This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
آیا می دانید با بازیافت فقط 1 تن کاغذ 17 درخت را حفظ کرده ایم؟
به کودکان آموزش دهیم.
----------------------------
↩ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
آیا می دانید با بازیافت فقط 1 تن کاغذ 17 درخت را حفظ کرده ایم؟
به کودکان آموزش دهیم.
----------------------------
↩ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⬇️دانشجويان! اينترنت را رها کنيد/برگزیده از متن
—---------------------------
گفتوگوي اسکات اريک کافمن با مارک باوئرلين، #استاد دانشگاه ايموري درباره وضعيت اساتيد در ايالات متحده
مارک باوئرلین استاد دانشگاه ایموری، اخیراً با نگارش یادداشتی در روزنامه نیویورکتایمز از «معنای استاد دانشگاه بودن» سخن گفته است. او در طرح این مساله بر نقش استاد به عنوان نمونهای کامل از «اقتدار اخلاقی» تاکید کرده است. از دید باوئرلین، در حال حاضر بنابر دلایلی چنین امری در خصوص بسیاری از اساتید صدق نمیکند، و شماری از آنها به «ورشکستگان بیاعتبار اخلاقی» بدل شدهاند. البته برخی اساتید از تعریف باوئرلین و انتقادات او رنجیدهاند و چنانچه اریک لومیس، استاد تاریخ دانشگاه رودآیلند آشکارا بیان کرده است، باوئرلین در موقعیتی نیست که در خصوص سایر همکاران خود و چیستی حرفۀ آنها تصمیمگیری کند. در ادامه گزیده های از آن را می آوریم .
در دانشگاههای بزرگ برای اساتید ناممکن است که با تمامی دانشجویان ارتباط یکبهیک و رو در رو برقرار کنند. این مساله تأسفآور است.
به همین جهت، امروز این مساله حساسیت بیشتری پیدا کرده است که اساتید اهمیت و معنای اخلاقی پژوهشها را به #دانشجویان خود بیاموزند. [دوران دانشجویی] دورانی بسیار یگانه در زندگی است و به سرعت سپری میشود. در واقع بیشتر دانشجویان هرگز دوباره فرصت تفکر به این مساله را پیدا نخواهند کرد که چرا پائولا و فرانچسکا چنین رنجی طولانی را متحمل شدند [اشاره به نام شخصیتهایی در بخش دوزخ از کمدی الهی دانته]، چه چیزی افتتاحیه [اپرایم.] تریتسان اثر واگنر را چنین باشکوه کرده است یا نئوکانها چه کسانی هستند. با تاکید بر تفکر و مطالعه، ما دانشجویان را با درجات بالاتری از بلاغت آشنا میکنیم، اهمیت گذشته را به آنها یادآور میشویم وبه امور مغفول در فرهنگ عمومی و فرهنگ جوانان دوباره توجه میکنیم...
...آشنایی با پدیدههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی (که استدلال دیرپای هرش۴در پروژه ادبیات فرهنگی است) برای تفکر انتقادی اهمیتی حیاتی دارد. در واقع پرسش اصلی آن است که چه چیزی مهم شمرده میشود. افرادی که تصور میکنند تفکر انتقادی به سادگی از طریق خواندن «مرد دیوانه» نیز مانند مطالعه اثر سترگی چون «بهشت گمشده۵» ایجاد میشود و گسترش مییابد بسیار سادهاندیش هستند.
آشنایی با پدیدههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی برای تفکر انتقادی اهمیتی حیاتی دارد. در واقع پرسش اصلی آن است که چه چیزی مهم شمرده میشود.
ما به کتابهای بزرگ و محصولات فرهنگی سطح بالا نیاز داریم. آثاری برآمده از نبوغ و با اهمیت تاریخی، سیاسی و دینی؛ تولیداتی که در طول زمان همچنان محبوب باقی ماندهاند، کیفیت زیباشناختی بالایی دارند و طیف وسیعی از تجارب انسانی را در اختیار جوانان قرار میدهند.
البته شکی نیست که امروز تعریف و حد و مرز اقتدار تغییر کرده است. داستان رشد خودمداری و خودمحوری جوانان قدمتی صد ساله دارد و در میانه قرن بیستم با تولید فرهنگ نوجوانان و آنچه جیمز کولن در دهه شصت «جامعۀ نوجوانان۹» به زندگی آمریکایی سرازیر شده است.
ما باید به نوجوانان نشان دهیم که جامعۀ مجازی که سراسر زندگی آنها را اشغال کرده است باید در دانشکده کنار گذاشته شود، نه اینکه در آن گسترش یابد.
در حقیقت عصر دیجیتال فرآیند «تبعیض سنی۱۰» را سرعت بخشیده ست. با یاری ابزارهای دیجیتال، جوانان امروز میتوانند تمامی زمان خود را در ارتباط با دیگران سپری کنند. کنار گذاشتن مسنترها بسیار آسان شده و تنها کافی است صفحه نمایشگر خود را باز کنند.
آنها زمان بسیار اندکی را صرف توجه به افراد مسنتر میکنند و در نتیجه وقتی معلم بر حضور آنها برای ارتباط رو در رو تاکید میکند، بسیاری از آنها مقاومت کرده و این مساله را نمیپذیرند. ما باید این فضای حاکم بر جامعه را بشکنیم و به نوجوانان نشان دهیم جامعه مجازی که سراسر زندگی آنها را اشغال کرده است باید در دانشکده کنار گذاشته شود، نه اینکه در آن گسترش یابد...
*فکر میکنید که افزایش تعداد کلاسهای مباحثهای و در نتیجه کاهش درسگفتارها، دستکم در علوم انسانی، منجر به کاهش نیاز به ارتباط رو در رو میان استاد و شاگرد خواهد شد؟ادامه👇🏾
—---------------------------
گفتوگوي اسکات اريک کافمن با مارک باوئرلين، #استاد دانشگاه ايموري درباره وضعيت اساتيد در ايالات متحده
مارک باوئرلین استاد دانشگاه ایموری، اخیراً با نگارش یادداشتی در روزنامه نیویورکتایمز از «معنای استاد دانشگاه بودن» سخن گفته است. او در طرح این مساله بر نقش استاد به عنوان نمونهای کامل از «اقتدار اخلاقی» تاکید کرده است. از دید باوئرلین، در حال حاضر بنابر دلایلی چنین امری در خصوص بسیاری از اساتید صدق نمیکند، و شماری از آنها به «ورشکستگان بیاعتبار اخلاقی» بدل شدهاند. البته برخی اساتید از تعریف باوئرلین و انتقادات او رنجیدهاند و چنانچه اریک لومیس، استاد تاریخ دانشگاه رودآیلند آشکارا بیان کرده است، باوئرلین در موقعیتی نیست که در خصوص سایر همکاران خود و چیستی حرفۀ آنها تصمیمگیری کند. در ادامه گزیده های از آن را می آوریم .
در دانشگاههای بزرگ برای اساتید ناممکن است که با تمامی دانشجویان ارتباط یکبهیک و رو در رو برقرار کنند. این مساله تأسفآور است.
به همین جهت، امروز این مساله حساسیت بیشتری پیدا کرده است که اساتید اهمیت و معنای اخلاقی پژوهشها را به #دانشجویان خود بیاموزند. [دوران دانشجویی] دورانی بسیار یگانه در زندگی است و به سرعت سپری میشود. در واقع بیشتر دانشجویان هرگز دوباره فرصت تفکر به این مساله را پیدا نخواهند کرد که چرا پائولا و فرانچسکا چنین رنجی طولانی را متحمل شدند [اشاره به نام شخصیتهایی در بخش دوزخ از کمدی الهی دانته]، چه چیزی افتتاحیه [اپرایم.] تریتسان اثر واگنر را چنین باشکوه کرده است یا نئوکانها چه کسانی هستند. با تاکید بر تفکر و مطالعه، ما دانشجویان را با درجات بالاتری از بلاغت آشنا میکنیم، اهمیت گذشته را به آنها یادآور میشویم وبه امور مغفول در فرهنگ عمومی و فرهنگ جوانان دوباره توجه میکنیم...
...آشنایی با پدیدههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی (که استدلال دیرپای هرش۴در پروژه ادبیات فرهنگی است) برای تفکر انتقادی اهمیتی حیاتی دارد. در واقع پرسش اصلی آن است که چه چیزی مهم شمرده میشود. افرادی که تصور میکنند تفکر انتقادی به سادگی از طریق خواندن «مرد دیوانه» نیز مانند مطالعه اثر سترگی چون «بهشت گمشده۵» ایجاد میشود و گسترش مییابد بسیار سادهاندیش هستند.
آشنایی با پدیدههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی برای تفکر انتقادی اهمیتی حیاتی دارد. در واقع پرسش اصلی آن است که چه چیزی مهم شمرده میشود.
ما به کتابهای بزرگ و محصولات فرهنگی سطح بالا نیاز داریم. آثاری برآمده از نبوغ و با اهمیت تاریخی، سیاسی و دینی؛ تولیداتی که در طول زمان همچنان محبوب باقی ماندهاند، کیفیت زیباشناختی بالایی دارند و طیف وسیعی از تجارب انسانی را در اختیار جوانان قرار میدهند.
البته شکی نیست که امروز تعریف و حد و مرز اقتدار تغییر کرده است. داستان رشد خودمداری و خودمحوری جوانان قدمتی صد ساله دارد و در میانه قرن بیستم با تولید فرهنگ نوجوانان و آنچه جیمز کولن در دهه شصت «جامعۀ نوجوانان۹» به زندگی آمریکایی سرازیر شده است.
ما باید به نوجوانان نشان دهیم که جامعۀ مجازی که سراسر زندگی آنها را اشغال کرده است باید در دانشکده کنار گذاشته شود، نه اینکه در آن گسترش یابد.
در حقیقت عصر دیجیتال فرآیند «تبعیض سنی۱۰» را سرعت بخشیده ست. با یاری ابزارهای دیجیتال، جوانان امروز میتوانند تمامی زمان خود را در ارتباط با دیگران سپری کنند. کنار گذاشتن مسنترها بسیار آسان شده و تنها کافی است صفحه نمایشگر خود را باز کنند.
آنها زمان بسیار اندکی را صرف توجه به افراد مسنتر میکنند و در نتیجه وقتی معلم بر حضور آنها برای ارتباط رو در رو تاکید میکند، بسیاری از آنها مقاومت کرده و این مساله را نمیپذیرند. ما باید این فضای حاکم بر جامعه را بشکنیم و به نوجوانان نشان دهیم جامعه مجازی که سراسر زندگی آنها را اشغال کرده است باید در دانشکده کنار گذاشته شود، نه اینکه در آن گسترش یابد...
*فکر میکنید که افزایش تعداد کلاسهای مباحثهای و در نتیجه کاهش درسگفتارها، دستکم در علوم انسانی، منجر به کاهش نیاز به ارتباط رو در رو میان استاد و شاگرد خواهد شد؟ادامه👇🏾
ادامه از قبل👆
بگذارید سؤال را به صورت دیگری بپرسم؛ چرا استفاده از ایمیل راه بسیار بدی برای ارتباط کلاسی است؟پرسش دشواری است و در واقع من برای پاسخ دادن به آن چندان مطمئن نیستم؛ اما به هر حال شکی نیست که مباحث کلاسی نمیتواند جایگزین ارتباط رو در رو میان استاد و دانشجو شود. دانشجویان در این گفتوگوها بسیار بیش از زمان کلاسی درباره وجوه نامطلوب زندگی دانشگاهی سخن میگویند. نوعی عامل شباهت و یک رنگی [با جمع] در کلاسها وجود دارد که در ملاقات مستقیم از میان میرود. ما انواع گوناگونی از شورش و نارضایتی جوانان را در فرهنگ عمومی شاهد هستیم اما نباید میزان عامل شباهت و ترس [از طرد شدن] را که در این گونه ژستها مستتر است دستکم بگیریم. خالکوبی، صورتآویزها، ترانههای رپ، زبان عامیانه؛ چه چیزی میتواند از این روشها عامیانهتر و احمقانهتر باشد؟
اما در مورد ایمیل، من با دانشجویان بسیاری از این طریق ارتباط دارم و برای من فرآیندی بسیار اساسی و چالشبرانگیز است. هنوز ایمیلهایی را درباره کتاب احمقترین نسل۱۱دریافت میکنم که به تمامی آنها (حتی پیامهای توهینآمیز) پاسخ میدهم. گاهی اوقات دانشجویان اعتراضات قانعکنندهای دارند و من باید آنها را تصدیق کنم؛ که مطلوبترین نوع تعامل از دیدگاه من است. (چراکه میخواهم ثابت کنند که در اشتباه هستم).
اما متاسفانه اکثر ایمیلهایی که دریافت میکنم شامل نکات و تمرینات بیاهمیتی هستند که مانع ارتباط سازنده میشوند. در واقع این خودِ ابزار [ایمیل] است که این نوع ارتباط را تشویق میکند. ایمیل زدن مشوق اطلاعات مختصر و نکات کوتاه است. این یکی از دلایلی است که استفاده از لپتاپ و تبلت را در کلاسها غدغن کردهام. دانشجویان باید در کلاسهای من صفحه نمایشهای خود را بسته نگاه دارند!
*شما به برخی از مشکلات نظام فعلی دانشگاهی اشاره کردید و به همین دلیل شاید افرادی کنجکاو باشند که در مورد راهحلهای ممکن نیز از شما بشنوند. آیا کاهش تکیه دانشگاهها بر استادان حقالتدریسی چارهِ کار است؟
کاهش تعداد دانشجویان کلاسها میتواند به حل مسائل کمک کند؟ کاستن از تکیه بر وجوه حرفهای و شغلی یا دستاوردهای مرتبط در فضای دانشگاهی چطور؟
نهاد دانشگاه به مانند کشتی تایتانیک [غولی بزرگ و در حال غرق شدن] است. پیشنهاد من آن است که مؤسسات علمی هزینههای پولی و انسانی گسترده روی مطالعات بیثمر در علوم انسانی را متوقف کنند و این هزینهها را به مباحث مرتبط با آموزش اختصاص دهند.
میتوان به مربیان حقالتدریسی دستمزد بالاتری پرداخت کرد و آنها را به عنوان مدرس سمینارها و یا ارتباطات عادی استخدام کرد. به علاوه نباید وظایف تحقیقاتی را بر عهده آنها گذاشت. از سوی دیگر در خصوص #استادان پژوهشی، باید از آنها خواسته شود که از سرعت انتشار تحقیقات خود بکاهند و مدل صنعتی۱۲را کنار بگذارند. مدیران مؤسسات باید به ازای ساعاتی که این اساتید برای ارتباط با دانشجویان اختصاص میدهند آنها را مورد تشویق مالی قرار دهند. به علاوه برنامههای تحصیلات تکمیلی که کمتر از هشتاد درصد #فارغالتحصیلان آنها به کار مشغول شده باشند باید متوقف شود. میبیند که پیشنهاد من تا چه میزان عمومی و شناختهشده است.
—---------------
🌟 کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
بگذارید سؤال را به صورت دیگری بپرسم؛ چرا استفاده از ایمیل راه بسیار بدی برای ارتباط کلاسی است؟پرسش دشواری است و در واقع من برای پاسخ دادن به آن چندان مطمئن نیستم؛ اما به هر حال شکی نیست که مباحث کلاسی نمیتواند جایگزین ارتباط رو در رو میان استاد و دانشجو شود. دانشجویان در این گفتوگوها بسیار بیش از زمان کلاسی درباره وجوه نامطلوب زندگی دانشگاهی سخن میگویند. نوعی عامل شباهت و یک رنگی [با جمع] در کلاسها وجود دارد که در ملاقات مستقیم از میان میرود. ما انواع گوناگونی از شورش و نارضایتی جوانان را در فرهنگ عمومی شاهد هستیم اما نباید میزان عامل شباهت و ترس [از طرد شدن] را که در این گونه ژستها مستتر است دستکم بگیریم. خالکوبی، صورتآویزها، ترانههای رپ، زبان عامیانه؛ چه چیزی میتواند از این روشها عامیانهتر و احمقانهتر باشد؟
اما در مورد ایمیل، من با دانشجویان بسیاری از این طریق ارتباط دارم و برای من فرآیندی بسیار اساسی و چالشبرانگیز است. هنوز ایمیلهایی را درباره کتاب احمقترین نسل۱۱دریافت میکنم که به تمامی آنها (حتی پیامهای توهینآمیز) پاسخ میدهم. گاهی اوقات دانشجویان اعتراضات قانعکنندهای دارند و من باید آنها را تصدیق کنم؛ که مطلوبترین نوع تعامل از دیدگاه من است. (چراکه میخواهم ثابت کنند که در اشتباه هستم).
اما متاسفانه اکثر ایمیلهایی که دریافت میکنم شامل نکات و تمرینات بیاهمیتی هستند که مانع ارتباط سازنده میشوند. در واقع این خودِ ابزار [ایمیل] است که این نوع ارتباط را تشویق میکند. ایمیل زدن مشوق اطلاعات مختصر و نکات کوتاه است. این یکی از دلایلی است که استفاده از لپتاپ و تبلت را در کلاسها غدغن کردهام. دانشجویان باید در کلاسهای من صفحه نمایشهای خود را بسته نگاه دارند!
*شما به برخی از مشکلات نظام فعلی دانشگاهی اشاره کردید و به همین دلیل شاید افرادی کنجکاو باشند که در مورد راهحلهای ممکن نیز از شما بشنوند. آیا کاهش تکیه دانشگاهها بر استادان حقالتدریسی چارهِ کار است؟
کاهش تعداد دانشجویان کلاسها میتواند به حل مسائل کمک کند؟ کاستن از تکیه بر وجوه حرفهای و شغلی یا دستاوردهای مرتبط در فضای دانشگاهی چطور؟
نهاد دانشگاه به مانند کشتی تایتانیک [غولی بزرگ و در حال غرق شدن] است. پیشنهاد من آن است که مؤسسات علمی هزینههای پولی و انسانی گسترده روی مطالعات بیثمر در علوم انسانی را متوقف کنند و این هزینهها را به مباحث مرتبط با آموزش اختصاص دهند.
میتوان به مربیان حقالتدریسی دستمزد بالاتری پرداخت کرد و آنها را به عنوان مدرس سمینارها و یا ارتباطات عادی استخدام کرد. به علاوه نباید وظایف تحقیقاتی را بر عهده آنها گذاشت. از سوی دیگر در خصوص #استادان پژوهشی، باید از آنها خواسته شود که از سرعت انتشار تحقیقات خود بکاهند و مدل صنعتی۱۲را کنار بگذارند. مدیران مؤسسات باید به ازای ساعاتی که این اساتید برای ارتباط با دانشجویان اختصاص میدهند آنها را مورد تشویق مالی قرار دهند. به علاوه برنامههای تحصیلات تکمیلی که کمتر از هشتاد درصد #فارغالتحصیلان آنها به کار مشغول شده باشند باید متوقف شود. میبیند که پیشنهاد من تا چه میزان عمومی و شناختهشده است.
—---------------
🌟 کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Audio
#جیره_موسیقی شبانه 🎼🎼
🎼قطعه «ابديت»
اثر #شهرداد_روحاني
آهنگساز، اين قطعه را در سوگ پدر درگذشته اش و طي نيم ساعت ساخته است.
—---------------—
کانال مقاله ها @eduarticle
🎼قطعه «ابديت»
اثر #شهرداد_روحاني
آهنگساز، اين قطعه را در سوگ پدر درگذشته اش و طي نيم ساعت ساخته است.
—---------------—
کانال مقاله ها @eduarticle
Forwarded from فرهنگیان خراسان
آغاز ثبت نام در نوزدهمین دوره جشنواره جوان خوارزمی / متقاضیان شرکت در این جشنواره به سایت www.khwarizmi.ir مراجعه کنند.
—---------------
🌹 به جمع همکاران فرهنگی استان خراسان بپیوندید
@khorasanedu
—---------------
🌹 به جمع همکاران فرهنگی استان خراسان بپیوندید
@khorasanedu
🔶پرورش، غايب بزرگ مدارس ايران. برگزیده از متن
_________
↩آموزشوپرورش؛ ترکيبي که جدا نميشود
آموزشوپرورش براي ما جدا نميشود، درواقع، هيچ آموزشي نيست که از تربيت جدا شود و هيچ تربيتي هم نيست که نياز به آموزش نداشته باشد؛ بنابراين اين دو مسئله از هم جدا نيستند و بر يکديگر اثر دارند اما گروهي هستند که تقدم و تأخري براي آن در نظر ميگيرند و پرورش و تربيت را در اولويت با آموزش مطرح ميکنند. اهميت اين مسئله تا جايي است که پروانه مافي، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي معتقد است آموزشوپرورش تقدم و تأخري ندارند بلکه همزاد يکديگر هستند. «ضروري است ابتدا اين نکته مشخص شود که منظور از آموزشوپرورش چيست که براساس آن، نتيجه گرفته ميشود که #پرورش مقدم بر #آموزش است. درواقع، سؤال اساسي اين است که بر مبناي چه تعريفي از آموزش است که ما نتيجه ميگيريم، ابتدا بايد پرورش شکل بگيرد و سپس آموزش؟ معتقدم تعريفي که از آموزش ارائه ميکنيم، تعريفي جامع و به معناي واقعي کلمه نيست. اساسا در توده جامعه و حتي در ميان صاحبنظران کشور ما، چنين نهادينه شده که آموزش، هيچ ارتباطي با عمل و حوزههاي معرفتي ندارد.
↩پرورش، نيازمند آموزش
معلم وقتي وارد کلاس ميشود، نوع لباسپوشيدن و برخورد با دانشآموزان همه اثر تربيتي دارد اما اينکه چرا مقدم است به اين دليل است که زندگي بشري از نبود علم و دانش کمتر رنج برده و ميبرد تا نبود تربيت. جامعه صدسال پيش را تصور کنيد که تکنولوژي نبود ولي مردم بههرصورت زندگي ميکردند اما در همان صدسال پيش و الان، نبودن راستي و امانتداري، بيطرفي و حقجويي سبب رنجش مردم بود، حالا هم، نبود همين مسائل موجب رنجش مردم ميشود. اين مسائل، مسائل پرورشي است که با آموزش درست نميشود. شايد بههميندليل است که گروهي معتقدند پرورش بايد در اولويت با آموزش قرار گيرد اما اين مسئله به معناي جدايي اين دو نيست بلکه همراه با هم هستند و در برخي موارد ميتوان يکي را بر ديگري مقدم دانست. پروانه مافي دراينزمينه معتقد بوده که پرورش، مرحله کاربست آموزشهاست و براي آنکه پرورش مناسب بيابيم، نيازمند آموزش مناسب و کاربردي هستيم. مبحث ديگري است.»
↩تربيت، حلقه گمشده نظام آموزش
تعريفي که از پرورش ميدانيم، مرحله اجرايي و بالفعلکردن آموزشهاست اما اينکه مدارس تا چه حد اين مسئله را تقويت ميکنند، مشخص نيست. سيدکاظم اکرمي، وزير پيشين آموزشوپرورش در توضيح اين مسئله ميگويد: «ما که از بيرون جامعه و مردم را نگاه ميکنيم، خيلي درصد بالايي نيست و مجموعا زير ٥٠ درصد است. الان بيشتر از ٣٠٠ هزار نفر زنداني داريم و درصد طلاق و خشونت در کشور ما بسيار بالاست. همه اينها نشان ميدهد افرادي که در اين ٣٨ سال تربيت کرديم، از لحاظ انساني و اخلاقي موفق نبودهايم. بااينحال، اگر مجموعه مدرسه، مدير و معلمان رفتاري با عدالت، محبت، عاطفه، تواضع و امثال اينها داشته باشند، قطعا محيط مدرسه، محيط مناسبي براي دانشآموزان ميشوند. در مقابل محيطي که در آن خشونت، تبعيض، بيعدالتي و... باشد، چه در دبستان و چه در دانشگاه باعث آزار و اذيت ميشود.» درواقع، ميتوان گفت آموزشوپرورش کارکردمحور، بهشدت در رغبت دانشآموزان اثرگذار است.
↩دانشآموز محصور در کلاس درس نيست
بحث اولويت آموزشوپرورش و تقدم و تأخر آن، طرحي بود که فخرالدين احمديدانشآشتياني، وزير جديد آموزشوپرورش
مطرح کرد؛ طرحي که معتقد بوده اهميت پرورش بيش از آموزش است. «پرورش به معناي برگزاري يکسري فعاليتهاي فوق برنامه در مدارس نيست بلکه به اين معناست که #نظام_آموزشي بايد کاري کند که دانشآموز در اين سن مهارتهاي زندگي را ياد بگيرد. دانشآموختگان ديپلم با وجود داشتن استعدادهاي لازم بهدليل اينکه در دوران تحصيل مهارتهايي را کسب نکردهاند، بعد از فراغت از تحصيل بيکار ميمانند. مهمترين عامل رشد و توسعه، تربيت نيروهاي کارآفرين است؛ به همين دلیل، نيروي کارآفرين بايد در شخصيت وجودي دانشآموز مانند خلاقيت، تفکر، نگرش مثبت به آينده، مسئوليت اجتماعي و در رأس اينها دينباوري شکل بگيرد. در نظامهاي پيشرفته آموزشي دنيا، مقطع تحصيلي ابتدايي محتواي آموزشي، دانشآموز محصور در کلاس درس نيست و براي رفع اين مشکل بايد دانشآموز در محيط جامعه ديده شود.» از تجربه ديگر کشورها در همکاري توأمان آموزشوپرورش ميتوان بهخوبي دريافت که اين دو از هم جدا و قابل تشکيک نيستند و بايد همراه با هم باشند. بعضي از کشورها مانند سوئد، اسکانديناوي و ژاپن، از آنجا که با توجه به فلسفه تربيتيشان، به دانش روانشناسي بها ميدهند، بسيار موفق بودهاند.
وقایع اتفاقیه
___________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔶پرورش، غايب بزرگ مدارس ايران. برگزیده از متن
_________
↩آموزشوپرورش؛ ترکيبي که جدا نميشود
آموزشوپرورش براي ما جدا نميشود، درواقع، هيچ آموزشي نيست که از تربيت جدا شود و هيچ تربيتي هم نيست که نياز به آموزش نداشته باشد؛ بنابراين اين دو مسئله از هم جدا نيستند و بر يکديگر اثر دارند اما گروهي هستند که تقدم و تأخري براي آن در نظر ميگيرند و پرورش و تربيت را در اولويت با آموزش مطرح ميکنند. اهميت اين مسئله تا جايي است که پروانه مافي، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي معتقد است آموزشوپرورش تقدم و تأخري ندارند بلکه همزاد يکديگر هستند. «ضروري است ابتدا اين نکته مشخص شود که منظور از آموزشوپرورش چيست که براساس آن، نتيجه گرفته ميشود که #پرورش مقدم بر #آموزش است. درواقع، سؤال اساسي اين است که بر مبناي چه تعريفي از آموزش است که ما نتيجه ميگيريم، ابتدا بايد پرورش شکل بگيرد و سپس آموزش؟ معتقدم تعريفي که از آموزش ارائه ميکنيم، تعريفي جامع و به معناي واقعي کلمه نيست. اساسا در توده جامعه و حتي در ميان صاحبنظران کشور ما، چنين نهادينه شده که آموزش، هيچ ارتباطي با عمل و حوزههاي معرفتي ندارد.
↩پرورش، نيازمند آموزش
معلم وقتي وارد کلاس ميشود، نوع لباسپوشيدن و برخورد با دانشآموزان همه اثر تربيتي دارد اما اينکه چرا مقدم است به اين دليل است که زندگي بشري از نبود علم و دانش کمتر رنج برده و ميبرد تا نبود تربيت. جامعه صدسال پيش را تصور کنيد که تکنولوژي نبود ولي مردم بههرصورت زندگي ميکردند اما در همان صدسال پيش و الان، نبودن راستي و امانتداري، بيطرفي و حقجويي سبب رنجش مردم بود، حالا هم، نبود همين مسائل موجب رنجش مردم ميشود. اين مسائل، مسائل پرورشي است که با آموزش درست نميشود. شايد بههميندليل است که گروهي معتقدند پرورش بايد در اولويت با آموزش قرار گيرد اما اين مسئله به معناي جدايي اين دو نيست بلکه همراه با هم هستند و در برخي موارد ميتوان يکي را بر ديگري مقدم دانست. پروانه مافي دراينزمينه معتقد بوده که پرورش، مرحله کاربست آموزشهاست و براي آنکه پرورش مناسب بيابيم، نيازمند آموزش مناسب و کاربردي هستيم. مبحث ديگري است.»
↩تربيت، حلقه گمشده نظام آموزش
تعريفي که از پرورش ميدانيم، مرحله اجرايي و بالفعلکردن آموزشهاست اما اينکه مدارس تا چه حد اين مسئله را تقويت ميکنند، مشخص نيست. سيدکاظم اکرمي، وزير پيشين آموزشوپرورش در توضيح اين مسئله ميگويد: «ما که از بيرون جامعه و مردم را نگاه ميکنيم، خيلي درصد بالايي نيست و مجموعا زير ٥٠ درصد است. الان بيشتر از ٣٠٠ هزار نفر زنداني داريم و درصد طلاق و خشونت در کشور ما بسيار بالاست. همه اينها نشان ميدهد افرادي که در اين ٣٨ سال تربيت کرديم، از لحاظ انساني و اخلاقي موفق نبودهايم. بااينحال، اگر مجموعه مدرسه، مدير و معلمان رفتاري با عدالت، محبت، عاطفه، تواضع و امثال اينها داشته باشند، قطعا محيط مدرسه، محيط مناسبي براي دانشآموزان ميشوند. در مقابل محيطي که در آن خشونت، تبعيض، بيعدالتي و... باشد، چه در دبستان و چه در دانشگاه باعث آزار و اذيت ميشود.» درواقع، ميتوان گفت آموزشوپرورش کارکردمحور، بهشدت در رغبت دانشآموزان اثرگذار است.
↩دانشآموز محصور در کلاس درس نيست
بحث اولويت آموزشوپرورش و تقدم و تأخر آن، طرحي بود که فخرالدين احمديدانشآشتياني، وزير جديد آموزشوپرورش
مطرح کرد؛ طرحي که معتقد بوده اهميت پرورش بيش از آموزش است. «پرورش به معناي برگزاري يکسري فعاليتهاي فوق برنامه در مدارس نيست بلکه به اين معناست که #نظام_آموزشي بايد کاري کند که دانشآموز در اين سن مهارتهاي زندگي را ياد بگيرد. دانشآموختگان ديپلم با وجود داشتن استعدادهاي لازم بهدليل اينکه در دوران تحصيل مهارتهايي را کسب نکردهاند، بعد از فراغت از تحصيل بيکار ميمانند. مهمترين عامل رشد و توسعه، تربيت نيروهاي کارآفرين است؛ به همين دلیل، نيروي کارآفرين بايد در شخصيت وجودي دانشآموز مانند خلاقيت، تفکر، نگرش مثبت به آينده، مسئوليت اجتماعي و در رأس اينها دينباوري شکل بگيرد. در نظامهاي پيشرفته آموزشي دنيا، مقطع تحصيلي ابتدايي محتواي آموزشي، دانشآموز محصور در کلاس درس نيست و براي رفع اين مشکل بايد دانشآموز در محيط جامعه ديده شود.» از تجربه ديگر کشورها در همکاري توأمان آموزشوپرورش ميتوان بهخوبي دريافت که اين دو از هم جدا و قابل تشکيک نيستند و بايد همراه با هم باشند. بعضي از کشورها مانند سوئد، اسکانديناوي و ژاپن، از آنجا که با توجه به فلسفه تربيتيشان، به دانش روانشناسي بها ميدهند، بسيار موفق بودهاند.
وقایع اتفاقیه
___________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from فرهنگیان خراسان
🔶حقوق کارکنان دولت متعادلسازی میشود
—-------------------
نمایندگان مجلس با متعادلسازی حقوق کارکنان دولت موافقت کردند.
به نقل از تسنیم، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست علنی نوبت عصر یکشنبه 15 اسفند قوه مقننه، در جریان بررسی بخش هزینهای لایحه بودجه سال 96 با 154 رأی موافق، 15 رأی مخالف و 2 رأی ممتنع از مجموع 203 نماینده حاضر در جلسه علنی پارلمان با الحاق یک بند به ماده واحده این لایحه موافقت کردند.
براساس این بند الحاقی، دولت موظف شد افزایش حقوق کارمندان دولت را در طی سال 96 به گونهای اعمال کند که ضریب افزایش حقوق کارمندان و کارکنان دولت با دریافتی بالا از حداقل درصد و پایینترین حقوقها از حداکثر افزایش برخوردار باشد.
—---------------
🌹 به جمع همکاران فرهنگی استان خراسان بپیوندید
@khorasanedu
—-------------------
نمایندگان مجلس با متعادلسازی حقوق کارکنان دولت موافقت کردند.
به نقل از تسنیم، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست علنی نوبت عصر یکشنبه 15 اسفند قوه مقننه، در جریان بررسی بخش هزینهای لایحه بودجه سال 96 با 154 رأی موافق، 15 رأی مخالف و 2 رأی ممتنع از مجموع 203 نماینده حاضر در جلسه علنی پارلمان با الحاق یک بند به ماده واحده این لایحه موافقت کردند.
براساس این بند الحاقی، دولت موظف شد افزایش حقوق کارمندان دولت را در طی سال 96 به گونهای اعمال کند که ضریب افزایش حقوق کارمندان و کارکنان دولت با دریافتی بالا از حداقل درصد و پایینترین حقوقها از حداکثر افزایش برخوردار باشد.
—---------------
🌹 به جمع همکاران فرهنگی استان خراسان بپیوندید
@khorasanedu
مگا دانشمند(كيم پيك)، رکورد دار سریعترین کتابخوان جهان
در عرض چند دقیقه کتابی را خوانده و تمام مطالب آنرا به یاد می آورد .
—----------------------
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
در عرض چند دقیقه کتابی را خوانده و تمام مطالب آنرا به یاد می آورد .
—----------------------
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🎬 #معرفی_فیلم
—------------------—
Private Worlds -1935
Director: Gregory La Cava
Writers: Lynn Starling (screenplay), Gregory La Cava
Stars: Claudette Colbert, Charles Boyer, Joan Bennett
#فیلمهای پیرامون #روانشناسی و بیماران روانی
امتیاز فیلم 6 از 10 در IMDb
🔶یک روانپزشک زن مترقی و همکار او که در یک بیمارستان روانی کار می کنند با ورود سرپرست محافظه کار جدید، و مخالفت او با روشهای درمانی آنها داستان فیلم پیش می رود
—---------------—
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🎬 #معرفی_فیلم
—------------------—
Private Worlds -1935
Director: Gregory La Cava
Writers: Lynn Starling (screenplay), Gregory La Cava
Stars: Claudette Colbert, Charles Boyer, Joan Bennett
#فیلمهای پیرامون #روانشناسی و بیماران روانی
امتیاز فیلم 6 از 10 در IMDb
🔶یک روانپزشک زن مترقی و همکار او که در یک بیمارستان روانی کار می کنند با ورود سرپرست محافظه کار جدید، و مخالفت او با روشهای درمانی آنها داستان فیلم پیش می رود
—---------------—
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✅ دغدغههای زنان معلم در آموزشوپرورش در گفتوگو با معلمان
برگزیده از متن
—----------------------
شرق: چند سالی است که چرخ زندگی بدون همراهی زنان، بهویژه در کلانشهرها بهسختی میچرخد. وجود شرایط نامطمئن اقتصادی در کشور، #زنان بیشتری را روانه بازار کار کرده است. زنان شاغلی که علاوه بر دغدغههای مسئولیت روزانه زندگی (همسربودن و مادربودن) باید بتوانند هماهنگی خوبی بین زندگی خانوادگی و زندگی حرفهای خود ایجاد کنند. شاهکارنامیدن این هماهنگی شاید اغراق باشد؛ اما برقراری این تعادل نشان از قدرت مدیریت یک زن و امتیاز ویژه آن نسبت به زنان شاغل دیگر یا حتی زنان خانهدار دارد. معلمی یکی از شغلهایی است که با توجه به بافت سنتی جامعه، برای زنان پذیرفتهشده است و شاید شغلی است که میتواند زمینههای مشترک فکری جامعه سنتی و مدرن را به هم پیوند بزند. درحالحاضر ظرفیت بیش از نیمی از نیروی کار وزارت آموزشوپرورش را زنان تشکیل میدهند؛ ظرفیت بزرگی که حتی باید در اولویتهای نیازسنجیهای پژوهشی آموزشوپرورش قرار گیرد. در این گفتوگو به سراغ چند معلم رفتهایم و بیشتر از مشکلات خاص زنان در آموزشوپرورش و راهکارهای برخورد با آنان پرسیده و پاسخ آنها را شنیدهایم.
🔶بهعنوان سؤال اول مشکل خاص #معلمان_زن چیست؟
نرگس ملکزاده: بسیاری از #فرهنگیان زن مجبور هستند برای تدریس به مناطق محروم یا منطقهای به غیر از منطقه زندگی خود بروند که در دل این مسئله چند مشکل دیگر نهفته است. ممکن است معلمان بنا به دلایل متعدد از قبیل نبودن امکانات و شرایط زندگی در مناطق محروم نتوانند در منطقه مربوطه اقامت داشته باشند که علاوه بر تحمیل هزینه رفتوآمد و هزینه روانی حاصل از این آمدوشدها ممکن است امنیت آنها هم به خطر بیفتد. یکی از مشکلات زنان شاغل همیشه مشکل تنظیم زمان برای زندگی شخصی و زندگی حرفهای است؛ اما چرا باید تنظیم این مشارکت در زندگی طوری نباشد که زن -که همپای مرد در جامعه به فعالیت مشغول است- نتواند در شغل خود ارتقایی شایسته داشته باشد؟ منشأ این بیاعتمادی هم در افکار ماست که هنوز خود قبول نداریم یک زن میتواند یک مدیر یا یک کارمند موفقتر از مردان باشد و همیشه برتری را به مردبودن دادهایم. محدودیت در پوشش را هم میتوان به مشکلات خاص زنان اضافه کرد. در آموزشوپرورش درباره پوشش زنان، هیچ قانون یا بخشنامهای نداریم. بخشنامهای کلی وجود دارد؛ اما نوع پوشش را محدود نمیکند. کسی حق ندارد پوشش مناسب را به دلیل آراستهبودن نقد کند. پیامدهای این سختگیریهای بیمورد وقتی بیشتر نمایان میشود که دقت داشته باشیم که فرسایش شغلی معلمان زن و حتی سلب آرامش روانی از آنها اثراتش را بر ۳۰ دانشآموز میگذارد و این چیزی است که برای زنان شاغل در ارگانهای دیگر صدق نمیکند.
🔶فریبا ایازی: زنان ما از وقتی که دیده نشدند، غیرشاغل نامیده شدند. غافل از آنکه زنان همیشه شاغل بودند. مدیریت امور خانه، شغل کمی نبود؛ اما هرگز خانهداری شغل به حساب نیامد. چندی بعد همزمان با تغییر رویکرد دنیا نسبت به حقوق زن و مرد، زنان اجازه یافتند درس بخوانند تا بتوانند وارد اجتماع شوند. پس از مدتی، زنان همپای مردان در تمام عرصهها به فعالیت مشغول شدند؛ تاآنجاکه عنوان زن شاغل و زن خانهدار زبانزد مردم جامعه شد؛ اما مردها همچنان مرد ماندند و وظایف مردانگی آنان نه کم شد و نه زیاد. زنان شاغل همسر شدند و مادر و همچنان عنوان کدبانوی خانه جزء وظایف لاینفک آنان تعریف میشد. زنان شاغل مادر میشدند و برای مراقبت از خود و فرزند، چهار ماه مرخصی به آنان داده میشد؛ هرچند امروز اخبار خوبی مبنی بر طول مدت مرخصیها شنیده میشود؛ اما سخن ما درباره مشکلات خاص زنان شاغل است. با وجود آنکه امروز زنان، بخش مهمی از وظایف مربوط به همسرداری و فرزندان را برعهده دارند؛ ولی بند مربوط به حق اولاد و عائلهمندی به مردان تعلق میگیرد. این توجیه که مرد سرپرست خانواده است عقلانی نيست زیرا شرایط اقتصادی و حقوقی مردان کارمند بهگونهای نیست که بهتنهایی از مخارج زندگی برآیند.
🔶اگر بخواهید چالش اصلی خودتان را به عنوان یک زن فرهنگی مطرح کنید به چه موردی اشاره میکنید؟ ادامه👇🏾
برگزیده از متن
—----------------------
شرق: چند سالی است که چرخ زندگی بدون همراهی زنان، بهویژه در کلانشهرها بهسختی میچرخد. وجود شرایط نامطمئن اقتصادی در کشور، #زنان بیشتری را روانه بازار کار کرده است. زنان شاغلی که علاوه بر دغدغههای مسئولیت روزانه زندگی (همسربودن و مادربودن) باید بتوانند هماهنگی خوبی بین زندگی خانوادگی و زندگی حرفهای خود ایجاد کنند. شاهکارنامیدن این هماهنگی شاید اغراق باشد؛ اما برقراری این تعادل نشان از قدرت مدیریت یک زن و امتیاز ویژه آن نسبت به زنان شاغل دیگر یا حتی زنان خانهدار دارد. معلمی یکی از شغلهایی است که با توجه به بافت سنتی جامعه، برای زنان پذیرفتهشده است و شاید شغلی است که میتواند زمینههای مشترک فکری جامعه سنتی و مدرن را به هم پیوند بزند. درحالحاضر ظرفیت بیش از نیمی از نیروی کار وزارت آموزشوپرورش را زنان تشکیل میدهند؛ ظرفیت بزرگی که حتی باید در اولویتهای نیازسنجیهای پژوهشی آموزشوپرورش قرار گیرد. در این گفتوگو به سراغ چند معلم رفتهایم و بیشتر از مشکلات خاص زنان در آموزشوپرورش و راهکارهای برخورد با آنان پرسیده و پاسخ آنها را شنیدهایم.
🔶بهعنوان سؤال اول مشکل خاص #معلمان_زن چیست؟
نرگس ملکزاده: بسیاری از #فرهنگیان زن مجبور هستند برای تدریس به مناطق محروم یا منطقهای به غیر از منطقه زندگی خود بروند که در دل این مسئله چند مشکل دیگر نهفته است. ممکن است معلمان بنا به دلایل متعدد از قبیل نبودن امکانات و شرایط زندگی در مناطق محروم نتوانند در منطقه مربوطه اقامت داشته باشند که علاوه بر تحمیل هزینه رفتوآمد و هزینه روانی حاصل از این آمدوشدها ممکن است امنیت آنها هم به خطر بیفتد. یکی از مشکلات زنان شاغل همیشه مشکل تنظیم زمان برای زندگی شخصی و زندگی حرفهای است؛ اما چرا باید تنظیم این مشارکت در زندگی طوری نباشد که زن -که همپای مرد در جامعه به فعالیت مشغول است- نتواند در شغل خود ارتقایی شایسته داشته باشد؟ منشأ این بیاعتمادی هم در افکار ماست که هنوز خود قبول نداریم یک زن میتواند یک مدیر یا یک کارمند موفقتر از مردان باشد و همیشه برتری را به مردبودن دادهایم. محدودیت در پوشش را هم میتوان به مشکلات خاص زنان اضافه کرد. در آموزشوپرورش درباره پوشش زنان، هیچ قانون یا بخشنامهای نداریم. بخشنامهای کلی وجود دارد؛ اما نوع پوشش را محدود نمیکند. کسی حق ندارد پوشش مناسب را به دلیل آراستهبودن نقد کند. پیامدهای این سختگیریهای بیمورد وقتی بیشتر نمایان میشود که دقت داشته باشیم که فرسایش شغلی معلمان زن و حتی سلب آرامش روانی از آنها اثراتش را بر ۳۰ دانشآموز میگذارد و این چیزی است که برای زنان شاغل در ارگانهای دیگر صدق نمیکند.
🔶فریبا ایازی: زنان ما از وقتی که دیده نشدند، غیرشاغل نامیده شدند. غافل از آنکه زنان همیشه شاغل بودند. مدیریت امور خانه، شغل کمی نبود؛ اما هرگز خانهداری شغل به حساب نیامد. چندی بعد همزمان با تغییر رویکرد دنیا نسبت به حقوق زن و مرد، زنان اجازه یافتند درس بخوانند تا بتوانند وارد اجتماع شوند. پس از مدتی، زنان همپای مردان در تمام عرصهها به فعالیت مشغول شدند؛ تاآنجاکه عنوان زن شاغل و زن خانهدار زبانزد مردم جامعه شد؛ اما مردها همچنان مرد ماندند و وظایف مردانگی آنان نه کم شد و نه زیاد. زنان شاغل همسر شدند و مادر و همچنان عنوان کدبانوی خانه جزء وظایف لاینفک آنان تعریف میشد. زنان شاغل مادر میشدند و برای مراقبت از خود و فرزند، چهار ماه مرخصی به آنان داده میشد؛ هرچند امروز اخبار خوبی مبنی بر طول مدت مرخصیها شنیده میشود؛ اما سخن ما درباره مشکلات خاص زنان شاغل است. با وجود آنکه امروز زنان، بخش مهمی از وظایف مربوط به همسرداری و فرزندان را برعهده دارند؛ ولی بند مربوط به حق اولاد و عائلهمندی به مردان تعلق میگیرد. این توجیه که مرد سرپرست خانواده است عقلانی نيست زیرا شرایط اقتصادی و حقوقی مردان کارمند بهگونهای نیست که بهتنهایی از مخارج زندگی برآیند.
🔶اگر بخواهید چالش اصلی خودتان را به عنوان یک زن فرهنگی مطرح کنید به چه موردی اشاره میکنید؟ ادامه👇🏾
ادامه از قبل👆
🔶فرزانه ناظرانپور: آنچه زنان از آن بیشتر رنج میبرند بیاعتمادی زنان به زنان است. متأسفانه زنان خودشان با خودشان بیرحمترند. آنچه جامعه به ما قبولانده همین است: ما نمیتوانیم، آنها میتوانند. مشکلات زنان در آموزشوپرورش باورنکردن یکدیگر است. در ادارات از ضعیفترین زنان در کارهای بالاتر استفاده میشود چون زنان ضعیف هرگز اجازه نمیدهند افراد آزاده و بزرگ به جایی برسند. چطور یک مدیر توان دیدن همکار زن خود را ندارد. چطور نمیتواند ببیند که بازرس مدرسه زن باشد!؟ اگر بازرس مرد بود دوبرابر تحویلش میگیرد. بااینهمه من همیشه اعتقاد داشته و دارم که زنان آنقدر بزرگ هستند که بیشتر از مردان به هم ضربه میزنند. در آموزشوپرورش بیشترین آمار زنان خودسرپرست وجود دارد. زنانی کوشا، باسواد و مظلوم. ما زنان باید به خودمان شخصیت بدهیم. خودمان را باور کنیم.
🔶رفتار مسئولان آموزشوپرورش با معلمان زن چگونه است؟
فرخنده قربانی: با وجود اینکه بیش از 60 درصد و شاید بتوان گفت حدود 70 درصد پرسنل آموزشوپرورش را زنان تشکیل میدهند اما متأسفانه بهشدت مورد بیمهری مسئولان آموزشوپرورش قرارگرفتهاند. از ابتدای انقلاب، مدیران ارشد و سیاستگذاران آموزشوپرورش، محدودیت را با توجه و دقت در این حوزه اشتباه گرفتند و بدون واکاوی مجدد بخشنامه و آموزههای این سازمان مطابق نیاز روز و عصر کنونی، همچنان بر همان منش اصرار ورزیدند تا بحرانهای مختلف در این حوزه به وجود آمد. بارها از منابع رسمی شنیده شده که زن اساس خانواده و اجتماع است و اینکه یک معلم زن، همزمان این دو مسئولیت را با هم داراست، ولی همانطور که گفته شد مدیران سیاستگذار آموزشوپرورش فقط راهکار محدودیت را پیش بردند و دیگر هم زحمت بازنگری آن طبق اصول روانشناسی و جامعهشناسی را به خود ندادند.
🔶در ردههای بالای مدیریتی آموزشوپرورش چقدر از زنها استفاده میکنند؟
فرحناز حیدری: از مدرسه یک قدم بروید بالاتر. در آموزشوپرورش کمتر ادارهای هست که رئیس زن داشته باشد. به نظر من نظم و وجدان کاری زنان بیش از مردان است. بهعنوان کسی که حدود 10 سال سرگروه و بازرس مدارس بودم، این را عرض میکنم؛ ولی اگر مردان مطیع نیستند، مؤثر و تأثیرگذار و نوگرا و خلاق هم نیستند؛ چراکه در آموزشوپرورش قدرت هرمی است و مدیر مدرسه فقط باید تابع فرامین بالادستانش باشد. خیلی از معلمان رغبتی به مدیریت در مدارس ندارند؛ بنابراین مدیران در مدارس برخلاف ادارات دیگر اغلب شایستگیهای لازم برای این پست را ندارند. جامعهپذیری ما، جامعهپذیری جنسی است. مردان و زنان از کودکی میآموزند که مردان موجوداتی برتر هستند. وقتی زنان مردان را برتر از خود میدانند و خودشان را قبول ندارند، چطور میتوانند به همجنس خود به اندازه یک مرد احترام بگذارند؟! نظام آموزشی افراد مطیع میخواهد، نه افراد خلاق و شاد.
🔶آنقدر که به مردان در حوزههای آموزشی بها داده میشود، آیا زنان هم چنین شرایطی را دارند؟
زهرا خماریان: شاید در همه اعصار و بیشتر جوامع هنوز هم این باور هست که زنان باید مطیع، مهربان، ازخودگذشته، فداکار، قانع و... باشند. مطیعبودن محض را هنوز هم بسیاری کلید و رمز موفقیت زن میدانند و البته نگاه و عملکرد آموزشوپرورش در مدیریت و بهکارگیری زنان بر این باور منسوخشده شکل گرفته است. این را میتوان به وضوح در مدیریت اغلب بانوان در مدارس به چشم دید: مطیعبودن محض و مجریان سربهراه بخشنامههای بیانتها و صوری و ویترینی اداری. بشخصه همکاران زیادی را دیدهام که خود را به آب و آتش میزنند تا بیعیبتر، کوشاتر، خلاقتر و فعالتر جلوه کنند. گاهی چنان حمایتهای کورکورانهای از مدیران بالادستی خصوصا «مرد» دارند که به بیگاریکردن روی میآورند.
🔶اگر بخواهیم به اصلیترین و اساسیترین مشکل معلمان زن برسیم، اولین مسئلهای که به ذهنتان خطور میکند، چیست و برای حل آن چه باید کرد؟
علی بهشتینیا: به نظر من یک مشکل اساسی و مشترک ما معلمان، فاصله جنس زن و مرد در محیط کار است.
—---------------—
🔵کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔶فرزانه ناظرانپور: آنچه زنان از آن بیشتر رنج میبرند بیاعتمادی زنان به زنان است. متأسفانه زنان خودشان با خودشان بیرحمترند. آنچه جامعه به ما قبولانده همین است: ما نمیتوانیم، آنها میتوانند. مشکلات زنان در آموزشوپرورش باورنکردن یکدیگر است. در ادارات از ضعیفترین زنان در کارهای بالاتر استفاده میشود چون زنان ضعیف هرگز اجازه نمیدهند افراد آزاده و بزرگ به جایی برسند. چطور یک مدیر توان دیدن همکار زن خود را ندارد. چطور نمیتواند ببیند که بازرس مدرسه زن باشد!؟ اگر بازرس مرد بود دوبرابر تحویلش میگیرد. بااینهمه من همیشه اعتقاد داشته و دارم که زنان آنقدر بزرگ هستند که بیشتر از مردان به هم ضربه میزنند. در آموزشوپرورش بیشترین آمار زنان خودسرپرست وجود دارد. زنانی کوشا، باسواد و مظلوم. ما زنان باید به خودمان شخصیت بدهیم. خودمان را باور کنیم.
🔶رفتار مسئولان آموزشوپرورش با معلمان زن چگونه است؟
فرخنده قربانی: با وجود اینکه بیش از 60 درصد و شاید بتوان گفت حدود 70 درصد پرسنل آموزشوپرورش را زنان تشکیل میدهند اما متأسفانه بهشدت مورد بیمهری مسئولان آموزشوپرورش قرارگرفتهاند. از ابتدای انقلاب، مدیران ارشد و سیاستگذاران آموزشوپرورش، محدودیت را با توجه و دقت در این حوزه اشتباه گرفتند و بدون واکاوی مجدد بخشنامه و آموزههای این سازمان مطابق نیاز روز و عصر کنونی، همچنان بر همان منش اصرار ورزیدند تا بحرانهای مختلف در این حوزه به وجود آمد. بارها از منابع رسمی شنیده شده که زن اساس خانواده و اجتماع است و اینکه یک معلم زن، همزمان این دو مسئولیت را با هم داراست، ولی همانطور که گفته شد مدیران سیاستگذار آموزشوپرورش فقط راهکار محدودیت را پیش بردند و دیگر هم زحمت بازنگری آن طبق اصول روانشناسی و جامعهشناسی را به خود ندادند.
🔶در ردههای بالای مدیریتی آموزشوپرورش چقدر از زنها استفاده میکنند؟
فرحناز حیدری: از مدرسه یک قدم بروید بالاتر. در آموزشوپرورش کمتر ادارهای هست که رئیس زن داشته باشد. به نظر من نظم و وجدان کاری زنان بیش از مردان است. بهعنوان کسی که حدود 10 سال سرگروه و بازرس مدارس بودم، این را عرض میکنم؛ ولی اگر مردان مطیع نیستند، مؤثر و تأثیرگذار و نوگرا و خلاق هم نیستند؛ چراکه در آموزشوپرورش قدرت هرمی است و مدیر مدرسه فقط باید تابع فرامین بالادستانش باشد. خیلی از معلمان رغبتی به مدیریت در مدارس ندارند؛ بنابراین مدیران در مدارس برخلاف ادارات دیگر اغلب شایستگیهای لازم برای این پست را ندارند. جامعهپذیری ما، جامعهپذیری جنسی است. مردان و زنان از کودکی میآموزند که مردان موجوداتی برتر هستند. وقتی زنان مردان را برتر از خود میدانند و خودشان را قبول ندارند، چطور میتوانند به همجنس خود به اندازه یک مرد احترام بگذارند؟! نظام آموزشی افراد مطیع میخواهد، نه افراد خلاق و شاد.
🔶آنقدر که به مردان در حوزههای آموزشی بها داده میشود، آیا زنان هم چنین شرایطی را دارند؟
زهرا خماریان: شاید در همه اعصار و بیشتر جوامع هنوز هم این باور هست که زنان باید مطیع، مهربان، ازخودگذشته، فداکار، قانع و... باشند. مطیعبودن محض را هنوز هم بسیاری کلید و رمز موفقیت زن میدانند و البته نگاه و عملکرد آموزشوپرورش در مدیریت و بهکارگیری زنان بر این باور منسوخشده شکل گرفته است. این را میتوان به وضوح در مدیریت اغلب بانوان در مدارس به چشم دید: مطیعبودن محض و مجریان سربهراه بخشنامههای بیانتها و صوری و ویترینی اداری. بشخصه همکاران زیادی را دیدهام که خود را به آب و آتش میزنند تا بیعیبتر، کوشاتر، خلاقتر و فعالتر جلوه کنند. گاهی چنان حمایتهای کورکورانهای از مدیران بالادستی خصوصا «مرد» دارند که به بیگاریکردن روی میآورند.
🔶اگر بخواهیم به اصلیترین و اساسیترین مشکل معلمان زن برسیم، اولین مسئلهای که به ذهنتان خطور میکند، چیست و برای حل آن چه باید کرد؟
علی بهشتینیا: به نظر من یک مشکل اساسی و مشترک ما معلمان، فاصله جنس زن و مرد در محیط کار است.
—---------------—
🔵کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🌼دکتر فاطمی استاد دانشگاه هاروارد در "اجلاس جامعه ایمن در مشهد " بر ضرورت رشد اخلاقی و وجود قلب های مهربان و آکنده از عطوفت برای توسعه جامعه ایمن تاکید داشت. @eduarticle
Forwarded from دکتر مهدی امیراحمدی آهنگ
💥 برای افزایش دانش در زمینه یادگیری و آموزش، با ما همراه شوید.
✅دنیای یادگیری؛ فرصتی برای دانشافزایی
https://telegram.me/joinchat/BScmvUDPVx2KUokodCyihA
✅دنیای یادگیری؛ فرصتی برای دانشافزایی
https://telegram.me/joinchat/BScmvUDPVx2KUokodCyihA
#جیره_شعر شبانه 🌒🌒
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
#کاظم_بهمنی
—---------------—
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی @eduarticle
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
#کاظم_بهمنی
—---------------—
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی @eduarticle
🔵 گفتوگو با وزیر آموزش و پرورش:
جای آموزش #مهارت_زندگی در مدارس خالی است
—------------------------------
🔶 وزیر آموزش و پرورش درباره مهمترین مشکل این وزارتخانه میگوید: «مهمترین مشکل ما کارکرد نظام تعلیم و تربیت در مدارس است. متأسفانه کارکرد آموزش و پرورش بیشتر در حوزه آموزش بوده است. در این سال ها اگر بحث برنامهریزی آموزشی داشتیم هدفم این است ابتدا این نگرش را در بین همکارانم جا بیندازیم که مدرسه فقط جای یاد گرفتن فیزیک، ریاضی و ادبیات نیست، بلکه مدرسه جایگاهی است که دانشآموز باید تربیت شود، یاد بگیرد با مشکلات زندگی چگونه برخورد کند.»
🔶نگاه امنیتی در آموزش و پرورش را اصلاح میکنم
وزیر آموزش و پرورش درباره حساسیتهای موجود درباره #معلمان میگوید: «همه به دنبال این موضوع هستیم که سند تحول به طور واقعی اجرا شود. باید سعی کنیم این حساسیتهایی را که ممکن است روی معلمان وجود داشته باشد از بین ببریم و البته یکی از برنامههای من در وزارتخانه این بوده که نگاه امنیتی به آموزش و پرورش را اصلاح کنم و تا جایی که توانستم هم در این مدت این موضوع را اصلاح کردم، سیاستهای کلان دولت و وزارتخانه بر این است که نگاه امنیتی روی معلم نباشد.»
🔶 در برابر #آسیبهای_اجتماعی سکوت نمیکنم
دو رویکرد میتوانیم نسبت به این مسأله داشته باشیم؛ برای دانشآموزان درگیر آسیب، سیستم آموزشی مجزایی را بگذاریم اما باید بدانیم که با این آموزشها دانش آموزان ما واکسینه نمیشوند، بنده معتقدم این موضوع با این راهکارها حل نمیشود اگر بخواهیم از آسیبهای اجتماعی پیشگیری کنیم، باید علتیابی درستی از این موضوع داشته باشیم. همچنین بیشتر دانشآموزان که درگیر آسیب اجتماعی میشوند حالت یأس و ناامیدی نسبت به زندگی و آینده دارند. متأسفانه دانشآموزان ما وقتی با بحران روبهرو میشوند، نمیتوانند آن را حل کنند. پس در اینجا جای خالی مهارتهای اجتماعی دیده میشود. این مهارتها در کلاس درس باید تدریس شود. آقای معلم و مربی یکی از وظایفش این است که اعتماد به نفس دانشآموز را بالا ببرد و روشهای حل مسأله را آموزش دهد.»
«اما نباید برای کاهش آسیبها راهکارهای کوتاه مدت را در نظر بگیریم نگرانی من از این است که صورت مسأله را با راهحلهای کوتاهمدت پاک کنیم. این ریشهیابی نیست و مسائل ادامه پیدا میکند در شرایط فعلی نباید اقدام کوتاهمدت داشته باشیم.»
🔶 تنبیه دانش آموز برخلاف قانون است
هر روز از گوشه و کنار کشور خبرهایی مبنی بر آزار و اذیت دانشآموزان از سوی معلم میرسد ،وزیر آموزش و پـــــــــرورش دربــــاره سیاستهای بازدارندهاش برای #تنبیه در مدارس میگوید: «درخصوص تنبیه بدنی هم اعتقاد راسخ دارم که این امر برخلاف اصول تعلیم و تربیت و قوانین موجود آموزش و پرورش است،اما متأسفانه گاهی تنبیه بدنی هم در مدارس دیده میشود که قابل پذیرش نیست؛با معلمی که دانش آموز را تنبیه کند برخورد جدی خواهیم داشت.»
او با اشاره به سیاستهای بازدارنده آموزش و پرورش در قبال تنبیه دانش آموزان تأکید میکند: «آموزش و اطلاعرسانی، درخواست برنامه آموزشی از مدیران استانها، مناطق و مدارس، اطلاعرسانی به معلمان از آییننامههای ممنوعیت تنبیه بدنی در مدارس،بحث بررسی و تبادل نظر درباره موضوع تنبیه بدنی در مدارس در فرصت شورای دبیران از جمله کارهایی است که ما در وزارتخانه انجام میدهیم . با این همه معلم ما بدون شک متأثر از مسائل معیشتی است،متأثر از فیزیک کلاس و محیط کار است. متأثر از مطالبی است که در کتابهای درسی نوشته میشود. معلم متأثر از فرهنگ اجتماعی جامعه و... است و عوامل بیشمار دیگری وجود دارد که در شکلگیری رفتارها و تصمیمگیریها مؤثرند و بدون تردید در تصمیمات معلمان مؤثر هستند. تلاشهای ما، مجموعه دولت و جامعه، باید این باشد که شرایطی فراهم کنیم که #معلم به عنوان اصلیترین رکن تعلیم و تربیت از امنیت روانی و اجتماعی و شغلی و جسمی برخوردار باشد.»
متن کامل این گفتوگو را درسالنامه نوروزی «ایران» بخوانید.
—----------------------
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
🔵 گفتوگو با وزیر آموزش و پرورش:
جای آموزش #مهارت_زندگی در مدارس خالی است
—------------------------------
🔶 وزیر آموزش و پرورش درباره مهمترین مشکل این وزارتخانه میگوید: «مهمترین مشکل ما کارکرد نظام تعلیم و تربیت در مدارس است. متأسفانه کارکرد آموزش و پرورش بیشتر در حوزه آموزش بوده است. در این سال ها اگر بحث برنامهریزی آموزشی داشتیم هدفم این است ابتدا این نگرش را در بین همکارانم جا بیندازیم که مدرسه فقط جای یاد گرفتن فیزیک، ریاضی و ادبیات نیست، بلکه مدرسه جایگاهی است که دانشآموز باید تربیت شود، یاد بگیرد با مشکلات زندگی چگونه برخورد کند.»
🔶نگاه امنیتی در آموزش و پرورش را اصلاح میکنم
وزیر آموزش و پرورش درباره حساسیتهای موجود درباره #معلمان میگوید: «همه به دنبال این موضوع هستیم که سند تحول به طور واقعی اجرا شود. باید سعی کنیم این حساسیتهایی را که ممکن است روی معلمان وجود داشته باشد از بین ببریم و البته یکی از برنامههای من در وزارتخانه این بوده که نگاه امنیتی به آموزش و پرورش را اصلاح کنم و تا جایی که توانستم هم در این مدت این موضوع را اصلاح کردم، سیاستهای کلان دولت و وزارتخانه بر این است که نگاه امنیتی روی معلم نباشد.»
🔶 در برابر #آسیبهای_اجتماعی سکوت نمیکنم
دو رویکرد میتوانیم نسبت به این مسأله داشته باشیم؛ برای دانشآموزان درگیر آسیب، سیستم آموزشی مجزایی را بگذاریم اما باید بدانیم که با این آموزشها دانش آموزان ما واکسینه نمیشوند، بنده معتقدم این موضوع با این راهکارها حل نمیشود اگر بخواهیم از آسیبهای اجتماعی پیشگیری کنیم، باید علتیابی درستی از این موضوع داشته باشیم. همچنین بیشتر دانشآموزان که درگیر آسیب اجتماعی میشوند حالت یأس و ناامیدی نسبت به زندگی و آینده دارند. متأسفانه دانشآموزان ما وقتی با بحران روبهرو میشوند، نمیتوانند آن را حل کنند. پس در اینجا جای خالی مهارتهای اجتماعی دیده میشود. این مهارتها در کلاس درس باید تدریس شود. آقای معلم و مربی یکی از وظایفش این است که اعتماد به نفس دانشآموز را بالا ببرد و روشهای حل مسأله را آموزش دهد.»
«اما نباید برای کاهش آسیبها راهکارهای کوتاه مدت را در نظر بگیریم نگرانی من از این است که صورت مسأله را با راهحلهای کوتاهمدت پاک کنیم. این ریشهیابی نیست و مسائل ادامه پیدا میکند در شرایط فعلی نباید اقدام کوتاهمدت داشته باشیم.»
🔶 تنبیه دانش آموز برخلاف قانون است
هر روز از گوشه و کنار کشور خبرهایی مبنی بر آزار و اذیت دانشآموزان از سوی معلم میرسد ،وزیر آموزش و پـــــــــرورش دربــــاره سیاستهای بازدارندهاش برای #تنبیه در مدارس میگوید: «درخصوص تنبیه بدنی هم اعتقاد راسخ دارم که این امر برخلاف اصول تعلیم و تربیت و قوانین موجود آموزش و پرورش است،اما متأسفانه گاهی تنبیه بدنی هم در مدارس دیده میشود که قابل پذیرش نیست؛با معلمی که دانش آموز را تنبیه کند برخورد جدی خواهیم داشت.»
او با اشاره به سیاستهای بازدارنده آموزش و پرورش در قبال تنبیه دانش آموزان تأکید میکند: «آموزش و اطلاعرسانی، درخواست برنامه آموزشی از مدیران استانها، مناطق و مدارس، اطلاعرسانی به معلمان از آییننامههای ممنوعیت تنبیه بدنی در مدارس،بحث بررسی و تبادل نظر درباره موضوع تنبیه بدنی در مدارس در فرصت شورای دبیران از جمله کارهایی است که ما در وزارتخانه انجام میدهیم . با این همه معلم ما بدون شک متأثر از مسائل معیشتی است،متأثر از فیزیک کلاس و محیط کار است. متأثر از مطالبی است که در کتابهای درسی نوشته میشود. معلم متأثر از فرهنگ اجتماعی جامعه و... است و عوامل بیشمار دیگری وجود دارد که در شکلگیری رفتارها و تصمیمگیریها مؤثرند و بدون تردید در تصمیمات معلمان مؤثر هستند. تلاشهای ما، مجموعه دولت و جامعه، باید این باشد که شرایطی فراهم کنیم که #معلم به عنوان اصلیترین رکن تعلیم و تربیت از امنیت روانی و اجتماعی و شغلی و جسمی برخوردار باشد.»
متن کامل این گفتوگو را درسالنامه نوروزی «ایران» بخوانید.
—----------------------
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✈️ نخستین پرواز بدون خدمه مرد
—---------------------
هواپیمایی هند نخستین شرکت هواپیمایی است که بسیاری از پروازهای خود را فقط با خلبانها و خدمه زن و بدون استفاده از هیچ مردی راهی سفر میکند.
يكي از اين پروازها از فرودگاه دهلي در هند پرواز خود را شروع كرد و بعد از پرواز 9هزار و 500مايلي (تقريبا 15هزار و 300كيلومتر) در فرودگاه سانفرانسيسكو فرود آمد درحاليكه همه خدمه از داخل فرودگاه تا خود هواپيما زن بودند. همشهری
—----------------------
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
✈️ نخستین پرواز بدون خدمه مرد
—---------------------
هواپیمایی هند نخستین شرکت هواپیمایی است که بسیاری از پروازهای خود را فقط با خلبانها و خدمه زن و بدون استفاده از هیچ مردی راهی سفر میکند.
يكي از اين پروازها از فرودگاه دهلي در هند پرواز خود را شروع كرد و بعد از پرواز 9هزار و 500مايلي (تقريبا 15هزار و 300كيلومتر) در فرودگاه سانفرانسيسكو فرود آمد درحاليكه همه خدمه از داخل فرودگاه تا خود هواپيما زن بودند. همشهری
—----------------------
کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
🌱کارگاه فلسفه برای کودکان P4C با اجرای دکتر یحیی قائدی🌱
۳۰ فروردین ۹۶ در دانشگاه صنعتی شریف
۳۰ فروردین ۹۶ در دانشگاه صنعتی شریف
✅#نکته_هایی از کتاب #هنر_بحث و #مناظره – قسمت دوم
—---------------------—
ژرار وینیه- ترجمه منصور متین –انتشارات مرسل- 1391-
حق دادن به دیگران :
موضوعاتی است که نمیتوان درباره آنها به یک رای قاطع و مشخص رسید. از یک طرف حرفها را رد یا محکوم میکنیم اما از طرف دیگر نمیتوان منکر برخی حقایق و عوامل موجود نیز شد وگرنه ممکن است متهم به جهل و بداندیشی شویم.
پس باید بتوان حقایق را درست توضیح داد و ارزش دلایل خود را به مخاطب فهماند. در این راستا باید به دیگران هم حق داد یعنی پذیرفت که برخی از نکات موردنظر ایشان نیز درست است. اما این حق دادنها زمینهای برای انتقادات بعدی است.
کوچک شمردن (کم اهمیت جلوه دادن)
در گفتگوها مواضع ما به گونهای است که به سختی میتوان از آن دفاع کرد، یعنی حقایق مانند روز روشن است و انکار آنها ناشیانه خواهد بود. از طرف دیگر میدانیم که حاضران هم چندان با ما همرای نیستند. همه سعی میکنند که اهمیت حقایق و شواهد مذکور را بیشتر نشان دهند تا به ما ایراد وارد شود. دیگر امیدی نیست که بتوان دیگران را متقاعد کرد. در این حالت، باید حالت تدافعی اتخاذ کرد، یعنی به آن شواهد و حقایق اقرار کرد اما سعی نمود که اهمیت آنها کوچک جلوه داده شود. البته حالت تدافعی به معنای کم تحرکی نیست، بلکه درست عکس اینست.
حاشا:
همان انکار شدید است. حاشا وقتی است که کسی را سرزنش کنیم که اصلا چرا این طور گفتهاست یا چرا انتظار دارد ما فلان چیز را بگوییم، یعنی اگر افکار و گفتههای شما علنا بد تفسیر شده باشد تا نتایج بدی هم از آن گرفته شود، در آن صورت مجبورید با قدرت تمام موضع خود را مشخص و معنای درست گفته های خود را یادآوری کنید.
گاهی ممکن است به علت نبود دلایل موثق، برای متقاعد کردن طرف مقابل با مشکلاتی مواجه شویم شاید هم خود مخاطب میلی به قانع شدن نداشتهباشد. به هر حال از این موارد پیش میآید. اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتید،راهی ندارید جز اینکه با او از در راستی درآیید و با حسن نیت و صداقت خود او را متقاعد کنید. در این صورت میتوان امیدوار بود که در اثر تعامل مستقیم و ارتباط با شنونده همراه ساختن وی با افکار خودتان آسانتر شود.
اطمینان دادن
مردم غالبا، با یک شایعه، یک خبر ناگهانی و یا حرفی که زود بینشان منتشر میشود دچار نگرانی میشوند. اطمینان دادن به افراد، یعنی به آنان نشان دهیم که ترسشان خیلی افراطی بودهاست و واقعیت قضیه آنقدر که ایشان ترسیدهاند، جدی نبودهاست.
توضیح تفاوتها (فرق گذاشتن)
در بعضی مسائل میتوان اظهار نظر قاطع کرد، یعنی نظری داد که جای چون و چرا ندارد، یعنی آدم از نظر خودش بسیار مطمئن است. در مقابل، در مورد بعضی مسائل نمیتوان خیلی رک و دقیق حرف زد. مجبوریم جوانب قضیه را سبک و سنگین کنیم، یعنی نشان دهیم که قضا یا آن قدرها هم ساده نیست و چیزهای دیگری هم وجود دارد که باید در توضیحات به آن توجه داشت. ناچار باید میان مسائل تفاوت قائل شد. فرق گذاشتن و توضیح تفاوتها تقریبا همان روش حق دادن به دیگران است البته به شیوهای ظریفتر و محتاطانهتر.
طرح احتمالات
در قبال هر اتفاقی که پیش روی ماست یا هر تصمیمی یا هر نتیجهای که از آن حاصل میشود، مواضع مختلفی میتوان اتخاذ کرد. این مواضع درجات متفاوتی دارد، از یقین کامل تا یقین نیمهکامل و همینطور در حد فاصل بین امر قطعی و امر غیرممکن در اینباره، معمولا تمام درجات احتمال وقوع یک مسئله را بررسی میکنیم. این کار به منزلهی نشان دادن کمترین و بیشترین اطمینانی است که به حرفهای خود داریم به این کار مدالیزه یا طرح احتمال میگویند.
جوانب مختلف یک رویداد احتمالی
مداخله در بحث
گاهی ممکن است بعد از هر سخنرانی یا گفتار دیگری، مجبور شویم در مباحث مداخله کنیم تا دیدگاه خود را به دیگران بفهمانیم. در این صورت باید بدانیم که چگونه میتوان سررشته کلام را از دست آنان گرفت.
🔹ادامه دارد .... در پستهای بعدی . روی هشتک کلیک کنید
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------—
ژرار وینیه- ترجمه منصور متین –انتشارات مرسل- 1391-
حق دادن به دیگران :
موضوعاتی است که نمیتوان درباره آنها به یک رای قاطع و مشخص رسید. از یک طرف حرفها را رد یا محکوم میکنیم اما از طرف دیگر نمیتوان منکر برخی حقایق و عوامل موجود نیز شد وگرنه ممکن است متهم به جهل و بداندیشی شویم.
پس باید بتوان حقایق را درست توضیح داد و ارزش دلایل خود را به مخاطب فهماند. در این راستا باید به دیگران هم حق داد یعنی پذیرفت که برخی از نکات موردنظر ایشان نیز درست است. اما این حق دادنها زمینهای برای انتقادات بعدی است.
کوچک شمردن (کم اهمیت جلوه دادن)
در گفتگوها مواضع ما به گونهای است که به سختی میتوان از آن دفاع کرد، یعنی حقایق مانند روز روشن است و انکار آنها ناشیانه خواهد بود. از طرف دیگر میدانیم که حاضران هم چندان با ما همرای نیستند. همه سعی میکنند که اهمیت حقایق و شواهد مذکور را بیشتر نشان دهند تا به ما ایراد وارد شود. دیگر امیدی نیست که بتوان دیگران را متقاعد کرد. در این حالت، باید حالت تدافعی اتخاذ کرد، یعنی به آن شواهد و حقایق اقرار کرد اما سعی نمود که اهمیت آنها کوچک جلوه داده شود. البته حالت تدافعی به معنای کم تحرکی نیست، بلکه درست عکس اینست.
حاشا:
همان انکار شدید است. حاشا وقتی است که کسی را سرزنش کنیم که اصلا چرا این طور گفتهاست یا چرا انتظار دارد ما فلان چیز را بگوییم، یعنی اگر افکار و گفتههای شما علنا بد تفسیر شده باشد تا نتایج بدی هم از آن گرفته شود، در آن صورت مجبورید با قدرت تمام موضع خود را مشخص و معنای درست گفته های خود را یادآوری کنید.
گاهی ممکن است به علت نبود دلایل موثق، برای متقاعد کردن طرف مقابل با مشکلاتی مواجه شویم شاید هم خود مخاطب میلی به قانع شدن نداشتهباشد. به هر حال از این موارد پیش میآید. اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتید،راهی ندارید جز اینکه با او از در راستی درآیید و با حسن نیت و صداقت خود او را متقاعد کنید. در این صورت میتوان امیدوار بود که در اثر تعامل مستقیم و ارتباط با شنونده همراه ساختن وی با افکار خودتان آسانتر شود.
اطمینان دادن
مردم غالبا، با یک شایعه، یک خبر ناگهانی و یا حرفی که زود بینشان منتشر میشود دچار نگرانی میشوند. اطمینان دادن به افراد، یعنی به آنان نشان دهیم که ترسشان خیلی افراطی بودهاست و واقعیت قضیه آنقدر که ایشان ترسیدهاند، جدی نبودهاست.
توضیح تفاوتها (فرق گذاشتن)
در بعضی مسائل میتوان اظهار نظر قاطع کرد، یعنی نظری داد که جای چون و چرا ندارد، یعنی آدم از نظر خودش بسیار مطمئن است. در مقابل، در مورد بعضی مسائل نمیتوان خیلی رک و دقیق حرف زد. مجبوریم جوانب قضیه را سبک و سنگین کنیم، یعنی نشان دهیم که قضا یا آن قدرها هم ساده نیست و چیزهای دیگری هم وجود دارد که باید در توضیحات به آن توجه داشت. ناچار باید میان مسائل تفاوت قائل شد. فرق گذاشتن و توضیح تفاوتها تقریبا همان روش حق دادن به دیگران است البته به شیوهای ظریفتر و محتاطانهتر.
طرح احتمالات
در قبال هر اتفاقی که پیش روی ماست یا هر تصمیمی یا هر نتیجهای که از آن حاصل میشود، مواضع مختلفی میتوان اتخاذ کرد. این مواضع درجات متفاوتی دارد، از یقین کامل تا یقین نیمهکامل و همینطور در حد فاصل بین امر قطعی و امر غیرممکن در اینباره، معمولا تمام درجات احتمال وقوع یک مسئله را بررسی میکنیم. این کار به منزلهی نشان دادن کمترین و بیشترین اطمینانی است که به حرفهای خود داریم به این کار مدالیزه یا طرح احتمال میگویند.
جوانب مختلف یک رویداد احتمالی
مداخله در بحث
گاهی ممکن است بعد از هر سخنرانی یا گفتار دیگری، مجبور شویم در مباحث مداخله کنیم تا دیدگاه خود را به دیگران بفهمانیم. در این صورت باید بدانیم که چگونه میتوان سررشته کلام را از دست آنان گرفت.
🔹ادامه دارد .... در پستهای بعدی . روی هشتک کلیک کنید
—----------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from جامعهای بهتر بسازیم
Audio
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
#تکنولوژی در تعلیم وتربیت و کلاسهای آینده
----------------------------
↩ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#تکنولوژی در تعلیم وتربیت و کلاسهای آینده
----------------------------
↩ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from جامعهای بهتر بسازیم
Farayan e Doost Dashtan.mov
9.6 MB
فرایند دوستداشتن
@JameahiBehtarBesazim
@JameahiBehtarBesazim