور نسلهای آینده،باید محیطی سالم و پویا باشد.یکی از موضوعات مـهم کـه امـروزه بحثهای بسیاری دربارهء آن بیان شـده اسـت،مـوضوع شادابسازی مدارس است(باس1،2000).شادی به درجه و میزانی از احساس اطلاق میشود که شخص دربارهء مطلوبیت کیفیت کل زندگی خود قضاوت مـیکند.بـه عـبارت دیگر،شادی به این معناست که فرد بـه چـه میزان زندگی خود را دوست دارد(وینهوون2،1984).ایجاد محیطی شاد و پرنشاط به امر یادگیری دانشآموزان کمک بسیاری خواهد رساند.بنابراین،هـرچقدر در شـادابسازی مـدارس تلاش شود،احساس ارزشمند بودن و مثبت بودن را در دانشآموزان میتوان پرورش داد.
‘‘نـشاط و شادابی فراگیران در گرو مدارس جذاب،مطلوب و شاداب است.این در حالی است که در حال حاضر اکثر دانشآموزان محیط فـیزیکی و فـضای اجـتماعی مدارس را ملال آور،کسالتبار و بدون تحرک،پویایی،شادی و شادمانی و در برخی موارد خـفقانآور مـیدانند''(آل یاسین،1380،ص 7).تحقیقات نشان میدهد،شادی صرف نظر از چگونگی کسب آن میتواند سلامتی جسمانی را بهبود بخشد.افرادی کـه شـاد هـستند احساس امنیت بیشتری میکنند آسانتر تصمیم میگیرند،بیشتر روحیه مشارکتی دارند و نـسبت بـه کـسانی که با آنها زندگی میکنند،بیشتر احساس رضایت میکنند(مایرز3،2002).
لیوبومیرسکی4(2001،ص 76)،به نقش عـامل فـردی در شـادابی افراد اشاره میکند.او معتقد است:‘‘باید نگرش مثبت را در افراد پرورش داد.به خصوص در سطح مـدارس زیـرا، اگر دانشآموزان با نگرشهای مثبت پرورش یابند،میتوانند بسیاری از مشکلات آینده را که ممکن اسـت بـر آنـها تأثیر منفی بگذارد،به راحتی حل کنند».ریان و دسی1(2000)نظریهای طرح کردند.این نـظریه،بـه ارزیابی ذهن و احساس شخص در طی زندگی او برمیگردد.در واقع،این ارزیابی شخص از زندگی خـود اسـت،کـه به شاد بودن او کمک میکند. ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های اموزشی و فرهنگی https://eduarticle.me/?p=3317
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------
دکتر سید ابراهیم جعفری*/دکـتر سید علی سیادت /نرگس بهادران
برگزیده از متن پژوهش
مقدمه
افزایش اضطراب،افسردگی،نداشتن اعتماد به نفس،احساس ناامیدی نسبت به آینده،فرار از مدرسه یا خانه،خودکشی و عوامل ایـجادکننده رقـابتهای ناسالم که در سطح جامعه، خاصه آموزش و پرورش خودنمایی میکند،ضرورت این پژوهش را آشکار میکند.مدارس به عنوان مهمترین جایگاه حضور نسلهای آینده،باید محیطی سالم و پویا باشد.یکی از موضوعات مـهم کـه امـروزه بحثهای بسیاری دربارهء آن بیان شـده اسـت،مـوضوع شادابسازی مدارس است(باس1،2000).شادی به درجه و میزانی از احساس اطلاق میشود که شخص دربارهء مطلوبیت کیفیت کل زندگی خود قضاوت مـیکند.بـه عـبارت دیگر،شادی به این معناست که فرد بـه چـه میزان زندگی خود را دوست دارد(وینهوون2،1984).ایجاد محیطی شاد و پرنشاط به امر یادگیری دانشآموزان کمک بسیاری خواهد رساند.بنابراین،هـرچقدر در شـادابسازی مـدارس تلاش شود،احساس ارزشمند بودن و مثبت بودن را در دانشآموزان میتوان پرورش داد.
‘‘نـشاط و شادابی فراگیران در گرو مدارس جذاب،مطلوب و شاداب است.این در حالی است که در حال حاضر اکثر دانشآموزان محیط فـیزیکی و فـضای اجـتماعی مدارس را ملال آور،کسالتبار و بدون تحرک،پویایی،شادی و شادمانی و در برخی موارد خـفقانآور مـیدانند''(آل یاسین،1380،ص 7).تحقیقات نشان میدهد،شادی صرف نظر از چگونگی کسب آن میتواند سلامتی جسمانی را بهبود بخشد.افرادی کـه شـاد هـستند احساس امنیت بیشتری میکنند آسانتر تصمیم میگیرند،بیشتر روحیه مشارکتی دارند و نـسبت بـه کـسانی که با آنها زندگی میکنند،بیشتر احساس رضایت میکنند(مایرز3،2002).
لیوبومیرسکی4(2001،ص 76)،به نقش عـامل فـردی در شـادابی افراد اشاره میکند.او معتقد است:‘‘باید نگرش مثبت را در افراد پرورش داد.به خصوص در سطح مـدارس زیـرا، اگر دانشآموزان با نگرشهای مثبت پرورش یابند،میتوانند بسیاری از مشکلات آینده را که ممکن اسـت بـر آنـها تأثیر منفی بگذارد،به راحتی حل کنند».ریان و دسی1(2000)نظریهای طرح کردند.این نـظریه،بـه ارزیابی ذهن و احساس شخص در طی زندگی او برمیگردد.در واقع،این ارزیابی شخص از زندگی خـود اسـت،کـه به شاد بودن او کمک میکند. ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های اموزشی و فرهنگی https://eduarticle.me/?p=3317
_______
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
بـررسی عوامل مؤثر در شادابی مدارس
دکتر سید ابراهیم جعفری*/دکـتر سید علی سیادت /نرگس بهادران برگزیده از متن پژوهش مقدمه افزایش اضطراب،افسردگی،نداشتن اعتماد به نفس،احساس ناامیدی نسبت به آینده،فرار از مدرسه یا خانه،خودکشی و عوامل ایـجا
🔹ضرورت عزم ملي براي اصلاحات ساختاري در آموزش و پرورش
—------------------
دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش با بيان اينکه اجراي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش در برنامه ششم توسعه آمده است ،
گفت: اميدواريم مجلس در فصل بودجه به کمک ما بياييد و اعتبارات لازم براي اجراي سند را در اختيار ما بگذارد.
به گزارش ايسنا، مهدي نويدادهم به مناسبت رونمايي از سند تحول بنيادين آموزش و پرورش با بيان اينکه تدوين و اجراي #سند_تحول بنيادين چند پيش فرض دارد ،گفت: نخست آنکه آموزش و پرورش امروز ما آموزش و پرورش مطلوبي نيست و با کاستي هايي دست و پنجه نرم مي کند. بواقع استعداد دانش آموزان آنطور که بايد شکوفا نميشود و بايد براي حل آنها چاره انديشي کرد. دوم آنکه تغيير نظام که بيش از صد سال سابقه دارد کار آساني نيست. تحول بنيادين به مفهوم دقيق کلمه نيازمند عزم ملي و کار بسيار بزرگي است.
دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش با اشاره به اينکه اصحاب رسانه ياران آموزش و پرورش براي نهادينه سازي گفتمان تحول بنيادين هستند ، اظهار کرد:سند تحول بنيادين يک پروژه ويژه آموزش و پرورش نيست، بلکه يک پروژه ملي است.
نويدادهم در ادامه با اشاره به اينکه در شوراي عالي پس از تصويب سند ضرورت تغيير اهداف و وظايف شوراي عالي را احساس کرديم و لذا در اهداف و ماموريتهاي سند بازنگري کرديم ، گفت: تحول بنيادين به معناي تغيير عميق، ريشهاي و همه جانبه است .
وي افزود: سند تحول داراي کارکردهايي است که از جمله آنها مي توان به زمينه سازي براي بهروز آوري، بالندگي و ارتقاي آموزش و پرورش کشور همسو با سند چشم انداز اشاره کرد. يکي ديگر از کارکردهاي سند ثبات برنامه است.
دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش با بيان اينکه توليد و تصويب اسناد تحولي، زيرساخت سازي، اجراي 131 راهکار سند گام هاي تحول آفريني هستند که براي تحقق آن با رعايت اصل مهندسي همزمان حرکت کرديم گفت: تدوين سند، تصويب سند، تبليغ سند و تبيين سند چهار مرحله مدل مفهومي اجراي سند هستند که اکنون در مرحله چهارم قرار داريم.
نويدادهم به کمرنگ شدن و آسيب ديدن هويت ملي و اسلامي در ميان نسل جوان اشاره کرد و گفت: طبق سند تحول بنيادين بايد نسلي را تربيت کنيم که ويژگي هاي ايراني و اسلامي را پاس بدارد. منفي نگري که اين روزها در جامعه باب شده در بروز اين آسيب اثرگذار است.
" ادامه مطلب را در سایت بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی مطالعه نمایید " 👈 https://eduarticle.me/?p=3334
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------
دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش با بيان اينکه اجراي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش در برنامه ششم توسعه آمده است ،
گفت: اميدواريم مجلس در فصل بودجه به کمک ما بياييد و اعتبارات لازم براي اجراي سند را در اختيار ما بگذارد.
به گزارش ايسنا، مهدي نويدادهم به مناسبت رونمايي از سند تحول بنيادين آموزش و پرورش با بيان اينکه تدوين و اجراي #سند_تحول بنيادين چند پيش فرض دارد ،گفت: نخست آنکه آموزش و پرورش امروز ما آموزش و پرورش مطلوبي نيست و با کاستي هايي دست و پنجه نرم مي کند. بواقع استعداد دانش آموزان آنطور که بايد شکوفا نميشود و بايد براي حل آنها چاره انديشي کرد. دوم آنکه تغيير نظام که بيش از صد سال سابقه دارد کار آساني نيست. تحول بنيادين به مفهوم دقيق کلمه نيازمند عزم ملي و کار بسيار بزرگي است.
دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش با اشاره به اينکه اصحاب رسانه ياران آموزش و پرورش براي نهادينه سازي گفتمان تحول بنيادين هستند ، اظهار کرد:سند تحول بنيادين يک پروژه ويژه آموزش و پرورش نيست، بلکه يک پروژه ملي است.
نويدادهم در ادامه با اشاره به اينکه در شوراي عالي پس از تصويب سند ضرورت تغيير اهداف و وظايف شوراي عالي را احساس کرديم و لذا در اهداف و ماموريتهاي سند بازنگري کرديم ، گفت: تحول بنيادين به معناي تغيير عميق، ريشهاي و همه جانبه است .
وي افزود: سند تحول داراي کارکردهايي است که از جمله آنها مي توان به زمينه سازي براي بهروز آوري، بالندگي و ارتقاي آموزش و پرورش کشور همسو با سند چشم انداز اشاره کرد. يکي ديگر از کارکردهاي سند ثبات برنامه است.
دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش با بيان اينکه توليد و تصويب اسناد تحولي، زيرساخت سازي، اجراي 131 راهکار سند گام هاي تحول آفريني هستند که براي تحقق آن با رعايت اصل مهندسي همزمان حرکت کرديم گفت: تدوين سند، تصويب سند، تبليغ سند و تبيين سند چهار مرحله مدل مفهومي اجراي سند هستند که اکنون در مرحله چهارم قرار داريم.
نويدادهم به کمرنگ شدن و آسيب ديدن هويت ملي و اسلامي در ميان نسل جوان اشاره کرد و گفت: طبق سند تحول بنيادين بايد نسلي را تربيت کنيم که ويژگي هاي ايراني و اسلامي را پاس بدارد. منفي نگري که اين روزها در جامعه باب شده در بروز اين آسيب اثرگذار است.
" ادامه مطلب را در سایت بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی مطالعه نمایید " 👈 https://eduarticle.me/?p=3334
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
ضرورت عزم ملی برای اصلاحات ساختاری در آموزش و پرورش
دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش با بيان اينکه اجراي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش در برنامه ششم توسعه آمده است ، گفت: اميدواريم مجلس در فصل بودجه به کمک ما بياييد و اعتبارات لازم براي اجراي سند را در
🔹 بودجه آموزش و پرورش کم است
—----------------
فاطمه سعیدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به تخصیص بودجه برابر با سال ۹۶ به آموزش و پرورش در سال جاری میگوید:«به حدمطلوب به آموزشوپرورش کشور بها ندادهایم، بودجه امسال نیز به میزانی نیست که با آن بتوان اقدامات بنیادی و اثرگذار در این حوزه انجام داد.
بودجه در نظر گرفته شده آموزشوپرورش در سال 97 به میزان بودجه هرساله است و تنها کفاف پرداخت حقوق معلمان را می دهد که به عنوان کارمندان دولت 10درصد افزایش حقوق دارند. در واقع اتفاق خاص و اختصاص بودجه خارقالعادهای که بر اساس آن بتوان تغییری بنیادین و اساسی در نظام آموزش و پرورش ایجاد کرد، رخ نداده است. بنابراین باتوجه به بودجه کنونی تخصیص یافته شده برای آموزش و پرورش قادر به ایجاد تحول در ساختار نوسازی مدارس و مسائل ضمنی دیگر در مدارس نیستیم و کار اساسی و بنیادی انجام نمیشود. تنها تغییر قابل اشاره افزایش حداقلی حقوق معلمان در بودجه 97 است. روزنامه آرمان
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------
فاطمه سعیدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به تخصیص بودجه برابر با سال ۹۶ به آموزش و پرورش در سال جاری میگوید:«به حدمطلوب به آموزشوپرورش کشور بها ندادهایم، بودجه امسال نیز به میزانی نیست که با آن بتوان اقدامات بنیادی و اثرگذار در این حوزه انجام داد.
بودجه در نظر گرفته شده آموزشوپرورش در سال 97 به میزان بودجه هرساله است و تنها کفاف پرداخت حقوق معلمان را می دهد که به عنوان کارمندان دولت 10درصد افزایش حقوق دارند. در واقع اتفاق خاص و اختصاص بودجه خارقالعادهای که بر اساس آن بتوان تغییری بنیادین و اساسی در نظام آموزش و پرورش ایجاد کرد، رخ نداده است. بنابراین باتوجه به بودجه کنونی تخصیص یافته شده برای آموزش و پرورش قادر به ایجاد تحول در ساختار نوسازی مدارس و مسائل ضمنی دیگر در مدارس نیستیم و کار اساسی و بنیادی انجام نمیشود. تنها تغییر قابل اشاره افزایش حداقلی حقوق معلمان در بودجه 97 است. روزنامه آرمان
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Telegram
🖌مقاله،ویدیو آموزشی
مجموعهای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me
تماس با ما :
@mh1342
تماس با ما :
@mh1342
🌀افزایش مصرف ماده مخدر «گل» در میان دانشآموزان🌀
—---------------
معتادهای پشت نیمکت /
زمان زیادی است که کارشناسان بر موضوع #اعتیاد دانش آموزان تاکید ميکنند اما آموزش و پرورش و مسئولان ذیربط همچنان این امر را انکار ميکنند و آمار دقیقی از دانش آموزان معتاد ارائه نمیدهند به همین دلیل است که آمارهاي ضد و نقیضی از اعتیاد در مدارس به گوش ميرسد که همه ی آنها خبر از عمق فاجعهاي ميدهد که در زیر پوست شهر در جریان است. روز گذشته پرویز افشار سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به کاهش سن شروع مصرف مواد مخدر در کشور گفته بود:« 2 درصد جامعه دانش آموزی در مقطع دوم متوسطه تجربه حداقل یک بار مصرف #مواد_مخدر را داشتهاند و متاسفانه از سال 92 شاهد افزایش مصرف موادمخدر بودیم که این افزایش نیز ناشی از مصرف «گل» گزارش شدهاست.» و این موضوع آژیر خطری است که صدایش هر روز بلند تر ميشود.
«گل» از «شیشه» مخربتر است
چندی پیش سرهنگ محمد بخشنده، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر شهر تهران درمورد دلایل گرایش جوانان «گل»گفته بود: «متاسفانه گرایش قشر جوان به مواد مخدر جدید زیاد است و بخش قابل توجهی از کشفیات پلیس مواد صنعتی و جدید مواد مخدر است. جوانها به دنبال تجربههاي جدید هستند و در حالی که آموزش مناسب و نظارت خانوادهها نباشد این مواد جدید با تبلیغاتی که درمورد آنها وجود دارد ميتواند جوانان را به خود جذب نماید. یکی از مواد مخدری که امروزه مورد توجه جوانان قرار گرفته «گل» است که در مزارع کشت و به طور سیگارت مصرف ميشود. بذر این ماده مخدر از هلند به ایران وارد ميشود و قابلیت کشت در بیشتر مزارع کشور را دارد و به همین دلیل ما به فرمانداریها و استانداریها تاکید نمودیم نسبت به کشت این مواد حساس باشند. تاکنون هم افرادی در فرودگاههاي کشور دستگیر شدند که بذر این گیاه را با خود به کشور وارد ميکردند. گل در برخی زمینهها تا ۵ برابر شیشه قدرت تخریب کنندگی دارد.» ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3347
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------
معتادهای پشت نیمکت /
زمان زیادی است که کارشناسان بر موضوع #اعتیاد دانش آموزان تاکید ميکنند اما آموزش و پرورش و مسئولان ذیربط همچنان این امر را انکار ميکنند و آمار دقیقی از دانش آموزان معتاد ارائه نمیدهند به همین دلیل است که آمارهاي ضد و نقیضی از اعتیاد در مدارس به گوش ميرسد که همه ی آنها خبر از عمق فاجعهاي ميدهد که در زیر پوست شهر در جریان است. روز گذشته پرویز افشار سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به کاهش سن شروع مصرف مواد مخدر در کشور گفته بود:« 2 درصد جامعه دانش آموزی در مقطع دوم متوسطه تجربه حداقل یک بار مصرف #مواد_مخدر را داشتهاند و متاسفانه از سال 92 شاهد افزایش مصرف موادمخدر بودیم که این افزایش نیز ناشی از مصرف «گل» گزارش شدهاست.» و این موضوع آژیر خطری است که صدایش هر روز بلند تر ميشود.
«گل» از «شیشه» مخربتر است
چندی پیش سرهنگ محمد بخشنده، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر شهر تهران درمورد دلایل گرایش جوانان «گل»گفته بود: «متاسفانه گرایش قشر جوان به مواد مخدر جدید زیاد است و بخش قابل توجهی از کشفیات پلیس مواد صنعتی و جدید مواد مخدر است. جوانها به دنبال تجربههاي جدید هستند و در حالی که آموزش مناسب و نظارت خانوادهها نباشد این مواد جدید با تبلیغاتی که درمورد آنها وجود دارد ميتواند جوانان را به خود جذب نماید. یکی از مواد مخدری که امروزه مورد توجه جوانان قرار گرفته «گل» است که در مزارع کشت و به طور سیگارت مصرف ميشود. بذر این ماده مخدر از هلند به ایران وارد ميشود و قابلیت کشت در بیشتر مزارع کشور را دارد و به همین دلیل ما به فرمانداریها و استانداریها تاکید نمودیم نسبت به کشت این مواد حساس باشند. تاکنون هم افرادی در فرودگاههاي کشور دستگیر شدند که بذر این گیاه را با خود به کشور وارد ميکردند. گل در برخی زمینهها تا ۵ برابر شیشه قدرت تخریب کنندگی دارد.» ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3347
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
افزایش مصرف ماده مخدر «گل» در میان دانشآموزان
معتادهای پشت نیمکت میگل هشترودی- روزنامه بهار زمان زیادی است که کارشناسان بر موضوع اعتیاد دانش آموزان تاکید ميکنند اما آموزش و پرورش و مسئولان ذیربط همچنان این امر را انکار ميکنند و آمار دقیقی از د
آیا ممکن است ایران سوریه شود؟🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
____________
فیس بوک مهرداد فرهمند-
(توجه: این نوشته به معنی پیش بینی من از روند ناآرامیهای کنونی در ایران نیست بلکه قوی ترین احتمالی است که من در مورد از مهار خارج شدن و به خشونت کشیده شدن ناآرامیها می دهم)
می گویند ایران را با سوریه مقایسه کردن خطاست. خیر خطا نیست. قطبی شدن جامعه، خشونت، دخالت خارجی و تروریسم بیماریهای جهانشمولند. همان گونه که بیماریهای بشری سیاه و سفید و آسیایی و آمریکایی و آفریقایی نمی شناسند، این بیماریها هم به هر جامعه مستعدی سرایت می کند. جامعه مستعد بیماری هم یعنی جامعه نا امن و ناآرام. تن بیمار مستعد هر چرک و عفونتی است. مشابه همان چرک و عفونتی که سوریه را گرفت، هر کشور دیگری را هم می تواند بگیرد.
در سوریه و لیبی بر خلاف برخی دیگر کشورهای مسلمان و عرب، بنیادگرایان اسلامی اقبال چندانی نداشتند. نه فرهنگ این کشورها پذیرای سلفی گری و جهادی گری بود و نه پنجه آهنین پلیس به این جماعتها اجازه رشد می داد. در صفوف القاعده هم کمتر سوری و لیبیایی دیده می شد. در دوران انقلاب لیبی که من در این کشور بودم، اصلا شیعه و سنی در این کشور معنی نداشت. در کشوری که عموم مردمش سنی مذهبند، اصلا کسی نمی دانست شیعه و سنی یعنی چه. ریش بلند و بانوی روبنده پوش هم دیده نمی شد. اما درست یک سال بعد در لیبی، هر جا که می رفتیم اولین سوالی که از من و همکار عراقی ام می پرسیدند این بود که شیعه اید یا سنی؟ بازار روبنده و ریش بلند پررونق بود و وابستگان القاعده در حال به دست گرفتن کنترل بنغازی بودند. همه اینها هم لیبیایی بودند و از خارج نیامده بودند. در سوریه هم همین روند طی شد و اکنون تقریبا همه گروههای مسلح مخالف نظام در این کشور را بنیادگرایان اسلامی تشکیل می دهند، با این فرق که برخی را غرب تروریست می داند و برخی را میانه رو.
جامعه ایرانی فرق دارد و مستعد این بیماریها نیست؟ چرا هست. لزومی ندارد حتما پای داعش و القاعده به ایران باز شود. همه ایدئولوژیهای دیگر هم نسخه های رادیکال و خطرناک بدتر از داعش دارند. بالا گرفتن خشونت در جامعه ای قطبی شده و دخالت از خارج می تواند هر کشوری را سوریه کند حتی اگر سوییس باشد. چه برسد به ایران.
آنچه در قهدریجان و ایذه و درود رخ داد در خیلی جاهای دیگر ایران می تواند اتفاق بیفتد. وقتی خونی به زمین ریخته شد دیگر اینکه اصلا تظاهرات بر سر چه بود فراموش می شود و کسی هم دنبال آن نمی رود که ببیند گلوله اول را کی شلیک کرد. خشم و خونخواهی و انتقامجویی با سنگ و چوب و قمه و تفنگ شکاری در برابر لگد و باتوم و ژ - ۳ و کلاشنیکف آغاز می شود و بزودی به آر پی چی و خمپاره و استینگر و راکت می رسد. در هر گوشه و کنار کشور پادگان و پایگاه و اسلحه خانه ای است که کافی است در یکی از آنها باز شود. پشت مرزها هم انبارهای سلاح آماده سرازیر شدن به کشور است و کیست که پشت این مرزها از آشوب در ایران خوشحال نباشد و نخواهد گازی از این سیب بزند؟ یکی همین محمد بن سلمان که خودش علنا گفته معرکه را به داخل ایران می کشاند. ماجراجوییهایی که تاکنون در منطقه کرده، از محاصره قطر تا گروگانگیری سعد حریری نشان داده که دربند عاقبت اندیشی نیست.
می گویید ایران زمینه خشونت ندارد؟ خیلی خوب هم دارد. تا اینجا شمار قربانیان این نا آرامی که هنوز هم آن را در خور نام جنبش ندانسته و خیلی هم جدی اش نگرفته اند، کم بوده؟ وای به اینکه جدی شود. نظامی بر سر کار است که جمع کثیری را از آلونکهای حاشیه شهر به برجهای الهیه و از الاغ به پورشه و فراری رسانده. کسانی که به خواب نمی دیدند روزی کارمند ساده اداره ای شوند، وزیر و وکیل شده اند و قوم و خویش را که هیچ، حتی پسرخاله دختر دایی گربه همسایه شان را هم از ته آغلهای دارقوزآباد پشت کوه آورده و صاحب ویلای شمال و ماشین سانتافه کرده اند. اینها آیا حاضرند به این راحتی از قدرت دست بکشند؟ادامه👇🏼 @eduarticle
____________
فیس بوک مهرداد فرهمند-
(توجه: این نوشته به معنی پیش بینی من از روند ناآرامیهای کنونی در ایران نیست بلکه قوی ترین احتمالی است که من در مورد از مهار خارج شدن و به خشونت کشیده شدن ناآرامیها می دهم)
می گویند ایران را با سوریه مقایسه کردن خطاست. خیر خطا نیست. قطبی شدن جامعه، خشونت، دخالت خارجی و تروریسم بیماریهای جهانشمولند. همان گونه که بیماریهای بشری سیاه و سفید و آسیایی و آمریکایی و آفریقایی نمی شناسند، این بیماریها هم به هر جامعه مستعدی سرایت می کند. جامعه مستعد بیماری هم یعنی جامعه نا امن و ناآرام. تن بیمار مستعد هر چرک و عفونتی است. مشابه همان چرک و عفونتی که سوریه را گرفت، هر کشور دیگری را هم می تواند بگیرد.
در سوریه و لیبی بر خلاف برخی دیگر کشورهای مسلمان و عرب، بنیادگرایان اسلامی اقبال چندانی نداشتند. نه فرهنگ این کشورها پذیرای سلفی گری و جهادی گری بود و نه پنجه آهنین پلیس به این جماعتها اجازه رشد می داد. در صفوف القاعده هم کمتر سوری و لیبیایی دیده می شد. در دوران انقلاب لیبی که من در این کشور بودم، اصلا شیعه و سنی در این کشور معنی نداشت. در کشوری که عموم مردمش سنی مذهبند، اصلا کسی نمی دانست شیعه و سنی یعنی چه. ریش بلند و بانوی روبنده پوش هم دیده نمی شد. اما درست یک سال بعد در لیبی، هر جا که می رفتیم اولین سوالی که از من و همکار عراقی ام می پرسیدند این بود که شیعه اید یا سنی؟ بازار روبنده و ریش بلند پررونق بود و وابستگان القاعده در حال به دست گرفتن کنترل بنغازی بودند. همه اینها هم لیبیایی بودند و از خارج نیامده بودند. در سوریه هم همین روند طی شد و اکنون تقریبا همه گروههای مسلح مخالف نظام در این کشور را بنیادگرایان اسلامی تشکیل می دهند، با این فرق که برخی را غرب تروریست می داند و برخی را میانه رو.
جامعه ایرانی فرق دارد و مستعد این بیماریها نیست؟ چرا هست. لزومی ندارد حتما پای داعش و القاعده به ایران باز شود. همه ایدئولوژیهای دیگر هم نسخه های رادیکال و خطرناک بدتر از داعش دارند. بالا گرفتن خشونت در جامعه ای قطبی شده و دخالت از خارج می تواند هر کشوری را سوریه کند حتی اگر سوییس باشد. چه برسد به ایران.
آنچه در قهدریجان و ایذه و درود رخ داد در خیلی جاهای دیگر ایران می تواند اتفاق بیفتد. وقتی خونی به زمین ریخته شد دیگر اینکه اصلا تظاهرات بر سر چه بود فراموش می شود و کسی هم دنبال آن نمی رود که ببیند گلوله اول را کی شلیک کرد. خشم و خونخواهی و انتقامجویی با سنگ و چوب و قمه و تفنگ شکاری در برابر لگد و باتوم و ژ - ۳ و کلاشنیکف آغاز می شود و بزودی به آر پی چی و خمپاره و استینگر و راکت می رسد. در هر گوشه و کنار کشور پادگان و پایگاه و اسلحه خانه ای است که کافی است در یکی از آنها باز شود. پشت مرزها هم انبارهای سلاح آماده سرازیر شدن به کشور است و کیست که پشت این مرزها از آشوب در ایران خوشحال نباشد و نخواهد گازی از این سیب بزند؟ یکی همین محمد بن سلمان که خودش علنا گفته معرکه را به داخل ایران می کشاند. ماجراجوییهایی که تاکنون در منطقه کرده، از محاصره قطر تا گروگانگیری سعد حریری نشان داده که دربند عاقبت اندیشی نیست.
می گویید ایران زمینه خشونت ندارد؟ خیلی خوب هم دارد. تا اینجا شمار قربانیان این نا آرامی که هنوز هم آن را در خور نام جنبش ندانسته و خیلی هم جدی اش نگرفته اند، کم بوده؟ وای به اینکه جدی شود. نظامی بر سر کار است که جمع کثیری را از آلونکهای حاشیه شهر به برجهای الهیه و از الاغ به پورشه و فراری رسانده. کسانی که به خواب نمی دیدند روزی کارمند ساده اداره ای شوند، وزیر و وکیل شده اند و قوم و خویش را که هیچ، حتی پسرخاله دختر دایی گربه همسایه شان را هم از ته آغلهای دارقوزآباد پشت کوه آورده و صاحب ویلای شمال و ماشین سانتافه کرده اند. اینها آیا حاضرند به این راحتی از قدرت دست بکشند؟ادامه👇🏼 @eduarticle
ادامه مطلب پست قبلی 👆🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
این سوی معرکه تا بن دندان مسلح به انواع ابزار سرکوب است و آن سو،
جمعیتی است خشمگین که چیزی برای از دست دادن ندارد. در لابلای این جمعیت خشمگین هم یکی می خواهد رضا شاه را سر کار بیاورد، دیگری دنبال دیکتاتوری پرولتاریاست، آن یکی آنارشیست است این یکی فاشیست. فردا قومیتچی ها هم سر می رسند و گل به سبزه آراسته می شود و هر دولت همسایه و قدرت کوچک و بزرگی پشت یکی شان می ایستد.
دقت داشته باشید که صاحبان این اندیشه ها قرار نیست در آرامش و فضائی دموکراتیک دور هم جمع شوند و بر سر تقسیم قدرت گفتگو کنند و ساز و کاری هم برای پیشگیری از خشونت برقرار سازند. بلکه ابتدا محیط نا آرام و خشن است که شکل می گیرد و بعد گروهها با اندیشه ها و اهداف گوناگون در این فضا، مجال ظهور و رشد می یابند. اگر برعکس بود که اصلا جنبش اعتراضی به راه نمی افتاد و کار به اینجا نمی کشید.
می گویید ایران مستعد حضور داعش نیست. اصلا کی از داعش حرف زد؟ خشونت منحصر به داعش نیست. همه اندیشه های راست و چپ در طول تاریخ نشان داده اند که از داعش کم نمی آورند. در محیط خشونتزده هم خشنها و فرصت طلبان حاکمند و حرف اول و آخر را کسی می زند که سلاح به دست دارد نه قلم. این ابوفلانها و ابوبهمانها در سوریه که هر کدام عده ای را دور خود جمع کرده و سلاح از قطر و عربستان و ترکیه و آمریکا گرفته و نام یکی از یاران پیامبر را رویشان گذاشته اند، فکر می کنید از مسجد و حوزه علمیه بیرون آمده اند؟ خیر. پرونده هر کدام را بررسی کنی می بینی پیش از اینکه انقلاب در زندانها را باز کند، به جرم راهزنی و قوادی و آدمکشی و زورگیری در حال آب خنک خوردن بودند و در عمرشان یک رکعت نماز نخوانده بودند اما حالا کسی را که نمازش دیر شود شلاق می زنند. در همین لبنان کسی به نام احمد اسیر بود که سرکرده جهادیها شد و با ارتش جنگ راه انداخت و بعد به سوریه گریخت و به داعش پیوست. فکر می کنید قبلش چکاره بود؟ در کاباره برای رقاصه ها تنبک می زد. لابد حالا هم اگر تنبک دست کسی ببیند سر از تنش جدا می کند.
در مملکت ما که جولانگاه فرصت طلبان است فکر می کنید چنین پدیده هایی رخ نخواهد نمود؟ دوستی می گفت آنهایی که حسینیه آتش زدند خودشان تا دیروز ندای لبیک یا حسینشان به هوا بود. دوست دیگری تعریف می کرد که در راهپیمایی مخالفان اعدام در تورنتو می گفتند این آخوندها را باید از درختها حلق آویز کرد. پس بعید ندانید که آسید ابوالفضل که تا دیروز مداح حسینیه محل بود و برای جده اش فاطمه زهرا اشک می گرفت، نام خودش را کامبیز بگذارد و فروهر به گردن بیندازد و گردان متوسلین به هوخشتره را در جنگ با آتیلا فرماندهی کند که تا دیروز نامش آقامعلی بود و همراه با دیگر اوشاقلار بسیج اردبیل، پان ترکها را کتک می زد اما امروز فرمانده قشون گرگهای خاکستری است.
تاریخ همین سی و چند ساله ما نشان داده که ما آن قدر فرصت طلب داریم که می توانیم به تمام جهان صادر کنیم. عقلای قوم و اهل آشتی و گفتگو دراین معرکه جایی ندارند. اگر وسط بیفتند زیر دست و پا له می شوند. کجا سراغ دارید که عاملان خشونت پیش از آنکه همدیگر را آن قدر زده باشند که دیگر نای پایداری برای هیچکدامشان نمانده باشد، تن به گفتگو داده اند؟ پس دم زدن از اینکه ما با فرهنگیم و اهل گفتگو، بی معنی است. دور و برتان را نگاه کنید. همه مان با فرهنگ و اهل گفتگو نیستیم.
می گویند ایران را با مصر و تونس مقایسه کن نه با سوریه و لیبی. این مقایسه خطاست به یک دلیل بزرگ: دخالت خارجی و خشونت داخلی. در مصر و تونس، آمریکا و فرانسه و قطر و عربستان و ترکیه وارد نشدند و اسلحه و نیروی مسلح خارجی نریختند. در مصر و تونس پیش از آنکه کار به خشونت فراگیر بکشد، ارتش مانند سد حایلی وارد عمل شد و اوضاع را تحت کنترل درآورد. در ایران، سپاه خودش یک سر دعواست و از ارتش هم نمی توان انتظار داشت که به جنگ سپاه برود، اگر برود جنگ داخلی تمام عیاری می شود که باید بگوییم صد رحمت به سوریه. در اینکه قدرتهای خرد و کلان هم مانند گرگ به گله بزنند که فکر نکنم کسی تردیدی داشته باشد.
ایران نه تنها استعداد سوریه شدن را دارد که از سوریه بدتر هم می تواند بشود. ایران کشوری است پرتنوع که زیبایی اش به همین رنگارنگی در جغرافیا و آب و هوا و فرهنگ و زبان و مذهب و لباس و غذا و اندیشه است. رنگهای این رنگین کمان را اگر کسی چوبی به دست بگیرد و با خشونت به هم بزند حاصلش خاکستری چرک است. @eduarticle
این سوی معرکه تا بن دندان مسلح به انواع ابزار سرکوب است و آن سو،
جمعیتی است خشمگین که چیزی برای از دست دادن ندارد. در لابلای این جمعیت خشمگین هم یکی می خواهد رضا شاه را سر کار بیاورد، دیگری دنبال دیکتاتوری پرولتاریاست، آن یکی آنارشیست است این یکی فاشیست. فردا قومیتچی ها هم سر می رسند و گل به سبزه آراسته می شود و هر دولت همسایه و قدرت کوچک و بزرگی پشت یکی شان می ایستد.
دقت داشته باشید که صاحبان این اندیشه ها قرار نیست در آرامش و فضائی دموکراتیک دور هم جمع شوند و بر سر تقسیم قدرت گفتگو کنند و ساز و کاری هم برای پیشگیری از خشونت برقرار سازند. بلکه ابتدا محیط نا آرام و خشن است که شکل می گیرد و بعد گروهها با اندیشه ها و اهداف گوناگون در این فضا، مجال ظهور و رشد می یابند. اگر برعکس بود که اصلا جنبش اعتراضی به راه نمی افتاد و کار به اینجا نمی کشید.
می گویید ایران مستعد حضور داعش نیست. اصلا کی از داعش حرف زد؟ خشونت منحصر به داعش نیست. همه اندیشه های راست و چپ در طول تاریخ نشان داده اند که از داعش کم نمی آورند. در محیط خشونتزده هم خشنها و فرصت طلبان حاکمند و حرف اول و آخر را کسی می زند که سلاح به دست دارد نه قلم. این ابوفلانها و ابوبهمانها در سوریه که هر کدام عده ای را دور خود جمع کرده و سلاح از قطر و عربستان و ترکیه و آمریکا گرفته و نام یکی از یاران پیامبر را رویشان گذاشته اند، فکر می کنید از مسجد و حوزه علمیه بیرون آمده اند؟ خیر. پرونده هر کدام را بررسی کنی می بینی پیش از اینکه انقلاب در زندانها را باز کند، به جرم راهزنی و قوادی و آدمکشی و زورگیری در حال آب خنک خوردن بودند و در عمرشان یک رکعت نماز نخوانده بودند اما حالا کسی را که نمازش دیر شود شلاق می زنند. در همین لبنان کسی به نام احمد اسیر بود که سرکرده جهادیها شد و با ارتش جنگ راه انداخت و بعد به سوریه گریخت و به داعش پیوست. فکر می کنید قبلش چکاره بود؟ در کاباره برای رقاصه ها تنبک می زد. لابد حالا هم اگر تنبک دست کسی ببیند سر از تنش جدا می کند.
در مملکت ما که جولانگاه فرصت طلبان است فکر می کنید چنین پدیده هایی رخ نخواهد نمود؟ دوستی می گفت آنهایی که حسینیه آتش زدند خودشان تا دیروز ندای لبیک یا حسینشان به هوا بود. دوست دیگری تعریف می کرد که در راهپیمایی مخالفان اعدام در تورنتو می گفتند این آخوندها را باید از درختها حلق آویز کرد. پس بعید ندانید که آسید ابوالفضل که تا دیروز مداح حسینیه محل بود و برای جده اش فاطمه زهرا اشک می گرفت، نام خودش را کامبیز بگذارد و فروهر به گردن بیندازد و گردان متوسلین به هوخشتره را در جنگ با آتیلا فرماندهی کند که تا دیروز نامش آقامعلی بود و همراه با دیگر اوشاقلار بسیج اردبیل، پان ترکها را کتک می زد اما امروز فرمانده قشون گرگهای خاکستری است.
تاریخ همین سی و چند ساله ما نشان داده که ما آن قدر فرصت طلب داریم که می توانیم به تمام جهان صادر کنیم. عقلای قوم و اهل آشتی و گفتگو دراین معرکه جایی ندارند. اگر وسط بیفتند زیر دست و پا له می شوند. کجا سراغ دارید که عاملان خشونت پیش از آنکه همدیگر را آن قدر زده باشند که دیگر نای پایداری برای هیچکدامشان نمانده باشد، تن به گفتگو داده اند؟ پس دم زدن از اینکه ما با فرهنگیم و اهل گفتگو، بی معنی است. دور و برتان را نگاه کنید. همه مان با فرهنگ و اهل گفتگو نیستیم.
می گویند ایران را با مصر و تونس مقایسه کن نه با سوریه و لیبی. این مقایسه خطاست به یک دلیل بزرگ: دخالت خارجی و خشونت داخلی. در مصر و تونس، آمریکا و فرانسه و قطر و عربستان و ترکیه وارد نشدند و اسلحه و نیروی مسلح خارجی نریختند. در مصر و تونس پیش از آنکه کار به خشونت فراگیر بکشد، ارتش مانند سد حایلی وارد عمل شد و اوضاع را تحت کنترل درآورد. در ایران، سپاه خودش یک سر دعواست و از ارتش هم نمی توان انتظار داشت که به جنگ سپاه برود، اگر برود جنگ داخلی تمام عیاری می شود که باید بگوییم صد رحمت به سوریه. در اینکه قدرتهای خرد و کلان هم مانند گرگ به گله بزنند که فکر نکنم کسی تردیدی داشته باشد.
ایران نه تنها استعداد سوریه شدن را دارد که از سوریه بدتر هم می تواند بشود. ایران کشوری است پرتنوع که زیبایی اش به همین رنگارنگی در جغرافیا و آب و هوا و فرهنگ و زبان و مذهب و لباس و غذا و اندیشه است. رنگهای این رنگین کمان را اگر کسی چوبی به دست بگیرد و با خشونت به هم بزند حاصلش خاکستری چرک است. @eduarticle
✔️عامل اصلی شورشها چیست؟
—----------------
✅«ناشنوایی» چپ و راست؛ عامل اصلی شورشها
مرتضی کریمی
بازنمود حوادث اخیر در رسانهها و جراید اصولگرایان و اصلاحطلبان متاسفانه همانی است که بود. هیچ چیز تغییر نکرده است. اصولگرایان بنا به روشهای نخنماشدهی قبلی این اتفاقات را به آمریکا و اسرائیل نسبت میدهند. اصلاحطلبان نیز با دستهای خالیتر از همیشه آن را دسیسههایی از طرف اصولگرایان به منظور تضعیف دولت مستقر و بعد از سراسری شدن آن «مجموعهای از خشمهای بیهدف اما بهحق» بازنمود میکنند.
⭕️ اعتراضات چگونه شروع شد؟
گرانی تخممرغ آغازگر اعتراضات نبوده است. ریشهی این اعتراضات نه از این یا آن اتفاق بلکه بر اثر این مسئله است که تمامی اقشار، طبقات، اصناف، جنسیتها و افراد احساس میکنند توسط حاکمیت و احزاب چپ و راست مورد «ناشنوایی» واقع شدهاند. شعارهایی که در تجمعها از طرف مردم داده میشود از طرفی نمایانگر خستگی و استیصال آنها از وضع موجود و ترس از ادامهی آن، و از طرف دیگر نگرانیها و دلمشغولیهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنهاست.
اگرچه دخالت نیروهایی از داخل (مخصوصا در شروع این حوادث) و خارج از ایران در تعیین این شعارها یا جهت دادن به آنها انکارناپذیر است اما توجه داشته باشیم به گواه بسیاری از نظریههای اخیر در جامعهشناسی مردم عروسکهای منفعلی برای خیمهشببازی این و آن نیستند. حتی ممکن است این افراد با قرار گرفتن در میان جمعها تا حدودی اراده خود را از دست بدهند اما آنها قدرتِ شنیدن، تحلیلکردن، انتخابکردن و رفتار مستقل را دارند. بنابراین حتی خندهدارترین شعارها از ظن روشنفکرانِ پشت کرسینشین، بیانی صادقانه از فکر و اندیشه و آرمان این افراد جان بر لب رسیده است. این اعتراضات درست از جایی شروع شده است که یک فرد عادی در ابعاد مختلف زندگی روزمرهی خود احساس کرده است که «ناشنوایی» بر او روا شده، و هرگز امکان شنیده شدن حرف و درد او، نه از طریق شعارهای اصولگرایان نه از مسیر نامعلوم اصلاحطلبان، ممکن نبوده است.
⭕️ معترضان چه کسانی هستند؟
معترضان برخلاف آنچه بازنمود میشود از یک طبقه یا قشر یا سن خاص نیستند. معترضان تمام کسانی هستند که احساس میکنند از نظر سیاسی حق انتخاب سرنوشت خود را ندارند. این افراد همان کسانی هستند که حتی در آخرین انتخابات، با هوشیاری و در یک انتخاب استراتژیک، روحانی را سر کار آوردند، اما احساس میکردند که این شخص منتخب واقعی آنها نبوده و از کفایت، دانش، شجاعت و صداقت لازم برای «شنیدن» آنها برخوردار نیست. گروههای تندرو هم تمام تلاش خود را برای ثابت کردن این مسئله به مردم به کار بستند.
معترضان افراد متخصصی هستند که احساس میکنند نمیتوانند دانش و مهارت خود را در جامعه به کار انداخته و حاصل نتیجه یک عمر تلاش و کوششان را در عمل دیده و از کار خود لذت برده و در مسیر حرفهایشان پیشرفت کنند، در حالی که میبینند افراد بدون تخصص و مهارت لازم موقعیتهای شغلی حساس را اشغال میکنند.
معترضان کارگرانی هستند که در تولید خود سهم نداشته و از حداقل دستمزد، امتیازات و مزایای کاری برخوردار نیستند و وقتی که برای احقاق حقوق معوقه خود به شکل قانونی جمع میشوند جوابشان قانونی داده نمیشود و در حالی که هر روز اخبار اختلاسهای بزرگتری را از رسانهها میشنوند.
معترضان زنانی هستند که احساس میکنند تمایلات، علایق و سلایق آنها نه تنها در اداره و مدیریت جامعه نقشی ندارد بلکه در زندگی شخصی خودشان نیز اختیار ندارند. آنها احساس میکنند که صدای آنها توسط مسئولانی که با رای آنها در راس امور نشستهاند هم شنیده نمیشود. و خلاصه آنکه این افراد کسانی هستند که در زندگی روزمره و شخصی خود و در انجام امور ابتدایی با سیستم دچار استهلاک و اصطکاک شدهاند. ادامه مطلب👈 https://eduarticle.me/?p=3349
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------
✅«ناشنوایی» چپ و راست؛ عامل اصلی شورشها
مرتضی کریمی
بازنمود حوادث اخیر در رسانهها و جراید اصولگرایان و اصلاحطلبان متاسفانه همانی است که بود. هیچ چیز تغییر نکرده است. اصولگرایان بنا به روشهای نخنماشدهی قبلی این اتفاقات را به آمریکا و اسرائیل نسبت میدهند. اصلاحطلبان نیز با دستهای خالیتر از همیشه آن را دسیسههایی از طرف اصولگرایان به منظور تضعیف دولت مستقر و بعد از سراسری شدن آن «مجموعهای از خشمهای بیهدف اما بهحق» بازنمود میکنند.
⭕️ اعتراضات چگونه شروع شد؟
گرانی تخممرغ آغازگر اعتراضات نبوده است. ریشهی این اعتراضات نه از این یا آن اتفاق بلکه بر اثر این مسئله است که تمامی اقشار، طبقات، اصناف، جنسیتها و افراد احساس میکنند توسط حاکمیت و احزاب چپ و راست مورد «ناشنوایی» واقع شدهاند. شعارهایی که در تجمعها از طرف مردم داده میشود از طرفی نمایانگر خستگی و استیصال آنها از وضع موجود و ترس از ادامهی آن، و از طرف دیگر نگرانیها و دلمشغولیهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنهاست.
اگرچه دخالت نیروهایی از داخل (مخصوصا در شروع این حوادث) و خارج از ایران در تعیین این شعارها یا جهت دادن به آنها انکارناپذیر است اما توجه داشته باشیم به گواه بسیاری از نظریههای اخیر در جامعهشناسی مردم عروسکهای منفعلی برای خیمهشببازی این و آن نیستند. حتی ممکن است این افراد با قرار گرفتن در میان جمعها تا حدودی اراده خود را از دست بدهند اما آنها قدرتِ شنیدن، تحلیلکردن، انتخابکردن و رفتار مستقل را دارند. بنابراین حتی خندهدارترین شعارها از ظن روشنفکرانِ پشت کرسینشین، بیانی صادقانه از فکر و اندیشه و آرمان این افراد جان بر لب رسیده است. این اعتراضات درست از جایی شروع شده است که یک فرد عادی در ابعاد مختلف زندگی روزمرهی خود احساس کرده است که «ناشنوایی» بر او روا شده، و هرگز امکان شنیده شدن حرف و درد او، نه از طریق شعارهای اصولگرایان نه از مسیر نامعلوم اصلاحطلبان، ممکن نبوده است.
⭕️ معترضان چه کسانی هستند؟
معترضان برخلاف آنچه بازنمود میشود از یک طبقه یا قشر یا سن خاص نیستند. معترضان تمام کسانی هستند که احساس میکنند از نظر سیاسی حق انتخاب سرنوشت خود را ندارند. این افراد همان کسانی هستند که حتی در آخرین انتخابات، با هوشیاری و در یک انتخاب استراتژیک، روحانی را سر کار آوردند، اما احساس میکردند که این شخص منتخب واقعی آنها نبوده و از کفایت، دانش، شجاعت و صداقت لازم برای «شنیدن» آنها برخوردار نیست. گروههای تندرو هم تمام تلاش خود را برای ثابت کردن این مسئله به مردم به کار بستند.
معترضان افراد متخصصی هستند که احساس میکنند نمیتوانند دانش و مهارت خود را در جامعه به کار انداخته و حاصل نتیجه یک عمر تلاش و کوششان را در عمل دیده و از کار خود لذت برده و در مسیر حرفهایشان پیشرفت کنند، در حالی که میبینند افراد بدون تخصص و مهارت لازم موقعیتهای شغلی حساس را اشغال میکنند.
معترضان کارگرانی هستند که در تولید خود سهم نداشته و از حداقل دستمزد، امتیازات و مزایای کاری برخوردار نیستند و وقتی که برای احقاق حقوق معوقه خود به شکل قانونی جمع میشوند جوابشان قانونی داده نمیشود و در حالی که هر روز اخبار اختلاسهای بزرگتری را از رسانهها میشنوند.
معترضان زنانی هستند که احساس میکنند تمایلات، علایق و سلایق آنها نه تنها در اداره و مدیریت جامعه نقشی ندارد بلکه در زندگی شخصی خودشان نیز اختیار ندارند. آنها احساس میکنند که صدای آنها توسط مسئولانی که با رای آنها در راس امور نشستهاند هم شنیده نمیشود. و خلاصه آنکه این افراد کسانی هستند که در زندگی روزمره و شخصی خود و در انجام امور ابتدایی با سیستم دچار استهلاک و اصطکاک شدهاند. ادامه مطلب👈 https://eduarticle.me/?p=3349
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
عامل اصلی شورشها چیست؟
✅«ناشنوایی» چپ و راست؛ عامل اصلی شورشها مرتضی کریمی بازنمود حوادث اخیر در رسانهها و جراید اصولگرایان و اصلاحطلبان متاسفانه همانی است که بود. هیچ چیز تغییر نکرده است. اصولگرایان بنا به روشهای نخ
📚 80درصد داستان کودک باید سرگرمکننده باشد 📚
—------------
گفتوگو با فرهاد حسنزاده نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان:
مریم شهبازی روزنامه ایران
برای اغلب گروههای سنی نوشته و خودش را محدود به هیچ ژانر و سبکی نمیداند، با این همه در آثارش طنز حضوری جدی دارد و معتقد است میتوان از آن به عنوان پلی میان مخاطب و اثر بهره گرفت. فرهاد حسنزاده از جمله نویسندگانی است که آثار بیشماری از او روانه بازار کتاب شده. نوشتن را با نگارش نمایشنامهای در نوجوانی آغاز کرد و نخستین کتابی هم که از او منتشر شد در سال 70 و با عنوان «ماجرای روباه و زنبور» بود. یکی از ویژگیهای جالب توجه درباره این نویسنده و روزنامه نگار 55 ساله این است که به داستانها و رمانهایش اجازه میدهد خودشان ژانر و گروه سنی مناسب را بیابند! آنطور که ابتدا نوشتن را آغاز میکند و بعد هم میگذارد اثر مورد نظرش به مسیر دلخواهش برود. موضوع جنگ هم در نوشتههایش جایگاه خاصی دارد، البته نه به آن شکلی که اثر گرفتار شعارزدگی و انتقال پیامهایی تکراری شود بلکه در تلاش است تا به جنگ از منظر آسیبهای اجتماعی و روانیاش بپردازد. این مسأله به واسطه تجربه شخصیاش از جنگ و مهاجرت اجباری از آبادان به تهران است که در داستانها و رمانهایش رنگ و بویی قابل مشاهده دارد. برای انتشار بیش از 80 اثر که حدود 50 عنوان از آنها برگرفته از واقعیت هستند موفق به کسب جوایز متعددی شده که از جمله آنها میتوان به عنوان برگزیده جشنوارههای «سروش نوجوان»،«کتاب سال جمهوری اسلامی ایران»، «کتابهای آموزشی رشد»،«انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک»،«جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»،«مهرگان» و« قلم زرین» اشاره کرد. آثار حسنزاده به زبانهای انگلیسی، مالایی، چینی و بتازگی هم به ترکی استانبولی ترجمه شدهاند. او برای سال 2017 از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان نامزد جایزه آسترید لیندگرن و برای سال جدید میلادی هم از سوی شورای کتاب کودک به عنوان نامزد جایزههای هانس کریستین آندرسن و آسترید لیندگرن معرفی شده است. او هماکنون مسئولیت نشریه دوچرخه نوجوان روزنامه همشهری را برعهده دارد.
ادامه مصاحبه دربانک مقاله های آموزشی وفرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3358
—---------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------
گفتوگو با فرهاد حسنزاده نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان:
مریم شهبازی روزنامه ایران
برای اغلب گروههای سنی نوشته و خودش را محدود به هیچ ژانر و سبکی نمیداند، با این همه در آثارش طنز حضوری جدی دارد و معتقد است میتوان از آن به عنوان پلی میان مخاطب و اثر بهره گرفت. فرهاد حسنزاده از جمله نویسندگانی است که آثار بیشماری از او روانه بازار کتاب شده. نوشتن را با نگارش نمایشنامهای در نوجوانی آغاز کرد و نخستین کتابی هم که از او منتشر شد در سال 70 و با عنوان «ماجرای روباه و زنبور» بود. یکی از ویژگیهای جالب توجه درباره این نویسنده و روزنامه نگار 55 ساله این است که به داستانها و رمانهایش اجازه میدهد خودشان ژانر و گروه سنی مناسب را بیابند! آنطور که ابتدا نوشتن را آغاز میکند و بعد هم میگذارد اثر مورد نظرش به مسیر دلخواهش برود. موضوع جنگ هم در نوشتههایش جایگاه خاصی دارد، البته نه به آن شکلی که اثر گرفتار شعارزدگی و انتقال پیامهایی تکراری شود بلکه در تلاش است تا به جنگ از منظر آسیبهای اجتماعی و روانیاش بپردازد. این مسأله به واسطه تجربه شخصیاش از جنگ و مهاجرت اجباری از آبادان به تهران است که در داستانها و رمانهایش رنگ و بویی قابل مشاهده دارد. برای انتشار بیش از 80 اثر که حدود 50 عنوان از آنها برگرفته از واقعیت هستند موفق به کسب جوایز متعددی شده که از جمله آنها میتوان به عنوان برگزیده جشنوارههای «سروش نوجوان»،«کتاب سال جمهوری اسلامی ایران»، «کتابهای آموزشی رشد»،«انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک»،«جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»،«مهرگان» و« قلم زرین» اشاره کرد. آثار حسنزاده به زبانهای انگلیسی، مالایی، چینی و بتازگی هم به ترکی استانبولی ترجمه شدهاند. او برای سال 2017 از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان نامزد جایزه آسترید لیندگرن و برای سال جدید میلادی هم از سوی شورای کتاب کودک به عنوان نامزد جایزههای هانس کریستین آندرسن و آسترید لیندگرن معرفی شده است. او هماکنون مسئولیت نشریه دوچرخه نوجوان روزنامه همشهری را برعهده دارد.
ادامه مصاحبه دربانک مقاله های آموزشی وفرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3358
—---------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
۸۰ درصد داستان کودک باید سرگرمکننده باشد
گفتوگو با فرهاد حسنزاده نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان: مریم شهبازی روزنامه ایران برای اغلب گروههای سنی نوشته و خودش را محدود به هیچ ژانر و سبکی نمیداند، با این همه در آثارش طنز حضوری جدی د
Forwarded from الفبآ
🔹تفکر مراقبتی کودکان در قبال حیوانات
سحرسلطانی
یکی از مهمترین توصیهها برای بهبود توانمندیهای ارتباطی کودکان نسل آپارتمانی، حضور آنها در مدارس طبیعت و مزرعههای پژوهشی کودکمحور یا داشتن حیوان و گیاه خانگی است. حضور یک موجود زنده توان ارتباطی کودک را ارتقا میدهد، مسئولیتپذیری، عاطفهورزی، توجه به دیگری و حمایت از او را آموزش میدهد. مهیا شدن چنین امکانهای خوبی که کودکان بتوانند از حضور حیوانات خانگی مانند ماکیان و دام و طیور بهره ببرند اتفاق فرخندهای است که باید به فال نیک گرفت از سویی گزارشهای تسهیلگران و مربیان میگوید عدم مهارت ارتباطی کودکان با حیوانات مدرسههای طبیعت، منجر به حیوانآزاری میشود و انفعال والدین در اتخاذ رویکرد مناسب هم مسالهای است که نمیتوان نادیده گرفت و میتواند به امری ضد تربیتی بدل شود. گزارشهایی از فشردن تا حد مرگ جوجهها و خرگوشها، پرتاب چوب و سنگ برای گوسفند و اسبها و کشیدن و شوت کردن بچه گربهها، شکستن صدف حلزونها و بیرون کشیدن ماهیها از آب و مواردی که منجر به مرگ حیوانات شدهاند.
حال باید یک سوال مهم را از خود بپرسیم پیش از مواجهه کودکان با حیوانات زنده چه مفاهیم و مهارتهای مراقبتی را باید به آنها آموخت؟
🔺حیوانات اسباب بازی نیستند بلکه جاندارند.
کودکان تا پیش از ۳ سالگی درک شفافی از تفاوت حیوانات با عروسکهای حیوانی خود ندارند. بنابراین لازم است مفهوم زندهبودن را با مصادیق مکمل برای کودک شرح دهیم؛ مثلا گرم بودن بدنش، غذا خوردن و بیدار شدنش، صدا داشتن و بچهدار شدنش، ادرار کردن و حرکت کردنش و…
🔺حیوانات احساس دارند، میترسند، خسته یا عصبانی میشوند.
کودکان بعد از شناخت مولفههای احساسی خود مانند غم و شادی، ترس و خشم و خستگی میتوانند به درک اینکه حیوانات هم احساس دارند نزدیک شوند. با کمک قصههایی با شخصیت حیوانی و نمایش خلاق با محوریت این موضوع میتوان درک احساسات داشتن حیوانات را برای کودکان درونی کرد.
🔺انسان صاحب حیوانات نیست بلکه دوست آنهاست.
برخی از والدین اشرف بودن انسان بین مخلوقات را به معنای اینکه انسان سرور و صاحب سایر مخلوقات است درک کرده و به کودک منتقل میکنند. در حالیکه اشرفیت اسنان منوط به قوه عقلانیت اوست و به معنای بیارزشی طبیعت و حیوانات نیست. به کودکان توضیح بدهیم با کمک قوه عقل میتوانیم دوست و مراقب حیوانات باشیم.
🔺حیوانات حریم خصوصی دارند.
حیوانات هم مثل انسان نیاز به خانه دارند. آشیانهها و لانهها و محل زندگی حیوانات را به آنها نشان داده و توضیح دهیم این حریم خصوصی آنهاست و ما نمیتوانیم مدام در آنجا سرک بکشیم و آرامش حیوانات را از آنها بگیریم.
🔺حیوانات هر چیزی را نمیخورند.
شناخت اینکه هر حیوانی چه چیزی میخورد و ظرفیت مشخصی دارد از مهارتهایی است که باید به کودک آموزش داد.
🔺برای نوازش حیوانات باید اجازه گرفت و روشهای نوازش آنها را آموخت.
برای کودکان توضیح دهیم برخی حیوانات نوازش گریزند و برخی به نزدیکی و بغل شدن توسط انسان علاقهمند هستند. اول باید بدانیم چه حیوانی پذیرای نوازش است و بعد باید نوع نوازش ملایم و با آرامش را به او یاد دهیم تا مثل عروسکها حیوانات را نچلانند و فشار ندهند.
🔺هر حیوانی ابزار دفاع از خود را دارد.
به کودکان بگوییم حیوانات از خود دفاع میکنند نیش یا پنجول یا دندان تیز و نوک دارند. برای نزدیکی به آنها باید بدانیم ممکن است دوست نداشته باشند و از خود دفاع میکنند.
این نکات منجر به گفتگوی والدین و مربیان با کودکان میشود و ادراک آنها نسبت به طبیعت را توسعه میدهد. شناخت تفاوتها و شباهتهای حیوانات و طبقهبندی آنها و از منظر آنها جهان را دیدن و توصیف کردن در برنامه فبک طبیعت که ذیل فلسفه برای کودکان است طراحی شده و به والدین و تسهیلگران کمک میکند کودکان را با شناخت طبیعت همراهی کنند نه بازی و لذت ابزارگونه.
در یادداشتهای بعدی تکنیکها و نکات مهم در خصوص فبک طبیعت را مرور خواهیم کرد.
https://goo.gl/X6gu7Y
سحرسلطانی
یکی از مهمترین توصیهها برای بهبود توانمندیهای ارتباطی کودکان نسل آپارتمانی، حضور آنها در مدارس طبیعت و مزرعههای پژوهشی کودکمحور یا داشتن حیوان و گیاه خانگی است. حضور یک موجود زنده توان ارتباطی کودک را ارتقا میدهد، مسئولیتپذیری، عاطفهورزی، توجه به دیگری و حمایت از او را آموزش میدهد. مهیا شدن چنین امکانهای خوبی که کودکان بتوانند از حضور حیوانات خانگی مانند ماکیان و دام و طیور بهره ببرند اتفاق فرخندهای است که باید به فال نیک گرفت از سویی گزارشهای تسهیلگران و مربیان میگوید عدم مهارت ارتباطی کودکان با حیوانات مدرسههای طبیعت، منجر به حیوانآزاری میشود و انفعال والدین در اتخاذ رویکرد مناسب هم مسالهای است که نمیتوان نادیده گرفت و میتواند به امری ضد تربیتی بدل شود. گزارشهایی از فشردن تا حد مرگ جوجهها و خرگوشها، پرتاب چوب و سنگ برای گوسفند و اسبها و کشیدن و شوت کردن بچه گربهها، شکستن صدف حلزونها و بیرون کشیدن ماهیها از آب و مواردی که منجر به مرگ حیوانات شدهاند.
حال باید یک سوال مهم را از خود بپرسیم پیش از مواجهه کودکان با حیوانات زنده چه مفاهیم و مهارتهای مراقبتی را باید به آنها آموخت؟
🔺حیوانات اسباب بازی نیستند بلکه جاندارند.
کودکان تا پیش از ۳ سالگی درک شفافی از تفاوت حیوانات با عروسکهای حیوانی خود ندارند. بنابراین لازم است مفهوم زندهبودن را با مصادیق مکمل برای کودک شرح دهیم؛ مثلا گرم بودن بدنش، غذا خوردن و بیدار شدنش، صدا داشتن و بچهدار شدنش، ادرار کردن و حرکت کردنش و…
🔺حیوانات احساس دارند، میترسند، خسته یا عصبانی میشوند.
کودکان بعد از شناخت مولفههای احساسی خود مانند غم و شادی، ترس و خشم و خستگی میتوانند به درک اینکه حیوانات هم احساس دارند نزدیک شوند. با کمک قصههایی با شخصیت حیوانی و نمایش خلاق با محوریت این موضوع میتوان درک احساسات داشتن حیوانات را برای کودکان درونی کرد.
🔺انسان صاحب حیوانات نیست بلکه دوست آنهاست.
برخی از والدین اشرف بودن انسان بین مخلوقات را به معنای اینکه انسان سرور و صاحب سایر مخلوقات است درک کرده و به کودک منتقل میکنند. در حالیکه اشرفیت اسنان منوط به قوه عقلانیت اوست و به معنای بیارزشی طبیعت و حیوانات نیست. به کودکان توضیح بدهیم با کمک قوه عقل میتوانیم دوست و مراقب حیوانات باشیم.
🔺حیوانات حریم خصوصی دارند.
حیوانات هم مثل انسان نیاز به خانه دارند. آشیانهها و لانهها و محل زندگی حیوانات را به آنها نشان داده و توضیح دهیم این حریم خصوصی آنهاست و ما نمیتوانیم مدام در آنجا سرک بکشیم و آرامش حیوانات را از آنها بگیریم.
🔺حیوانات هر چیزی را نمیخورند.
شناخت اینکه هر حیوانی چه چیزی میخورد و ظرفیت مشخصی دارد از مهارتهایی است که باید به کودک آموزش داد.
🔺برای نوازش حیوانات باید اجازه گرفت و روشهای نوازش آنها را آموخت.
برای کودکان توضیح دهیم برخی حیوانات نوازش گریزند و برخی به نزدیکی و بغل شدن توسط انسان علاقهمند هستند. اول باید بدانیم چه حیوانی پذیرای نوازش است و بعد باید نوع نوازش ملایم و با آرامش را به او یاد دهیم تا مثل عروسکها حیوانات را نچلانند و فشار ندهند.
🔺هر حیوانی ابزار دفاع از خود را دارد.
به کودکان بگوییم حیوانات از خود دفاع میکنند نیش یا پنجول یا دندان تیز و نوک دارند. برای نزدیکی به آنها باید بدانیم ممکن است دوست نداشته باشند و از خود دفاع میکنند.
این نکات منجر به گفتگوی والدین و مربیان با کودکان میشود و ادراک آنها نسبت به طبیعت را توسعه میدهد. شناخت تفاوتها و شباهتهای حیوانات و طبقهبندی آنها و از منظر آنها جهان را دیدن و توصیف کردن در برنامه فبک طبیعت که ذیل فلسفه برای کودکان است طراحی شده و به والدین و تسهیلگران کمک میکند کودکان را با شناخت طبیعت همراهی کنند نه بازی و لذت ابزارگونه.
در یادداشتهای بعدی تکنیکها و نکات مهم در خصوص فبک طبیعت را مرور خواهیم کرد.
https://goo.gl/X6gu7Y
الـفـبـــــا
تفکر مراقبتی کودکان در قبال حیوانات - الـفـبـــــا
سحرسلطانی// یکی از مهمترین توصیهها برای بهبود توانمندیهای ارتباطی کودکان نسل آپارتمانی، حضور آنها در مدارس طبیعت و مزرعههای پژوهشی کودکمحور یا داشتن حیوان و گیاه خانگی است. حضور یک […]
🌀نسلی که کوچکترین تجربهای ندارد
—-------------
در ارتباط با حوادث روزهای اخیر کشور یک فایل صوتی از کلاس درس «یوسف اباذری» جامعهشناس برجسته کشور منتشر شد که تحلیلهای این استاد دانشگاه تهران را در این رابطه نشان میدهد. او در بخشی از صحبتهایش گفته است: مردم را از گذشتهشان قطع کردند. دوره شاه به یک دوران کارتونی تبدیل شد. فیلمهایی که در این دوران ساخته میشد مثلا در مورد ساواکی بود که مردم دستش میانداختند.
دهشت ساواک از بین رفت و باور اینکه چطور ساواک آدمها را سلاخی میکرد از بین رفت. در عوض گذشتهسازی انجام داد که اصلا وجود نداشت. بعدها وقتی اینترنت آمد، چون در دست نسل جوان بود، محتوا تهی از گذشته تاریخ و سنت شد. جوانان فقط در این فضا به تولید سرگرمی پرداختند، در نتیجه برخی از جوانان در اعتراضات اخیر برای بازگشت شاه شعار دادند غافل از اینکه رژیم شاه در دوره خود، سلاخترین و دهشتناکترین رژیم جلاد، کثافت و آدمکش در جهان بود. نسل جدید ارتباطی با نسل قبل ندارد. من نمیدانم ماجرا چیست و فقط مشخص است که مردم الان ناراضیاند. فقط یک جوانی که هیچچیز از تاریخ خود نمیداند میتواند برود و شعار دهد که شاه برگردد، چون اگر فقط به بازخوانی تاریخ مشروطه مراجعه میکرد متوجه میشد که انقلابیون بهدنبال محدود و مشروط کردن قدرت شاه میگشتند. جالب است که برخی از این جوانان در مسجد گوهرشاد که سمبل دیکتاتوری رضا شاه است، میگویند رضا شاه روحت شاد؛ فقط نسلی میتواند چنین کاری کند که هیچچیز از تاریخ نمیداند. یک طرف ماجرا آموزش و پرورش است که تاریخ را طور دیگری روایت میکند که موردپسند باشد. تنها چیزی هم که در دسترس مردم است شبکه «منوتویی» است که از فرح یک بانوی شهیر مظلوم میسازد.»
او در بخش دیگری از صحبتهایش میگوید:« وقتی انتقال تجربه به نسل بعد را محدود میکنید نتیجهاش این میشود که میبینید. اگر مردم را در خلأ رها کنید نتیجه چیزی جز دهشت نخواهد بود که در چند روز اخیر آن را دیدید.» او با اشاره به اینکه مالباختهترین مردم در مشهد هستند و حق هم دارند اعتراض کنند، میگوید: « تجربه سیاسی قبل از مشروطه تا به حال به مردم منتقل نشده است. حاصل این کار این است که میبینید. نسلی که به خیابان میرود هیچ تجربهای در مورد تاریخ ایران ندارد.حزب میتواند در جامعهای وجود داشته باشد و کماکان چنین فاجعهای در آن اتفاق بیفتد. چامسکی در آخرین مصاحبهاش گفت که حزب جمهوریخواه آمریکا خطرناکترین سازمان در طول تاریخ بشر است. برای اینکه کمر همت به نابودی بسته است.
۲۰سال دیگر زمینی وجود ندارد. » همچنین این استاد جامعهشناسی در پاسخ به دانشجوی دیگری که میگوید منافع طبقات فرودست را که به خیابان آمدهاند هیچیک از احزاب نمایندگی نمیکنند؟ پاسخ میدهد:« منظورم این است که اگر نماینده داشته باشد آن نماینده صدایی برای اعتراض ندارد. نمایندگان احزاب در بحث اینکه من بهترم تو بهتری گلوی هم را پاره میکنند. میخواهم بگویم اگر انتقال تجربهصورت نگیرد، انگار کودکی هستی که تازه به دنیا آمدهای. دنیا را همانگونه که هست میپذیری با همان اطلاعاتی که به تو میدهند. همین فاجعه به بار میآید. نسلی که کوچکترین تجربهای ندارد.»
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—-------------
در ارتباط با حوادث روزهای اخیر کشور یک فایل صوتی از کلاس درس «یوسف اباذری» جامعهشناس برجسته کشور منتشر شد که تحلیلهای این استاد دانشگاه تهران را در این رابطه نشان میدهد. او در بخشی از صحبتهایش گفته است: مردم را از گذشتهشان قطع کردند. دوره شاه به یک دوران کارتونی تبدیل شد. فیلمهایی که در این دوران ساخته میشد مثلا در مورد ساواکی بود که مردم دستش میانداختند.
دهشت ساواک از بین رفت و باور اینکه چطور ساواک آدمها را سلاخی میکرد از بین رفت. در عوض گذشتهسازی انجام داد که اصلا وجود نداشت. بعدها وقتی اینترنت آمد، چون در دست نسل جوان بود، محتوا تهی از گذشته تاریخ و سنت شد. جوانان فقط در این فضا به تولید سرگرمی پرداختند، در نتیجه برخی از جوانان در اعتراضات اخیر برای بازگشت شاه شعار دادند غافل از اینکه رژیم شاه در دوره خود، سلاخترین و دهشتناکترین رژیم جلاد، کثافت و آدمکش در جهان بود. نسل جدید ارتباطی با نسل قبل ندارد. من نمیدانم ماجرا چیست و فقط مشخص است که مردم الان ناراضیاند. فقط یک جوانی که هیچچیز از تاریخ خود نمیداند میتواند برود و شعار دهد که شاه برگردد، چون اگر فقط به بازخوانی تاریخ مشروطه مراجعه میکرد متوجه میشد که انقلابیون بهدنبال محدود و مشروط کردن قدرت شاه میگشتند. جالب است که برخی از این جوانان در مسجد گوهرشاد که سمبل دیکتاتوری رضا شاه است، میگویند رضا شاه روحت شاد؛ فقط نسلی میتواند چنین کاری کند که هیچچیز از تاریخ نمیداند. یک طرف ماجرا آموزش و پرورش است که تاریخ را طور دیگری روایت میکند که موردپسند باشد. تنها چیزی هم که در دسترس مردم است شبکه «منوتویی» است که از فرح یک بانوی شهیر مظلوم میسازد.»
او در بخش دیگری از صحبتهایش میگوید:« وقتی انتقال تجربه به نسل بعد را محدود میکنید نتیجهاش این میشود که میبینید. اگر مردم را در خلأ رها کنید نتیجه چیزی جز دهشت نخواهد بود که در چند روز اخیر آن را دیدید.» او با اشاره به اینکه مالباختهترین مردم در مشهد هستند و حق هم دارند اعتراض کنند، میگوید: « تجربه سیاسی قبل از مشروطه تا به حال به مردم منتقل نشده است. حاصل این کار این است که میبینید. نسلی که به خیابان میرود هیچ تجربهای در مورد تاریخ ایران ندارد.حزب میتواند در جامعهای وجود داشته باشد و کماکان چنین فاجعهای در آن اتفاق بیفتد. چامسکی در آخرین مصاحبهاش گفت که حزب جمهوریخواه آمریکا خطرناکترین سازمان در طول تاریخ بشر است. برای اینکه کمر همت به نابودی بسته است.
۲۰سال دیگر زمینی وجود ندارد. » همچنین این استاد جامعهشناسی در پاسخ به دانشجوی دیگری که میگوید منافع طبقات فرودست را که به خیابان آمدهاند هیچیک از احزاب نمایندگی نمیکنند؟ پاسخ میدهد:« منظورم این است که اگر نماینده داشته باشد آن نماینده صدایی برای اعتراض ندارد. نمایندگان احزاب در بحث اینکه من بهترم تو بهتری گلوی هم را پاره میکنند. میخواهم بگویم اگر انتقال تجربهصورت نگیرد، انگار کودکی هستی که تازه به دنیا آمدهای. دنیا را همانگونه که هست میپذیری با همان اطلاعاتی که به تو میدهند. همین فاجعه به بار میآید. نسلی که کوچکترین تجربهای ندارد.»
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔹گفت وگوی بین نسلی؛ ضرورت امروز
—----------------
کارشناسان در گفت و گو با همشهری از اهمیت توجه به خواستهها و مطالبات جوانان میگویند
«گفتوگوی بین نسلی» یکی از اصلیترین نیازهای امروز کشور است. حوادث روزهای اخیر در برخی از شهرها و اعتراضات صورت گرفته که براساس گفته سردار ذوالفقاری، معاون وزیر کشور 90درصد دستگیرشدگان در آن زیر 25سال سن دارند، اهمیت این موضوع را بیش از قبل مورد تأکید قرار میدهد. این یک واقعیت است که ما در کشور شاهد شکلگیری شکافهای عمیق بین طبقات اجتماعی و نسلها هستیم؛ موضوعی که اگر حتی در نهاد خانواده هم آن را دنبال کنیم به خوبی شاهدش خواهیم بود چه رسد به نهاد حاکمیت. امروز در کشور ما بین نسل دهه 70، 80 و 90که آینده سازان کشور محسوب میشوند (کودکان، نوجوانان و جوانان) هیچگونه ارتباطی با نسلهای پیش از آنها و بدنه نهادهای حاکمیتی (از دولت گرفته تا ساختارهای دیگر) که از نسل اول و دوم انقلاب هستند، وجود ندارد و حاصل این موضوع شکلگیری یک شکاف است که میتواند چالشهای بسیاری را برای آینده کشور به همراه داشته باشد. ما در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب با جوانانی روبهرو خواهیم بود که مطالبات بسیاری دارند، شغل، تحصیل، مسکن، ازدواج، نیاز به امید به آینده، شادی و... و پاسخگویی به این خواستهها بدون شکلگیری گفتوگوی بین نسلی امکان پذیر نخواهد بود.
صحنه تداوم نسلی در هر جامعهای رو به توسعه و پیشرفت همچون میدان «دو تیمی و امدادی» است، رقابتی که افراد حاضر در آن با پایان هر دور گردش، چوب را بهدست هم گروهی خود میدهند تا مسیر را ادامه دهد، در این میدان ارتباط و هماهنگی حرف اول را میزند و برای رسیدن به این موضوع گفتوگو موضوعی کلیدی است. شنیدن خواستهها و توجه به مطالبات #جوانان و نسلهای آینده کشور امروز باید به یکی از اولویتهای اصلی کشور تبدیل شود و پیش از اینکه فاصلهها و شکافهای جدی در نسلها شکل بگیرد، باید با تعامل و گفتوگوی بین نسلی جلوی آن را گرفت.[عناوین گفتگو👇]
🔺 مطالبات جوانان در اولویت قرار گیرد
🔺 جوانان آینده را مطالبه میکنند
🔺حق پرسشگری جوانان را به رسمیت بشناسیم
متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3368
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------
کارشناسان در گفت و گو با همشهری از اهمیت توجه به خواستهها و مطالبات جوانان میگویند
«گفتوگوی بین نسلی» یکی از اصلیترین نیازهای امروز کشور است. حوادث روزهای اخیر در برخی از شهرها و اعتراضات صورت گرفته که براساس گفته سردار ذوالفقاری، معاون وزیر کشور 90درصد دستگیرشدگان در آن زیر 25سال سن دارند، اهمیت این موضوع را بیش از قبل مورد تأکید قرار میدهد. این یک واقعیت است که ما در کشور شاهد شکلگیری شکافهای عمیق بین طبقات اجتماعی و نسلها هستیم؛ موضوعی که اگر حتی در نهاد خانواده هم آن را دنبال کنیم به خوبی شاهدش خواهیم بود چه رسد به نهاد حاکمیت. امروز در کشور ما بین نسل دهه 70، 80 و 90که آینده سازان کشور محسوب میشوند (کودکان، نوجوانان و جوانان) هیچگونه ارتباطی با نسلهای پیش از آنها و بدنه نهادهای حاکمیتی (از دولت گرفته تا ساختارهای دیگر) که از نسل اول و دوم انقلاب هستند، وجود ندارد و حاصل این موضوع شکلگیری یک شکاف است که میتواند چالشهای بسیاری را برای آینده کشور به همراه داشته باشد. ما در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب با جوانانی روبهرو خواهیم بود که مطالبات بسیاری دارند، شغل، تحصیل، مسکن، ازدواج، نیاز به امید به آینده، شادی و... و پاسخگویی به این خواستهها بدون شکلگیری گفتوگوی بین نسلی امکان پذیر نخواهد بود.
صحنه تداوم نسلی در هر جامعهای رو به توسعه و پیشرفت همچون میدان «دو تیمی و امدادی» است، رقابتی که افراد حاضر در آن با پایان هر دور گردش، چوب را بهدست هم گروهی خود میدهند تا مسیر را ادامه دهد، در این میدان ارتباط و هماهنگی حرف اول را میزند و برای رسیدن به این موضوع گفتوگو موضوعی کلیدی است. شنیدن خواستهها و توجه به مطالبات #جوانان و نسلهای آینده کشور امروز باید به یکی از اولویتهای اصلی کشور تبدیل شود و پیش از اینکه فاصلهها و شکافهای جدی در نسلها شکل بگیرد، باید با تعامل و گفتوگوی بین نسلی جلوی آن را گرفت.[عناوین گفتگو👇]
🔺 مطالبات جوانان در اولویت قرار گیرد
🔺 جوانان آینده را مطالبه میکنند
🔺حق پرسشگری جوانان را به رسمیت بشناسیم
متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3368
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
گفت وگوی بین نسلی؛ ضرورت امروز
کارشناسان در گفت و گو با همشهری از اهمیت توجه به خواستهها و مطالبات جوانان میگویند «گفتوگوی بین نسلی» یکی از اصلیترین نیازهای امروز کشور است. حوادث روزهای اخیر در برخی از شهرها و اعتراضات صورت گرف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
درمان مشکلات روحی و رفتاری #دانش_آموزان در مدرسه با استفاده از حیوانان . گزارشی از ایرلند
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
درمان مشکلات روحی و رفتاری #دانش_آموزان در مدرسه با استفاده از حیوانان . گزارشی از ایرلند
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔺تبعات روانی شیفتگی به تایید در شبکههای اجتماعی بر نوجوانان
—---------------
کمیسر امور #کودکان و #نوجوانان انگلستان از مدارس این کشور خواست که برای مقابله با صدمات احساسی شبکههای اجتماعی بر دانشآموزانی که از مقطع ابتدایی به دبیرستان میروند، نقش موثرتری داشته باشند.
آنی لانگفیلد، میگوید: "تعداد زیادی از دانشآموزان در این مقطع سنی دچار اضطراب و تزلزل هویت میشوند و شیفته لایک ها و نظرات تاییدکننده هستند."
تحقیقات او نشان میدهد که نوجوانان ۹ تا ۱۲ ساله به سختی میتوانند با چنین تاثیری مقابله کنند.
او گفت که دولت در حال مذاکره با مدارس است تا به طور رسمی ایمنی در شبکه اینترنت آموزش داده شود.
گزارشی درباره تاثیرات شبکههای اجتماعی بر کودکان ۸ تا ۱۲ ساله نشان میدهد که بسیاری از کودکان به شدت وابسته به "لایکها" و نظرات بقیه کاربران هستند و آن را نوعی تایید اجتماعی میدانند.
بر اساس این گزارش وقتی کودکان از مرحله دبستان به دبیرستان میروند، در حقیقت انگار "به لبه یک صخره" میرسند و در این سن ناگهان شبکههای اجتماعی برایشان در زندگی مهمتر میشود.
در این گزارش نمونه حرفهای ۳۲ دانشآموز ۸ تا دوازده ساله آمده است. از جمله:
آیرون ۱۱ ساله میگوید: "اگر من ۱۵۰ تا لایک بگیرم خیلی باحاله، این یعنی آنها من را دوست دارند."
آنی، ۱۱ ساله میگوید: "عکسهایم را ادیت میکنم تا مطمئن بشم که خوشگل به نظر میرسم."
حسن ۸ ساله میگوید: "مادرم مدام از من با اسنپ چت عکس میگیرد، من این کار را دوست ندارم. حتما دوست ندارید که فامیل و دوستانتان از شما عکس بگیرند و منتشر کنند."
برادی ۱۱ ساله میگوید: "من یک دختر خیلی باحال را در شبکه های اجتماعی دنبال میکنم، او همه چیزهایی که دلم میخواهد را دارد، هدفم این است که مثل او بشوم."
خانم لانگفیلد، از مدرسهها و والدین خواست که کودکان را برای برخورد با "خطرات بارز" شبکههای اجتماعی در دوران دبیرستان آماده کنند؛ بخصوص که در این مقطع سنی است که اغلب آنها گوشی موبایل دارند.
"کودکان و نوجوانان در این سن به دنبال جمع کردن لایک هستند، به دنبال تایید دیگران هستند و به شدت نگران و مضطرب بودن یا نبودن در اینترنت هستند و احساس میکنند که نمیتوانند رابطهشان را با جریان شبکههای اجتماعی قطع کنند چون به حضور اجتماعی آنها ضربه میزند."
با وجود آن که اغلب شبکههای اجتماعی محدودیت سنی ۱۳ سال را برای استفاده کاربران تعیین کردهاند اما گزارشها نشان میدهد که سه چهارم کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله در این شبکههای اجتماعی حساب کاربری دارند.
به گفته خانم لانگفیلد، حضور در شبکههای اجتماعی در حالیکه مزایای بسیاری برای کودکان دارد اما همزمان میتواند آنها را از نظر احساسی به شدت در خطر قرار دهد.
مادر یک نوجوان ۱۵ ساله میگوید که پسر نوجوانش دوست دارد که از چیزهایی که میخرد، عکس بگیرد و عکس آن را برای دوستانش منتشر کند : "نگاه کنید من چی دارم، نگاه کنید من چه کار میتوانم بکنم."
پدر یک نوجوان هم به استفاده خودش از شبکه های اجتماعی اشاره میکند و میگوید: "وقتی خودم از شبکههای اجتماعی استفاده میکنم، نمیتوانم به آنها بگویم که استفاده نکنند."
مادر و پدرها چه کار میتوانند بکنند؟
یکی از مسئولان انجمن کودکان انگلستان، از پدر و مادرها خواست که با بچههایشان درباره سایتها و اپلیکیشنهایی که استفاده میکنند، رو در رو صحبت کنند.
"حتی میشود با هم فهرست دوستان آنها را با آنها مرور کنید و از آنها بپرسید که اشخاص مختلف را از چه راهی میشناسند."
رئیس بخش "امنیت کودکان در اینترنت" موسسه خیریه "اناسپیسیسی" میگوید که حرف زدن با بچهها درباره فعالیتهای آنلاین آنها، باعث میشود که آنها احساس کنند در صورتی که مشکلی یا نگرانی دارند میتوانند روی مادر و پدرشان حساب کنند.
او میگوید که لازم است به بچههایمان یادآوری کنیم که اغلب افراد تصویر مطلوبتری از زندگی خود را در شبکههای اجتماعی به تصویر میکشند و آنها نباید برای دست یافتن به چنین زندگی کامل و بدون عیب و نقصی خود را تحت فشار بگذارند.
مسئول یک سازمان خیریه هم که در زمینه مسائل روانی کودکان فعالیت میکند، میگوید که این وظیفه پدر و مادرهاست که درباره شبکه های اجتماعی به بچه هایشان آموزش بدهند.
او میگوید: "ما باید به نسل جوان کمک کنیم که بفهمند که ارزشهای آنها فراتر از لایکها، پسندیده شدن و نظرات منتشر شده در #شبکه_های_اجتماعی است."
bbc
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------
کمیسر امور #کودکان و #نوجوانان انگلستان از مدارس این کشور خواست که برای مقابله با صدمات احساسی شبکههای اجتماعی بر دانشآموزانی که از مقطع ابتدایی به دبیرستان میروند، نقش موثرتری داشته باشند.
آنی لانگفیلد، میگوید: "تعداد زیادی از دانشآموزان در این مقطع سنی دچار اضطراب و تزلزل هویت میشوند و شیفته لایک ها و نظرات تاییدکننده هستند."
تحقیقات او نشان میدهد که نوجوانان ۹ تا ۱۲ ساله به سختی میتوانند با چنین تاثیری مقابله کنند.
او گفت که دولت در حال مذاکره با مدارس است تا به طور رسمی ایمنی در شبکه اینترنت آموزش داده شود.
گزارشی درباره تاثیرات شبکههای اجتماعی بر کودکان ۸ تا ۱۲ ساله نشان میدهد که بسیاری از کودکان به شدت وابسته به "لایکها" و نظرات بقیه کاربران هستند و آن را نوعی تایید اجتماعی میدانند.
بر اساس این گزارش وقتی کودکان از مرحله دبستان به دبیرستان میروند، در حقیقت انگار "به لبه یک صخره" میرسند و در این سن ناگهان شبکههای اجتماعی برایشان در زندگی مهمتر میشود.
در این گزارش نمونه حرفهای ۳۲ دانشآموز ۸ تا دوازده ساله آمده است. از جمله:
آیرون ۱۱ ساله میگوید: "اگر من ۱۵۰ تا لایک بگیرم خیلی باحاله، این یعنی آنها من را دوست دارند."
آنی، ۱۱ ساله میگوید: "عکسهایم را ادیت میکنم تا مطمئن بشم که خوشگل به نظر میرسم."
حسن ۸ ساله میگوید: "مادرم مدام از من با اسنپ چت عکس میگیرد، من این کار را دوست ندارم. حتما دوست ندارید که فامیل و دوستانتان از شما عکس بگیرند و منتشر کنند."
برادی ۱۱ ساله میگوید: "من یک دختر خیلی باحال را در شبکه های اجتماعی دنبال میکنم، او همه چیزهایی که دلم میخواهد را دارد، هدفم این است که مثل او بشوم."
خانم لانگفیلد، از مدرسهها و والدین خواست که کودکان را برای برخورد با "خطرات بارز" شبکههای اجتماعی در دوران دبیرستان آماده کنند؛ بخصوص که در این مقطع سنی است که اغلب آنها گوشی موبایل دارند.
"کودکان و نوجوانان در این سن به دنبال جمع کردن لایک هستند، به دنبال تایید دیگران هستند و به شدت نگران و مضطرب بودن یا نبودن در اینترنت هستند و احساس میکنند که نمیتوانند رابطهشان را با جریان شبکههای اجتماعی قطع کنند چون به حضور اجتماعی آنها ضربه میزند."
با وجود آن که اغلب شبکههای اجتماعی محدودیت سنی ۱۳ سال را برای استفاده کاربران تعیین کردهاند اما گزارشها نشان میدهد که سه چهارم کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله در این شبکههای اجتماعی حساب کاربری دارند.
به گفته خانم لانگفیلد، حضور در شبکههای اجتماعی در حالیکه مزایای بسیاری برای کودکان دارد اما همزمان میتواند آنها را از نظر احساسی به شدت در خطر قرار دهد.
مادر یک نوجوان ۱۵ ساله میگوید که پسر نوجوانش دوست دارد که از چیزهایی که میخرد، عکس بگیرد و عکس آن را برای دوستانش منتشر کند : "نگاه کنید من چی دارم، نگاه کنید من چه کار میتوانم بکنم."
پدر یک نوجوان هم به استفاده خودش از شبکه های اجتماعی اشاره میکند و میگوید: "وقتی خودم از شبکههای اجتماعی استفاده میکنم، نمیتوانم به آنها بگویم که استفاده نکنند."
مادر و پدرها چه کار میتوانند بکنند؟
یکی از مسئولان انجمن کودکان انگلستان، از پدر و مادرها خواست که با بچههایشان درباره سایتها و اپلیکیشنهایی که استفاده میکنند، رو در رو صحبت کنند.
"حتی میشود با هم فهرست دوستان آنها را با آنها مرور کنید و از آنها بپرسید که اشخاص مختلف را از چه راهی میشناسند."
رئیس بخش "امنیت کودکان در اینترنت" موسسه خیریه "اناسپیسیسی" میگوید که حرف زدن با بچهها درباره فعالیتهای آنلاین آنها، باعث میشود که آنها احساس کنند در صورتی که مشکلی یا نگرانی دارند میتوانند روی مادر و پدرشان حساب کنند.
او میگوید که لازم است به بچههایمان یادآوری کنیم که اغلب افراد تصویر مطلوبتری از زندگی خود را در شبکههای اجتماعی به تصویر میکشند و آنها نباید برای دست یافتن به چنین زندگی کامل و بدون عیب و نقصی خود را تحت فشار بگذارند.
مسئول یک سازمان خیریه هم که در زمینه مسائل روانی کودکان فعالیت میکند، میگوید که این وظیفه پدر و مادرهاست که درباره شبکه های اجتماعی به بچه هایشان آموزش بدهند.
او میگوید: "ما باید به نسل جوان کمک کنیم که بفهمند که ارزشهای آنها فراتر از لایکها، پسندیده شدن و نظرات منتشر شده در #شبکه_های_اجتماعی است."
bbc
___
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_خبری 💻
#انیمیشن دیربن دیرین در باره فیلترینگ
"فیلتر مهربان "
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#انیمیشن دیربن دیرین در باره فیلترینگ
"فیلتر مهربان "
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚بیشتر از یک ساعت درس نخوانید!
—---------------
یک متخصص طب فیزیکی گفت: #مطالعه طولانی مدت و بیش از یک ساعت میتواند به عضلات کمر و گردن آسیب برساند.
دکتر کامبیز خاموشیان در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه مطالعه مطلوب چند شرط اصلی نیاز دارد، گفت: مکان مطالعه باید آرام بوده و موجب حواس پرتی نشود؛ چرا که حواس پرتی موجب حرکات اضافی بویژه در کودکان شده و همین امر کمردرد و گردن درد را برای دانش آموزان به همراه دارد.
خاموشیان افزود: همچنین مکان مطالعه باید نور مناسب داشته باشد تا فرد برای دیدن بهتر مطالب مجبور به خم شدن روی کتاب نشود.
این متخصص طب فیزیکی بهترین شیوه مطالعه را پشت میز نشینی عنوان کرد و افزود: میز و صندلی استاندارد باید قابلیت تنظیم داشته باشد و بهتر است صندلی چرخ دار باشد تا با حرکت فرد بچرخد و از چرخش عضلات پیشگیری کند. ارتفاع صندلی هم باید به حدی باشد که کف پاها به راحتی روی زمین قرار گیرد و از طرفی نیز باید صندلی، دسته داشته باشد.
خاموشیان افزود: همچنین صندلی باید پشت سری داشته باشد تا در وقت نیاز برای استراحت عضلات گردن استفاده شود. در هنگام مطالعه روی میز، افراد باید از ابزار کتابخوان استفاده کرده و برای مطالعه روی کتاب خم نشوند.
این متخصص طب فیزیکی ادامه داد: بهترین مدت مطالعه برای دانش آموزان ۴۵ دقیقه تا یک ساعت و برای افراد بزرگسال نهایتا یک تا یک ساعت و ۱۵ دقیقه است و بهتر است افراد بیش از یک ساعت به صورت مداوم، مطالعه نداشته باشند. مطالعه طولانی مدت و بیشتر از یک ساعت موجب فشار بر عضلات کمر و گردن و بویژه فشار بر دیسک کمر میشود.
خاموشیان تاکید کرد: دانش آموزان باید بعد از این مدت مطالعه حتما مدتی در حد حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه استراحت داشته باشند.
وی افزود: بهترین روش استراحت، ایستادن یا دراز کشیدن است؛ حالتی که در آن عضلات کشیده شوند، زیرا بعد از یک ساعت مطالعه و خمیدگی عضلات نیاز است عضلات کشیده شوند.
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------
یک متخصص طب فیزیکی گفت: #مطالعه طولانی مدت و بیش از یک ساعت میتواند به عضلات کمر و گردن آسیب برساند.
دکتر کامبیز خاموشیان در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه مطالعه مطلوب چند شرط اصلی نیاز دارد، گفت: مکان مطالعه باید آرام بوده و موجب حواس پرتی نشود؛ چرا که حواس پرتی موجب حرکات اضافی بویژه در کودکان شده و همین امر کمردرد و گردن درد را برای دانش آموزان به همراه دارد.
خاموشیان افزود: همچنین مکان مطالعه باید نور مناسب داشته باشد تا فرد برای دیدن بهتر مطالب مجبور به خم شدن روی کتاب نشود.
این متخصص طب فیزیکی بهترین شیوه مطالعه را پشت میز نشینی عنوان کرد و افزود: میز و صندلی استاندارد باید قابلیت تنظیم داشته باشد و بهتر است صندلی چرخ دار باشد تا با حرکت فرد بچرخد و از چرخش عضلات پیشگیری کند. ارتفاع صندلی هم باید به حدی باشد که کف پاها به راحتی روی زمین قرار گیرد و از طرفی نیز باید صندلی، دسته داشته باشد.
خاموشیان افزود: همچنین صندلی باید پشت سری داشته باشد تا در وقت نیاز برای استراحت عضلات گردن استفاده شود. در هنگام مطالعه روی میز، افراد باید از ابزار کتابخوان استفاده کرده و برای مطالعه روی کتاب خم نشوند.
این متخصص طب فیزیکی ادامه داد: بهترین مدت مطالعه برای دانش آموزان ۴۵ دقیقه تا یک ساعت و برای افراد بزرگسال نهایتا یک تا یک ساعت و ۱۵ دقیقه است و بهتر است افراد بیش از یک ساعت به صورت مداوم، مطالعه نداشته باشند. مطالعه طولانی مدت و بیشتر از یک ساعت موجب فشار بر عضلات کمر و گردن و بویژه فشار بر دیسک کمر میشود.
خاموشیان تاکید کرد: دانش آموزان باید بعد از این مدت مطالعه حتما مدتی در حد حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه استراحت داشته باشند.
وی افزود: بهترین روش استراحت، ایستادن یا دراز کشیدن است؛ حالتی که در آن عضلات کشیده شوند، زیرا بعد از یک ساعت مطالعه و خمیدگی عضلات نیاز است عضلات کشیده شوند.
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🌀بازي کودکانه تلويزيون با واژه « نخبگي»!
—----------------
دکتر مهدي هرمزي*
در حاليکه نخبگان تراز اول کشور با بحرانهاي «توليد مقاله سطحي»، «خريد و فروش مدرک» و «تقلب فزاينده علمي» دست به گريبان هستند و مساعت رسانهها را براي اطلاع رساني طلب ميکنند، برنامه «حالا خورشيد» با مجريگري رضا رشيدپور دست به اقدامي کمسابقه زد. رشيدپور مهمان برنامه را که کودکي 10 ساله است، «نابغه»،«صاحب 16 اختراع»،«صاحب سبک در طراحي مفهومي خودرو» ، « دارنده پذيرش از خودروسازهاي جهاني ولوو و تسلا» معرفي ميکند و با توجه به اظهارات مهمان برنامه و عدم شفافسازي مجري، بيننده با اين ادعاها روبرو ميشود که کودک «مشاور سازمان برنامه و بودجه» است و علاوه بر تخصص در طراحي مفهومي خودرو اختراعاتي نظير « پهپاد عمود پرواز سه وضعيتي»،« در صنايع کشتيراني: قايق تندرو جنگي» و «در صنايع الکترونيک: کنترل چند منظوره تلويزيون هوشمند» اختراع کرده است و چند دانشگاه ايران براي فعاليت بعنوان «استاد» از ايشان دعوت بعمل آوردهاند !
در اين نکته که در تاريخ نوابغي قابليت منحصر به فرد خود را در کودکي به اثبات رساندند، شکي نيست. به عنوان مثال «موتسارت» در هفت سالگي اولين سمفوني و در دوازده سالگي اولين اپراي کامل خود را نوشت. يا «گاوس» تصاعد حسابي را در هشت سالگي بدست آورد. اما اين دست تواناييها قابل راستيآزمايي بودند. تکيه ما در اين يادداشت بر مفهوم «راستيآزمايي يک ادعا» ست. به بياني ديگر، موردي که اين حجم از هجوم را روانه اين قسمت از برنامه «حالا خورشيد» کرد، مناقشه غير قابل تاييد بودن ادعاها و عدم تلاش مجري براي شفافسازي مفهوم کلماتي نظير «اختراع»،«استاد»،«طراحي مفهومي» که از زبان کودک جاري ميشود، است. شايد تعبير کودک از آن کلمات با آنچه ما برداشت ميکنيم تفاوت فاحش دارد. دقت کنيد که اين کلمات بار حقوقي دارند. در هرصورت ما فرض را بر يکسان بودن تعاريف ميگيريم. با نگاهي به سايت http://ip.ssaa.ir/Patent/Search.aspx و کلمات کليدي بيان شده اختراعي به نام کودک نيافتم.
اگر منظور کودک از «طراحي مفهومي خودرو»، طراحي يک خودرو با نرمافزار است، خوب بود که نشان داده ميشد و «صاحب سبک» بودن به صورتي مشخص ديده ميشد. نکتهاي که از صحبت با تعدادي از اساتيد رشته مکانيک داشتم، برداشت کردم تلقي متفاوت آنها از عبارت «طراحي مفهومي» است. از ديد آنها ضرورت بيان و توضيحات نوع قطعات، اجزا، نوع موتور، توان موتور، نقشه و جزييات ديگر است. اگر مهمان برنامه در راستاي اين نوع طراحي مفهومي گام برداشته است، خوب بود که مستندات و شواهد آن بيان ميشد؛ چراکه هيچ مستندي براي مخاطبين قابل يافتن نيست که صحت ادعاها را تاييد کند.
ادعاي ديگر دعوت «چند دانشگاه» از ايشان براي «استادي» است. امروز در گوشه گوشه کشورمان انواع و اقسام دانشگاه وجود دارند و بيننده با سوالي ساده از اساتيد و يا کارکنان حتي گمنامترين دانشگاهها به عجيب بودن اين ادعا پي ميبرد. ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3374
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------
دکتر مهدي هرمزي*
در حاليکه نخبگان تراز اول کشور با بحرانهاي «توليد مقاله سطحي»، «خريد و فروش مدرک» و «تقلب فزاينده علمي» دست به گريبان هستند و مساعت رسانهها را براي اطلاع رساني طلب ميکنند، برنامه «حالا خورشيد» با مجريگري رضا رشيدپور دست به اقدامي کمسابقه زد. رشيدپور مهمان برنامه را که کودکي 10 ساله است، «نابغه»،«صاحب 16 اختراع»،«صاحب سبک در طراحي مفهومي خودرو» ، « دارنده پذيرش از خودروسازهاي جهاني ولوو و تسلا» معرفي ميکند و با توجه به اظهارات مهمان برنامه و عدم شفافسازي مجري، بيننده با اين ادعاها روبرو ميشود که کودک «مشاور سازمان برنامه و بودجه» است و علاوه بر تخصص در طراحي مفهومي خودرو اختراعاتي نظير « پهپاد عمود پرواز سه وضعيتي»،« در صنايع کشتيراني: قايق تندرو جنگي» و «در صنايع الکترونيک: کنترل چند منظوره تلويزيون هوشمند» اختراع کرده است و چند دانشگاه ايران براي فعاليت بعنوان «استاد» از ايشان دعوت بعمل آوردهاند !
در اين نکته که در تاريخ نوابغي قابليت منحصر به فرد خود را در کودکي به اثبات رساندند، شکي نيست. به عنوان مثال «موتسارت» در هفت سالگي اولين سمفوني و در دوازده سالگي اولين اپراي کامل خود را نوشت. يا «گاوس» تصاعد حسابي را در هشت سالگي بدست آورد. اما اين دست تواناييها قابل راستيآزمايي بودند. تکيه ما در اين يادداشت بر مفهوم «راستيآزمايي يک ادعا» ست. به بياني ديگر، موردي که اين حجم از هجوم را روانه اين قسمت از برنامه «حالا خورشيد» کرد، مناقشه غير قابل تاييد بودن ادعاها و عدم تلاش مجري براي شفافسازي مفهوم کلماتي نظير «اختراع»،«استاد»،«طراحي مفهومي» که از زبان کودک جاري ميشود، است. شايد تعبير کودک از آن کلمات با آنچه ما برداشت ميکنيم تفاوت فاحش دارد. دقت کنيد که اين کلمات بار حقوقي دارند. در هرصورت ما فرض را بر يکسان بودن تعاريف ميگيريم. با نگاهي به سايت http://ip.ssaa.ir/Patent/Search.aspx و کلمات کليدي بيان شده اختراعي به نام کودک نيافتم.
اگر منظور کودک از «طراحي مفهومي خودرو»، طراحي يک خودرو با نرمافزار است، خوب بود که نشان داده ميشد و «صاحب سبک» بودن به صورتي مشخص ديده ميشد. نکتهاي که از صحبت با تعدادي از اساتيد رشته مکانيک داشتم، برداشت کردم تلقي متفاوت آنها از عبارت «طراحي مفهومي» است. از ديد آنها ضرورت بيان و توضيحات نوع قطعات، اجزا، نوع موتور، توان موتور، نقشه و جزييات ديگر است. اگر مهمان برنامه در راستاي اين نوع طراحي مفهومي گام برداشته است، خوب بود که مستندات و شواهد آن بيان ميشد؛ چراکه هيچ مستندي براي مخاطبين قابل يافتن نيست که صحت ادعاها را تاييد کند.
ادعاي ديگر دعوت «چند دانشگاه» از ايشان براي «استادي» است. امروز در گوشه گوشه کشورمان انواع و اقسام دانشگاه وجود دارند و بيننده با سوالي ساده از اساتيد و يا کارکنان حتي گمنامترين دانشگاهها به عجيب بودن اين ادعا پي ميبرد. ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3374
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚چگونه ميتوان ايراني بود؟ چگونه ميتوان ايراني نبود؟
—---------------—
شادروان دکتر #عبدالحسين_زرينکوب
تقريبا دويست سال پيش در عهد روشنگري، منتسکيو ـ نويسنده و فيلسوف فرانسوي ـ با لحني طنزآميز و پرکنايه که در سراسر «نامههاي ايراني» او جلوه دارد، سؤالي تفکربرانگيز در دهان از حيرت بازماندة پاريسيهاي کنجکاوي گذاشت که درباره شکل غريب و قصههاي حرمسراي دو مسافر ايراني ـ ريکا و ازبک ـ از روي تعجب و فضولي پچ و پچ ميکردند و با هيجان تمام ميپرسيدند:
«چگونه ميتوان ايراني بود؟!»
البته پاريسيهاي بيخيال وقتي کتاب منتسکيو را کنار نهادند، کنجکاوي خود را هم که در اين مورد شايد خيالي بود، از خاطر بردند و منتسکيو هم در ميان هزار و يک پرسش بيپاسخ که درباره نابسامانيهاي زمانه خويش داشت، اين پرسش را ديگر فراموش کرد؛ اما من از وقتي همچون يک دانشآموز در درس ادبيات فرانسه با اين پرسش آشنا شدم، اغلب آن را مثل يک نشانة استفهام پيش نظر داشتهام و بارها درباره آن انديشه کردهام.
چگونه ميتوان ايراني بود؟ بدون شک خون و نژاد در اين مورد عامل اساسي نيست؛ چرا که از دوران هخامنشي تا امروز آنقدر اقوام مختلف از پارسي و سکايي و توراني و يوناني و عرب و تاتار در اين سرزمين به هم آميختهاند که تصور خون و نژاد خالص کودکانه است و با اينهمه نسلهايي که از برخورد اين اقوام در اين سرزمين به وجود آمدهاند، همواره در ايران و براي ايران زيستهاند و اگر از يک نژاد خالص هم ميبودند، بيشتر از اين ايراني به شمار نميآمدند.
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3378
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------—
شادروان دکتر #عبدالحسين_زرينکوب
تقريبا دويست سال پيش در عهد روشنگري، منتسکيو ـ نويسنده و فيلسوف فرانسوي ـ با لحني طنزآميز و پرکنايه که در سراسر «نامههاي ايراني» او جلوه دارد، سؤالي تفکربرانگيز در دهان از حيرت بازماندة پاريسيهاي کنجکاوي گذاشت که درباره شکل غريب و قصههاي حرمسراي دو مسافر ايراني ـ ريکا و ازبک ـ از روي تعجب و فضولي پچ و پچ ميکردند و با هيجان تمام ميپرسيدند:
«چگونه ميتوان ايراني بود؟!»
البته پاريسيهاي بيخيال وقتي کتاب منتسکيو را کنار نهادند، کنجکاوي خود را هم که در اين مورد شايد خيالي بود، از خاطر بردند و منتسکيو هم در ميان هزار و يک پرسش بيپاسخ که درباره نابسامانيهاي زمانه خويش داشت، اين پرسش را ديگر فراموش کرد؛ اما من از وقتي همچون يک دانشآموز در درس ادبيات فرانسه با اين پرسش آشنا شدم، اغلب آن را مثل يک نشانة استفهام پيش نظر داشتهام و بارها درباره آن انديشه کردهام.
چگونه ميتوان ايراني بود؟ بدون شک خون و نژاد در اين مورد عامل اساسي نيست؛ چرا که از دوران هخامنشي تا امروز آنقدر اقوام مختلف از پارسي و سکايي و توراني و يوناني و عرب و تاتار در اين سرزمين به هم آميختهاند که تصور خون و نژاد خالص کودکانه است و با اينهمه نسلهايي که از برخورد اين اقوام در اين سرزمين به وجود آمدهاند، همواره در ايران و براي ايران زيستهاند و اگر از يک نژاد خالص هم ميبودند، بيشتر از اين ايراني به شمار نميآمدند.
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله های آموزشی فرهنگی👈 https://eduarticle.me/?p=3378
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔹ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
—------------------
مدارس سمپاد، استعدادهای درخشان یا همان #تیزهوشان عامیانه خودمانی، داستانشان از 30 سال پیش شروع شد با شش مدرسه. این داستان کش آمد تا سال 89 که ایران 300 مدرسه تیزهوشان در گوشه و کنار داشت ولی ناگهان این رقم جهش کرد و رسید به 700 مدرسه که آمار این روزهای ماست.
تصویر ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
کارشناسان به این جهش کمی گفتند رشد قارچگونه، موضوعی که چند سالی است زیر پوشش یک چالش، گاهی به حاشیه میرود و گاهی به وسط گود، میشود متن ماجرا.
دیروز که فاطمه مهاجرانی، سرپرست مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان برای نخستین بار در جمع خبرنگاران حاضر شد، البته این رشد کمی را قارچگونه ندانست فقط گفت مرکز تحت فرمانش به دنبال توسعه عدالت آموزشی است و سعی دارد در نقاطی که مدارس تیزهوشان بیش از حد نیاز است تعداد را کم کند و درعوض در نقاطی که مدرسه کم است، تابلوی مدارس جدید سمپاد را بالا ببرد.
او در پاسخ به جامجم، آمار کنونی دانشآموزان مدارس سمپاد را 124 هزار و 912 نفر و تعداد مدارس فعال را 693 مورد عنوان کرد و گفت که در این مدارس نزدیک به 40هزار دانشآموز دختر و حدود 64 هزار دانشآموز پسر از پایه هفتم متوسطه تا پیش دانشگاهی درس میخوانند.
مهاجرانی گفت آمار فعلی دانشآموزان این مدارس کمی بالاست و حدود 3 درصد جمعیت دانشآموزی کشور را شامل میشود، در حالی که براساس استانداردهای جهانی این درصد جا دارد تا به 6/1 کاهش یابد.
در واقع معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان این جملات در لفافه تائید کرد که برای کاهش دانشآموزان مدارس تیزهوشان عزمی جدی وجود دارد ولی صریح بیان نمیکند چون پیامدهای آن کوچک نیست.
این که دیروز فاطمه مهاجرانی از کاهش جذب دانشآموزان پایه هفتم در آزمون ورودی امسال با رضایت نام برد نیز میتواند نشانهای بر این قصد باشد.
او خبر داد در این آزمون بیش از250 هزار داوطلب شرکت کردند ولی فقط 15 هزار نفر جذب شدند که در مقایسه با 22 هزار پذیرفته شده سال قبل 7000 نفر کمتر شده است.
عودت غیرتیزهوشان
مهدی نویدادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش مدتی نهچندان دور با انتقاد از رشد فزاینده جمعیت مدارس سمپاد گفته بود دانشآموزان این مدارس از فیلترهایی خواهند گذشت و اگر تیزهوش واقعی نباشند به مدارس عادی بازگردانده میشوند. ...
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3382
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------
مدارس سمپاد، استعدادهای درخشان یا همان #تیزهوشان عامیانه خودمانی، داستانشان از 30 سال پیش شروع شد با شش مدرسه. این داستان کش آمد تا سال 89 که ایران 300 مدرسه تیزهوشان در گوشه و کنار داشت ولی ناگهان این رقم جهش کرد و رسید به 700 مدرسه که آمار این روزهای ماست.
تصویر ترمزی برای رشد قارچی مدارس تیزهوشان
کارشناسان به این جهش کمی گفتند رشد قارچگونه، موضوعی که چند سالی است زیر پوشش یک چالش، گاهی به حاشیه میرود و گاهی به وسط گود، میشود متن ماجرا.
دیروز که فاطمه مهاجرانی، سرپرست مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان برای نخستین بار در جمع خبرنگاران حاضر شد، البته این رشد کمی را قارچگونه ندانست فقط گفت مرکز تحت فرمانش به دنبال توسعه عدالت آموزشی است و سعی دارد در نقاطی که مدارس تیزهوشان بیش از حد نیاز است تعداد را کم کند و درعوض در نقاطی که مدرسه کم است، تابلوی مدارس جدید سمپاد را بالا ببرد.
او در پاسخ به جامجم، آمار کنونی دانشآموزان مدارس سمپاد را 124 هزار و 912 نفر و تعداد مدارس فعال را 693 مورد عنوان کرد و گفت که در این مدارس نزدیک به 40هزار دانشآموز دختر و حدود 64 هزار دانشآموز پسر از پایه هفتم متوسطه تا پیش دانشگاهی درس میخوانند.
مهاجرانی گفت آمار فعلی دانشآموزان این مدارس کمی بالاست و حدود 3 درصد جمعیت دانشآموزی کشور را شامل میشود، در حالی که براساس استانداردهای جهانی این درصد جا دارد تا به 6/1 کاهش یابد.
در واقع معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان این جملات در لفافه تائید کرد که برای کاهش دانشآموزان مدارس تیزهوشان عزمی جدی وجود دارد ولی صریح بیان نمیکند چون پیامدهای آن کوچک نیست.
این که دیروز فاطمه مهاجرانی از کاهش جذب دانشآموزان پایه هفتم در آزمون ورودی امسال با رضایت نام برد نیز میتواند نشانهای بر این قصد باشد.
او خبر داد در این آزمون بیش از250 هزار داوطلب شرکت کردند ولی فقط 15 هزار نفر جذب شدند که در مقایسه با 22 هزار پذیرفته شده سال قبل 7000 نفر کمتر شده است.
عودت غیرتیزهوشان
مهدی نویدادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش مدتی نهچندان دور با انتقاد از رشد فزاینده جمعیت مدارس سمپاد گفته بود دانشآموزان این مدارس از فیلترهایی خواهند گذشت و اگر تیزهوش واقعی نباشند به مدارس عادی بازگردانده میشوند. ...
ادامه مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 https://eduarticle.me/?p=3382
—------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش، قصهگویی را ابزار مفیدی برای ارائه آموزش خلاق و جذاب به کودکان دبستانی دانست.قصهگویی روشی خلاق و جذاب برای آموزش در دوره ابتدایی است. @eduarticle