Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
آشنایی کودکان با مغالطات/سحر سلطانی
مغالطه تعاقب یا اینجوری شد چون اونجوری شده بود!
صبا: باز اومدی تبلتم روشن نمیشه!
هدا: به من چه ربطی داره؟
صبا: هربار میای تو اتاقم این تبلت یه چیزیش میشه!
*
سعید: چرا همش سوت میزنی؟
افسانه: چون پشه ها بهمون نزدیک نشن.
سعید: خونه ما که پشه نداره؟
افسانه : خوبه میبنی سوت زدنم چه اثری داشته تا امروز باز میپرسی!؟
*
حمید: چرا اینقدر دیر رسیدی؟ کتاب ها را جا گذاشتی؟
سامان: سرصبح تو راه مدرسه یک گربه سیاه دیدم، امروز همش بد اوردم!
*
رضا: چرا همش این بلوز آبی را میپوشی؟
علی: چون هر وقت این بلوز تنمه امتحانم را خوب میدم!
*
مادر: دخترم چند بار تا حالا گفتم از زیر نردبون رد نشو؟
سارا: چرا اخه؟
مادر: لیز خوردی تو راهرو و مچ پات ضرب دیده باز می پرسی چرا آخه؟
*
سیمین: مطمئنم امتحان امروز را خراب میکنم؟
سحر: چرا؟ نخوندی مگه؟
سیمین: خوندم، اما سرصبح اینه کمدم یهویی نصف شد از وسط.
*
سارا: من دیگه خونه خاله صفورا نمیام؟
مادر: چرا؟ چیزی شده؟
سارا: از وقتی برگشتیم از خونشون سرم درد گرفته.
یکی از مهمترین راه های کشف و شناخت دنیا توسط کودکان ادراک رابطه علت و معلولی بین رخدادهاست. چایی داغ است و داغی میسوزاند. پس داغ بودن علت سوزاندن است. آزمون و خطاهای کودکان در راه شناخت نسبت ها و ارتباطها بین وقوع رخدادها منجر به درک منطقی دنیای پیرامون میشود، اگر اتفاقاتی هم زمان رخ بدهند که ارتباط علی محکمی بین آنها نباشد فقط همزمانی و پشت سر بودگی چند اتفاق را شامل شود نسبت دادن آنها به یکدیگر «مغالطه تعاقب» یا «اینجوری شد چون آنجوری بود» رخ می دهد. بسیاری از خرافات روزمره مبتنی بر همین مغالطه شکل گرفته اند و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند تکیه به این خرافات و ضرب المثلهای مرتبط با آنها ذهن منطقی کودکان را هدف گرفته و آنها را بی نیاز از ارائه استدلال قوی و کشف روابط بین امور میکند.
برای رهایی از این مغالطه و عواقب پسینی باید مفاهیم مانند مجاورت، تقارن، سنخیت و رابطه معنادار علی/معلولی را در هر رخدادی برای کودک تبیین کنیم. از کودک بخواهیم برای کشف روابط بین دو یا چند رخداد همزمان شواهد و مدارک مستند ارتباطی بجوید. تکنیک جا به جایی را به کار ببرد: اگر بلوز آبی همیشه باعث نمره خوب میشود ایا همه افرادی که نمره خوب میگیرند بلوز آبی می پوشند یا اگر بلوز ابی تو بر تن برادرت باشد باز هم نمره خوب می گیرد؟ اگر گربه سیاه باعث حادثه بد میشود چرا حوادث بد در خانه یا مدرسه که گربه سیاهی وجود ندارد اتفاق می افتند؟
برای رهایی از خرافات و تحریف ها و بدعت های اجتماعی جز پروراندن ذهن استدلالگر کودکان راه برون رفتی وجود ندارد و هیچگاه برای رهایی از دام این مغالطه دیر نیست.
مغالطه تعاقب یا اینجوری شد چون اونجوری شده بود!
صبا: باز اومدی تبلتم روشن نمیشه!
هدا: به من چه ربطی داره؟
صبا: هربار میای تو اتاقم این تبلت یه چیزیش میشه!
*
سعید: چرا همش سوت میزنی؟
افسانه: چون پشه ها بهمون نزدیک نشن.
سعید: خونه ما که پشه نداره؟
افسانه : خوبه میبنی سوت زدنم چه اثری داشته تا امروز باز میپرسی!؟
*
حمید: چرا اینقدر دیر رسیدی؟ کتاب ها را جا گذاشتی؟
سامان: سرصبح تو راه مدرسه یک گربه سیاه دیدم، امروز همش بد اوردم!
*
رضا: چرا همش این بلوز آبی را میپوشی؟
علی: چون هر وقت این بلوز تنمه امتحانم را خوب میدم!
*
مادر: دخترم چند بار تا حالا گفتم از زیر نردبون رد نشو؟
سارا: چرا اخه؟
مادر: لیز خوردی تو راهرو و مچ پات ضرب دیده باز می پرسی چرا آخه؟
*
سیمین: مطمئنم امتحان امروز را خراب میکنم؟
سحر: چرا؟ نخوندی مگه؟
سیمین: خوندم، اما سرصبح اینه کمدم یهویی نصف شد از وسط.
*
سارا: من دیگه خونه خاله صفورا نمیام؟
مادر: چرا؟ چیزی شده؟
سارا: از وقتی برگشتیم از خونشون سرم درد گرفته.
یکی از مهمترین راه های کشف و شناخت دنیا توسط کودکان ادراک رابطه علت و معلولی بین رخدادهاست. چایی داغ است و داغی میسوزاند. پس داغ بودن علت سوزاندن است. آزمون و خطاهای کودکان در راه شناخت نسبت ها و ارتباطها بین وقوع رخدادها منجر به درک منطقی دنیای پیرامون میشود، اگر اتفاقاتی هم زمان رخ بدهند که ارتباط علی محکمی بین آنها نباشد فقط همزمانی و پشت سر بودگی چند اتفاق را شامل شود نسبت دادن آنها به یکدیگر «مغالطه تعاقب» یا «اینجوری شد چون آنجوری بود» رخ می دهد. بسیاری از خرافات روزمره مبتنی بر همین مغالطه شکل گرفته اند و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند تکیه به این خرافات و ضرب المثلهای مرتبط با آنها ذهن منطقی کودکان را هدف گرفته و آنها را بی نیاز از ارائه استدلال قوی و کشف روابط بین امور میکند.
برای رهایی از این مغالطه و عواقب پسینی باید مفاهیم مانند مجاورت، تقارن، سنخیت و رابطه معنادار علی/معلولی را در هر رخدادی برای کودک تبیین کنیم. از کودک بخواهیم برای کشف روابط بین دو یا چند رخداد همزمان شواهد و مدارک مستند ارتباطی بجوید. تکنیک جا به جایی را به کار ببرد: اگر بلوز آبی همیشه باعث نمره خوب میشود ایا همه افرادی که نمره خوب میگیرند بلوز آبی می پوشند یا اگر بلوز ابی تو بر تن برادرت باشد باز هم نمره خوب می گیرد؟ اگر گربه سیاه باعث حادثه بد میشود چرا حوادث بد در خانه یا مدرسه که گربه سیاهی وجود ندارد اتفاق می افتند؟
برای رهایی از خرافات و تحریف ها و بدعت های اجتماعی جز پروراندن ذهن استدلالگر کودکان راه برون رفتی وجود ندارد و هیچگاه برای رهایی از دام این مغالطه دیر نیست.
شناخت مفاهیم کلیدی در گروههای سنی مختلف :
کودکستان و آمادگی (۵ تا ۸ سالگی): پذیرش، بخشش، سخاوت، خساست، سهم و اشتراک، اختلاف، عدالت و انصاف، قضاوت و…
دریافت مقاله https://telegram.me/eduarticle/1062
کودکستان و آمادگی (۵ تا ۸ سالگی): پذیرش، بخشش، سخاوت، خساست، سهم و اشتراک، اختلاف، عدالت و انصاف، قضاوت و…
دریافت مقاله https://telegram.me/eduarticle/1062
7راهکاردرکتاب خواني که قبلا در "کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی " نشر یافته است ، جهت استفاده مجددا باز نشر می شود . برای دریافت روی لینک کلیک کنید .
—------------------------
راهکار 1- راست به چپ
https://telegram.me/eduarticle/963
—---------------------------
راهکار 2-کار با کلمات
https://telegram.me/eduarticle/987
—------------------------
راهکار 3-اشاره به علايم نگارشي
https://telegram.me/eduarticle/989
—------------------------
راهکار 4-شکار حروف
https://telegram.me/eduarticle/1000
—------------------------
راهکار 5- جستجوي ديداري کلمات
https://telegram.me/eduarticle/1008
—------------------------
راهکار 6- حدس بزن
https://telegram.me/eduarticle/1037
—----------------------
راهکار 7 -بررسي درک مطلب
https://telegram.me/eduarticle/1067
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟
https://telegram.me/eduarticle
7راهکاردرکتاب خواني که قبلا در "کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی " نشر یافته است ، جهت استفاده مجددا باز نشر می شود . برای دریافت روی لینک کلیک کنید .
—------------------------
راهکار 1- راست به چپ
https://telegram.me/eduarticle/963
—---------------------------
راهکار 2-کار با کلمات
https://telegram.me/eduarticle/987
—------------------------
راهکار 3-اشاره به علايم نگارشي
https://telegram.me/eduarticle/989
—------------------------
راهکار 4-شکار حروف
https://telegram.me/eduarticle/1000
—------------------------
راهکار 5- جستجوي ديداري کلمات
https://telegram.me/eduarticle/1008
—------------------------
راهکار 6- حدس بزن
https://telegram.me/eduarticle/1037
—----------------------
راهکار 7 -بررسي درک مطلب
https://telegram.me/eduarticle/1067
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟
https://telegram.me/eduarticle
پرواز بر فراز آسمانهای خیال - BBC Persian
http://www.bbc.com/persian/arts/2016/08/160824_om_will_canfly
یک پسربچه دو ساله در ایالت یوتای آمریکا به خاطر قدرت خارق العاده اش، در اینترنت مشهور شده: اینکه می تواند پرواز کند. قدرتی فوق انسانی که پدرش به او داده است. الن لورنس عکاس از پسرش که سندروم داون دارد عکس هایی می گیرد که او را در حال پرواز نشان می دهد. او اخیرا با بی بی سی در مورد این عکس ها و آگاهی ای که در مورد این سندروم می دهد صحبت کرده است.
http://www.bbc.com/persian/arts/2016/08/160824_om_will_canfly
یک پسربچه دو ساله در ایالت یوتای آمریکا به خاطر قدرت خارق العاده اش، در اینترنت مشهور شده: اینکه می تواند پرواز کند. قدرتی فوق انسانی که پدرش به او داده است. الن لورنس عکاس از پسرش که سندروم داون دارد عکس هایی می گیرد که او را در حال پرواز نشان می دهد. او اخیرا با بی بی سی در مورد این عکس ها و آگاهی ای که در مورد این سندروم می دهد صحبت کرده است.
معرفی کتاب
چون مبنای عصبانیت؛ باورها است، پس عصبانیت هدفمند است، یعنی شما را به خواستههایتان میرساند و کمک میکند بر سختیها و مشکلات غلبه کنید.
عصبانیت محصول انتظاراتی که از خودتان دارید و تفسیرهایتان است. یعنی محصول حرفهایی است که در مورد آنچه اتفاق نمیافتد ولی فکر میکنید باید بیفتد، به خودتان میزنید.
عصبانیت «سوخت» اعمال و رفتار شما را تامین میکند. هیجانات همچون بنزین، انرژی لازم برای ادامهٔ تحرک را تامین میکنند. ما با سوخت عصبانیت به اهداف خود میرسیم؛ اهدافی مثل: قدرت، بردن، کنترل کردن، و حتی انتقام گرفتن.
کتاب: مدیریت_عصبانیت_برای_خانواده_ها | مؤلفان: گری_مکی، استیون_میبل | نشر_ویرایش | صفحه: ۲۰ - ۲۱ | برگرفته از نسخه چاپی |
منبع کانال کتابخانه
____________________
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟
https://telegram.me/eduarticle
معرفی کتاب
چون مبنای عصبانیت؛ باورها است، پس عصبانیت هدفمند است، یعنی شما را به خواستههایتان میرساند و کمک میکند بر سختیها و مشکلات غلبه کنید.
عصبانیت محصول انتظاراتی که از خودتان دارید و تفسیرهایتان است. یعنی محصول حرفهایی است که در مورد آنچه اتفاق نمیافتد ولی فکر میکنید باید بیفتد، به خودتان میزنید.
عصبانیت «سوخت» اعمال و رفتار شما را تامین میکند. هیجانات همچون بنزین، انرژی لازم برای ادامهٔ تحرک را تامین میکنند. ما با سوخت عصبانیت به اهداف خود میرسیم؛ اهدافی مثل: قدرت، بردن، کنترل کردن، و حتی انتقام گرفتن.
کتاب: مدیریت_عصبانیت_برای_خانواده_ها | مؤلفان: گری_مکی، استیون_میبل | نشر_ویرایش | صفحه: ۲۰ - ۲۱ | برگرفته از نسخه چاپی |
منبع کانال کتابخانه
____________________
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟
https://telegram.me/eduarticle
✅ایران رتبه دوم بیشترین فارغالتحصیلان مهندسی را دارد
براساس شاخص نوآوری جهانی 2016، ایران در میان 128 کشور جهان جایگاه دوم را در تعداد فارغالتحصیلان رشتههای علوم و مهندسی دارد. به گزارش ایسنا، ایران در زمینه آموزش عالی در جایگاه چهارم، در خلق دانش و علم دارای رتبه 26 و از نظر درصد ناخالص ثبتنام دانشگاهی در جایگاه 31 قرار دارد.این شاخص همچنین ایران را از نظر زیرساختهای کلی در جایگاه 41، از نظر سرمایه انسانی و همچنین تحقیقات در جایگاه 48 و از نظر نسبت بازده نوآوری در رتبه 51 قرار داده است.دانشگاه کورنل، مدرسه عالی کسب و کار اینسید(INSEAD) و سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO ) اخیرا شاخص نوآوری جهانی 2016 را منتشر کردهاند که نقش نوآوری را به عنوان محرک رشد اقتصادی و رفاه کشورها مهم و کلیدی شناخته و کشورها را با استفاده از 82 معیار در موضوعات مختلف از جمله آموزش، دسترسپذیری و انگیزهبخشی استعدادها و انتقال نیروها بین مرزها و بین شهرها رتبهبندی میکند.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
براساس شاخص نوآوری جهانی 2016، ایران در میان 128 کشور جهان جایگاه دوم را در تعداد فارغالتحصیلان رشتههای علوم و مهندسی دارد. به گزارش ایسنا، ایران در زمینه آموزش عالی در جایگاه چهارم، در خلق دانش و علم دارای رتبه 26 و از نظر درصد ناخالص ثبتنام دانشگاهی در جایگاه 31 قرار دارد.این شاخص همچنین ایران را از نظر زیرساختهای کلی در جایگاه 41، از نظر سرمایه انسانی و همچنین تحقیقات در جایگاه 48 و از نظر نسبت بازده نوآوری در رتبه 51 قرار داده است.دانشگاه کورنل، مدرسه عالی کسب و کار اینسید(INSEAD) و سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO ) اخیرا شاخص نوآوری جهانی 2016 را منتشر کردهاند که نقش نوآوری را به عنوان محرک رشد اقتصادی و رفاه کشورها مهم و کلیدی شناخته و کشورها را با استفاده از 82 معیار در موضوعات مختلف از جمله آموزش، دسترسپذیری و انگیزهبخشی استعدادها و انتقال نیروها بین مرزها و بین شهرها رتبهبندی میکند.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢جزییات کاهش حداکثر 50 درصدی شهریه برخی از رشتههای دانشگاهآزاد اسلامي
دکتر علوی فاضل سخنگوی دانشگاه آزاد اسلامی از شرایط و جزییات کاهش شهریه برخی از رشتههای کاردانی و کارشناسی بدون آزمون این دانشگاه تا میزان حداکثر 50 درصد شهریه سال 94 خبر داد.به گزارش روابط عمومی دانشگاهآزاد اسلامی، دکتر علوی فاضل سخنگوی دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه از مهرماه سال جاری سه نوع دریافت شهریه خواهیم داشت، گفت: براساس آخرین تصمیم هیات امنای دانشگاهآزاد اسلامی برای دانشجویان ورودی 95 حداکثر 15 درصد افزایش شهریه، دانشجویان موجود حداکثر 15 درصد افزایش در شهریه متغیر و تا 50 درصد کاهش شهریه برای برخی از رشتههای کاردانی و کارشناسی بدون آزمون را خواهیم داشت.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
دکتر علوی فاضل سخنگوی دانشگاه آزاد اسلامی از شرایط و جزییات کاهش شهریه برخی از رشتههای کاردانی و کارشناسی بدون آزمون این دانشگاه تا میزان حداکثر 50 درصد شهریه سال 94 خبر داد.به گزارش روابط عمومی دانشگاهآزاد اسلامی، دکتر علوی فاضل سخنگوی دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه از مهرماه سال جاری سه نوع دریافت شهریه خواهیم داشت، گفت: براساس آخرین تصمیم هیات امنای دانشگاهآزاد اسلامی برای دانشجویان ورودی 95 حداکثر 15 درصد افزایش شهریه، دانشجویان موجود حداکثر 15 درصد افزایش در شهریه متغیر و تا 50 درصد کاهش شهریه برای برخی از رشتههای کاردانی و کارشناسی بدون آزمون را خواهیم داشت.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Telegram
🖌مقاله،ویدیو آموزشی
مجموعهای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me
تماس با ما :
@mh1342
تماس با ما :
@mh1342
✅ آنچه پایه دهمیها باید بدانند
پایه دهم تحصیلی، معادل اول دبیرستان سابق، امسال برای نخستین بار در نظام آموزشی کشور مستقر میشود و به همین علت همه کتابهای مورد نیاز دانشآموزان این پایه در شاخههای نظری و فنی تازه تالیف است. البته این تنها تغییر ایجاد شده نیست، بلکه رشتههای فنی و حرفهای و کاردانش نیز دچار تحول شدهاند به طوری که برخی از رشتههای قدیمی که دیگر کاربرد یا متقاضی ندارند، حذف شده و چند رشته جدید نیز ایجاد شده است، ازجمله فتوگرافی، تولید برنامههای تلویزیونی، مکاترونیک و معماری داخلی.
تصویر آنچه پایه دهمیها باید بدانند
برای این حذف و اضافهها، سه سال است نیازسنجی و پژوهش میشود، بهطوری که جلسات متعددی با مرکز آمارایران، اصناف و واحدهای اقتصادی بزرگ و اقتصاددانهای برجسته برگزارشده و اسناد بینالمللی مربوط به مشاغل و کار نیزمورد بررسی قرار گرفته تا به این جمعبندی برسیم که نیاز بازار کار کشور چیست و چه رشتههای فنیای میتواند به این نیاز پاسخ دهد.
به این ترتیب حدود 120عنوان کتاب درسی و راهنما برای دانشآموزان پایه دهم در شاخه فنی وحرفهای و کاردانش تالیف شد که در این کتابها علاوه بر تاکید برشایستگیهای فنی به شایستگیهای غیرفنی نیز پرداخته شده است؛ شایستگیهایی همچون مدیریت منابع و زمان، کارآفرینی و الزامات محیط کار. علاوه براین، از مهر 95 یک اتفاق تازه نیز برای دانشآموزان رشتههای فنی رخ خواهد داد و آن ورود کتاب «همراه هنرجو» با کیف دانشآموزان است. این کتاب همیشه همراه دانشآموزان خواهد بود و نکات کلیدی مرتبط با کار را همیشه و همه جا در اختیار آنها قرار میدهد. درواقع این اقدام، راهی است برای پایان دادن به بحث حافظه محوری و آغازی بر یادگیری عملی.
احمدرضا دوراندیش. مدیرکل دفترتالیف کتابهای درسی فنی و حرفهای
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
پایه دهم تحصیلی، معادل اول دبیرستان سابق، امسال برای نخستین بار در نظام آموزشی کشور مستقر میشود و به همین علت همه کتابهای مورد نیاز دانشآموزان این پایه در شاخههای نظری و فنی تازه تالیف است. البته این تنها تغییر ایجاد شده نیست، بلکه رشتههای فنی و حرفهای و کاردانش نیز دچار تحول شدهاند به طوری که برخی از رشتههای قدیمی که دیگر کاربرد یا متقاضی ندارند، حذف شده و چند رشته جدید نیز ایجاد شده است، ازجمله فتوگرافی، تولید برنامههای تلویزیونی، مکاترونیک و معماری داخلی.
تصویر آنچه پایه دهمیها باید بدانند
برای این حذف و اضافهها، سه سال است نیازسنجی و پژوهش میشود، بهطوری که جلسات متعددی با مرکز آمارایران، اصناف و واحدهای اقتصادی بزرگ و اقتصاددانهای برجسته برگزارشده و اسناد بینالمللی مربوط به مشاغل و کار نیزمورد بررسی قرار گرفته تا به این جمعبندی برسیم که نیاز بازار کار کشور چیست و چه رشتههای فنیای میتواند به این نیاز پاسخ دهد.
به این ترتیب حدود 120عنوان کتاب درسی و راهنما برای دانشآموزان پایه دهم در شاخه فنی وحرفهای و کاردانش تالیف شد که در این کتابها علاوه بر تاکید برشایستگیهای فنی به شایستگیهای غیرفنی نیز پرداخته شده است؛ شایستگیهایی همچون مدیریت منابع و زمان، کارآفرینی و الزامات محیط کار. علاوه براین، از مهر 95 یک اتفاق تازه نیز برای دانشآموزان رشتههای فنی رخ خواهد داد و آن ورود کتاب «همراه هنرجو» با کیف دانشآموزان است. این کتاب همیشه همراه دانشآموزان خواهد بود و نکات کلیدی مرتبط با کار را همیشه و همه جا در اختیار آنها قرار میدهد. درواقع این اقدام، راهی است برای پایان دادن به بحث حافظه محوری و آغازی بر یادگیری عملی.
احمدرضا دوراندیش. مدیرکل دفترتالیف کتابهای درسی فنی و حرفهای
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Telegram
🖌مقاله،ویدیو آموزشی
مجموعهای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me
تماس با ما :
@mh1342
تماس با ما :
@mh1342
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
سحر سلطانی//
مسموم کردن چاه / برچسب زنی
فقط احمقها هستند که نمیتوانند لباس جدید پادشاه را ببینند. (اشاره به داستان معروف لباس جدید پادشاه)
فقط بچههای شیطان و تنبل هستند که ریاضی را دوست ندارند.
اگر ناظم مدرسه نباشد بینظمی و آشوبگری همهجا را بر میدارد و بچهها همدیگر را میکشند.
هر کسی با اسباببازی جدید رضا بازی کند بچهای ندید، بدید و عقدهای است.
لجبازی نکن و ساز مخالف نزن! فقط باید یک بچه پرحرف و غرغرو باشی که اینجور با بقیه مخالفت کنی.
دستوردادن درست نیست چون والدینِ کودکآزار هستند که امر و نهی میکنند.
بارها دیدهایم کودکان و نوجوانان حین بحث تلههایی میسازند تا بدون کمترین تلاش و ارایه دلیل مخاطب را منکوب کرده و از میدان بیرون کنند. حتی میتوانیم با والدینی روبهرو شویم که از این روشهای منکوب کردن طرف بحث و از میدان به در کردن مخاطبان و رقیبان توسط کودکان خود راضی بوده و خودشان نیز از کاربران ممتاز این مغالطههاهستند!
یکی از رایجترین روشهای سرکوب رقیب یا مخاطب، استفاده از مغالطه «مسموم کردن چاه یا برچسب زنی» است. داستان لباس جدید پادشاه هانس کریستین اندرسن را به یاد بیاورید؛ خیاط مکار از ابتدا مدعی میشود فقط افراد دانا و باهوش میتوانند لباس جدید پادشاه را ببینند و هرکسی لباس را نبیند ابله است. در مغالطه مسموم کردن چاه هم هیچگونه استدلالی ارایه نمیشود (هیچ لباس دوخته شدهای در کار نیست) از همان ابتدای امر یک تهدید یا صفت تحقیرآمیز یا اهانت کلامی را به همه مخالفان ایده طرح شده نسبت میدهند. رویکرد اصلی گوینده این است: «یا موافق منی یا دشمن من.» (یا لباس را میبینی و یا ابله هستی) و این مخاطب است که باید تلاش کند در جایگاه دشمن ننشیند و صفات توهینآمیز را بر خود حمل نکند.
کودکان حساسیتهای بیشتری حین حمله به شخصیتشان نشان میدهند؛ وقتی مغالطه کننده پیشاپیش دست به ارزشگذاری زده و در حال خطکشی است اولین برداشت کودک، رانده شدن از دایره صمیمیت و احترام است. این برداشت احساسی به راحتی میتواند راه تعقل و استدلال خواهی کودکان و نوجوانان را مسدود کند و آنها را به جای حمله به فرد مغالطهگر که هیچ استدلالی عرضه نکرده به دفاع وادارد، زیرا ابتدا میخواهد از برچسبهای منفی و توهینآمیز تبری جوید. استمرار این اتفاقها باعث میشود کودکان همواره بهجای ادلهخواهی و جسارتورزی برای مخالفت به دنبال راههایی برای اثبات کم هزینه ارزشهای شخصیتی خود باشند و یا در بحثها سکوت کنند و یا بر عکس دست به کنشهای عصبی و زد و خورد بزنند.
راه نجات از خطرهای این مغالطه دامنگیر و پرکاربرد این است که از همین امروز به عنوان پدر و مادر و معلم و مربی، دست از به کارگیری آن برداریم. بسیاری از تهدیدهایی که برای امر و نهی کودک انجام میدهیم این مغالطه را در خود دارد: فقط یک بچه بیادب است که… فقط باید مادرتو دوست نداشته باشی که… فقط باید یک بچه شلخته باشی که… ارزش گذاریها پیشاپیش رخ داده و برچسب آماده انتصاب است. لحن کلام را عوض کنیم: انتظار دارم اتاق مرتب باشد چون اینطوری زیباتر است… خوشحال میشوم اگر به مادر کمک کنی… احساس غرور میکنم وقتی همهچیز را سر جایش بر میگردانی…
وقتی کودکان به جای امر و نهی مستقیم و چکشی با بروز احساس شفاف روبهرو میشوند حین بحث با همسنها و دوستانشان به راحتی وارد تله مغالطهای آنها نشده و برچسبها را نمیپذیرند. عادت کردهاند به جای حاشیهپردازی و مرزکشی و نگاه بالا به پایین، به سراغ اصل مطلب رفته و با شفافیت دلایل خود را ارایه کرده و دلایل دیگران را بشنوند، مخالفت کنند و منتظر ادله قویتری باشند. پس برای داشتن کودکان و نوجوانانی که به راحتی پا در تله مغالطه مسمومیت چاه و برچسب زنی نمیگذارند ابتدا باید به آنها مرز بین حاشیه و اصل مطلب را نشان دهیم، خودمان از این مغالطه به عنوان یک روش تربیتی استفاده نکنیم و گفتوگو برای شفافیت موضوعات را با کودکان تمرین کنیم.
در پایان هر بحث، خاطرنشان کنیم با وجود همه تفاوتهای عقیده و اختلاف نظر باز هم با هم دوستیم و به یکدیگر احترام میگذاریم و توهین به شخصیت را هیچجور بر نمیتابیم.
مسموم کردن چاه / برچسب زنی
فقط احمقها هستند که نمیتوانند لباس جدید پادشاه را ببینند. (اشاره به داستان معروف لباس جدید پادشاه)
فقط بچههای شیطان و تنبل هستند که ریاضی را دوست ندارند.
اگر ناظم مدرسه نباشد بینظمی و آشوبگری همهجا را بر میدارد و بچهها همدیگر را میکشند.
هر کسی با اسباببازی جدید رضا بازی کند بچهای ندید، بدید و عقدهای است.
لجبازی نکن و ساز مخالف نزن! فقط باید یک بچه پرحرف و غرغرو باشی که اینجور با بقیه مخالفت کنی.
دستوردادن درست نیست چون والدینِ کودکآزار هستند که امر و نهی میکنند.
بارها دیدهایم کودکان و نوجوانان حین بحث تلههایی میسازند تا بدون کمترین تلاش و ارایه دلیل مخاطب را منکوب کرده و از میدان بیرون کنند. حتی میتوانیم با والدینی روبهرو شویم که از این روشهای منکوب کردن طرف بحث و از میدان به در کردن مخاطبان و رقیبان توسط کودکان خود راضی بوده و خودشان نیز از کاربران ممتاز این مغالطههاهستند!
یکی از رایجترین روشهای سرکوب رقیب یا مخاطب، استفاده از مغالطه «مسموم کردن چاه یا برچسب زنی» است. داستان لباس جدید پادشاه هانس کریستین اندرسن را به یاد بیاورید؛ خیاط مکار از ابتدا مدعی میشود فقط افراد دانا و باهوش میتوانند لباس جدید پادشاه را ببینند و هرکسی لباس را نبیند ابله است. در مغالطه مسموم کردن چاه هم هیچگونه استدلالی ارایه نمیشود (هیچ لباس دوخته شدهای در کار نیست) از همان ابتدای امر یک تهدید یا صفت تحقیرآمیز یا اهانت کلامی را به همه مخالفان ایده طرح شده نسبت میدهند. رویکرد اصلی گوینده این است: «یا موافق منی یا دشمن من.» (یا لباس را میبینی و یا ابله هستی) و این مخاطب است که باید تلاش کند در جایگاه دشمن ننشیند و صفات توهینآمیز را بر خود حمل نکند.
کودکان حساسیتهای بیشتری حین حمله به شخصیتشان نشان میدهند؛ وقتی مغالطه کننده پیشاپیش دست به ارزشگذاری زده و در حال خطکشی است اولین برداشت کودک، رانده شدن از دایره صمیمیت و احترام است. این برداشت احساسی به راحتی میتواند راه تعقل و استدلال خواهی کودکان و نوجوانان را مسدود کند و آنها را به جای حمله به فرد مغالطهگر که هیچ استدلالی عرضه نکرده به دفاع وادارد، زیرا ابتدا میخواهد از برچسبهای منفی و توهینآمیز تبری جوید. استمرار این اتفاقها باعث میشود کودکان همواره بهجای ادلهخواهی و جسارتورزی برای مخالفت به دنبال راههایی برای اثبات کم هزینه ارزشهای شخصیتی خود باشند و یا در بحثها سکوت کنند و یا بر عکس دست به کنشهای عصبی و زد و خورد بزنند.
راه نجات از خطرهای این مغالطه دامنگیر و پرکاربرد این است که از همین امروز به عنوان پدر و مادر و معلم و مربی، دست از به کارگیری آن برداریم. بسیاری از تهدیدهایی که برای امر و نهی کودک انجام میدهیم این مغالطه را در خود دارد: فقط یک بچه بیادب است که… فقط باید مادرتو دوست نداشته باشی که… فقط باید یک بچه شلخته باشی که… ارزش گذاریها پیشاپیش رخ داده و برچسب آماده انتصاب است. لحن کلام را عوض کنیم: انتظار دارم اتاق مرتب باشد چون اینطوری زیباتر است… خوشحال میشوم اگر به مادر کمک کنی… احساس غرور میکنم وقتی همهچیز را سر جایش بر میگردانی…
وقتی کودکان به جای امر و نهی مستقیم و چکشی با بروز احساس شفاف روبهرو میشوند حین بحث با همسنها و دوستانشان به راحتی وارد تله مغالطهای آنها نشده و برچسبها را نمیپذیرند. عادت کردهاند به جای حاشیهپردازی و مرزکشی و نگاه بالا به پایین، به سراغ اصل مطلب رفته و با شفافیت دلایل خود را ارایه کرده و دلایل دیگران را بشنوند، مخالفت کنند و منتظر ادله قویتری باشند. پس برای داشتن کودکان و نوجوانانی که به راحتی پا در تله مغالطه مسمومیت چاه و برچسب زنی نمیگذارند ابتدا باید به آنها مرز بین حاشیه و اصل مطلب را نشان دهیم، خودمان از این مغالطه به عنوان یک روش تربیتی استفاده نکنیم و گفتوگو برای شفافیت موضوعات را با کودکان تمرین کنیم.
در پایان هر بحث، خاطرنشان کنیم با وجود همه تفاوتهای عقیده و اختلاف نظر باز هم با هم دوستیم و به یکدیگر احترام میگذاریم و توهین به شخصیت را هیچجور بر نمیتابیم.
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
مفهوم مرگ نزد کودکان سحر سلطانی / دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
احتمالا شما در اطراف خودتان کودکی را دیدهاید که مادر یا پدر و شاید پدربزرگ یا مادربزرگ خودش را بر اثر مرگ از دست داده باشد. معمولا اطرافیان این کودکان بهدرستی نمیدانند چه رفتاری با آنها داشته باشند. مفهوم «مرگ» برای کودکان با «تغییر» شرایط پیرامون فهمیده میشود؛ ابتدا مرگ حیوانات یا درختان و بهشکل عمیقتر با مرگ عزیزان یا افراد مسن و ضعیف در بیمارستان بر اثر بیماری و… بعضی کودکان زیر ۵ سال، مرگ را مثل خواب میدانند و در انتظار بیداری متوفی هستند؛ برخی همچون سفر، و در انتظار بازگشت مسافرند. در این میان کودکان خردسالتر درک بسیار کمتر و سطحیتری از ماجرا دارند، مثل زمانی که کسی در بازی خودش را به مردن میزند و تکان نمیخورد و او منتظر تمام شدن بازی است. این که اطرافیان کودک بتوانند بهخوبی بحران مواجهه با مرگ عزیزان را برای کودک کنترل کنند به مهارتی نیاز دارد که فهم کودک را از «تغییرات»، «جای خالی» و «دلتنگی» و در پارهای اوقات «خدا» و «بهشت» شفافتر کند که ما به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
از عروسک و نمایش کمک بگیرید.
نمایش عروسکی، بهویژه استفاده از عروسکهای دستکشی و انگشتی، و صحبت کردن درباره فرد متوفی حتما در این ماجرا بهخوبی به شما کمک میکند. نمایشی ترتیب بدهید که در آن یکی از شخصیتها بر اثر اتفاقی میمیرد؛ البته خیلی زود و سریع ماجرا را به مردن ختم نکنید. در پایان نمایش، عروسک را از دستتان خارج کنید و به کودک بگویید او دیگر حرکتی نخواهد کرد.
ازعکسها و یادگاریها غافل نشوید.
دیدن عکسها و فیلمهای متوفی همراه با کودک و صحبت کردن از خاطرات او. کودک نیاز دارد تا اطمینان یابد در این غم تنها نیست و دیگران هم حس ناامنی و دلتنگیهای او را درک میکنند. او از تغییرات ناگهانی گیج شده است و با بیان خاطرههای مبهم یا شفاف سعی میکند به درک «نسبتها و روابط» بدون حضور فرد متوفی برسد. ذکر خاطرههایی از گذشته و مرور آنها میتواند در تسلی یافتن و رفع نگرانی برای آینده بسیار مفید باشد.
مرگ را به چیزی تشبیه نکنید.
۳) اگر برای کودک مرگ را بهشکل خوابیدن توضیح بدهید، باید منتظر عوارضی مثل کابوس یا ترس از تاریکی و فرار از خوابیدن در تنهایی باشید. نباید این مفهوم را برای کودکان با سفر رفتن فرد توضیح بدهید، زیرا در این صورت کودک همیشه منتظر برگشتن فرد متوفی میماند و در طولانیمدت با مفهوم «انتظار برای بازگشت» دستوپنجه نرم میکند. اتفاق دیگری که در این راستا کودک را تهدید میکند از دست دادن اعتمادش به بزرگترهاست.
نکته دیگر این است که هرگز مفهوم «مرگ» را به اخلاق یا گناه یا تنبیه و موارد مشابه متصل نکنید. در این صورت مفهوم مرگ با اتصال به امور اخلاقی و گناه و ثواب و بهشت و جهنم پیچیدهتر میشود. کودکی که این مفهوم را به این شکل در ذهن ثبت نماید، همواره در حال قضاوت است؛ قضاوت رفتارهای خودش مبنی بر این که شایسته زنده بودن هست یا نه، قضاوت عزیزان و نزدیکان و…کودکان زیر ۵ سال توان فهم انتزاعی از مفهوم «خدا» و «بهشت» ندارند، خدا را یک امر جسمانی (مانند انسان) بسیار بزرگ که در آسمانهاست میفهمند و رفتن متوفی پیش خدا در بهشت را نوعی پرواز به آسمان تصور میکنند که با دفن کردن کالبد در خاک در تناقض است. بسیاری از والدین در این شرایط دستپاچه میشوند و سوالات کودک را با جملههایی مثل «رفته پیش خدا، توی بهشت خوشحاله و جاش خوبه، از اونجا تو رو میبینه و حواسش بهت هست…» پاسخ میدهند که به پیچیدهتر شدن مفهوم مرگ در ترکیب با مفاهیم انتزاعی و غیر ملموس دامن میزند. بهترین پاسخ برای کودکان زیر ۵ سال اشاره به مفهوم «زندگی» است و مقایسه با زندگان؛ این که متوفی دیگر دیده نمیشود، نیاز به خوراکی یا لباس ندارد، دیگر مثل ما نیست و در کنار ما زندهها زندگی نمیکند. دیدن سنگ قبر و گورستان به کودک کمک میکند تا حذف «حضور» متوفی از عالم زندگان را بهتر تصور کند و بتواند مفهوم «جای خالی» او را با تغییراتی همگون نماید که بعد از مرگ متوفی شاهدشان است.
طبیعت نمونه خوبی است.
۴) نشان دادن مکانیزم طبیعت و اجزای در حال زوال در فصول مختلف سال مانند برگهای درختان، گیاهان خشکشده، حشرات و حیوانات مرده میتواند به ذهن کودک برای تحلیل مفهوم مردن کمک کند. میتوانید با یادآوری پاییز و زمستان و حالوروز درختان تا اندازهای مفهوم مردن را برایش به تصویر بکشید. کودکان وقتی با مرگ حیوانات روبرو میشوند بیشتر کنجکاوند تا بدانند چه بر سر او آمده و چرا تکان نمیخورد. یک پاسخ کوتاه برایشان کافی است. در این موارد بخش اعظم غمزدگی کودکان نوعی دلسوزی برای مرگ حیوان است.
حواستان به قصههای شب باشد.
احتمالا شما در اطراف خودتان کودکی را دیدهاید که مادر یا پدر و شاید پدربزرگ یا مادربزرگ خودش را بر اثر مرگ از دست داده باشد. معمولا اطرافیان این کودکان بهدرستی نمیدانند چه رفتاری با آنها داشته باشند. مفهوم «مرگ» برای کودکان با «تغییر» شرایط پیرامون فهمیده میشود؛ ابتدا مرگ حیوانات یا درختان و بهشکل عمیقتر با مرگ عزیزان یا افراد مسن و ضعیف در بیمارستان بر اثر بیماری و… بعضی کودکان زیر ۵ سال، مرگ را مثل خواب میدانند و در انتظار بیداری متوفی هستند؛ برخی همچون سفر، و در انتظار بازگشت مسافرند. در این میان کودکان خردسالتر درک بسیار کمتر و سطحیتری از ماجرا دارند، مثل زمانی که کسی در بازی خودش را به مردن میزند و تکان نمیخورد و او منتظر تمام شدن بازی است. این که اطرافیان کودک بتوانند بهخوبی بحران مواجهه با مرگ عزیزان را برای کودک کنترل کنند به مهارتی نیاز دارد که فهم کودک را از «تغییرات»، «جای خالی» و «دلتنگی» و در پارهای اوقات «خدا» و «بهشت» شفافتر کند که ما به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
از عروسک و نمایش کمک بگیرید.
نمایش عروسکی، بهویژه استفاده از عروسکهای دستکشی و انگشتی، و صحبت کردن درباره فرد متوفی حتما در این ماجرا بهخوبی به شما کمک میکند. نمایشی ترتیب بدهید که در آن یکی از شخصیتها بر اثر اتفاقی میمیرد؛ البته خیلی زود و سریع ماجرا را به مردن ختم نکنید. در پایان نمایش، عروسک را از دستتان خارج کنید و به کودک بگویید او دیگر حرکتی نخواهد کرد.
ازعکسها و یادگاریها غافل نشوید.
دیدن عکسها و فیلمهای متوفی همراه با کودک و صحبت کردن از خاطرات او. کودک نیاز دارد تا اطمینان یابد در این غم تنها نیست و دیگران هم حس ناامنی و دلتنگیهای او را درک میکنند. او از تغییرات ناگهانی گیج شده است و با بیان خاطرههای مبهم یا شفاف سعی میکند به درک «نسبتها و روابط» بدون حضور فرد متوفی برسد. ذکر خاطرههایی از گذشته و مرور آنها میتواند در تسلی یافتن و رفع نگرانی برای آینده بسیار مفید باشد.
مرگ را به چیزی تشبیه نکنید.
۳) اگر برای کودک مرگ را بهشکل خوابیدن توضیح بدهید، باید منتظر عوارضی مثل کابوس یا ترس از تاریکی و فرار از خوابیدن در تنهایی باشید. نباید این مفهوم را برای کودکان با سفر رفتن فرد توضیح بدهید، زیرا در این صورت کودک همیشه منتظر برگشتن فرد متوفی میماند و در طولانیمدت با مفهوم «انتظار برای بازگشت» دستوپنجه نرم میکند. اتفاق دیگری که در این راستا کودک را تهدید میکند از دست دادن اعتمادش به بزرگترهاست.
نکته دیگر این است که هرگز مفهوم «مرگ» را به اخلاق یا گناه یا تنبیه و موارد مشابه متصل نکنید. در این صورت مفهوم مرگ با اتصال به امور اخلاقی و گناه و ثواب و بهشت و جهنم پیچیدهتر میشود. کودکی که این مفهوم را به این شکل در ذهن ثبت نماید، همواره در حال قضاوت است؛ قضاوت رفتارهای خودش مبنی بر این که شایسته زنده بودن هست یا نه، قضاوت عزیزان و نزدیکان و…کودکان زیر ۵ سال توان فهم انتزاعی از مفهوم «خدا» و «بهشت» ندارند، خدا را یک امر جسمانی (مانند انسان) بسیار بزرگ که در آسمانهاست میفهمند و رفتن متوفی پیش خدا در بهشت را نوعی پرواز به آسمان تصور میکنند که با دفن کردن کالبد در خاک در تناقض است. بسیاری از والدین در این شرایط دستپاچه میشوند و سوالات کودک را با جملههایی مثل «رفته پیش خدا، توی بهشت خوشحاله و جاش خوبه، از اونجا تو رو میبینه و حواسش بهت هست…» پاسخ میدهند که به پیچیدهتر شدن مفهوم مرگ در ترکیب با مفاهیم انتزاعی و غیر ملموس دامن میزند. بهترین پاسخ برای کودکان زیر ۵ سال اشاره به مفهوم «زندگی» است و مقایسه با زندگان؛ این که متوفی دیگر دیده نمیشود، نیاز به خوراکی یا لباس ندارد، دیگر مثل ما نیست و در کنار ما زندهها زندگی نمیکند. دیدن سنگ قبر و گورستان به کودک کمک میکند تا حذف «حضور» متوفی از عالم زندگان را بهتر تصور کند و بتواند مفهوم «جای خالی» او را با تغییراتی همگون نماید که بعد از مرگ متوفی شاهدشان است.
طبیعت نمونه خوبی است.
۴) نشان دادن مکانیزم طبیعت و اجزای در حال زوال در فصول مختلف سال مانند برگهای درختان، گیاهان خشکشده، حشرات و حیوانات مرده میتواند به ذهن کودک برای تحلیل مفهوم مردن کمک کند. میتوانید با یادآوری پاییز و زمستان و حالوروز درختان تا اندازهای مفهوم مردن را برایش به تصویر بکشید. کودکان وقتی با مرگ حیوانات روبرو میشوند بیشتر کنجکاوند تا بدانند چه بر سر او آمده و چرا تکان نمیخورد. یک پاسخ کوتاه برایشان کافی است. در این موارد بخش اعظم غمزدگی کودکان نوعی دلسوزی برای مرگ حیوان است.
حواستان به قصههای شب باشد.
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
۵) در حین بازیها و قصههای شبانه، اگر قرار است قهرمان کودک ما بمیرد، زیاد و بیش از حد احساسات به خرج ندهیم. خوب است اگر بگذاریم بارها بشنود که هر کسی یا هر چیزی یک روزی میمیرد و دیگر نخواهد بود.
اجازه بدهید گریه کند.
۶) خوب است کودک را به قبرستان ببریم و به او اجازه بدهیم گریه و سوگواری کند. از او بخواهیم در صورت تمایل به متوفی هدیه بدهد، مثلا برایش نقاشی بکشد یا برایش عروسک و اسباببازی یا خوراکی کنار بگذارد. برخی مواجهه مستقیم کودک با قبر و مراسم سوگواری را نوعی جریحهدار نمودن احساسات کودکان تلقی میکنند، درحالیکه اگر بازماندگان بتوانند رفتارهای غیرمعمول و پرهیجان خودشان را کنترل نمایند، کودک با حضور داشتن در مراسم سوگواری و گریستن میتواند با مرور خاطرههای متوفی عدم حضور او را بهتر مدیریت کند. حضور کودک در مرکز این تغییرات به او این امکان را میدهد تا به فهم جمعی «غم» و «دلتنگی» برسد و زودتر تسلا یابد.
با او درباره ترسهایش حرف بزنید.
۷) بهتر است از کودک سوال کنید تا او حرف بزند. مثلا مهمترین چیزی که میتوان از او در هنگام مواجهه با مرگ پرسید این است که «از چه چیزی ترسیدی؟» یا «الان چه چیزی داره اذیتت میکنه؟» خوب است با این شیوه بگذارید کودک ترسهای خودش را با جزییات برای شما شرح دهد.
مهمترین پرسشهای کودکان در مواجهه با مرگ عزیزان:
الف: اگه شما بمیرین، من چی کار کنم؟
ب: چرا اون مرده؟ کار بدی کرده؟
ج: چرا خاکش میکنن؟ زیر خاک چی میشه؟
د: وقتی همه برن، از تنهایی نمیترسه؟
ه: برمیگرده؟
و: چرا همه گریه میکنن؟
به این پرسشها پاسخی در حد فهم و سن کودک بدهیم.
ممکن است کودک بارها و بارها این سوالات را بکند. صبور باشید و هر بار با آرامش و دقت پاسخش را بدهید.
به کودک ۲ تا ۴ سال بهتر است بگویید که هر آدم یا حیوانی که نفس نکشد و تکان نخورد، مرده است.
برای کودکان ۴ تا ۶ سال میتوانید این گونه توضیح بدهید که هیچکس نمیداند چه زمانی میمیرد، اما وقتی مرد، دیگر برنمیگردد؛ قلبش نمیزند و نفس نمیکشد. دفن کردن یک جور خداحافظی است و نمیشود فردی را که فوت کرده در خانه نگه داشت، چون بدنش میپوسد و بوی بدی میگیرد. در ادامه توضیحاتتان روی مفهوم «زندگی» متمرکز باشید، از خوردن و دویدن و بازی کردن و حرف زدن و… بهعنوان نمودهای زنده بودن استفاده کنید. او را مطمئن کنید که همه تلاش میکنند زنده بمانند و مراقب او هستند.
کودکان ۸ تا ۱۰ سال مرگ را بهشکل «مسئله»ای درک میکنند که باید «راهحلی» داشته باشد. در واقع بیش از آن که با خود مفهوم مرگ درگیر شوند، با چگونگی کنار آمدن تغییرات پس از آن درگیرند. کودکان تا حدی با «چرخه زندگی» آشنا شدهاند و مرگ را به خودشان هم نزدیک میبینند. به این میاندیشند که با مرگ خودشان چه تغییراتی در دنیا ایجاد خواهد شد. کودکان جای خالی و عدم حضور متوفی را با دلتنگی میفهمند و بهدنبال راههایی برای کاهش این دلتنگیاند؛ درعینحال احساسات دیگران برای آنها پررنگتر میشود و سوگواری و غم بازماندگان را بهخوبی درک میکنند. در برخی مواقع این حس ناتوانی در یافتن «راهحل» با رفتارهای پرخاشگرانه و تلخی کودک همراه میشود. راهکارهای بندهای بالا برای این کودکان نیز کاراست. مهمترین نکته این است که باید مراقب «حس امنیت» کودک باشیم و تلاش کنیم بدون عجله و اجبار کودک را به شرایط روزمره و عادی زندگیاش بازگردانیم.
اجازه بدهید گریه کند.
۶) خوب است کودک را به قبرستان ببریم و به او اجازه بدهیم گریه و سوگواری کند. از او بخواهیم در صورت تمایل به متوفی هدیه بدهد، مثلا برایش نقاشی بکشد یا برایش عروسک و اسباببازی یا خوراکی کنار بگذارد. برخی مواجهه مستقیم کودک با قبر و مراسم سوگواری را نوعی جریحهدار نمودن احساسات کودکان تلقی میکنند، درحالیکه اگر بازماندگان بتوانند رفتارهای غیرمعمول و پرهیجان خودشان را کنترل نمایند، کودک با حضور داشتن در مراسم سوگواری و گریستن میتواند با مرور خاطرههای متوفی عدم حضور او را بهتر مدیریت کند. حضور کودک در مرکز این تغییرات به او این امکان را میدهد تا به فهم جمعی «غم» و «دلتنگی» برسد و زودتر تسلا یابد.
با او درباره ترسهایش حرف بزنید.
۷) بهتر است از کودک سوال کنید تا او حرف بزند. مثلا مهمترین چیزی که میتوان از او در هنگام مواجهه با مرگ پرسید این است که «از چه چیزی ترسیدی؟» یا «الان چه چیزی داره اذیتت میکنه؟» خوب است با این شیوه بگذارید کودک ترسهای خودش را با جزییات برای شما شرح دهد.
مهمترین پرسشهای کودکان در مواجهه با مرگ عزیزان:
الف: اگه شما بمیرین، من چی کار کنم؟
ب: چرا اون مرده؟ کار بدی کرده؟
ج: چرا خاکش میکنن؟ زیر خاک چی میشه؟
د: وقتی همه برن، از تنهایی نمیترسه؟
ه: برمیگرده؟
و: چرا همه گریه میکنن؟
به این پرسشها پاسخی در حد فهم و سن کودک بدهیم.
ممکن است کودک بارها و بارها این سوالات را بکند. صبور باشید و هر بار با آرامش و دقت پاسخش را بدهید.
به کودک ۲ تا ۴ سال بهتر است بگویید که هر آدم یا حیوانی که نفس نکشد و تکان نخورد، مرده است.
برای کودکان ۴ تا ۶ سال میتوانید این گونه توضیح بدهید که هیچکس نمیداند چه زمانی میمیرد، اما وقتی مرد، دیگر برنمیگردد؛ قلبش نمیزند و نفس نمیکشد. دفن کردن یک جور خداحافظی است و نمیشود فردی را که فوت کرده در خانه نگه داشت، چون بدنش میپوسد و بوی بدی میگیرد. در ادامه توضیحاتتان روی مفهوم «زندگی» متمرکز باشید، از خوردن و دویدن و بازی کردن و حرف زدن و… بهعنوان نمودهای زنده بودن استفاده کنید. او را مطمئن کنید که همه تلاش میکنند زنده بمانند و مراقب او هستند.
کودکان ۸ تا ۱۰ سال مرگ را بهشکل «مسئله»ای درک میکنند که باید «راهحلی» داشته باشد. در واقع بیش از آن که با خود مفهوم مرگ درگیر شوند، با چگونگی کنار آمدن تغییرات پس از آن درگیرند. کودکان تا حدی با «چرخه زندگی» آشنا شدهاند و مرگ را به خودشان هم نزدیک میبینند. به این میاندیشند که با مرگ خودشان چه تغییراتی در دنیا ایجاد خواهد شد. کودکان جای خالی و عدم حضور متوفی را با دلتنگی میفهمند و بهدنبال راههایی برای کاهش این دلتنگیاند؛ درعینحال احساسات دیگران برای آنها پررنگتر میشود و سوگواری و غم بازماندگان را بهخوبی درک میکنند. در برخی مواقع این حس ناتوانی در یافتن «راهحل» با رفتارهای پرخاشگرانه و تلخی کودک همراه میشود. راهکارهای بندهای بالا برای این کودکان نیز کاراست. مهمترین نکته این است که باید مراقب «حس امنیت» کودک باشیم و تلاش کنیم بدون عجله و اجبار کودک را به شرایط روزمره و عادی زندگیاش بازگردانیم.
✅ توليد ماشين حافظه در مدارس سنتي
شيرزاد عبداللهي - کارشناس مسائل آموزشي
عيب اصلي دستگاه آموزش و پرورش اين است که مردان و زناني متعلق به نسل قبلي، کودکان امروز را براي زندگي در جامعه فردا تربيت مي کنند. براي همين است که آموزش و پرورش را بيش از حد محافظه کار مي دانند. حتي عده اي پا را از اين فراتر گذاشته و معتقدند که آموزش و پرورش رسمي معمولا خلاقيت ها را نابود مي کند.
وقتي که يک معلم با سماجت از دانش آموزان خودمي خواهد که فکر کنند، واقعا در آن لحظه چه تصوري از فکر کردن دارد؟ اغلب معلمان منظورشان اين است که به حافظه ات فشار بياور آنچه را که در کتاب نوشته يا من در کلاس گفته ام بازگو کن! فکر کردن و خلاقيت آموختني است.
اگر فکر مي کنيم که با تکرار اين جمله که آموزش بايد خلاق باشد مي توانيم تغييري در شيوه آموزش جزم گرايانه مدارس ايجاد کنيم، راه به جايي نخواهيم برد. دانش آموز خلاق را معلم و برنامه آموزشي خلاق تربيت مي کند. آيا برنامه هاي آموزشي ما در مدارس دانش آموزان را متفکر و پرسشگر بار مي آورد؟ آيا معلمان ما مي دانند چگونه دانش آموز را متفکر و خلاق بار بياورند؟
ادامه مقاله ...http://bit.ly/2bp4JHj
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ توليد ماشين حافظه در مدارس سنتي
شيرزاد عبداللهي - کارشناس مسائل آموزشي
عيب اصلي دستگاه آموزش و پرورش اين است که مردان و زناني متعلق به نسل قبلي، کودکان امروز را براي زندگي در جامعه فردا تربيت مي کنند. براي همين است که آموزش و پرورش را بيش از حد محافظه کار مي دانند. حتي عده اي پا را از اين فراتر گذاشته و معتقدند که آموزش و پرورش رسمي معمولا خلاقيت ها را نابود مي کند.
وقتي که يک معلم با سماجت از دانش آموزان خودمي خواهد که فکر کنند، واقعا در آن لحظه چه تصوري از فکر کردن دارد؟ اغلب معلمان منظورشان اين است که به حافظه ات فشار بياور آنچه را که در کتاب نوشته يا من در کلاس گفته ام بازگو کن! فکر کردن و خلاقيت آموختني است.
اگر فکر مي کنيم که با تکرار اين جمله که آموزش بايد خلاق باشد مي توانيم تغييري در شيوه آموزش جزم گرايانه مدارس ايجاد کنيم، راه به جايي نخواهيم برد. دانش آموز خلاق را معلم و برنامه آموزشي خلاق تربيت مي کند. آيا برنامه هاي آموزشي ما در مدارس دانش آموزان را متفکر و پرسشگر بار مي آورد؟ آيا معلمان ما مي دانند چگونه دانش آموز را متفکر و خلاق بار بياورند؟
ادامه مقاله ...http://bit.ly/2bp4JHj
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخن بزرگان : مارک تواین . نویسنده آمریکایی. 1910_1835
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داود رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران صبح امروز 5 شهریور ماه درگذشت. مونولوگ زیبای داود رشیدی. 🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی 🌟👇https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌼🌼🌼کانت و تعلیم و تربیت
كانت مى گويد متأسفانه يكى از مفاسدى كه در جامعه ما وجود دارد اين است كه اطفال را براى اينكه «سازگارى هر چه بيشتر با وضع موجود» پيدا كنند پرورش مى دهند ولى اصلا چنين منظورى صحيح نيست بلكه «بهبود بخشيدن به وضع موجود» بايد هدف تربيت باشد. يعنى بايد بچه ها را طورى پرورش داد كه وقتى بزرگ شدند اين وضع موجود جامعه را بهتر كنند نه اينكه خودشان را با وضع موجود هماهنگ و همرنگ سازند كه در نهايت مثل ما شوند. پدر و مادرى موفقند كه بچه ها را براى اينكه بهتر ازخودشان شوند تربيت مى كنند نه براى اينكه مثل خودشان شوند. كانت مى گويد:« پرورش مناسب پرورشى است كه عطف توجه به حال ندارد بلكه به آينده دارد.» سخن كانت نظير آن مطلبى است كه از حضرت على بن ابيطالب نقل شده كه بچه هاى خود را براى زمانِ خودتان تربيت نكنيد بلكه براى زمان آتى تربيت كنيد.
نكته ديگر در باب آموزش و پرورش از ديدگاه كانت، نظر او در باب آموزش است. كانت مى گويد اهداف آموزش هم زودگذرتر از پرورش است و هم تخصصى تر از پرورش. وقتى ما اطفال خود را پرورش مى دهيم، ايشان را از آن جهت كه مى خواهند انسان باشند پرورش مى دهيم ولى آموزش از آن جهت كه انسان شوند در موردشان صورت نمى گيرد بلكه از آن جهت كه مهندس شوند، پزشك شوند، معلم شوند، پل بسازند و... مى آموزند. از اين نظر است كه آموزش، تخصصى است يعنى انسان براى انسانيت طرف نيست بلكه براى اين است كه فرد بتواند فلان حرفه خاص را بلد باشد. پس پرورش براى همه انسانها لازم است ولى آموزش ويژه هر فردى متناسب با خواست شغلى اوست. نكته ديگر اينكه آموزش زودگذر است; يعنى جامعه وقتى تطور پيدا كرد آموزش هايش هم به سرعت متطور و متغير مى شود ولى پرورش اينگونه نيست; پرورش به غايت قصوايى نظر دارد كه گويا فوق اين تطورات اجتماعى است، او مى خواهد انسان درست كند و انسان را در هر زمانى بايد با يك لوازم خاصى بپرورد، لذا پرورش ديرگذرتر از آموزش است. ولى در عين حال، كانت مى گويد: با اينكه آموزش بايد تخصصى باشد ولى بايد جنبه هرمى خودش را حفظ كند. يعنى در سالهاى ابتدايى ما بايد از هر رشته علمى يكسرى معلوماتى به بچه ها ياد دهيم، علوم تجربى، علوم فلسفى، علوم تاريخى و بعد آهسته آهسته اين دامنه را تنگ تر كنيم و يك علوم خاص ترى ـ وابسته به آن شغل و حرفه اى كه فرد مى خواهد انتخاب كند ـ ياد دهيم و به اين ترتيب اين دامنه تنگ تر و تنگ تر شود تا در نهايت براى آن شغل يك تعليم خاصى داشته باشيم. ما بايد به صورت هرمى آموزش دهيم تا اينكه بچه در هر سنّى اگر از آموزشهاى بيشتر محروم شد، لااقل در آن مقدار كارائى داشته باشد. آموزشها بايد هر چه تخصصى تر مى شوند تعداد آنها كمتر شود ولى آن علومى كه باقى مى مانند به صورت عمقى ترى ياد گرفته شوند. در عين حال، در اين مدت نبايد به گونه اى آموزش داد كه فضل فروشى در بچه ها افزايش و رواج پيدا كند. كانت مى گويد متأسفانه در نظام تعليم و تربيت ما، وضع چنين است كه الفاظ و اصطلاحات زياد است و اينها فقط به درد بازارگرمى و فضل فروشى مى خورد. به اعتقاد او، از هر علمى يك مقدار دقيقش را ياد بدهيد ولى زياد وارد الفاظ و اصطلاحاتش نشويد كه اينها به درد لفّاظى مى خورند و بس. از هر علمى يك محدوده كم ولى عمقى و دقيق ياد دهيد.
نكته مهمى كه در كتاب تعليم و تربيت كانت وجود دارد آن فضائل اخلاقى است كه در پرورش بايد در بچه ها رسوخ داده شود. او راه رسوخ كردن آن را هم بيان كرده است. يكى از نكاتى كه او مى گويد اين است كه از اول به بچه ها نگوييد:« دروغ نگوييد چون خدا گفته است دروغ نبايد گفت»; چون اگر بعداً براى او از لحاظ فلسفى درباره وجود خدا مشكلاتى پيش آمد و شك كرد كه خدا وجود دارد يا نه يكباره اخلاقش هم فرو مى ريزد، چون تا به حال راست مى گفت براى اينكه معتقد بود خدا وجود دارد و خدا گفته است، حالا كه معلوم شد خدا وجود ندارد پس نبايد راست هم بگويد. كانت مى گويد عكس آن را بگوييد:«راست بگوييد چون راست گفتن براى انسان خوب است و خدا هر چه را كه براى انسان خوب است امر كرده است.» اگر روزى برايش معلوم شد كه خدا وجود ندارد باز آن مطلب اصلى سرجاى خودش باقى مانده است. يعنى حسن راست گفتن را متوقف بر وجود خدا نكنيد كه اگر شكى در وجود خدا پديد آمد در حسن راستگويى هم شك حاصل آيد، بلكه بگوييد راست گفتن و... از آن رو كه انسان هستيم بايد انجام دهيم چه خدا باشد و چه خدا نباشد. اما متدينان مى گويند خدايى وجود دارد كه او هم گفته است اين كارها را انجام دهيد. اگر مطابق اعتقاد كانت بگوييد، اگر روزى از دين بيرون رفت، از اخلاق بيرون نمى رود.🌷🌷🌷استاد ملکیان،تاریخ فلسفه غرب،جلد 3،صفحه 134
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌼🌼🌼کانت و تعلیم و تربیت
كانت مى گويد متأسفانه يكى از مفاسدى كه در جامعه ما وجود دارد اين است كه اطفال را براى اينكه «سازگارى هر چه بيشتر با وضع موجود» پيدا كنند پرورش مى دهند ولى اصلا چنين منظورى صحيح نيست بلكه «بهبود بخشيدن به وضع موجود» بايد هدف تربيت باشد. يعنى بايد بچه ها را طورى پرورش داد كه وقتى بزرگ شدند اين وضع موجود جامعه را بهتر كنند نه اينكه خودشان را با وضع موجود هماهنگ و همرنگ سازند كه در نهايت مثل ما شوند. پدر و مادرى موفقند كه بچه ها را براى اينكه بهتر ازخودشان شوند تربيت مى كنند نه براى اينكه مثل خودشان شوند. كانت مى گويد:« پرورش مناسب پرورشى است كه عطف توجه به حال ندارد بلكه به آينده دارد.» سخن كانت نظير آن مطلبى است كه از حضرت على بن ابيطالب نقل شده كه بچه هاى خود را براى زمانِ خودتان تربيت نكنيد بلكه براى زمان آتى تربيت كنيد.
نكته ديگر در باب آموزش و پرورش از ديدگاه كانت، نظر او در باب آموزش است. كانت مى گويد اهداف آموزش هم زودگذرتر از پرورش است و هم تخصصى تر از پرورش. وقتى ما اطفال خود را پرورش مى دهيم، ايشان را از آن جهت كه مى خواهند انسان باشند پرورش مى دهيم ولى آموزش از آن جهت كه انسان شوند در موردشان صورت نمى گيرد بلكه از آن جهت كه مهندس شوند، پزشك شوند، معلم شوند، پل بسازند و... مى آموزند. از اين نظر است كه آموزش، تخصصى است يعنى انسان براى انسانيت طرف نيست بلكه براى اين است كه فرد بتواند فلان حرفه خاص را بلد باشد. پس پرورش براى همه انسانها لازم است ولى آموزش ويژه هر فردى متناسب با خواست شغلى اوست. نكته ديگر اينكه آموزش زودگذر است; يعنى جامعه وقتى تطور پيدا كرد آموزش هايش هم به سرعت متطور و متغير مى شود ولى پرورش اينگونه نيست; پرورش به غايت قصوايى نظر دارد كه گويا فوق اين تطورات اجتماعى است، او مى خواهد انسان درست كند و انسان را در هر زمانى بايد با يك لوازم خاصى بپرورد، لذا پرورش ديرگذرتر از آموزش است. ولى در عين حال، كانت مى گويد: با اينكه آموزش بايد تخصصى باشد ولى بايد جنبه هرمى خودش را حفظ كند. يعنى در سالهاى ابتدايى ما بايد از هر رشته علمى يكسرى معلوماتى به بچه ها ياد دهيم، علوم تجربى، علوم فلسفى، علوم تاريخى و بعد آهسته آهسته اين دامنه را تنگ تر كنيم و يك علوم خاص ترى ـ وابسته به آن شغل و حرفه اى كه فرد مى خواهد انتخاب كند ـ ياد دهيم و به اين ترتيب اين دامنه تنگ تر و تنگ تر شود تا در نهايت براى آن شغل يك تعليم خاصى داشته باشيم. ما بايد به صورت هرمى آموزش دهيم تا اينكه بچه در هر سنّى اگر از آموزشهاى بيشتر محروم شد، لااقل در آن مقدار كارائى داشته باشد. آموزشها بايد هر چه تخصصى تر مى شوند تعداد آنها كمتر شود ولى آن علومى كه باقى مى مانند به صورت عمقى ترى ياد گرفته شوند. در عين حال، در اين مدت نبايد به گونه اى آموزش داد كه فضل فروشى در بچه ها افزايش و رواج پيدا كند. كانت مى گويد متأسفانه در نظام تعليم و تربيت ما، وضع چنين است كه الفاظ و اصطلاحات زياد است و اينها فقط به درد بازارگرمى و فضل فروشى مى خورد. به اعتقاد او، از هر علمى يك مقدار دقيقش را ياد بدهيد ولى زياد وارد الفاظ و اصطلاحاتش نشويد كه اينها به درد لفّاظى مى خورند و بس. از هر علمى يك محدوده كم ولى عمقى و دقيق ياد دهيد.
نكته مهمى كه در كتاب تعليم و تربيت كانت وجود دارد آن فضائل اخلاقى است كه در پرورش بايد در بچه ها رسوخ داده شود. او راه رسوخ كردن آن را هم بيان كرده است. يكى از نكاتى كه او مى گويد اين است كه از اول به بچه ها نگوييد:« دروغ نگوييد چون خدا گفته است دروغ نبايد گفت»; چون اگر بعداً براى او از لحاظ فلسفى درباره وجود خدا مشكلاتى پيش آمد و شك كرد كه خدا وجود دارد يا نه يكباره اخلاقش هم فرو مى ريزد، چون تا به حال راست مى گفت براى اينكه معتقد بود خدا وجود دارد و خدا گفته است، حالا كه معلوم شد خدا وجود ندارد پس نبايد راست هم بگويد. كانت مى گويد عكس آن را بگوييد:«راست بگوييد چون راست گفتن براى انسان خوب است و خدا هر چه را كه براى انسان خوب است امر كرده است.» اگر روزى برايش معلوم شد كه خدا وجود ندارد باز آن مطلب اصلى سرجاى خودش باقى مانده است. يعنى حسن راست گفتن را متوقف بر وجود خدا نكنيد كه اگر شكى در وجود خدا پديد آمد در حسن راستگويى هم شك حاصل آيد، بلكه بگوييد راست گفتن و... از آن رو كه انسان هستيم بايد انجام دهيم چه خدا باشد و چه خدا نباشد. اما متدينان مى گويند خدايى وجود دارد كه او هم گفته است اين كارها را انجام دهيد. اگر مطابق اعتقاد كانت بگوييد، اگر روزى از دين بيرون رفت، از اخلاق بيرون نمى رود.🌷🌷🌷استاد ملکیان،تاریخ فلسفه غرب،جلد 3،صفحه 134
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
سحر سلطانی//
مغالطه پهلوانپنبه یا مترسک پوشالی
مینا: مهمترین مساله من در مدرسه سختگیریها و تکالیف زیادی است که معلمها میدهند.
مادر: مساله شما این است که هر کار دوست دارید انجام بدهید، هر وقت دوست دارید بیایید یا بروید، با هر کسی معاشرت کنید، لباسهای مبتذل بپوشید، چیزهای غیر اخلاقی ببینید و گوش کنید و کسی هم به شما تذکر ندهد.
—
سعید: هر فیلم و سریالی مناسب دیدن بچهها نیست.
مینا: باز هم شروع کردی؟ مشکل «فیلم مناسب» نیست بلکه هزینهای است که برای خریدن این فیلمها داده میشود، به نظر شما نباید برای فرهنگ هزینه داد و بچه باید مفت و مجانی با فرهنگ شود!
—
مینا: در این مجتمع وسیلههای بازی برای بچهها اصلا ایمن نیستند و بهتر است مراقب استفاده بچه از آنها باشیم.
سعید: یعنی در پارکها و شهربازیها و سایر مجتمعها وضعیت بهتری برقرار است؟ بچهای که زمین نخورد بزرگ نمیشود، تو میخواهی بچهننه تحویل جامعه بدهی ولی من حوصله بچه لوس ندارم.
—
مینا: مدرسه نیازمند کمک والدین است برای مجهز کردن آزمایشگاه علوم. به نظرت چقدر کمک کنیم؟
سعید: کمک کنیم تا موش و قورباغههای بیگناه را سلاخی کنند و یک مشت بچه معصوم را تبدیل به قصاب کنند؟ من ترجیح میدهم برای ساخت سالن ورزشی کمک کنم تا کشتارگاه جانوران!
***
یکی از رایجترین مغالطهها بین کودکان و نوجوانان و والدین در همه دنیامغالطه پهلوان پنبه یا مترسک پوشالی است. کسی ادعایی طرح میکند که تا حد زیادی قوی و مقدماتی مستند و منطقی حامی آن است، ما مخالفیم و در عین حال استدلال قوی برای رد این ادعا نداریم، تنها چاره باقی مانده این است که به این ادعا حمله کنیم. چطور؟ ساده است یا ضعیفترین بخش ادعا را انتخاب میکنیم و فقط روی آن مانور میدهیم و کل ادعا را به همان بخش کوچک تقلیل میدهیم یا اینکه ادعا را تحریف میکنیم یا اصطلاحا «حرف در دهن طرف میگذاریم»؛ برای اینکار کافی است یک تصویر خیالی یا کاریکاتوری از بخشی از ادعای طرف مقابل بسازیم و بعد به آن تصویر خیالی که ذهن خودمان ساخته حملات کوبنده کنیم. بله ما موفق شدیم ابتدا به جای اقامه دلیل در مقابل یک استدلال قوی یک تصویر ضعیف و یا حتی فاسد بسازیم و بعد این تصویر ضعیف را نقد کنیم و طرف مقابل را شکست بدهیم.
فرض کنید باید با یک پهلوان سنگین وزن کشتی بگیرید زورتان به او نمیرسد با کمک کاه و پوشال یک مترسک پوشالی و پنبهای بسازید. آیا زمین زدن این مترسک سخت است؟ بدون شک خیر. خب حالا این تصویر را برای کودکتان عینی کنید. به اون نشان بدهید استدلال قوی مانند کشتی گرفتن با شما و تحریف بخشی از ادعا مانند کشتی گرفتن با یک عروسک پنبهای است.
این مغالطه یکی از یهترین روشهای منحرف کردن نقادی منطقی است زیرا در بسیاری از بحثها هدف از طرح این مغالطه خدشهدار کردن شان و شخصیت و مقبولیت طرف بحث است، هیچ منتقدی به «سختگیریهای بیمورد اولیای مدرسه»؛ دوست ندارد به هرج و مرج و بیبند و باری اخلاقی متهم شود و حتی ممکن است به جای پیگیری نقد خود شروع به دفاع از خود در برابر تصویر تحریف شده از ادعایش بپردازد که متاسفانه افتادن در تله مغالطهگر است.
راه چاره برای مواجهه با مغالطه پهلوانپنبه چیست؟
در دام مغالطهگر نیفتیم، او میخواهد با هر ترفندی که شده شما را وادار به دفاع از خود یا بخش کوچکی از ادعای خود که مورد تحریف واقع شده بنماید. جمله طلایی: «چیزی که من گفتم این نبود به جای نسبت دادن حرفهای خودتان لطفا پاسخ من را بدهید.» چارهساز است. گفتوگو را ادامه دهید و هربار از او بخواهید اگراحیانا ادعای طرح شده در بحث را متوجه نشده درک او را از ادعای خود اصلاح کنید. با آرامش و صبر و طرح مثالهای متنوع دیگر ادعای خود را پی بگیرید.
از کودکان و نوجوان بخواهیم در قبال افرادی که به راحتی به تحریف خواسته یا ادعای آنها میپردازند خود را نبازند، تصویری که فرد از آنها ساخته را با قاطعیت اصلاح کنند و ادعای خود را تکرار کنند. به خودشان و منطق حرفهایشان اعتماد داشته باشند. «اعتماد به نفس» کودکان به آنها امکان پافشاری بر عقیده منطقی را خواهد داد. مهارت «خوب گوش دادن» به تحریفهای مغالطهگر در حین بحث به آنها امکان میدهد ایده اصلی خود را تکرار کرده و به طرف مقابل گوشزد کنند حرفش بی ارتباط به بحث اصلی است.
مغالطه پهلوانپنبه یا مترسک پوشالی
مینا: مهمترین مساله من در مدرسه سختگیریها و تکالیف زیادی است که معلمها میدهند.
مادر: مساله شما این است که هر کار دوست دارید انجام بدهید، هر وقت دوست دارید بیایید یا بروید، با هر کسی معاشرت کنید، لباسهای مبتذل بپوشید، چیزهای غیر اخلاقی ببینید و گوش کنید و کسی هم به شما تذکر ندهد.
—
سعید: هر فیلم و سریالی مناسب دیدن بچهها نیست.
مینا: باز هم شروع کردی؟ مشکل «فیلم مناسب» نیست بلکه هزینهای است که برای خریدن این فیلمها داده میشود، به نظر شما نباید برای فرهنگ هزینه داد و بچه باید مفت و مجانی با فرهنگ شود!
—
مینا: در این مجتمع وسیلههای بازی برای بچهها اصلا ایمن نیستند و بهتر است مراقب استفاده بچه از آنها باشیم.
سعید: یعنی در پارکها و شهربازیها و سایر مجتمعها وضعیت بهتری برقرار است؟ بچهای که زمین نخورد بزرگ نمیشود، تو میخواهی بچهننه تحویل جامعه بدهی ولی من حوصله بچه لوس ندارم.
—
مینا: مدرسه نیازمند کمک والدین است برای مجهز کردن آزمایشگاه علوم. به نظرت چقدر کمک کنیم؟
سعید: کمک کنیم تا موش و قورباغههای بیگناه را سلاخی کنند و یک مشت بچه معصوم را تبدیل به قصاب کنند؟ من ترجیح میدهم برای ساخت سالن ورزشی کمک کنم تا کشتارگاه جانوران!
***
یکی از رایجترین مغالطهها بین کودکان و نوجوانان و والدین در همه دنیامغالطه پهلوان پنبه یا مترسک پوشالی است. کسی ادعایی طرح میکند که تا حد زیادی قوی و مقدماتی مستند و منطقی حامی آن است، ما مخالفیم و در عین حال استدلال قوی برای رد این ادعا نداریم، تنها چاره باقی مانده این است که به این ادعا حمله کنیم. چطور؟ ساده است یا ضعیفترین بخش ادعا را انتخاب میکنیم و فقط روی آن مانور میدهیم و کل ادعا را به همان بخش کوچک تقلیل میدهیم یا اینکه ادعا را تحریف میکنیم یا اصطلاحا «حرف در دهن طرف میگذاریم»؛ برای اینکار کافی است یک تصویر خیالی یا کاریکاتوری از بخشی از ادعای طرف مقابل بسازیم و بعد به آن تصویر خیالی که ذهن خودمان ساخته حملات کوبنده کنیم. بله ما موفق شدیم ابتدا به جای اقامه دلیل در مقابل یک استدلال قوی یک تصویر ضعیف و یا حتی فاسد بسازیم و بعد این تصویر ضعیف را نقد کنیم و طرف مقابل را شکست بدهیم.
فرض کنید باید با یک پهلوان سنگین وزن کشتی بگیرید زورتان به او نمیرسد با کمک کاه و پوشال یک مترسک پوشالی و پنبهای بسازید. آیا زمین زدن این مترسک سخت است؟ بدون شک خیر. خب حالا این تصویر را برای کودکتان عینی کنید. به اون نشان بدهید استدلال قوی مانند کشتی گرفتن با شما و تحریف بخشی از ادعا مانند کشتی گرفتن با یک عروسک پنبهای است.
این مغالطه یکی از یهترین روشهای منحرف کردن نقادی منطقی است زیرا در بسیاری از بحثها هدف از طرح این مغالطه خدشهدار کردن شان و شخصیت و مقبولیت طرف بحث است، هیچ منتقدی به «سختگیریهای بیمورد اولیای مدرسه»؛ دوست ندارد به هرج و مرج و بیبند و باری اخلاقی متهم شود و حتی ممکن است به جای پیگیری نقد خود شروع به دفاع از خود در برابر تصویر تحریف شده از ادعایش بپردازد که متاسفانه افتادن در تله مغالطهگر است.
راه چاره برای مواجهه با مغالطه پهلوانپنبه چیست؟
در دام مغالطهگر نیفتیم، او میخواهد با هر ترفندی که شده شما را وادار به دفاع از خود یا بخش کوچکی از ادعای خود که مورد تحریف واقع شده بنماید. جمله طلایی: «چیزی که من گفتم این نبود به جای نسبت دادن حرفهای خودتان لطفا پاسخ من را بدهید.» چارهساز است. گفتوگو را ادامه دهید و هربار از او بخواهید اگراحیانا ادعای طرح شده در بحث را متوجه نشده درک او را از ادعای خود اصلاح کنید. با آرامش و صبر و طرح مثالهای متنوع دیگر ادعای خود را پی بگیرید.
از کودکان و نوجوان بخواهیم در قبال افرادی که به راحتی به تحریف خواسته یا ادعای آنها میپردازند خود را نبازند، تصویری که فرد از آنها ساخته را با قاطعیت اصلاح کنند و ادعای خود را تکرار کنند. به خودشان و منطق حرفهایشان اعتماد داشته باشند. «اعتماد به نفس» کودکان به آنها امکان پافشاری بر عقیده منطقی را خواهد داد. مهارت «خوب گوش دادن» به تحریفهای مغالطهگر در حین بحث به آنها امکان میدهد ایده اصلی خود را تکرار کرده و به طرف مقابل گوشزد کنند حرفش بی ارتباط به بحث اصلی است.
سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس:10 درصد مدارس کشور دونوبته هستند
✅ رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور اظهار داشت: ما مشکل منابع داریم و اگر منابع مالی کافی در اختیار مان قرار گیرد قادرهستیم مدارسی جایگزین مدارس تخریبی و نیازمند به نوسازی کنیم .به گزارش ایسنا، دکتر مرتضی رئیسی، پیرامون مدارس چند نوبته در کشور گفت: با سرمایه گذاری هایی که دولت، خیرین و مردم داشته اند از بحرانی که تحت عنوان مدارس چند نوبته از آن یاد می شد عبور کردیم و امروز کمتر از ۱۰ درصد مدارس کشور بصورت دو نوبته اداره می شود. وی در ادامه افزود: بخشی از مدارس کشور بصورت استیجاری هستند اما وجود همین تعداد کم هم با این شرایط قابل قبول نیست. رئیسی در خصوص حوزه امنیت مدارس در فصل سرما خاطر نشان کرد: از ۵۲۰ هزار کلاس درس حدود ۲۱۱ هزار کلاس با بخاری نفتی گرمایش کلاس را تأمین می کردند که خوشبختانه در سال ۱۳۹۲ با پیشنهاد دولت، مجلس مصوبه ای در این زمینه تصویب کرد و اعتبارات لازم به شکل منطقی در این باره تأمین شد و تا پایان سال ۹۴ بیش از ۱۰۴ هزار کلاس درس با بخاری خداحافظی کردند. رئیسی، همچنین راجع به روند هوشمندسازی مدارس تصریح کرد: استفاده از تکنولوژی نوین و تجهیزاتی که ارتباطی دو سویه بین دانش آموز و معلم برقرار می کند مورد تأیید وزارت آموزش و پرورش است و حدود هفت سال است که در کشور پذیرفته شده و اجرا می گردد.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور اظهار داشت: ما مشکل منابع داریم و اگر منابع مالی کافی در اختیار مان قرار گیرد قادرهستیم مدارسی جایگزین مدارس تخریبی و نیازمند به نوسازی کنیم .به گزارش ایسنا، دکتر مرتضی رئیسی، پیرامون مدارس چند نوبته در کشور گفت: با سرمایه گذاری هایی که دولت، خیرین و مردم داشته اند از بحرانی که تحت عنوان مدارس چند نوبته از آن یاد می شد عبور کردیم و امروز کمتر از ۱۰ درصد مدارس کشور بصورت دو نوبته اداره می شود. وی در ادامه افزود: بخشی از مدارس کشور بصورت استیجاری هستند اما وجود همین تعداد کم هم با این شرایط قابل قبول نیست. رئیسی در خصوص حوزه امنیت مدارس در فصل سرما خاطر نشان کرد: از ۵۲۰ هزار کلاس درس حدود ۲۱۱ هزار کلاس با بخاری نفتی گرمایش کلاس را تأمین می کردند که خوشبختانه در سال ۱۳۹۲ با پیشنهاد دولت، مجلس مصوبه ای در این زمینه تصویب کرد و اعتبارات لازم به شکل منطقی در این باره تأمین شد و تا پایان سال ۹۴ بیش از ۱۰۴ هزار کلاس درس با بخاری خداحافظی کردند. رئیسی، همچنین راجع به روند هوشمندسازی مدارس تصریح کرد: استفاده از تکنولوژی نوین و تجهیزاتی که ارتباطی دو سویه بین دانش آموز و معلم برقرار می کند مورد تأیید وزارت آموزش و پرورش است و حدود هفت سال است که در کشور پذیرفته شده و اجرا می گردد.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA