🖌مقاله‌،ویدیو آموزشی
490 subscribers
1.76K photos
1.11K videos
206 files
2.99K links
مجموعه‌ای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me

تماس با ما :
@mh1342
Download Telegram
همراهان عزیز لایک یا دیس لایک در مورد مطلب بالا فراموش نشود. 👆
‌‎
✅ پسری که دست و پا ندارد اما از زندگی لذت می‌برد/ برگزیده

جانیس مک دیوید، 25 ساله، به طور مادرزادی بدون دست و پا به دنیا آمده است، اما به دانشگاه می‌رود، رانندگی می‌کند و حتی سفر به کشورهای مختلف را نیز فراموش نمی‌کند. جانیس شاغل است و در شغلش نیز در حال ترقی است. اما او واقعاً چگونه زندگی می‌کند؟ چطور از عهده همه این کارها برمی‌آید؟
این پسر ۲۵ ساله می‌داند که خیلی از آدم‌ها در ملاقات اول با او عصبی می‌شوند. او به خبرنگار اشپیگل می‌گوید: «چون دست و پا ندارم، خیلی از آدم‌ها احساساتی می‌شوند. برای همین باید اوّل آنها را آرام کنم.» در چنین شرایطی، او تمام تلاشش را می‌کند تا خودش را آرام، عادی و طبیعی نشان بدهد.
گاهی برخی افراد از او می‌خواهند که کت‌شان را بگیرد و روی چوب لباسی آویزان کند. او می‌گوید: «این بهترین اتفاقی است که می‌تواند برای من رخ بدهد.» چنین چیزهایی باعث می‌شود تا معلولیت جانیس مانع فعالیت او به‌عنوان رهبر خانه نشود.
وقت شام، جانیس خودش را از صندلی بالا می‌کشد و روی آن می‌نشیند. حالا می‌توانیم با هم چشم در چشم صحبت کنیم.
او به خبرنگار اشپیگل می‌گوید: «وقتی بچه بودم، دلم می‌خواست پلیس موتورسیکلت سوار بشوم. امّا یک روز صبح، خودم را جلوی آینه دیدم و همه رؤیایم نابود شد. به خودم گفتم: یک پلیس بدون دست و پا؟ هشت سالم بود که فهمیدم معلول هستم و کشف این حقیقت برایم شوک بزرگی بود.»
او در شهر بوخوم، آپارتمانی مناسب معلولین دارد. اما در برلین، شهری که او بیشتر ماه‌های سال را در آنجا سپری می‌کند، او خانه مشترکی با دوستانش دارد که قبل از جنگ جهانی دوم ساخته شده است. دوستان او معمولاً لای درها را باز می‌گذارند، چون جانیس نمی‌تواند دستگیره درها را باز کند.
مک دیوید نمی‌تواند بدون برنامه‌ریزی به جایی سفر کند. در سفرهای داخل شهر باید ایستگاه‌های مترو یا اتوبوسی را انتخاب کند که آسانسور داشته باشند و برای غذا خوردن باید به رستوران‌هایی برود که مسیر مخصوص معلولین داشته باشند.او در ادامه حرف‌هایش می‌گوید: «گاهی اوقات آرزو می‌کنم کاش زندگی آسان‌تر بود. مثلاً وقتی باران می‌بارد و من سوار ویلچرم هستم، بتوانم از روی آن بپرم و بسرعت سوار تراموا شوم.»

این استراتژی مفیدی است که او باید به خودش یاد بدهد و چیزهای زیاد دیگری نیز وجود دارد که باید یاد بگیرد. او به آرامی لبه لیوان آبمیوه را بین لب‌هایش می‌گیرد و با کمک بازوی راست کوتاهش آن را بلند می‌کند و با این روش، وقت نوشیدن تعادل لیوان را حفظ می‌کند.

او بدون کارد و چنگال و با استفاده از لب‌هایش غذا می‌خورد. او مداد را بین دندان‌هایش می‌گذارد و بعد روی کاغذ می‌نویسد. جانیس تمام این کارها را خودش به تنهایی یاد گرفته، چون اینها چیزهایی بوده که آدم‌های سالم با آن بیگانه هستند. در جشن تولد کودکان، او نقش قهرمان روی ویلچر را بازی می‌کند. همه دوست دارند داستان زندگی آدمی را بشنوند که نه دست دارد و نه پا.مک دیوید دو مادر و دو پدر دارد. دو نفر آنها که والدین بیولوژیکی او هستند در برلین زندگی می‌کنند و دو نفری که او را بزرگ کرده‌اند ساکن بوخوم هستند. شاید بزرگ‌ترین شانس زندگی او این بود که والدین بیولوژیکی‌اش او را به مرکز نگهداری از معلولین سپردند، چون نمی‌توانستند تصور کنند که پسری را بزرگ کنند که نه دست دارد و نه پا. اما این مسأله او را ناراحت نکرده: «پدر و مادرم در بوخوم با کمک نکردن به من، کمک بزرگی به من کردند.»
مک دیوید با ونی که برای راندن معلولان تغییر کرده، رانندگی می‌کند. او هم الهامبخش دیگران است و هم یک ماجراجو و مسافر مشتاق. او تا به حال به برزیل، ویتنام و برمه سفر کرده و تعطیلات تابستان سال گذشته را نیز همراه دوستانش در کوبا سپری کرده است. او مصمم است که هر سال کشور جدیدی را کشف کند. می‌گوید: «به خودم اجازه راکد شدن نمی‌دهم.»
مک دیوید در دانشگاه «ویتن هردکه»، اقتصاد می‌خواند. او در سراسر آلمان سخنرانی‌های انگیزشی دارد و قرار است به خاطر انتشار کتاب جدیدش به تور تبلیغاتی برود. او می‌خواهد به همه نشان بدهد که هر کس می‌تواند زندگی خودش را بسازد و اگر بقیه آدم‌ها سر راه معلولین قرار نگیرند، آنها هم می‌توانند گلیم زندگی خودشان را از آب بیرون بکشند. «من آدم بسیار خوش‌شانسی هستم، چون از کاری که انجام می‌دهم لذت می‌برم و می‌توانم تفاوت ایجاد کنم.»
جانیس مک دیوید یاد گرفته به جای آنکه آه بکشد و از زمین و زمان شکایت کند، نگاهش به زندگی مثبت باشد و تا جایی که می‌تواند از آن لذت ببرد، اما گاهی شرایطی پیش می‌آید که او هم دوست دارد با مشت روی میز بکوبد.
روزنامه ایران
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‌‌‎از عکسهای تأثیرگذار جهان .یک مبلغ مذهبی دست یک پسر بچه گرسنه اوگاندایی را دردست گرفته . 1980

https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
🍀 فداکاری آخرین درس معلم / بخش 3

مرگ در میان سیلاب

ساعت 8 و 30 دقیقه بود و هوا بارانی. بر اثر بارش شدید باران در جاده خرم‌آباد ـ پلدختر، حرکت ماشین‌ها بسیار سخت شده بود و احتمال خطر هر لحظه بیشتر می‌شد. در همین اوضاع، دو خودروی سواری ـ که یکی پژو با چهار سرنشین و دیگری پراید با سه سرنشین بوده ـ دچار حادثه شدند. همه سرنشینان خودروی پراید که یک معلم و دو دانش‌آموز بودند، داخل رودخانه افتادند و جان باختند.

معلم نگران پای دانش‌آموزش بود. پای دانش‌آموز بشدت آسیب‌دیده بود و معلم می‌خواست او را به بیمارستان برساند تا بتوانند آن را معالجه کنند. آقای معلم می‌خواست اوضاع را بهتر کند. می‌خواست همه چیز جوری باشد که همه خوشحال شوند. می‌خواست حال دانش‌آموزش خوب باشد اما همه چیز جور دیگری رقم خورد. جانش را به خاطر خوب شدن اوضاع از دست داد .

خانم معلم فداکار

دانش‌آموزان برای برگزاری اردوی سالانه خود همراه معلمان و رئیس مدرسه به سراب گاماسیاب نهاوند رفته بودند. همه چیز خوب بود و به دانش‌آموزان بسیار خوش می‌گذشت. دختران از این سو به آن سو می‌دویدند و بازی می‌کردند. در این میان، یکی از دانش‌آموزان کنار رود گاماسیاب رفت تا دستانش را بشوید. او خم شد و انبوه زیاد آب را دید. تعجب کرد. ناگهان سقوط کرد و داخل رودخانه افتاد.

دخترک جیغ زد و خانم معلم شنید. شنید و بند دلش پاره شد. یکی از دخترانش به آب افتاده بود و کمک می‌خواست. بدون حتی لحظه‌ای تعلل به طرف رودخانه رفت. دخترک را دید که در رودخانه دست و پا می‌زند. با دیدن دختربچه آماده پریدن شد. می‌دانست که ممکن است نتواند دخترک را نجات دهد. حتی می‌دانست ممکن است هردویشان جان خود را از دست بدهند، اما نمی‌توانست یک گوشه بنشیند و دست روی دست بگذارد. پس برای نجات دخترک داخل آب شد. دخترک را مثل دخترش دوست داشت. فقط می‌دانست که باید خودش را به دانش‌آموزش برساند و او را نجات دهد.

وقتی که جریان شدید آب رودخانه خانم مولوی را با خود برد، سر او با سنگ‌های رودخانه برخورد کرد و بیهوش شد. پس از طی مسافت حدود 1500 متر، بدن بی‌جانش توسط یکی از حاضران در سراب که شناگر خوبی بوده، به بیرون از آب منتقل شد.

پس از بیرون آوردن معلم از داخل آب، سایر دبیران و رئیس مدرسه عملیات خارج کردن آب از ریه‌ها و عملیات احیا برای نجات جان خانم مولوی را انجام دادند.

خانم مولوی در بیمارستان پس از انجام چندین معاینه و تصویربرداری از سرش چند ساعت بعد به هوش آمد و علائم حیاتی‌اش به حالت طبیعی برگشت.


🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
🌺 فداکاری آخرین درس معلم / بخش 4

فداکاری در رودخانه

روز چهارشنبه‌سوری بود که برای خرید، بیرون خانه رفت. می‌خواست امسال هم مثل سال‌های پیش، کنار خانواده‌اش باشد و آخرین چهارشنبه سال را جشن بگیرد. از مسیر‌های همیشگی‌اش رد شد. مثل همیشه در مسیر به کارهای مختلفی که باید انجام دهد، فکر کرد، اما صدای همیشگی را نشنید.

همیشه فقط صدای رودخانه را می‌شنید، اما این بار صدایی دیگر هم بود. نزدیک‌تر رفت. صدای یک پسر‌بچه بود که کمک می‌خواست. نزدیک‌تر رفت. صدای پسرک آشنا بود. خوب که نگاه کرد، فهمید پسرک که در آب کمک می‌خواهد، یکی از دانش‌آموزان خودش است.

بی‌درنگ در آب پرید و دست و پا زد تا به پسرک رسید. او توانست دانش‌آموز را نجات بدهد، اما خودش برای همیشه با آب‌ها همسفر شد. دیگر خبری از جشن چهارشنبه آخر سال نبود. جانش را با نجات جان دانش‌آموزش جاوید کرد.

چند روز بعد از آن، جسم بی‌جانش را چند روستا پایین‌تر از آب گرفتند. اسمش ادهم مظفری بود، معلم قهرمان و فداکار روستای آلک در کامیاران .

آقا معلم در آتش

با گذشت زمان، سیستم آموزشی در همه جای دنیا روز به روز پیشرفت کرده، اما هنوز مدرسه‌هایی وجود دارند که با مشکلات گرمایشی دست و پنجه نرم می‌کنند. کلاس‌های درسی وجود دارند که به خاطر سرما تعطیل می‌شوند، یخ می‌زنند یا می‌سوزند.

سال‌ها از حادثه آتش‌سوزی کلاس درس روستای شین‌آباد گذشته، اما این مشکلات باز هم پیش می‌آید. این بار حادثه در اردبیل اتفاق افتاد.

هوا سرد بود و برای گرم نگه داشتن دانش‌آموزان هیچ راهی جز روشن کردن بخاری نفتی وجود نداشت. بخاری روشن شد. بچه‌ها گرم شدند. بخاری آتش گرفت. بچه‌ها ترسیدند. معلم بچه‌ها را دید اما نترسید.

معلم فداکار مشکین‌شهری با دیدن صحنه آتش‌سوزی بسرعت دانش‌آموزان را از کلاس درس خارج کرد و مطمئن شد که هیچ آسیبی به آنها نرسیده است. همه دانش‌آموزان صحیح و سالم بودند و کوچک‌ترین آسیبی به آنها نرسیده بود، اما دست آقای معلم بشدت در آتش‌سوزی سوخت.

دانش‌آموزان مدرسه مانند دختران شین‌آباد نسوختند و این را فقط مدیون معلم فداکار خود هستند، نه سطح رفاه اجتماعی و امنیت تحصیلی خود.

پدر و مادرهای بچه‌های مدرسه، عصر همان روز با حضور در بیمارستان از این معلم فداکار تشکر و قدردانی کردند. قرار است بعد از بهبود علیرضا ساقی، فرمانداری مشکین‌شهر طی مراسمی از ایثارگری این معلم فداکار قدردانی کند.

آقامعلم پس از نجات دانش‌آموزان به جام‌جم گفت: من دانش‌آموزانم را مانند فرزندان خود دوست دارم. وقتی بخاری کلاس آتش گرفت، به تنها چیزی که فکر کردم، نجات جان دانش‌آموزان بود. به همین خاطر خود را به بخاری رساندم و در حالی که دستان و صورتم در اثر شدت گرما می‌سوخت، بخاری را به بیرون از کلاس منتقل کردم.

خیلی خوشحالم که آسیبی به دانش‌آموزان وارد نشد و برای نجات جان آنها حاضر بودم جان خود را از دست بدهم.

غزاله مالکی - جام جم

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📊 همزاهان گرامی : سری مطالب " فداکاری آخرین درس معلم " به چه میزانی مورد رضایت شما است ؟

1- کاملا راضی – 12
👍👍👍👍👍👍👍 63%

2- تا حدودی – 5
👍👍👍 26%

3- ناراضی – 2
👍 11%

👥 19 people voted so far.
M.Hosseini:
✅ روشهای تدریس و مهارت معلمان

برای داشتن تدریس موثر، بهره‌گیری از روش‌ها و الگوها، یکی از مهارت‌های معلمان موفق است.

شروع تدریس مبتنی بر یک ایده و یا فن علمی، باعث اثربخشی فرآیند تدریس، جذابیت آموزش و ایجاد قابلیت ارزشیابی و قضاوت در آن می‌گردد.

یکی از رویکردها که می‌تواند در این زمینه به معلم کمک کند، رویکرد گایتو است.

(Goals, Activities, Input,Timing, Order)

(اهداف، فعالیت‌ها، درون‌داد، وقت و ترتیب)


⭕️در این رویکرد در نظر می‌گیرید که انتظار دارید؛

۱. دانش‌آموزان به چه اهدافی برسند.
۲. به چه فعالیت‌هایی بپردازند.
۳. خود شما چگونه به وسیله توضیح دادن و طرح سوال، در این فرآیند فعال شوید.
۴. برای هر بخش از مطلب، چه مقدار وقت صرف کنید(در عمل هم همان مقدار وقت بگذارید).
۵. در پایان هم به ترتیب درس توجه کنید.

مورد آخر، معمولا نخستین کاری است که در تدریس هر درس، معمولا آن را در نظر می‌گیرید. به عبارت دیگر، اغلب همکاران، برای شروع فرآیند تدریس، فقط ترتیب مطالب درس را در نظر می‌گیرند.

📚 برگرفته از کتاب سوال کردن؛ جورج براون، ترجمه داورپناه.

منبع : eduahang

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔️کاری از دیرین دیرین . پیام برای سلامتی
مصرف بی رویه نمک
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
💻 حضور در شبکه های اجتماعی در ایران و جهان.
ایران در رتبه نخست حضور در شبکه های اجتماعی قرار گرفت.

https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
چرا محمد علی کلی اولین مدال خود را به معلمش اهدا کرد ⁉️

https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
ویژگی معلم موفق

در کار خود انگيزه و اعتماد به نفس دارد.

https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
M.Hosseini:
💼 کودکان در مهد کودک نابود می‌شوند

برشی از کتابِ «اهمیت کوچک بودن» نوشتۀ اریکا کریستاکیس

مولف : اریکا کریستاکیس

مترجم : علی حاتمیان

در یکی از مطالعات تحت عنوان «آیا مهد کودک کلاس اول جدید است؟»، رویکرد مربیان مهدهای کودک در سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۱۰ با یکدیگر مقایسه و نشان داده شده است که انتظار مربیان نسبت به توانایی کودکان برای خواندن در انتهای سال تحصیلی، از ۳۰ درصد به ۸۰ درصد افزایش یافته است. محققان همچنین دریافته‌اند که امروز زمان بیشتری برای انجام تکالیف صرف شده و به فعالیت‌های خلاقانه توجه کمتری می‌شود. در نهایت، نویسندگان این مقاله نتیجه گرفته‌اند که مهد کودک به کلاس اول ابتدایی بدل شده است.

آتلانتیک — امروزه اگر به یک کلاس پیش‌دبستانی قدم بگذارید، احتمالاً با چیزی مواجه خواهید شد که ما مربیان محیط آکنده از تصاویر چاپی می‌نامیم: دیوارهایی با نمودارهای الفبا، پوسترهای آموزشی، قوانین کلاسی، تقویم، برنامه زمانی و شعارهای انگیزشی. کودکی چهار ساله قادر به «رمزگشایی» تعداد اندکی از آن‌ها است. واژه‌ای معاصر برای آنچه پیش از این «خواندن» نامیده می‌شد.

به دلیل اینکه تعداد کمی از بزرگسالان جزئیات مربوط به دوران پیش‌دبستانی و مهد کودک خود را به یاد می‌آورند، ارزیابی میزان تغییر در فضای آموزشِ ابتدایی طی دو دهه اخیر دشوار است. این تغییرات به تصاویر گیج‌کننده روی دیوار کلاس‌ها محدود نمی‌شود، بلکه اخیراً شیوه آموزش و برنامه‌ها نیز تغییر کرده است. در حال حاضر، بخش عمده‌ای از روز به آنچه «آموزش روی صندلی» خوانده می‌شود (اصطلاحی که به توضیح اضافی چندانی نیاز ندارد) و گونه‌ای از آموزش مبتنی بر متن اختصاص می‌یابد که پیش‌تر صرفاً برای مقاطع بالاتر به کار گرفته می‌شد. در این روش مربی به دقت محتوا و سرعت انتقال مواد آموزشی به کودکان را کنترل می‌کند.

در یکی از مطالعات تحت عنوان «آیا مهد کودک کلاس اول جدید است؟»، رویکرد مربیان مهدهای کودک در سال‌های ۱۹۹۸ و ۲۰۱۰ با یکدیگر مقایسه و نشان داده شده است که انتظار مربیان نسبت به توانایی کودکان برای خواندن در انتهای سال تحصیلی، از ۳۰ درصد به ۸۰ درصد افزایش یافته است. محققان همچنین دریافته‌اند که امروز زمان بیشتری برای انجام تکالیف صرف شده و به فعالیت‌های هنری توجه کمتری می‌شود. در نهایت، نویسندگان این مقاله با نارحتی نتیجه گرفته‌اند که مهد کودک به کلاس اول ابتدایی بدل شده است. اما در مقابل، کودکان که بنا بود از تجربه مهد کودک به عنوان انتقالی آرام به مدرسه استفاده کنند، در برخی موارد، بخت آغاز تحصیل در مدرسه را از دست می‌دهند. چنانکه بر اساس مطالعه‌ای که در می‌سی‌سی‌پی انجام شده است، بیش از ۱۰ درصد کودکانِ مهدهای کودک اجازه حضور در کلاس اول را پیدا نمی‌کنند.

تا همین اواخر، مهارت‌های سطح بالایی برای آمادگی حضور در مدرسه طلب نمی‌شد و این ایده که دانش‌آموزان کم سن و سال ممکن است نتوانند به مقطع بعدی بروند نیز مطرح نبود. اما امروزه مهد کودک به مثابه نوعی نگهبان ورودی و نه محلِ خوش‌آمدگویی برای مقطع ابتدایی عمل می‌کند که دغدغه اصلی آن، آمادگی قبلی کودکان در سنین پیش دبستانی است. کودکی که قرار است در پایان مهد کودک خواندن را آموخته باشد، بهتر است برای این مساله در دوره پیش از مدرسه آماده شود. در نتیجه انتظاراتی که برای کودکان ۵ یا ۶ ساله موجه به نظر می‌رسد، مانند نشستن پشت میز و استفاده از کاغذ و قلم، امروز به بچه‌های با سنین پایین‌تر نیز تسری یافته است؛ کودکانی که فاقد مهارت‌های اصلی و تمرکز لازم برای موفقیت در آن‌ها هستند.

کلاس‌های پیش‌دبستانی به‌صورت روزافزون به مکان‌هایی اضطراب‌آور بدل می‌شوند که در آن‌ها، مربیان با تحت فشار قرار دادن کودکان آن‌ها را وادار می‌کنند تا پیش از بازی کردن «تکالیف» خود را تمام کنند. اینگونه است که کودکانِ پیش‌دبستانی مهارت‌های بسیار بیشتری را می‌آموزند اما به قضاوت بسیاری از مربیان، کنجکاوی و اشتیاق آن‌ها نسبت به نسل‌های قبلی کمتر شده است. ادامه مطلب ... http://bit.ly/2igeQTP

ترجمان علوم انسانی

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
لطفا نظر خودرا در مورد مطلب بالا 👆 با لایک 👍 یا دیسلایک 👎 اعلام نمایید . سپاس فراوان 🌷
‌‎
پیام برای مدیران مدارس:

⭕️تمرکز بر موضوع را در جلسات شورای معلمان و انجمن اولیا و مربیان حفظ کنید

نگذارید جلسه از موضوع خارج شود. شاید برخی ترجیح بدهند هر کاری بکنند به جز صحبت درباره ی موضوع جلسه، اما باید همه به خوبی بدانند که جلسه بی دلیل تشکیل نشده است و باید حول موضوع بحث کنند.
موضوع جلسه را حفظ کنید و فقط اگر زودتر از موقع به نتیجه رسیدید، کسانی که دوست دارند خارج از موضوع با هم گپ بزنند، می توانند بدون ایجاد مزاحمت و اتلاف وقت دیگران این کار را بکنند.

📚نکات کاربردی مدیریت در ایران
___________________ https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
پیام برای مدیران مدارس :

⭕️در انتخاب مدعوین جلسه دقت کنید

در انتخاب شرکت کننده ها در جلسه و مدعوین دقت کنید و تنها افرادی را دعوت کنید که حضور آنها برای نتیجه گیری لازم است. از طرفی دقت کنید، کسانی را که بهترین بصیرت را در موضوع جلسه دارند اما رتبه ی شغلی شان پایین است و یا از سبک زندگی ، قیافه یا ظاهر یا اعتقادشان خوشتان نمی آید را حذف نکنید.
هیچوقت نمی توانید مطمئن باشید که می دانید در سازمان چه کسی بهترین ایده ها را ارائه می دهد، لذا با حذف افراد از جلسات، این شانس را از خودتان نگیرید.

📚نکات کاربردی مدیریت در ایران
____________________ https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
ویژگی معلم موفق

با دانش آموزان دلسوز و صميمي است

و خلاقيت آنان را افزايش مي دهد.

https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
✅بزرگان تعلیم و تربیت
این بخش قبلا در کانال مقاله هاوخبرهای آموزشی و فرهنگی به صورت متناوب نشر یافته . در ادامه لینک هر مطلب دوباره برای استفاده دوستان آورده می شود . برای دریافت لطفا بر روی لینک مربوط کلیک نمایید .

در طول تاریخ صاحبنظران بزرگ، با ارائه نظرات و دیدگاههای خود، جهان را تحت تاثیر قرار داده و منشا تحولات بزرگ در آن شده اند؛ و آشنایی با دیدگاه ها و نظرات آنان سرآغاز تحول در نظامهای آموزشی میشود. در این سری مقاله ها، به زندگی نامه و عقاید و افکار برخی از آنهااشاره شده است. اینان کسانی اند که افکارشان در شکل گیری تعلیم و تربیت جدید در نقاط مختلف جهان موثر بوده است.

1- کمینیوس (1670 – 1592، Comenius)

https://telegram.me/eduarticle/387
—------------------------------
2- روسو (1778 – 1712،Rousseu )

https://telegram.me/eduarticle/394
—------------------------------
3- پستالوزی (1827 – 1746، Pestalozzi)

https://telegram.me/eduarticle/446
—---------------------------—
4- هربارت ( 1841 – 1776،Herbart

https://telegram.me/eduarticle/471
—---------------------------—
5- فروبل 1852 – 1782،Frobel

https://telegram.me/eduarticle/519
—------------------------—
6 - ماکارنکو (1939 – 1888،Makarenco

https://telegram.me/eduarticle/614
—-------------------------
7- جان دیویی (1952 – 1859،john Dewey

https://telegram.me/eduarticle/716
—-------------------------
8- مونتسوری 1952 – 1870،Montessori

https://telegram.me/eduarticle/761
—------------------------—
9- ژان پیاژه 1980 – 1896، piaget

https://telegram.me/eduarticle/934
—---------------------------
10-بنجامین بلوم (1999 – 1913 ) Benjamin Bloom

https://telegram.me/eduarticle/951
—----------------------------
‌‎
🖥 دانش آموزان باید به سواد رسانه ای مجهز باشند
--------------------------------
معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش گفت: با توجه به اينكه دانش آموزان علاوه بر زندگی در دنیای حقیقی، وقت بیشتری را در دنیای مجازی مي گذرانند، در کتاب سواد رسانه ای مطالبی مطرح شده تا آنان به سواد رسانه ای مجهز باشد.
به گزارش ایرنا، علی زرافشان گفت: کار سواد رسانه از دوره ابتدایی با درس تفکر و پژوهش آغاز شده و اکنون این درس به طور خاص در پایه دهم خود را نشان داده است و همچنین درس محیط زیست که یکی از چالش های جامعه است، مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
وی تصریح کرد: اخیرا همایش ملی سواد رسانه ای برگزار شد که در آن کتاب سواد رسانه ای مورد توجه جدی دست اندرکاران سواد
رسانه ای کشور قرار گرفت و قسمتی از برنامه این همایش نیز به بحث کتاب درسی سواد رسانه ای اختصاص یافت .

---------------------------------

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
👬 قيم‌مآبي در فرزندپروري
—---------------------------—
جون آکوچلا - ترجمه: مژگان جعفري

همۀ ما این تجربه را داشته‌ایم: در اتاق نشیمن خانۀ دوستی نشسته‌ایم که به شام دعوتمان کرده است اما از پیش مستحضرمان نکرده که قرار است تمام شب شاهدِ معرکه‌گیریِ بچۀ پنج‌ساله‌اش باشیم. بچه آواز می‌خواند، می‌رقصد و تمام پیش‌غذاها را می‌بلعد. وقتی تلاش می‌کنی با والدینش صحبت کنی حضرت‌آقا خودش را می‌اندازد وسط. اصلاً چه نیازی هست که والدینش با تو راجع به چیزهایی حرف بزنند که علاقۀ او را جلب نمی‌کنند، آن‌هم وقتی که می‌توانید همگی راجع به نحوۀ مرگ همستر او حرف بزنید؟ والدینش هم موافق به نظر می‌رسند؛ از بچه می‌خواهند به تو بگوید راجع به این حادثه چه احساسی دارد. آخرسر شام سرو می‌شود و بچه را به آشپزخانه می‌فرستند تا فرد فلک‌زده‌ای مراقبت از او را به عهده بگیرد. خانه با صدای عربده‌های بچه می‌لرزد. بعد از شام حضرت‌آقا با زبانی تیزتر از قبل بازمی‌گردد. والدینش از او می‌پرسند که چه احساسی دارد، ساعت ده است، خسته شده؟ می‌گوید نه. اما برخلاف او شما حسابی تحلیل رفته‌اید. به‌سوی درِ خانه روانه می‌شوید، قسم یاد می‌کنید که هیچ‌وقت بچه‌دار نشوید یا اگر قبلاً بچه‌دار شده‌اید، قسم می‌خورید که هیچ‌وقت برای دیدار نوه‌هایتان به خودتان دردسر ند‌هید. به خودتان دل‌داری می‌دهید که فقط برایشان پول می‌فرستید.
این جور رفتارها را در گذشته با عنوان «لوس‌کردن» می‌شناختند ولی امروز با عناوینی مثل «تربیت قیم‌مآبانه»، «تربیت هلیکوپتری»، «تربیت گلخانه‌ای»یا «تربیت‌های کنترلی و کشنده»از آن‌ها یاد می‌کنند. اصطلاح تغییر کرده است چون الگوهای رفتاری تغییر کرده‌اند. «تربیت‌ قیم‌مآبانه» هنوز هم با لوس‌کردن همراه است: یک عالم اسباب‌بازی برای بچه بخر و هیچ قانونی وضع نکن. اما دو عامل پیچیدۀ دیگر هم اضافه شده‌اند. یکی از این عوامل اضطراب است: «آیا بچه‌ام تا ابد تحت تأثیر سرنوشت همسترش قرار می‌گیرد؟» ،«آیا جسد همستر را لمس کرده و دستش میکروبی شده؟» عامل دیگری که علاوه‌بر دلواپسی و نگرانی به این رفتارها افزوده شده است لذت حاصل از موفقیت است: گورِ پدرِ احساسات بچه، فردا برای ورود به کودکستان قرار مصاحبه دارد. قبول می‌شود؟ اگر نه، اصلاً می‌تواند در دانشگاه خوبی قبول شود؟ تربیت قیم‌مآبانه اخیراً موضوع بسیاری از کتاب‌ها بوده است و تمامی این کتاب‌ها با شدیدترین تعابیر ممکن آن را محکوم کرده‌اند.
ادامه مطلب ... http://bit.ly/2iSaP9i
—------------------------------

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
لطفا میزان رضایت خود را در مورد مطلب فوق ☝️ " 👬 قيم‌مآبي در فرزندپروري " اعلام نمایید . با تشکر

تا حدودی راضی – 9
👍👍👍👍👍👍👍 69%

کاملا راضی – 4
👍👍👍 31%

نا راضی
▫️ 0%

👥 13 people voted so far.
🌴🌴تنهایی؛واقعیت گریزناپذیر زندگی

🔹 کانت می گوید: " من به این جا رسیدم که هر چه روان شناسی بیشتر رشد کند احساس تنهایی آدمی بیشتر رشد می کند." من به این جا رسیده ام که اولین واکنش خودکاوانه ي انسان در برابر مصایب دیگران این است که میگوید خوب است که من به این مصیبت دچار نشده ام. یعنی واکنش ما در برابر مصایبی که به دیگران می رسد، تسلی خودمان است. مثلا وقتی می بینیم کسی مریض است می گوییم که الحمد الله که من مریض نیستم. و آدم چقدر احساس تنهایی می کند وقتی بالاي بستر او می آیند،اولین واکنش آن ها این است که خوب است که ما در این بستر نخوابیده ایم. حضرت رسول می فرمایند وقتی به یک مصیبت زده اي می رسید، زیر لب بدون این که بشنود بگویید:حمد خدایی که مرا از این مصیبتی که تو را به آن دچار کرد معاف کرد و اگر می خواست، میتوانست من را هم دچار کند. این وضع قبح اخلاقی ندارد. حیلت ما این طور است. ولی بالاخره احساس تنهایی زیادي به آدمی دست می دهد که نمی توان از آن گریخت.

🔹پاسکال می گفت: اولین تمهید انسان براي گریز از تنهایی این بود که می گفتند حالا که شما به فکر ما نیستید، ما هم به فکر شما نیستیم و رفتند و در غارها گوشه نشینی گزیدند. ولی این فکر انتقام جویانه انسان را به غارنشینی و جنگل نشینی کشاند. دومین تمهید انسان مدرن براي این که تنهایی خود را فراموش کند، این بود که پدیده اي به نام سرگرمی درست کرد که اصلا براي انسان سنتی وجود نداشت. سرگرمی یعنی چیزي که تا حواسم به تنهایی می رود، فوري خودم را به آن مشغول کنم تا تنهایی خودم را از یاد ببرم. اگر کسی در خانه نباشد تلویزیون تماشا می کنم. به رادیو گوش می دهم و کتاب می خواهم. چون نمی توانم احساس تنهایی خود را تحمل کنم.پاسکال می گوید: این دو راه ناموفق است و بشر باید به راه سومی بیاندیشد.

🔹این احساس تنهایی، احساس سالمی است. چون تنهایی واقعیت دارد، اگر بفهمیم که تنهاییم به واقعیتی می رسیم، اما مساله این است که چگونه می خواهیم با این تنهایی کنار بیاییم. یعنی چگونه می توانیم مثل سایر واقعیت هاي تراژیک زندگی آن را بپذیریم. واقعیت تراژیک یعنی همین که واقعیتی، واقعیت است اما تلخ، مثل مرگ، مرگ یک چیز است و نحوه ي کنار آمدن با آن چیز دیگري. تنهایی یک چیز است و نحوه ي کنار آمدن با آن چیز دیگري است. راه حل علی ابن ابی طالب بسیار مؤثر است و آن این که در مقام چگونه زیستن این تنهایی را با جمیع لوازمش ملتزم می شویم. ولی ما متأسفانه در مقام عمل تنهایی خود را فراموش می کنیم. با اعتماد به حزب، گروه، دسته و... کارهایی می کنیم که وقتی آن ها را از ما اخذ می کنند، می یابیم که تنهاییم.

🔹خداوند تعبیر می کند که ما به آن ها می گوییم: " ادعُوا شرکائکم " این هایی را که شریک شما بودند صدا کنید بیایند، ولی بعد می گوید: " ضلَّ عنکم" ناپدیدند، شرکایی در کار نیست. تنهایی یک واقعیت است که کنار آمدن با آن مهم است. راه حل کسانی مثل حضرت علی به نظر راه بسیار خوبی است. مثال می زنم، اگر از بنده دعوت کنند و بگویند بیا یک جایی یک درسی بگو و یک سخنرانی بکن و من با خودشناسی و روانکاوي که از خود دارم، ببینم اگر به آن جا بروم در اثر این سخنرانی یا درس من در بسیاري از انسان ها تحول روحی ومعنوي حاصل می شود، تکان می خورند عوض می شوند و استکمال معنوي می یابند و مسیر زندگی آن ها عوض می شود و اصلاح می شوند، اما چون خودکاو هستم می فهمم در عین حال وقتی این سخنرانی را بکنم، در حین سخنرانی خودم دستخوش عجب می شوم. حضرت علی ابن ابی طالب می فرمایند: در این جا من از اصلاح شما صرف نظر می کنم و صلاح خودم را به خاطر شما از دست نمی دهم. یعنی کاري نمی کنم که به خاطر شما دست خوش عجب شوم، چون عجب براي من مهلک است.در واقع می خواهم بگویم حضرت این قدر این تنهایی را احساس کرده اند که من همه چیز را باید خودم بر دوش بکشم. اگر بگویم در اثر سخنرانی من هزار نفر به راه راست آمدند، می گویند ولی خودت در مدت سخنرانی راه را کج می رفتی.

🌷🌷استاد ملکیان،معنویت در نهج البلاغه
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA