Forwarded from این کانال حذف میشود
دکتر علی شریعتمداری دعوت حق را لبیک گفت
با کمال دریغ و تاسف باخبر شدیم که دکتر علی شریعتمداری استاد برجسته ی تعلیم و تربیت و از پیشکسوتان دانشگاه خوارزمی، استاد نمونه ی کشوری، وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت موقت و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دعوت حق را لبیک؛ و دار فانی را وداع گفت.
درگذشت این عالم بزرگوار را به خانواده ی محترم ایشان و همه ی شما دانشگاهیان بویژه استادان و دانشجویان دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی و پژوهشگاه علوم تربیتی، اجتماعی و روانشناختی تسلیت می گوییم.
روابط عمومی دانشگاه
با کمال دریغ و تاسف باخبر شدیم که دکتر علی شریعتمداری استاد برجسته ی تعلیم و تربیت و از پیشکسوتان دانشگاه خوارزمی، استاد نمونه ی کشوری، وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت موقت و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دعوت حق را لبیک؛ و دار فانی را وداع گفت.
درگذشت این عالم بزرگوار را به خانواده ی محترم ایشان و همه ی شما دانشگاهیان بویژه استادان و دانشجویان دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی و پژوهشگاه علوم تربیتی، اجتماعی و روانشناختی تسلیت می گوییم.
روابط عمومی دانشگاه
✅و الیه النشور
------------------------
در سخن مشهور کانت آمده است که دو کار بسیار دشوار جهان یکی سیاست است و دیگری تربیت. در این روزها دو چهره درخشان کشور در این دو عرصه دشوار، کار خود را به نیکی به پایان رساندند و نمونه هایی والا در این دو عرصه گردیدند: اکبرهاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست و علی شریعتمداری در قلمرو تربیت. وجه مشترک این دو بزرگوار را می توان خردورزی دانست. هاشمی خردمندی را به عرصه سیاست کشور آورد و شریعتمداری فلسفه را با تربیت پیوند داد. ضرورت خردورزی در این دو عرصه از آنجا نشات می گیرد که هر دو سخت مستعد آنند که اعمال زور و قدرت را کلید حل معماها نشان دهند. سیاستمداران و مربیان نزدیک بین بر این گمانند که با اعمال زور می توان راه میان بری برای نیل به مقصود فراهم آورد. اما خردپرورانی چون هاشمی و شریعتمداری، عمر خویش را صرف ابطال این انگاره کردند و تاج عقل را از زیر لگدها برداشتند و در جایگاه مناسبش بر سر نشاندند. امید که این دو الگوی موفق، سرمشق کسانی قرار گیرند که در این دو راه گام می نهند. آرزو می کنیم که این دو بزرگوار در رحمت بی کران حق بیارمند و از مغفرت الهی سرمست گردند.
خسرو باقری
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
------------------------
در سخن مشهور کانت آمده است که دو کار بسیار دشوار جهان یکی سیاست است و دیگری تربیت. در این روزها دو چهره درخشان کشور در این دو عرصه دشوار، کار خود را به نیکی به پایان رساندند و نمونه هایی والا در این دو عرصه گردیدند: اکبرهاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست و علی شریعتمداری در قلمرو تربیت. وجه مشترک این دو بزرگوار را می توان خردورزی دانست. هاشمی خردمندی را به عرصه سیاست کشور آورد و شریعتمداری فلسفه را با تربیت پیوند داد. ضرورت خردورزی در این دو عرصه از آنجا نشات می گیرد که هر دو سخت مستعد آنند که اعمال زور و قدرت را کلید حل معماها نشان دهند. سیاستمداران و مربیان نزدیک بین بر این گمانند که با اعمال زور می توان راه میان بری برای نیل به مقصود فراهم آورد. اما خردپرورانی چون هاشمی و شریعتمداری، عمر خویش را صرف ابطال این انگاره کردند و تاج عقل را از زیر لگدها برداشتند و در جایگاه مناسبش بر سر نشاندند. امید که این دو الگوی موفق، سرمشق کسانی قرار گیرند که در این دو راه گام می نهند. آرزو می کنیم که این دو بزرگوار در رحمت بی کران حق بیارمند و از مغفرت الهی سرمست گردند.
خسرو باقری
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from این کانال حذف میشود
⚫️ بدرود فیلسوف و مربی
۹۳ سال پیش در شیراز فیلسوفی زاده شد که بیش از هفتاد سال سرمایه ی زیستی و جوهر حیاتش را وقف تعلیم و تربیت ایران نمود. دکتر علی شریعتمداری روشنفکری که برای نخستین بار نقد و جسارت خردورزی خلاقانه را در اصول تعلیم و تربیت ایران مدون نمود، ارتقای بینش عمومی و درک علمی انسانها مهمترین دغدغه ایشان بود که با تدوین مبانی نظری و فلسفی تربیت مربیان و معلمان سعی در ارتقای آن در جامعه ای در حال توسعه داشتند.
نگاه نقادانه به آموزش انسانی، اخلاقی و علمی شهروندان، بزرگترین میراث این فیلسوف روشن اندیش است.
یاد و نامشان سبز و راهشان پر رهرو
انجمن فلسفه ی تعلیم و تربیت ایران
۹۳ سال پیش در شیراز فیلسوفی زاده شد که بیش از هفتاد سال سرمایه ی زیستی و جوهر حیاتش را وقف تعلیم و تربیت ایران نمود. دکتر علی شریعتمداری روشنفکری که برای نخستین بار نقد و جسارت خردورزی خلاقانه را در اصول تعلیم و تربیت ایران مدون نمود، ارتقای بینش عمومی و درک علمی انسانها مهمترین دغدغه ایشان بود که با تدوین مبانی نظری و فلسفی تربیت مربیان و معلمان سعی در ارتقای آن در جامعه ای در حال توسعه داشتند.
نگاه نقادانه به آموزش انسانی، اخلاقی و علمی شهروندان، بزرگترین میراث این فیلسوف روشن اندیش است.
یاد و نامشان سبز و راهشان پر رهرو
انجمن فلسفه ی تعلیم و تربیت ایران
مروری بر زندگی دکتر علی شریعتمداری (۱۳۰۲–۲۰ دی ۱۳۹۵-شیراز)
-------------------------------
زندگی
شریعتمداری از اعضای شورای مرکزی حزب مردم ایران بوده که پس از انقلاب دیگر در این حزب فعالیتی نکرد. وی مدرک کارشناسی فلسفه را از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد را از دانشگاه میشیگان و دکترا را از دانشگاه تنسی دریافت نمود. وی استاد دانشگاه شیراز و دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد بود. شریعتمداری تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر شیراز به پایان رسانید و موفق به اخذ درجه لیسانس در دو رشتهٔ فلسفه و علوم تربیتی در سال ۱۳۳۲ و علوم قضایی در سال ۱۳۳۵ شد. وی کارشناسی ارشد رشته آموزش متوسطه را در سال ۱۳۳۶ از دانشگاه میشیگان و دکترای فلسفه، تعلیم و تربیت و برنامهریزی درسی را در سال ۱۳۳۸ از دانشگاه تنسی دریافت کرد.
دکتر شریعتمداری خدمات آموزشی خود را از آموزش و پرورش آغاز کرد و طی سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۸ به عنوان آموزگار و از سال ۱۳۳۰ لغایت ۱۳۳۵ بهعنوان دبیر به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۳۹ به عنوان دانشیار علوم تربیتی دانشگاه شیراز و از سال ۱۳۴۳ به عنوان استاد علوم تربیتی دانشگاه اصفهان به تدریس مشغول شد و طی سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ به عنوان استاد مدعو در دانشگاههای ایندیا و تنسی نیز به تدریس مشغول بود. دکتر شریعتمداری از سال ۱۳۵۸ تاکنون استاد تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت معلم تهران است.
از اهم سمتهای اجرایی دکتر شریعتمداری سرپرستی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروه علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروههای برنامهریزی در شورای عالی برنامهریزی، کمیته علوم تربیتی، شورای خبرگان بدون مدرک، و عضویت در هیئت مرکزی گزینش استاد، شورای آموزش و پرورش، و ریاست فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بوده است. دکتر شریعتمداری همچنین عضو شورای پژوهشهای علمی کشور، سرپرست مؤسسه تحقیقات تربیتی دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای پژوهشی دانشگاه اصفهان بوده است. وی سابقه عضویت در هیئت رئیسه انجمنهای ایرانی تعلیم و تربیت، فلسفه تعلیم و تربیت، و نیز انجمن روانشناسی ایران را دارد. دکتر شریعتمداری مدال درجه یک علمی و نشان درجه یک تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران را نیز دریافت کرده است و مدیر مسئول چهار مجله علمی بوده است.
شریعتمداری مؤلف ۲۴ جلد کتاب، مترجم ۶ عنوان کتاب، مؤلف ۷۰ عنوان مقاله علمی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و مترجم ۱۸ مقاله و مجله علمی بوده است. از جمله آثار استاد میتوان به کتابهای آموزش در حوزه و دانشگاه، روشنفکر کیست، تعلیم و تربیت اسلامی، جایگاه علوم انسانی در تولید علم، چگونگی ارتقاء سطح علمی کشور، نقد و خلاقیت در تفکر، نقد آرا برخی از دانشمندان معاصر، تعالیمات حضرت علی (ع) و نظر شهید مطهری، و سیاست و خردمندی اشاره کرد.
منبع ویکی پدیا
---------------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
مروری بر زندگی دکتر علی شریعتمداری (۱۳۰۲–۲۰ دی ۱۳۹۵-شیراز)
-------------------------------
زندگی
شریعتمداری از اعضای شورای مرکزی حزب مردم ایران بوده که پس از انقلاب دیگر در این حزب فعالیتی نکرد. وی مدرک کارشناسی فلسفه را از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد را از دانشگاه میشیگان و دکترا را از دانشگاه تنسی دریافت نمود. وی استاد دانشگاه شیراز و دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد بود. شریعتمداری تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر شیراز به پایان رسانید و موفق به اخذ درجه لیسانس در دو رشتهٔ فلسفه و علوم تربیتی در سال ۱۳۳۲ و علوم قضایی در سال ۱۳۳۵ شد. وی کارشناسی ارشد رشته آموزش متوسطه را در سال ۱۳۳۶ از دانشگاه میشیگان و دکترای فلسفه، تعلیم و تربیت و برنامهریزی درسی را در سال ۱۳۳۸ از دانشگاه تنسی دریافت کرد.
دکتر شریعتمداری خدمات آموزشی خود را از آموزش و پرورش آغاز کرد و طی سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۸ به عنوان آموزگار و از سال ۱۳۳۰ لغایت ۱۳۳۵ بهعنوان دبیر به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۳۹ به عنوان دانشیار علوم تربیتی دانشگاه شیراز و از سال ۱۳۴۳ به عنوان استاد علوم تربیتی دانشگاه اصفهان به تدریس مشغول شد و طی سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ به عنوان استاد مدعو در دانشگاههای ایندیا و تنسی نیز به تدریس مشغول بود. دکتر شریعتمداری از سال ۱۳۵۸ تاکنون استاد تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت معلم تهران است.
از اهم سمتهای اجرایی دکتر شریعتمداری سرپرستی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروه علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروههای برنامهریزی در شورای عالی برنامهریزی، کمیته علوم تربیتی، شورای خبرگان بدون مدرک، و عضویت در هیئت مرکزی گزینش استاد، شورای آموزش و پرورش، و ریاست فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بوده است. دکتر شریعتمداری همچنین عضو شورای پژوهشهای علمی کشور، سرپرست مؤسسه تحقیقات تربیتی دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای پژوهشی دانشگاه اصفهان بوده است. وی سابقه عضویت در هیئت رئیسه انجمنهای ایرانی تعلیم و تربیت، فلسفه تعلیم و تربیت، و نیز انجمن روانشناسی ایران را دارد. دکتر شریعتمداری مدال درجه یک علمی و نشان درجه یک تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران را نیز دریافت کرده است و مدیر مسئول چهار مجله علمی بوده است.
شریعتمداری مؤلف ۲۴ جلد کتاب، مترجم ۶ عنوان کتاب، مؤلف ۷۰ عنوان مقاله علمی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و مترجم ۱۸ مقاله و مجله علمی بوده است. از جمله آثار استاد میتوان به کتابهای آموزش در حوزه و دانشگاه، روشنفکر کیست، تعلیم و تربیت اسلامی، جایگاه علوم انسانی در تولید علم، چگونگی ارتقاء سطح علمی کشور، نقد و خلاقیت در تفکر، نقد آرا برخی از دانشمندان معاصر، تعالیمات حضرت علی (ع) و نظر شهید مطهری، و سیاست و خردمندی اشاره کرد.
منبع ویکی پدیا
---------------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
معلمان امروزی :
می دانند برداشتن دیوارهای
میان کلاس درس وجامعه
از اهداف آنهاست
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
می دانند برداشتن دیوارهای
میان کلاس درس وجامعه
از اهداف آنهاست
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
آسیبشناسی شغلی معلمان
—---------------
یوسف زارع نبیلیان
سرآغاز
تمام سیاستگذاران و برنامهریزان اذعان دارند که آموزشوپرورش، تنها یا لا اقل بهترین راهحل مـسائل دشوار جوامع انسانی در عصر فناوری اطلاعات (IT) است.معلم بدون آگاهی از روانشناسی،جامعهشناسی، اصـول یادگیری و استفاده از وسایل کـمک آمـوزشی،نمیتواند وظیفهی خطیر خود را به نحو شایستهای انجام دهد.در کنار حرفهای شدن شغل معلمی و آشنا شدن با یافتههای جدید،باید منزلت و پایگاه اجتماعی معلمان در جامعه بهبود یابد و با برنامهریزی اصولی،مـشکلات حقوقی و معیشتی،آسیبهای روانی و عصبی،فشارهای کاری و حرفهای و...آنها کاهش یابد.
با توجه به جایگاه ویژهی آموزشوپرورش و معلمان سختکوش در جامعه،صدمهها و آسیبهایی که معلمان با آنها واجهاند و سلامت، رفاه،آرامش و کـار حـرفهای آنان را به مخاطره میاندازند،باید مورد بررسی و توجه قرار گیرند و تا حد امکان،تأثیر آنها را که مستقیما بر کیفیت آموزشی است،خنثی کرد.
آسیبهای بهداشتی و روانی معلمان
یکی از عوامل کـه سـلامت جسم و روان معلمان را تهدید میکند، آسیبهای روانی و بهداشتی است.شغل معلمی و تدریس پر از اضطراب و تنش است و فشار روانی زیادی متوجه معلم میکند.در نتیجه،اضطراب و فشار وارد شده به معلّم،مستقیما به دانـشآموزان مـنتقل میشود.از جملهی این فشارها،مشکلات روزمرهی زندگی است که آرامش او،در گرو حل آنهاست.معلمان نه تنها با تدریس علم و دانش سروکار دارند،بلکه با شرایط سنی و تفاوتهای فردی دانـشآموزان و خـصوصیات عـاطفی و روانی آنها نیز روبهرو هـستند.اکـثر مـعلمان در برخورد با فراگیرندگانی که مسائل روانی و عاطفی دارند،با مشکل مواجه میشوند؛به خصوص زمانی که خود معلمان نیز مشکلاتی مـانند فـشارهای کـاری و تنگناهای مالی داشته باشند.
محیط مدرسه و کلاس درس،بـه سـبب حجم روابط انسانی و مستمر و پویا،با هیچ سازمانی قابل مقایسه نیست.مسؤولیتهای متنوع و گاه متناقض شخصیتها و نیازهای متفاوت،مـعلم را بـا انـتظارات گستردهای روبهرو میکند.بر این اساس،اکان برخوردهای آسیبزا در چـنین محیطی بیش از هر جای دیگر است.به خصوص اگر وجود دانشآموزان مشکلساز، کلاس درس را مستعد آشوب کند.بنابراین،بـرخورداری از حـد قـابل قبولی از ظرفیت عصبی-هیجانی1،که از شاخصههای شخصیتی و روانی انسان است،بـرای مـعلمان ضروری است.ادامه مطلب http://bit.ly/2j7N89T
—------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—---------------
یوسف زارع نبیلیان
سرآغاز
تمام سیاستگذاران و برنامهریزان اذعان دارند که آموزشوپرورش، تنها یا لا اقل بهترین راهحل مـسائل دشوار جوامع انسانی در عصر فناوری اطلاعات (IT) است.معلم بدون آگاهی از روانشناسی،جامعهشناسی، اصـول یادگیری و استفاده از وسایل کـمک آمـوزشی،نمیتواند وظیفهی خطیر خود را به نحو شایستهای انجام دهد.در کنار حرفهای شدن شغل معلمی و آشنا شدن با یافتههای جدید،باید منزلت و پایگاه اجتماعی معلمان در جامعه بهبود یابد و با برنامهریزی اصولی،مـشکلات حقوقی و معیشتی،آسیبهای روانی و عصبی،فشارهای کاری و حرفهای و...آنها کاهش یابد.
با توجه به جایگاه ویژهی آموزشوپرورش و معلمان سختکوش در جامعه،صدمهها و آسیبهایی که معلمان با آنها واجهاند و سلامت، رفاه،آرامش و کـار حـرفهای آنان را به مخاطره میاندازند،باید مورد بررسی و توجه قرار گیرند و تا حد امکان،تأثیر آنها را که مستقیما بر کیفیت آموزشی است،خنثی کرد.
آسیبهای بهداشتی و روانی معلمان
یکی از عوامل کـه سـلامت جسم و روان معلمان را تهدید میکند، آسیبهای روانی و بهداشتی است.شغل معلمی و تدریس پر از اضطراب و تنش است و فشار روانی زیادی متوجه معلم میکند.در نتیجه،اضطراب و فشار وارد شده به معلّم،مستقیما به دانـشآموزان مـنتقل میشود.از جملهی این فشارها،مشکلات روزمرهی زندگی است که آرامش او،در گرو حل آنهاست.معلمان نه تنها با تدریس علم و دانش سروکار دارند،بلکه با شرایط سنی و تفاوتهای فردی دانـشآموزان و خـصوصیات عـاطفی و روانی آنها نیز روبهرو هـستند.اکـثر مـعلمان در برخورد با فراگیرندگانی که مسائل روانی و عاطفی دارند،با مشکل مواجه میشوند؛به خصوص زمانی که خود معلمان نیز مشکلاتی مـانند فـشارهای کـاری و تنگناهای مالی داشته باشند.
محیط مدرسه و کلاس درس،بـه سـبب حجم روابط انسانی و مستمر و پویا،با هیچ سازمانی قابل مقایسه نیست.مسؤولیتهای متنوع و گاه متناقض شخصیتها و نیازهای متفاوت،مـعلم را بـا انـتظارات گستردهای روبهرو میکند.بر این اساس،اکان برخوردهای آسیبزا در چـنین محیطی بیش از هر جای دیگر است.به خصوص اگر وجود دانشآموزان مشکلساز، کلاس درس را مستعد آشوب کند.بنابراین،بـرخورداری از حـد قـابل قبولی از ظرفیت عصبی-هیجانی1،که از شاخصههای شخصیتی و روانی انسان است،بـرای مـعلمان ضروری است.ادامه مطلب http://bit.ly/2j7N89T
—------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢 پیام برای مدیران مدارس :
⭕️ مدیر نتیجه گرا
این نوع مدیران صرفا به حاصل جمع و نتیجه کار اهمیت می دهند و قبولی 100 درصد ، و به روش هایی که برای رسیدن به نتیجه مورد نیاز است، اعتنایی ندارند. برای آنها این مسئله اساسا مطرح نیست که کارمندانشان چگونه و به چه ترتیب دستورهای آنها را انجام می دهند و تنها چیزی که آنها می خواهند نتیجه مثبت از کار است.
🔬 طرز تشخیص
اگر شما تنها به نتیجه کار علاقمند هستید و توجهی به نحوه انجام گرفتن کار ندارید، جنابعالی یک مدیر نتیجه گرا هستید.
💊 طرز درمان
به همه ي همکاران خود تصریح نمایید که از این پس کارکنانی که نتیجه کارشان خوب باشد ولی درجهت حصول نتیجه از روش های نامطلوب استفاده کرده باشند درمدرسه شما جایی ندارند.
📚نکات کاربردی مدیریت در ایران . با دخل و تصرف
____________________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢 پیام برای مدیران مدارس :
⭕️ مدیر نتیجه گرا
این نوع مدیران صرفا به حاصل جمع و نتیجه کار اهمیت می دهند و قبولی 100 درصد ، و به روش هایی که برای رسیدن به نتیجه مورد نیاز است، اعتنایی ندارند. برای آنها این مسئله اساسا مطرح نیست که کارمندانشان چگونه و به چه ترتیب دستورهای آنها را انجام می دهند و تنها چیزی که آنها می خواهند نتیجه مثبت از کار است.
🔬 طرز تشخیص
اگر شما تنها به نتیجه کار علاقمند هستید و توجهی به نحوه انجام گرفتن کار ندارید، جنابعالی یک مدیر نتیجه گرا هستید.
💊 طرز درمان
به همه ي همکاران خود تصریح نمایید که از این پس کارکنانی که نتیجه کارشان خوب باشد ولی درجهت حصول نتیجه از روش های نامطلوب استفاده کرده باشند درمدرسه شما جایی ندارند.
📚نکات کاربردی مدیریت در ایران . با دخل و تصرف
____________________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔳⭕️ این فوبیا شما را متوقف خواهد کرد: تصمیم هراسی
—------------------
مدتها است تصمیم به تعویض و ارتقای ماشینم دارم؛ اما باید چند میلیون تومان پول روی قیمت ماشین فعلی بگذارم تا ماشینی که بهتر است خریداری کنم. نه میتوانم این تصمیم را فراموش کنم و نه جرات دارم که به صورت قطعی تصمیم بگیرم. به سراغ راهحل دیگری میروم: «فعلا ضبط ماشین رو عوض میکنم. شاید بتوان با همین ضبط جدید تا مدتی همین ماشین را تحمل کرد.»
مدت هاست می دانم که این شیوه پرداخت یارانه ها اشتباه است، اما نه جرات دارم که آن را تغییر دهم و نه می توانم آن را به همین شیوه ادامه دهم. بنابراین فعلا ادامه می دهم تا ببینم چه می شود.
ما از فوبیا (ترسهای بیدلیل) زیاد شنیدهایم. فوبیای حشرات، فوبیای تاریکی یا ارتفاع. فوبیای تنهایی و سکوت. اما شاید هیچیک از آنها، به اندازه ترس از تصمیم گیری بر زندگی ما سایه نینداخته باشد. ترس از تصمیمگیری به حدی جدی است که برای آن یک نام اختصاصی هم در نظر گرفته شده است: Decidophobia. (تصمیم هراسی)
🔎⭕️تحلیل راهبردی:
تاثیر مخرب این فوبیا بر زندگی شخصی/اداره سازمان/کشورداری چیست؟ اصلا نشانه های این بیماری چیست؟
1) فوبیای تصمیم گیری ، باعث میشود ما جرات انتخاب یک گزینه را از میان گزینههای موجود نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه درست را میتوانیم به سادگی از میان گزینههای پیش رو تشخیص دهیم.
2) فرار از تصميمهاي بزرگ به تصميمهاي كوچك، يكي از هنرهاي ما براي پنهان كردن ترس از تصميمگيري است. پیتر سنگه استاد دانشگاه ام.آی.تی می گوید: با تقسیم یک گاو به دو قسمت، دو گوساله نخواهیم داشت. بلکه یک گاو مرده خواهیم داشت، ما با خرد کردن یک تصمیم به تصمیمهای کوچکتر، عملا اصل آن تصمیم را کنار گذاشته و سرگرم انتخابهای دیگری شدهایم.
3) تعویق تصمیمات استراتژيک؛ فعلا اولویت من نیست: میدانیم که دیر یا زود باید راجع به ماندن یا رفتن از این سازمان تصمیم بگیریم؛ اما بهدلیل ترس از گرفتن این تصمیم، میگوییم: «فعلا مشغول درس خواندن هستم. بگذار لیسانسم را بگیرم. بعدا به این مساله فکر میکنم. الان اولویت من تغییر محل کار نیست. اولویت دانشگاه است.»
ما عموما فراموش ميكنيم كه تصميم نگرفتن، خود يك تصميم است. كسي كه تصميم مي گيرد فردا در مورد استعفا فكر كند، تصمیم گرفته است كه امروز استعفا ندهد.دلیل اینکه بسیاری از ما مشورت میگیریم، ندانستن پاسخ نیست، بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
1- برای تصمیمات خود ضرب الاجل زمانی تعریف کنید.
2- با افرادی که دل و جرات بیشتری دارند همراه شوید.
3- زمانی که تصمیمات را در ضرب الاجل تعیین شده می گیرید به خودتان جایزه دهید. مثلا یک شیر موز یا دیدن یک فیلم با ارزش!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
—-------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—------------------
مدتها است تصمیم به تعویض و ارتقای ماشینم دارم؛ اما باید چند میلیون تومان پول روی قیمت ماشین فعلی بگذارم تا ماشینی که بهتر است خریداری کنم. نه میتوانم این تصمیم را فراموش کنم و نه جرات دارم که به صورت قطعی تصمیم بگیرم. به سراغ راهحل دیگری میروم: «فعلا ضبط ماشین رو عوض میکنم. شاید بتوان با همین ضبط جدید تا مدتی همین ماشین را تحمل کرد.»
مدت هاست می دانم که این شیوه پرداخت یارانه ها اشتباه است، اما نه جرات دارم که آن را تغییر دهم و نه می توانم آن را به همین شیوه ادامه دهم. بنابراین فعلا ادامه می دهم تا ببینم چه می شود.
ما از فوبیا (ترسهای بیدلیل) زیاد شنیدهایم. فوبیای حشرات، فوبیای تاریکی یا ارتفاع. فوبیای تنهایی و سکوت. اما شاید هیچیک از آنها، به اندازه ترس از تصمیم گیری بر زندگی ما سایه نینداخته باشد. ترس از تصمیمگیری به حدی جدی است که برای آن یک نام اختصاصی هم در نظر گرفته شده است: Decidophobia. (تصمیم هراسی)
🔎⭕️تحلیل راهبردی:
تاثیر مخرب این فوبیا بر زندگی شخصی/اداره سازمان/کشورداری چیست؟ اصلا نشانه های این بیماری چیست؟
1) فوبیای تصمیم گیری ، باعث میشود ما جرات انتخاب یک گزینه را از میان گزینههای موجود نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه درست را میتوانیم به سادگی از میان گزینههای پیش رو تشخیص دهیم.
2) فرار از تصميمهاي بزرگ به تصميمهاي كوچك، يكي از هنرهاي ما براي پنهان كردن ترس از تصميمگيري است. پیتر سنگه استاد دانشگاه ام.آی.تی می گوید: با تقسیم یک گاو به دو قسمت، دو گوساله نخواهیم داشت. بلکه یک گاو مرده خواهیم داشت، ما با خرد کردن یک تصمیم به تصمیمهای کوچکتر، عملا اصل آن تصمیم را کنار گذاشته و سرگرم انتخابهای دیگری شدهایم.
3) تعویق تصمیمات استراتژيک؛ فعلا اولویت من نیست: میدانیم که دیر یا زود باید راجع به ماندن یا رفتن از این سازمان تصمیم بگیریم؛ اما بهدلیل ترس از گرفتن این تصمیم، میگوییم: «فعلا مشغول درس خواندن هستم. بگذار لیسانسم را بگیرم. بعدا به این مساله فکر میکنم. الان اولویت من تغییر محل کار نیست. اولویت دانشگاه است.»
ما عموما فراموش ميكنيم كه تصميم نگرفتن، خود يك تصميم است. كسي كه تصميم مي گيرد فردا در مورد استعفا فكر كند، تصمیم گرفته است كه امروز استعفا ندهد.دلیل اینکه بسیاری از ما مشورت میگیریم، ندانستن پاسخ نیست، بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
1- برای تصمیمات خود ضرب الاجل زمانی تعریف کنید.
2- با افرادی که دل و جرات بیشتری دارند همراه شوید.
3- زمانی که تصمیمات را در ضرب الاجل تعیین شده می گیرید به خودتان جایزه دهید. مثلا یک شیر موز یا دیدن یک فیلم با ارزش!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
—-------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
معلمان امروزی :
فقط عرضه کنندگان دانش نیستند
بلکه تسهیل گر روند یادگیری اند
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
فقط عرضه کنندگان دانش نیستند
بلکه تسهیل گر روند یادگیری اند
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخنان بزرگان:
باب پرکتور نویسنده کانادایی 1934
—------------------—
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
باب پرکتور نویسنده کانادایی 1934
—------------------—
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔶یونیسف اعلام کرد که از آغاز درگیریها در یمن ۱۴۰۰ کودک در درگیریها کشته و بیش از ۲۱۴۰ کودک دیگر زخمی شدهاند.ایسنا
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ آیا فرزندتان را برای پیروزی تربیت میکنید؟
—---------------------—
گفتوگو با هیلاری لِوی فریدمن نویسندۀ کتاب «بازی برای پیروزی»
مترجم : علیرضا شفیعینسب
امروزه راهِ ورود به طبقۀ بالا، تحصیلاتِ عالی و مدارکِ بالاست. و این چیزی است که پدر و مادر نمیتوانند برای فرزندانشان به ارث بگذارند. در نتیجه، کودکان از همان سالهای ابتداییِ زندگی باید درگیرِ فرهنگی رقابتی برای ورود به دانشگاههای ترازِ اول جهان شوند. این رقابت، علاوه بر کلاسهای مدرسه، در فعالیتهای بیرون از مدرسه نیز ادامه مییابد. از جمله در فعالیتهای هنری و ورزشی. در واقع، والدین با مجبور کردنِ فرزندانشان به ورزشهایی مثلِ شطرنج و فوتبال، نمیخواهند کودکانشان به ورزشکاران و قهرمانانی حرفهای تبدیل شوند، بلکه مقصود چیز دیگری است: قبولی در دانشگاه.
اسلیت — هیلاری لِوی فریدمنِ جامعهشناس که گهگاهی برای مجله اسلیت نیز مقاله مینویسند، مؤلفِ کتابِ بازی برای پیروزی: تربیت فرزندان در فرهنگی رقابتی۱ است. بازی برای پیروزی، کتابی است دربارۀ کودکان مدارس ابتدایی که در فوتبال و شطرنج و رقص هم فعالیت میکنند. هنگامی که فریدمن پژوهشهای خود را برای این کتاب آغاز نمود، فکر میکرد که برای متعادلکردنِ پژوهش خود، کودکانی را نیز پیدا میکند که در فعالیتهای رقابتی بیرون از مدرسه شرکت نمیکنند. اما در دنیای طبقه متوسطی که او از آن گزارش میدهد، چنین کودکانی پیدا نشدند.
فریدمن مینویسد: گروهی به نام «باشگاه کوچک» وجود دارد که میگویند رقابتی نیست. گمان میکرد در آن باشگاه، والدینی را پیدا خواهد کرد که کودکانشان را در هیچ رقابتی شرکت نمیدهند، اما معلوم شد که «کودکانِ آنها یا سنشان کمتر از این بود که در فعالیتهای رقابتی و سازمانیافته شرکت کنند، یا اینکه در کنار کلاسهای باشگاه کوچک، به این فعالیتها نیز مشغول بودند».
اگرچه ممکن است به نظر برسد که پرکردنِ بیش از حدِ وقت کودکان، پدیدۀ زنندهای باشد که مختص طبقه متوسط است، اما طبق مشاهدات لِوی فریدمن، خانوادههای متوسط رو به پایین نیز کودکانشان را درگیر فعالیتهای رقابتی میکنند. فریدمن در کتاب بازی برای پیروزی نشان میدهد که چگونه رقابتِ حاد از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد در آمریکا ناگهان گسترش یافت، و این ماجرا فقط محدود به فوتبال، شطرنج و رقص نیست. رقابتهای هوراکشی، نمایشهای زیبایی، مسابقات اسکیتبرد جوانان، و حتی گلف جوانان طرفداران زیادی بدست آوردهاند.
دراینباره، با فریدمن مصاحبه میکنم. او فرزندِ یک مادر تنهاست که به دور از دنیای فعالیتدوستِ طبقه متوسط بزرگ شده است. موضوع صحبتمان این است که چرا والدین تا این حد سر اینگونه فعالیتها با هم رقابت میکنند، اینکه آیا ثبتنام فرزندان در فعالیتهای رقابتی در مدرسه ابتدایی، فایدهای برای قبولی آنها در دانشگاه دارد یا خیر، و اینکه آیا گذاشتن اینهمه وقت برای رساندن کودکان به مسابقات مختلف فوتبال برای مادران و پدران اذیتکننده نیست؟ ترجمان علوم انسانی
ادمه مطلب http://bit.ly/2ibeb2l
—---------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ آیا فرزندتان را برای پیروزی تربیت میکنید؟
—---------------------—
گفتوگو با هیلاری لِوی فریدمن نویسندۀ کتاب «بازی برای پیروزی»
مترجم : علیرضا شفیعینسب
امروزه راهِ ورود به طبقۀ بالا، تحصیلاتِ عالی و مدارکِ بالاست. و این چیزی است که پدر و مادر نمیتوانند برای فرزندانشان به ارث بگذارند. در نتیجه، کودکان از همان سالهای ابتداییِ زندگی باید درگیرِ فرهنگی رقابتی برای ورود به دانشگاههای ترازِ اول جهان شوند. این رقابت، علاوه بر کلاسهای مدرسه، در فعالیتهای بیرون از مدرسه نیز ادامه مییابد. از جمله در فعالیتهای هنری و ورزشی. در واقع، والدین با مجبور کردنِ فرزندانشان به ورزشهایی مثلِ شطرنج و فوتبال، نمیخواهند کودکانشان به ورزشکاران و قهرمانانی حرفهای تبدیل شوند، بلکه مقصود چیز دیگری است: قبولی در دانشگاه.
اسلیت — هیلاری لِوی فریدمنِ جامعهشناس که گهگاهی برای مجله اسلیت نیز مقاله مینویسند، مؤلفِ کتابِ بازی برای پیروزی: تربیت فرزندان در فرهنگی رقابتی۱ است. بازی برای پیروزی، کتابی است دربارۀ کودکان مدارس ابتدایی که در فوتبال و شطرنج و رقص هم فعالیت میکنند. هنگامی که فریدمن پژوهشهای خود را برای این کتاب آغاز نمود، فکر میکرد که برای متعادلکردنِ پژوهش خود، کودکانی را نیز پیدا میکند که در فعالیتهای رقابتی بیرون از مدرسه شرکت نمیکنند. اما در دنیای طبقه متوسطی که او از آن گزارش میدهد، چنین کودکانی پیدا نشدند.
فریدمن مینویسد: گروهی به نام «باشگاه کوچک» وجود دارد که میگویند رقابتی نیست. گمان میکرد در آن باشگاه، والدینی را پیدا خواهد کرد که کودکانشان را در هیچ رقابتی شرکت نمیدهند، اما معلوم شد که «کودکانِ آنها یا سنشان کمتر از این بود که در فعالیتهای رقابتی و سازمانیافته شرکت کنند، یا اینکه در کنار کلاسهای باشگاه کوچک، به این فعالیتها نیز مشغول بودند».
اگرچه ممکن است به نظر برسد که پرکردنِ بیش از حدِ وقت کودکان، پدیدۀ زنندهای باشد که مختص طبقه متوسط است، اما طبق مشاهدات لِوی فریدمن، خانوادههای متوسط رو به پایین نیز کودکانشان را درگیر فعالیتهای رقابتی میکنند. فریدمن در کتاب بازی برای پیروزی نشان میدهد که چگونه رقابتِ حاد از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد در آمریکا ناگهان گسترش یافت، و این ماجرا فقط محدود به فوتبال، شطرنج و رقص نیست. رقابتهای هوراکشی، نمایشهای زیبایی، مسابقات اسکیتبرد جوانان، و حتی گلف جوانان طرفداران زیادی بدست آوردهاند.
دراینباره، با فریدمن مصاحبه میکنم. او فرزندِ یک مادر تنهاست که به دور از دنیای فعالیتدوستِ طبقه متوسط بزرگ شده است. موضوع صحبتمان این است که چرا والدین تا این حد سر اینگونه فعالیتها با هم رقابت میکنند، اینکه آیا ثبتنام فرزندان در فعالیتهای رقابتی در مدرسه ابتدایی، فایدهای برای قبولی آنها در دانشگاه دارد یا خیر، و اینکه آیا گذاشتن اینهمه وقت برای رساندن کودکان به مسابقات مختلف فوتبال برای مادران و پدران اذیتکننده نیست؟ ترجمان علوم انسانی
ادمه مطلب http://bit.ly/2ibeb2l
—---------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
آزمون_نهایی_یک_رقابت_طاقت_فرسا_در.mp4
10.2 MB
ویدیو :هر ساله میلیون ها نفر از دانش آموزان چینی در ماراتن ۹ ساعته آزمون ورود به دانشگاه ها شرکت می کنند که یکی از سخت ترین آزمون ها در جهان است.
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 به یاد معلم عزیزم...🍀
-----------------------
پس از آشنایی با کتاب اصول و فلسفه تعلیم و تربیت دکتر شریعتمداری در دوره کارشناسی، علاقه ویژه ای به او و آثارش یافتم. همین علاقه یکی از دلایل تغییر رشته و نیز انتخاب دانشگاه تربیت معلم برای تحصیلم در مقطع ارشد در سال 1379 بود. یادم می آید هنگامی که اولین بار او را جلوی آسانسور در ساختمان سمیه دیدم، شوقی وصف ناشدنی وجودم را فراگرفت. شوقی برای آموختن و پی گرفتن راه کسانی همچون او. خاطره مهم دیگر من از او به اولین جلسه ای بازمی گردد که در مقطع ارشد در کلاس درسش حاضر شدم. او به رسم عادتی که داشت درسش را با پرسیدن سوال از دانشجویانش پی می گرفت. به همین ترتیب سوالی را مطرح کرد. برخی از ما دانشجویان به سرعت و با شوق پاسخ هایی دادیم. او با لبخندی بر لب و با آرامشی که هنوز نیز به خاطر دارم گفت می دانید شرط اول برای ارائه پاسخ های فیلسوفانه چیست؟ و پس از چند لحظه پاسخ داد که نخست به آن چه می خواهید بگویید فکر کنید و پس از تحلیل، ارزیابی و جمع بندی فکر خود، آن را به زبان آورید. نظم، ویژگی مهم دیگری است که همواره از او در خاطرم هست. او تا چند سال پیش همه روزه با نظمی عجیب از ساعت 8 صبح به محل کارش در طبقه ششم ساختمان سمیه می آمد و در پایان وقت نیز آن جا را ترک می کرد. نظمی که شاید آن را از فیلسوفانی چون کانت آموخته بود.
روحش شاد
سعید ضرغامی
-------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
-----------------------
پس از آشنایی با کتاب اصول و فلسفه تعلیم و تربیت دکتر شریعتمداری در دوره کارشناسی، علاقه ویژه ای به او و آثارش یافتم. همین علاقه یکی از دلایل تغییر رشته و نیز انتخاب دانشگاه تربیت معلم برای تحصیلم در مقطع ارشد در سال 1379 بود. یادم می آید هنگامی که اولین بار او را جلوی آسانسور در ساختمان سمیه دیدم، شوقی وصف ناشدنی وجودم را فراگرفت. شوقی برای آموختن و پی گرفتن راه کسانی همچون او. خاطره مهم دیگر من از او به اولین جلسه ای بازمی گردد که در مقطع ارشد در کلاس درسش حاضر شدم. او به رسم عادتی که داشت درسش را با پرسیدن سوال از دانشجویانش پی می گرفت. به همین ترتیب سوالی را مطرح کرد. برخی از ما دانشجویان به سرعت و با شوق پاسخ هایی دادیم. او با لبخندی بر لب و با آرامشی که هنوز نیز به خاطر دارم گفت می دانید شرط اول برای ارائه پاسخ های فیلسوفانه چیست؟ و پس از چند لحظه پاسخ داد که نخست به آن چه می خواهید بگویید فکر کنید و پس از تحلیل، ارزیابی و جمع بندی فکر خود، آن را به زبان آورید. نظم، ویژگی مهم دیگری است که همواره از او در خاطرم هست. او تا چند سال پیش همه روزه با نظمی عجیب از ساعت 8 صبح به محل کارش در طبقه ششم ساختمان سمیه می آمد و در پایان وقت نیز آن جا را ترک می کرد. نظمی که شاید آن را از فیلسوفانی چون کانت آموخته بود.
روحش شاد
سعید ضرغامی
-------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🎓 کسب و کار در دوران دانشگاه / دانشجو نباید بیکار باشد
—-------------------
بیشتر افراد تحصیل و اشتغال همزمان را بهطور قطعی به بعد از دوران تحصیل و دانشگاه موکول میکنند و جمع درس و کار را با هم امری شدنی نمیدانند. از نظر آنها دانشجویی بهتنهایی یک شغل است و پیش از فارغالتحصیلی دلیلی برای کارکردن وجود ندارد. طرز فکری که چندان صحیح نیست.
دوران تحصیل در دانشگاه دورهای حداقل چهار ساله است که معمولاً در مهمترین سنین هرشخصی قرار میگیرد.
در سالهای اخیر در جامعه ما استقبال زیادی از ادامه تحصیل شده و از این رو دوران دانشجویی به تقریبا دوبرابر رسیده است. اگر دانشجو در این دوران کارهایی هرچند نیمهوقت و با حداقل درآمد انجام بدهد کمک شایان توجهی به رشد شخصیتی، بهبود وضع اقتصادی و پرشدن رزومه کاری خود کردهاست و با در دست داشتن این سابقه میتواند براحتی آینده شغلی خود را تضمین کند. با این حال مفهوم کار دانشجویی هنوز آنطور که باید در جامعه ما تبیین نشده و در این زمینه احتیاج به فرهنگسازی بشدت به چشم میخورد. در این مقاله ما به این بحث از جنبههای مختلف میپردازیم و هر نقطه نظر را به نحوی روشن میکنیم.
دانشجویی خرج دارد
بیشتر دانشآموزانی که بلافاصله پس از اتمام دوران تحصیلی یا نهایتا با یکی دوسال فاصله وارد دانشگاه میشوند، در همان ابتدا تفاوت اصلی بین مدرسه و دانشگاه را متوجه میشوند و آن هزینه تحصیل در دانشگاه است. حتی اگر دانشجوی دانشگاه سراسری باشند و هزینه واحدهای درسی بر دوششان نباشد بازهم مخارج متفاوتی برای آنها خودنمایی میکند. در دوران مدرسه در ابتدای سال کتابها را از طرف مدرسه به شاگردان میدهند و بابت آنها مبلغی را هنگام ثبتنام از والدین دریافت میکنند اما در دانشگاه هر استاد تعدادی کتاب برای درس خود معرفی میکند و بالطبع هزینه کتابها به مراتب بیشتر است. در مدرسه همه شاگردان از یک منطقه ثبتنام میشوند و به همین دلیل وضع مادی همه کمابیش به یکدیگر شباهت دارد. تمام شاگردان اونیفورمهای یکسان میپوشند و از این رو تفاوت مادی چندان به چشم نمیخورد. اما دانشجویان دانشگاه از مناطق و حتی شهرهای مختلف میآیند و تفاوت وضع مادی آنها با هم براحتی مشهود است. معمولاً دانشآموزان به مدرسهای در نزدیکی منزل خود میروند و مسیر را پیاده طی میکنند اما برای رفتن به دانشگاه باید از وسایل نقلیه استفاده کرد. اینجاست که هزینه دوران دانشگاه به طورجدی بر دوش دانشجو سنگینی میکند و این در حالی است که او دیگر در سنی نیست که بتواند از والدین خود پول بخواهد.
لازم است هر دانشجو شغلی نیمهوقت داشته باشد تا بتواند دخل و خرج مخارج ریز دوران دانشجویی را به هم برساند. ادامه مطلب ... http://bit.ly/2jxIgKx
میلاد رعیت - جام جم
—------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🎓 کسب و کار در دوران دانشگاه / دانشجو نباید بیکار باشد
—-------------------
بیشتر افراد تحصیل و اشتغال همزمان را بهطور قطعی به بعد از دوران تحصیل و دانشگاه موکول میکنند و جمع درس و کار را با هم امری شدنی نمیدانند. از نظر آنها دانشجویی بهتنهایی یک شغل است و پیش از فارغالتحصیلی دلیلی برای کارکردن وجود ندارد. طرز فکری که چندان صحیح نیست.
دوران تحصیل در دانشگاه دورهای حداقل چهار ساله است که معمولاً در مهمترین سنین هرشخصی قرار میگیرد.
در سالهای اخیر در جامعه ما استقبال زیادی از ادامه تحصیل شده و از این رو دوران دانشجویی به تقریبا دوبرابر رسیده است. اگر دانشجو در این دوران کارهایی هرچند نیمهوقت و با حداقل درآمد انجام بدهد کمک شایان توجهی به رشد شخصیتی، بهبود وضع اقتصادی و پرشدن رزومه کاری خود کردهاست و با در دست داشتن این سابقه میتواند براحتی آینده شغلی خود را تضمین کند. با این حال مفهوم کار دانشجویی هنوز آنطور که باید در جامعه ما تبیین نشده و در این زمینه احتیاج به فرهنگسازی بشدت به چشم میخورد. در این مقاله ما به این بحث از جنبههای مختلف میپردازیم و هر نقطه نظر را به نحوی روشن میکنیم.
دانشجویی خرج دارد
بیشتر دانشآموزانی که بلافاصله پس از اتمام دوران تحصیلی یا نهایتا با یکی دوسال فاصله وارد دانشگاه میشوند، در همان ابتدا تفاوت اصلی بین مدرسه و دانشگاه را متوجه میشوند و آن هزینه تحصیل در دانشگاه است. حتی اگر دانشجوی دانشگاه سراسری باشند و هزینه واحدهای درسی بر دوششان نباشد بازهم مخارج متفاوتی برای آنها خودنمایی میکند. در دوران مدرسه در ابتدای سال کتابها را از طرف مدرسه به شاگردان میدهند و بابت آنها مبلغی را هنگام ثبتنام از والدین دریافت میکنند اما در دانشگاه هر استاد تعدادی کتاب برای درس خود معرفی میکند و بالطبع هزینه کتابها به مراتب بیشتر است. در مدرسه همه شاگردان از یک منطقه ثبتنام میشوند و به همین دلیل وضع مادی همه کمابیش به یکدیگر شباهت دارد. تمام شاگردان اونیفورمهای یکسان میپوشند و از این رو تفاوت مادی چندان به چشم نمیخورد. اما دانشجویان دانشگاه از مناطق و حتی شهرهای مختلف میآیند و تفاوت وضع مادی آنها با هم براحتی مشهود است. معمولاً دانشآموزان به مدرسهای در نزدیکی منزل خود میروند و مسیر را پیاده طی میکنند اما برای رفتن به دانشگاه باید از وسایل نقلیه استفاده کرد. اینجاست که هزینه دوران دانشگاه به طورجدی بر دوش دانشجو سنگینی میکند و این در حالی است که او دیگر در سنی نیست که بتواند از والدین خود پول بخواهد.
لازم است هر دانشجو شغلی نیمهوقت داشته باشد تا بتواند دخل و خرج مخارج ریز دوران دانشجویی را به هم برساند. ادامه مطلب ... http://bit.ly/2jxIgKx
میلاد رعیت - جام جم
—------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢 پیام برای مدیران مدارس
—------------------—
⭕️ مدیر دائم الاولویت
باید بگویم این یکی از رایج ترین بیماریهاست و اولویت یکسان و مداوم گریبانگیر بسیاری از مدیران است. مدیرانی که مبتلا به این بیماری هستند هر دستور و هر برنامه و فعالیتی را حائز حداکثر اهمیت و دارای الویت یک می دانند به این ترتیب کلیه دستورهایی که در طول روز و هفته اعلام می شود الویت یک است... واقعا این الویت نسبت به چیست وقتی همه چیز الویت یک است. تکیه کلام این مدیران این است که "واقعا همه الویت هستند نمی شود گفت کدام به دیگری الویت دارد"
🔬 طرز تشخیص
طبیعی است که برای تشخیص این بیماری باید دید که الویت کارها را به چه ترتیب تعیین کرده و می کنید. البته همه مدیران عادت ندارند که جدول یا فهرستی برای تعیین تقدم و تاخر کارها آماده کنند و غالبا تعیین اولویت ها به طور ذهنی انجام می گیرد. از طرف دیگر وقتی که جدول و فهرستی در دست نباشد امکان تعیین اولویت ها وجود ندارد. بنابراین باید از همکاران خود بخواهید از الویت های شما صورت برداری کنند. اگر ساختار اولویت ها به طور افقی بود یعنی همه کارها در یک سطح از الویت قرار داشتند، شما مدیری دائم الاولویت هستید.
💊 طرز درمان
سعی کنید در تعیین اولویت ها تقدم و تاخر را رعایت کنید و کارها را به ترتیب تقدم در یک جدول و فهرست قرار دهید و تلاش کنید فهرستی عمودی از اولویت ها را ایجاد کنید و این روند را ادامه دهید.
📚 منبع : نکات کاربردی مدیریت در ایران
—------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢 پیام برای مدیران مدارس
—------------------—
⭕️ مدیر دائم الاولویت
باید بگویم این یکی از رایج ترین بیماریهاست و اولویت یکسان و مداوم گریبانگیر بسیاری از مدیران است. مدیرانی که مبتلا به این بیماری هستند هر دستور و هر برنامه و فعالیتی را حائز حداکثر اهمیت و دارای الویت یک می دانند به این ترتیب کلیه دستورهایی که در طول روز و هفته اعلام می شود الویت یک است... واقعا این الویت نسبت به چیست وقتی همه چیز الویت یک است. تکیه کلام این مدیران این است که "واقعا همه الویت هستند نمی شود گفت کدام به دیگری الویت دارد"
🔬 طرز تشخیص
طبیعی است که برای تشخیص این بیماری باید دید که الویت کارها را به چه ترتیب تعیین کرده و می کنید. البته همه مدیران عادت ندارند که جدول یا فهرستی برای تعیین تقدم و تاخر کارها آماده کنند و غالبا تعیین اولویت ها به طور ذهنی انجام می گیرد. از طرف دیگر وقتی که جدول و فهرستی در دست نباشد امکان تعیین اولویت ها وجود ندارد. بنابراین باید از همکاران خود بخواهید از الویت های شما صورت برداری کنند. اگر ساختار اولویت ها به طور افقی بود یعنی همه کارها در یک سطح از الویت قرار داشتند، شما مدیری دائم الاولویت هستید.
💊 طرز درمان
سعی کنید در تعیین اولویت ها تقدم و تاخر را رعایت کنید و کارها را به ترتیب تقدم در یک جدول و فهرست قرار دهید و تلاش کنید فهرستی عمودی از اولویت ها را ایجاد کنید و این روند را ادامه دهید.
📚 منبع : نکات کاربردی مدیریت در ایران
—------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🍀 دوستان دغدغه مند فعال در حوزه تربیت سلام.
"کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی "دست شما عزیزان را برای همکاری در ارسال تجارب ، یادداشتها و مقاله های راهگشایتان به گرمی می فشارد.
دستانی که دنیای بهتری برای کودکان و نوجوانان می سازند را می بوسیم.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—---------------------
برای ارتباط با ما و یا ارسال نوشتار گرانقدرتان با این آدرس ها تماس حاصل نمایید.
@MH1342
@saharsoltanip4c
—----------------------
🍀 دوستان دغدغه مند فعال در حوزه تربیت سلام.
"کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی "دست شما عزیزان را برای همکاری در ارسال تجارب ، یادداشتها و مقاله های راهگشایتان به گرمی می فشارد.
دستانی که دنیای بهتری برای کودکان و نوجوانان می سازند را می بوسیم.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—---------------------
برای ارتباط با ما و یا ارسال نوشتار گرانقدرتان با این آدرس ها تماس حاصل نمایید.
@MH1342
@saharsoltanip4c
—----------------------
🔴استدلال گرایی
------------------------
استدلال گرايي تنها راهي است كه به وسيله آن در حد مقدورات انساني خودمان، حقيقت را كشف كنيم.
اعمال اين استدلال گرايي با سخن بي دليل مخالف است، به معناي دقيق كلمه، طبعاً سلسله اموري را نفي ميكند؛
اين استدلال گرايي با هر نوع خرافه گرايي و خرافه پرستي هم مخالف است.
استدلال گرايي با آرزوانديشي هم مخالف است. (يعني من آرزو دارم «الف»، «ب» باشد، پس «الف»، «ب» است.)
استدلال گرايي با تعصب، جزم و جمود و با بيمدارايي فكري هم مخالف است.
اهل استدلال نميتوانند با اين شش پديده سازگار باشند، بنابراين لازمه اصلاحگري اين است كه خود را از اين شش پديده به جد بپيراييم.
به بيان دقيقتر، خود را در خلوت خود بپيراييم، نه اينكه در زندگي اجتماعي ژست انسانهاي پيراسته را بگيريم.
پيرايش عملي و واقعي، ذيل اين شش پديده ناسازگار با استدلال گرايي ناسازگارند.
پذيرش اتوريترهاي بلادليل و پذيرش ولايت فكري بلا دليل نيز وجود دارد.
(به اين معنا كه «الف» ،«ب» است، چون x ميگويد كه اين گونه است.)
بايد هر گونه فرم استبدادي را از ذهن و ضمير خود بيرون كنيم.
🌂آنچه لازم داریم ...استاد ملکیان
---------------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔴استدلال گرایی
------------------------
استدلال گرايي تنها راهي است كه به وسيله آن در حد مقدورات انساني خودمان، حقيقت را كشف كنيم.
اعمال اين استدلال گرايي با سخن بي دليل مخالف است، به معناي دقيق كلمه، طبعاً سلسله اموري را نفي ميكند؛
اين استدلال گرايي با هر نوع خرافه گرايي و خرافه پرستي هم مخالف است.
استدلال گرايي با آرزوانديشي هم مخالف است. (يعني من آرزو دارم «الف»، «ب» باشد، پس «الف»، «ب» است.)
استدلال گرايي با تعصب، جزم و جمود و با بيمدارايي فكري هم مخالف است.
اهل استدلال نميتوانند با اين شش پديده سازگار باشند، بنابراين لازمه اصلاحگري اين است كه خود را از اين شش پديده به جد بپيراييم.
به بيان دقيقتر، خود را در خلوت خود بپيراييم، نه اينكه در زندگي اجتماعي ژست انسانهاي پيراسته را بگيريم.
پيرايش عملي و واقعي، ذيل اين شش پديده ناسازگار با استدلال گرايي ناسازگارند.
پذيرش اتوريترهاي بلادليل و پذيرش ولايت فكري بلا دليل نيز وجود دارد.
(به اين معنا كه «الف» ،«ب» است، چون x ميگويد كه اين گونه است.)
بايد هر گونه فرم استبدادي را از ذهن و ضمير خود بيرون كنيم.
🌂آنچه لازم داریم ...استاد ملکیان
---------------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
↩قدیمی ترین عکس موجود از تهران
این تصویر را عکاس و مستشار ایتالیایی، لوئیجی پشه، یکصد و پنجاه سال پیش عکاسی کرده است.
----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
این تصویر را عکاس و مستشار ایتالیایی، لوئیجی پشه، یکصد و پنجاه سال پیش عکاسی کرده است.
----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️ تأملي بر مفهوم شايستگي / برگزیده
—------------------------
دكتر مهدي فيض
... معلم شايسته
بدين ترتيب، واژه شايسته براي يك فرد، جمعپذير نيست، ولي واژه شايستگي جمعپذير است. براي مثال، معلم شايسته و شايستگيهاي معلمي، مهندس شايسته و شايستگيهاي مهندسي، پزشك شايسته و شايستگيهاي پزشكي، رهبر شايسته و شايستگيهاي رهبري، قاضي شايسته و شايستگيهاي قضاوت.
امروزه در ارزيابي نظامهاي آموزشي، شايستگيها ايجاد شده در دانشآموختگان آن نظام، مورد توجه ويژه قرار ميگيرد. بازرگان (1383) تاكيد دارد: «در ارزيابي اثربخشي برنامههاي درسي در نظامهاي آموزشي، علاوه بر جنبههاي كسب دانش و پرورش تواناييهاي شناختي، بايد تأثير نظام را در تغيير نگرش و نظر دانشآموختگان از جنبههاي انگيزشي، انضباطي، سختكوشي، شهروندي و به طور كلي رفتاري و عقيدتي در نظر گرفت» (ص 79).
براي مثال، در پژوهشي كه شارعپور و همكاران (1379) به منظور بررسي ميزان شايستگيهاي كليدي4 دانشجويان سال آخر چند دانشگاه انجام دادند، اين دانشجويان در اكثريت قريب به اتفاق 16 شايستگي مورد ارزيابي، نمرهاي كمتر از متوسط دارند. به علاوه اينكه در چنين پژوهشي (كه به روش خودارزيابي صورت گرفته است) آنچه محتمل است، بزرگنمايي دانشجويان از قابليتها و تواناييهاي فردي خود است كه نتيجه واقعي ارزيابي را با ضريبي كاهنده مواجه ميكند.
الگوي شايستگي
اگر همه شايستگيهاي مورد انتظار از يك نقش يا شغل مطلوب و آرماني را در مدلي مفهومي تصور كنيم، اصطلاح جديدي با عنوان الگوي شايستگي شكل ميگيرد. الگوي شايستگي مفهوم نسبتاً جديدي است كه بسياري از انتظارات مورد توجه صاحبنظران را در خود جاي ميدهد. با نگاهي به ادبيات رايج در توسعه منابع انساني، اصطلاح مدل يا الگوي شايستگي براي مشاغل و حرف مختلف به كرات ديده ميشود. براي مثال، الگوي شايستگي معلمان، الگوي شايستگي مديران، الگوي شايستگي پزشكان، الگوي شايستگي مشاوران، الگوي شايستگي قضات و در نهايت الگوي شايستگي رهبران.
الگوي شايستگي ميتواند در حوزههاي گوناگون نظام آموزشي، از جمله مديريت آموزشي، برنامهريزي آموزشي، برنامهريزي درسي، جذب دانشجو و نهايتاً ارزشيابي در سطوح متفاوت آن، كاربرد داشته باشد. به عبارت ديگر، كل فرايند طراحي و ارزيابي هر نظام آموزشي را ميتوان بر مبناي الگوي شايستگي پايهگذاري كرد.
اهميت پرداختن به اين موضوع را از منظر شايستهسالاري نيز كه يكي از نيازهاي جدي امروز كشور ماست، ميتوان بررسي كرد. شايستهسالاري در يك سازمان به اين معناست كه در آن، برخورداري از صلاحيت، قابليتها و مهارتهاي انجام وظايف و رفتار شايسته كاركنان، نوعي ارزش تلقي شود و معيار اصلي انتخاب و گمارش افراد در وظايف سازماني و اقدامات نگهداشت و بهسازي آنان، شايستگي آنها باشد. البته بايد توجه داشت كه شايستگي اساساً مفهومي نسبي است كه در شرايط گوناگون و از محيطي به محيط ديگر متفاوت خواهد بود.
به بيان ديگر، فردي كه در يك محيط محدود و در ميان همگنان خود، شايستهترين به حساب ميآيد، لزوماً در محيطي بزرگتر و در ميان افرادي با قابليتهاي برتر، شايستهترين نخواهد بود. يا فردي كه در يك شغل و تخصص خاص، شايستهترين تلقي ميشود، به احتمال زياد در وظيفه و تخصصي ديگر از چنين امتيازي برخوردار نيست.
براي مثال از الگوي شايستگي، كلنوسكي5 (2002) استانداردهاي مورد استفاده در آمريكا و انگلستان را براي تعيين صلاحيت حرفهاي معلمان، اين گونه معرفي كرده است (سيف 258:1384):
همةنقشها حائز اهميتاند، لذا موفقيت در يك نقش نميتواند شكست در نقش ديگر را توجيه كند. به بياني ديگر، موفقيت در كسب و كار، ناكامي در زندگي زناشويي را توجيه نميكند يا كاميابي در خدمت و ايثار به جامعه، نميتواند قصور در وظيفة پدر نسبت به فرزند را برطرف كند. از سوي ديگر، موفقيت يا ناكامي در هر نقش،كيفيت نقشهاي ديگر و كل زندگي را تحت تأثير قرار ميدهد. بدون توجه به اين «تصوير بزرگ از كليت وجود انسان» كه نمايانگر هشياري ما نسبت به نقشهايمان است، ممكن است بهسادگي اوقات خويش را به چند نقش خاص اختصاص دهيم و از توجه و صرف وقت در نقشهاي ديگر غافل بمانيم (استفان كاوي، 1386).
نكتة فوق دربارة معلمان عزيز كه خواسته يا ناخواسته علاوه بر نقش شغلي و حرفهاي خود، در جايگاه الگو براي دانشآموزان نيز قرار دارند، بسيار مهمتر و نيازمند تأمل بيشتر در فرايندهاي گزينش و تربيت معلم است. متن کامل مقاله ... http://bit.ly/2i8FGgf
به نقل از رشد متوسطه، شماره 3
—------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️ تأملي بر مفهوم شايستگي / برگزیده
—------------------------
دكتر مهدي فيض
... معلم شايسته
بدين ترتيب، واژه شايسته براي يك فرد، جمعپذير نيست، ولي واژه شايستگي جمعپذير است. براي مثال، معلم شايسته و شايستگيهاي معلمي، مهندس شايسته و شايستگيهاي مهندسي، پزشك شايسته و شايستگيهاي پزشكي، رهبر شايسته و شايستگيهاي رهبري، قاضي شايسته و شايستگيهاي قضاوت.
امروزه در ارزيابي نظامهاي آموزشي، شايستگيها ايجاد شده در دانشآموختگان آن نظام، مورد توجه ويژه قرار ميگيرد. بازرگان (1383) تاكيد دارد: «در ارزيابي اثربخشي برنامههاي درسي در نظامهاي آموزشي، علاوه بر جنبههاي كسب دانش و پرورش تواناييهاي شناختي، بايد تأثير نظام را در تغيير نگرش و نظر دانشآموختگان از جنبههاي انگيزشي، انضباطي، سختكوشي، شهروندي و به طور كلي رفتاري و عقيدتي در نظر گرفت» (ص 79).
براي مثال، در پژوهشي كه شارعپور و همكاران (1379) به منظور بررسي ميزان شايستگيهاي كليدي4 دانشجويان سال آخر چند دانشگاه انجام دادند، اين دانشجويان در اكثريت قريب به اتفاق 16 شايستگي مورد ارزيابي، نمرهاي كمتر از متوسط دارند. به علاوه اينكه در چنين پژوهشي (كه به روش خودارزيابي صورت گرفته است) آنچه محتمل است، بزرگنمايي دانشجويان از قابليتها و تواناييهاي فردي خود است كه نتيجه واقعي ارزيابي را با ضريبي كاهنده مواجه ميكند.
الگوي شايستگي
اگر همه شايستگيهاي مورد انتظار از يك نقش يا شغل مطلوب و آرماني را در مدلي مفهومي تصور كنيم، اصطلاح جديدي با عنوان الگوي شايستگي شكل ميگيرد. الگوي شايستگي مفهوم نسبتاً جديدي است كه بسياري از انتظارات مورد توجه صاحبنظران را در خود جاي ميدهد. با نگاهي به ادبيات رايج در توسعه منابع انساني، اصطلاح مدل يا الگوي شايستگي براي مشاغل و حرف مختلف به كرات ديده ميشود. براي مثال، الگوي شايستگي معلمان، الگوي شايستگي مديران، الگوي شايستگي پزشكان، الگوي شايستگي مشاوران، الگوي شايستگي قضات و در نهايت الگوي شايستگي رهبران.
الگوي شايستگي ميتواند در حوزههاي گوناگون نظام آموزشي، از جمله مديريت آموزشي، برنامهريزي آموزشي، برنامهريزي درسي، جذب دانشجو و نهايتاً ارزشيابي در سطوح متفاوت آن، كاربرد داشته باشد. به عبارت ديگر، كل فرايند طراحي و ارزيابي هر نظام آموزشي را ميتوان بر مبناي الگوي شايستگي پايهگذاري كرد.
اهميت پرداختن به اين موضوع را از منظر شايستهسالاري نيز كه يكي از نيازهاي جدي امروز كشور ماست، ميتوان بررسي كرد. شايستهسالاري در يك سازمان به اين معناست كه در آن، برخورداري از صلاحيت، قابليتها و مهارتهاي انجام وظايف و رفتار شايسته كاركنان، نوعي ارزش تلقي شود و معيار اصلي انتخاب و گمارش افراد در وظايف سازماني و اقدامات نگهداشت و بهسازي آنان، شايستگي آنها باشد. البته بايد توجه داشت كه شايستگي اساساً مفهومي نسبي است كه در شرايط گوناگون و از محيطي به محيط ديگر متفاوت خواهد بود.
به بيان ديگر، فردي كه در يك محيط محدود و در ميان همگنان خود، شايستهترين به حساب ميآيد، لزوماً در محيطي بزرگتر و در ميان افرادي با قابليتهاي برتر، شايستهترين نخواهد بود. يا فردي كه در يك شغل و تخصص خاص، شايستهترين تلقي ميشود، به احتمال زياد در وظيفه و تخصصي ديگر از چنين امتيازي برخوردار نيست.
براي مثال از الگوي شايستگي، كلنوسكي5 (2002) استانداردهاي مورد استفاده در آمريكا و انگلستان را براي تعيين صلاحيت حرفهاي معلمان، اين گونه معرفي كرده است (سيف 258:1384):
همةنقشها حائز اهميتاند، لذا موفقيت در يك نقش نميتواند شكست در نقش ديگر را توجيه كند. به بياني ديگر، موفقيت در كسب و كار، ناكامي در زندگي زناشويي را توجيه نميكند يا كاميابي در خدمت و ايثار به جامعه، نميتواند قصور در وظيفة پدر نسبت به فرزند را برطرف كند. از سوي ديگر، موفقيت يا ناكامي در هر نقش،كيفيت نقشهاي ديگر و كل زندگي را تحت تأثير قرار ميدهد. بدون توجه به اين «تصوير بزرگ از كليت وجود انسان» كه نمايانگر هشياري ما نسبت به نقشهايمان است، ممكن است بهسادگي اوقات خويش را به چند نقش خاص اختصاص دهيم و از توجه و صرف وقت در نقشهاي ديگر غافل بمانيم (استفان كاوي، 1386).
نكتة فوق دربارة معلمان عزيز كه خواسته يا ناخواسته علاوه بر نقش شغلي و حرفهاي خود، در جايگاه الگو براي دانشآموزان نيز قرار دارند، بسيار مهمتر و نيازمند تأمل بيشتر در فرايندهاي گزينش و تربيت معلم است. متن کامل مقاله ... http://bit.ly/2i8FGgf
به نقل از رشد متوسطه، شماره 3
—------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA