👨👩👧👦اسبابِ بازی با جان کودکان 👨👩👧👦
________________
تولید، توزیع و واردات اسباببازیهای خطرساز خلاف حقوق کودکان است
🔸مهرنوش گرکانی-روزنامه شهروند| اسباببازیها شاید لذتبخشترین داراییهای کودکان باشند. حتی وقتی بزرگ میشویم هم با دیدن اسباببازیهای قدیمی حس خوبی به ما دست میدهد و گاه تلاش میکنیم آنها را حفظ و نگهداری کنیم. همه ما در دوران کودکی با اسباببازیهای مختلفمان بازی کردهایم و از آنها تأثیر گرفتهایم و بزرگ شدهایم. حالا نوبت به کودکانمان رسیده است تا وارد دنیای اسباببازیها شوند. دنیایی که میتواند تأثیر بسیاری بر تربیت و شکلگیری نقش فرزندانمان در جامعه داشته باشد. اما این اسباببازیها با توجه به دنیایی که دارند میتوانند برای کودکان خطرناک باشند. شاید به خاطر داشته باشید که چند سال قبل رنگهای سرطانزایی که در اسباببازیهای چینی به کار رفته بود باعث شد واردات این #اسباببازیها به بسیاری از کشورها ممنوع شود.
درست از همان هنگام بود که مضر و حتی خطرناک بودن این وسایل رنگی و جذاب مورد توجه قرار گرفت. درحالیکه تا قبل از آن رشد فکری و ایجاد خلاقیت در #کودکان تنها انتظاری بود که از اسباببازیها میرفت. کودکان میتوانند مهمترین افراد هر جامعهای باشند، آنها هستند که آینده یک کشور و ملت را رقم میزنند. در بسیاری از کشورهای جهان برای کودکان اهمیت ویژهای قایل هستند. از خورد و خوراک و پوشاک و تربیت گرفته تا اسباببازیهایی که قرار است کودکان شب و روزشان را با آنها بگذرانند. برخی کودکان هستند که وابستگیشان نسبت به اسباببازیهایشان بیشتر از والدینشان است و این موضوع اهمیت مقوله اسباببازی را نشان میدهد. اسباببازیها باید مناسب کودکان باشند و بیشترین موهبتی که این اسباببازیها برای کودکان دارند، سرگرم کردنشان است. اما بیشتر خانوادهها معتقدند اسباببازیها علاوه بر سرگرمکردن کودکان باید بتوانند به تربیت و شکلگیری شخصیت فرزندانشان نیز کمک کنند. از اینرو است که اسباببازیهای فکری و آموزشی در بازار جای خود را باز کردهاند و حالا بیشتر خانوادهها به دنبال اینگونه وسایل بازی برای فرزندانشان هستند. کشور ما در صنعت اسباببازی تاکنون پیشرفت چندانی نداشته است و بیشترین سهم بازار را اسباببازیهای وارداتی گرفتهاند. حال به نظر میرسد زمان آن رسیده است تا ما هم مانند دیگر کشورها به این مسأله توجه بیشتری نشان دهیم و سازمانهای نظارتی را برای بهتر شدن هر چه بیشتر در این زمینه فعال کنیم. در این راستا و با توجه به مهم بودن موضوع کودکان در هر جامعهای، به گفتوگو با چند تن از فعالان در زمینه اسباببازی پرداختیم.
متن کامل مقاله را اینجا مطالعه فرمایید .👈 https://eduarticle.me/?p=2341
---------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
________________
تولید، توزیع و واردات اسباببازیهای خطرساز خلاف حقوق کودکان است
🔸مهرنوش گرکانی-روزنامه شهروند| اسباببازیها شاید لذتبخشترین داراییهای کودکان باشند. حتی وقتی بزرگ میشویم هم با دیدن اسباببازیهای قدیمی حس خوبی به ما دست میدهد و گاه تلاش میکنیم آنها را حفظ و نگهداری کنیم. همه ما در دوران کودکی با اسباببازیهای مختلفمان بازی کردهایم و از آنها تأثیر گرفتهایم و بزرگ شدهایم. حالا نوبت به کودکانمان رسیده است تا وارد دنیای اسباببازیها شوند. دنیایی که میتواند تأثیر بسیاری بر تربیت و شکلگیری نقش فرزندانمان در جامعه داشته باشد. اما این اسباببازیها با توجه به دنیایی که دارند میتوانند برای کودکان خطرناک باشند. شاید به خاطر داشته باشید که چند سال قبل رنگهای سرطانزایی که در اسباببازیهای چینی به کار رفته بود باعث شد واردات این #اسباببازیها به بسیاری از کشورها ممنوع شود.
درست از همان هنگام بود که مضر و حتی خطرناک بودن این وسایل رنگی و جذاب مورد توجه قرار گرفت. درحالیکه تا قبل از آن رشد فکری و ایجاد خلاقیت در #کودکان تنها انتظاری بود که از اسباببازیها میرفت. کودکان میتوانند مهمترین افراد هر جامعهای باشند، آنها هستند که آینده یک کشور و ملت را رقم میزنند. در بسیاری از کشورهای جهان برای کودکان اهمیت ویژهای قایل هستند. از خورد و خوراک و پوشاک و تربیت گرفته تا اسباببازیهایی که قرار است کودکان شب و روزشان را با آنها بگذرانند. برخی کودکان هستند که وابستگیشان نسبت به اسباببازیهایشان بیشتر از والدینشان است و این موضوع اهمیت مقوله اسباببازی را نشان میدهد. اسباببازیها باید مناسب کودکان باشند و بیشترین موهبتی که این اسباببازیها برای کودکان دارند، سرگرم کردنشان است. اما بیشتر خانوادهها معتقدند اسباببازیها علاوه بر سرگرمکردن کودکان باید بتوانند به تربیت و شکلگیری شخصیت فرزندانشان نیز کمک کنند. از اینرو است که اسباببازیهای فکری و آموزشی در بازار جای خود را باز کردهاند و حالا بیشتر خانوادهها به دنبال اینگونه وسایل بازی برای فرزندانشان هستند. کشور ما در صنعت اسباببازی تاکنون پیشرفت چندانی نداشته است و بیشترین سهم بازار را اسباببازیهای وارداتی گرفتهاند. حال به نظر میرسد زمان آن رسیده است تا ما هم مانند دیگر کشورها به این مسأله توجه بیشتری نشان دهیم و سازمانهای نظارتی را برای بهتر شدن هر چه بیشتر در این زمینه فعال کنیم. در این راستا و با توجه به مهم بودن موضوع کودکان در هر جامعهای، به گفتوگو با چند تن از فعالان در زمینه اسباببازی پرداختیم.
متن کامل مقاله را اینجا مطالعه فرمایید .👈 https://eduarticle.me/?p=2341
---------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
اسباب بازی و کودک
اسبابِ بازی با جان کودکان تولید، توزیع و واردات اسباببازیهای خطرساز خلاف حقوق کودکان است مهرنوش گرکانی-روزنامه شهروند| اسباببازیها شاید لذتبخشترین داراییهای کودکان باشند. حتی وقتی بزرگ میشویم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
برای آنها که بیشتر می خواهند بدانند
انقراض ساسانیان و تداوم فرهنگی ایرانیان
پروانه پورشریعتی
#دانستنیها
________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
برای آنها که بیشتر می خواهند بدانند
انقراض ساسانیان و تداوم فرهنگی ایرانیان
پروانه پورشریعتی
#دانستنیها
________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅ صندوق های بازنشستگی یکی از ۶ ابرچالش آینده ایران
_____________
مشاور اقتصادي رئيسجمهوري، با ارائه تصويري از وضعيت کنوني اقتصاد کشور، مساله «صندوقهاي بازنشستگي» را يکي از ۶ ابرچالش اقتصادي آينده ايران عنوان کرد.
به گزارش اداره کل روابط عمومي و امور بين الملل #صندوق_بازنشستگي کشوري، مسعود نيلي مشاور ارشد اقتصادي رئيس جمهوري در گفت و گو با هفته نامه «تجارت فردا» با اشاره به ۶ ابر چالش اقتصادي آينده ايران، اعلام کرد: «بيکاري»، «رفاه و معيشت جامعه»، «بودجه دولت و نظام بازنشستگي و صندوقها»، «بحران منابع آب کشور»، «مسائل زيست محيطي» و «نظام بانکي» شش ابرچالش اقتصاد ايران در آينده هستند.
نيلي در اين گفتوگو، اظهار داشت: اگر به مساله کمبود آب به عنوان يک مساله اقليمي يا مديريت منابع نگاه شود، ماهيت آن به هيچ عنوان قابل مقايسه با مساله صندوقهاي #بازنشستگي که يک موضوع مالي و در چارچوب مديريت متعارف بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد، نيست؛ اما يک وجه مشترک ميان اين دو ابر چالش و چهار ابر چالش ديگر وجود دارد که آنها را به مساله اصلي کشور تبديل ميکند.
نيلي در ادامه افزود: همه اين چالشها نتيجه مصرف داراييهاي غير پايدار کشور در سالها و دهههاي گذشته است. به عنوان مثال، منابع آب کشور که از منابع ناپايدار محسوب مي شوند به طرز ناصحيحي مصرف شده است. پس اقتصاد آب کشور در سالهاي گذشته دچار اشکال جدي بوده و وضعيت آب را به شکل کنوني تبديل کرده است.
مشاور ارشد اقتصادي رئيس جمهوري درباره وضعيت صندوقهاي بازنشستگي نيز بيان کرد: در اين سال ها، با صندوقهاي بازنشستگي نيز مانند منابع آب رفتار شده است؛ زماني که بيرويه از آن خرج مي شد، هيچ کس به اين فکر نبوده که اين منابع چگونه بايد جايگزين شود.
وي ادامه داد: با يک مثال روشنتر از ابرچالش، تصميم سخت سياستگذار را ميتوان در مورد نظام بازنشستگي مطرح کرد. ابتدا بايد فهميد که در شرايط موجود، ورودي و خروجي نظام بازنشستگي چيست؟ در ايران، هر فردي که در آستانه بازنشستگي است در دو سال پاياني اشتغال به کار که پايه پرداختهاي دوره بازنشستگي است، به روش هاي مختلفي مشمول افزايش حقوق و تعريف پاداش بازنشستگي قرار ميگيرد.
نيلي افزود: از سوي ديگر، در ايران، فاصله سن بازنشستگي و سن اميد به زندگي نيز جزء بيشترين فاصله ها در دنياست؛ فاصله زيادي که فرد بدون کار کردن از مزاياي بازنشستگي بهره مند ميشود، بار مالي زيادي به صندوقها تحميل ميکند. حال اگر بخواهيم اين مساله و راه حل احتمالي آن را با جامعه مطرح کنيم با چه واکنشي مواجه ميشويم؟ چگونه ميتوانيم اين مساله را حل کنيم بدون اينکه با چالشهاي اجتماعي آن مواجه شويم؟ با چه ادبياتي ميتوان اين مساله را مطرح و براي حل آن وفاق ملي ايجاد کرد؟ اين معناي تصميم سخت است.
نيلي ميافزايد: چنين رويکردي در مورد ديگر ابرچالشهاي فعلي نيز مصداق دارد. هر کدام از ابرچالش ها در نقطه اي قرار دارند که فصل مشترک اقتصاد و مسائل رفاهي است. در ايران، تصميم گيران همواره تمايل داشتند که از پرداختن به اين نوع مسائل اجتناب کرده و آن را به آينده موکول کنند اما اکنون نقطه انتهاي همان آينده است.
مشاور ارشد اقتصادي رئيس جمهوري همچنين با بيان اينکه اکنون در نقطهاي قرار داريم که ديگر ظرفيتي براي عمل به شيوههاي گذشته و موکول کردن مسائل به آينده وجود ندارد، گفت: درک اين مساله بسيار مهمتر از آن است که بخواهيم شش ابرچالش موجود را اولويتبندي کرده و تعيين کنيم که دولت دوازدهم بايد ابتدا به مساله منابع آب و محيط زيست بپردازد يا اصلاح نظام بانکي يا صندوقهاي بازنشستگي را در اولويت قرار دهد. مهم آن است که درک کنيم چرا کشور با اين مقدار از انباشت مشکلات مواجه شده است.
---------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅ صندوق های بازنشستگی یکی از ۶ ابرچالش آینده ایران
_____________
مشاور اقتصادي رئيسجمهوري، با ارائه تصويري از وضعيت کنوني اقتصاد کشور، مساله «صندوقهاي بازنشستگي» را يکي از ۶ ابرچالش اقتصادي آينده ايران عنوان کرد.
به گزارش اداره کل روابط عمومي و امور بين الملل #صندوق_بازنشستگي کشوري، مسعود نيلي مشاور ارشد اقتصادي رئيس جمهوري در گفت و گو با هفته نامه «تجارت فردا» با اشاره به ۶ ابر چالش اقتصادي آينده ايران، اعلام کرد: «بيکاري»، «رفاه و معيشت جامعه»، «بودجه دولت و نظام بازنشستگي و صندوقها»، «بحران منابع آب کشور»، «مسائل زيست محيطي» و «نظام بانکي» شش ابرچالش اقتصاد ايران در آينده هستند.
نيلي در اين گفتوگو، اظهار داشت: اگر به مساله کمبود آب به عنوان يک مساله اقليمي يا مديريت منابع نگاه شود، ماهيت آن به هيچ عنوان قابل مقايسه با مساله صندوقهاي #بازنشستگي که يک موضوع مالي و در چارچوب مديريت متعارف بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد، نيست؛ اما يک وجه مشترک ميان اين دو ابر چالش و چهار ابر چالش ديگر وجود دارد که آنها را به مساله اصلي کشور تبديل ميکند.
نيلي در ادامه افزود: همه اين چالشها نتيجه مصرف داراييهاي غير پايدار کشور در سالها و دهههاي گذشته است. به عنوان مثال، منابع آب کشور که از منابع ناپايدار محسوب مي شوند به طرز ناصحيحي مصرف شده است. پس اقتصاد آب کشور در سالهاي گذشته دچار اشکال جدي بوده و وضعيت آب را به شکل کنوني تبديل کرده است.
مشاور ارشد اقتصادي رئيس جمهوري درباره وضعيت صندوقهاي بازنشستگي نيز بيان کرد: در اين سال ها، با صندوقهاي بازنشستگي نيز مانند منابع آب رفتار شده است؛ زماني که بيرويه از آن خرج مي شد، هيچ کس به اين فکر نبوده که اين منابع چگونه بايد جايگزين شود.
وي ادامه داد: با يک مثال روشنتر از ابرچالش، تصميم سخت سياستگذار را ميتوان در مورد نظام بازنشستگي مطرح کرد. ابتدا بايد فهميد که در شرايط موجود، ورودي و خروجي نظام بازنشستگي چيست؟ در ايران، هر فردي که در آستانه بازنشستگي است در دو سال پاياني اشتغال به کار که پايه پرداختهاي دوره بازنشستگي است، به روش هاي مختلفي مشمول افزايش حقوق و تعريف پاداش بازنشستگي قرار ميگيرد.
نيلي افزود: از سوي ديگر، در ايران، فاصله سن بازنشستگي و سن اميد به زندگي نيز جزء بيشترين فاصله ها در دنياست؛ فاصله زيادي که فرد بدون کار کردن از مزاياي بازنشستگي بهره مند ميشود، بار مالي زيادي به صندوقها تحميل ميکند. حال اگر بخواهيم اين مساله و راه حل احتمالي آن را با جامعه مطرح کنيم با چه واکنشي مواجه ميشويم؟ چگونه ميتوانيم اين مساله را حل کنيم بدون اينکه با چالشهاي اجتماعي آن مواجه شويم؟ با چه ادبياتي ميتوان اين مساله را مطرح و براي حل آن وفاق ملي ايجاد کرد؟ اين معناي تصميم سخت است.
نيلي ميافزايد: چنين رويکردي در مورد ديگر ابرچالشهاي فعلي نيز مصداق دارد. هر کدام از ابرچالش ها در نقطه اي قرار دارند که فصل مشترک اقتصاد و مسائل رفاهي است. در ايران، تصميم گيران همواره تمايل داشتند که از پرداختن به اين نوع مسائل اجتناب کرده و آن را به آينده موکول کنند اما اکنون نقطه انتهاي همان آينده است.
مشاور ارشد اقتصادي رئيس جمهوري همچنين با بيان اينکه اکنون در نقطهاي قرار داريم که ديگر ظرفيتي براي عمل به شيوههاي گذشته و موکول کردن مسائل به آينده وجود ندارد، گفت: درک اين مساله بسيار مهمتر از آن است که بخواهيم شش ابرچالش موجود را اولويتبندي کرده و تعيين کنيم که دولت دوازدهم بايد ابتدا به مساله منابع آب و محيط زيست بپردازد يا اصلاح نظام بانکي يا صندوقهاي بازنشستگي را در اولويت قرار دهد. مهم آن است که درک کنيم چرا کشور با اين مقدار از انباشت مشکلات مواجه شده است.
---------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#حکایتها- 18 📝
اعرابی در حال بیماری ومرگ بود . گفتند توبه کن . گفت : من خدا را در بدبختی دعا نمی کنم ، اگر به من سلامتی بدهد ، توبه می کنم ، و گرنه به همین حال می میرم ، هر کاری دلش می خواهد بکند .
@eduarticle کانال مقاله ها
#حکایتها- 18 📝
اعرابی در حال بیماری ومرگ بود . گفتند توبه کن . گفت : من خدا را در بدبختی دعا نمی کنم ، اگر به من سلامتی بدهد ، توبه می کنم ، و گرنه به همین حال می میرم ، هر کاری دلش می خواهد بکند .
@eduarticle کانال مقاله ها
👩👩👧👧 نسل_جديد چه هويت و سرشتي دارد؟👩👩👧👧
—-------------------------------------------
در گفتوگوي «وقايعاتفاقيه» با محمدجواد غلامرضاکاشي، استاد علوم سياسي دانشگاه علامه مطرح شد؛/
🔸اين نسل بازيگر است تا مؤمن در عرصه سياست/
محمدامين زندي: «مهم نيست ديگران چه ميگويند، مهم اين است که من آن شکلي که دوست دارم زندگي کنم.» اين جملهاي است که بارها با آن مواجه شدهايم و در مورد اين مسئله قضاوتهاي مختلفي صورت گرفته است. عدهاي نسل جديد را بيدغدغه، عدهاي بيهويت و ديگران نيز به شکلهاي مختلفي اين نسل را بازگو ميکنند که همه نشان از شأن پايين اين نسل از منظر بسياري از افراد جامعه دارد. محمدجواد غلامرضاکاشي، استاد علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي اما از شکاف و تجربه فرهنگي حرف ميزند. او ميگويد: «من فکر ميکنم ما فرصت بيشتري داشتيم مسلمان باشيم و فرصت کمتري براي مؤمنبودن. اين نسل فرصت بيشتري براي مؤمنبودن دارد و شايد به معناي جمعي فرصت کمتري براي اينکه مسلم باشد، نه اينکه مسلمان نباشد. به اين معني که هويتهاي جمعياش تضعيف ميشود ولي فرصت براي وجدانهاي مؤمنانه فردياش بيشتر است. اگر مسلمان هستند، اسلامشان بيشتر از ما بر انگيختههاي دروني استوار است و کمتر بر اجبارها و فضاهاي گرم بيروني. من فکر ميکنم اين براي هويت مسلماني دستاوردهاي بيشتري دارد تا آن الگوي قبلي.» او در گفتوگويي مفصل به بررسي ابعاد و علل تفاوت نسل جديد با گذشته يا به عبارتي ديگر شکاف فرهنگي ميان نسلها پرداخته است:
#نسل_جديد چه هويت و سرشتي دارد؟
عرضه يک پاسخ کلي راجع به يک نسل خيلي ساده نيست، براي اينکه ما به اعتبار سن مجوزي نداريم يک گروه اجتماعي عظيم را تابع يک نظام اعتقادي يا هويتي کنيم. اين نسل هم مانند نسلهاي گذشته خودش چندگانه است؛ بنابراين نميتوان گفت «هويت اين نسل چيست؟» چنان که گويي به اعتبار نسل، تابع يک نظام اعتقادي، الگوهاي آرماني و رفتاري واحدي هستند؛ فقط ميتوان گفت چه چيزهاي تازهاي وجود دارد. ويژگيهاي تازه اين نسل، تا حدي به داشتههاي نسل قبل از او بازميگردد. هر نسل در تجربه زيسته خود، متکي به قضاوتهايي نسبت به پدر و مادران خود و ثمره حيات جمعي آنهاست. پس در گفتوگو پيرامون چند و چون يک نسل بايد به نسبت او با نسل و نسلهاي پيشين و ارزيابي و قضاوت نسبت به آنها پرداخت. علاوه بر اين، هر نسل با متغيرهاي تازهاي مواجه است. از رويدادهاي سياسي و اتفاقات اقليمي، گرفته تا دگرگونيهايي در حوزه دانش و تکنولوژي. با اين دو محور ميتوان گفت که ما با چه پديدههاي تازهاي در نسل جديد مواجه هستيم. متن کامل در 👈 https://eduarticle.me/?p=2347
—------------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—-------------------------------------------
در گفتوگوي «وقايعاتفاقيه» با محمدجواد غلامرضاکاشي، استاد علوم سياسي دانشگاه علامه مطرح شد؛/
🔸اين نسل بازيگر است تا مؤمن در عرصه سياست/
محمدامين زندي: «مهم نيست ديگران چه ميگويند، مهم اين است که من آن شکلي که دوست دارم زندگي کنم.» اين جملهاي است که بارها با آن مواجه شدهايم و در مورد اين مسئله قضاوتهاي مختلفي صورت گرفته است. عدهاي نسل جديد را بيدغدغه، عدهاي بيهويت و ديگران نيز به شکلهاي مختلفي اين نسل را بازگو ميکنند که همه نشان از شأن پايين اين نسل از منظر بسياري از افراد جامعه دارد. محمدجواد غلامرضاکاشي، استاد علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي اما از شکاف و تجربه فرهنگي حرف ميزند. او ميگويد: «من فکر ميکنم ما فرصت بيشتري داشتيم مسلمان باشيم و فرصت کمتري براي مؤمنبودن. اين نسل فرصت بيشتري براي مؤمنبودن دارد و شايد به معناي جمعي فرصت کمتري براي اينکه مسلم باشد، نه اينکه مسلمان نباشد. به اين معني که هويتهاي جمعياش تضعيف ميشود ولي فرصت براي وجدانهاي مؤمنانه فردياش بيشتر است. اگر مسلمان هستند، اسلامشان بيشتر از ما بر انگيختههاي دروني استوار است و کمتر بر اجبارها و فضاهاي گرم بيروني. من فکر ميکنم اين براي هويت مسلماني دستاوردهاي بيشتري دارد تا آن الگوي قبلي.» او در گفتوگويي مفصل به بررسي ابعاد و علل تفاوت نسل جديد با گذشته يا به عبارتي ديگر شکاف فرهنگي ميان نسلها پرداخته است:
#نسل_جديد چه هويت و سرشتي دارد؟
عرضه يک پاسخ کلي راجع به يک نسل خيلي ساده نيست، براي اينکه ما به اعتبار سن مجوزي نداريم يک گروه اجتماعي عظيم را تابع يک نظام اعتقادي يا هويتي کنيم. اين نسل هم مانند نسلهاي گذشته خودش چندگانه است؛ بنابراين نميتوان گفت «هويت اين نسل چيست؟» چنان که گويي به اعتبار نسل، تابع يک نظام اعتقادي، الگوهاي آرماني و رفتاري واحدي هستند؛ فقط ميتوان گفت چه چيزهاي تازهاي وجود دارد. ويژگيهاي تازه اين نسل، تا حدي به داشتههاي نسل قبل از او بازميگردد. هر نسل در تجربه زيسته خود، متکي به قضاوتهايي نسبت به پدر و مادران خود و ثمره حيات جمعي آنهاست. پس در گفتوگو پيرامون چند و چون يک نسل بايد به نسبت او با نسل و نسلهاي پيشين و ارزيابي و قضاوت نسبت به آنها پرداخت. علاوه بر اين، هر نسل با متغيرهاي تازهاي مواجه است. از رويدادهاي سياسي و اتفاقات اقليمي، گرفته تا دگرگونيهايي در حوزه دانش و تکنولوژي. با اين دو محور ميتوان گفت که ما با چه پديدههاي تازهاي در نسل جديد مواجه هستيم. متن کامل در 👈 https://eduarticle.me/?p=2347
—------------------------------—
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
نسل جدید چه هویت و سرشتی دارد؟
در گفتوگوي «وقايعاتفاقيه» با محمدجواد غلامرضاکاشي، استاد علوم سياسي دانشگاه علامه مطرح شد؛ اين نسل بازيگر است تا مؤمن در عرصه سياست محمدامين زندي: «مهم نيست ديگران چه ميگويند، مهم اين است که من آ
📚 بازخواني بخشي از زندگينامه خودنوشت #مهدي_آذر_يزدي در سالمرگ او 📚
—------------------------------—
🔹مادرم ميگفت نوشتن هم شد کار؟
اولينبار که به فکر تدارک کتاب براي #کودکان افتادم، سال 1335، يعني در سن 35 سالگيام بود. بعضي از کودکي شروع به نوشتن ميکنند ولي من تا 18 سالگي، خواندن درست و حسابي هم بلد نبودم. در سال 1335، در «عکاسي يادگار» يا «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» کار ميکردم و ضمنا کار غلطگيري نمونههاي چاپي را هم از «انتشارات اميرکبير» گرفته بودم و شبها آن را انجام ميدادم. قصهاي از «انوار سهيلي» را در چاپخانه ميخواندم که خيلي جالب بود. فکر کردم اگر سادهتر نوشته شود، براي بچهها خيلي مناسب است. جلد اول «قصههاي خوب براي بچههاي خوب» خودبهخود، از اينجا پيدا شد. آن را در شبها درحالي مينوشتم که توي يک اتاق 4×3 يا 12 متري زير شيرواني، با يک لامپاي نمره 10 ديوارکوب، زندگي ميکردم. نگران بودم #کتاب خوبي نشود و مرا مسخره کنند. آن را اول بار به «کتابخانه ابن سينا» که سر «چهارراه مخبر الدوله» بود، دادم. آن را بعد از مدتي پس دادند و رد کردند. گريه کنان آن را پيش آقاي «جعفري»-مدير انتشارات اميرکبير که در خيابان ناصر خسرو بود- بردم. ايشان حاضر شد آن را چاپ کند. وقتي يک سال بعد، کتاب از چاپ در آمد، ديگران که اهل مطبوعات و کار کتاب بودند، گفته بودند که خوب است. به همين خاطر، آقاي جعفري، پيوسته جلد دوم آن را مطالبه ميکرد.کمکم اين کتابها به هشت جلد رسيد؛ البته قرار بود 10 جلد بشود ولي من مجال نوشتن آن را پيدا نکردم. بيشتر اوقاتم صرف اسباب کشي و تغيير منزل و تغيير شغل و کار شده است. تنهايي هم براي خودش مشکلاتي دارد؛ بايد براي خود سبزي بخري؛ بنشيني پاک کني؛ بعد يک جوري آن را بپزي و بخوري و ظرف آن را بشويي؛ پيراهنت را وصله کني و اتاقت را جارو کني و رخت بشويي و از اين قبيل کارها. روزها هم اگر براي مردم کار نکني، خرجي نداري. اگر اختيار دست من بود، براي خودم يک پدر ميليونر که مدير يک کتابخانه هم باشد، انتخاب ميکردم ولي انتخاب در دست من نبود. پدر و مادرم، هر دو در سن 80 سالگي مردند؛ درحاليکه کار و کتاب مرا مسخره ميکردند. براي کارهايي که در زمينه کتاب کرده ام، «جايزه يونسکو» گرفتم و همينطور «جايزه سلطنتي کتاب سال». سه تا از کتاب هايم را هم «شوراي کتاب کودک»، بهعنوان کتاب برگزيده سال انتخاب کرد. دو سال پيش، مادرم با سرزنش به من ميگفت: «اين همه که شب و روز ميخواني و ميخواني، پولهايش کو؟ اين هم شد کار که تو پيش گرفتهاي!؟» مادرم تقريباً درست ميگفت. اگر از همان اول به همان کار رعيتي چسبيده بودم يا به سبزي فروشي يا بقالي و چقالي، خيلي بهتر زندگي ميکردم ولي نميخواستم. «خودکرده را تدبير نيست؛» پشيمان هم نيستم.
#مشاهیر_تعلیم_تربیت
ادامه مطلب در https://eduarticle.me/?p=2350
—---------------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------------------—
🔹مادرم ميگفت نوشتن هم شد کار؟
اولينبار که به فکر تدارک کتاب براي #کودکان افتادم، سال 1335، يعني در سن 35 سالگيام بود. بعضي از کودکي شروع به نوشتن ميکنند ولي من تا 18 سالگي، خواندن درست و حسابي هم بلد نبودم. در سال 1335، در «عکاسي يادگار» يا «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» کار ميکردم و ضمنا کار غلطگيري نمونههاي چاپي را هم از «انتشارات اميرکبير» گرفته بودم و شبها آن را انجام ميدادم. قصهاي از «انوار سهيلي» را در چاپخانه ميخواندم که خيلي جالب بود. فکر کردم اگر سادهتر نوشته شود، براي بچهها خيلي مناسب است. جلد اول «قصههاي خوب براي بچههاي خوب» خودبهخود، از اينجا پيدا شد. آن را در شبها درحالي مينوشتم که توي يک اتاق 4×3 يا 12 متري زير شيرواني، با يک لامپاي نمره 10 ديوارکوب، زندگي ميکردم. نگران بودم #کتاب خوبي نشود و مرا مسخره کنند. آن را اول بار به «کتابخانه ابن سينا» که سر «چهارراه مخبر الدوله» بود، دادم. آن را بعد از مدتي پس دادند و رد کردند. گريه کنان آن را پيش آقاي «جعفري»-مدير انتشارات اميرکبير که در خيابان ناصر خسرو بود- بردم. ايشان حاضر شد آن را چاپ کند. وقتي يک سال بعد، کتاب از چاپ در آمد، ديگران که اهل مطبوعات و کار کتاب بودند، گفته بودند که خوب است. به همين خاطر، آقاي جعفري، پيوسته جلد دوم آن را مطالبه ميکرد.کمکم اين کتابها به هشت جلد رسيد؛ البته قرار بود 10 جلد بشود ولي من مجال نوشتن آن را پيدا نکردم. بيشتر اوقاتم صرف اسباب کشي و تغيير منزل و تغيير شغل و کار شده است. تنهايي هم براي خودش مشکلاتي دارد؛ بايد براي خود سبزي بخري؛ بنشيني پاک کني؛ بعد يک جوري آن را بپزي و بخوري و ظرف آن را بشويي؛ پيراهنت را وصله کني و اتاقت را جارو کني و رخت بشويي و از اين قبيل کارها. روزها هم اگر براي مردم کار نکني، خرجي نداري. اگر اختيار دست من بود، براي خودم يک پدر ميليونر که مدير يک کتابخانه هم باشد، انتخاب ميکردم ولي انتخاب در دست من نبود. پدر و مادرم، هر دو در سن 80 سالگي مردند؛ درحاليکه کار و کتاب مرا مسخره ميکردند. براي کارهايي که در زمينه کتاب کرده ام، «جايزه يونسکو» گرفتم و همينطور «جايزه سلطنتي کتاب سال». سه تا از کتاب هايم را هم «شوراي کتاب کودک»، بهعنوان کتاب برگزيده سال انتخاب کرد. دو سال پيش، مادرم با سرزنش به من ميگفت: «اين همه که شب و روز ميخواني و ميخواني، پولهايش کو؟ اين هم شد کار که تو پيش گرفتهاي!؟» مادرم تقريباً درست ميگفت. اگر از همان اول به همان کار رعيتي چسبيده بودم يا به سبزي فروشي يا بقالي و چقالي، خيلي بهتر زندگي ميکردم ولي نميخواستم. «خودکرده را تدبير نيست؛» پشيمان هم نيستم.
#مشاهیر_تعلیم_تربیت
ادامه مطلب در https://eduarticle.me/?p=2350
—---------------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
بازخواني بخشي از زندگينامه خودنوشت مهدي آذريزدي در سالمرگ او
بازخواني بخشي از زندگينامه خودنوشت #مهدي_آذر_يزدي در سالمرگ او مادرم ميگفت نوشتن هم شد کار؟ اولينبار که به فکر تدارک کتاب براي کودکان افتادم، سال 1335، يعني در سن 35 سالگيام بود. بعضي از کودکي شروع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
برای آنها که میخواهند بیشتر بدانند.
#ماکیاولی #رامین_جهانبگلو
#دانستنیها
____________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
برای آنها که میخواهند بیشتر بدانند.
#ماکیاولی #رامین_جهانبگلو
#دانستنیها
____________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#جیره_شعر شبانه 🌒🌒
اگر بر جای من غیری گزیند دوست،
حاکم اوست؛
حرامم باد
اگر من جان به جای دوست بگزینم!
#حافظ
__________
کانال مقاله ها @eduarticle
اگر بر جای من غیری گزیند دوست،
حاکم اوست؛
حرامم باد
اگر من جان به جای دوست بگزینم!
#حافظ
__________
کانال مقاله ها @eduarticle
🔹 کفههاي نابرابر عدالت آموزشي
—------------------------------—
"معدل بالا"، "آزمون ورودي" و" شهريههاي ميليوني" مثلث #مدارس_ غير_دولتي را تشکيل ميدهند که 2 ضلع اين مثلث نيازمند بررسي کارشناسي و نقد است. آيا کلاسهاي فوق برنامه و اجاره بها، شهريههاي ميليوني و سود ناشي از آن براي موسسان اين مدارس را توجيه ميکند؟ آيا نبايد در راستاي اجرايي کردن هر چه بهتر اصل 30 قانون اساسي که ميگويد: «دولت موظف است؛ وسايل آموزشوپرورش را رايگان براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد»، کانون توجه را بيشتر به سمت و سوي مدارس دولتي چه از لحاظ افزايش حقوق و مزاياي معلمان به منظور افزايش انگيزه براي تدريس و چه از لحاظ تجهيز مدارس به امکانات و تکنولوژي ببريم؟
به گزارش ايلنا، باز هم صحبت از مدارس غيردولتي در ميان است و شهريههاي افسارگسيخته... صحبت از فاصله ميليوني شهريه در مدارس غيردولتي ... غيردولتيهايي که بعضا شهريههايشان سر به فلک ميگذارد و از توان پرداخت خانوادههاي سطح پايين و متوسط جامعه برنميآيد و صرفا عرشنشينها هستند که در اين مدارس خودنمايي ميکنند. اينجا صحبت از يک شکاف برجسته و فاحش در نظام آموزشي است.
چطور ميشود؛ يک دانشآموز با شهريه 20 ميليون توماني در مدرسهاي با مجهزترين امکانات درس بخواند، اما دانشآموز ديگري حتي هزينه خريد لوازم مورد نياز رفتن به مدرسه را نداشته باشد يا به دليل فقرزدگي خانوادهاش محروم از تحصيل باشد و در نهايت کودک کار شود؟ چطور ميشود؛ خانوادهاي بيدغدغه فرزندش را به اين مدارس بفرستد و در مقابل خانوادهاي ديگر در منطقهاي فقرزده و محروم از امکانات، فرزندش را هر روز با دغدغه بيپولي و ترس از اينکه مبادا مدرسه پولي طلب کند و او شرمنده فرزندش شود، بگذراند؟
در اوايل سال تحصيلي 93-94 بود که آموزش و پرورش اقدام به واگذاري برخي مدارس دولتي به بخش خصوصي کرد. اقدامي که همچنان ادامه دارد و هنوز هم انتقادات و بيم خصوصيسازي در آموزش و پرورش ميرود. البته در اينباره وزير آموزش و پرورش بارها اعلام کرده است، «آموزش و پرورش توسعه مشارکتها را دنبال ميکند، اما برخيها فکر ميکنند؛ مدارس را ميخواهيم، خصوصيسازي کنيم»، اما روند پيش رو نشان نميدهدکه توسعه مدارس غيردولتي و واگذاري مدارس دولتي به بخش خصوصي چيزي غير از هزينهکرد بيشتر از جيب مردم براي آموزش است؟ ادامه گزارش در https://eduarticle.me/?p=2354
گزارش: مهتاب چابک
—---------------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------------------—
"معدل بالا"، "آزمون ورودي" و" شهريههاي ميليوني" مثلث #مدارس_ غير_دولتي را تشکيل ميدهند که 2 ضلع اين مثلث نيازمند بررسي کارشناسي و نقد است. آيا کلاسهاي فوق برنامه و اجاره بها، شهريههاي ميليوني و سود ناشي از آن براي موسسان اين مدارس را توجيه ميکند؟ آيا نبايد در راستاي اجرايي کردن هر چه بهتر اصل 30 قانون اساسي که ميگويد: «دولت موظف است؛ وسايل آموزشوپرورش را رايگان براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد»، کانون توجه را بيشتر به سمت و سوي مدارس دولتي چه از لحاظ افزايش حقوق و مزاياي معلمان به منظور افزايش انگيزه براي تدريس و چه از لحاظ تجهيز مدارس به امکانات و تکنولوژي ببريم؟
به گزارش ايلنا، باز هم صحبت از مدارس غيردولتي در ميان است و شهريههاي افسارگسيخته... صحبت از فاصله ميليوني شهريه در مدارس غيردولتي ... غيردولتيهايي که بعضا شهريههايشان سر به فلک ميگذارد و از توان پرداخت خانوادههاي سطح پايين و متوسط جامعه برنميآيد و صرفا عرشنشينها هستند که در اين مدارس خودنمايي ميکنند. اينجا صحبت از يک شکاف برجسته و فاحش در نظام آموزشي است.
چطور ميشود؛ يک دانشآموز با شهريه 20 ميليون توماني در مدرسهاي با مجهزترين امکانات درس بخواند، اما دانشآموز ديگري حتي هزينه خريد لوازم مورد نياز رفتن به مدرسه را نداشته باشد يا به دليل فقرزدگي خانوادهاش محروم از تحصيل باشد و در نهايت کودک کار شود؟ چطور ميشود؛ خانوادهاي بيدغدغه فرزندش را به اين مدارس بفرستد و در مقابل خانوادهاي ديگر در منطقهاي فقرزده و محروم از امکانات، فرزندش را هر روز با دغدغه بيپولي و ترس از اينکه مبادا مدرسه پولي طلب کند و او شرمنده فرزندش شود، بگذراند؟
در اوايل سال تحصيلي 93-94 بود که آموزش و پرورش اقدام به واگذاري برخي مدارس دولتي به بخش خصوصي کرد. اقدامي که همچنان ادامه دارد و هنوز هم انتقادات و بيم خصوصيسازي در آموزش و پرورش ميرود. البته در اينباره وزير آموزش و پرورش بارها اعلام کرده است، «آموزش و پرورش توسعه مشارکتها را دنبال ميکند، اما برخيها فکر ميکنند؛ مدارس را ميخواهيم، خصوصيسازي کنيم»، اما روند پيش رو نشان نميدهدکه توسعه مدارس غيردولتي و واگذاري مدارس دولتي به بخش خصوصي چيزي غير از هزينهکرد بيشتر از جيب مردم براي آموزش است؟ ادامه گزارش در https://eduarticle.me/?p=2354
گزارش: مهتاب چابک
—---------------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
آینده، همه جوانب زندگی بشر تحت تاثیر #تکنولوژی
________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
آینده، همه جوانب زندگی بشر تحت تاثیر #تکنولوژی
________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🎬 #معرفی_فیلم
—------------------—
فیلم The breakfast club
کلوپ صبحانه فیلمی است آمریکایی به تهیه کنندگی و کارگردانی جان هیوز. فیلم به خاطر تأثیر عمیقی که به فیلمهای «جوانانه» بعد از خود گذاشت، اهمیت دارد.
خلاصه داستان
پنج دانش آموز دبیرستانی که هر یک اخلاق و خصوصیاتهای خاص خود را دارند در یکی از جلسات تنبیهی با هم آشنا میشوند. آشنایی که زندگی همهٔ آنها را عوض میکند.
تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۷ سال توصیه نمی شود
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
—---------------—
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🎬 #معرفی_فیلم
—------------------—
فیلم The breakfast club
کلوپ صبحانه فیلمی است آمریکایی به تهیه کنندگی و کارگردانی جان هیوز. فیلم به خاطر تأثیر عمیقی که به فیلمهای «جوانانه» بعد از خود گذاشت، اهمیت دارد.
خلاصه داستان
پنج دانش آموز دبیرستانی که هر یک اخلاق و خصوصیاتهای خاص خود را دارند در یکی از جلسات تنبیهی با هم آشنا میشوند. آشنایی که زندگی همهٔ آنها را عوض میکند.
تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۷ سال توصیه نمی شود
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
—---------------—
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جیره_موسیقی شبانه🎼🎼🌒🌒
آشنایی با #موسیقی_محلی
#موسیقی_خراسانی
#اسماعیل_ستارزاده
شاه دوماد عروس اومد اسب سمندو سر بتاز.. 🌷🌷
____
کانال مقاله ها @eduarticle
آشنایی با #موسیقی_محلی
#موسیقی_خراسانی
#اسماعیل_ستارزاده
شاه دوماد عروس اومد اسب سمندو سر بتاز.. 🌷🌷
____
کانال مقاله ها @eduarticle
✅ نقش انگيزش درپيشرفت تحصيلي دانش آموزان ويادگيري آنها
—------------------------------
وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگيري مطالب درسي است ودقت وتوجه کم سبب #يادگيري ضعيف دردانش آموزان مي گردد.بنابراين معلمان ومربيان براي افزايش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابيروروش هاي مختلف،مي توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسي جلب کنند.درحقيقت #معلم بايددرکلاس درس،نقش يک محرک رابازي کند.معني دار کردن مطالب،پيچيدگي وسهولت ياسختي وآساني مطالب وگفته ها،رفتارهاي معلم ازقبيل نگاه کردن يکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کيفيت نوشته هاي معلم برروي تخته،همه به طورمستقيم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثيرقرار مي دهد.معلم بااستفاده ازتدابيرآموزشي مي تواند بعدازايجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ کند.ازسوي ديگرکم يازيادبودن علاقه
دانش آموزان نسبت به يادگيري وآموختن موضوع هاي مختلف درسي به تجارب آنها دربرخوردبااين موضوع ها ارتباط دارد.تجارب يادگيري دانش آموزان دردرس هاي مختلف وقتي به صورت موفقيت ها يا شکست هاي پي درپي باشد، سبب ايجاد تصوراتي نسبت به توانايي ها دررابطه بايادگيري موضوع هاي مختلف مي شودوحتي انگيزه آنهارادررابطه باموضوع هاي مشابه،تحت تأثيرقرار مي دهد.
اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دريادگيري مطالب مشابه بامطالب جديد موفق بوده است باعلاقمندي ودقت به مطالب جديدگوش فراداده وآنها رامي آموزد، اما اگر به اين اعتقاد رسيده باشدکه يادگيري مطالب جديد نيزمانند يادگيري مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به يادگيري آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.اين انگيزه هاي مثبت ومنفي ابتدا مشخص ومحدود به موضوع هاي خاص درمدرسه هستند،اما باافزايش تجارب مثبت يامنفي، گسترش
مي يابند وتا آنجا پيش مي روند که تمام دروس رافرامي گيرند. اگر تجارب داتش آموزازمحيط مدرسه خصوصاً درسال هاي نخست تحصيلي حاکي از وجودشايستگي ولياقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقييت وافزايش اعتماد به نفس درسال هاي آتي نيزتکرار خواهد شد.چنين فردي قادرخواهد بود باتکيه براين تجارب موفقيت آميزدرحين تحصيل آن رابه زندگي واقعي خودتعميم دهد وبدون تحمل سختي بربحران ها،فشارهاواسترس هاي شديددرزندگي غلبه کند.اين احساس لياقت وشايستگي که در مدرسه آموخته مي شود،وي راقادرمي سازددرحل مسائل ازروش هاي واقع بينانه اي استفاده کند.ازسوي ديگر،تجارب شکست وعدم شايستگي طي ساليان تحصيل درمدرسه دردانش آموزان سبب ايجاد علائمي ازاحساس حقارت وخودکم بيني وپريشاني مي شودوبرارتباطات آن ها دردنياي خارج از مدرسه نيز تأثيرمي گذارد.
يادگيري دردانش آموزان :
ادامه مقاله در 👈 https://eduarticle.me/?p=2356
—---------------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------------------
وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگيري مطالب درسي است ودقت وتوجه کم سبب #يادگيري ضعيف دردانش آموزان مي گردد.بنابراين معلمان ومربيان براي افزايش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابيروروش هاي مختلف،مي توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسي جلب کنند.درحقيقت #معلم بايددرکلاس درس،نقش يک محرک رابازي کند.معني دار کردن مطالب،پيچيدگي وسهولت ياسختي وآساني مطالب وگفته ها،رفتارهاي معلم ازقبيل نگاه کردن يکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کيفيت نوشته هاي معلم برروي تخته،همه به طورمستقيم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثيرقرار مي دهد.معلم بااستفاده ازتدابيرآموزشي مي تواند بعدازايجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ کند.ازسوي ديگرکم يازيادبودن علاقه
دانش آموزان نسبت به يادگيري وآموختن موضوع هاي مختلف درسي به تجارب آنها دربرخوردبااين موضوع ها ارتباط دارد.تجارب يادگيري دانش آموزان دردرس هاي مختلف وقتي به صورت موفقيت ها يا شکست هاي پي درپي باشد، سبب ايجاد تصوراتي نسبت به توانايي ها دررابطه بايادگيري موضوع هاي مختلف مي شودوحتي انگيزه آنهارادررابطه باموضوع هاي مشابه،تحت تأثيرقرار مي دهد.
اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دريادگيري مطالب مشابه بامطالب جديد موفق بوده است باعلاقمندي ودقت به مطالب جديدگوش فراداده وآنها رامي آموزد، اما اگر به اين اعتقاد رسيده باشدکه يادگيري مطالب جديد نيزمانند يادگيري مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به يادگيري آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.اين انگيزه هاي مثبت ومنفي ابتدا مشخص ومحدود به موضوع هاي خاص درمدرسه هستند،اما باافزايش تجارب مثبت يامنفي، گسترش
مي يابند وتا آنجا پيش مي روند که تمام دروس رافرامي گيرند. اگر تجارب داتش آموزازمحيط مدرسه خصوصاً درسال هاي نخست تحصيلي حاکي از وجودشايستگي ولياقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقييت وافزايش اعتماد به نفس درسال هاي آتي نيزتکرار خواهد شد.چنين فردي قادرخواهد بود باتکيه براين تجارب موفقيت آميزدرحين تحصيل آن رابه زندگي واقعي خودتعميم دهد وبدون تحمل سختي بربحران ها،فشارهاواسترس هاي شديددرزندگي غلبه کند.اين احساس لياقت وشايستگي که در مدرسه آموخته مي شود،وي راقادرمي سازددرحل مسائل ازروش هاي واقع بينانه اي استفاده کند.ازسوي ديگر،تجارب شکست وعدم شايستگي طي ساليان تحصيل درمدرسه دردانش آموزان سبب ايجاد علائمي ازاحساس حقارت وخودکم بيني وپريشاني مي شودوبرارتباطات آن ها دردنياي خارج از مدرسه نيز تأثيرمي گذارد.
يادگيري دردانش آموزان :
ادامه مقاله در 👈 https://eduarticle.me/?p=2356
—---------------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
نقش انگیزش درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان ویادگیری آنها
وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب #یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد.بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیروروش های مختلف،م
Forwarded from Philosophy School
برای یک فیلسوف آسانتر آن است که موضوعی را برای فیلسوف دیگر شرح دهد تا برای یک کودک، چرا که کودک پرسشهای بنیادینی را مطرح میکند.. !
#سارتر
@qadimileila
#سارتر
@qadimileila
✅ 10 ملاحظه مهم در اعلام خبر بد به بيماران توسط پزشکان
—---------------------------
حميدرضا نمازي، عضو گروه اخلاق پزشکي دانشگاه علومپزشکي:
اول: اين پيشفرض که بسياري از بيماران با شنيدن خبري بد، همچون ابتلا به سرطان، ممکن است از فرط تشويش و اضطراب قالب تهي کنند، درست نيست. مطالعات و گزارشهاي آماري نشان نميدهد که کسي پس از شنيدن خبر بد، سکته کرده يا درگذشته باشد. اگر هم طبيبي، شاهد نقضي بر اين مدعا داشته باشد، دليلي بر نگفتن خبر بد به بيمار نيست بلکه نشان ميدهد گروه اندکي از بيماران، ظرفيت رواني پذيرش خبر بد را ندارند.
دوم: هنگام گفتن خبر بد بايد تمام توجه خود را معطوف به بيمار کنيم. بيماران نسبت به استفاده پزشکان از تلفن همراه يا رايانههاي دستي حساسند و با اين اوضاع احساس ميکنند جدي گرفته نشدهاند.
سوم: مهارتهاي زبان بدن در زمان گفتن خبر بد، بيش از آنچه فکر ميکنيم بهکار ميآيد. توصيه ميشود در محيطي آرام و به دور از مراجعات مکرر سايرين، روبهروي بيمار و همسطح او بنشينيم و با او تماس چشمي برقرار کنيم. الگوهاي حمايتگرانه در زبان بدن، همچون نگاه دقيق و استفاده مناسب از دستها در پذيرش بهتر و راحتتر بيمار مؤثر است.
چهارم: همدردي به کار بيمار نميآيد. او پيش از همهچيز، محتاج حمايت علمي ما طبيبان است و پس از آن، همدلي ما را طلب ميکند. همدردي از طرف پزشک، غيرواقعي مينمايد و تلقي اصيلي براي بيمار ايجاد نميکند.
پنجم: خبر بد را بايد بهتدريج و قطرهچکاني به بيمار بدهيم. به تعبير ديگر، خبر بد را بشکنيم و سپس بگوييم؛ البته اين به معناي زجرکشکردن بيمار نيست. هنگام شنيدن خبر بد، سؤالاتي به پهناي يک زندگي در ذهن و ضمير بيمار ايجاد ميشود. هنر پزشک آن است که سؤالات بيمار را هدايت کند تا او درگير وسواس در بيماري يا حواشي آزاردهنده نشود. هنگام پاسخدادن به بيمار هم بايد از کليگويي پرهيز کنيم.
ششم: خبر بد را به خود بيمار بدهيم، نه به اطرافيان او! بزرگترين مشکل بيماران مبتلا به سرطان و بيماريهاي مشابه، بحران اعتماد است. گفتن خبر بد به اطرافيان پيش از اطلاع خود بيمار، به طرزي ناخواسته اين امر را براي بيمار تداعي ميکند که هميشه چيزهايي وجود دارد که به او گفته نشده و او نميداند. حتي توصيه ميشود وظيفه گفتن خبر بيماري به اطرافيان را به دوش خود بيمار بگذاريم. وقتي بيمار در جايگاه گوينده خبر بد به اطرافيانش قرار ميگيرد، برخلاف تصور، استحکام وجودي بيشتري پيدا ميکند.
هفتم: پس از شنيدن اطلاعات مربوط به بيماري، اگر بيمار تمايل داشت سخن بگويد و حتي مباحثي غيرپزشکي را مطرح کند، به او مجال دهيم. سعي نکنيم متکلم وحده باشيم و بيمار را بمباران کلامي کنيم. اتفاقا توصيه ميشود در برابر شکايت بيمار از زندگي، انکار بيماري، پرخاشگري يا اظهار ناتواني او، شنوندهاي ساکت باشيم و سؤالات او را هدايت کنيم.
هشتم: لحظهاي که بيمار، خبر بد را ميشنود، هرگز فراموش نميشود و از ذهنش پاک نميشود. احترام يا ترحمي که در اين لحظه ابراز ميکنيم، بر تمامي دوران بيماري سايه ميافکند. حواسمان باشد حتي اگر حس ترحم به ما دست داد، آن را ابراز نکنيم بلکه در گفتن خبر بد از مسير احترام به بيراهه ترحم نرويم؛ احترام، مرهمي دروني بر درد بيماري است.
نهم: براي آرامکردن بيمار، هرگز به او دروغ نگوييم. اميد واهي، آزاردهنده است. دسترسي به اطلاعات در روزگار جديد چنان است که هرکس با جستوجويي اينترنتي ميتواند آنچه از حقيقت بيماري پنهان شده را دريابد و بفهمد. حقيقتگويي طبيبانه، شرط لازم براي کنارآمدن با بيماري است. اريش فروم معتقد بود آدميان مسئوليتگريزند و ترجيح ميدهند مسئوليتهاي سخت و ناخوشايند خود را در سر پيچ زندگي به ديگران واگذار کنند.
دهم: روزمرگي پس از شنيدن خبر بد، کمرنگ ميشود و انگار هر لحظه از زندگي تازه و يکه است. بيمار درعينحال که در دوراهی اميد و نااميدي قرار دارد، روزگارش نوبهنو ميشود، چنانکه احساس ميکند واجد احوالاتي شده که پيشتر سابقه نداشته و تجربه نکرده است. اين تجربه در برخي بيماران چنان خوشايند است که سالگرد ابتلا به سرطان را جشن ميگيرند و اين اتفاق را عامل يافتن چشمي متفاوت در نظر به عالم ميدانند. اين امر مهم، براي همگان دست نميدهد ولي ميتوان بيش يا کم بيماران را به سمت آن هدايت کرد. نگارش اتوبيوگرافي يا خودنوشت و مقايسه احوال پس و پيش از بيماري توسط خود بيمار، توصيه نوربرت الياس، جامعهشناس مرگ است. ...
#بهداشت_سلامت
—------------------------
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------------
حميدرضا نمازي، عضو گروه اخلاق پزشکي دانشگاه علومپزشکي:
اول: اين پيشفرض که بسياري از بيماران با شنيدن خبري بد، همچون ابتلا به سرطان، ممکن است از فرط تشويش و اضطراب قالب تهي کنند، درست نيست. مطالعات و گزارشهاي آماري نشان نميدهد که کسي پس از شنيدن خبر بد، سکته کرده يا درگذشته باشد. اگر هم طبيبي، شاهد نقضي بر اين مدعا داشته باشد، دليلي بر نگفتن خبر بد به بيمار نيست بلکه نشان ميدهد گروه اندکي از بيماران، ظرفيت رواني پذيرش خبر بد را ندارند.
دوم: هنگام گفتن خبر بد بايد تمام توجه خود را معطوف به بيمار کنيم. بيماران نسبت به استفاده پزشکان از تلفن همراه يا رايانههاي دستي حساسند و با اين اوضاع احساس ميکنند جدي گرفته نشدهاند.
سوم: مهارتهاي زبان بدن در زمان گفتن خبر بد، بيش از آنچه فکر ميکنيم بهکار ميآيد. توصيه ميشود در محيطي آرام و به دور از مراجعات مکرر سايرين، روبهروي بيمار و همسطح او بنشينيم و با او تماس چشمي برقرار کنيم. الگوهاي حمايتگرانه در زبان بدن، همچون نگاه دقيق و استفاده مناسب از دستها در پذيرش بهتر و راحتتر بيمار مؤثر است.
چهارم: همدردي به کار بيمار نميآيد. او پيش از همهچيز، محتاج حمايت علمي ما طبيبان است و پس از آن، همدلي ما را طلب ميکند. همدردي از طرف پزشک، غيرواقعي مينمايد و تلقي اصيلي براي بيمار ايجاد نميکند.
پنجم: خبر بد را بايد بهتدريج و قطرهچکاني به بيمار بدهيم. به تعبير ديگر، خبر بد را بشکنيم و سپس بگوييم؛ البته اين به معناي زجرکشکردن بيمار نيست. هنگام شنيدن خبر بد، سؤالاتي به پهناي يک زندگي در ذهن و ضمير بيمار ايجاد ميشود. هنر پزشک آن است که سؤالات بيمار را هدايت کند تا او درگير وسواس در بيماري يا حواشي آزاردهنده نشود. هنگام پاسخدادن به بيمار هم بايد از کليگويي پرهيز کنيم.
ششم: خبر بد را به خود بيمار بدهيم، نه به اطرافيان او! بزرگترين مشکل بيماران مبتلا به سرطان و بيماريهاي مشابه، بحران اعتماد است. گفتن خبر بد به اطرافيان پيش از اطلاع خود بيمار، به طرزي ناخواسته اين امر را براي بيمار تداعي ميکند که هميشه چيزهايي وجود دارد که به او گفته نشده و او نميداند. حتي توصيه ميشود وظيفه گفتن خبر بيماري به اطرافيان را به دوش خود بيمار بگذاريم. وقتي بيمار در جايگاه گوينده خبر بد به اطرافيانش قرار ميگيرد، برخلاف تصور، استحکام وجودي بيشتري پيدا ميکند.
هفتم: پس از شنيدن اطلاعات مربوط به بيماري، اگر بيمار تمايل داشت سخن بگويد و حتي مباحثي غيرپزشکي را مطرح کند، به او مجال دهيم. سعي نکنيم متکلم وحده باشيم و بيمار را بمباران کلامي کنيم. اتفاقا توصيه ميشود در برابر شکايت بيمار از زندگي، انکار بيماري، پرخاشگري يا اظهار ناتواني او، شنوندهاي ساکت باشيم و سؤالات او را هدايت کنيم.
هشتم: لحظهاي که بيمار، خبر بد را ميشنود، هرگز فراموش نميشود و از ذهنش پاک نميشود. احترام يا ترحمي که در اين لحظه ابراز ميکنيم، بر تمامي دوران بيماري سايه ميافکند. حواسمان باشد حتي اگر حس ترحم به ما دست داد، آن را ابراز نکنيم بلکه در گفتن خبر بد از مسير احترام به بيراهه ترحم نرويم؛ احترام، مرهمي دروني بر درد بيماري است.
نهم: براي آرامکردن بيمار، هرگز به او دروغ نگوييم. اميد واهي، آزاردهنده است. دسترسي به اطلاعات در روزگار جديد چنان است که هرکس با جستوجويي اينترنتي ميتواند آنچه از حقيقت بيماري پنهان شده را دريابد و بفهمد. حقيقتگويي طبيبانه، شرط لازم براي کنارآمدن با بيماري است. اريش فروم معتقد بود آدميان مسئوليتگريزند و ترجيح ميدهند مسئوليتهاي سخت و ناخوشايند خود را در سر پيچ زندگي به ديگران واگذار کنند.
دهم: روزمرگي پس از شنيدن خبر بد، کمرنگ ميشود و انگار هر لحظه از زندگي تازه و يکه است. بيمار درعينحال که در دوراهی اميد و نااميدي قرار دارد، روزگارش نوبهنو ميشود، چنانکه احساس ميکند واجد احوالاتي شده که پيشتر سابقه نداشته و تجربه نکرده است. اين تجربه در برخي بيماران چنان خوشايند است که سالگرد ابتلا به سرطان را جشن ميگيرند و اين اتفاق را عامل يافتن چشمي متفاوت در نظر به عالم ميدانند. اين امر مهم، براي همگان دست نميدهد ولي ميتوان بيش يا کم بيماران را به سمت آن هدايت کرد. نگارش اتوبيوگرافي يا خودنوشت و مقايسه احوال پس و پيش از بيماري توسط خود بيمار، توصيه نوربرت الياس، جامعهشناس مرگ است. ...
#بهداشت_سلامت
—------------------------
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Telegram
🖌مقاله،ویدیو آموزشی
مجموعهای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me
تماس با ما :
@mh1342
تماس با ما :
@mh1342
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
آیا دانش آموزان میتوانند غول مرحله آخر #کنکور را از پای در آورند؟
____
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
آیا دانش آموزان میتوانند غول مرحله آخر #کنکور را از پای در آورند؟
____
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#حکایتها- 19 📝
فیلسوفی تیراندازی را دید که تیرهایش به چپ و راست می رفت . در جای هدف نشست و گفت : ایمن تر از این جا مکانی نیست .
@eduarticle کانال مقاله ها
فیلسوفی تیراندازی را دید که تیرهایش به چپ و راست می رفت . در جای هدف نشست و گفت : ایمن تر از این جا مکانی نیست .
@eduarticle کانال مقاله ها
🔹 زنگ تحول، ضرورت #آموزش_پرورش
—---------------------------—
درحالی که وزارت آموزش و پرورش بیش از 33 هزار میلیارد تومان، یعنی نزدیک به 10 درصد از بودجه کل کشور را به خود اختصاص داده است، اما 93 درصد بودجه این وزارتخانه، صرف پرداخت حقوق و مزایای کارکنان میشود و تنها اندکی کمتر از 7 درصد بودجه کل این وزراتخانه برای کوه بلند وعدههای محققنشده و مشکلات پیش روی این وزارتخانه عریض و طویل باقی میماند.
به گزارش جامجم، تحقق بخشیدن به ساماندهی نیروی انسانی، بهبود معیشت فرهنگیان، امنیت فرهنگی، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و برقراری عدالت آموزشی؛ اینها وعدههای وزیر پیشنهادی دولت یازدهم در آغاز به کار دولت بود که بعد از گذشت چند سال به چالشهای این وزارتخانه تبدیل شد. وزارتخانهای که وزیرش را در سال پایانی دولت از دست داد تا حمیدرضا دانشآشتیانی روی صندلی وزارت بنشیند بلکه بتواند این بار چالشهای پیش روی این حوزه را به وعدههای محقق شده تبدیل کند.
در این رابطه پای حرفهای مسئولان و کارشناسان این حوزه نشستیم تا چالشهای پیش روی وزارت آموزش و پرورش و اولویتهای آن در دولت جدید را بشنویم.
توجه به پرورش
انگار که چالش همزاد وزارت آموزش و پرورش است؛ چرا که سیدمحمدباقر محمودی، عضو کمیسیون آموزش مجلس، سوال را نپرسیده، شروع به پاسخ دادن میکند.
او هرچند معتقد است پیشرفتهایی در این حوزه داشتهایم اما نه در حوزه پرورش. به باور او، این وزارتخانه از «تحول» همیشه واهمه داشته است؛ «هیچ گاه تحول در وزارت آموزش و پرورش جزو اولویت دولتها نبوده است. در حالی که این حوزه بسیار حوزه زیربنایی است. آموزش و پرورش مهمترین وزارتخانه دولت از این لحاظ است.»
عدم جذب نخبگان به باور محمودی یکی از مهمترین چالشهای آموزش و پرورش بوده و همچنان هم هست؛ «در این میان کارهای بسیاری بوده که نادیده گرفته شده است یکی از آنها عدم جذب نخبگان آن هم به صورت گسترده در آموزش و پرورش است که باید سالهای گذشته صورت میگرفت. ما باید برای این وزارتخانه جاذبه ایجاد میکردیم تا نخبهترین آدمهای علاقهمند جذب این وزارتخانه بشوند و حتی در مقطع اول مدرسه تدریس کنند اما ما نتوانستیم چنین جاذبهای را ایجاد کنیم.» دلیل فقدان جذابیت و بیانگیزگی معلمان اما مشخص است؛ وضعیت معیشت فرهنگیان.
محمودی میگوید: «در حالی که ما برای پزشکان حقوق خوبی در نظر گرفتیم برای معلمان چنین کاری انجام ندادیم. اگر چنین میکردیم، معلمان، دانشآموزان را طوری تربیت میکردند که در آینده نیاز کمتری به پزشک داشته باشیم.»
عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی، اما مهمترین مشکل آموزش و پرورش را نبود توجه به پرورش میداند. به باور او، این وزارتخانه بیشتر آموزش است تا پرورش: «حتی در دوره اصلاحات معاونت پرورشی از این وزارتخانه حذف شد. اتفاقی که به فاجعهای در این حوزه منجر شد و نتایجش را سالها بعد در جامعه دیدیم.»
این نماینده مجلس که مهمترین دغدغهاش در این حوزه مسائل فرهنگی است، به جامجم میگوید: ما در چالشهای پیش روی وزارت آموزش و پرورش، بحث فرهنگ و سبک زندگی اسلامی- ایرانی را نادیده گرفتیم. جالب اینکه خانوادهها و معلمان همچنان به رتبههای علمی دانشآموزان تفاخر میکنند و کسی توجهی به مباحث فرهنگی نمیکند.
ادامه مطلب ... https://eduarticle.me/?p=2369
—----------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------------—
درحالی که وزارت آموزش و پرورش بیش از 33 هزار میلیارد تومان، یعنی نزدیک به 10 درصد از بودجه کل کشور را به خود اختصاص داده است، اما 93 درصد بودجه این وزارتخانه، صرف پرداخت حقوق و مزایای کارکنان میشود و تنها اندکی کمتر از 7 درصد بودجه کل این وزراتخانه برای کوه بلند وعدههای محققنشده و مشکلات پیش روی این وزارتخانه عریض و طویل باقی میماند.
به گزارش جامجم، تحقق بخشیدن به ساماندهی نیروی انسانی، بهبود معیشت فرهنگیان، امنیت فرهنگی، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و برقراری عدالت آموزشی؛ اینها وعدههای وزیر پیشنهادی دولت یازدهم در آغاز به کار دولت بود که بعد از گذشت چند سال به چالشهای این وزارتخانه تبدیل شد. وزارتخانهای که وزیرش را در سال پایانی دولت از دست داد تا حمیدرضا دانشآشتیانی روی صندلی وزارت بنشیند بلکه بتواند این بار چالشهای پیش روی این حوزه را به وعدههای محقق شده تبدیل کند.
در این رابطه پای حرفهای مسئولان و کارشناسان این حوزه نشستیم تا چالشهای پیش روی وزارت آموزش و پرورش و اولویتهای آن در دولت جدید را بشنویم.
توجه به پرورش
انگار که چالش همزاد وزارت آموزش و پرورش است؛ چرا که سیدمحمدباقر محمودی، عضو کمیسیون آموزش مجلس، سوال را نپرسیده، شروع به پاسخ دادن میکند.
او هرچند معتقد است پیشرفتهایی در این حوزه داشتهایم اما نه در حوزه پرورش. به باور او، این وزارتخانه از «تحول» همیشه واهمه داشته است؛ «هیچ گاه تحول در وزارت آموزش و پرورش جزو اولویت دولتها نبوده است. در حالی که این حوزه بسیار حوزه زیربنایی است. آموزش و پرورش مهمترین وزارتخانه دولت از این لحاظ است.»
عدم جذب نخبگان به باور محمودی یکی از مهمترین چالشهای آموزش و پرورش بوده و همچنان هم هست؛ «در این میان کارهای بسیاری بوده که نادیده گرفته شده است یکی از آنها عدم جذب نخبگان آن هم به صورت گسترده در آموزش و پرورش است که باید سالهای گذشته صورت میگرفت. ما باید برای این وزارتخانه جاذبه ایجاد میکردیم تا نخبهترین آدمهای علاقهمند جذب این وزارتخانه بشوند و حتی در مقطع اول مدرسه تدریس کنند اما ما نتوانستیم چنین جاذبهای را ایجاد کنیم.» دلیل فقدان جذابیت و بیانگیزگی معلمان اما مشخص است؛ وضعیت معیشت فرهنگیان.
محمودی میگوید: «در حالی که ما برای پزشکان حقوق خوبی در نظر گرفتیم برای معلمان چنین کاری انجام ندادیم. اگر چنین میکردیم، معلمان، دانشآموزان را طوری تربیت میکردند که در آینده نیاز کمتری به پزشک داشته باشیم.»
عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی، اما مهمترین مشکل آموزش و پرورش را نبود توجه به پرورش میداند. به باور او، این وزارتخانه بیشتر آموزش است تا پرورش: «حتی در دوره اصلاحات معاونت پرورشی از این وزارتخانه حذف شد. اتفاقی که به فاجعهای در این حوزه منجر شد و نتایجش را سالها بعد در جامعه دیدیم.»
این نماینده مجلس که مهمترین دغدغهاش در این حوزه مسائل فرهنگی است، به جامجم میگوید: ما در چالشهای پیش روی وزارت آموزش و پرورش، بحث فرهنگ و سبک زندگی اسلامی- ایرانی را نادیده گرفتیم. جالب اینکه خانوادهها و معلمان همچنان به رتبههای علمی دانشآموزان تفاخر میکنند و کسی توجهی به مباحث فرهنگی نمیکند.
ادامه مطلب ... https://eduarticle.me/?p=2369
—----------------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
زنگ تحول، ضرورت آموزش و پرورش
درحالی که وزارت آموزش و پرورش بیش از 33 هزار میلیارد تومان، یعنی نزدیک به 10 درصد از بودجه کل کشور را به خود اختصاص داده است، اما 93 درصد بودجه این وزارتخانه، صرف پرداخت حقوق و مزایای کارکنان میشود و
راهاندازی دانشگاه ویژه سالمندان
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان از راه اندازی دانشگاه نسل سه ویژه سالمندان در آینده نزدیک خبر داد/ @eduarticle
رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان از راه اندازی دانشگاه نسل سه ویژه سالمندان در آینده نزدیک خبر داد/ @eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی 💻
برای آنها که میخواهند بیشتر بدانند.
"یک کلمه" #ماشاالله_آجودانی
#دانستنیها
________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
برای آنها که میخواهند بیشتر بدانند.
"یک کلمه" #ماشاالله_آجودانی
#دانستنیها
________
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA