Forwarded from میثم هاشمخانی
✏️☑️عصر «آموزش مادام العمر» به روایت اکونومیست:
«مرجعیت آموزشی» در قرن 21، از دانشگاه و مدرسه به سمت آموزش های کاربردی در فضای مجازی جابجا می شود
سرمقاله اکونومیست:
goo.gl/CRXP7K
☑️ @Social_Economics
«مرجعیت آموزشی» در قرن 21، از دانشگاه و مدرسه به سمت آموزش های کاربردی در فضای مجازی جابجا می شود
سرمقاله اکونومیست:
goo.gl/CRXP7K
☑️ @Social_Economics
↩ارائه لایحه جابجایی تعطیلات تابستانی مدارس به مجلس
_______________
🔸دانش آشتياني، وزیر آموزش و پرورش درباره اجرای مصوبه جابجایی تعطیلات مدارس به علت آلودگی هوا از سال تحصیلی پیش رو گفت:
🔹زمانبندی سال تحصیلی را به عنوان یک لایحه از طرف دولت به مجلس ارائه کرده ایم تا مجلس این اختیار را به دولت بدهد که مقداری در برگزاری سال تحصیلی انعطاف پذیری داشته باشد.
_______________
🌟مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
↩ارائه لایحه جابجایی تعطیلات تابستانی مدارس به مجلس
_______________
🔸دانش آشتياني، وزیر آموزش و پرورش درباره اجرای مصوبه جابجایی تعطیلات مدارس به علت آلودگی هوا از سال تحصیلی پیش رو گفت:
🔹زمانبندی سال تحصیلی را به عنوان یک لایحه از طرف دولت به مجلس ارائه کرده ایم تا مجلس این اختیار را به دولت بدهد که مقداری در برگزاری سال تحصیلی انعطاف پذیری داشته باشد.
_______________
🌟مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from Jamal Mirjafari
Audio
🌱آموزش مغالطه های تربیتی به والدین 5⃣🌱
⛔️مغالطه پهلوان پنبه یا مترسک پوشالی⛔️
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم و تجارب تربیتی https://telegram.me/nasleP
⛔️مغالطه پهلوان پنبه یا مترسک پوشالی⛔️
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم و تجارب تربیتی https://telegram.me/nasleP
📝 اخراج با احترام
درباره بازنشستگي پيش از موعد زنان
—------------------
سه روز از مصوبه مجلس شوراي اسلامي درباره بازنشستگي پيش از موعد زنان کارگر با حذف شرط سني ميگذرد و هنوز سيل نظرات موافق و مخالف زيادي بهسوي اين مصوبه سرازير ميشود. سه روز پيش در جريان بررسي مواد ارجاعي لايحه برنامه ششم توسعه کل کشور با الحاق يک ماده به اين لايحه، نمایندگان مجلس با ١٣٩ رأي موافق، ٢٢رأي مخالف و دو رأي ممتنع از مجموع ١٩٥ نماينده حاضر موافقت کردند. اين پيشنهاد از طرف پروانه سلحشوري، نماينده تهران ارائه شد. بهموجب اين ماده الحاقي، دستگاهها، سازمانها و شرکتهاي دولتي و عمومي غيردولتي تابع صندوقهاي بازنشستگي اعم از کشوري يا تأمين اجتماعي موظف شدند با درخواست بازنشستگي بانوان شاغل که داراي حداقل ٢٠ سال سابقه خدمت هستند، بدون محدوديت سني موافقت کنند. ميزان محاسبه حقوق آنها براساس تعداد سالهاي کارکرد و پرداخت حق بيمهشان خواهد بود. مخالفان اين مصوبه، دو دسته هستند؛ يک دسته کساني که آن را باوجود ظاهر حمايتياش در درازمدت به ضرر زنان ميدانند و ميگويند با چنين قوانيني، کارفرماهايي که مايل به کار با زنان باشند هر روز کم و کمتر ميشوند و حضور شغلي زنان هم در جامعه کمتر ميشود. آنها ميگويند بايد بهجاي نگاه حذفي به زنان در فضاي اشتغال امکانات بهتر براي حضور آنها فراهم شود. دسته ديگر مخالفان که اين روزها صدايشان بلندتر شنيده ميشود، آنهايي هستند که به بار مالي اين تصميم اشاره کرده و ميگويند کمر صندوقهاي بازنشستگي، زير بار چنين تصميمي ميشکند. حجتالله ميرزايي، معاون وزير کار و رفاه اجتماعي، يکي از همينهاست که ديروز، يک نشست خبري فوري گذاشت تا مراتب اعتراض و هشدارهاي خودش را از عواقب اين مصوبه اعلام کند.
تقابل مشمولين با دولت
او در حرفهايش به تصويب بازنشستگي پيش از موعد بيمهشدگان صندوق بيمه اجتماعي کشاورزان در چندماه اخير هم اشاره کرد و گفت: «صندوق بيمه اجتماعي کشاورزان را در سنين جواني جوانمرگ کرديم و منابع و ذخاير را براي بازنشستگي صدهزار نفر به زوال کشانديم و چهار هزار ميليارد تومان، بار مالي به آن تحميل کرديم؛ همچنين دو بند از برنامه ششم، اخيرا به تصويب رسيد که بازنشستگي پيش از موعد زنان با 20 سال سابقه بدون شرط سني از اين جمله است. اين مصوبه، دستکم 150 هزار نفر را در آستانه بازنشستگي قرار ميدهد و بار مالي حدود 10 هزار ميليارد توماني براي صندوق بازنشستگي بههمراه خواهد داشت.»
به کارفرما مربوط نيست
در برابر انتقاد اول که ميگويد، اين قانون در صورت طيکردن مراحل بعدي تصويب، در نهايت به خانهنشيني زنان کمک میکند، اصناف کارگري قرار دارند که ميگويند، بازنشستگي زنان ربطي به کارفرما ندارد. فتحالهي، نايبرئيس کانون عالي انجمنهاي صنفي کارگران در اينباره ميگويد: «اين يک قانون اختياري است؛ يعني هيچکس نميگويد که زنان بايد با 20 سال خدمت، بازنشسته شوند اما اينکه ما زني را که مثلا تعدادي بچه بهدنيا آورده و بدنش بابت فشارهاي زايمان و نگهداري از بچه و ساير فشارهاي فيزيکي و رواني، خستهتر از يک مرد است، مجبور کنيم به اندازه او کار کند، عادلانه نيست. اگر زني چنين شرايطي ندارد و ميخواهد 30 سال تمام کار کند، ميتواند اين کار را انجام بدهد و منعي براي او وجود ندارد. کارفرما هم ترجيح ميدهد نيروي کار تازهنفس داشته باشد. کارفرما در فرايند بازنشستگي کارگران، هزينه خاصي نميکند که حالا بخواهد براي اين کار از استخدام زنان چشمپوشي کند.»
اصلا بار مالي ندارد
موافقان اين مصوبه به منتقدان دسته دوم که بار مالي زيادي براي آن پيشبيني ميکنند هم اينطور جواب ميدهند که هيچ هزينهاي به دولت تحميل نخواهد شد و قرار نيست کسي که 20 سال خدمت کرده با شرايط کسي که 30 ساله بازنشسته ميشود به اشتغالش پايان بدهد و از طرفي هم تمام کساني که مشمول اين قانون ميشوند، قطعا براي استفاده از آن داوطلب نخواهند بود. پروانه سلحشوري، رئيس فراکسيون زنان مجلس شوراي اسلامي که خودش جزء پيشنهاد دهندههاي اين مصوبه بوده و براي عبور آن از مجلس، تلاش زيادي کرده است در اينباره به ايسنا ميگويد: «بازنشستگي پيش از موعد زنان، اختياري است و بار مالي آن در درازمدت و با توجه به بهرهوري بيشتر، جبران ميشود.» . وقایع اتفاقیه
_________
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 اخراج با احترام
درباره بازنشستگي پيش از موعد زنان
—------------------
سه روز از مصوبه مجلس شوراي اسلامي درباره بازنشستگي پيش از موعد زنان کارگر با حذف شرط سني ميگذرد و هنوز سيل نظرات موافق و مخالف زيادي بهسوي اين مصوبه سرازير ميشود. سه روز پيش در جريان بررسي مواد ارجاعي لايحه برنامه ششم توسعه کل کشور با الحاق يک ماده به اين لايحه، نمایندگان مجلس با ١٣٩ رأي موافق، ٢٢رأي مخالف و دو رأي ممتنع از مجموع ١٩٥ نماينده حاضر موافقت کردند. اين پيشنهاد از طرف پروانه سلحشوري، نماينده تهران ارائه شد. بهموجب اين ماده الحاقي، دستگاهها، سازمانها و شرکتهاي دولتي و عمومي غيردولتي تابع صندوقهاي بازنشستگي اعم از کشوري يا تأمين اجتماعي موظف شدند با درخواست بازنشستگي بانوان شاغل که داراي حداقل ٢٠ سال سابقه خدمت هستند، بدون محدوديت سني موافقت کنند. ميزان محاسبه حقوق آنها براساس تعداد سالهاي کارکرد و پرداخت حق بيمهشان خواهد بود. مخالفان اين مصوبه، دو دسته هستند؛ يک دسته کساني که آن را باوجود ظاهر حمايتياش در درازمدت به ضرر زنان ميدانند و ميگويند با چنين قوانيني، کارفرماهايي که مايل به کار با زنان باشند هر روز کم و کمتر ميشوند و حضور شغلي زنان هم در جامعه کمتر ميشود. آنها ميگويند بايد بهجاي نگاه حذفي به زنان در فضاي اشتغال امکانات بهتر براي حضور آنها فراهم شود. دسته ديگر مخالفان که اين روزها صدايشان بلندتر شنيده ميشود، آنهايي هستند که به بار مالي اين تصميم اشاره کرده و ميگويند کمر صندوقهاي بازنشستگي، زير بار چنين تصميمي ميشکند. حجتالله ميرزايي، معاون وزير کار و رفاه اجتماعي، يکي از همينهاست که ديروز، يک نشست خبري فوري گذاشت تا مراتب اعتراض و هشدارهاي خودش را از عواقب اين مصوبه اعلام کند.
تقابل مشمولين با دولت
او در حرفهايش به تصويب بازنشستگي پيش از موعد بيمهشدگان صندوق بيمه اجتماعي کشاورزان در چندماه اخير هم اشاره کرد و گفت: «صندوق بيمه اجتماعي کشاورزان را در سنين جواني جوانمرگ کرديم و منابع و ذخاير را براي بازنشستگي صدهزار نفر به زوال کشانديم و چهار هزار ميليارد تومان، بار مالي به آن تحميل کرديم؛ همچنين دو بند از برنامه ششم، اخيرا به تصويب رسيد که بازنشستگي پيش از موعد زنان با 20 سال سابقه بدون شرط سني از اين جمله است. اين مصوبه، دستکم 150 هزار نفر را در آستانه بازنشستگي قرار ميدهد و بار مالي حدود 10 هزار ميليارد توماني براي صندوق بازنشستگي بههمراه خواهد داشت.»
به کارفرما مربوط نيست
در برابر انتقاد اول که ميگويد، اين قانون در صورت طيکردن مراحل بعدي تصويب، در نهايت به خانهنشيني زنان کمک میکند، اصناف کارگري قرار دارند که ميگويند، بازنشستگي زنان ربطي به کارفرما ندارد. فتحالهي، نايبرئيس کانون عالي انجمنهاي صنفي کارگران در اينباره ميگويد: «اين يک قانون اختياري است؛ يعني هيچکس نميگويد که زنان بايد با 20 سال خدمت، بازنشسته شوند اما اينکه ما زني را که مثلا تعدادي بچه بهدنيا آورده و بدنش بابت فشارهاي زايمان و نگهداري از بچه و ساير فشارهاي فيزيکي و رواني، خستهتر از يک مرد است، مجبور کنيم به اندازه او کار کند، عادلانه نيست. اگر زني چنين شرايطي ندارد و ميخواهد 30 سال تمام کار کند، ميتواند اين کار را انجام بدهد و منعي براي او وجود ندارد. کارفرما هم ترجيح ميدهد نيروي کار تازهنفس داشته باشد. کارفرما در فرايند بازنشستگي کارگران، هزينه خاصي نميکند که حالا بخواهد براي اين کار از استخدام زنان چشمپوشي کند.»
اصلا بار مالي ندارد
موافقان اين مصوبه به منتقدان دسته دوم که بار مالي زيادي براي آن پيشبيني ميکنند هم اينطور جواب ميدهند که هيچ هزينهاي به دولت تحميل نخواهد شد و قرار نيست کسي که 20 سال خدمت کرده با شرايط کسي که 30 ساله بازنشسته ميشود به اشتغالش پايان بدهد و از طرفي هم تمام کساني که مشمول اين قانون ميشوند، قطعا براي استفاده از آن داوطلب نخواهند بود. پروانه سلحشوري، رئيس فراکسيون زنان مجلس شوراي اسلامي که خودش جزء پيشنهاد دهندههاي اين مصوبه بوده و براي عبور آن از مجلس، تلاش زيادي کرده است در اينباره به ايسنا ميگويد: «بازنشستگي پيش از موعد زنان، اختياري است و بار مالي آن در درازمدت و با توجه به بهرهوري بيشتر، جبران ميشود.» . وقایع اتفاقیه
_________
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❎ جستوجوی مرگ در میان زبالهها
انتشار خبر مرگ دو کودک زبالهگرد، هشدار جدي به مسئولان شهري است
—-------------------
ليلا رزاقي: «تا چند سال پيش، وقتي التماس ميکرديم از روزنامهها که بيایيد و روي وضعيت بچههاي زبالهگرد و مشکلاتي که با آن مواجه هستند کار کنيد، هيچ رسانهاي زير بار چاپ اين خبرها نميرفت. جوري رفتار ميکردند که انگار اين مسئله اهميتی آنچناني برايشان ندارد. هنوز هم همينطوراست. روي يک موج خبري سوار ميشوند و به محض اينکه اين موج فروکش کرد، همه از مسئولان شهري تا مردم و جامعه مدني فراموش ميکنند کودکان زبالهگرد با چه شرايط سخت و نفسگيري دست و پنجه نرم ميکنند.»
اينها درددل يک فعال حقوق کودک پس از انتشار گسترده خبر سوختگي و فوت دو کودک مهاجر زبالهگرد است. خبر مرگ تلخ احمد و صمد، دو کودک زبالهگرد افغانستاني که در کارگاه تجميع ضايعات در اثر ترکيدن کپسول گاز متصل به بخاري، زندهزنده در آتش سوختند، خيليها را متأثر کرد؛ کودکاني که مانند دهها کودک زبالهگرد ديگر، پس از نوبت اول کاريشان، زبالهها و ضايعات را به کارگاه آوردند و وقتي خواستند در اتاقک کنار کارگاه استراحت کنند، با يک انفجار، در خوابي ابدي فرو رفتند.
برخي سازمانهاي مردمنهاد مدافع حقوق کودک، خبر را به شکل گسترده در قالب بيانيه پوشش دادند و گروهي از آنها در حرکتهايي نمادين، در کنار سطلهاي زباله به ياد دو کودکي که در آتش بيعدالتي اجتماعي و ساختاري سوختند، شمع روشن کردند. شبکههاي مجازي پر شد از هشتگهاي مختلف با عناويني چون «زبالهگردي، حق کودکان نيست» تا کاربران اين شبکهها هم نسبت به فاجعهاي که براي دو کودک مهاجر افغانستاني رخ داده، واکنش نشان داده باشند اما فاجعه مرگ احمد و صمد، نمونهاي از دهها فاجعه ديگري است که هر سال براي تعدادي از کودکان کار که در مشاغل سختي چون زبالهگردي مشغول به کار هستند، رخ ميدهد.
در همين رابطه، فعالان حقوق کودک ميگويند، پخششدن خبر چنين فاجعهاي نشان داد چه حوادثي در کمين کودکان زبالهگرد است. خبرها و گزارشهايي که از سوي برخي از اين فعالان اجتماعي ارائه ميشود، نشان ميدهد تعداد کودکان زبالهگردي که به دلايل مختلف دچار سوختگي و امراض مختلف پوستي و حتي بيماريهاي غيرقابل علاج دستگاه ايمني ميشوند، بالاست. اين درحالي است که دسترسي به بسياري از مراکز دپوي زباله و ضايعات که اغلب تحت نظارت شهرداري بوده، بسيار سخت است و اين مسئله تا حدود زيادي کسب اطلاع درباره شرايط اين کودکان را با مشکل مواجه ميکند.
مسئولان شهري وجود کودک زبالهگرد را کتمان ميکنند اما مشکل اصلي درباره بررسي وضعيت کودکان کار زبالهگرد، توجهنکردن جدي مسئولان به وضعيت وخيم اين کودکان است. هادي شريعتي، حقوقدان و فعال حقوق کودک که درباره وضعيت کودکان زبالهگرد شاغل در مراکز دپوي زباله مشاهداتي را داشته و مطالعاتي انجام داده، دراينباره ميگويد: مشکل اصليای که وجود دارد و جدا از تمام اين آسيبها بايد به آن توجه شود، انکار کار کودک از سوي مديريت شهري است.
او ادامه ميدهد: در نشستي که در روز مبارزه با لغو کار کودک چند ماه قبل با رئيس مديريت پسماند شهري داشتيم، ايشان خيلي راحت بهعنوان رئيس کل مديريت پسماند گفتند اصلا ما بچه زبالهگرد نداريم. اگر شما يک مورد پيدا کرديد، بياييد و به من نشان دهيد. همين مسئله، باعث مشکل ميشود، يعني هر زماني که ما مسئلهاي را ناديده گرفته يا اينکه آن را خيلي بزرگتر از چيزي که هست، نشان دادهایم، در هر دو حالت باعث بروز مشکل براي اين بچهها و آسيب بيشتر براي جامعه شدهايم اما آنچنان که از گفتههاي اين حقوقدان و فعال حقوق کودک برميآيد، وضعيت براي کودکان زبالهگرد مهاجر افغان در ايران بيشتر به يک فاجعه انساني شبيه است. «اينها از هر لحاظ تحت فشار هستند. متأسفانه، هرچقدر هم که در موردش صحبت کنيم، انگار که مسئولان شهري چشمشان را روي واقعيت بستهاند و نميخواهند قبول کنند اينها وجود دارند و آسيبهایي جدي در کمين آنها نشسته است.» ادامه گزارش ...
لینک خبر http://vaghayedaily.ir/fa/News/60948
_________
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
انتشار خبر مرگ دو کودک زبالهگرد، هشدار جدي به مسئولان شهري است
—-------------------
ليلا رزاقي: «تا چند سال پيش، وقتي التماس ميکرديم از روزنامهها که بيایيد و روي وضعيت بچههاي زبالهگرد و مشکلاتي که با آن مواجه هستند کار کنيد، هيچ رسانهاي زير بار چاپ اين خبرها نميرفت. جوري رفتار ميکردند که انگار اين مسئله اهميتی آنچناني برايشان ندارد. هنوز هم همينطوراست. روي يک موج خبري سوار ميشوند و به محض اينکه اين موج فروکش کرد، همه از مسئولان شهري تا مردم و جامعه مدني فراموش ميکنند کودکان زبالهگرد با چه شرايط سخت و نفسگيري دست و پنجه نرم ميکنند.»
اينها درددل يک فعال حقوق کودک پس از انتشار گسترده خبر سوختگي و فوت دو کودک مهاجر زبالهگرد است. خبر مرگ تلخ احمد و صمد، دو کودک زبالهگرد افغانستاني که در کارگاه تجميع ضايعات در اثر ترکيدن کپسول گاز متصل به بخاري، زندهزنده در آتش سوختند، خيليها را متأثر کرد؛ کودکاني که مانند دهها کودک زبالهگرد ديگر، پس از نوبت اول کاريشان، زبالهها و ضايعات را به کارگاه آوردند و وقتي خواستند در اتاقک کنار کارگاه استراحت کنند، با يک انفجار، در خوابي ابدي فرو رفتند.
برخي سازمانهاي مردمنهاد مدافع حقوق کودک، خبر را به شکل گسترده در قالب بيانيه پوشش دادند و گروهي از آنها در حرکتهايي نمادين، در کنار سطلهاي زباله به ياد دو کودکي که در آتش بيعدالتي اجتماعي و ساختاري سوختند، شمع روشن کردند. شبکههاي مجازي پر شد از هشتگهاي مختلف با عناويني چون «زبالهگردي، حق کودکان نيست» تا کاربران اين شبکهها هم نسبت به فاجعهاي که براي دو کودک مهاجر افغانستاني رخ داده، واکنش نشان داده باشند اما فاجعه مرگ احمد و صمد، نمونهاي از دهها فاجعه ديگري است که هر سال براي تعدادي از کودکان کار که در مشاغل سختي چون زبالهگردي مشغول به کار هستند، رخ ميدهد.
در همين رابطه، فعالان حقوق کودک ميگويند، پخششدن خبر چنين فاجعهاي نشان داد چه حوادثي در کمين کودکان زبالهگرد است. خبرها و گزارشهايي که از سوي برخي از اين فعالان اجتماعي ارائه ميشود، نشان ميدهد تعداد کودکان زبالهگردي که به دلايل مختلف دچار سوختگي و امراض مختلف پوستي و حتي بيماريهاي غيرقابل علاج دستگاه ايمني ميشوند، بالاست. اين درحالي است که دسترسي به بسياري از مراکز دپوي زباله و ضايعات که اغلب تحت نظارت شهرداري بوده، بسيار سخت است و اين مسئله تا حدود زيادي کسب اطلاع درباره شرايط اين کودکان را با مشکل مواجه ميکند.
مسئولان شهري وجود کودک زبالهگرد را کتمان ميکنند اما مشکل اصلي درباره بررسي وضعيت کودکان کار زبالهگرد، توجهنکردن جدي مسئولان به وضعيت وخيم اين کودکان است. هادي شريعتي، حقوقدان و فعال حقوق کودک که درباره وضعيت کودکان زبالهگرد شاغل در مراکز دپوي زباله مشاهداتي را داشته و مطالعاتي انجام داده، دراينباره ميگويد: مشکل اصليای که وجود دارد و جدا از تمام اين آسيبها بايد به آن توجه شود، انکار کار کودک از سوي مديريت شهري است.
او ادامه ميدهد: در نشستي که در روز مبارزه با لغو کار کودک چند ماه قبل با رئيس مديريت پسماند شهري داشتيم، ايشان خيلي راحت بهعنوان رئيس کل مديريت پسماند گفتند اصلا ما بچه زبالهگرد نداريم. اگر شما يک مورد پيدا کرديد، بياييد و به من نشان دهيد. همين مسئله، باعث مشکل ميشود، يعني هر زماني که ما مسئلهاي را ناديده گرفته يا اينکه آن را خيلي بزرگتر از چيزي که هست، نشان دادهایم، در هر دو حالت باعث بروز مشکل براي اين بچهها و آسيب بيشتر براي جامعه شدهايم اما آنچنان که از گفتههاي اين حقوقدان و فعال حقوق کودک برميآيد، وضعيت براي کودکان زبالهگرد مهاجر افغان در ايران بيشتر به يک فاجعه انساني شبيه است. «اينها از هر لحاظ تحت فشار هستند. متأسفانه، هرچقدر هم که در موردش صحبت کنيم، انگار که مسئولان شهري چشمشان را روي واقعيت بستهاند و نميخواهند قبول کنند اينها وجود دارند و آسيبهایي جدي در کمين آنها نشسته است.» ادامه گزارش ...
لینک خبر http://vaghayedaily.ir/fa/News/60948
_________
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
روزنامه وقایع اتفاقیه
جستوجوی مرگ در میان زبالهها
:: روزنامه وقایع اتفاقیه
:: روزنامه وقایع اتفاقیه
انتشار خبر مرگ دو کودک زبالهگرد، هشدار جدي به مسئولان شهري است
🔶 تغذیه مدارس ، شوخی خوشمزه/ گزیده
—----------------
لطفا ذهنتان را از دانشآموزان دردانه خانوادهها، مرفهها، شهرنشینها و آنهایی که دستشان به دهانشان میرسد، پاک کنید و آن را پرواز دهید به گوشه و کنار ایران، به جاهایی که دانشآموزانش سوءتغذیه دارند و رنگ رخسار از سّر ضمیرشان حکایت میکند.
این گزارش شرح حال همه دانشآموزان ایران است بخصوص آنهایی که در آمار محصل شمرده میشوند اما گرسنهاند، مشکل تغذیهای دارند و تن نحیفشان عاری از ویتامینها و ریزمغذیهاست.
اگربنابر اطلاعاتی که پیشترمخابره شده کمبود پروتئین، ویتامینهای گروه ب و ث، آهن و ید را ازجمله شایعترین مشکلات تغذیهای دانشآموزان کشور بدانیم آن وقت به یقین میرسیم که تعلیم و تعلم با سلولهای گرسنه به مشکل میخورد.
اینجاست که باید گفت مدرسه بهنوعی مسئول رفع و رجوع این مشکلات است، وگرنه اگر دست روی دست بگذارد بدنهای نحیف دانشآموزان یارای آموختن نخواهد داشت. ...
با این اوضاع دانشآموزان مشکلدار ماندهاند و بدنهای نحیف و تهی از املاح، ویتامینها و ریزمغذیها و آموزش و پرورشی که برای این لشکر مشکلدار باید تدبیری بیندیشد.
طرحهایی با فراگیری اندک
مسئولان آموزش و پرورش بعد ازتغییر وزیر، کمتر با رسانهها ارتباط میگیرند به همین دلیل اطلاعات ما درمورد طرحهای مرتبط با سلامت و تغذیه دانشآموزان به 9 برگه کاغذ فکس از سوی دفترسلامت وزارتخانه محدود شد که از اجرای برنامههای نهچندان گسترده و متنوع حکایت دارد.
ظاهرا طرح آگاهسازی پیشگیری از معلولیت و غربالگری اختلالات ژنتیک، برنامه ارتقای سلامت دهان و دندان دانشآموزان، معاینات دورهای سلامت، دوطرح سفیران سلامت و ارتقای سلامت نوجوانی که مختص آموزش بلوغ در مدارس شبانه روزی است به اضافه طرح آهن یاری و ویتامین D همه کاری است که در مدارس انجام میشود، البته نه همه مدارس .
طبق اطلاعات بهدست آمده، طرح آهن یاری هفتگی و مکمل یاری با مگادوز ویتامین D که درمدارس متوسطه اول و دوم اجرا میشود تنها دو میلیون و500 هزار دانشآموز را تحت پوشش دارد و طرح سفیران سلامت که نوعی برنامه آموزشی ازنوع آموزش همسالان است و خودمراقبتی، پیشگیری از بیماریهای واگیر و غیرواگیر، تغذیه سالم، اهمیت ورزش و تحرک بدنی و درنهایت نقش محیطزیست و راههای حفاظت ازآن را به دانشآموزان میآموزد در سال تحصیلی 95ـ94 فقط برای 500 هزار دانشآموزکشور اجرا شد.
این در حالی است که برای موضوع کلیدی بوفه مدارس بهعنوان پایگاههای تغذیه سالم نیز فقط به اطلاعرسانی وآگاهسازیهای محدود بسنده شده و خبری از لقمههای سلامت در اغلب بوفههای مدارس نیز نیست.
شیر مدارس لنگ لنگان میآید
باوجود این اما به شکلی نانوشته، تغذیه در مدارس با «شیر» گرهای سخت خورده است آنچنان که این دو واژه معمولا همزمان با هم به ذهن میآیند.
اما شیر مدارس، داستان پرآب چشمی دارد و سال هاست بی دغدغه به کام دانشآموزان نمیریزد.
یکبار بحث میشود شیر چند نوبت در سال توزیع شود، بار دیگر بحث میشود سهم چه کسانی شود، گاهی بحث گرانی شیر و چالش با کارخانهها پیش میآید و تقریبا هر سال دغدغه قطع شدن آن بهخاطر بیپولی به میان میآید.
تا امروز اکثر قریب به اتفاق دانشآموزان حتی جرعهای شیرمدرسه ننوشیدهاند که ظاهرا تنها علتش بیپولی است. گرچه مسئولان کمیته ملی شیر مدارس بنابه دلایلی نامعلوم حاضر نیستند با رسانهها ازجمله جامجم گفتوگو کنند، اما سیامک ابوالقاسمی، مشاور معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش که حاضر شد به پرسشهای ما پاسخی کتبی بدهد، میگوید به دلیل بدهی سال گذشته ادارات کل آموزش و پرورش استانها به شرکتهای تامینکننده شیر مدارس و تخصیص نیافتن اعتبار مورد نیازاین طرح برای امسال، تاکنون امکان توزیع شیر رایگان در مدارس وجود نداشته است.
چالش شیر مدارس با این حال تنها به دیر رسیدنش ختم نمیشود و باید تعداد دفعات اندک توزیع شیر در مدارس و سال به سال کمتر شدن این دفعات را نیزبه آن اضافه کرد. طبق توضیحی که ابوالقاسمی به ما داد، سال گذشته فقط 55 نوبت شیر در مدارس توزیع شد و امسال با این همه تاخیر که در شروع طرح رخ داده قرار است در مرحله اول 25 نوبت شیرتوزیع شود و مرحله دوم بماند برای وقتی که اعتبار شیر مدارس تامین میشود.
این وضع رنگ غم به خود میگیرد وقتی بدانیم سردمدار توزیع شیر در مدارس هستیم و مجامع جهانی ما را با این عنوان میشناسند حالا از کشورهای همقطارمان عقب افتادهایم؛ از ترکیه که هفتهای پنج بار به دانشآموزانش شیر میدهد و از تایلند که درهرسال تحصیلی دانشآموزانش را با260 نوبت شیرتغذیه میکند.
مریم خباز / جامعه جام جم
_________
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔶 تغذیه مدارس ، شوخی خوشمزه/ گزیده
—----------------
لطفا ذهنتان را از دانشآموزان دردانه خانوادهها، مرفهها، شهرنشینها و آنهایی که دستشان به دهانشان میرسد، پاک کنید و آن را پرواز دهید به گوشه و کنار ایران، به جاهایی که دانشآموزانش سوءتغذیه دارند و رنگ رخسار از سّر ضمیرشان حکایت میکند.
این گزارش شرح حال همه دانشآموزان ایران است بخصوص آنهایی که در آمار محصل شمرده میشوند اما گرسنهاند، مشکل تغذیهای دارند و تن نحیفشان عاری از ویتامینها و ریزمغذیهاست.
اگربنابر اطلاعاتی که پیشترمخابره شده کمبود پروتئین، ویتامینهای گروه ب و ث، آهن و ید را ازجمله شایعترین مشکلات تغذیهای دانشآموزان کشور بدانیم آن وقت به یقین میرسیم که تعلیم و تعلم با سلولهای گرسنه به مشکل میخورد.
اینجاست که باید گفت مدرسه بهنوعی مسئول رفع و رجوع این مشکلات است، وگرنه اگر دست روی دست بگذارد بدنهای نحیف دانشآموزان یارای آموختن نخواهد داشت. ...
با این اوضاع دانشآموزان مشکلدار ماندهاند و بدنهای نحیف و تهی از املاح، ویتامینها و ریزمغذیها و آموزش و پرورشی که برای این لشکر مشکلدار باید تدبیری بیندیشد.
طرحهایی با فراگیری اندک
مسئولان آموزش و پرورش بعد ازتغییر وزیر، کمتر با رسانهها ارتباط میگیرند به همین دلیل اطلاعات ما درمورد طرحهای مرتبط با سلامت و تغذیه دانشآموزان به 9 برگه کاغذ فکس از سوی دفترسلامت وزارتخانه محدود شد که از اجرای برنامههای نهچندان گسترده و متنوع حکایت دارد.
ظاهرا طرح آگاهسازی پیشگیری از معلولیت و غربالگری اختلالات ژنتیک، برنامه ارتقای سلامت دهان و دندان دانشآموزان، معاینات دورهای سلامت، دوطرح سفیران سلامت و ارتقای سلامت نوجوانی که مختص آموزش بلوغ در مدارس شبانه روزی است به اضافه طرح آهن یاری و ویتامین D همه کاری است که در مدارس انجام میشود، البته نه همه مدارس .
طبق اطلاعات بهدست آمده، طرح آهن یاری هفتگی و مکمل یاری با مگادوز ویتامین D که درمدارس متوسطه اول و دوم اجرا میشود تنها دو میلیون و500 هزار دانشآموز را تحت پوشش دارد و طرح سفیران سلامت که نوعی برنامه آموزشی ازنوع آموزش همسالان است و خودمراقبتی، پیشگیری از بیماریهای واگیر و غیرواگیر، تغذیه سالم، اهمیت ورزش و تحرک بدنی و درنهایت نقش محیطزیست و راههای حفاظت ازآن را به دانشآموزان میآموزد در سال تحصیلی 95ـ94 فقط برای 500 هزار دانشآموزکشور اجرا شد.
این در حالی است که برای موضوع کلیدی بوفه مدارس بهعنوان پایگاههای تغذیه سالم نیز فقط به اطلاعرسانی وآگاهسازیهای محدود بسنده شده و خبری از لقمههای سلامت در اغلب بوفههای مدارس نیز نیست.
شیر مدارس لنگ لنگان میآید
باوجود این اما به شکلی نانوشته، تغذیه در مدارس با «شیر» گرهای سخت خورده است آنچنان که این دو واژه معمولا همزمان با هم به ذهن میآیند.
اما شیر مدارس، داستان پرآب چشمی دارد و سال هاست بی دغدغه به کام دانشآموزان نمیریزد.
یکبار بحث میشود شیر چند نوبت در سال توزیع شود، بار دیگر بحث میشود سهم چه کسانی شود، گاهی بحث گرانی شیر و چالش با کارخانهها پیش میآید و تقریبا هر سال دغدغه قطع شدن آن بهخاطر بیپولی به میان میآید.
تا امروز اکثر قریب به اتفاق دانشآموزان حتی جرعهای شیرمدرسه ننوشیدهاند که ظاهرا تنها علتش بیپولی است. گرچه مسئولان کمیته ملی شیر مدارس بنابه دلایلی نامعلوم حاضر نیستند با رسانهها ازجمله جامجم گفتوگو کنند، اما سیامک ابوالقاسمی، مشاور معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش که حاضر شد به پرسشهای ما پاسخی کتبی بدهد، میگوید به دلیل بدهی سال گذشته ادارات کل آموزش و پرورش استانها به شرکتهای تامینکننده شیر مدارس و تخصیص نیافتن اعتبار مورد نیازاین طرح برای امسال، تاکنون امکان توزیع شیر رایگان در مدارس وجود نداشته است.
چالش شیر مدارس با این حال تنها به دیر رسیدنش ختم نمیشود و باید تعداد دفعات اندک توزیع شیر در مدارس و سال به سال کمتر شدن این دفعات را نیزبه آن اضافه کرد. طبق توضیحی که ابوالقاسمی به ما داد، سال گذشته فقط 55 نوبت شیر در مدارس توزیع شد و امسال با این همه تاخیر که در شروع طرح رخ داده قرار است در مرحله اول 25 نوبت شیرتوزیع شود و مرحله دوم بماند برای وقتی که اعتبار شیر مدارس تامین میشود.
این وضع رنگ غم به خود میگیرد وقتی بدانیم سردمدار توزیع شیر در مدارس هستیم و مجامع جهانی ما را با این عنوان میشناسند حالا از کشورهای همقطارمان عقب افتادهایم؛ از ترکیه که هفتهای پنج بار به دانشآموزانش شیر میدهد و از تایلند که درهرسال تحصیلی دانشآموزانش را با260 نوبت شیرتغذیه میکند.
مریم خباز / جامعه جام جم
_________
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⚫️ فرو ریختن اخلاق نه به صورت عمودی
🔴 قاتلان موبایل به دست
—----------------------
صبح امروز هیچکس نمیدانست پنجشنبه سیاهی در تهران خاکستری رقم خواهد خورد.
خبرها حاکی از آن است که ساعت 11:30 دقیقه صبح امروز ساختمان پلاسکو که از ساعاتی پیش در آتش میسوخت بهیکباره فروریخت و بر سر آتشنشانان شهر آوار شد. آتشنشانان بهطور ناگهانی مجبور به تغییر تاکتیکی مأموریت از اطفای حریق به آواربرداری شدند. دود و غبار، صدای آژیر ماشینهای امدادی، فریادهای مکرر امدادگران و همهمه مردم فضا را پرکرده است و امان از این مردم...
همزمان با فروریختن ساختمان، نیروهای امدادی بسیاری به محل حادثه اعزام شدند که به علت تجمع موبایل به دستان روند امدادرسانی با اختلال جدی روبهرو شده است. این جماعت موبایل به دست چنان غرق در فیلمبرداری هستند که گویی میخواهند فیلم هالیوودی تولید کنند. در کلیپی میبینیم که راننده آمبولانس برای امدادرسانی عاجزانه تقاضا میکند راه را بازکنید و از سویی در پستی میخوانیم که یک مستندساز خبری برای جلوگیری از اخلال در کمکرسانی از حضور در محل صرفنظر کرده است.
تا پیشازاین بارها شاهد این ماجرا بودیم که در سوانح گوناگون این زامبی فیلمبرداری با موبایل بلای جانمان شده است ولی در حوادث گذشته افراد حاضر نهایتاً از وظیفه انسانی خود سرباز زده و بهجای کمک به آسیب دیدگان به فیلمبرداری مشغول میشدند اما این بار نهتنها انتظار کمک از این جماعت نیست که این افراد مانع رسیدن نیروهای امدادی شدهاند و شاید غیرمستقیم و ناخودآگاه تبدیل به قاتلین همنوعان خود می شوند، به قاتلین آتش نشانها.
امروز موبایل بهدستان خود بر روی آوار برداران ،آوار شدند. ایکاش این مردم یکلحظه و فقط یکلحظه خود را جای فرد اسیر در زیر آوار میگذاشتند و یا نه، فکر میکردند افراد مصدوم یکی از عزیزانشان است. آیا بازهم اینگونه با خیال آسوده مشغول فیلمبرداری بودند؟؟؟؟؟
امروز شهر تهران دچار #بحران شد، بحرانی که طبق نظر تالکوت پارسونز(جامعه شناس) بحرانی فوری است طبق این نظریه این نوع بحران ها دارای هیچ گونه علامت هشداردهنده ی قبلی نبوده و سازمان ها نیز قادر به تحقیق در مورد آنها و نیز برنامهریزی برای دفع آنها نیستند؛ که البته این تفسیر شاید برای ما کاربردی باشد و شاید برای دیگران «بحران تدریجی» باشد به هر حال امید آن می رود که تبدیل به بحران ادامه دار نشود.
در این میان انتظار می رود رسانهها طبق نظریه مسئولیت اجتماعی ، بهدور از خوشایند مخاطبان و مدیران رسانهای در کنشی مستقلانه بدون تلطیف حقیقت جامعه را با آنچه که امروز اتفاق افتاد مواجه کنند و شدت حادثه وایجاد اختلال در امداد رسانی را نمایش دهد.رسانه باید جامعه را متقاعد کند که در بحرانهای اینچنینی با مسئولان همکاری کنند .همانا یکی از کارکردهای رسانه ،کارکرد بسیج کنندگی است.امروز پایتخت برای برون رفت از این بحران نیازمند بسیج مردمی است و چگونگی اجرای این کارکرد می تواند با بازنمایی صحنههای واقعی حادثه باشد .امروز رسانه می تواند با کمی عبور از مصلحت،داروی تلخ و شفاگر خود یعنی بازنمایی حقیقت را تجویز کند.
به امید جامعهای بهتر...
✍ داود_نعمتی/ کانال جامعه شناسی
—---------------—
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⚫️ فرو ریختن اخلاق نه به صورت عمودی
🔴 قاتلان موبایل به دست
—----------------------
صبح امروز هیچکس نمیدانست پنجشنبه سیاهی در تهران خاکستری رقم خواهد خورد.
خبرها حاکی از آن است که ساعت 11:30 دقیقه صبح امروز ساختمان پلاسکو که از ساعاتی پیش در آتش میسوخت بهیکباره فروریخت و بر سر آتشنشانان شهر آوار شد. آتشنشانان بهطور ناگهانی مجبور به تغییر تاکتیکی مأموریت از اطفای حریق به آواربرداری شدند. دود و غبار، صدای آژیر ماشینهای امدادی، فریادهای مکرر امدادگران و همهمه مردم فضا را پرکرده است و امان از این مردم...
همزمان با فروریختن ساختمان، نیروهای امدادی بسیاری به محل حادثه اعزام شدند که به علت تجمع موبایل به دستان روند امدادرسانی با اختلال جدی روبهرو شده است. این جماعت موبایل به دست چنان غرق در فیلمبرداری هستند که گویی میخواهند فیلم هالیوودی تولید کنند. در کلیپی میبینیم که راننده آمبولانس برای امدادرسانی عاجزانه تقاضا میکند راه را بازکنید و از سویی در پستی میخوانیم که یک مستندساز خبری برای جلوگیری از اخلال در کمکرسانی از حضور در محل صرفنظر کرده است.
تا پیشازاین بارها شاهد این ماجرا بودیم که در سوانح گوناگون این زامبی فیلمبرداری با موبایل بلای جانمان شده است ولی در حوادث گذشته افراد حاضر نهایتاً از وظیفه انسانی خود سرباز زده و بهجای کمک به آسیب دیدگان به فیلمبرداری مشغول میشدند اما این بار نهتنها انتظار کمک از این جماعت نیست که این افراد مانع رسیدن نیروهای امدادی شدهاند و شاید غیرمستقیم و ناخودآگاه تبدیل به قاتلین همنوعان خود می شوند، به قاتلین آتش نشانها.
امروز موبایل بهدستان خود بر روی آوار برداران ،آوار شدند. ایکاش این مردم یکلحظه و فقط یکلحظه خود را جای فرد اسیر در زیر آوار میگذاشتند و یا نه، فکر میکردند افراد مصدوم یکی از عزیزانشان است. آیا بازهم اینگونه با خیال آسوده مشغول فیلمبرداری بودند؟؟؟؟؟
امروز شهر تهران دچار #بحران شد، بحرانی که طبق نظر تالکوت پارسونز(جامعه شناس) بحرانی فوری است طبق این نظریه این نوع بحران ها دارای هیچ گونه علامت هشداردهنده ی قبلی نبوده و سازمان ها نیز قادر به تحقیق در مورد آنها و نیز برنامهریزی برای دفع آنها نیستند؛ که البته این تفسیر شاید برای ما کاربردی باشد و شاید برای دیگران «بحران تدریجی» باشد به هر حال امید آن می رود که تبدیل به بحران ادامه دار نشود.
در این میان انتظار می رود رسانهها طبق نظریه مسئولیت اجتماعی ، بهدور از خوشایند مخاطبان و مدیران رسانهای در کنشی مستقلانه بدون تلطیف حقیقت جامعه را با آنچه که امروز اتفاق افتاد مواجه کنند و شدت حادثه وایجاد اختلال در امداد رسانی را نمایش دهد.رسانه باید جامعه را متقاعد کند که در بحرانهای اینچنینی با مسئولان همکاری کنند .همانا یکی از کارکردهای رسانه ،کارکرد بسیج کنندگی است.امروز پایتخت برای برون رفت از این بحران نیازمند بسیج مردمی است و چگونگی اجرای این کارکرد می تواند با بازنمایی صحنههای واقعی حادثه باشد .امروز رسانه می تواند با کمی عبور از مصلحت،داروی تلخ و شفاگر خود یعنی بازنمایی حقیقت را تجویز کند.
به امید جامعهای بهتر...
✍ داود_نعمتی/ کانال جامعه شناسی
—---------------—
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from نسل نو
اقدامات اساسی اطفاء آتش سوزی 🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم و تجارب تربیتی https://telegram.me/nasleP4C
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
#شهروندان یک جامعه برای دیدن و دیده شدن رقابت نمیکنند برای بهتر زیستن همکاری میکنند.
سخنان بزرگان :
—---------------
رومن رولان نویسنده فرانسوی 1944- 1866
↩️ لینک عضویت کانال مقاله ها👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—---------------
رومن رولان نویسنده فرانسوی 1944- 1866
↩️ لینک عضویت کانال مقاله ها👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌴🌴🌴پنج نکته رسیدن به آرامش
—-------------------
🔻چند نکته عصاره چیزهایی است که در این ۵۶ سال عمرم در طی مطالعه و تحقیق و تامل به آن رسیده ام:
1⃣به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسان ها آرامش میدهد این است که مشتغل به کاری باشیم که برای آن کار ساخته شده ایم. در هستی یک رسالت یا ماموریت بر دوش شخص نهاده شده است که چنانچه این ماموریت انجام شود،مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است ولو شخص از بسیاری از امتیازات مثل ثروت و قدرت و جاه و مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود. بنابراين مهمترین مساله این است که رسالت خود را کشف کنیم.مثلا اگر من به نقاشی علاقه مندم به هیچ عنوان نقاشی را به سبب ثروت رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.
2⃣ نکته دوم به نظر من کشف سنخ روانی است.یعنی باید مشخص کنیم که تیپ روانی ما چيست؟ درون گرا هستی یا برونگرا،احساسی هستي یا متفکر، حسی هستی یا شهودی،قضاوتگر هستي یا دريافتگر، کنش گر هستي یا کنش پذير؟ این سنخ های روانی که انسان را در ۶۴ سنخ یا ۱۲۸ سنخ جای میدهند. مثلا اگر من درون گرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش میدهد ولی اگر برون گرا باشم طرز زندگی ديگري به من آرامش میدهد.کتاب هنر شناخت مردم انتشارات هرمس نمونه ای از کتاب هایی است که برای کشف سنخ روانی می توانید بدان رجوع کنید.
3⃣نکته سوم چیزی است که من از آن به حکمت به من چه؟ تعبیر میکنم. یعنی در زندگی به سوالاتی بپردازيد که قبل از اینکه این مساله راه حل پیدا کند و بعد از اینکه راه حل پیدا کرد در زندگی عملی تان تفاوت ایجاد شود.مثلا اگر شما بفهمید که در کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه. آیا ارتباطتون با همسرتون عوض میشه؟ آیا روابطتون با دوستان و همکارانتون تغییری میکنه؟ اصلا و ابدا.ما اکثرمان چیزهایی که یاد میگیریم علم لاينفع است.
4⃣ نکته چهارم این است که ادیان و مذاهب که بیشترین وعده این دست زندگی ها را داشته اند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعده خودشان وفا نخواهند کرد که البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد. بلکه هیچ کتاب مقدسی نیست الا اینکه گنجینه هایی از معرفت دارد.اما حد وسط را باید را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم. که این حد وسط لازمه اش سه چیز است:
🔻نخست اینکه هر چه در متن مقدس است را حق ندانیم و در مقابل هر چه در متن مقدس است را نیز باطل ندانیم.
🔻دوم آنکه هیچ متن مقدسی را بی نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.
🔻سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس وابگذاريم و چه چیزی را انتخاب کنیم.
5⃣نکته آخری که میخواستم بگويم این است که به عمل کار بر آید و به سخنداني نیست. ببینید تمام کتاب های جهان را هم بخوانید ولی آنچه را که بهش رسیده اید را در عمل به موقع اجرا نکنید به هیچ رضایت باطنی نخواهید رسید.
☘☘خلاصه مصاحبه استاد ملکیان با متین کمی
—------------------
↩️ لینک عضویت کانال مقاله ها👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—-------------------
🔻چند نکته عصاره چیزهایی است که در این ۵۶ سال عمرم در طی مطالعه و تحقیق و تامل به آن رسیده ام:
1⃣به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسان ها آرامش میدهد این است که مشتغل به کاری باشیم که برای آن کار ساخته شده ایم. در هستی یک رسالت یا ماموریت بر دوش شخص نهاده شده است که چنانچه این ماموریت انجام شود،مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است ولو شخص از بسیاری از امتیازات مثل ثروت و قدرت و جاه و مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود. بنابراين مهمترین مساله این است که رسالت خود را کشف کنیم.مثلا اگر من به نقاشی علاقه مندم به هیچ عنوان نقاشی را به سبب ثروت رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.
2⃣ نکته دوم به نظر من کشف سنخ روانی است.یعنی باید مشخص کنیم که تیپ روانی ما چيست؟ درون گرا هستی یا برونگرا،احساسی هستي یا متفکر، حسی هستی یا شهودی،قضاوتگر هستي یا دريافتگر، کنش گر هستي یا کنش پذير؟ این سنخ های روانی که انسان را در ۶۴ سنخ یا ۱۲۸ سنخ جای میدهند. مثلا اگر من درون گرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش میدهد ولی اگر برون گرا باشم طرز زندگی ديگري به من آرامش میدهد.کتاب هنر شناخت مردم انتشارات هرمس نمونه ای از کتاب هایی است که برای کشف سنخ روانی می توانید بدان رجوع کنید.
3⃣نکته سوم چیزی است که من از آن به حکمت به من چه؟ تعبیر میکنم. یعنی در زندگی به سوالاتی بپردازيد که قبل از اینکه این مساله راه حل پیدا کند و بعد از اینکه راه حل پیدا کرد در زندگی عملی تان تفاوت ایجاد شود.مثلا اگر شما بفهمید که در کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه. آیا ارتباطتون با همسرتون عوض میشه؟ آیا روابطتون با دوستان و همکارانتون تغییری میکنه؟ اصلا و ابدا.ما اکثرمان چیزهایی که یاد میگیریم علم لاينفع است.
4⃣ نکته چهارم این است که ادیان و مذاهب که بیشترین وعده این دست زندگی ها را داشته اند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعده خودشان وفا نخواهند کرد که البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد. بلکه هیچ کتاب مقدسی نیست الا اینکه گنجینه هایی از معرفت دارد.اما حد وسط را باید را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم. که این حد وسط لازمه اش سه چیز است:
🔻نخست اینکه هر چه در متن مقدس است را حق ندانیم و در مقابل هر چه در متن مقدس است را نیز باطل ندانیم.
🔻دوم آنکه هیچ متن مقدسی را بی نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.
🔻سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس وابگذاريم و چه چیزی را انتخاب کنیم.
5⃣نکته آخری که میخواستم بگويم این است که به عمل کار بر آید و به سخنداني نیست. ببینید تمام کتاب های جهان را هم بخوانید ولی آنچه را که بهش رسیده اید را در عمل به موقع اجرا نکنید به هیچ رضایت باطنی نخواهید رسید.
☘☘خلاصه مصاحبه استاد ملکیان با متین کمی
—------------------
↩️ لینک عضویت کانال مقاله ها👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from نسل نو
Ash'are Akhavan Sales [www.AudioBook.blogfa.com]
Mehdi Akhavan Sales
خانه ام آتش گرفته است / اخوان /برای رهایی از استیصال نسلی را تربیت کنیم که این آتش فرو نشاند.🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم و تجارب تربیتی https://telegram.me/nasleP4C
معلمان امروزی :
می دانند زنگ تفریح وبازی
حق مسلم کودکان است
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
می دانند زنگ تفریح وبازی
حق مسلم کودکان است
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
video_2017-01-20_13-56-15.mov
6.4 MB
بابای علی یک آتشنشان قهرمان است. همانگونه که او مراقب ماست ما هم باید مراقب او باشیم اما چطور؟
✅ چرا باهوشها احمقاند؟
خودآگاهی از پیشداوریها معمولاً تأثیری در کاهش آنها ندارد
—----------------
مولف : جونا لرر / مترجم : سید علی تقوینسب
وقتی مردم در موقعیتی متزلزل قرار میگیرند، بهدقت اطلاعات را نمیسنجند یا به دادههای آماریِ مرتبط توجه نشان نمیدهند. برعکس، تصمیمهای آنها بسته است به فهرستی طویل از میانبرهای ذهنی؛ یعنی میانبرهایی که اغلب باعث میشود تصمیمهایی احمقانه بگیرند. این میانبرها سریعترین راه برای حل مسائل ریاضی نیستند؛ آنها راهی هستند برای قلمگرفتن ریاضی. وقتیکه ما در برابر یک سوال گیجکنندۀ ریاضی قرار میگیریم، تمام دانش ریاضیمان را در پرانتز میگذاریم و بهدنبال پاسخی میرویم که نیازمند کمترین کوشش ذهنی باشد.
نیویورکر — این مسئلۀ سادۀ ریاضی را در نظر بگیرید: یک راکت و توپْ یکدلار و دهسنت قیمت دارند. راکت یک دلار گرانتر از توپ است. قیمت توپ چقدر است؟
اکثر مردم بلافاصله و با اعتمادبهنفسِ هرچهتمام جواب میدهند: ده سنت. این پاسخ هم بدیهی است و هم غلط. پاسخ درست این است: پنج سنت برای توپ و یکدلار و پنجسنت برای راکت.
بیش از پنج دهه است که دنیل کانمن، برندۀ نوبل اقتصاد و استاد روانشناسیِ دانشگاه پرینستون، چنین پرسشهایی را مطرح کرده و پاسخهای ما را تحلیل میکند. آزمایشهای ساده و پیشِپاافتادۀ او عمیقاً نگاه ما به نحوۀ تفکرمان دربارۀ جهان را دگرگون کرده است. فلاسفه، اقتصاددانان و عالمان علوم اجتماعی قرنهاست که با این پیشفرض طی طریق میکنند که انسانها موجوداتی عقلانی هستند و عقلْ همان هدیهای است که پرومتئوس برای ما به غنیمت آورد؛ اما کانمن بههمراه آموس تورسکی و دیگران، ازجمله شین فردریک طراح پرسش راکت و توپ، در مقابلِ این سنت ستبر نشان دادهاند که ما به آن اندازه که تصور میکنیم، موجوداتی عقلانی نیستیم.
وقتی مردم در موقعیتی متزلزل قرار میگیرند، بهدقت اطلاعات را نمیسنجند یا به دادههای آماریِ مرتبط توجه نشان نمیدهند. برعکس، تصمیمهای آنها بسته است به فهرستی طویل از میانبرهای ذهنی؛ یعنی میانبرهایی که اغلب باعث میشود تصمیمهایی احمقانه بگیرند. این میانبرها سریعترین راه برای حل مسائل ریاضی نیستند؛ آنها راهی هستند برای قلمگرفتن ریاضی. وقتیکه ما در برابر پرسش راکت و توپ قرار گرفتیم، تمام دانش ریاضیمان را در پرانتز گذاشتیم و بهدنبال پاسخی رفتیم که نیازمند کمترین کوشش ذهنی بود.
کانمن را اکنون یکی از تأثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم میشناسند؛ بااینحال، کارهای او تا مدتهای مدید نظر هیچ کسی را به خود جلب نمیکرد. کانمن خود تعریف میکند که یک بار نتایج تحقیقاتش را با فیلسوفی امریکایی در میان گذاشته بود و او فوراً جواب داده بود که هیچ علاقهای به روانشناسی حماقت ندارد.
اما گذشت زمان نشان داد که اوضاع دقیقاً بر خلاف چیزی است که آن فیلسوف امریکایی تصور میکرد. بهتازگی در ژورنال شخصیت و روانشناسی اجتماعی تحقیقی بهسرپرستی ریچارد وِست از دانشگاه جیمز مدیسن و کیت استانویچ از دانشگاه تورنت انجام پذیرفته است. نتیجۀ بهدستآمده این است که در بسیاری موارد، افرادِ باهوش در برابر این نحوۀ خطااندیشی آسیبپذیرترند. عموماً تصور میکنیم افراد باهوش در برابر پیشداوری مصوناند. دقیقاً به همین دلیل است که افرادی که در آزمون اس.ای.تی نمرۀ بیشتری میگیرند، خیال میکنند کمتر در معرض این قبیل خطااندیشیهای جهانشمول قرار دارند؛ اما درواقع این انگاره ممکن است خطرات نهفتۀ بسیاری داشته باشد. ادامه مطلب http://bit.ly/2iXRvGC
منبع : ترجمان علوم انسانی
—---------------------—
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
خودآگاهی از پیشداوریها معمولاً تأثیری در کاهش آنها ندارد
—----------------
مولف : جونا لرر / مترجم : سید علی تقوینسب
وقتی مردم در موقعیتی متزلزل قرار میگیرند، بهدقت اطلاعات را نمیسنجند یا به دادههای آماریِ مرتبط توجه نشان نمیدهند. برعکس، تصمیمهای آنها بسته است به فهرستی طویل از میانبرهای ذهنی؛ یعنی میانبرهایی که اغلب باعث میشود تصمیمهایی احمقانه بگیرند. این میانبرها سریعترین راه برای حل مسائل ریاضی نیستند؛ آنها راهی هستند برای قلمگرفتن ریاضی. وقتیکه ما در برابر یک سوال گیجکنندۀ ریاضی قرار میگیریم، تمام دانش ریاضیمان را در پرانتز میگذاریم و بهدنبال پاسخی میرویم که نیازمند کمترین کوشش ذهنی باشد.
نیویورکر — این مسئلۀ سادۀ ریاضی را در نظر بگیرید: یک راکت و توپْ یکدلار و دهسنت قیمت دارند. راکت یک دلار گرانتر از توپ است. قیمت توپ چقدر است؟
اکثر مردم بلافاصله و با اعتمادبهنفسِ هرچهتمام جواب میدهند: ده سنت. این پاسخ هم بدیهی است و هم غلط. پاسخ درست این است: پنج سنت برای توپ و یکدلار و پنجسنت برای راکت.
بیش از پنج دهه است که دنیل کانمن، برندۀ نوبل اقتصاد و استاد روانشناسیِ دانشگاه پرینستون، چنین پرسشهایی را مطرح کرده و پاسخهای ما را تحلیل میکند. آزمایشهای ساده و پیشِپاافتادۀ او عمیقاً نگاه ما به نحوۀ تفکرمان دربارۀ جهان را دگرگون کرده است. فلاسفه، اقتصاددانان و عالمان علوم اجتماعی قرنهاست که با این پیشفرض طی طریق میکنند که انسانها موجوداتی عقلانی هستند و عقلْ همان هدیهای است که پرومتئوس برای ما به غنیمت آورد؛ اما کانمن بههمراه آموس تورسکی و دیگران، ازجمله شین فردریک طراح پرسش راکت و توپ، در مقابلِ این سنت ستبر نشان دادهاند که ما به آن اندازه که تصور میکنیم، موجوداتی عقلانی نیستیم.
وقتی مردم در موقعیتی متزلزل قرار میگیرند، بهدقت اطلاعات را نمیسنجند یا به دادههای آماریِ مرتبط توجه نشان نمیدهند. برعکس، تصمیمهای آنها بسته است به فهرستی طویل از میانبرهای ذهنی؛ یعنی میانبرهایی که اغلب باعث میشود تصمیمهایی احمقانه بگیرند. این میانبرها سریعترین راه برای حل مسائل ریاضی نیستند؛ آنها راهی هستند برای قلمگرفتن ریاضی. وقتیکه ما در برابر پرسش راکت و توپ قرار گرفتیم، تمام دانش ریاضیمان را در پرانتز گذاشتیم و بهدنبال پاسخی رفتیم که نیازمند کمترین کوشش ذهنی بود.
کانمن را اکنون یکی از تأثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم میشناسند؛ بااینحال، کارهای او تا مدتهای مدید نظر هیچ کسی را به خود جلب نمیکرد. کانمن خود تعریف میکند که یک بار نتایج تحقیقاتش را با فیلسوفی امریکایی در میان گذاشته بود و او فوراً جواب داده بود که هیچ علاقهای به روانشناسی حماقت ندارد.
اما گذشت زمان نشان داد که اوضاع دقیقاً بر خلاف چیزی است که آن فیلسوف امریکایی تصور میکرد. بهتازگی در ژورنال شخصیت و روانشناسی اجتماعی تحقیقی بهسرپرستی ریچارد وِست از دانشگاه جیمز مدیسن و کیت استانویچ از دانشگاه تورنت انجام پذیرفته است. نتیجۀ بهدستآمده این است که در بسیاری موارد، افرادِ باهوش در برابر این نحوۀ خطااندیشی آسیبپذیرترند. عموماً تصور میکنیم افراد باهوش در برابر پیشداوری مصوناند. دقیقاً به همین دلیل است که افرادی که در آزمون اس.ای.تی نمرۀ بیشتری میگیرند، خیال میکنند کمتر در معرض این قبیل خطااندیشیهای جهانشمول قرار دارند؛ اما درواقع این انگاره ممکن است خطرات نهفتۀ بسیاری داشته باشد. ادامه مطلب http://bit.ly/2iXRvGC
منبع : ترجمان علوم انسانی
—---------------------—
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
#جیره_شعر شبانه 🌒🌒
پیراهن
آتش است
که به تن می کنم
و فقط من می سوزم
که همخانه بادهایم.
#شمس_لنگرودی
______________
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی
@eduarticle
پیراهن
آتش است
که به تن می کنم
و فقط من می سوزم
که همخانه بادهایم.
#شمس_لنگرودی
______________
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی
@eduarticle
Atashi Dar Neyestan
Shahram Nazeri
#جیره_موسیقی شبانه 🎼🎼
—---------------—
آتشی در نیستان
#شهرام_ناظری
آهنگساز: شهرام ناظری
ترانه سرا: مجذوب علی شاه
__________
کانال مقاله ها @eduarticle
—---------------—
آتشی در نیستان
#شهرام_ناظری
آهنگساز: شهرام ناظری
ترانه سرا: مجذوب علی شاه
__________
کانال مقاله ها @eduarticle
نه ، تو زیر آوار نمانده ای
نگاه کن !
از وقتی نفس نمی کشی
تمام شهر زیر آوار است ...
کامران رسول زاده
______________
کانال مقاله ها @eduarticle
نگاه کن !
از وقتی نفس نمی کشی
تمام شهر زیر آوار است ...
کامران رسول زاده
______________
کانال مقاله ها @eduarticle
❗بدون شرح !!!!
عابدینی امام جمعه قزوين: ساختمان پلاسكو پیش از انقلاب توسطِ آمریکاییها ساخته شد، هر چیزی که منتسب به آمریکاییهاست، قابل اعتماد نیست.
@eduarticle
عابدینی امام جمعه قزوين: ساختمان پلاسكو پیش از انقلاب توسطِ آمریکاییها ساخته شد، هر چیزی که منتسب به آمریکاییهاست، قابل اعتماد نیست.
@eduarticle
⚫️ فاجعه پلاسکو مقصر احتمالی
____________
کامبيز نوروزي
حقوقدان
با وقوع فاجعه پلاسکو، عوامل شهرداري تهران و رئيس شوراي این شهر، براي اثبات عدم مسئوليت و تقصير شهردار و شهرداري تهران، مرتبا تبليغ ميکنند که شهرداري در چند سال اخير، مثلا 14 بار به اين ساختمان اخطار ايمني داده است. فرضا اگر اين ادعا درست باشد، آيا مشکلي را از شهرداري تهران حل ميکند؟ پاسخ منفي است. اخطاري که به حرکت عملي منتهي نشود، هيچ ارزشي ندارد و نميتواند رافع مسئوليت شهرداري باشد بلکه ناخواسته به معناي اقرار به مسئوليت شهرداري تهران در اين فاجعه است. زيرا اول اینکه، اين اخطارها به اين معناست که شهرداري تهران به خطرات مهلک ناشي از رعايتنکردن ضوابط ايمني کاملا آگاهي داشته است؛
دوم اینکه، اين را هم حتما ميدانسته يا بايد ميدانسته که ابعاد و حجم ساختمان پلاسکو به ميزاني بود که حوادث آن ميتوانست به فاجعه شهري بدل شود که شد؛
سوم اینکه با همه اينها، شهرداري به دادن اخطارهاي خشک و خالي بسنده کرده و هيچ اقدام عملي مؤثري براي استفاده از اختيارات خود (مثلا بند «14» ماده «55» قانون شهرداري) براي اجراي ضوابط ايمني در ساختمان پلاسکو و رفع خطر از آن به عمل نياورده است که اگر انجام داده بود، فاجعه به اينجا نميرسيد که شاهد شهادت آتشنشانان شجاع و ازبينرفتن ساختمان و سوختن 1500 ميليارد تومان (حدود 500 ميليون دلار) سرمايه اين مملکت و بههمريختن بازار و مشکلات اقتصادي بيشمار براي کسبه اين ساختمان باشيم؛
چهارم اینکه کمترين کاري که شهرداري ميتوانست توسط مأموران خود و رأسا بهدليل ايمنينداشتن ساختمان پلاسکو انجام دهد، تعطيلي و جلوگيري از فعاليت آن بود که نکردند؛
@eduarticle
پنجم اینکه حال اگر مدعي باشند که اقدام عملي توسط خود شهرداري بهدليل مشکلات ساکنان دشوار يا ناممکن بوده، درواقع به ناتواني و ضعف خود در مديريت شهر و پيشگيري از بروز فاجعه اذعان کردهاند. خلاصه آنکه وقتي ميگويند ايمنينداشتن ساختمان پلاسکو را اخطار داديم، يعني از آنها کاملا آگاهي داشتند. وقتي آگاهي داشتند، يعني بايد اقدامی عملي براي پيشگيري ميکردند، وقتي انجام ندادند، يعني کوتاهي کرده و به وظايف خود عمل نکردهاند. اين يعني مسئوليت در بروز فاجعه و از نظر حقوقي، يعني «تقصير".
وقایع اتفاقیه
___________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⚫️ فاجعه پلاسکو مقصر احتمالی
____________
کامبيز نوروزي
حقوقدان
با وقوع فاجعه پلاسکو، عوامل شهرداري تهران و رئيس شوراي این شهر، براي اثبات عدم مسئوليت و تقصير شهردار و شهرداري تهران، مرتبا تبليغ ميکنند که شهرداري در چند سال اخير، مثلا 14 بار به اين ساختمان اخطار ايمني داده است. فرضا اگر اين ادعا درست باشد، آيا مشکلي را از شهرداري تهران حل ميکند؟ پاسخ منفي است. اخطاري که به حرکت عملي منتهي نشود، هيچ ارزشي ندارد و نميتواند رافع مسئوليت شهرداري باشد بلکه ناخواسته به معناي اقرار به مسئوليت شهرداري تهران در اين فاجعه است. زيرا اول اینکه، اين اخطارها به اين معناست که شهرداري تهران به خطرات مهلک ناشي از رعايتنکردن ضوابط ايمني کاملا آگاهي داشته است؛
دوم اینکه، اين را هم حتما ميدانسته يا بايد ميدانسته که ابعاد و حجم ساختمان پلاسکو به ميزاني بود که حوادث آن ميتوانست به فاجعه شهري بدل شود که شد؛
سوم اینکه با همه اينها، شهرداري به دادن اخطارهاي خشک و خالي بسنده کرده و هيچ اقدام عملي مؤثري براي استفاده از اختيارات خود (مثلا بند «14» ماده «55» قانون شهرداري) براي اجراي ضوابط ايمني در ساختمان پلاسکو و رفع خطر از آن به عمل نياورده است که اگر انجام داده بود، فاجعه به اينجا نميرسيد که شاهد شهادت آتشنشانان شجاع و ازبينرفتن ساختمان و سوختن 1500 ميليارد تومان (حدود 500 ميليون دلار) سرمايه اين مملکت و بههمريختن بازار و مشکلات اقتصادي بيشمار براي کسبه اين ساختمان باشيم؛
چهارم اینکه کمترين کاري که شهرداري ميتوانست توسط مأموران خود و رأسا بهدليل ايمنينداشتن ساختمان پلاسکو انجام دهد، تعطيلي و جلوگيري از فعاليت آن بود که نکردند؛
@eduarticle
پنجم اینکه حال اگر مدعي باشند که اقدام عملي توسط خود شهرداري بهدليل مشکلات ساکنان دشوار يا ناممکن بوده، درواقع به ناتواني و ضعف خود در مديريت شهر و پيشگيري از بروز فاجعه اذعان کردهاند. خلاصه آنکه وقتي ميگويند ايمنينداشتن ساختمان پلاسکو را اخطار داديم، يعني از آنها کاملا آگاهي داشتند. وقتي آگاهي داشتند، يعني بايد اقدامی عملي براي پيشگيري ميکردند، وقتي انجام ندادند، يعني کوتاهي کرده و به وظايف خود عمل نکردهاند. اين يعني مسئوليت در بروز فاجعه و از نظر حقوقي، يعني «تقصير".
وقایع اتفاقیه
___________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA