Forwarded from نسل نو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مفهوم زیبایی از مهمترین و پر چالش ترین مفاهیم در کارگاه های فلسفه برای کودکان است.
🌱ملاک زیبایی چیست؟
@nasleP4C
🌱ملاک زیبایی چیست؟
@nasleP4C
📌 6 نکتهای که بیل گیتس را میلیاردر کرد
—---------------------
۱- علاقهمندی به یک موضوع بسیار خوب است؛ اما نباید با تعهدات خانوادگی مداخله داشته باشد
والدین بیل گیتس از میزان علاقهمندی فرزندشان به کتاب خواندن هیجانزده بودند؛ اما به او اجازه نمیدانند سر میز شام کتاب بخواند.
🔸نکته آموزنده: در کنار #خانواده بودن یک موضوع بسیار بااهمیت در شکلگیری شخصیت بچهها است و نباید دستکم گرفته شود. #بچهها به روشهای مختلف سعی میکنند از جمع خانواده دوری کنند. دلیل منفی این کار استفاده از مواد مخدر یا ارتکاب جرایم کوچک است. اما دلایل مثبتی مانند بیشازاندازه کتاب خواندن نیز میتواند باعث این اتفاق شود. سعی کنید اعضای خانواده را نزدیک به هم نگهدارید و در صورت لزوم یک سری مرز منطقی بین خودتان قرار دهید. eduarticle@
۲- برای اینکه تغییر مثبتی ایجاد کنید باید به دیگران کمک کنید
اگر شما هم قصد دارید دنیا را به محل بهتری برای زندگی تبدیل کنید؛ باید به دیگران در زمانی که به شما احتیاج دارند، کمک کنید. در گروههای خیریه عضو شوید و تا جایی که میتوانید، کمک کنید. یا اینکه برای فعالیتهای #مدرسه فرزندانتان داوطلب شوید و مسئولیت انجام یک سری از کارها را بر عهده بگیرید.
🔹نکته آموزنده: بسیاری از مردم فکر میکنند برای اینکه تأثیرگذار باشند، باید فعالیتهای بزرگی انجام دهند. اما این موضوع صحت ندارد. این طرز فکر را تغییر دهید و سعی کنید زمانی که دیگران به شما احتیاج دارند به آنها کمک کنید. بهعنوان مثال داوطلب شوید و زبالههایی را که لب ساحل ریخته شدهاند، تمیز کنید؛ یا زمانی که همسایهتان به علت وقوع سیل باید وسایلش را جابهجا کند، به او کمک کنید.
۳- کنجکاو باشید و بهجای ترسیدن، از اشتباهات خود درس بگیرید
دبیرستانی که بیل گیتس در آن تحصیل میکرد، یک مودم برای استفاده معلمها داشت. آنها بهجای اینکه استفاده صحیح از این وسیله را به دانشآموزان رشته ریاضی یاد دهند، آن را به حال خود رها کردند. همین موضوع باعث شد بیل در سن ۱۳ سالگی نتواند لحظهای از کامپیوتر جدا شود.
🔸نکته آموزنده: گاهی اوقات اشتباهات توسط شما یا دیگران رخ میدهند. بهجای تأسف خوردن باید سعی کنید آن را به شانسی برای یاد گرفتن نکات جدید تبدیل کنید. یاد گرفتن هیچ موقع تمام نمیشود بنابراین فکر نکنید که بهاندازه کافی در مورد مسائل مختلف آموزش دیدهاید. همیشه در مورد چگونگی نحوه انجام شدن کارها کنجکاو باشید و دست از یاد گرفتن برندارید.
۴- #یادگیری عملی به اندازه یادگرفتن در کلاس درس یا حتی بیشتر از آن اهمیت دارد
زمانی که بیل گیتس در دبیرستان مشغول تحصیل بود، برای مدتی از کلاسهای درس فاصله گرفت تا در یک نیروگاه برق برنامهنویسی کند. والدین و مدیر مدرسه بیل معتقد بودند که تجربه کار عملی برای بیل بسیار مفید است.
🔹نکته آموزنده: هرگز فراموش نکنید که یادگیری بهطور عملی بهاندازه یادگیری تئوری مهم و تأثیرگذار است.
۵- کارهایی را انجام دهید که فکر میکنید در آنها موفق نمیشوید
بیل گیتس هیچ علاقهای به ورزش کردن نداشت؛ اما والدینش او را تشویق کردند در فعالیتهای ورزشی مختلفی مانند شنا و فوتبال شرکت کند. او گفته است در مورد رهبری و اهمیت انجام دادن کارهایی که به آنها علاقه ندارد، چیزهای زیادی یاد گرفته است و در حال حاضر از انجام فعالیتهای ورزشی بسیار لذت میبرد.
🔸نکته آموزنده: احتمالا شما هم فکر میکنید که در انجام دادن یک سری کارها با شکست مواجه خواهید شد؛ اما امتحان کردن آنها بسیار مهم است. انجام این کار دو حالت برای شما خواهد داشت. حالت اول این است که به طرز شگفتانگیزی از عهده انجام آن برخواهید آمد و این کار تبدیل به سرگرمی جدید شما خواهد شد. حالت دوم شکست خوردن است که نباید باعث ناامیدی شما شود. زیرا تواضع و همدلی کردن را به شما خواهد آموخت.
۶- افرادی که سرمایهی زیاد دارند باید به بیشتر به دیگران کمک کنند
مادر #بیل_گیتس این باور را به تمام اعضای خانواده خود القا کرد.
🔹نکته آموزنده: هرچقدر برای موفقیتهای خودتان تلاش کرده باشید، باید بدانید که در صورت عوض شدن شرایط هرگز نمیتوانستید به نقطهای که امروز در آن قرار دارید، برسید. شما شانس پیروزی و موفقیت داشتهاید و حالا واجب است که برای بهتر کردن دنیا تلاش کنید.
با توجه کردن به موارد پراهمیت در زندگی و کمک کردن به دیگران، میتوانیم هم در زندگی و هم در کسبوکار خودمان به موفقیت برسیم. روحیه کارآفرینی در سنین پایین شکل میگیرد و معمولا با تربیت درست شروع میشود. شاید نتوانید فرزندان خود را تبدیل به ثروتمندترین افراد جهان کنید؛ اما با فداکاری و نصیحتهای عاقلانه میتوانید آنها را تبدیل به کارآفرینان موفق کنید. جامجم آنلاین
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📌 6 نکتهای که بیل گیتس را میلیاردر کرد
—---------------------
۱- علاقهمندی به یک موضوع بسیار خوب است؛ اما نباید با تعهدات خانوادگی مداخله داشته باشد
والدین بیل گیتس از میزان علاقهمندی فرزندشان به کتاب خواندن هیجانزده بودند؛ اما به او اجازه نمیدانند سر میز شام کتاب بخواند.
🔸نکته آموزنده: در کنار #خانواده بودن یک موضوع بسیار بااهمیت در شکلگیری شخصیت بچهها است و نباید دستکم گرفته شود. #بچهها به روشهای مختلف سعی میکنند از جمع خانواده دوری کنند. دلیل منفی این کار استفاده از مواد مخدر یا ارتکاب جرایم کوچک است. اما دلایل مثبتی مانند بیشازاندازه کتاب خواندن نیز میتواند باعث این اتفاق شود. سعی کنید اعضای خانواده را نزدیک به هم نگهدارید و در صورت لزوم یک سری مرز منطقی بین خودتان قرار دهید. eduarticle@
۲- برای اینکه تغییر مثبتی ایجاد کنید باید به دیگران کمک کنید
اگر شما هم قصد دارید دنیا را به محل بهتری برای زندگی تبدیل کنید؛ باید به دیگران در زمانی که به شما احتیاج دارند، کمک کنید. در گروههای خیریه عضو شوید و تا جایی که میتوانید، کمک کنید. یا اینکه برای فعالیتهای #مدرسه فرزندانتان داوطلب شوید و مسئولیت انجام یک سری از کارها را بر عهده بگیرید.
🔹نکته آموزنده: بسیاری از مردم فکر میکنند برای اینکه تأثیرگذار باشند، باید فعالیتهای بزرگی انجام دهند. اما این موضوع صحت ندارد. این طرز فکر را تغییر دهید و سعی کنید زمانی که دیگران به شما احتیاج دارند به آنها کمک کنید. بهعنوان مثال داوطلب شوید و زبالههایی را که لب ساحل ریخته شدهاند، تمیز کنید؛ یا زمانی که همسایهتان به علت وقوع سیل باید وسایلش را جابهجا کند، به او کمک کنید.
۳- کنجکاو باشید و بهجای ترسیدن، از اشتباهات خود درس بگیرید
دبیرستانی که بیل گیتس در آن تحصیل میکرد، یک مودم برای استفاده معلمها داشت. آنها بهجای اینکه استفاده صحیح از این وسیله را به دانشآموزان رشته ریاضی یاد دهند، آن را به حال خود رها کردند. همین موضوع باعث شد بیل در سن ۱۳ سالگی نتواند لحظهای از کامپیوتر جدا شود.
🔸نکته آموزنده: گاهی اوقات اشتباهات توسط شما یا دیگران رخ میدهند. بهجای تأسف خوردن باید سعی کنید آن را به شانسی برای یاد گرفتن نکات جدید تبدیل کنید. یاد گرفتن هیچ موقع تمام نمیشود بنابراین فکر نکنید که بهاندازه کافی در مورد مسائل مختلف آموزش دیدهاید. همیشه در مورد چگونگی نحوه انجام شدن کارها کنجکاو باشید و دست از یاد گرفتن برندارید.
۴- #یادگیری عملی به اندازه یادگرفتن در کلاس درس یا حتی بیشتر از آن اهمیت دارد
زمانی که بیل گیتس در دبیرستان مشغول تحصیل بود، برای مدتی از کلاسهای درس فاصله گرفت تا در یک نیروگاه برق برنامهنویسی کند. والدین و مدیر مدرسه بیل معتقد بودند که تجربه کار عملی برای بیل بسیار مفید است.
🔹نکته آموزنده: هرگز فراموش نکنید که یادگیری بهطور عملی بهاندازه یادگیری تئوری مهم و تأثیرگذار است.
۵- کارهایی را انجام دهید که فکر میکنید در آنها موفق نمیشوید
بیل گیتس هیچ علاقهای به ورزش کردن نداشت؛ اما والدینش او را تشویق کردند در فعالیتهای ورزشی مختلفی مانند شنا و فوتبال شرکت کند. او گفته است در مورد رهبری و اهمیت انجام دادن کارهایی که به آنها علاقه ندارد، چیزهای زیادی یاد گرفته است و در حال حاضر از انجام فعالیتهای ورزشی بسیار لذت میبرد.
🔸نکته آموزنده: احتمالا شما هم فکر میکنید که در انجام دادن یک سری کارها با شکست مواجه خواهید شد؛ اما امتحان کردن آنها بسیار مهم است. انجام این کار دو حالت برای شما خواهد داشت. حالت اول این است که به طرز شگفتانگیزی از عهده انجام آن برخواهید آمد و این کار تبدیل به سرگرمی جدید شما خواهد شد. حالت دوم شکست خوردن است که نباید باعث ناامیدی شما شود. زیرا تواضع و همدلی کردن را به شما خواهد آموخت.
۶- افرادی که سرمایهی زیاد دارند باید به بیشتر به دیگران کمک کنند
مادر #بیل_گیتس این باور را به تمام اعضای خانواده خود القا کرد.
🔹نکته آموزنده: هرچقدر برای موفقیتهای خودتان تلاش کرده باشید، باید بدانید که در صورت عوض شدن شرایط هرگز نمیتوانستید به نقطهای که امروز در آن قرار دارید، برسید. شما شانس پیروزی و موفقیت داشتهاید و حالا واجب است که برای بهتر کردن دنیا تلاش کنید.
با توجه کردن به موارد پراهمیت در زندگی و کمک کردن به دیگران، میتوانیم هم در زندگی و هم در کسبوکار خودمان به موفقیت برسیم. روحیه کارآفرینی در سنین پایین شکل میگیرد و معمولا با تربیت درست شروع میشود. شاید نتوانید فرزندان خود را تبدیل به ثروتمندترین افراد جهان کنید؛ اما با فداکاری و نصیحتهای عاقلانه میتوانید آنها را تبدیل به کارآفرینان موفق کنید. جامجم آنلاین
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Telegram
🖌مقاله،ویدیو آموزشی
مجموعهای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me
تماس با ما :
@mh1342
تماس با ما :
@mh1342
🔹معرفی دانشگاههایی که بیشترین پروژه بینالمللی را داشتند
—------------------—
دانشگاه های تهران، صنعتی شریف، صنعتی اصفهان، تبریز، علم و صنعت، تبریت مدرس و اصفهان هفت دانشگاهی هستند که به ترتیب در سال گذشته بیشترین #پروژه مشترک بین المللی را داشتند.
به گزارش مهر، ارتقای جایگاه بین المللی #دانشگاههای معتبر در جهان در گرو تعامل بیشتر آنها با دیگر دانشگاههای معتبر و تبادل علمی با آنهاست. برهمین اساس وزارت علوم یکی از برنامهها و اولویتهای خود را بینالمللیسازی دانشگاهها قرار داده است که تعداد پروژه های تحقیقاتی مشترک بین استادان دانشگاههای داخل و استادان دانشگاههای خارج از کشور ۲۳۵پروژه مشترک جاری بوده است.
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔹معرفی دانشگاههایی که بیشترین پروژه بینالمللی را داشتند
—------------------—
دانشگاه های تهران، صنعتی شریف، صنعتی اصفهان، تبریز، علم و صنعت، تبریت مدرس و اصفهان هفت دانشگاهی هستند که به ترتیب در سال گذشته بیشترین #پروژه مشترک بین المللی را داشتند.
به گزارش مهر، ارتقای جایگاه بین المللی #دانشگاههای معتبر در جهان در گرو تعامل بیشتر آنها با دیگر دانشگاههای معتبر و تبادل علمی با آنهاست. برهمین اساس وزارت علوم یکی از برنامهها و اولویتهای خود را بینالمللیسازی دانشگاهها قرار داده است که تعداد پروژه های تحقیقاتی مشترک بین استادان دانشگاههای داخل و استادان دانشگاههای خارج از کشور ۲۳۵پروژه مشترک جاری بوده است.
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔹تلاش خاموش براي بيثباتي در آموزشوپرورش
—----------------------
صندلي #آموزشوپرورش در ايران صندلي لرزاني است. درواقع، تمامي وزراي آموزشوپرورش در ايران همواره زير تيغ استيضاح بودهاند و اين مسئله باعث شده آموزشوپرورش روزهاي بيثباتي را در سالهاي پس از انقلاب تجربه کند. در دولت يازدهم نيز اين وزارتخانه، روزهاي متفاوتي را تجربه کرده و حالا که مجلس به فخرالدين دانشآشتياني رأي اعتماد داد و او کمکم در حال تقويت پايگاه اجتماعي خود در ميان فرهنگيان است، از مجلس شوراي اسلامي خبر ميرسد گروهي از نمايندگان بهدنبال اجراي طرح استيضاح او هستند.
وزارت آموزشوپرورش درواقع و در مقطع کنوني با دو دسته از مشکلات دستوپنجه نرم ميکند؛ دسته اول، مشکلاتي است که در دهههاي اخير در آموزشوپرورش ماندگار و به مسائل ريشهاي اين وزارتخانه بزرگ تبديل شده و بخش زيادي از آن ناشي از مديريت ناقصي است که در دولتهاي محمود احمدينژاد رخ داد.
اما دسته دوم از مشکلات، مربوط به مسائلي است که در مدت سه سال مديريت علياصغر فاني در دولت يازدهم رفع نشد و حلنشده باقي ماند. برهميناساس ميتوان گفت فخرالدين احمديدانشآشتياني در صورت کسب رأي اعتماد از مجلس شوراي اسلامي، کار بسيار سختي در آموزشوپرورش دارد. با اين همه، سرعتعمل دانشآشتياني در پرداخت مطالبات فرهنگيان در اين چهار ماه و رويکرد تمرکززدايانه او باعث شده کمکم پايگاه اجتماعياش در ميان فرهنگيان تقويت شود. بااينحال، فاطمه سعيدي با اشاره به تلاش برخي نمايندگان براي استيضاح وزير آموزشوپرورش گفت: يکي از دلايل طراحان استيضاح آقاي دکتر دانشآشتياني، فساد در بانک سرمايه و صندوق ذخيره فرهنگيان است اما ميخواهند وزيري را استيضاح کنند که هيچ نقشي در تسهيلات عجيبوغريب بانک سرمايه در سالهاي قبل نداشته و در صندوق ذخيره فرهنگيان نيز از روزي که بر سر کار آمده، بيشترين همکاري را براي ريشهکنکردن فساد داشته است. مسئله ديگري که همکاران ما در مجلس بهعنوان علت استيضاح مطرح ميکنند، عدم پرداخت مطالبات #بازنشستگان و #فرهنگيان است. عجيب اينجاست که وزارت آموزشوپرورش در همين ماههاي گذشته، پاداش پايان خدمت بازنشستگان سال ٩٤ را بهطور کامل پرداخته و دراينمدت بيش از سه هزار و صد ميليارد تومان نقدي و هزار و ٤٠٠ ميليارد تومان در قالب اوراق بهعنوان تمام يا بخشي از #مطالبات اقشار مختلف فرهنگي اعم از حقالتدريس شاغلان، حقالتدريس آزاد، #حقوق سربازمعلمان، نيروهاي قراردادکار معين، بدهي به بانکها و بيمهها و... پرداخت شده است.
او با بيان اينکه استيضاح وزير آموزشوپرورش هيچ مبناي منطقي ندارد، تصريح کرد: آقاي دانشآشتياني فقط سه ماه است که از مجلس رأي اعتماد گرفته و ظاهرا برخي توقع معجزه سهماهه دارند.
دانشآشتياني و مشکلات ساختاري
همچنین اين اتفاق در شرايطي است که دانشآشتياني بهواسطه حجم بالاي مشکلات ساختاري در آموزشوپرورش، با ميراث مهمي از دوران سابق آموزشوپرورش مواجه است. تاريخيترين معضل در آموزشوپرورش بدون شک، مسئله معيشت فرهنگيان است. وزارت آموزشوپرورش در دوره علياصغر فانی يا نخواست يا توانش را نداشت که دولت و حاکميت را براي بهبود اين روند قانع کند تا مصوبات و اعتباراتي براي بهبود وضعيت درآمدي فرهنگيان به تصويب برساند. علاوهبراين، چالش عدم توزيع نيروي انساني و چالشهاي استخدامي معلمان درواقع مشکلي بود که به دوران وزارتي فاني سرايت کرد. همچنين اجراي ناقص طرح تغيير نظام آموزشي در دولت دوم محمود احمدينژاد و اجراي سالانه و پلهبهپله آن چالش بود که به دوران وزارت فاني رسيد و بينظمي کمسابقهاي را بر اين وزارتخانه تحميل کرد.
اين سه ميراث بسيار مهم در کنار کسري بودجه شکننده و بالاي آموزشوپرورش که از سالهاي قبل به شکل سالبهسال به آموزشوپرورش تزريق شد، باعث شده آموزشوپرورش باز درگير مشکلات ريشهاي و زيرساختي شود که حل آنها نياز به مديريت کلان و بسيار حسابشدهاي داشت. فاني اگرچه ميراثدار اين چالشها بود اما تيم مديريتي او نتوانست بهطور روشن، نسخهاي براي حل آنها ارائه کند؛ اتفاقي که در وزارت بهداشت هم رخ داد و تيم مديريتي اين وزارتخانه با برنامههايي کلان، مشکلاتي را در نظام بهداشت و درمان کشور حل کردند که قدمت زيادي داشت. درواقع، علياصغر فاني به دليل چيدمان خاصي که در معاونتهاي خود داشت، هيچوقت اين شانس را پيدا نکرد که معاونانش دست به کارهايي بزنند که مشکلات ريشهاي را حل کنند. حالا اين چالشهاي حلنشده براي دانشآشتياني مواجهه آساني نيست و بايد ديد او براي حل اين مشکلات چه نسخهاي دارد، اگر شرايط باثباتي از سوي نمايندگان مجلس براي او رقم بخورد. وقایع اتفاقیه
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—----------------------
صندلي #آموزشوپرورش در ايران صندلي لرزاني است. درواقع، تمامي وزراي آموزشوپرورش در ايران همواره زير تيغ استيضاح بودهاند و اين مسئله باعث شده آموزشوپرورش روزهاي بيثباتي را در سالهاي پس از انقلاب تجربه کند. در دولت يازدهم نيز اين وزارتخانه، روزهاي متفاوتي را تجربه کرده و حالا که مجلس به فخرالدين دانشآشتياني رأي اعتماد داد و او کمکم در حال تقويت پايگاه اجتماعي خود در ميان فرهنگيان است، از مجلس شوراي اسلامي خبر ميرسد گروهي از نمايندگان بهدنبال اجراي طرح استيضاح او هستند.
وزارت آموزشوپرورش درواقع و در مقطع کنوني با دو دسته از مشکلات دستوپنجه نرم ميکند؛ دسته اول، مشکلاتي است که در دهههاي اخير در آموزشوپرورش ماندگار و به مسائل ريشهاي اين وزارتخانه بزرگ تبديل شده و بخش زيادي از آن ناشي از مديريت ناقصي است که در دولتهاي محمود احمدينژاد رخ داد.
اما دسته دوم از مشکلات، مربوط به مسائلي است که در مدت سه سال مديريت علياصغر فاني در دولت يازدهم رفع نشد و حلنشده باقي ماند. برهميناساس ميتوان گفت فخرالدين احمديدانشآشتياني در صورت کسب رأي اعتماد از مجلس شوراي اسلامي، کار بسيار سختي در آموزشوپرورش دارد. با اين همه، سرعتعمل دانشآشتياني در پرداخت مطالبات فرهنگيان در اين چهار ماه و رويکرد تمرکززدايانه او باعث شده کمکم پايگاه اجتماعياش در ميان فرهنگيان تقويت شود. بااينحال، فاطمه سعيدي با اشاره به تلاش برخي نمايندگان براي استيضاح وزير آموزشوپرورش گفت: يکي از دلايل طراحان استيضاح آقاي دکتر دانشآشتياني، فساد در بانک سرمايه و صندوق ذخيره فرهنگيان است اما ميخواهند وزيري را استيضاح کنند که هيچ نقشي در تسهيلات عجيبوغريب بانک سرمايه در سالهاي قبل نداشته و در صندوق ذخيره فرهنگيان نيز از روزي که بر سر کار آمده، بيشترين همکاري را براي ريشهکنکردن فساد داشته است. مسئله ديگري که همکاران ما در مجلس بهعنوان علت استيضاح مطرح ميکنند، عدم پرداخت مطالبات #بازنشستگان و #فرهنگيان است. عجيب اينجاست که وزارت آموزشوپرورش در همين ماههاي گذشته، پاداش پايان خدمت بازنشستگان سال ٩٤ را بهطور کامل پرداخته و دراينمدت بيش از سه هزار و صد ميليارد تومان نقدي و هزار و ٤٠٠ ميليارد تومان در قالب اوراق بهعنوان تمام يا بخشي از #مطالبات اقشار مختلف فرهنگي اعم از حقالتدريس شاغلان، حقالتدريس آزاد، #حقوق سربازمعلمان، نيروهاي قراردادکار معين، بدهي به بانکها و بيمهها و... پرداخت شده است.
او با بيان اينکه استيضاح وزير آموزشوپرورش هيچ مبناي منطقي ندارد، تصريح کرد: آقاي دانشآشتياني فقط سه ماه است که از مجلس رأي اعتماد گرفته و ظاهرا برخي توقع معجزه سهماهه دارند.
دانشآشتياني و مشکلات ساختاري
همچنین اين اتفاق در شرايطي است که دانشآشتياني بهواسطه حجم بالاي مشکلات ساختاري در آموزشوپرورش، با ميراث مهمي از دوران سابق آموزشوپرورش مواجه است. تاريخيترين معضل در آموزشوپرورش بدون شک، مسئله معيشت فرهنگيان است. وزارت آموزشوپرورش در دوره علياصغر فانی يا نخواست يا توانش را نداشت که دولت و حاکميت را براي بهبود اين روند قانع کند تا مصوبات و اعتباراتي براي بهبود وضعيت درآمدي فرهنگيان به تصويب برساند. علاوهبراين، چالش عدم توزيع نيروي انساني و چالشهاي استخدامي معلمان درواقع مشکلي بود که به دوران وزارتي فاني سرايت کرد. همچنين اجراي ناقص طرح تغيير نظام آموزشي در دولت دوم محمود احمدينژاد و اجراي سالانه و پلهبهپله آن چالش بود که به دوران وزارت فاني رسيد و بينظمي کمسابقهاي را بر اين وزارتخانه تحميل کرد.
اين سه ميراث بسيار مهم در کنار کسري بودجه شکننده و بالاي آموزشوپرورش که از سالهاي قبل به شکل سالبهسال به آموزشوپرورش تزريق شد، باعث شده آموزشوپرورش باز درگير مشکلات ريشهاي و زيرساختي شود که حل آنها نياز به مديريت کلان و بسيار حسابشدهاي داشت. فاني اگرچه ميراثدار اين چالشها بود اما تيم مديريتي او نتوانست بهطور روشن، نسخهاي براي حل آنها ارائه کند؛ اتفاقي که در وزارت بهداشت هم رخ داد و تيم مديريتي اين وزارتخانه با برنامههايي کلان، مشکلاتي را در نظام بهداشت و درمان کشور حل کردند که قدمت زيادي داشت. درواقع، علياصغر فاني به دليل چيدمان خاصي که در معاونتهاي خود داشت، هيچوقت اين شانس را پيدا نکرد که معاونانش دست به کارهايي بزنند که مشکلات ريشهاي را حل کنند. حالا اين چالشهاي حلنشده براي دانشآشتياني مواجهه آساني نيست و بايد ديد او براي حل اين مشکلات چه نسخهاي دارد، اگر شرايط باثباتي از سوي نمايندگان مجلس براي او رقم بخورد. وقایع اتفاقیه
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⬅️ آلزایمر ملی، سرمایه ی ملی را بر باد داده است!
—---------------------—
آلزایمر، حافظۀ کوتاهمدت بیمار را نابود میکند، اما به بخشی از خاطرات او از سالهای دور، دست نمیزند.
اگر از او بپرسی که امروز ناهار چه خوردهای، نام غذایی را به زبان میآورد که سی یا چهل سال پیش در یک ظهر دلانگیز خورده است. او در حافظۀ درازمدتش زندگی میکند.
مادر من در ماههای پایان عمرش اینگونه بود. اگر از او میپرسیدیم که حالت چطور است، میگفت: چرا رحیم (نام یکی از برادرهایش که سی و پنج سال پیش بر اثر تصادف درگذشته بود) برای من از مشهد سوغات نیاورده است؟
مردم ایران دقیقا به چنین بیماری خطرناکی مبتلا هستند. در گذشتههای بسیار دور زندگی میکنند و آگاهیهای آنان از قرن حاضر، نزدیک به صفر است. بسیاری از مردم به تقریب میدانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهیان پس از سلجوقیان، اما من دانشجویانی را دیدهام که نمیدانستند نهضت ملی نفت در زمان رضا شاه بود یا پسرش.
ایرانیان، قطعههایی از تاریخ را هزار بار شنیدهاند و میدانند، اما تمایلی به شنیدن مهمترین بخشهای تاریخ معاصرشان ندارند. نام تمام جنگهای صدر اسلام و مسیر کاروان عاشورا و نام بسیاری از خلفای عباسی و اموی را میدانند ولی اگر از آنان بپرسند که استبداد صغیر مربوط به چه دورهای است و چرا آن را «صغیر» مینامند، مات و مبهوت به پرسشگر نگاه میکنند.
آیا در صد و بیست سال گذشته، یک ایرانی را میتوانید پیدا کنید که یک بار برای میرزا یوسف خان مستشار الدوله اشک ریخته باشد؟ نه! چرا؟ چون ایرانی نمیداند او کیست. او کسی بود که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه»، میخواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند و به همین جرم سالها در سیاهچال قجری، کتک خورد.
شکنجهگر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت. از این روضههای جانسوز در تاریخ ما کم نیست.
کسی میداند محمدعلی شاه، روزنامهنگارانی همچون صوراسرافیل و ملک المتکلمین را چرا و چگونه کشت؟
آن دو را همراه قاضی ارداقی، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه، شکنجه کردند که وقتی مُردند، شکنجهگران خوشحال شدند؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند.
به گمان من عاشورای تاریخ معاصر ایران، دوم تیر است؛ روزی که بهترین فرزندان این سرزمین زیر سختترین شکنجهها، کلمۀ مشروطه و عدالتخانه و آزادی را فریاد کشیدند. آن روز محمدعلی شاه فرو ریخت. باورش نمیشد که چند جوان فوکلی این همه بر سر مرام و عقیدۀ خود پایداری کنند.
ایرانیان از شیخ فضل الله نوری بیش از این نمیدانند که نام یکی از بزرگراههای تهران است، و از جنس اختلافات او با روشنفکران و آخوند خراسانی (رهبر معنوی مشروطه) در بیخبری محض به سر میبرند.
ایرانی نمیتواند دربارۀ رژیم پهلوی که آن را برانداخت، بر پایۀ منابع و آگاهیهای مستند، چند دقیقه سخن بگوید؛ اما از حرمسرای یزید و حیلههای معاویه بیخبر نیست.
چند ایرانی را میشناسید که نام تیمورتاش و علیاکبر داور را شنیده باشد؟ و چند ایرانی را میشناسید که نام مختار ثقفی را نشنیده باشد؟ کسی که نمیداند علیاکبر داور کیست، نخواهد دانست که دادرسی در ایران چه مسیری را طی کرده است و ما در کجا توقف کردیم. کسی که زندگی تیمورتاش را نداند، از کجا بداند که رضاشاه چگونه پادشاهی بود؟ کسی که دربارۀ حکمرانان کشورش در دورۀ معاصر، اطلاعات درخوری نداشته باشد، چه درکی از «تحول» و «تغییر» دارد؟
در یکی از قبرستانهای قم، مقبرهای است که در آن مردی عامی ولی صاحب کرامات دفن است. میگویند او بدون آنکه سواد خواندن و نوشتن داشته باشد، آیات قرآن را در هر متنی که میدید، میشناخت. اگر آیهای را در میان خطبهای از نهج البلاغه جاسازی میکردند، از آن خطبه فقط همان آیه را میتوانست بخواند. بر مزار او مقبرهای ساختهاند و مردم نیز گروهگروه به زیارت او میروند.
قبر حسن رشدیه، بنیانگذار مدارس جدید در ایران نیز در همان قبرستان است.
ایام نوروز امسال برای زیارت قبر او به آنجا رفتم؛ ولی قبرش را نیافتم. هیچ کس هم نام او و نشانی قبرش را نمیدانست.
اگر آشنایی با تاریخ دور، سرمایۀ علمی است، آگاهی از تاریخ نزدیک، سرمایۀ ملی است.
آلزایمر ملی، این سرمایۀ ملی را بر باد داده است. رسانهها بهویژه صداوسیما سهم بسیاری در گسترش این بیماری خطرناک داشته اند.
شفیعی کدکنی - برگرفته از کانال [شهر آشنایی - ناصر آملی]
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------—
آلزایمر، حافظۀ کوتاهمدت بیمار را نابود میکند، اما به بخشی از خاطرات او از سالهای دور، دست نمیزند.
اگر از او بپرسی که امروز ناهار چه خوردهای، نام غذایی را به زبان میآورد که سی یا چهل سال پیش در یک ظهر دلانگیز خورده است. او در حافظۀ درازمدتش زندگی میکند.
مادر من در ماههای پایان عمرش اینگونه بود. اگر از او میپرسیدیم که حالت چطور است، میگفت: چرا رحیم (نام یکی از برادرهایش که سی و پنج سال پیش بر اثر تصادف درگذشته بود) برای من از مشهد سوغات نیاورده است؟
مردم ایران دقیقا به چنین بیماری خطرناکی مبتلا هستند. در گذشتههای بسیار دور زندگی میکنند و آگاهیهای آنان از قرن حاضر، نزدیک به صفر است. بسیاری از مردم به تقریب میدانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهیان پس از سلجوقیان، اما من دانشجویانی را دیدهام که نمیدانستند نهضت ملی نفت در زمان رضا شاه بود یا پسرش.
ایرانیان، قطعههایی از تاریخ را هزار بار شنیدهاند و میدانند، اما تمایلی به شنیدن مهمترین بخشهای تاریخ معاصرشان ندارند. نام تمام جنگهای صدر اسلام و مسیر کاروان عاشورا و نام بسیاری از خلفای عباسی و اموی را میدانند ولی اگر از آنان بپرسند که استبداد صغیر مربوط به چه دورهای است و چرا آن را «صغیر» مینامند، مات و مبهوت به پرسشگر نگاه میکنند.
آیا در صد و بیست سال گذشته، یک ایرانی را میتوانید پیدا کنید که یک بار برای میرزا یوسف خان مستشار الدوله اشک ریخته باشد؟ نه! چرا؟ چون ایرانی نمیداند او کیست. او کسی بود که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه»، میخواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند و به همین جرم سالها در سیاهچال قجری، کتک خورد.
شکنجهگر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت. از این روضههای جانسوز در تاریخ ما کم نیست.
کسی میداند محمدعلی شاه، روزنامهنگارانی همچون صوراسرافیل و ملک المتکلمین را چرا و چگونه کشت؟
آن دو را همراه قاضی ارداقی، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه، شکنجه کردند که وقتی مُردند، شکنجهگران خوشحال شدند؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند.
به گمان من عاشورای تاریخ معاصر ایران، دوم تیر است؛ روزی که بهترین فرزندان این سرزمین زیر سختترین شکنجهها، کلمۀ مشروطه و عدالتخانه و آزادی را فریاد کشیدند. آن روز محمدعلی شاه فرو ریخت. باورش نمیشد که چند جوان فوکلی این همه بر سر مرام و عقیدۀ خود پایداری کنند.
ایرانیان از شیخ فضل الله نوری بیش از این نمیدانند که نام یکی از بزرگراههای تهران است، و از جنس اختلافات او با روشنفکران و آخوند خراسانی (رهبر معنوی مشروطه) در بیخبری محض به سر میبرند.
ایرانی نمیتواند دربارۀ رژیم پهلوی که آن را برانداخت، بر پایۀ منابع و آگاهیهای مستند، چند دقیقه سخن بگوید؛ اما از حرمسرای یزید و حیلههای معاویه بیخبر نیست.
چند ایرانی را میشناسید که نام تیمورتاش و علیاکبر داور را شنیده باشد؟ و چند ایرانی را میشناسید که نام مختار ثقفی را نشنیده باشد؟ کسی که نمیداند علیاکبر داور کیست، نخواهد دانست که دادرسی در ایران چه مسیری را طی کرده است و ما در کجا توقف کردیم. کسی که زندگی تیمورتاش را نداند، از کجا بداند که رضاشاه چگونه پادشاهی بود؟ کسی که دربارۀ حکمرانان کشورش در دورۀ معاصر، اطلاعات درخوری نداشته باشد، چه درکی از «تحول» و «تغییر» دارد؟
در یکی از قبرستانهای قم، مقبرهای است که در آن مردی عامی ولی صاحب کرامات دفن است. میگویند او بدون آنکه سواد خواندن و نوشتن داشته باشد، آیات قرآن را در هر متنی که میدید، میشناخت. اگر آیهای را در میان خطبهای از نهج البلاغه جاسازی میکردند، از آن خطبه فقط همان آیه را میتوانست بخواند. بر مزار او مقبرهای ساختهاند و مردم نیز گروهگروه به زیارت او میروند.
قبر حسن رشدیه، بنیانگذار مدارس جدید در ایران نیز در همان قبرستان است.
ایام نوروز امسال برای زیارت قبر او به آنجا رفتم؛ ولی قبرش را نیافتم. هیچ کس هم نام او و نشانی قبرش را نمیدانست.
اگر آشنایی با تاریخ دور، سرمایۀ علمی است، آگاهی از تاریخ نزدیک، سرمایۀ ملی است.
آلزایمر ملی، این سرمایۀ ملی را بر باد داده است. رسانهها بهویژه صداوسیما سهم بسیاری در گسترش این بیماری خطرناک داشته اند.
شفیعی کدکنی - برگرفته از کانال [شهر آشنایی - ناصر آملی]
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🖥حضور شبکههاي اجتماعي به حل بحرانها کمک ميکند يا به تشديد آنها؟
—------------------------
هيچ خبري پنهان نميماند
صدف فاطمی: حکايت #شبکههاي_اجتماعي و اخباري که هر روز بين کاربران آنها دست به دست ميچرخد، حالا قصه تازهاي است که در سراسر دنيا پيامدهاي گوناگوني به همراه دارد. نتيجه آخرين آمار و اطلاعات به دست آمده نشان ميدهد که امروزه در سراسر دنيا ميلياردها نفر، هر روز از رسانههاي اجتماعي استفاده ميکنند و اين عدد نهتنها در مقايسه با سالهاي قبل عدد بزرگتري دارد بلکه هر روز رشد چشمگيرتري نسبت به روزهاي قبل دارد. نتيجه پيشبينيها نشان ميدهد که تا سال 2018، چيزي
حدود دو میلیارد و 44 ميليون نفر در سراسر دنيا در رسانههاي اجتماعي فعاليت خواهند کرد و اين عدد در سال 2010، تنها 970 هزار نفر بوده است. آنطور که هافينگتُنپست مينويسد، رشد بيرويه حضور مردم در رسانههاي اجتماعي در دنياي امروز، باعث شده مردم در موضوعات مختلف دنيا مشارکت داشته باشند و اين شبکهها حالا ديگر فقط وسايلي به منظور بهبود برقراري ارتباط با ديگران نيستند. سرعت فوقالعاده خبررساني و مشارکت مردم در انتشار خبرهاي روز دنيا، کار را به جايي رسانده که حالا ديگر هيچ خبري، جايي پنهان نميماند. هرچند منتقداني هم هستند که ميگويند رسانههاي اجتماعي، نقطهقوتي براي انتشار هر چه بيشتر اخبار جعلي و دروغين شدهاند اما به اعتقاد کارشناسان و جامعهشناسان، اگر کاربران با هوشياري بيشتري عمل کنند و هر خبري که به دستشان ميرسد را نشر ندهند، با استفاده از رسانههاي اجتماعي ميتوان دنيا را تغيير داد.
بانکهاي اطلاعاتي براي همه
ريچارد الدريج، مدير رسانههاي اجتماعي يک شرکت سرمايهگذاري در بريتانيا ميگويد: «رسانههاي اجتماعي، اين روزها به بانکهاي اطلاعاتي براي همه مردم دنيا تبديل شدهاند. پيشازاين، کاربران ما براي سرمايهگذاري بايد به صورت فردي اقدام ميکردند و ما بهدليل محدودبودن فضاي سايت، به ناچار تنها اخبار مهم را منتشر ميکرديم. حالا بهواسطه شبکههاي اجتماعي، تمام مردم دنيا که به موضوع سرمايهگذاري علاقهمند هستند، ميتوانند در جريان تازهترين اخبار قرار بگيرند. اين اتفاق نهتنها براي شرکت سرمايهگذاري ما بلکه در تمام زمينههاي ديگر هم به وجود آمده است.»
بهبود سلامت و بهداشت عمومي
چه چيزي بهتر از کمپينهاي بهداشت و سلامت عمومي که بهطور مرتب در رسانههاي اجتماعي راهاندازي ميشود و مردم را با هم همراه ميکند، ميتوانست باري از دوش مشکلات بهداشت عمومي بردارد؟ علاوه بر اين، رسانههاي اجتماعي به سازمانهاي رسمي و کارشناسان بهداشت کمک ميکند که اطلاعات مهم از جمله شيوع يک بيماري خاص را به سريعترين شيوه ممکن خبرساني کنند.
جامعه و مديريت شفاف
در حالي که سياستمداران و مقامات دولتي پيشازاين براي تعامل با شهروندان، ناچار به برگزاري نشستهاي مختلف در شهرها يا کشورهاي گوناگون بودند، حالا با استفاده از شبکههاي اجتماعي، مردم ميتوانند بهطور مستقيم از طرحهاي دولتي مطلع شوند. رسانههاي اجتماعي با حضور پُررنگشان به مردم کمک ميکنند که از طرحها، ايدهها و ابتکارات جديد جامعه خبردار شوند و آنطرف دولتمردان هم ناچارند تا حد ممکن مديريت شفافتري داشته باشند.
عکسالعمل در برابر بحرانها
نمونه بحرانهايي که در سال گذشته در کشورهاي مختلف دنيا پيش آمده، آنقدر زياد است که به سختي ميتوان آنها را روي کاغذ نوشت و مرتب کرد. نقطه قوتي که سال گذشته در مقايسه با قبل شاهد آن بوديم، اين است که با کمک رسانههاي اجتماعي، مردم در کمترين زمان ممکن ميتوانستند اخبار بحراني را به گوش دنيا برسانند. اين موضوع باعث ميشد که تلاش براي کمکهاي بشردوستانه در مقايسه با قبل بهتر و بيشتر شود و شکاف پاسخ به بحران در سراسر جهان عمق کمتري داشته باشد.
مقابله با چالشهاي جهان؛ از نقض حقوق بشر تا تغييرات آب و هوا
بهار عربي، شايد يکي از بهترين نمونههاي شناختهشدهاي است که رسانههاي اجتماعي چگونه ميتوانند دنيا را تغيير دهند. رسانههاي اجتماعي، امروزه بهترين بستر براي گردهمآوري فعالان حوزههاي مختلف است. مردم حالا در هر جاي دنيا که باشند، ميتوانند با چالشهاي جهان مقابله کنند و با شرکت در کمپينهاي مختلف، حمايت خود را نشان دهند؛ نمونهاش داستان پرسر و صداي لئوناردو ديکاپريو، بازيگر هاليوودي و برنده اسکار سال 2016. او در مقابل بحران درياچه اروميه، تصويري از کشتي به گِل نشسته در بخش خشکشده درياچه اروميه را در صفحه اينستاگرام خود منتشرکرد و بعد از آن پیوستن به کمپين «من درياچه اروميه هستم» را از طریق توئیتر خود خبر داد. وقایع اتفاقیه
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🖥حضور شبکههاي اجتماعي به حل بحرانها کمک ميکند يا به تشديد آنها؟
—------------------------
هيچ خبري پنهان نميماند
صدف فاطمی: حکايت #شبکههاي_اجتماعي و اخباري که هر روز بين کاربران آنها دست به دست ميچرخد، حالا قصه تازهاي است که در سراسر دنيا پيامدهاي گوناگوني به همراه دارد. نتيجه آخرين آمار و اطلاعات به دست آمده نشان ميدهد که امروزه در سراسر دنيا ميلياردها نفر، هر روز از رسانههاي اجتماعي استفاده ميکنند و اين عدد نهتنها در مقايسه با سالهاي قبل عدد بزرگتري دارد بلکه هر روز رشد چشمگيرتري نسبت به روزهاي قبل دارد. نتيجه پيشبينيها نشان ميدهد که تا سال 2018، چيزي
حدود دو میلیارد و 44 ميليون نفر در سراسر دنيا در رسانههاي اجتماعي فعاليت خواهند کرد و اين عدد در سال 2010، تنها 970 هزار نفر بوده است. آنطور که هافينگتُنپست مينويسد، رشد بيرويه حضور مردم در رسانههاي اجتماعي در دنياي امروز، باعث شده مردم در موضوعات مختلف دنيا مشارکت داشته باشند و اين شبکهها حالا ديگر فقط وسايلي به منظور بهبود برقراري ارتباط با ديگران نيستند. سرعت فوقالعاده خبررساني و مشارکت مردم در انتشار خبرهاي روز دنيا، کار را به جايي رسانده که حالا ديگر هيچ خبري، جايي پنهان نميماند. هرچند منتقداني هم هستند که ميگويند رسانههاي اجتماعي، نقطهقوتي براي انتشار هر چه بيشتر اخبار جعلي و دروغين شدهاند اما به اعتقاد کارشناسان و جامعهشناسان، اگر کاربران با هوشياري بيشتري عمل کنند و هر خبري که به دستشان ميرسد را نشر ندهند، با استفاده از رسانههاي اجتماعي ميتوان دنيا را تغيير داد.
بانکهاي اطلاعاتي براي همه
ريچارد الدريج، مدير رسانههاي اجتماعي يک شرکت سرمايهگذاري در بريتانيا ميگويد: «رسانههاي اجتماعي، اين روزها به بانکهاي اطلاعاتي براي همه مردم دنيا تبديل شدهاند. پيشازاين، کاربران ما براي سرمايهگذاري بايد به صورت فردي اقدام ميکردند و ما بهدليل محدودبودن فضاي سايت، به ناچار تنها اخبار مهم را منتشر ميکرديم. حالا بهواسطه شبکههاي اجتماعي، تمام مردم دنيا که به موضوع سرمايهگذاري علاقهمند هستند، ميتوانند در جريان تازهترين اخبار قرار بگيرند. اين اتفاق نهتنها براي شرکت سرمايهگذاري ما بلکه در تمام زمينههاي ديگر هم به وجود آمده است.»
بهبود سلامت و بهداشت عمومي
چه چيزي بهتر از کمپينهاي بهداشت و سلامت عمومي که بهطور مرتب در رسانههاي اجتماعي راهاندازي ميشود و مردم را با هم همراه ميکند، ميتوانست باري از دوش مشکلات بهداشت عمومي بردارد؟ علاوه بر اين، رسانههاي اجتماعي به سازمانهاي رسمي و کارشناسان بهداشت کمک ميکند که اطلاعات مهم از جمله شيوع يک بيماري خاص را به سريعترين شيوه ممکن خبرساني کنند.
جامعه و مديريت شفاف
در حالي که سياستمداران و مقامات دولتي پيشازاين براي تعامل با شهروندان، ناچار به برگزاري نشستهاي مختلف در شهرها يا کشورهاي گوناگون بودند، حالا با استفاده از شبکههاي اجتماعي، مردم ميتوانند بهطور مستقيم از طرحهاي دولتي مطلع شوند. رسانههاي اجتماعي با حضور پُررنگشان به مردم کمک ميکنند که از طرحها، ايدهها و ابتکارات جديد جامعه خبردار شوند و آنطرف دولتمردان هم ناچارند تا حد ممکن مديريت شفافتري داشته باشند.
عکسالعمل در برابر بحرانها
نمونه بحرانهايي که در سال گذشته در کشورهاي مختلف دنيا پيش آمده، آنقدر زياد است که به سختي ميتوان آنها را روي کاغذ نوشت و مرتب کرد. نقطه قوتي که سال گذشته در مقايسه با قبل شاهد آن بوديم، اين است که با کمک رسانههاي اجتماعي، مردم در کمترين زمان ممکن ميتوانستند اخبار بحراني را به گوش دنيا برسانند. اين موضوع باعث ميشد که تلاش براي کمکهاي بشردوستانه در مقايسه با قبل بهتر و بيشتر شود و شکاف پاسخ به بحران در سراسر جهان عمق کمتري داشته باشد.
مقابله با چالشهاي جهان؛ از نقض حقوق بشر تا تغييرات آب و هوا
بهار عربي، شايد يکي از بهترين نمونههاي شناختهشدهاي است که رسانههاي اجتماعي چگونه ميتوانند دنيا را تغيير دهند. رسانههاي اجتماعي، امروزه بهترين بستر براي گردهمآوري فعالان حوزههاي مختلف است. مردم حالا در هر جاي دنيا که باشند، ميتوانند با چالشهاي جهان مقابله کنند و با شرکت در کمپينهاي مختلف، حمايت خود را نشان دهند؛ نمونهاش داستان پرسر و صداي لئوناردو ديکاپريو، بازيگر هاليوودي و برنده اسکار سال 2016. او در مقابل بحران درياچه اروميه، تصويري از کشتي به گِل نشسته در بخش خشکشده درياچه اروميه را در صفحه اينستاگرام خود منتشرکرد و بعد از آن پیوستن به کمپين «من درياچه اروميه هستم» را از طریق توئیتر خود خبر داد. وقایع اتفاقیه
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#حکایتها-5 📝
کسی از فقیهی پرسید : وقتی برای غسل به رودخانه می روم ، کدام طرف رودخانه بهتر است بایستم ؟ گفت : آن طرف که لباس گذاشتی تا دزد نبرد .
@eduarticle کانال مقاله ها
کسی از فقیهی پرسید : وقتی برای غسل به رودخانه می روم ، کدام طرف رودخانه بهتر است بایستم ؟ گفت : آن طرف که لباس گذاشتی تا دزد نبرد .
@eduarticle کانال مقاله ها
🌻🌻 *زندگی بهتر*(دکتر هلاکویی):🌼🌼
_______________
✍من برای فرزندم از این کارتهای آموزش لغات فارسی و انگلیسی نمیخرم. از دو سالگی مغزش را با یک مشت فکر مزخرف مثل “یاد نگرفتن لغات فلان مبحث” درگیر نمیکنم. فرزندم را میبرم پارک. میگذارم آزادانه بدود. حتی گاهی زمین بخورد. میگذارم فرزندم با بچههای همسن خودش گرگم به هوا بازی کند. میگذارم بهترین تفریحش وقتهایی که میرویم پیک نیک گل بازی باشد نه پز دادن سطح زبان انگلیسی به دختر عموهایش. من برای فرزندم خمیر بازی میخرم. خاله بازی میکنم با او. بعضی وقتها میگذارم دکتر بشود و با چوب بستنیاش معاینهام کند. اما به خاطر چشم و همچشمي او را به كلاس زبان انگليسي و فرانسه، باله و ژيميناستيك نميبرم.
فرزندم که بزرگ تر بشود میگذارمش کلاس نقاشی. کلاس موسیقی. کلاس رقص حتی. فرزندم را برای ۱۵ گرفتن در دیکتهای که کلا هشت تا کلمه است دعوا نمیکنم. بخاطر ننوشتن مشقهایش سرش داد نمیزنم و هیچ وقت خریدن عروسک را جایزه بیست گرفتنش قرار نمیدهم. با معلمی که بخواهد درس نخواندن فرزندم را مایه خجالت بداند برخورد میکنم. و مدام به خاطر اینکه توانسته “جان مریم” را با انگشتان کوچکش به قشنگی بنوازد گونهاش را میبوسم.
من میگذارم فرزندم توی خانه کنار من شیرینی درست کند. دست زدن به چرخ خیاطیام را برایش ممنوع نمیکنم.عکس گرفتن با دوربین خودم را ممنوع نمیکنم. همیشه لباسهای رنگی میدوزم برایش و بهش یاد آوری میکنم که رسالت بزرگی در شاد کردن دل مردم دارد. من فرزندم را برای انتخاب رشته دبیرستانش پیش مشاور نمیبرم. بهش زمان کنکور را یادآوری نمیکنم. تعداد تستهایش را نمیشمارم و میگذارم آن راهی را برود که از ته ته ته دلش دوست دارد.
برای فرزندم و دوستهایش مهمانیهای کوچک خودمانی میگیرم. با دوستهایش دوست میشوم. رفت و آمد با قشر خاصی از افراد یا جنس خاصی از آدمها را قدغن نمیکنم. به او انقدر محبت ميكنم و به او احترام ميگذارم تا در رابطه با جنس مخالف خودش بتواند تصمیم درست را بگیرد. حتی شاید اسم دخترم را بگذارم گلنار که اگر کسی عاشقش شد و خواست شعری برایش بگوید ریتم آهنگین تری توی شعرش بیاید. هر کدام از لوازم آرایشم را که بخواهد بهش میدهم و میگذارم خودش به این نتیجه برسد که با چه ظاهری قشنگ تر است.
من میدانم که فرزندم شاید نابغه بزرگی نشود. شاید دانشجوی نمونهای نباشد. شاید حتی دانش آموز درس خوانی هم نباشد اما بی شک انسان بزرگی خواهد شد. فرزندم کسی میشود که قدر رنگها را میداند. ارزش بوها را میداند. و تک تک ثانیههایی که چیزهای ریز زندگی را میبیند از خودش، وجودش، تک تک سلولهای بدنش، از من و پدرش، از مردم کشورش و از خدای خودش راضی است. فرزندم کسی میشود که دیدنش حس خوبی به بقیه میدهد. فرزندم کارهای بزرگی برای آدمها میکند. و از همه مهم تر یادش نمیرود که با لبخند کوچکش روز آدمهای غمزده عصبی از همه جا نا امید از همه شاکی را عوض کند. من به جای همه درسهایی که خواندهام، به جای همه تستهایی که زدهام، به جای همه مقالههایی که نوشتهام، فقط برای تربیت کردن همچین فرزندی خودم را تحسین میکنم
صمیمانه تقدیم به تمام پدران و مادران این مرزو بوم....
_______________
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
_______________
✍من برای فرزندم از این کارتهای آموزش لغات فارسی و انگلیسی نمیخرم. از دو سالگی مغزش را با یک مشت فکر مزخرف مثل “یاد نگرفتن لغات فلان مبحث” درگیر نمیکنم. فرزندم را میبرم پارک. میگذارم آزادانه بدود. حتی گاهی زمین بخورد. میگذارم فرزندم با بچههای همسن خودش گرگم به هوا بازی کند. میگذارم بهترین تفریحش وقتهایی که میرویم پیک نیک گل بازی باشد نه پز دادن سطح زبان انگلیسی به دختر عموهایش. من برای فرزندم خمیر بازی میخرم. خاله بازی میکنم با او. بعضی وقتها میگذارم دکتر بشود و با چوب بستنیاش معاینهام کند. اما به خاطر چشم و همچشمي او را به كلاس زبان انگليسي و فرانسه، باله و ژيميناستيك نميبرم.
فرزندم که بزرگ تر بشود میگذارمش کلاس نقاشی. کلاس موسیقی. کلاس رقص حتی. فرزندم را برای ۱۵ گرفتن در دیکتهای که کلا هشت تا کلمه است دعوا نمیکنم. بخاطر ننوشتن مشقهایش سرش داد نمیزنم و هیچ وقت خریدن عروسک را جایزه بیست گرفتنش قرار نمیدهم. با معلمی که بخواهد درس نخواندن فرزندم را مایه خجالت بداند برخورد میکنم. و مدام به خاطر اینکه توانسته “جان مریم” را با انگشتان کوچکش به قشنگی بنوازد گونهاش را میبوسم.
من میگذارم فرزندم توی خانه کنار من شیرینی درست کند. دست زدن به چرخ خیاطیام را برایش ممنوع نمیکنم.عکس گرفتن با دوربین خودم را ممنوع نمیکنم. همیشه لباسهای رنگی میدوزم برایش و بهش یاد آوری میکنم که رسالت بزرگی در شاد کردن دل مردم دارد. من فرزندم را برای انتخاب رشته دبیرستانش پیش مشاور نمیبرم. بهش زمان کنکور را یادآوری نمیکنم. تعداد تستهایش را نمیشمارم و میگذارم آن راهی را برود که از ته ته ته دلش دوست دارد.
برای فرزندم و دوستهایش مهمانیهای کوچک خودمانی میگیرم. با دوستهایش دوست میشوم. رفت و آمد با قشر خاصی از افراد یا جنس خاصی از آدمها را قدغن نمیکنم. به او انقدر محبت ميكنم و به او احترام ميگذارم تا در رابطه با جنس مخالف خودش بتواند تصمیم درست را بگیرد. حتی شاید اسم دخترم را بگذارم گلنار که اگر کسی عاشقش شد و خواست شعری برایش بگوید ریتم آهنگین تری توی شعرش بیاید. هر کدام از لوازم آرایشم را که بخواهد بهش میدهم و میگذارم خودش به این نتیجه برسد که با چه ظاهری قشنگ تر است.
من میدانم که فرزندم شاید نابغه بزرگی نشود. شاید دانشجوی نمونهای نباشد. شاید حتی دانش آموز درس خوانی هم نباشد اما بی شک انسان بزرگی خواهد شد. فرزندم کسی میشود که قدر رنگها را میداند. ارزش بوها را میداند. و تک تک ثانیههایی که چیزهای ریز زندگی را میبیند از خودش، وجودش، تک تک سلولهای بدنش، از من و پدرش، از مردم کشورش و از خدای خودش راضی است. فرزندم کسی میشود که دیدنش حس خوبی به بقیه میدهد. فرزندم کارهای بزرگی برای آدمها میکند. و از همه مهم تر یادش نمیرود که با لبخند کوچکش روز آدمهای غمزده عصبی از همه جا نا امید از همه شاکی را عوض کند. من به جای همه درسهایی که خواندهام، به جای همه تستهایی که زدهام، به جای همه مقالههایی که نوشتهام، فقط برای تربیت کردن همچین فرزندی خودم را تحسین میکنم
صمیمانه تقدیم به تمام پدران و مادران این مرزو بوم....
_______________
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from " مجله کاریکلماتور"
#جیره_شعر شبانه 🌒🌒
آیینهای طلب کن تا روی خود ببینی
وز حسن خود بماند انگشت در دهانت
#سعدی
_____________
کانال مقاله ها @eduarticle
آیینهای طلب کن تا روی خود ببینی
وز حسن خود بماند انگشت در دهانت
#سعدی
_____________
کانال مقاله ها @eduarticle
✅ نگاهی به زندگی و آثار بهاء الدین خرمشاهی
#بزرگان_علم_ادب
—-------------------
خرمشاهی دوازدهم فروردین ماه 1324 خورشیدی در قزوین به دنیا آمد. پدر و نیاکان او اهل خرمشاه یزد بودند. وی سال ها نزد پدر که به علوم دینی و زبان عربی مسلط بود درس معقول و منقول خواند. در سال 1342 دیپلم طبیعی گرفت و برای ادامه ی تحصیل به تهران آمد.
نخست وارد دانشکده ی پزشکی شد اما خیلی زود انصراف داد و در امتحان ورودی رشته ی ادبیات فارسی شرکت کرد. در سال 1347 لیسانس ادبیات فارسی گرفت در حالی که محضر استادانی چون «سیدجعفر شهیدی»، آیت الله «شعرانی»، «پرویز ناتل خانلری» و «ذبیح الله صفا» را درک کرده بود.
در سال 1352 از مقطع فوق لیسانس کتابداری فارغ التحصیل شد و پس از گذشت یک سال عضو هیات علمی مرکز خدمات کتابداری شد. پس از سپری کردن 10 سال از کتابداری درآمد و به انجمن فلسفه رفت. وی یکی از ویراستاران ارشد دایرة المعارف تشیع است. خرمشاهی در سال 1369 عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی شد.
#خرمشاهی دارای روحیه ی ویژه یی است که می توان آن را در تغییر رشته های تحصیلی اش دید. وی که نخست به سودای خواندن پزشکی به تهران آمده بود تنها با گذشت چندماه عطای پزشکی را به لقایش بخشید و ادبیات خواند اما در جلسه ی کنکور فوق لیسانس ادبیات با دیدن سوالی در مورد «صنعت بوقلمون» خشمگین و دلزده با نوشتن نامه یی اعتراض آمیز در برگه ی کنکور، جلسه ی کنکور را ترک کرد تا ادبیات را که دلدار دیرینش بود از این پس در تنهایی و در خلوت اتاق اش میزبانی کند.(1)
خرمشاهی بیش از 50 کتاب در قالب تالیف و ترجمه و نزدیک به یکهزار مقاله در مطبوعات منتشر کرده است. بیشتر شهرت خرمشاهی پژوهش های قرآنی، ترجمه ی قرآن و کتاب هایی است که در مورد حافظ نوشته است. وی بیش از 15 جایزه ی علمی گرفته که چهار مورد آن مربوط به کتاب هایی است که برگزیده ی کتاب سال شده اند. خرمشاهی همچنین به عنوان یکی از چهره های ماندگار ایران انتخاب شد.
از آثار تالیفی خرمشاهی می توان به «فرهنگ موضوعی قرآن مجید»، «ذهن و زبان حافظ»، «حافظ نامه»، «سیر بی سلوک»، «چهارده روایت»، «قرآن و قرآن پژوهی»، «دایره المعارف تشیع»، «کتیبه ای بر باد» و «پوزیتیویسم منطقی» اشاره کرد.
در زمینه ی ترجمه هم باید از آثاری همچون «هنری میلر» اثر «جورج ویکس»، «شیطان در بهشت» اثر «هنری میلر»، «علم در تاریخ» اثر «جان برنال»، «هابیل و چند داستان دیگر» اثر «میگل د اونامونو»، «عرفان و فلسفه» اثر «استیس»، «درد جاودانگی» اثر «میگل داونامونو»، «علم و دین» اثر «ایان باربور»، «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» اثر «حمید عنایت» ، «دین پژوهی» اثر «میرچا الیاده» و «درآمدی بر تاریخ قرآن» اثر «ریچارد بل» یاد کرد.
خرمشاهی نثر شیرین، شیوا، خواندنی و موثری دارد که در کنارش محتوایی غنی را در قالب این نثر می ریزد؛ محتوایی که دوران ساز است.(2)
***قرآن پژوهی
خرمشاهی یکی از قرآن پژوهان و مترجمان برجسته ی قرآن کریم به زبان فارسی است. فعالیت های قرآن پژوهی وی را می توان به سه حوزه تقسیم کرد؛ نخست کتاب ها و مقاله های عمومی، دوم نگارش مقاله های انتقادی و نقد ترجمه های موجود قرآن و سوم ترجمه ی قرآن کریم.
بی شک شاهکار خرمشاهی در زمینه ی قرآن پژوهی ترجمه ی قرآن مجید است که در نهایت دقت و صحت و همراه با زبانی شیوا و بی آن که دچار تکلف و تصنع شود به فارسی ترجمه شده است.
ترجمه ی خرمشاهی نثری روان، امروزی و در عین حال ادبی است. علاوه بر ترجمه و تفسیر این اثر دارای پیوست هایی شامل گفتار مترجم، مقاله هایی با عنوان های قرآن و قرآن پژوهی، تحریف ناپذیری قرآن، فهم قرآن با قرآن، کلمه های فارسی در قرآن مجید و واژه نامه است. ادامه مطلب https://eduarticle.me/?p=2038
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#بزرگان_علم_ادب
—-------------------
خرمشاهی دوازدهم فروردین ماه 1324 خورشیدی در قزوین به دنیا آمد. پدر و نیاکان او اهل خرمشاه یزد بودند. وی سال ها نزد پدر که به علوم دینی و زبان عربی مسلط بود درس معقول و منقول خواند. در سال 1342 دیپلم طبیعی گرفت و برای ادامه ی تحصیل به تهران آمد.
نخست وارد دانشکده ی پزشکی شد اما خیلی زود انصراف داد و در امتحان ورودی رشته ی ادبیات فارسی شرکت کرد. در سال 1347 لیسانس ادبیات فارسی گرفت در حالی که محضر استادانی چون «سیدجعفر شهیدی»، آیت الله «شعرانی»، «پرویز ناتل خانلری» و «ذبیح الله صفا» را درک کرده بود.
در سال 1352 از مقطع فوق لیسانس کتابداری فارغ التحصیل شد و پس از گذشت یک سال عضو هیات علمی مرکز خدمات کتابداری شد. پس از سپری کردن 10 سال از کتابداری درآمد و به انجمن فلسفه رفت. وی یکی از ویراستاران ارشد دایرة المعارف تشیع است. خرمشاهی در سال 1369 عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی شد.
#خرمشاهی دارای روحیه ی ویژه یی است که می توان آن را در تغییر رشته های تحصیلی اش دید. وی که نخست به سودای خواندن پزشکی به تهران آمده بود تنها با گذشت چندماه عطای پزشکی را به لقایش بخشید و ادبیات خواند اما در جلسه ی کنکور فوق لیسانس ادبیات با دیدن سوالی در مورد «صنعت بوقلمون» خشمگین و دلزده با نوشتن نامه یی اعتراض آمیز در برگه ی کنکور، جلسه ی کنکور را ترک کرد تا ادبیات را که دلدار دیرینش بود از این پس در تنهایی و در خلوت اتاق اش میزبانی کند.(1)
خرمشاهی بیش از 50 کتاب در قالب تالیف و ترجمه و نزدیک به یکهزار مقاله در مطبوعات منتشر کرده است. بیشتر شهرت خرمشاهی پژوهش های قرآنی، ترجمه ی قرآن و کتاب هایی است که در مورد حافظ نوشته است. وی بیش از 15 جایزه ی علمی گرفته که چهار مورد آن مربوط به کتاب هایی است که برگزیده ی کتاب سال شده اند. خرمشاهی همچنین به عنوان یکی از چهره های ماندگار ایران انتخاب شد.
از آثار تالیفی خرمشاهی می توان به «فرهنگ موضوعی قرآن مجید»، «ذهن و زبان حافظ»، «حافظ نامه»، «سیر بی سلوک»، «چهارده روایت»، «قرآن و قرآن پژوهی»، «دایره المعارف تشیع»، «کتیبه ای بر باد» و «پوزیتیویسم منطقی» اشاره کرد.
در زمینه ی ترجمه هم باید از آثاری همچون «هنری میلر» اثر «جورج ویکس»، «شیطان در بهشت» اثر «هنری میلر»، «علم در تاریخ» اثر «جان برنال»، «هابیل و چند داستان دیگر» اثر «میگل د اونامونو»، «عرفان و فلسفه» اثر «استیس»، «درد جاودانگی» اثر «میگل داونامونو»، «علم و دین» اثر «ایان باربور»، «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» اثر «حمید عنایت» ، «دین پژوهی» اثر «میرچا الیاده» و «درآمدی بر تاریخ قرآن» اثر «ریچارد بل» یاد کرد.
خرمشاهی نثر شیرین، شیوا، خواندنی و موثری دارد که در کنارش محتوایی غنی را در قالب این نثر می ریزد؛ محتوایی که دوران ساز است.(2)
***قرآن پژوهی
خرمشاهی یکی از قرآن پژوهان و مترجمان برجسته ی قرآن کریم به زبان فارسی است. فعالیت های قرآن پژوهی وی را می توان به سه حوزه تقسیم کرد؛ نخست کتاب ها و مقاله های عمومی، دوم نگارش مقاله های انتقادی و نقد ترجمه های موجود قرآن و سوم ترجمه ی قرآن کریم.
بی شک شاهکار خرمشاهی در زمینه ی قرآن پژوهی ترجمه ی قرآن مجید است که در نهایت دقت و صحت و همراه با زبانی شیوا و بی آن که دچار تکلف و تصنع شود به فارسی ترجمه شده است.
ترجمه ی خرمشاهی نثری روان، امروزی و در عین حال ادبی است. علاوه بر ترجمه و تفسیر این اثر دارای پیوست هایی شامل گفتار مترجم، مقاله هایی با عنوان های قرآن و قرآن پژوهی، تحریف ناپذیری قرآن، فهم قرآن با قرآن، کلمه های فارسی در قرآن مجید و واژه نامه است. ادامه مطلب https://eduarticle.me/?p=2038
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
😀«شادی» در سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی 😀
—---------------------
لطفا با #لبخند وارد شوید
بعضی از ما همیشه وقتی دلمان گرفته است یک موسیقی شاد میگذاریم و بعضی دیگر به تماشای یک فیلم کمدی مینشینیم.
گاهی وقتی دلمان میگیرد از همه کناره میگیریم و برای خودمان شعرها و قطعههای ادبی غمناک مینویسیم و گاه با ورزش و تحرک سعی میکنیم #شادی را در خود زنده کنیم. همه اینها میتواند موثر باشد، اما راههای دیگری هم هست. برخی کارشناسان مذهبی توصیه میکنند به جای این که دنبال شادیهای لحظهای باشیم که مثل قرص مسکن تنها برای مدت کوتاهی موثر هستند، دنبال شادیهای اصیلتری باشیم که میتوانند تمام زندگی ما را سرشار از شادمانی و رضایت کنند.
اما این شادیهای کوچک و بزرگ وقتی زیباتر هستند که بتوانیم آن را به اندازه تمام جامعه تکثیر کنیم و شادی خود را در شادی دیگران ببینیم.
کسانی که روزهای متمادی به جای این که در کنار خانوادهشان باشند به کارهای اجتماعی میپردازند، آنها که با اقدام به امور خیریه بناهایی را برای همه مردم ایجاد میکنند و حتی آنها که در روزهای تعطیل خود با جمع کردن زبالههای طبیعت سعی میکنند محیط زیباتر و سالمتری برای همه مردم ایجاد کنند همانها هستند که میخواهند افراد شاد بیشتری اطراف خود ببینند.
البته گاهی میشود با فرستادن جکها و لطیفهها عکسهای خندهدار و با مزه برای دیگران شادی را به اشتراک گذاشت، ولی شادمان کردن مردم راههای بهتری هم دارد.
شادی در چارچوب
یکی از نکات مهمی که باید در شادی رعایت شود، این است حریم دیگران را زیر پا نگذاریم. حریمها خیلی مهم هستند. حریمها چارچوبهایی قراردادی یا قانونی و مذهبی هستند که برای آرامش و آسایش ما و دیگران در نظر گرفته شده است. اگر مثلا برای شادی یک ترقه زیر پای عابری بیندازیم که از واکنش او بخندیم، یا قانون مدرسه را بشکنیم که با معلم مزاح کنیم، یا دیگران را به نحوی آزار یا مسخره کنیم و حریمشان را خدشهدار کنیم، این شادی طعم تلخی دارد.
شادی نباید حریمهای خودمان را هم پشت سر بگذارد، زیرا شادیای که با از بین رفتن حرمتها و حرامها به دست آید، احساس گناه و عذاب وجدان به همراه دارد که آن نیز گزنده است.
شادی اجتماعی
شده است دوست داشته باشید حس خوب شادی خود را با دیگران هم تقسیم کنید؟
این حس خوب ناشی از تقسیم شادی و به اشتراک گذاشتن آن است. وقتی دوست داریم با خانواده یک موفقیت را جشن بگیریم یا بخشی از پول خود را که اولین حقوق قابل توجه مان است برای خانواده یا فقرا هدیه بخریم یا این که خبر خوش خود را در جمع دوستان مطرح کنیم، داریم شادی مان را تکثیر میکنیم و با دیگران به اشتراک میگذاریم.
شادی در اسلام
اسلام نیز به اصالت و اجتماعی بودن شادی اهمیت زیادی میدهد.
رضا علیآبادی، کارشناس مذهبی در این باره با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) میگوید: هیچ عبادتی به اندازه شاد کردن یک مومن ارزش ندارد. و وقتی مومنی را شاد کنید فقط مزاح نیست. اهل بیت در مصادیق این شادی میگویند اگر مومن گرسنه است سیرش کنید، اگر بدهکار است بدهی او را بپردازید و اگر گره در کارش است گره از زندگیاش باز کنید.
وی شادی را در زندگی تکثیر شونده میداند و میگوید: «تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز» یک قانون الهی است چنان که امام صادق(ع) میفرماید« اگر میخواهی خدا تو را شاد کند برادر مومنت را شاد کن.» چنان که اگر طالب موفقیت هستی باید به موفقیت دیگری کمک کنی و همه چیز با به اشتراک گذاشتن شادی شروع میشود.
شادی ظاهری و شادی باطنی
علیآبادی شادی را دو نوع ظاهری و باطنی میداند که نوع باطنی آن ماندگارتر و اصیلتر است گرچه ابراز شادی در مقابل مومن نیز کار پسندیدهای است که با لبخند نشان میدهیم.
این کارشناس مذهبی شادی واقعی را حس و حالتی درونی میداند که وقتی از خودتان رضایت دارید یا به موفقیتی دست یافتهاید تجربه میکنید و به این حس درونی شادی میگویند. وقتی کسی در رشتهای که دوست داشته قبول شود، شادی واقعی دارد. توصیه اصلی دین توجه به حس درونی است .
آثار شادی امروز و فردا / ادامه مطلب در ... https://eduarticle.me/?p=2042 / ماندانا ملاعلی جام جم انلاین
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------
لطفا با #لبخند وارد شوید
بعضی از ما همیشه وقتی دلمان گرفته است یک موسیقی شاد میگذاریم و بعضی دیگر به تماشای یک فیلم کمدی مینشینیم.
گاهی وقتی دلمان میگیرد از همه کناره میگیریم و برای خودمان شعرها و قطعههای ادبی غمناک مینویسیم و گاه با ورزش و تحرک سعی میکنیم #شادی را در خود زنده کنیم. همه اینها میتواند موثر باشد، اما راههای دیگری هم هست. برخی کارشناسان مذهبی توصیه میکنند به جای این که دنبال شادیهای لحظهای باشیم که مثل قرص مسکن تنها برای مدت کوتاهی موثر هستند، دنبال شادیهای اصیلتری باشیم که میتوانند تمام زندگی ما را سرشار از شادمانی و رضایت کنند.
اما این شادیهای کوچک و بزرگ وقتی زیباتر هستند که بتوانیم آن را به اندازه تمام جامعه تکثیر کنیم و شادی خود را در شادی دیگران ببینیم.
کسانی که روزهای متمادی به جای این که در کنار خانوادهشان باشند به کارهای اجتماعی میپردازند، آنها که با اقدام به امور خیریه بناهایی را برای همه مردم ایجاد میکنند و حتی آنها که در روزهای تعطیل خود با جمع کردن زبالههای طبیعت سعی میکنند محیط زیباتر و سالمتری برای همه مردم ایجاد کنند همانها هستند که میخواهند افراد شاد بیشتری اطراف خود ببینند.
البته گاهی میشود با فرستادن جکها و لطیفهها عکسهای خندهدار و با مزه برای دیگران شادی را به اشتراک گذاشت، ولی شادمان کردن مردم راههای بهتری هم دارد.
شادی در چارچوب
یکی از نکات مهمی که باید در شادی رعایت شود، این است حریم دیگران را زیر پا نگذاریم. حریمها خیلی مهم هستند. حریمها چارچوبهایی قراردادی یا قانونی و مذهبی هستند که برای آرامش و آسایش ما و دیگران در نظر گرفته شده است. اگر مثلا برای شادی یک ترقه زیر پای عابری بیندازیم که از واکنش او بخندیم، یا قانون مدرسه را بشکنیم که با معلم مزاح کنیم، یا دیگران را به نحوی آزار یا مسخره کنیم و حریمشان را خدشهدار کنیم، این شادی طعم تلخی دارد.
شادی نباید حریمهای خودمان را هم پشت سر بگذارد، زیرا شادیای که با از بین رفتن حرمتها و حرامها به دست آید، احساس گناه و عذاب وجدان به همراه دارد که آن نیز گزنده است.
شادی اجتماعی
شده است دوست داشته باشید حس خوب شادی خود را با دیگران هم تقسیم کنید؟
این حس خوب ناشی از تقسیم شادی و به اشتراک گذاشتن آن است. وقتی دوست داریم با خانواده یک موفقیت را جشن بگیریم یا بخشی از پول خود را که اولین حقوق قابل توجه مان است برای خانواده یا فقرا هدیه بخریم یا این که خبر خوش خود را در جمع دوستان مطرح کنیم، داریم شادی مان را تکثیر میکنیم و با دیگران به اشتراک میگذاریم.
شادی در اسلام
اسلام نیز به اصالت و اجتماعی بودن شادی اهمیت زیادی میدهد.
رضا علیآبادی، کارشناس مذهبی در این باره با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) میگوید: هیچ عبادتی به اندازه شاد کردن یک مومن ارزش ندارد. و وقتی مومنی را شاد کنید فقط مزاح نیست. اهل بیت در مصادیق این شادی میگویند اگر مومن گرسنه است سیرش کنید، اگر بدهکار است بدهی او را بپردازید و اگر گره در کارش است گره از زندگیاش باز کنید.
وی شادی را در زندگی تکثیر شونده میداند و میگوید: «تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز» یک قانون الهی است چنان که امام صادق(ع) میفرماید« اگر میخواهی خدا تو را شاد کند برادر مومنت را شاد کن.» چنان که اگر طالب موفقیت هستی باید به موفقیت دیگری کمک کنی و همه چیز با به اشتراک گذاشتن شادی شروع میشود.
شادی ظاهری و شادی باطنی
علیآبادی شادی را دو نوع ظاهری و باطنی میداند که نوع باطنی آن ماندگارتر و اصیلتر است گرچه ابراز شادی در مقابل مومن نیز کار پسندیدهای است که با لبخند نشان میدهیم.
این کارشناس مذهبی شادی واقعی را حس و حالتی درونی میداند که وقتی از خودتان رضایت دارید یا به موفقیتی دست یافتهاید تجربه میکنید و به این حس درونی شادی میگویند. وقتی کسی در رشتهای که دوست داشته قبول شود، شادی واقعی دارد. توصیه اصلی دین توجه به حس درونی است .
آثار شادی امروز و فردا / ادامه مطلب در ... https://eduarticle.me/?p=2042 / ماندانا ملاعلی جام جم انلاین
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from s. Nasrollahi
۲۳ فروردین, ششمین سالگرد درگذشت فریدون پور
https://telegram.me/joinchat/EbrF4kB_EwkWtYBuTzNt2g
ابر گروه بازنشستگان فرهنگی گیلان
https://telegram.me/joinchat/EbrF4kB_EwkWtYBuTzNt2g
ابر گروه بازنشستگان فرهنگی گیلان
🔰 زندگینامه فریدون پور رضا (۱۳۱۱-۱۳۹۱)
🔹 فریدون پوررضا خواننده و پژوهشگر موسیقی منطقه شمال ، ۳ مهر ۱۳۱۱ در لشت نشا گیلان متولد شد.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصر خسرو به پایان رساند و سپس در مغازه پدر به آرایشگری پرداخت.
او از استادان آوازی چون یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز کرد. او در همان سال نمایشنامهای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت.
شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود.از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد. و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران سیمین دانشور، محیط طباطبائی، منوچهر آتشی، محمود عنایت، ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد.
وی در سال ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی رادر رشت برگزار نمود.
از آن تاریخ به بعد به ترتیب در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجرای برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست می گیلان و گیله لو آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹ تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریالهای کشور را از آن خود کرد.
تحقیقات میدانی فریدون پوررضا درباره موسیقی منطقه گیلان سبب شد تا او برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور منطقه خود داشته باشد. او از ملودیهای دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد . او با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیتهای موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.
همکاری با جهانگیر نصری اشرفی در فراهم آوردن نغمات و مقالاتی برای دانشنامه فلات قاره ایران ودکتر علی عبدلی در گرد آوری "موسیقی گیلان و مازندران" از دیگر فعالیتهای او به شمار میرود.
عضویت در شورای فنی و آموزشهای آزاد موسیقی وابسته به ارشاد ،عضو هیئت داوران همایش دیلمان شناسی- شرکت در این همایش و اجرای آواز در تابستان ۱۳۸۴ و تألیف کتاب موسیقی فولکلوریک گیلان به عنوان طرح پژوهشی از دیگر فعالیتهای او به شمار میرود.
پور رضا روز 23 فروردین سال 1391 و به دلیل بیماری تنفسی که یک سالی او را خانه نشین کرده بود، دار فانی را وداع گفت.
#مفاخر_گیلان
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔹 فریدون پوررضا خواننده و پژوهشگر موسیقی منطقه شمال ، ۳ مهر ۱۳۱۱ در لشت نشا گیلان متولد شد.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصر خسرو به پایان رساند و سپس در مغازه پدر به آرایشگری پرداخت.
او از استادان آوازی چون یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز کرد. او در همان سال نمایشنامهای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت.
شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود.از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد. و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران سیمین دانشور، محیط طباطبائی، منوچهر آتشی، محمود عنایت، ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد.
وی در سال ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی رادر رشت برگزار نمود.
از آن تاریخ به بعد به ترتیب در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجرای برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست می گیلان و گیله لو آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹ تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریالهای کشور را از آن خود کرد.
تحقیقات میدانی فریدون پوررضا درباره موسیقی منطقه گیلان سبب شد تا او برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور منطقه خود داشته باشد. او از ملودیهای دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد . او با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیتهای موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.
همکاری با جهانگیر نصری اشرفی در فراهم آوردن نغمات و مقالاتی برای دانشنامه فلات قاره ایران ودکتر علی عبدلی در گرد آوری "موسیقی گیلان و مازندران" از دیگر فعالیتهای او به شمار میرود.
عضویت در شورای فنی و آموزشهای آزاد موسیقی وابسته به ارشاد ،عضو هیئت داوران همایش دیلمان شناسی- شرکت در این همایش و اجرای آواز در تابستان ۱۳۸۴ و تألیف کتاب موسیقی فولکلوریک گیلان به عنوان طرح پژوهشی از دیگر فعالیتهای او به شمار میرود.
پور رضا روز 23 فروردین سال 1391 و به دلیل بیماری تنفسی که یک سالی او را خانه نشین کرده بود، دار فانی را وداع گفت.
#مفاخر_گیلان
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅ ضرورت توجهی ملی به آموزش و پرورش
—------------------—
** آموزش و پرورش و توسعه کشور
روزنامه «ایران» در یادداشتی با عنوان «ضرورت نگاه ملی به آموزش و پرورش» که به قلم فاطمه سعیدی عضو هیات رییسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نگاشته شد، آورده است: #آموزش و #پرورش ایران هماکنون با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند، بحران مدیریت منابع و نیروی انسانی، ساختار اداری بزرگ آموزش و پرورش و تمرکزگرایی بالای این وزارتخانه در واقع چالشهایی است که باید در یک محیط با ثبات و منطقی از سوی وزیر آموزش و پرورش حل و فصل شود و چالشهای مقطعی از این دست میتواند بخش زیادی از وقت ستاد آموزش و پرورش را صرف امور سیاسی کند. علاوه بر این #فرهنگیان به عنوان یکی از مهمترین اقشار فرهنگی در کشور هم اکنون نیاز به وزارتخانه باثباتی دارند که بتواند مسائل #معلمان را با طرحهای مناسبی پیش ببرد. نگاهی که باید به آموزش و پرورش داشته باشیم نگاه ملی است.
در ادامه این یادداشت می خوانیم: آموزش و پرورش ایران هم اکنون با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند، بحران مدیریت منابع و نیروی انسانی، ساختار اداری بزرگ آموزش و پرورش و تمرکزگرایی بالای این وزارتخانه در واقع چالشهایی است که باید در یک محیط با ثبات و منطقی از سوی وزیر آموزش و پرورش حل و فصل شود و چالشهای مقطعی از این دست میتواند بخش زیادی از وقت ستاد آموزش و پرورش را صرف امور سیاسی کند. علاوه بر این فرهنگیان به عنوان یکی از مهمترین اقشار فرهنگی در کشور هم اکنون نیاز به وزارتخانه باثباتی دارند که بتواند مسائل معلمان را با طرحهای مناسبی پیش ببرد.
روزنامه «شرق» با درج یادداشتی با عنوان «شبکه مفهومی در آموزشوپرورش با فاوا» نوشت: مسوولیت های آموزش وپرورش هر کشور و موسسه ها و نهادهای آموزشی در عصر جهانیشدن دست خوش تغییرات و دگرگونی های عمیق فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوریهای نوپدید و بهخصوص پیدایش فضای مجازی شده که برای همه کشورها در زمره موضوعات با اولویت اصلی و جزء مسائل بسیار حساس است، چراکه آموزشوپرورش و نهادهای آموزشی و تربیتی از یک سو باید نقش فعلی خود را برای پاسخگویی به نیازها، ویژگیها و اولویتهای دولت و ملت حفظ کرده و از سوی دیگر برای دستیابی به توسعه و تربیت شهروندان امروزی و آینده در تراز کیفیت جهانی و پاسخگویی به نیازهای بازار جهانی در یک فضای گسترده و کمتر مدیریت پذیر اما با رویکرد فضای ایمن و سلامت یادگیری، با همه کشورها و سامانههای آموزشی همکاری و رقابت مستمر داشته باشند.
در ادامه این یادداشت که به قلم خسرو سلجوقی عضو هیات عامل سازمان فناوری اطلاعات ایران نگاشته شد، می خوانیم: چارهای جز شناخت دقیق و عالمانه از وضعیت فعلی و پیشرو و نیز رصد آینده یا بهعبارت بهتر آینده پژوهی و آینده نگاری در کسب و تولید دانش و اطلاعات، خلاقیت، نوآوری و تربیت نسل تمدن ساز برای زمان حال و آینده نیست. یکی دیگر از چالش های برنامه جهانی هزاره سوم، حکمرانی جهانی فناوری اطلاعات است که از چالشهای اصلی و تأثیرگذار جدی برای همه برنامههای توسعه بهخصوص آموزش وپرورش کشورها محسوب میشود.
روزنامه «اعتماد» در مطلبی با عنوان «ایفای نقش معلمی و ضرورت شناخت ابعاد و ساحت های متعلمان» به ارایه گزارشی درباره نقش آموزش و پرورش در #تربیت_کودکان و نوجوانان پرداخت و آورد: تربیت هر چند موضوع عام و فراگیر و مهمی است اما متاسفانه کمتر به تناسب این اهمیت مورد توجه قرار میگیرد؛ کم توجهیای که هزینهها و تبعات فراوانی را بهدنبال داشته و دارد؛ بسیاری از #آسیبهای_اجتماعی ریشه در دوران کودکی و نوجوانی دارد که فرد آسیب دیده یا در شرایط نامناسب تربیتی قرار داشته یا در معرض روشهای نامناسب تربیتی بوده است لذا اگر مسائل و مشکلات را در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بخواهیم بررسی کنیم به یک نقطه مشترک میرسیم و آن نقطه این است که ریشه همه مشکلات در شرایط و روشهای تربیتی نامناسب نهفته است.
در ادامه این گزارش آمده است: برای داشتن یک زندگی مطلوب «اینجا کمال مطلوب و آرمانی را نمیگویم»، نیاز به رفع بعضی مشکلات بیرونی و بعضی مشکلات درونی داریم. آموزش و پرورش میخواهد به دومی بپردازد. مقصودم نهاد آموزش و پرورش است که شامل وزارت آموزش و پرورش، وزارت آموزش عالی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رادیو، تلویزیون، مطبوعات، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، خطبا، سخنرانان، ائمه جمعه و همه کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته ما را آموزش و پرورش میدهند و روی ذهن و ضمیر مخاطبان تاثیر میگذارند، میشود. ایرنا 23/01/1396
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------—
** آموزش و پرورش و توسعه کشور
روزنامه «ایران» در یادداشتی با عنوان «ضرورت نگاه ملی به آموزش و پرورش» که به قلم فاطمه سعیدی عضو هیات رییسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نگاشته شد، آورده است: #آموزش و #پرورش ایران هماکنون با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند، بحران مدیریت منابع و نیروی انسانی، ساختار اداری بزرگ آموزش و پرورش و تمرکزگرایی بالای این وزارتخانه در واقع چالشهایی است که باید در یک محیط با ثبات و منطقی از سوی وزیر آموزش و پرورش حل و فصل شود و چالشهای مقطعی از این دست میتواند بخش زیادی از وقت ستاد آموزش و پرورش را صرف امور سیاسی کند. علاوه بر این #فرهنگیان به عنوان یکی از مهمترین اقشار فرهنگی در کشور هم اکنون نیاز به وزارتخانه باثباتی دارند که بتواند مسائل #معلمان را با طرحهای مناسبی پیش ببرد. نگاهی که باید به آموزش و پرورش داشته باشیم نگاه ملی است.
در ادامه این یادداشت می خوانیم: آموزش و پرورش ایران هم اکنون با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکند، بحران مدیریت منابع و نیروی انسانی، ساختار اداری بزرگ آموزش و پرورش و تمرکزگرایی بالای این وزارتخانه در واقع چالشهایی است که باید در یک محیط با ثبات و منطقی از سوی وزیر آموزش و پرورش حل و فصل شود و چالشهای مقطعی از این دست میتواند بخش زیادی از وقت ستاد آموزش و پرورش را صرف امور سیاسی کند. علاوه بر این فرهنگیان به عنوان یکی از مهمترین اقشار فرهنگی در کشور هم اکنون نیاز به وزارتخانه باثباتی دارند که بتواند مسائل معلمان را با طرحهای مناسبی پیش ببرد.
روزنامه «شرق» با درج یادداشتی با عنوان «شبکه مفهومی در آموزشوپرورش با فاوا» نوشت: مسوولیت های آموزش وپرورش هر کشور و موسسه ها و نهادهای آموزشی در عصر جهانیشدن دست خوش تغییرات و دگرگونی های عمیق فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوریهای نوپدید و بهخصوص پیدایش فضای مجازی شده که برای همه کشورها در زمره موضوعات با اولویت اصلی و جزء مسائل بسیار حساس است، چراکه آموزشوپرورش و نهادهای آموزشی و تربیتی از یک سو باید نقش فعلی خود را برای پاسخگویی به نیازها، ویژگیها و اولویتهای دولت و ملت حفظ کرده و از سوی دیگر برای دستیابی به توسعه و تربیت شهروندان امروزی و آینده در تراز کیفیت جهانی و پاسخگویی به نیازهای بازار جهانی در یک فضای گسترده و کمتر مدیریت پذیر اما با رویکرد فضای ایمن و سلامت یادگیری، با همه کشورها و سامانههای آموزشی همکاری و رقابت مستمر داشته باشند.
در ادامه این یادداشت که به قلم خسرو سلجوقی عضو هیات عامل سازمان فناوری اطلاعات ایران نگاشته شد، می خوانیم: چارهای جز شناخت دقیق و عالمانه از وضعیت فعلی و پیشرو و نیز رصد آینده یا بهعبارت بهتر آینده پژوهی و آینده نگاری در کسب و تولید دانش و اطلاعات، خلاقیت، نوآوری و تربیت نسل تمدن ساز برای زمان حال و آینده نیست. یکی دیگر از چالش های برنامه جهانی هزاره سوم، حکمرانی جهانی فناوری اطلاعات است که از چالشهای اصلی و تأثیرگذار جدی برای همه برنامههای توسعه بهخصوص آموزش وپرورش کشورها محسوب میشود.
روزنامه «اعتماد» در مطلبی با عنوان «ایفای نقش معلمی و ضرورت شناخت ابعاد و ساحت های متعلمان» به ارایه گزارشی درباره نقش آموزش و پرورش در #تربیت_کودکان و نوجوانان پرداخت و آورد: تربیت هر چند موضوع عام و فراگیر و مهمی است اما متاسفانه کمتر به تناسب این اهمیت مورد توجه قرار میگیرد؛ کم توجهیای که هزینهها و تبعات فراوانی را بهدنبال داشته و دارد؛ بسیاری از #آسیبهای_اجتماعی ریشه در دوران کودکی و نوجوانی دارد که فرد آسیب دیده یا در شرایط نامناسب تربیتی قرار داشته یا در معرض روشهای نامناسب تربیتی بوده است لذا اگر مسائل و مشکلات را در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بخواهیم بررسی کنیم به یک نقطه مشترک میرسیم و آن نقطه این است که ریشه همه مشکلات در شرایط و روشهای تربیتی نامناسب نهفته است.
در ادامه این گزارش آمده است: برای داشتن یک زندگی مطلوب «اینجا کمال مطلوب و آرمانی را نمیگویم»، نیاز به رفع بعضی مشکلات بیرونی و بعضی مشکلات درونی داریم. آموزش و پرورش میخواهد به دومی بپردازد. مقصودم نهاد آموزش و پرورش است که شامل وزارت آموزش و پرورش، وزارت آموزش عالی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رادیو، تلویزیون، مطبوعات، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، خطبا، سخنرانان، ائمه جمعه و همه کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته ما را آموزش و پرورش میدهند و روی ذهن و ضمیر مخاطبان تاثیر میگذارند، میشود. ایرنا 23/01/1396
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from اتچ بات
تمسخر بیریاترین و بیغشترینِ «جمهور»، به بهانهی دفاع از جمهوری
یادداشتی از گیتی خزاعی
این ویدئوی کوتاه را ببینید و شرمگین شویم به خاطر دفاعمان از جمهوری..
این ویدئو باعث تاسف و شرم ماست... نه به خاطر حرفهای سادهدلانهی مرد روستاییای که برای ثبت نام ریاست جمهوری آمده است..
بلکه تاسف و شرم و خجالت برای کسی که به نام خبزنگار و به اتکای میکروفونی که در دست دارد و به پشتوانهی چند واژه، خودش رو خدایگان مرد روستایی تصور کرده که می تواند در مقابل دوربین او را به خاطر ندانستن کلمه «استراتژیک» مسخره کند..
هنوز راه درازی در پیش داریم تا دموکراسی... راهی دراز... هنوز به مدخلاش هم حتی نرسیدهایم..
تماس با ادمین
@gitan70
https://t.me/EnvironmentalSociology
یادداشتی از گیتی خزاعی
این ویدئوی کوتاه را ببینید و شرمگین شویم به خاطر دفاعمان از جمهوری..
این ویدئو باعث تاسف و شرم ماست... نه به خاطر حرفهای سادهدلانهی مرد روستاییای که برای ثبت نام ریاست جمهوری آمده است..
بلکه تاسف و شرم و خجالت برای کسی که به نام خبزنگار و به اتکای میکروفونی که در دست دارد و به پشتوانهی چند واژه، خودش رو خدایگان مرد روستایی تصور کرده که می تواند در مقابل دوربین او را به خاطر ندانستن کلمه «استراتژیک» مسخره کند..
هنوز راه درازی در پیش داریم تا دموکراسی... راهی دراز... هنوز به مدخلاش هم حتی نرسیدهایم..
تماس با ادمین
@gitan70
https://t.me/EnvironmentalSociology
Telegram
attach 📎
#جمعه ها در محضر متفکران
⭕️مدارا
🔹همینطور که زندگیِ تو همه را راضی نمی کند، زندگیِ همه هم تو را راضی نمی کند؛ پس اجازه بده دیگران هم راه خود را در پیش بگیرند؛ و این چیزیست که به آن می گوییم #مدارا . مدارا علامت انسانی است که از لحاظ روانی سالم است. مدارا یعنی تحمل زندگی های تفرد گرای دیگران .
🔹بنابراین قبول بکنیم که دیگران هم به راه خود بروند، و بنابراین نگوییم با تو دوستم تا وقتی که مسلمانی، با تو دوستم تا وقتی که در جناح سیاسی منی، با تو دوستم تا وقتی که طرفدار کانتی، با تو دوستم تا وقتی که به نیچه بد نگویی.
🌂 #ملکیان / روانشناسی اخلاق/ جلسه 42 ، موسسه پرسش
__________
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#جمعه ها در محضر متفکران
⭕️مدارا
🔹همینطور که زندگیِ تو همه را راضی نمی کند، زندگیِ همه هم تو را راضی نمی کند؛ پس اجازه بده دیگران هم راه خود را در پیش بگیرند؛ و این چیزیست که به آن می گوییم #مدارا . مدارا علامت انسانی است که از لحاظ روانی سالم است. مدارا یعنی تحمل زندگی های تفرد گرای دیگران .
🔹بنابراین قبول بکنیم که دیگران هم به راه خود بروند، و بنابراین نگوییم با تو دوستم تا وقتی که مسلمانی، با تو دوستم تا وقتی که در جناح سیاسی منی، با تو دوستم تا وقتی که طرفدار کانتی، با تو دوستم تا وقتی که به نیچه بد نگویی.
🌂 #ملکیان / روانشناسی اخلاق/ جلسه 42 ، موسسه پرسش
__________
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from " مجله کاریکلماتور"
🍀
یادم هست پیش از ازدواجام، مدتی با همسرم همكار بودم ، فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشاش بیآید. ناگفته هم نماند؛ خودم بدم نمیآمد که او این قدر شیفتهی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
.
ما با هم ازدواج کردیم. سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایام شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
.
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبن همهی ما در طولِ زندهگی، به لحظهیی میرسیم که آدمهای خاص و افسانهییمان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند. و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولییی هستند. حتا آنهایی که ما ابرانسان میپنداریم هم وقتی دستشویی میروند، می ،،،، وقتی میخوابند، آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی خُسفهی خَر!
.
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تآتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربیی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
.
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابام نکنند. چون اصولن این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است. در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعییی دارم. عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، میشاشم، دست و بالام درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام:
حتا جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ راستگویی!
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
.
اطرافییان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، یک شامپانزهی تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همهی ما آدمایم. آدمهای خیلی معمولي
دالتون ترمبو
مجله کاریکلماتور: 🍀
https://telegram.me/AlirezaJamshididastana
یادم هست پیش از ازدواجام، مدتی با همسرم همكار بودم ، فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشاش بیآید. ناگفته هم نماند؛ خودم بدم نمیآمد که او این قدر شیفتهی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
.
ما با هم ازدواج کردیم. سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایام شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
.
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبن همهی ما در طولِ زندهگی، به لحظهیی میرسیم که آدمهای خاص و افسانهییمان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند. و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولییی هستند. حتا آنهایی که ما ابرانسان میپنداریم هم وقتی دستشویی میروند، می ،،،، وقتی میخوابند، آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی خُسفهی خَر!
.
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تآتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربیی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
.
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابام نکنند. چون اصولن این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است. در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعییی دارم. عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، میشاشم، دست و بالام درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام:
حتا جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ راستگویی!
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
.
اطرافییان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، یک شامپانزهی تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همهی ما آدمایم. آدمهای خیلی معمولي
دالتون ترمبو
مجله کاریکلماتور: 🍀
https://telegram.me/AlirezaJamshididastana
Telegram
" مجله کاریکلماتور"
معتبرترین کانال #کاریکلماتور 😉
داستان کوتاه ، 📚
مینی مال، 😎
طنز تلخ، 😌
و هر آنچه که شما را لحظه ای با خودتان تنها بگذارد....
ارتباط با ادمین:
@Alireza_jamshidi
داستان کوتاه ، 📚
مینی مال، 😎
طنز تلخ، 😌
و هر آنچه که شما را لحظه ای با خودتان تنها بگذارد....
ارتباط با ادمین:
@Alireza_jamshidi
#آمار گروههای عمده سنی کل کشور از سال 1365 تا 1395.منبع مرکز آمار ایران . 📶
_________________
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
_________________
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👬👭 هفت دلیل برای داشتن دوستانی که زندگی ما را بهتر خواهند کرد.
_____________
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
_____________
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA