🔵 چگونه معلمی موفق شدم؟ جورچین گروه های مشارکتی
مترجم : شبیری،سیده فاطمه -نویسنده : آ.پوزامنتایر، جی،دانیال
پژوهشها چه میگویند؟
بعضیها تصور میکنند،شیوهی یادگیری مشارکتی،تنها فواید اجتماعی دارد.امـا پژوهـشها نـشان میدهند،شیوهی جورچین که در آن از روش مشارکتی استفاده میشود،علاوه بر فواید اجتماعی،به دانشآموزان کمک میکند تا محتوای کتابهای درسـی خود را نیز به خوبی یاد بگیرند و به کار برند.
روی دانشآموزان هفت کلاس پایهی 7 و 8،مطالعهای تـجربی به صورت زیر انجام شـد:141 دانـشآموز در چهار کلاس آزمایش و سه کلاس کنترل تقسیم شدند.کلاسهای آزمایش،با شیوهی جورچین آموزش دیدند،اما کلاسهای کنترل،تدریس معمولی را به روش سخنرانی دریافت کردند.این آزمایش در حدود 4 هفته و هر هفته، یک جلسهی دو ساعتی طول کشید و در آن فواید اجتماعی،فردی و علمی شـیوهی جورچین و شیوه سنتی مورد بررسی قرار گرفت. فواید اجتماعی و فردی مشاهده شده در شیوهی جورچین،عبارت بودند از:رشد خودکنترلی،مدیریت بر خود،بلندهمتی،استقلال و تعامل اجتماعی بهعلاوه مشاهده شد که استفاده از شیوهی جورچین، ترس و ناراحتی دانشآموزان را که مزاحم یـادگیری اسـت و رفتارهای نامناسبی به وجود میآورد،میکاهد.
از فواید آموزشی و علمی این شیوه نیز میتوان به این موارد اشاره کرد:بهبود تواناییهای خواندن،تولید دانش سازمانیافته و توانایی نتیجهگیری و خلاصه کردن.
در کلاسی که با این روش اداره میشود،توانایی دانشآموزان در کسب دانش و بـه کـار بستن آن،در مقایسه با دانشآموزانی که در کلاس سنتی آموزش میبینند،بیشتر است.
وقتی دانشآموزان این امکان را داشته باشند که سؤالات خود را از دوست همکلاس خود بپرسند و دربارهی موضوعات متعدد از او توضیح بخواهند،دیگر از مطرح کـردن سـؤال خود یا نقد و بررسی اطلاعاتی که به آنها عرضه میشود،ترسی نخواهند داشت.
کاربرد این شیوه در کلاس
شیوهی جورچین از 6 گام تشکیل شده است:
1-بخش جدیدی را که قصد تدریس آن را دارید،به پنج بخش اصلی تقسیم کنید.
2-یک کلاس بیست و پنج نفره را بـه 5 گـروه 5 نـفره تقسیم کنید. این گروهها،«گروههای پایه»نامیده مـیشوند.(و بـاید تـا حد امکان از نظر سطح تحصیلی و ویژگیهای فردی،همگن باشند.)
3-هر عضو گروه پایه،یکی از پنج بخش اصلی درس را انتخاب میکند.(یا معلم به او پیشنهاد میدهد.)
مثلا ممکن است یک نـفر روی بـخش کـسرهای جزئی متمرکز شود،عضو دیگر روی بخش اعداد اعشاری،نفر بعدی روی بـخش درصد و...
اگر تـعداد اعضای گروه از تعداد بخشها بیشتر بود،دو دانشآموز میتوانند یک بخش را انتخاب کنند.
4-گروه پایه بهطور موقت،به این صورت تقسیم میشود:هر دانشآموز به گـروه جـدیدی مـلحق میشود تا با بحث و تبادلنظر با سایر اعضای آن گروه،که همگی روی یـک موضوع مطالعه کردهاند،در موضوع انتخابی خودش متخصص شود.در واقع همهی دانشآموزانی که روی موضوع کسرهای جزئی کار کرده بودند،در یک گروه جـمع مـیشوند.همهی دانـشآموزانی که روی اعداد اعشاری کار کرده بودند در یک گروه دیگر خواهند بود و...
این دانـشآموزان در گـروههای موقتی که«گروه متخصص»نامیده میشود،باهم کار میکنند.آنها در این گروه روی موضوع خودشان بحث و گفتوگو میکنند و با همکاری هم،در مورد ایـنکه چـگونه میتوان ایـن موضوع را به دانشآموزان گروه پایهی خودشان تدریس کرد،به توافق میرسند.
5-دانشآموزان به گروه پایهی خـودشان بـر مـیگردند و به عنوان یک متخصص،در مورد موضوع مورد مطالعهی خودشان انجام وظیفه میکنند.یعنی هرکس با روشی کـه در گـروه مـتخصص به تصویب رسیده است،موضوع موردنظر را به اعضای گروه خود تدریس میکند.
6-یک آزمون کتبی به کل کلاس داده میشود.
گام 4 و 5 فـرصتی اسـت برای بحث و تبادل اطلاعات و گام 6، این فرصت را به معلم میدهد تا کیفیت کـار دانـشآموزان را بـررسی کند و ببیند آنها چه چیز را و چگونه از یکدیگر فرا گرفتهاند.یکی از مزایای روش یادگیری مشارکتی این است کـه در ایـن شیوه،همیشه یادگیری فعالی در جریان است و دانشآموزان از گوش دادن منفعلانه به گزارش سایر گروهها(اتفاقی که گـاهی اوقـات در شـیوههای یادگیری جمعی میافتد)خسته نمیشوند.
روش جورچین میتواند برای تدریس مجموعهای از مهارتهای غیرمرتبط مثل فاکتورگیری،سادهسازی کسرهای جبری و همچنین عناوین کلیتری کـه عـناوین ظاهرا غیرمرتبط را به هم پیوند میدهند، به کار رود. رشد معلم » شماره 205 (صفحه 27)
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔵 چگونه معلمی موفق شدم؟ جورچین گروه های مشارکتی
مترجم : شبیری،سیده فاطمه -نویسنده : آ.پوزامنتایر، جی،دانیال
پژوهشها چه میگویند؟
بعضیها تصور میکنند،شیوهی یادگیری مشارکتی،تنها فواید اجتماعی دارد.امـا پژوهـشها نـشان میدهند،شیوهی جورچین که در آن از روش مشارکتی استفاده میشود،علاوه بر فواید اجتماعی،به دانشآموزان کمک میکند تا محتوای کتابهای درسـی خود را نیز به خوبی یاد بگیرند و به کار برند.
روی دانشآموزان هفت کلاس پایهی 7 و 8،مطالعهای تـجربی به صورت زیر انجام شـد:141 دانـشآموز در چهار کلاس آزمایش و سه کلاس کنترل تقسیم شدند.کلاسهای آزمایش،با شیوهی جورچین آموزش دیدند،اما کلاسهای کنترل،تدریس معمولی را به روش سخنرانی دریافت کردند.این آزمایش در حدود 4 هفته و هر هفته، یک جلسهی دو ساعتی طول کشید و در آن فواید اجتماعی،فردی و علمی شـیوهی جورچین و شیوه سنتی مورد بررسی قرار گرفت. فواید اجتماعی و فردی مشاهده شده در شیوهی جورچین،عبارت بودند از:رشد خودکنترلی،مدیریت بر خود،بلندهمتی،استقلال و تعامل اجتماعی بهعلاوه مشاهده شد که استفاده از شیوهی جورچین، ترس و ناراحتی دانشآموزان را که مزاحم یـادگیری اسـت و رفتارهای نامناسبی به وجود میآورد،میکاهد.
از فواید آموزشی و علمی این شیوه نیز میتوان به این موارد اشاره کرد:بهبود تواناییهای خواندن،تولید دانش سازمانیافته و توانایی نتیجهگیری و خلاصه کردن.
در کلاسی که با این روش اداره میشود،توانایی دانشآموزان در کسب دانش و بـه کـار بستن آن،در مقایسه با دانشآموزانی که در کلاس سنتی آموزش میبینند،بیشتر است.
وقتی دانشآموزان این امکان را داشته باشند که سؤالات خود را از دوست همکلاس خود بپرسند و دربارهی موضوعات متعدد از او توضیح بخواهند،دیگر از مطرح کـردن سـؤال خود یا نقد و بررسی اطلاعاتی که به آنها عرضه میشود،ترسی نخواهند داشت.
کاربرد این شیوه در کلاس
شیوهی جورچین از 6 گام تشکیل شده است:
1-بخش جدیدی را که قصد تدریس آن را دارید،به پنج بخش اصلی تقسیم کنید.
2-یک کلاس بیست و پنج نفره را بـه 5 گـروه 5 نـفره تقسیم کنید. این گروهها،«گروههای پایه»نامیده مـیشوند.(و بـاید تـا حد امکان از نظر سطح تحصیلی و ویژگیهای فردی،همگن باشند.)
3-هر عضو گروه پایه،یکی از پنج بخش اصلی درس را انتخاب میکند.(یا معلم به او پیشنهاد میدهد.)
مثلا ممکن است یک نـفر روی بـخش کـسرهای جزئی متمرکز شود،عضو دیگر روی بخش اعداد اعشاری،نفر بعدی روی بـخش درصد و...
اگر تـعداد اعضای گروه از تعداد بخشها بیشتر بود،دو دانشآموز میتوانند یک بخش را انتخاب کنند.
4-گروه پایه بهطور موقت،به این صورت تقسیم میشود:هر دانشآموز به گـروه جـدیدی مـلحق میشود تا با بحث و تبادلنظر با سایر اعضای آن گروه،که همگی روی یـک موضوع مطالعه کردهاند،در موضوع انتخابی خودش متخصص شود.در واقع همهی دانشآموزانی که روی موضوع کسرهای جزئی کار کرده بودند،در یک گروه جـمع مـیشوند.همهی دانـشآموزانی که روی اعداد اعشاری کار کرده بودند در یک گروه دیگر خواهند بود و...
این دانـشآموزان در گـروههای موقتی که«گروه متخصص»نامیده میشود،باهم کار میکنند.آنها در این گروه روی موضوع خودشان بحث و گفتوگو میکنند و با همکاری هم،در مورد ایـنکه چـگونه میتوان ایـن موضوع را به دانشآموزان گروه پایهی خودشان تدریس کرد،به توافق میرسند.
5-دانشآموزان به گروه پایهی خـودشان بـر مـیگردند و به عنوان یک متخصص،در مورد موضوع مورد مطالعهی خودشان انجام وظیفه میکنند.یعنی هرکس با روشی کـه در گـروه مـتخصص به تصویب رسیده است،موضوع موردنظر را به اعضای گروه خود تدریس میکند.
6-یک آزمون کتبی به کل کلاس داده میشود.
گام 4 و 5 فـرصتی اسـت برای بحث و تبادل اطلاعات و گام 6، این فرصت را به معلم میدهد تا کیفیت کـار دانـشآموزان را بـررسی کند و ببیند آنها چه چیز را و چگونه از یکدیگر فرا گرفتهاند.یکی از مزایای روش یادگیری مشارکتی این است کـه در ایـن شیوه،همیشه یادگیری فعالی در جریان است و دانشآموزان از گوش دادن منفعلانه به گزارش سایر گروهها(اتفاقی که گـاهی اوقـات در شـیوههای یادگیری جمعی میافتد)خسته نمیشوند.
روش جورچین میتواند برای تدریس مجموعهای از مهارتهای غیرمرتبط مثل فاکتورگیری،سادهسازی کسرهای جبری و همچنین عناوین کلیتری کـه عـناوین ظاهرا غیرمرتبط را به هم پیوند میدهند، به کار رود. رشد معلم » شماره 205 (صفحه 27)
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌍 دشوارترین زبانهای دنیا کدامند؟
هزاران زبان مختلف در سراسر جهان وجود دارد که یادگیری آن برای شناخت فرهنگ و تمدنهای مختلف، امری ضروری و مهم است؛ اما بسیاری از این زبانها بسیار دشوار هستند.
به گزارش جام جم آنلاین از العالم، زبان های مختلف از نظر حروف، کلمات و قواعد تفاوت دارند و هرچقدر زبانی که مایل به یادگیری آن هستیم به زبان مادری ما نزدیک تر باشد، یادگیری آن راحت تر است.
8 زبان دشوار جهان از این قرارند:
1- زبان چینی
در چین چند زبان و لهجه وجود دارد اما ماندارین که زبان اغلب مردم در این کشور است توسط نزدیک به یک میلیارد نفر استفاده می شود.
دشواری زبان چینی به دارا بودن تعداد زیادی نماد و شکل و نقاشی بازمی گردد چنان که زبان آموز باید حدود سه هزار نماد مختلف را برای خواندن یک روزنامه از هم تشخیص دهد.
دانشجوی چینی می تواند 10 هزار نماد چینی را از هم تشخیص دهد در حالی که فرهنگ لغت حاوی بیش از 40 هزار نماد یا حرف است البته دانستن این تعداد حرف شما را قادر به سخن گفتن یا نوشتن به زبان ماندارین نخواهد کرد زیرا این زبان از زبان رایج بسیار متفاوت است.
2- زبان کره ای
خصوصیت زبان کره ای این است که از همۀ جهان منزوی است. این زبان هیچ وجه مشتکری با سایر زبان های موجود ندارد.
نوشتار کره ای نیز ساختار یگانه ای به نام هانگول دارد که تا حد زیادی بر نمادهای چینی تکیه دارد.
3- زبان ژاپنی
ژاپنی ها هزاران نماد مختلف که دارای معانی و حروف متعدد هستند و مفردات در آن حالت اختصاری ندارند.
4- زبان عربی
تعداد کسانی که به زبان عربی سخن می گویند به 420 میلیون نفر می رسد و این زبان مخصوصا برای انگلیسی زبان ها، از جمله زبان های دشوار جهان به شمار می آید چون دارای حروف و صداهایی است که در زبان انگلیسی و سایر زبان ها اصلا وجود ندارند.
5- زبان روسی
زبان روسی از حروف الفبایی نامأنوسی تشکیل شده و زبان آموز باید با تمرکز روی قواعد دشوار زبانی، تکلم کند چون هر اشتباه کوچکی در تلفظ می تواند معنای کلمه را به طور کلی تغییر دهد.
6- زبان مجاری
برخی از عجیب ترین قواعد دستور زبانی دنیا در زبان مجاری یافت می شود. این زبان 14 حرف پیشوند و 18 قاعدۀ زبانی است که تا 30 قاعده نیز می رسد.
روش ساختن جملۀ کامل در زبان مجاری با اکثر زبان های دنیا تفاوت دارد.
7- زبان ایسلندی
قواعد دستور زبانی مختلفی در این زبان وجود دارد که یادگیری آن را دشوار می کند و به تلاش زیادی برای فهم قواعد توانایی خواندن نیاز دارد.
8- زبان فنلاندی
قواعد به کار رفته در این زبان و نیز ترجمه از آن به انگلیسی دشوار است، زیرا ممکن است معنا به طور کلی تغییر کند.
تصاویر الفبا بعضی از زبانها در پستهای بعدی 👇
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌍 دشوارترین زبانهای دنیا کدامند؟
هزاران زبان مختلف در سراسر جهان وجود دارد که یادگیری آن برای شناخت فرهنگ و تمدنهای مختلف، امری ضروری و مهم است؛ اما بسیاری از این زبانها بسیار دشوار هستند.
به گزارش جام جم آنلاین از العالم، زبان های مختلف از نظر حروف، کلمات و قواعد تفاوت دارند و هرچقدر زبانی که مایل به یادگیری آن هستیم به زبان مادری ما نزدیک تر باشد، یادگیری آن راحت تر است.
8 زبان دشوار جهان از این قرارند:
1- زبان چینی
در چین چند زبان و لهجه وجود دارد اما ماندارین که زبان اغلب مردم در این کشور است توسط نزدیک به یک میلیارد نفر استفاده می شود.
دشواری زبان چینی به دارا بودن تعداد زیادی نماد و شکل و نقاشی بازمی گردد چنان که زبان آموز باید حدود سه هزار نماد مختلف را برای خواندن یک روزنامه از هم تشخیص دهد.
دانشجوی چینی می تواند 10 هزار نماد چینی را از هم تشخیص دهد در حالی که فرهنگ لغت حاوی بیش از 40 هزار نماد یا حرف است البته دانستن این تعداد حرف شما را قادر به سخن گفتن یا نوشتن به زبان ماندارین نخواهد کرد زیرا این زبان از زبان رایج بسیار متفاوت است.
2- زبان کره ای
خصوصیت زبان کره ای این است که از همۀ جهان منزوی است. این زبان هیچ وجه مشتکری با سایر زبان های موجود ندارد.
نوشتار کره ای نیز ساختار یگانه ای به نام هانگول دارد که تا حد زیادی بر نمادهای چینی تکیه دارد.
3- زبان ژاپنی
ژاپنی ها هزاران نماد مختلف که دارای معانی و حروف متعدد هستند و مفردات در آن حالت اختصاری ندارند.
4- زبان عربی
تعداد کسانی که به زبان عربی سخن می گویند به 420 میلیون نفر می رسد و این زبان مخصوصا برای انگلیسی زبان ها، از جمله زبان های دشوار جهان به شمار می آید چون دارای حروف و صداهایی است که در زبان انگلیسی و سایر زبان ها اصلا وجود ندارند.
5- زبان روسی
زبان روسی از حروف الفبایی نامأنوسی تشکیل شده و زبان آموز باید با تمرکز روی قواعد دشوار زبانی، تکلم کند چون هر اشتباه کوچکی در تلفظ می تواند معنای کلمه را به طور کلی تغییر دهد.
6- زبان مجاری
برخی از عجیب ترین قواعد دستور زبانی دنیا در زبان مجاری یافت می شود. این زبان 14 حرف پیشوند و 18 قاعدۀ زبانی است که تا 30 قاعده نیز می رسد.
روش ساختن جملۀ کامل در زبان مجاری با اکثر زبان های دنیا تفاوت دارد.
7- زبان ایسلندی
قواعد دستور زبانی مختلفی در این زبان وجود دارد که یادگیری آن را دشوار می کند و به تلاش زیادی برای فهم قواعد توانایی خواندن نیاز دارد.
8- زبان فنلاندی
قواعد به کار رفته در این زبان و نیز ترجمه از آن به انگلیسی دشوار است، زیرا ممکن است معنا به طور کلی تغییر کند.
تصاویر الفبا بعضی از زبانها در پستهای بعدی 👇
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🖥 دنیای مجازی؛ کودکان و والدین
⛔️ قبل از انتشار عکس فرزندتان در فیسبوک، به آیندهاش فکر کنید
مولف : آدریئِن لافرانس
مترجم : علیرضا شفیعینسب
اینترنت پر است از عکس بچهها، در حال غذاخوردن، خندیدن، گریستن، خوابیدن یا حتی بیماری یا دستشوییرفتن. پدر و مادرها روزانه عکس بچههایشان را در گروههای خانوادگی، شبکههای اجتماعی یا وبلاگها و جاهای دیگر منتشر میکنند. آنها پیش از آنکه کودکشان بتواند تصمیمی بگیرد، هویت مجازی او را هرطور که خودشان بخواهند میسازند. اما چنین کاری میتواند نتایج ناگواری داشته باشد، چه از نظر امنیتی، چه از نظر اخلاقی.
آتلانتیک — بله، تمام آن عکسهای فیسبوکْ زیبا و جذاب هستند، اما آیا میدانید آنها چگونه بر زندگی کودکان تأثیر میگذارند؟
در وب، بچهها، همانند گربهها، همهجاهستند.
اکثر کودکان دوساله در آمریکا -طبق یکی از بررسیها در سال ۲۰۱۰، بیش از نوددرصد آنان- اکنون در فضای مجازی حضور دارند. بیش از هشتاددرصد از کودکان زیر دو سالْ امروز در رسانههای اجتماعی نیز حضور دارند.
بسیاری از کودکانْ نخستین حضور خود در اینترنت را بهصورت لکههای خاکستریِ پراکنده بر روی عکسهای فراصوت تجربه میکنند که حتی پیش از تولد آنها در صفحات فیسبوک قرار داده شده است.
گاهی اوقات، این کودکان ممکن است پس از پشتسرگذاشتن دوران خردسالی دریابند که هویت مجازی آنها، پیشاپیش تا حدود زیادی و بهطور معمول بهدست والدین آنها، شکل داده شده است. باتوجهبه اینکه آنچه در فضای مجازی منتشر میشود قابلجستوجو و قابلبهاشتراکگذاری است و ماندگاری بلندمدت دارد، نقش دوگانۀ والد و ناشرْ پرسشهای بسیاری را دربارۀ حریم خصوصی، رضایت و بهطور کلی رابطۀ والد با فرزند مطرح میسازد.
درنتیجه، محققان، پزشکان متخصص کودکان و دیگر حامیان حقوق کودک در مراحل آغازین طراحی پویشی در حوزۀ سلامت عمومی هستند تا توجه عموم را به امری جلب کنند که از دیدگاه آنان تعارضی ذاتی بین دو چیز است: «آزادی والدین در انتشار» و «حق کودک برای حفظ حریم خصوصی».
استیسی اشتاینبرگ، استاد حقوق در لوین کالج دانشگاه فلوریدا و مدیر مرکز کودکان و خانواده در این دانشگاه، معتقد است که «بهندرت ممکن است والدین از روی غرضورزی و بدخواهیْ اطلاعات مرتبط با کودکان خود را با دیگران به اشتراک بگذارند، اما آنها ماندگاری و پیامدهای بالقوۀ این اطلاعات در فضای مجازی را مد نظر قرار نمیدهند». ادامه مطلب http://bit.ly/2hoq6ga
منبع ترجمان علوم انسانی
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🖥 دنیای مجازی؛ کودکان و والدین
⛔️ قبل از انتشار عکس فرزندتان در فیسبوک، به آیندهاش فکر کنید
مولف : آدریئِن لافرانس
مترجم : علیرضا شفیعینسب
اینترنت پر است از عکس بچهها، در حال غذاخوردن، خندیدن، گریستن، خوابیدن یا حتی بیماری یا دستشوییرفتن. پدر و مادرها روزانه عکس بچههایشان را در گروههای خانوادگی، شبکههای اجتماعی یا وبلاگها و جاهای دیگر منتشر میکنند. آنها پیش از آنکه کودکشان بتواند تصمیمی بگیرد، هویت مجازی او را هرطور که خودشان بخواهند میسازند. اما چنین کاری میتواند نتایج ناگواری داشته باشد، چه از نظر امنیتی، چه از نظر اخلاقی.
آتلانتیک — بله، تمام آن عکسهای فیسبوکْ زیبا و جذاب هستند، اما آیا میدانید آنها چگونه بر زندگی کودکان تأثیر میگذارند؟
در وب، بچهها، همانند گربهها، همهجاهستند.
اکثر کودکان دوساله در آمریکا -طبق یکی از بررسیها در سال ۲۰۱۰، بیش از نوددرصد آنان- اکنون در فضای مجازی حضور دارند. بیش از هشتاددرصد از کودکان زیر دو سالْ امروز در رسانههای اجتماعی نیز حضور دارند.
بسیاری از کودکانْ نخستین حضور خود در اینترنت را بهصورت لکههای خاکستریِ پراکنده بر روی عکسهای فراصوت تجربه میکنند که حتی پیش از تولد آنها در صفحات فیسبوک قرار داده شده است.
گاهی اوقات، این کودکان ممکن است پس از پشتسرگذاشتن دوران خردسالی دریابند که هویت مجازی آنها، پیشاپیش تا حدود زیادی و بهطور معمول بهدست والدین آنها، شکل داده شده است. باتوجهبه اینکه آنچه در فضای مجازی منتشر میشود قابلجستوجو و قابلبهاشتراکگذاری است و ماندگاری بلندمدت دارد، نقش دوگانۀ والد و ناشرْ پرسشهای بسیاری را دربارۀ حریم خصوصی، رضایت و بهطور کلی رابطۀ والد با فرزند مطرح میسازد.
درنتیجه، محققان، پزشکان متخصص کودکان و دیگر حامیان حقوق کودک در مراحل آغازین طراحی پویشی در حوزۀ سلامت عمومی هستند تا توجه عموم را به امری جلب کنند که از دیدگاه آنان تعارضی ذاتی بین دو چیز است: «آزادی والدین در انتشار» و «حق کودک برای حفظ حریم خصوصی».
استیسی اشتاینبرگ، استاد حقوق در لوین کالج دانشگاه فلوریدا و مدیر مرکز کودکان و خانواده در این دانشگاه، معتقد است که «بهندرت ممکن است والدین از روی غرضورزی و بدخواهیْ اطلاعات مرتبط با کودکان خود را با دیگران به اشتراک بگذارند، اما آنها ماندگاری و پیامدهای بالقوۀ این اطلاعات در فضای مجازی را مد نظر قرار نمیدهند». ادامه مطلب http://bit.ly/2hoq6ga
منبع ترجمان علوم انسانی
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅در مجله Deseret News National به مسئله تاثیرات ویرانگر فیسبوک بر ازدواجها پرداخته شده است.
یکی از راههایی که فیسبوک میتواند برای ازدواجها ویرانگر باشد، تمرکز بیش از اندازه بر زندگیها و نظرات فیسبوکی دیگران است تا خود. بعضیها به این "تاثیر اینستاگرامی" میگویند ولی ایده پشت آن بسیار ساده است: یعنی شما بیشتر از اینکه به کارهایی که همسرتان درست مقابل شما انجام میدهد توجه کنید، به مطالبی که دوستان، خانواده و آشنایان در فیسبوک و ایسنتاگرام به اشتراک میگذارند توجه میکنید.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅در مجله Deseret News National به مسئله تاثیرات ویرانگر فیسبوک بر ازدواجها پرداخته شده است.
یکی از راههایی که فیسبوک میتواند برای ازدواجها ویرانگر باشد، تمرکز بیش از اندازه بر زندگیها و نظرات فیسبوکی دیگران است تا خود. بعضیها به این "تاثیر اینستاگرامی" میگویند ولی ایده پشت آن بسیار ساده است: یعنی شما بیشتر از اینکه به کارهایی که همسرتان درست مقابل شما انجام میدهد توجه کنید، به مطالبی که دوستان، خانواده و آشنایان در فیسبوک و ایسنتاگرام به اشتراک میگذارند توجه میکنید.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
از عکسهای تأثیرگذار جهان .عکسی تاثیر گذار از هلن کلرنویسنده نابینا و ناشنوای آمریکایی در حال ملاقات با آیزنهاور رییس جمهور آمریکا 1955 .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
علائم سرطان در همه اندامهای بدن را بشناسیم.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهره هایی که در سال 2016 مردند
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from Jamal Mirjafari
Audio
🌱آموزش مغالطه های تربیتی به والدین 4⃣🌱
⛔️مغالطه جلب ترحم⛔️
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم و تجارب تربیتی https://telegram.me/nasleP4C
⛔️مغالطه جلب ترحم⛔️
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم و تجارب تربیتی https://telegram.me/nasleP4C
🔶 آشنایی با اولین مدارس دخترانه در ایران
تکاپوها و چالش های فرهنگی انطباق آمیز با فرهنگ تجددطلب غرب، در پی تحرکات زنان در عصر مشروطه، درصدد تحول اندیشه و نگاه به زنان و نیز دگرگونی انتظارات جامعه و زنان نسبت به هم، در قالب مدارس، انجمن ها و نشریات زنانه برآمد.
البته محافل تبلیغاتی این تفکر، همزمان با شکل گیری مدارس، انجمن ها و نشریات خاص زنان، درصدد جا انداختن اندیشه های خود در سطح اجتماع نیز بودند.
نخستین اشاره ها به تعلیمات و تربیت همه جانبه زنان در عصر قاجار، دیدگاهی است که بی بی خانم استرآبادی نویسنده معایب الرجال در جواب نویسنده کتاب تأدیب النسوان ارائه می کند.
وی در شرط تربیت می نویسد: چون انواع و اقسام از خواص و عوام، زن و مرد، خوب و بد، هر دو می باشند، صفات حمیده و رذیله، از همه و همه مشاهده می شود.
اگر باید تربیت بشوند، همه باید بشوند. تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن، تدین، ملتیّه، و دولتیّه، شرعیّه و عرفیّه، کشوریّه و لشکریّه می باشد.
در کتاب دیگری که در زمان مظفرالدین شاه به نام تربیت البنات نگارش می یابد، کفالت امور خانواده، حفظ نوع بشر و تربیت اطفال... در گرو تعلیم و تربیت زنان دانسته شده است.
در نوشته های اشخاصی چون قاسم امین مصری که از منادیان رفع حجاب و آزادی زنان به سبک و شیوه غربی بود و ترجمه هایی که از آثار وی در ایران منتشر شد، همه تحولات در درجه اول منوط به تحصیل و تعلیم زنان بود.
روزنامه ها و مجلات عصر قاجار، به ویژه بعد از مشروطیت در سطحی وسیع از طریق نامه ها و مقالاتی که از نیازهای جامعه به تحصیل دختران سخن می راندند، از جمله این نشریات، روزنامه کاوه است که در برلین چاپ می شد.
در مقاله ای که در این روزنامه با عنوان «اساس انقلاب اجتماعی؛ تربیت زنان» به قلم همسر اروپایی محمدعلی جمالزاده - نویسنده معروف - به نام ژزی خانم (ژوزفین) نوشته شده است، نکاتی به چشم می خورد که حائز اهمیت است.
مطلب وی شامل اظهار مسرت از گسترش مدارس دخترانه در طهران، تأکید بر حقوق و تکالیف زنان همچون مردان در جامعه، مقایسه پیشرفت های زنان اروپا و امریکا با دیگر نقاط دنیا، تأکید بر پیشرو بودن زنان ژاپنی در آسیا با تأسیس دارالفنون زنان که «در سال ۱۹۰۷م، محصله های ژاپنی در آن سی ودو هزار نفر» بوده است و نیز بیان مطالبی در ردّ نظریات کسانی که کم وزنی مغز زنان را دلیل نقص آنان می دانند، بود.
وی سپس به دسته بندی گروه های مخالف با آزادی و تعلیم و تربیت زنان پرداخته و به این نتیجه می رسد که با تربیت و تعلم زنان، علاوه بر محیط خانوادگی، کشور نیز از تبعات تربیت علمی آنان برخوردار خواهد شد و نهایت اینکه، خوشبختی و بدبختی زنان در گرو تلاش آنان است. همانگونه که «زن های فرنگی، این کار را پرداخته و این راه را یافته و هر روز در میدان شرافت گوی تازه ای می ربایند».
مهم ترین تلاش فرهنگی برای آمادگی اذهان عمومی در جهت تحصیل و تعلیم زنان توسط خود زنان، در روزنامه های مخصوص آنان بود. نکته مهم اینکه در اولین روزنامه ها، این مباحث به صورت جامعه نگر و متأثر از جو فرهنگی ایران و با نوعی موضع گیری ملی در برابر رخنه اثرات سوء فرهنگ غربی همراه است.
روزنامه شکوفه که یکی از این روزنامه هاست «جلوگیری از تحصیل دختران را در ممالک مستبد، اول سِرُمی که بر ضد میکرب آزادی و ترقی یک مملکت و پیشرفت خیالات ظالمانه» به کار می رود، تلقی می کند.
در مجله دیگر یعنی زبان زنان، تعلیم و تربیت زنان، راهی برای دستیابی آنان به تعصب ملی چنانکه در زنان امریکا و اروپا به وجود آمده است، انگاشته شده و متذکر می شود که «بیداری خواهران هموطن با کسب معارف، حتی در علوم فنی که فقط مردان بدان اشتغال دارند، به دست خواهد آمد.» و همچنین، تحصیل علم معاش را برای بانوان از ضروریات می داند.
در مجله عالم نسوان، در مقاله ای با عنوان «فقر ابدی نتیجه بی علمی است»، ضمن تشبیه علم به گنج شایگان به وصف حال زنانی می پردازد که به خاطر عقاید خانوادگی و تعصبات ناشی از آن، دور از علم و تحصیل مانده اند.
در مقاله ای با عنوان «نقش تعلیم و تربیت در عفت و پاکدامنی زنان» بیان می شود که «بی سوادی و جهل زنان، نداشتن تربیت صحیح خانوادگی مردان، از عوامل قوی انحطاط اخلاقی به شمار می روند و از این رو علاقه مندان به این آب و خاک باید توجه کامل تری به تربیت زنان نمایند.»
ادامه مطلب ...http://bit.ly/2hm4Es9
مریم فتحی . روزنامه همشهری
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔶 آشنایی با اولین مدارس دخترانه در ایران
تکاپوها و چالش های فرهنگی انطباق آمیز با فرهنگ تجددطلب غرب، در پی تحرکات زنان در عصر مشروطه، درصدد تحول اندیشه و نگاه به زنان و نیز دگرگونی انتظارات جامعه و زنان نسبت به هم، در قالب مدارس، انجمن ها و نشریات زنانه برآمد.
البته محافل تبلیغاتی این تفکر، همزمان با شکل گیری مدارس، انجمن ها و نشریات خاص زنان، درصدد جا انداختن اندیشه های خود در سطح اجتماع نیز بودند.
نخستین اشاره ها به تعلیمات و تربیت همه جانبه زنان در عصر قاجار، دیدگاهی است که بی بی خانم استرآبادی نویسنده معایب الرجال در جواب نویسنده کتاب تأدیب النسوان ارائه می کند.
وی در شرط تربیت می نویسد: چون انواع و اقسام از خواص و عوام، زن و مرد، خوب و بد، هر دو می باشند، صفات حمیده و رذیله، از همه و همه مشاهده می شود.
اگر باید تربیت بشوند، همه باید بشوند. تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن، تدین، ملتیّه، و دولتیّه، شرعیّه و عرفیّه، کشوریّه و لشکریّه می باشد.
در کتاب دیگری که در زمان مظفرالدین شاه به نام تربیت البنات نگارش می یابد، کفالت امور خانواده، حفظ نوع بشر و تربیت اطفال... در گرو تعلیم و تربیت زنان دانسته شده است.
در نوشته های اشخاصی چون قاسم امین مصری که از منادیان رفع حجاب و آزادی زنان به سبک و شیوه غربی بود و ترجمه هایی که از آثار وی در ایران منتشر شد، همه تحولات در درجه اول منوط به تحصیل و تعلیم زنان بود.
روزنامه ها و مجلات عصر قاجار، به ویژه بعد از مشروطیت در سطحی وسیع از طریق نامه ها و مقالاتی که از نیازهای جامعه به تحصیل دختران سخن می راندند، از جمله این نشریات، روزنامه کاوه است که در برلین چاپ می شد.
در مقاله ای که در این روزنامه با عنوان «اساس انقلاب اجتماعی؛ تربیت زنان» به قلم همسر اروپایی محمدعلی جمالزاده - نویسنده معروف - به نام ژزی خانم (ژوزفین) نوشته شده است، نکاتی به چشم می خورد که حائز اهمیت است.
مطلب وی شامل اظهار مسرت از گسترش مدارس دخترانه در طهران، تأکید بر حقوق و تکالیف زنان همچون مردان در جامعه، مقایسه پیشرفت های زنان اروپا و امریکا با دیگر نقاط دنیا، تأکید بر پیشرو بودن زنان ژاپنی در آسیا با تأسیس دارالفنون زنان که «در سال ۱۹۰۷م، محصله های ژاپنی در آن سی ودو هزار نفر» بوده است و نیز بیان مطالبی در ردّ نظریات کسانی که کم وزنی مغز زنان را دلیل نقص آنان می دانند، بود.
وی سپس به دسته بندی گروه های مخالف با آزادی و تعلیم و تربیت زنان پرداخته و به این نتیجه می رسد که با تربیت و تعلم زنان، علاوه بر محیط خانوادگی، کشور نیز از تبعات تربیت علمی آنان برخوردار خواهد شد و نهایت اینکه، خوشبختی و بدبختی زنان در گرو تلاش آنان است. همانگونه که «زن های فرنگی، این کار را پرداخته و این راه را یافته و هر روز در میدان شرافت گوی تازه ای می ربایند».
مهم ترین تلاش فرهنگی برای آمادگی اذهان عمومی در جهت تحصیل و تعلیم زنان توسط خود زنان، در روزنامه های مخصوص آنان بود. نکته مهم اینکه در اولین روزنامه ها، این مباحث به صورت جامعه نگر و متأثر از جو فرهنگی ایران و با نوعی موضع گیری ملی در برابر رخنه اثرات سوء فرهنگ غربی همراه است.
روزنامه شکوفه که یکی از این روزنامه هاست «جلوگیری از تحصیل دختران را در ممالک مستبد، اول سِرُمی که بر ضد میکرب آزادی و ترقی یک مملکت و پیشرفت خیالات ظالمانه» به کار می رود، تلقی می کند.
در مجله دیگر یعنی زبان زنان، تعلیم و تربیت زنان، راهی برای دستیابی آنان به تعصب ملی چنانکه در زنان امریکا و اروپا به وجود آمده است، انگاشته شده و متذکر می شود که «بیداری خواهران هموطن با کسب معارف، حتی در علوم فنی که فقط مردان بدان اشتغال دارند، به دست خواهد آمد.» و همچنین، تحصیل علم معاش را برای بانوان از ضروریات می داند.
در مجله عالم نسوان، در مقاله ای با عنوان «فقر ابدی نتیجه بی علمی است»، ضمن تشبیه علم به گنج شایگان به وصف حال زنانی می پردازد که به خاطر عقاید خانوادگی و تعصبات ناشی از آن، دور از علم و تحصیل مانده اند.
در مقاله ای با عنوان «نقش تعلیم و تربیت در عفت و پاکدامنی زنان» بیان می شود که «بی سوادی و جهل زنان، نداشتن تربیت صحیح خانوادگی مردان، از عوامل قوی انحطاط اخلاقی به شمار می روند و از این رو علاقه مندان به این آب و خاک باید توجه کامل تری به تربیت زنان نمایند.»
ادامه مطلب ...http://bit.ly/2hm4Es9
مریم فتحی . روزنامه همشهری
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیو : تصاویر سه بعدی از درون یک مومیایی
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🍀 تفاوت زیاد بین دو طرف ازدواج را نابود میکند؟
تابحال نگران این بودهاید که خیلی با همسرتان فرق داشته باشید؟ هر زمان به این فکر کردید، یادتان باشد که افراد با خصوصیات مخالف همدیگر را جذب میکنند.
از این گذشته، زوجهای زیادی هستند که باوجود تفاوتهای فاحش مثلاً درزمینه اعتقادات سیاسی یا مذهبی، زندگی خوبی را کنار هم دارند. تفاوت در اعتقادات سیاسی حتی میتواند موجب تقویت یک ازدواج شود مخصوصاً چون به هر دو طرف این امکان را میدهد تا از جنبههای مختلف به یک موضوع نگاه کنند. و درمورد اعتقادات مذهبی هم تحقیقات نشان داده است که بسیاری زوجهای با اعتقادات مذهبی متفاوت به خوبی با هم کنار میآیند.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🍀 تفاوت زیاد بین دو طرف ازدواج را نابود میکند؟
تابحال نگران این بودهاید که خیلی با همسرتان فرق داشته باشید؟ هر زمان به این فکر کردید، یادتان باشد که افراد با خصوصیات مخالف همدیگر را جذب میکنند.
از این گذشته، زوجهای زیادی هستند که باوجود تفاوتهای فاحش مثلاً درزمینه اعتقادات سیاسی یا مذهبی، زندگی خوبی را کنار هم دارند. تفاوت در اعتقادات سیاسی حتی میتواند موجب تقویت یک ازدواج شود مخصوصاً چون به هر دو طرف این امکان را میدهد تا از جنبههای مختلف به یک موضوع نگاه کنند. و درمورد اعتقادات مذهبی هم تحقیقات نشان داده است که بسیاری زوجهای با اعتقادات مذهبی متفاوت به خوبی با هم کنار میآیند.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیو : چگونه به کودکان جرات اشتباه کردن را بیاموزیم؟ روش آموزشی در مکزیک، استفاده از هنر در آموزش زبان .🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 شب امتحان؛ گنج بدون رنج
«شب امتحان» عصاره، شکل سرطانی و مصداق و مثال نوستالژیک(!) فرهنگ «کار دقیقه نودی» در فرهنگ ایرانی است، این خرده فرهنگ آموزشی ـ عوامانه «شب امتحان» از طرف دیگر با مدرک پرستی و مدرکگرایی هم نسبت مستقیم دارد، شب امتحان، شب گنج بردن بدون رنج است!
شاید بهتر باشد بگوییم شب امتحان، شب امتحان نیست، «شب نمره» است؛ «شب مدرک» است، شب عذاب و برزخ پاس کردن یا نکردن واحد و درس برای گرفتن مدرک.
«مدرک» هم همان برگه مقوایی پرس شده با چند امضا و یک عکس است که کاربردی جز درج در پرونده و خاک خوردن در پوشه کارگزینی اداره ندارد، برای چندرغاز افزایش حقوق یا در ورژن دیگرش، چند بار چشم و هم چشمی بین جمع فامیل.
اگر بخواهیم صریح باشیم، مدرک همان هدف اصلی و غایی و البته بی ارزش بسیاری از دانشجو ـ کارمندها، جوانان بیکار و به بیان خودمانی، پسرهای سربازی فرار کرده است.مشکل از اینجاست که شب امتحان می شود «شب امتحان» نه «ایام یادگیری»! اصلا یاد بگیریم و یاد بگیرند که چه بشود؟!
در شب امتحان، انگار همه منافذ و سوراخ های فلسفی مغز باز می شود، آدم یاد بدهکاری ها و همذات پنداری هایش با نیچه و سارتر می افتد، استعداد نوشتن ـ البته در غیر موارد درسی ـ می آید سراغت، بهترین و ناب ترین سوژه های وبلاگ نوشتن، خروار خروار بحران و بهت و سوال و یاس فلسفی می آید سراغ آدم: درس بخوانم برای چه؟ تقصیر بابام بود که رفتم این رشته! اصلا مرا چه به این درس؟ به چه دردم می خورد؟ درس را ول می کنم می روم بازار پیش پسرخاله ام، فردا به اولین خواستگارم جواب مثبت می دهم و از این وضع خلاص می شوم، فردا انصراف می دهم و می روم سربازی! اینها بخشی از دیالوگ های فلسفی سوزناک شب های امتحان است!
شب امتحان در روایت عامیانه و متعارف تر ـ نه استثناها ـ چیزی، یاد گرفته نمی شود، فقط حفظ می شود یا بعضا برای دوپینگ های آموزشی مخصوص(!) «نوشته» و «جاسازی» می شود تا چند ساعت بعد، در صبح امتحان به کار آید و این قصه ادامه دارد، شب امتحان تا شب امتحان، بی تعارف این منطق نظام آموزشی عالی ماست.
بگذریم از این که در شب امتحان انواع حاشیه ها و جذابیت ها هم به دانشجوی استرس گرفته چشمک می زند، انگار که استرس شب امتحان نسبت مستقیمی با بهتر خوابیدن دارد، هرقدر امتحان حساس تر، خواب شب امتحان شیرین تر! بهترین کتاب های غیردرسی در شب امتحان پیدا می شوند، تلویزیون بهترین فیلم ها و سریال ها را پخش می کند، شب امتحان همه اسباب بازی های مدرن و قدیمی، از موبایل و تبلت و اینترنت و کامپیوتر رو میزی به دانشجویان لبخند می زند!
تجربه ثابت کرده است شب های امتحان هرقدر تنهاتر باشی، سوزناکی و آسیب های آن یاس های فلسفی بیشتر است، شب امتحان اگر بخواهی واقعا نمره بیاوری، نباید تنها باشی، در جمع است که هم بیشتر خوش می گذرد! و هم احتمال درس خواندن با دیدن قیافه های مصمم دوستانی که تندتند جزوه و کتاب را ورق می زنند و با همذات پنداری یا حسادت به آنها(!)، بیشتر می شود.
بهمن هدایتی - جام جم در آموزش .
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 شب امتحان؛ گنج بدون رنج
«شب امتحان» عصاره، شکل سرطانی و مصداق و مثال نوستالژیک(!) فرهنگ «کار دقیقه نودی» در فرهنگ ایرانی است، این خرده فرهنگ آموزشی ـ عوامانه «شب امتحان» از طرف دیگر با مدرک پرستی و مدرکگرایی هم نسبت مستقیم دارد، شب امتحان، شب گنج بردن بدون رنج است!
شاید بهتر باشد بگوییم شب امتحان، شب امتحان نیست، «شب نمره» است؛ «شب مدرک» است، شب عذاب و برزخ پاس کردن یا نکردن واحد و درس برای گرفتن مدرک.
«مدرک» هم همان برگه مقوایی پرس شده با چند امضا و یک عکس است که کاربردی جز درج در پرونده و خاک خوردن در پوشه کارگزینی اداره ندارد، برای چندرغاز افزایش حقوق یا در ورژن دیگرش، چند بار چشم و هم چشمی بین جمع فامیل.
اگر بخواهیم صریح باشیم، مدرک همان هدف اصلی و غایی و البته بی ارزش بسیاری از دانشجو ـ کارمندها، جوانان بیکار و به بیان خودمانی، پسرهای سربازی فرار کرده است.مشکل از اینجاست که شب امتحان می شود «شب امتحان» نه «ایام یادگیری»! اصلا یاد بگیریم و یاد بگیرند که چه بشود؟!
در شب امتحان، انگار همه منافذ و سوراخ های فلسفی مغز باز می شود، آدم یاد بدهکاری ها و همذات پنداری هایش با نیچه و سارتر می افتد، استعداد نوشتن ـ البته در غیر موارد درسی ـ می آید سراغت، بهترین و ناب ترین سوژه های وبلاگ نوشتن، خروار خروار بحران و بهت و سوال و یاس فلسفی می آید سراغ آدم: درس بخوانم برای چه؟ تقصیر بابام بود که رفتم این رشته! اصلا مرا چه به این درس؟ به چه دردم می خورد؟ درس را ول می کنم می روم بازار پیش پسرخاله ام، فردا به اولین خواستگارم جواب مثبت می دهم و از این وضع خلاص می شوم، فردا انصراف می دهم و می روم سربازی! اینها بخشی از دیالوگ های فلسفی سوزناک شب های امتحان است!
شب امتحان در روایت عامیانه و متعارف تر ـ نه استثناها ـ چیزی، یاد گرفته نمی شود، فقط حفظ می شود یا بعضا برای دوپینگ های آموزشی مخصوص(!) «نوشته» و «جاسازی» می شود تا چند ساعت بعد، در صبح امتحان به کار آید و این قصه ادامه دارد، شب امتحان تا شب امتحان، بی تعارف این منطق نظام آموزشی عالی ماست.
بگذریم از این که در شب امتحان انواع حاشیه ها و جذابیت ها هم به دانشجوی استرس گرفته چشمک می زند، انگار که استرس شب امتحان نسبت مستقیمی با بهتر خوابیدن دارد، هرقدر امتحان حساس تر، خواب شب امتحان شیرین تر! بهترین کتاب های غیردرسی در شب امتحان پیدا می شوند، تلویزیون بهترین فیلم ها و سریال ها را پخش می کند، شب امتحان همه اسباب بازی های مدرن و قدیمی، از موبایل و تبلت و اینترنت و کامپیوتر رو میزی به دانشجویان لبخند می زند!
تجربه ثابت کرده است شب های امتحان هرقدر تنهاتر باشی، سوزناکی و آسیب های آن یاس های فلسفی بیشتر است، شب امتحان اگر بخواهی واقعا نمره بیاوری، نباید تنها باشی، در جمع است که هم بیشتر خوش می گذرد! و هم احتمال درس خواندن با دیدن قیافه های مصمم دوستانی که تندتند جزوه و کتاب را ورق می زنند و با همذات پنداری یا حسادت به آنها(!)، بیشتر می شود.
بهمن هدایتی - جام جم در آموزش .
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
عاشقانه ها :
عاشق شدن را همه بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
عاشق شدن را همه بلدند ، اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند ...
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺فیلم / عروسکهایی که دنیا فنیزاده به آنها جان داد. ایسنا
.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
#گورخوابیم
1.تصاویری ازشهروندانی گورزیست منتشر می شود و سونامی از نِق و نقد و داد و بیداد در شبکه های مجازی راه می افتد. نامه های سرگشاده ، نامه های بی مخاطب نوشته می شوند و سخنرانی و نشست های فوری آغاز می گردند. انگشت های اتهام به سوی همدیگر نشانه می رود مقصر کیست؟
2.نقدها و پاسخ ها ، اتهام ها و تبری جویی ها را می خوانم. آیا گورخوابی یک معضل سیاسی است؟ آیا حکومت و نهادهای زیربط کوتاهی کرده اند و اعتیاد و بیماری و فلاکت را به شهروندانی از فرودست ترین اقشارهدیه داده اند تا اینگونه به آغوش مرگ پناه برند ؟
3.پس ما کجای این داستانیم؟ من و شما. شهروندان در ساحل امن. کدام نهاد ما را برای درک زیست اجتماعی ، رفاه جمعی، سهم بنیادی عدالت تربیت کرد؟ در کتاب هایمان نوشتیم :
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار
چرا این بی قراری را نمی شناسیم؟ چرا مراقبت از یکدیگر را نمی دانیم؟ چرا منفعت فردی و خانوادگی یعنی نهایت توانمندی ما در زندگی. چرا این همه شعر و شعار زندگی امروز ما را رنگی نمی کند؟ اخبار ما کبودند و پر زخم.
4.انگشت اتهام را به سوی خود میگیرم. من معلم هستم و باید تعلیم دهم و تربیت کنم. باید شهروند بی قرار از درد تربیت کنم. گوهر وجود را بر هر سکه و دلاری رجحان دهم و عضویت در خانواده ای بزرگ به نام وطن را در جان جامعه پرورش دهم. انگشت اتهام را به سوی آموزش و پرورشی دراز میکنم که سندها می نویسد تا کودکان در استرس گذر از کنکور بیماران مضطرب در خود فرو رفته باشند و جامعه در نشئگی و خماری مدرک های پی در پی فرو رود.
5.تربیت ناشدگی برای همزیستی انسانی ، عدم تفکر مراقبتی ، نهادینه نشدن اخلاق عملی در آموزش و پرورش مارا با مرگ زیستن و گور خوابی همراه خواهد کرد. قبل از آنکه با گرمخانه و چند وعده غذا تب این خبرها فرو ریزد به افقی نگاه کنیم که کشوری بدون آموزش شهروندی و تعهد اجتماعی پیش رو دارد.
#یحیی_قائدی
1.تصاویری ازشهروندانی گورزیست منتشر می شود و سونامی از نِق و نقد و داد و بیداد در شبکه های مجازی راه می افتد. نامه های سرگشاده ، نامه های بی مخاطب نوشته می شوند و سخنرانی و نشست های فوری آغاز می گردند. انگشت های اتهام به سوی همدیگر نشانه می رود مقصر کیست؟
2.نقدها و پاسخ ها ، اتهام ها و تبری جویی ها را می خوانم. آیا گورخوابی یک معضل سیاسی است؟ آیا حکومت و نهادهای زیربط کوتاهی کرده اند و اعتیاد و بیماری و فلاکت را به شهروندانی از فرودست ترین اقشارهدیه داده اند تا اینگونه به آغوش مرگ پناه برند ؟
3.پس ما کجای این داستانیم؟ من و شما. شهروندان در ساحل امن. کدام نهاد ما را برای درک زیست اجتماعی ، رفاه جمعی، سهم بنیادی عدالت تربیت کرد؟ در کتاب هایمان نوشتیم :
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار
چرا این بی قراری را نمی شناسیم؟ چرا مراقبت از یکدیگر را نمی دانیم؟ چرا منفعت فردی و خانوادگی یعنی نهایت توانمندی ما در زندگی. چرا این همه شعر و شعار زندگی امروز ما را رنگی نمی کند؟ اخبار ما کبودند و پر زخم.
4.انگشت اتهام را به سوی خود میگیرم. من معلم هستم و باید تعلیم دهم و تربیت کنم. باید شهروند بی قرار از درد تربیت کنم. گوهر وجود را بر هر سکه و دلاری رجحان دهم و عضویت در خانواده ای بزرگ به نام وطن را در جان جامعه پرورش دهم. انگشت اتهام را به سوی آموزش و پرورشی دراز میکنم که سندها می نویسد تا کودکان در استرس گذر از کنکور بیماران مضطرب در خود فرو رفته باشند و جامعه در نشئگی و خماری مدرک های پی در پی فرو رود.
5.تربیت ناشدگی برای همزیستی انسانی ، عدم تفکر مراقبتی ، نهادینه نشدن اخلاق عملی در آموزش و پرورش مارا با مرگ زیستن و گور خوابی همراه خواهد کرد. قبل از آنکه با گرمخانه و چند وعده غذا تب این خبرها فرو ریزد به افقی نگاه کنیم که کشوری بدون آموزش شهروندی و تعهد اجتماعی پیش رو دارد.
#یحیی_قائدی
📚 حسرت «خواندن و نوشتن»
حسرت درسخواندن بزرگسالاني که روزگاري کودک بودهاند ولي نتوانستهاند به مدرسه بروند و خواندن و نوشتن بياموزند، حالا در کلاسهاي نهضت سوادآموزي خودنمايي ميکند؛ مهر، سه روايت از اين ماجرا نوشته است:
روايت اول: انسيه متولد ۷۹ در ايران است اما اصالتش به کشور جنگزده افغانستان بازميگردد. پشت نيمکتهاي مدرسه مينشيند اما تفاوتي با ديگر همسنوسالان خودش دارد. او در کلاس نهضت سوادآموزي تحصيل را دنبال ميکند و درحالیکه بايد اکنون در دوره دوم متوسطه تحصيل کند، کلاس اول ابتدايي است. کودک که بوده اعتقادات پدرش که از نظر او بيهوده است، اجازه تحصيل به دليل دختربودنش را نداده و وقتي بزرگ ميشود، دوستش به او ميگويد، مادرش براي سوادآموزي به نهضت ميرود و انسيه را تشويق به تحصيل ميکند. او با حسرت ميگويد، خانوادهام آينده مرا خراب کردند و ديگر اجازه نخواهم داد از تحصيلم جلوگيري کنند. ياد روزهايي ميافتد که در نوجواني نميتوانسته آدرسي بخواند و هميشه از آدرسنشاندادن هراس داشت؛ هرکسي کاغذي که روي آن آدرسي نوشته شده بود، نشان ميداد، به قول خودش بهگونهاي ميپيچاند تا هيچکس متوجه نشود بيسواد است.
روايت دوم: متولد ۶۳ و اهل اهواز است، ۱۳ سالگي به اجبار پدر ازدواج ميکند و اکنون مادر ۳ کودک است؛ کودکاني که در سن مدرسه هستند. هنگامي که به مدرسه پسرش مراجعه ميکند، از او درخواست ميکنند در کلاسهاي نهضت، سواد بياموزد؛ او با کمال ميل به کلاسهای نهضت سوادآموزي ميآيد. هميشه از اينکه بيسواد بود، خجالت ميکشيد و اين خجالت موجب شده بود به بانک مراجعه نکند چون فرم بانکي را نميتوانست پر کند و بههميندليل از بانک بدون اينکه کاري کند، خارج ميشد اما اکنون که به کلاسهاي نهضت پا گذاشته، ديگر کارهاي بانکياش عقب نميافتد و اعتمادبهنفسش بالا رفته است.
روايت سوم: او ۲۸ سال دارد. متولد روستاهاي زنجان است، ۱۵ سالگي ازدواج کرده و حالا بههمراه همسر و سه فرزندش در قم زندگي ميکند. به دليل فقر، خانوادهاش او را مجبور به ازدواج کردند و هرگز اجازه تحصيل ندادند. مريم عاشق تحصيل است؛ حقي که به ناحق از او گرفتند. تحصيل را در نهضت آغاز ميکند و تصميم گرفته تحصيلات دانشگاهي هم داشته باشد. مريم کلاس پنجم ابتدايي است و از کودکي، آرزوی معلمشدن را داشته است و از اينکه ميتواند پرسش و پاسخهاي پسرش را که اول ابتدايي است بدهد، بسيار خرسند است. سوادآموز ديگري که ۴۷ سال دارد، به دليل مشکلات مالي که در روستا داشتهاند، خانوادهاش اجازه تحصيل به او را نميدهند. وقتي ساکن شهر قم ميشود و به حرم حضرت معصومه(س) مشرف ميشود، ميبيند اکثر آدمها سواد دارند و قرآن ميخوانند و از اينکه سواد ندارد و نميتواند قرآن بخواند يا براي پيداکردن آدرس دچار مشکل ميشود، خجالت ميکشد و با آموزشيارش در مسجد آشنا ميشود و همين آشنايي موجب ميشود خواندن و نوشتن را در نهضت ياد بگيرد. او اکنون کلاس پنجم است؛ ميتواند قرآن بخواند و ديگر براي پيداکردن آدرس مشکل ندارد.
روزنامه وقایع اتفاقیه - تاریخ : ۱۳۹۵ چهارشنبه ۸ دي
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📚 حسرت «خواندن و نوشتن»
حسرت درسخواندن بزرگسالاني که روزگاري کودک بودهاند ولي نتوانستهاند به مدرسه بروند و خواندن و نوشتن بياموزند، حالا در کلاسهاي نهضت سوادآموزي خودنمايي ميکند؛ مهر، سه روايت از اين ماجرا نوشته است:
روايت اول: انسيه متولد ۷۹ در ايران است اما اصالتش به کشور جنگزده افغانستان بازميگردد. پشت نيمکتهاي مدرسه مينشيند اما تفاوتي با ديگر همسنوسالان خودش دارد. او در کلاس نهضت سوادآموزي تحصيل را دنبال ميکند و درحالیکه بايد اکنون در دوره دوم متوسطه تحصيل کند، کلاس اول ابتدايي است. کودک که بوده اعتقادات پدرش که از نظر او بيهوده است، اجازه تحصيل به دليل دختربودنش را نداده و وقتي بزرگ ميشود، دوستش به او ميگويد، مادرش براي سوادآموزي به نهضت ميرود و انسيه را تشويق به تحصيل ميکند. او با حسرت ميگويد، خانوادهام آينده مرا خراب کردند و ديگر اجازه نخواهم داد از تحصيلم جلوگيري کنند. ياد روزهايي ميافتد که در نوجواني نميتوانسته آدرسي بخواند و هميشه از آدرسنشاندادن هراس داشت؛ هرکسي کاغذي که روي آن آدرسي نوشته شده بود، نشان ميداد، به قول خودش بهگونهاي ميپيچاند تا هيچکس متوجه نشود بيسواد است.
روايت دوم: متولد ۶۳ و اهل اهواز است، ۱۳ سالگي به اجبار پدر ازدواج ميکند و اکنون مادر ۳ کودک است؛ کودکاني که در سن مدرسه هستند. هنگامي که به مدرسه پسرش مراجعه ميکند، از او درخواست ميکنند در کلاسهاي نهضت، سواد بياموزد؛ او با کمال ميل به کلاسهای نهضت سوادآموزي ميآيد. هميشه از اينکه بيسواد بود، خجالت ميکشيد و اين خجالت موجب شده بود به بانک مراجعه نکند چون فرم بانکي را نميتوانست پر کند و بههميندليل از بانک بدون اينکه کاري کند، خارج ميشد اما اکنون که به کلاسهاي نهضت پا گذاشته، ديگر کارهاي بانکياش عقب نميافتد و اعتمادبهنفسش بالا رفته است.
روايت سوم: او ۲۸ سال دارد. متولد روستاهاي زنجان است، ۱۵ سالگي ازدواج کرده و حالا بههمراه همسر و سه فرزندش در قم زندگي ميکند. به دليل فقر، خانوادهاش او را مجبور به ازدواج کردند و هرگز اجازه تحصيل ندادند. مريم عاشق تحصيل است؛ حقي که به ناحق از او گرفتند. تحصيل را در نهضت آغاز ميکند و تصميم گرفته تحصيلات دانشگاهي هم داشته باشد. مريم کلاس پنجم ابتدايي است و از کودکي، آرزوی معلمشدن را داشته است و از اينکه ميتواند پرسش و پاسخهاي پسرش را که اول ابتدايي است بدهد، بسيار خرسند است. سوادآموز ديگري که ۴۷ سال دارد، به دليل مشکلات مالي که در روستا داشتهاند، خانوادهاش اجازه تحصيل به او را نميدهند. وقتي ساکن شهر قم ميشود و به حرم حضرت معصومه(س) مشرف ميشود، ميبيند اکثر آدمها سواد دارند و قرآن ميخوانند و از اينکه سواد ندارد و نميتواند قرآن بخواند يا براي پيداکردن آدرس دچار مشکل ميشود، خجالت ميکشد و با آموزشيارش در مسجد آشنا ميشود و همين آشنايي موجب ميشود خواندن و نوشتن را در نهضت ياد بگيرد. او اکنون کلاس پنجم است؛ ميتواند قرآن بخواند و ديگر براي پيداکردن آدرس مشکل ندارد.
روزنامه وقایع اتفاقیه - تاریخ : ۱۳۹۵ چهارشنبه ۸ دي
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند نقطه عجیب ایران که باید قبل از مرگ دید!
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🍀 فداکاری آخرین درس معلم / بخش اول
هنوز صدایش را به همان وضوح میشنوم؛ معلم که نه، مراد دوران کودکیام بود. میخواستم بزرگ که شدم، مثل او لباس بپوشم. دلم میخواست مثل او حرف بزنم و مثل او مهربانی کنم. دستانش عشق دنیا را در خود جا میداد؛ مثل همه معلمان دیگر؛ همانهایی که فکر و ذکرشان آینده دانشآموزانی است که مثل فرزند خود دوستشان دارند.
تصویر فداکاری آخرین درس معلم
آنها الفبای عاشقی را حفظ هستند و آرامآرام به دانشآموزان خود یاد میدهند. قلبشان میلرزد اگر برای یکی از بچههایشان اتفاقی پیش بیاید.همه تلاش و توانشان را برای دانشآموزان میگذارند که یاد بگیرند. نه فقط درس که راه و روش معرفت را یاد میدهند. اگر مشکلی برای یکی از شاگردانشان پیش بیاید، سعی میکنند موضوع را پیگیری کنند؛ نه از سر مسئولیت و وظیفه که به خاطر عشق به دانشآموز .
بسیاری از آنها حتی برای آینده دانشآموزان از جان و آینده خود بدون کوچکترین چشمداشتی میگذرند. بسیارند معلمانی که جان خود را فدای دانشآموزان کردهاند. درباره آنها زیاد خواندهایم و شنیدهایم اما هرچه تکرار شود، باز هم کم است. اوج عشق معلم را فقط دانشآموزی درک میکند که با دستان معلم خود از مرگ حتمی نجات پیدا کرده است.
تراشیدن سر برای ماهان
پسرک تنها دلخوشیاش مدرسه و بازی با دوستانش بود. فقط هشت سال داشت اما به اندازه هشتاد سال درد و سختی کشیده بود. بیماری ناشناخته، بدنش را ضعیف کرده و روابط اجتماعیاش را تحت تاثیر قرار داده بود. بیماری نه فقط سلامت جسم و بازیهای کودکی، بلکه موهایش را هم از او گرفته بود.
یکسال و نیم است، رنج میبرد و از وقتی دکترها دارویی برایش تجویز کردند و خورد، موهای سر و صورتش ریخت. درد ماهان تنها خودش نیست. خواهرش دریای 13 ساله نیز به بیماری دیابت مبتلاست و از آن رنج میبرد.
پسرک روز به روز از نظر جسمی و روحی ضعیفتر میشد تا اینکه فداکاری معلم، روحیهاش را ترمیم کرد.
معلم ماهان برای اظهار همدردی با شاگردش و جلوگیری از افت شدید تحصیلی، موهای سرش را از ته زد و به شکل ماهان درآمد و به شاگردانش گفت: موهای سر من و ماهان در زمستان به دلیل حساسیت میرود و در بهار هنگام رویش گلها و شکوفه درختان از نو رشد میکند.
اقدامات معلم در رسانههای داخلی و خارجی به چشم آمد و او معروف شد. معلم فداکار برای شهرت این کار را نکرده بود، اما همین معروف شدن و باخبر شدن مسئولان از ماجرا باعث شد دانشآموز بیمار مورد حمایت دولت قرار گیرد تا جایی که این معلم در یکی از مصاحبهها اعلام کرد: استاندار کردستان با اظهار همدردی با این خانواده، آمادگی دولت را برای هرگونه کمک و حمایت از این دانشآموز بیمار اعلام کرد. ادامه دارد..
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🍀 فداکاری آخرین درس معلم / بخش اول
هنوز صدایش را به همان وضوح میشنوم؛ معلم که نه، مراد دوران کودکیام بود. میخواستم بزرگ که شدم، مثل او لباس بپوشم. دلم میخواست مثل او حرف بزنم و مثل او مهربانی کنم. دستانش عشق دنیا را در خود جا میداد؛ مثل همه معلمان دیگر؛ همانهایی که فکر و ذکرشان آینده دانشآموزانی است که مثل فرزند خود دوستشان دارند.
تصویر فداکاری آخرین درس معلم
آنها الفبای عاشقی را حفظ هستند و آرامآرام به دانشآموزان خود یاد میدهند. قلبشان میلرزد اگر برای یکی از بچههایشان اتفاقی پیش بیاید.همه تلاش و توانشان را برای دانشآموزان میگذارند که یاد بگیرند. نه فقط درس که راه و روش معرفت را یاد میدهند. اگر مشکلی برای یکی از شاگردانشان پیش بیاید، سعی میکنند موضوع را پیگیری کنند؛ نه از سر مسئولیت و وظیفه که به خاطر عشق به دانشآموز .
بسیاری از آنها حتی برای آینده دانشآموزان از جان و آینده خود بدون کوچکترین چشمداشتی میگذرند. بسیارند معلمانی که جان خود را فدای دانشآموزان کردهاند. درباره آنها زیاد خواندهایم و شنیدهایم اما هرچه تکرار شود، باز هم کم است. اوج عشق معلم را فقط دانشآموزی درک میکند که با دستان معلم خود از مرگ حتمی نجات پیدا کرده است.
تراشیدن سر برای ماهان
پسرک تنها دلخوشیاش مدرسه و بازی با دوستانش بود. فقط هشت سال داشت اما به اندازه هشتاد سال درد و سختی کشیده بود. بیماری ناشناخته، بدنش را ضعیف کرده و روابط اجتماعیاش را تحت تاثیر قرار داده بود. بیماری نه فقط سلامت جسم و بازیهای کودکی، بلکه موهایش را هم از او گرفته بود.
یکسال و نیم است، رنج میبرد و از وقتی دکترها دارویی برایش تجویز کردند و خورد، موهای سر و صورتش ریخت. درد ماهان تنها خودش نیست. خواهرش دریای 13 ساله نیز به بیماری دیابت مبتلاست و از آن رنج میبرد.
پسرک روز به روز از نظر جسمی و روحی ضعیفتر میشد تا اینکه فداکاری معلم، روحیهاش را ترمیم کرد.
معلم ماهان برای اظهار همدردی با شاگردش و جلوگیری از افت شدید تحصیلی، موهای سرش را از ته زد و به شکل ماهان درآمد و به شاگردانش گفت: موهای سر من و ماهان در زمستان به دلیل حساسیت میرود و در بهار هنگام رویش گلها و شکوفه درختان از نو رشد میکند.
اقدامات معلم در رسانههای داخلی و خارجی به چشم آمد و او معروف شد. معلم فداکار برای شهرت این کار را نکرده بود، اما همین معروف شدن و باخبر شدن مسئولان از ماجرا باعث شد دانشآموز بیمار مورد حمایت دولت قرار گیرد تا جایی که این معلم در یکی از مصاحبهها اعلام کرد: استاندار کردستان با اظهار همدردی با این خانواده، آمادگی دولت را برای هرگونه کمک و حمایت از این دانشآموز بیمار اعلام کرد. ادامه دارد..
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌹 فداکاری آخرین درس معلم / بخش 2
آتش در کلاس
باد وزید. هوا سردتر از آن بود که کودکان بتوانند بدون وسیله گرمایی سر کلاس درس بنشینند. بخاری کلاس روشن بود و دانشآموزان کلاس دوم مدرسه در روستای بیجارسر آرامآرام درس میخواندند.
باد شدیدتر شد. بخاری روشن بود و دانشآموزان همچنان درس میخواندند. باز هم باد شدیدتر شد. بخاری آتش گرفت و دانشآموزان جیغ کشیدند و فرار کردند. در کلاس همهمه شده بود و تنها کسی که میتوانست اوضاع را آرام کند، آقا معلم بود. او که دید اوضاع وخیم است، بسرعت دانشآموزان را از کلاس بیرون آورد. آخرین کودک را از کلاس بیرون آورده بود که در بسته شد و او در کلاس گیر افتاد. آتش زبانه میکشید. معلم میسوخت. تلاش کرد در را باز کند و بالاخره بعد از مدتی توانست از کلاس خارج شود، اما تمام بدنش سوخته بود.
او در جریان این حادثه بشدت مجروح شد. شدت جراحات به حدی بود که 17مرتبه تحت عمل جراحی قرار گرفت. حسن امیدزاده، سرانجام در 28 تیر 1391، در 58 سالگی (15 سال پس از واقعه آتشسوزی) و بر اثر عوارض و عواقب ناشی از سوختگی، در بیمارستانی در شهرستان فومن درگذشت.
نام مدرسه محل حادثه به «معلم ایثارگر، حسن امیدزاده» تغییر کرد. او همچنین نشان لیاقت از ریاستجمهوری وقت ایران دریافت کرد که توسط آموزش و پرورش به وی اهدا شد.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌹 فداکاری آخرین درس معلم / بخش 2
آتش در کلاس
باد وزید. هوا سردتر از آن بود که کودکان بتوانند بدون وسیله گرمایی سر کلاس درس بنشینند. بخاری کلاس روشن بود و دانشآموزان کلاس دوم مدرسه در روستای بیجارسر آرامآرام درس میخواندند.
باد شدیدتر شد. بخاری روشن بود و دانشآموزان همچنان درس میخواندند. باز هم باد شدیدتر شد. بخاری آتش گرفت و دانشآموزان جیغ کشیدند و فرار کردند. در کلاس همهمه شده بود و تنها کسی که میتوانست اوضاع را آرام کند، آقا معلم بود. او که دید اوضاع وخیم است، بسرعت دانشآموزان را از کلاس بیرون آورد. آخرین کودک را از کلاس بیرون آورده بود که در بسته شد و او در کلاس گیر افتاد. آتش زبانه میکشید. معلم میسوخت. تلاش کرد در را باز کند و بالاخره بعد از مدتی توانست از کلاس خارج شود، اما تمام بدنش سوخته بود.
او در جریان این حادثه بشدت مجروح شد. شدت جراحات به حدی بود که 17مرتبه تحت عمل جراحی قرار گرفت. حسن امیدزاده، سرانجام در 28 تیر 1391، در 58 سالگی (15 سال پس از واقعه آتشسوزی) و بر اثر عوارض و عواقب ناشی از سوختگی، در بیمارستانی در شهرستان فومن درگذشت.
نام مدرسه محل حادثه به «معلم ایثارگر، حسن امیدزاده» تغییر کرد. او همچنین نشان لیاقت از ریاستجمهوری وقت ایران دریافت کرد که توسط آموزش و پرورش به وی اهدا شد.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
آیا درخواست اجتماعی برای کنترل موالید بی سرو سامان درخواستی غیر اخلاقی است؟
مدتی پیش خانم ملاوردی از طرح کنترل بارداری زنان کارتن خواب سخن گفتند طرحی که بدون واکاوی و چند وچون با برچسب هایی نظیر نسل کشی فاشیستی مسکوت گذارده شد. با خبری شدن موضوع #گورخوابی بار دیگر بحث عقیم سازی افراد فرودست مطرح و مخالفان و موافقان در حال گفتگو(!) در این زمینه اند.
موضوعی که اینجا مطرح می شود بحث «حق» است. 1) حق تکثیر نسل برای هر انسانی از هر طبقه و قشری 2) حق سلامت و امنیت و شادی حداقلی برای کودکان.
وقتی بحث بر سر چیستی و الویت «حق» است فیلسوفان ، اخلاقیون و حقوقدانها به سراغ مفهوم حق و عدالت می روند. اما مرزهای این مساله فقط در ساحت سخن نیست و همین بیرون کنار زیرگذر، سر چهار راه ، در واگن قطار مترو زنانی را میبینیم با سوتغذیه حاد که نوزادی خوابیده به خود بسته و در سرما و گرما بیخ گوش حق جویان و حق پویان تکدی گری میکنند. نوزادانی که به منظور گدایی ساخته شده اند بین 200 هزار تومان تا یک میلیون فروخته میشوند از والدینی معتاد که عموما به ایدز و هپاتیت و بیماری های دیگر مبتلا هستند.
سوال سوم این است: * آیا برای جلوگیری از« فرزند آوری ابزاری» باید قانونی طراحی کرد و ضمانت اجرایی در نظر گرفت؟
پاسخ من این است: بله. دولت موظف است مهمترین عوامل بازتولید زیست نکبت بار در جامعه را حل و فصل کند اما تا این امر میسر شود در این میان کودکانی که قربانی فقر و اعتیاد میشوند و ناخواسته از بدو تولد بدون داشتن حداقل های سلامت و امنیت زاده می شوند هم باید کنترل شوند.
چگونه؟ با طرح پیشگیری های مدت دار و قابل بازگشت داوطلبانه و رایگان. یعنی زنان معتاد و بیمار به شکل موقت با ابزارهایی مثل (دستگاه های پیشگیری رحمی IUD) داوطلبانه و بهداشتی و امن خود را عقیم کنند. به محض بازپروری و بازگشت به حداقل های زیست با کرامت انسانی به ساحت فرزندآوری باز گردند.
آیا این چنین طرح هایی عقیم سازی و نسل کشی است؟ از شما می پرسم. به تک تک نوزادانی فکر کنید که بیمار و رنجور فقط با یک هدف ساخته می شوند. جلب ترحم شما.
#گورخوابی
#عقیم_سازی_موقت_داوطلبانه
#حق_کودکی #سحرسلطانی
مدتی پیش خانم ملاوردی از طرح کنترل بارداری زنان کارتن خواب سخن گفتند طرحی که بدون واکاوی و چند وچون با برچسب هایی نظیر نسل کشی فاشیستی مسکوت گذارده شد. با خبری شدن موضوع #گورخوابی بار دیگر بحث عقیم سازی افراد فرودست مطرح و مخالفان و موافقان در حال گفتگو(!) در این زمینه اند.
موضوعی که اینجا مطرح می شود بحث «حق» است. 1) حق تکثیر نسل برای هر انسانی از هر طبقه و قشری 2) حق سلامت و امنیت و شادی حداقلی برای کودکان.
وقتی بحث بر سر چیستی و الویت «حق» است فیلسوفان ، اخلاقیون و حقوقدانها به سراغ مفهوم حق و عدالت می روند. اما مرزهای این مساله فقط در ساحت سخن نیست و همین بیرون کنار زیرگذر، سر چهار راه ، در واگن قطار مترو زنانی را میبینیم با سوتغذیه حاد که نوزادی خوابیده به خود بسته و در سرما و گرما بیخ گوش حق جویان و حق پویان تکدی گری میکنند. نوزادانی که به منظور گدایی ساخته شده اند بین 200 هزار تومان تا یک میلیون فروخته میشوند از والدینی معتاد که عموما به ایدز و هپاتیت و بیماری های دیگر مبتلا هستند.
سوال سوم این است: * آیا برای جلوگیری از« فرزند آوری ابزاری» باید قانونی طراحی کرد و ضمانت اجرایی در نظر گرفت؟
پاسخ من این است: بله. دولت موظف است مهمترین عوامل بازتولید زیست نکبت بار در جامعه را حل و فصل کند اما تا این امر میسر شود در این میان کودکانی که قربانی فقر و اعتیاد میشوند و ناخواسته از بدو تولد بدون داشتن حداقل های سلامت و امنیت زاده می شوند هم باید کنترل شوند.
چگونه؟ با طرح پیشگیری های مدت دار و قابل بازگشت داوطلبانه و رایگان. یعنی زنان معتاد و بیمار به شکل موقت با ابزارهایی مثل (دستگاه های پیشگیری رحمی IUD) داوطلبانه و بهداشتی و امن خود را عقیم کنند. به محض بازپروری و بازگشت به حداقل های زیست با کرامت انسانی به ساحت فرزندآوری باز گردند.
آیا این چنین طرح هایی عقیم سازی و نسل کشی است؟ از شما می پرسم. به تک تک نوزادانی فکر کنید که بیمار و رنجور فقط با یک هدف ساخته می شوند. جلب ترحم شما.
#گورخوابی
#عقیم_سازی_موقت_داوطلبانه
#حق_کودکی #سحرسلطانی