🖌مقاله‌،ویدیو آموزشی
490 subscribers
1.76K photos
1.11K videos
206 files
2.99K links
مجموعه‌ای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me

تماس با ما :
@mh1342
Download Telegram
مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشور گفت: میانگین سن بازنشستگی در کشور به نسبت دنیا حدود ۱۵ سال پایین‌تر است. در دنیا میانگین سن بازنشستگی برای خانم‌ها 60و برای آقایان 65 است @eduarticle
‌‎
احترام به منابع طبیعی: منابع طبیعی و محیط زیست برای همه ماست، چرا با این طبیعت زیبای خداوند دوست نباشیم و به جای قطع کردن درختان، کاشتن آن را یاد نگیریم، به جای اذیت و آزار حیوانات آنها را دوست بداریم، به قول سهراب سپهری: هر کجا هستم، باشم، آسمان مال من است/ پنجره، فکر، هوا، عشق،زمین مال من است خب چرا باید این نعمت ها را آلوده کنیم. وقتی برای گردش و پیک نیک همراه خانواده به فضای سبز مثل پارک یا جنگل می رویم فکری برای پس مانده مواد غذایی وزباله های خود کنیم، اگر سطل زباله نبود، یک کیسه همراهمان باشد، به کودکان بگوییم که درختان برای تکیه دادن نیستند و با شاخه نهال های کوچک بازی نکنند. بیاموزیم به محیط زیست احترام بگذاریم و مثل وسایل شخصی خودمان آنها را نگهداری و حفظ کنیم.
https://telegram.me/eduarticle
‌‎
✅ فرهنگ رانندگی:
بسیاری از امور زندگی بدیهی است، مثلا هنگام رانندگی اگر با سرعت کم می رانیم در خط کندرو حرکت کنیم و وقتی اتومبیلی با سرعت پشت ما حرکت می کند و چراغ می زند به او اجازه سبقت بدهیم، لجبازی نکنیم، موقع پیچیدن به چپ و راست حتما از چراغ راهنما استفاده کنیم و از همه مهم تر با سرعت استاندارد حرکت کنیم. اتومبیل خود را طوری پارک کنیم که دیگران بتوانند براحتی تردد کنند و از بوق زدن بی مورد در هر زمان از شبانه روز تا آنجا که ممکن است پرهیز کنیم.
https://telegram.me/eduarticle
سخن بزرگان : جورج برناد شاو . نمایشنامه نویس ایرلندی
1856-1950
https://telegram.me/eduarticle
آشنایی کودکان با مغالطات/سحر سلطانی
مغالطه تعاقب یا اینجوری شد چون اونجوری شده بود!
صبا: باز اومدی تبلتم روشن نمیشه!
هدا: به من چه ربطی داره؟
صبا: هربار میای تو اتاقم این تبلت یه چیزیش میشه!
*
سعید: چرا همش سوت میزنی؟
افسانه: چون پشه ها بهمون نزدیک نشن.
سعید: خونه ما که پشه نداره؟
افسانه : خوبه میبنی سوت زدنم چه اثری داشته تا امروز باز میپرسی!؟
*
حمید: چرا اینقدر دیر رسیدی؟ کتاب ها را جا گذاشتی؟
سامان: سرصبح تو راه مدرسه یک گربه سیاه دیدم، امروز همش بد اوردم!
*
رضا: چرا همش این بلوز آبی را میپوشی؟
علی: چون هر وقت این بلوز تنمه امتحانم را خوب میدم!
*
مادر: دخترم چند بار تا حالا گفتم از زیر نردبون رد نشو؟
سارا: چرا اخه؟
مادر: لیز خوردی تو راهرو و مچ پات ضرب دیده باز می پرسی چرا آخه؟
*
سیمین: مطمئنم امتحان امروز را خراب میکنم؟
سحر: چرا؟ نخوندی مگه؟
سیمین: خوندم، اما سرصبح اینه کمدم یهویی نصف شد از وسط.
*
سارا: من دیگه خونه خاله صفورا نمیام؟
مادر: چرا؟ چیزی شده؟
سارا: از وقتی برگشتیم از خونشون سرم درد گرفته.

یکی از مهمترین راه های کشف و شناخت دنیا توسط کودکان ادراک رابطه علت و معلولی بین رخدادهاست. چایی داغ است و داغی میسوزاند. پس داغ بودن علت سوزاندن است. آزمون و خطاهای کودکان در راه شناخت نسبت ها و ارتباطها بین وقوع رخدادها منجر به درک منطقی دنیای پیرامون میشود، اگر اتفاقاتی هم زمان رخ بدهند که ارتباط علی محکمی بین آنها نباشد فقط همزمانی و پشت سر بودگی چند اتفاق را شامل شود نسبت دادن آنها به یکدیگر «مغالطه تعاقب» یا «اینجوری شد چون آنجوری بود» رخ می دهد. بسیاری از خرافات روزمره مبتنی بر همین مغالطه شکل گرفته اند و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند تکیه به این خرافات و ضرب المثلهای مرتبط با آنها ذهن منطقی کودکان را هدف گرفته و آنها را بی نیاز از ارائه استدلال قوی و کشف روابط بین امور میکند.
برای رهایی از این مغالطه و عواقب پسینی باید مفاهیم مانند مجاورت، تقارن، سنخیت و رابطه معنادار علی/معلولی را در هر رخدادی برای کودک تبیین کنیم. از کودک بخواهیم برای کشف روابط بین دو یا چند رخداد همزمان شواهد و مدارک مستند ارتباطی بجوید. تکنیک جا به جایی را به کار ببرد: اگر بلوز آبی همیشه باعث نمره خوب میشود ایا همه افرادی که نمره خوب میگیرند بلوز آبی می پوشند یا اگر بلوز ابی تو بر تن برادرت باشد باز هم نمره خوب می گیرد؟ اگر گربه سیاه باعث حادثه بد میشود چرا حوادث بد در خانه یا مدرسه که گربه سیاهی وجود ندارد اتفاق می افتند؟
برای رهایی از خرافات و تحریف ها و بدعت های اجتماعی جز پروراندن ذهن استدلالگر کودکان راه برون رفتی وجود ندارد و هیچگاه برای رهایی از دام این مغالطه دیر نیست.
شناخت مفاهیم کلیدی در گروه‌های سنی مختلف :
کودکستان و آمادگی (۵ تا ۸ سالگی): پذیرش، بخشش، سخاوت، خساست، سهم و اشتراک، اختلاف، عدالت و انصاف، قضاوت و…
دریافت مقاله https://telegram.me/eduarticle/1062
‌‎
7راهکاردرکتاب خواني که قبلا در "کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی " نشر یافته است ، جهت استفاده مجددا باز نشر می شود . برای دریافت روی لینک کلیک کنید .
—------------------------
راهکار 1- راست به چپ
https://telegram.me/eduarticle/963
—---------------------------
راهکار 2-کار با کلمات
https://telegram.me/eduarticle/987
—------------------------
راهکار 3-اشاره به علايم نگارشي
https://telegram.me/eduarticle/989
—------------------------
راهکار 4-شکار حروف
https://telegram.me/eduarticle/1000
—------------------------
راهکار 5- جستجوي ديداري کلمات
https://telegram.me/eduarticle/1008
—------------------------
راهکار 6- حدس بزن
https://telegram.me/eduarticle/1037
—----------------------
راهکار 7 -بررسي درک مطلب
https://telegram.me/eduarticle/1067
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟
https://telegram.me/eduarticle
پرواز بر فراز آسمان‌های خیال - BBC Persian
http://www.bbc.com/persian/arts/2016/08/160824_om_will_canfly
یک پسربچه دو ساله در ایالت یوتای آمریکا به خاطر قدرت خارق العاده اش، در اینترنت مشهور شده: اینکه می تواند پرواز کند. قدرتی فوق انسانی که پدرش به او داده است. الن لورنس عکاس از پسرش که سندروم داون دارد عکس هایی می گیرد که او را در حال پرواز نشان می دهد. او اخیرا با بی بی سی در مورد این عکس ها و آگاهی ای که در مورد این سندروم می دهد صحبت کرده است.
‌‎
معرفی کتاب
چون مبنای عصبانیت؛ باورها است، پس عصبانیت هدفمند است، یعنی شما را به خواسته‌های‌تان می‌رساند و کمک می‌کند بر سختی‌ها و مشکلات غلبه کنید.

عصبانیت محصول انتظاراتی که از خودتان دارید و تفسیرهای‌تان است. یعنی محصول حرف‌هایی است که در مورد آنچه اتفاق نمی‌افتد ولی فکر می‌کنید باید بیفتد، به خودتان می‌زنید.

عصبانیت «سوخت» اعمال و رفتار شما را تامین می‌کند. هیجانات همچون بنزین، انرژی لازم برای ادامهٔ تحرک را تامین می‌کنند. ما با سوخت عصبانیت به اهداف خود می‌رسیم؛ اهدافی مثل: قدرت، بردن، کنترل کردن، و حتی انتقام گرفتن.

کتاب: مدیریت_عصبانیت_برای_خانواده_ها | مؤلفان: گری_مکی، استیون_میبل | نشر_ویرایش | صفحه: ۲۰ - ۲۱ | برگرفته از نسخه چاپی |

منبع کانال کتابخانه
____________________
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟
https://telegram.me/eduarticle
✅ایران رتبه دوم بیشترین فارغ‌التحصیلان مهندسی را دارد

براساس شاخص نوآوری جهانی 2016، ایران در میان 128 کشور جهان جایگاه دوم را در تعداد فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم و مهندسی دارد. به گزارش ایسنا، ایران در زمینه آموزش عالی در جایگاه چهارم،‌ در خلق دانش و علم دارای رتبه 26 و از نظر درصد ناخالص ثبت‌نام دانشگاهی در جایگاه 31 قرار دارد.این شاخص همچنین ایران را از نظر زیرساخت‌های کلی در جایگاه 41، از نظر سرمایه انسانی و همچنین تحقیقات در جایگاه 48 و از نظر نسبت بازده نوآوری در رتبه 51 قرار داده است.دانشگاه کورنل، مدرسه عالی کسب و کار اینسید(INSEAD) و سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO ) اخیرا شاخص نوآوری جهانی 2016 را منتشر کرده‌اند که نقش نوآوری را به عنوان محرک رشد اقتصادی و رفاه کشورها مهم و کلیدی شناخته و کشورها را با استفاده از 82 معیار در موضوعات مختلف از جمله آموزش، دسترس‌پذیری و انگیزه‌بخشی استعدادها و انتقال نیروها بین مرزها و بین شهرها رتبه‌بندی می‌کند.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢جزییات کاهش حداکثر 50 درصدی شهریه برخی از رشته‌های دانشگاه‌آزاد اسلامي

دکتر علوی فاضل سخنگوی دانشگاه آزاد اسلامی از شرایط و جزییات کاهش شهریه برخی از رشته‌های کاردانی و کارشناسی بدون آزمون این دانشگاه تا میزان حداکثر 50 درصد شهریه سال 94 خبر داد.به گزارش روابط عمومی دانشگاه‌آزاد اسلامی، دکتر علوی فاضل سخنگوی دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه از مهرماه سال جاری سه نوع دریافت شهریه خواهیم داشت، گفت: براساس آخرین تصمیم هیات امنای دانشگاه‌آزاد اسلامی برای دانشجویان ورودی 95 حداکثر 15 درصد افزایش شهریه، دانشجویان موجود حداکثر 15 درصد افزایش در شهریه متغیر و تا 50 درصد کاهش شهریه برای برخی از رشته‌های کاردانی و کارشناسی بدون آزمون را خواهیم داشت.
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ آنچه پایه دهمی‌ها باید بدانند
پایه دهم تحصیلی، معادل اول دبیرستان سابق، امسال برای نخستین بار در نظام آموزشی کشور مستقر می‌شود و به همین علت همه کتاب‌های مورد نیاز دانش‌آموزان این پایه در شاخه‌های نظری و فنی تازه تالیف است. البته این تنها تغییر ایجاد شده نیست، بلکه رشته‌های فنی و حرفه‌ای و کاردانش نیز دچار تحول شده‌اند به طوری که برخی از رشته‌های قدیمی که دیگر کاربرد یا متقاضی ندارند، حذف شده و چند رشته جدید نیز ایجاد شده است، از‌جمله فتوگرافی، تولید برنامه‌های تلویزیونی، مکاترونیک و معماری داخلی.
تصویر آنچه پایه دهمی‌ها باید بدانند
برای این حذف و اضافه‌ها، سه سال است نیازسنجی و پژوهش می‌شود، به‌طوری که جلسات متعددی با مرکز آمارایران، اصناف و واحدهای اقتصادی بزرگ و اقتصاددان‌های برجسته برگزارشده و اسناد بین‌المللی مربوط به مشاغل و کار نیزمورد بررسی قرار گرفته تا به این جمع‌بندی برسیم که نیاز بازار کار کشور چیست و چه رشته‌های فنی‌ای می‌تواند به این نیاز پاسخ دهد.

به این ترتیب حدود 120عنوان کتاب درسی و راهنما برای دانش‌آموزان پایه دهم در شاخه فنی وحرفه‌ای و کاردانش تالیف شد که در این کتاب‌ها علاوه بر تاکید برشایستگی‌های فنی به شایستگی‌های غیرفنی نیز پرداخته شده است؛ شایستگی‌هایی همچون مدیریت منابع و زمان، کارآفرینی و الزامات محیط کار. علاوه براین، از مهر 95 یک اتفاق تازه نیز برای دانش‌آموزان رشته‌های فنی رخ خواهد داد و آن ورود کتاب «همراه هنرجو» با کیف دانش‌آموزان است. این کتاب همیشه همراه دانش‌آموزان خواهد بود و نکات کلیدی مرتبط با کار را همیشه و همه جا در اختیار آنها قرار می‌دهد. درواقع این اقدام، راهی است برای پایان دادن به بحث حافظه محوری و آغازی بر یادگیری عملی.
احمدرضا دوراندیش. مدیرکل دفترتالیف کتاب‌های درسی فنی و حرفه‌ای
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سحر سلطانی//

مسموم کردن چاه / برچسب زنی

فقط احمق‎ها هستند که نمی‎توانند لباس جدید پادشاه را ببینند. (اشاره به داستان معروف لباس جدید پادشاه)
فقط بچه‎های شیطان و تنبل هستند که ریاضی را دوست ندارند.
اگر ناظم مدرسه نباشد بی‎نظمی و آشوب‎گری همه‎جا را بر می‎دارد و بچه‎ها همدیگر را می‎کشند.
هر کسی با اسباب‎بازی جدید رضا بازی کند بچه‎ای ندید، بدید و عقده‎ای است.
لج‎بازی نکن و ساز مخالف نزن! فقط باید یک بچه پرحرف و غرغرو باشی که این‎جور با بقیه مخالفت کنی.
دستوردادن درست نیست چون والدینِ کودک‎آزار هستند که امر و نهی می‎کنند.

بارها دیده‎ایم کودکان و نوجوانان حین بحث تله‎هایی می‎سازند تا بدون کمترین تلاش و ارایه دلیل مخاطب را منکوب کرده و از میدان بیرون کنند. حتی می‎توانیم با والدینی روبه‎رو شویم که از این روش‎های منکوب کردن طرف بحث و از میدان به در کردن مخاطبان و رقیبان توسط کودکان خود راضی بوده و خودشان نیز از کاربران ممتاز این مغالطه‎هاهستند!

یکی از رایج‎ترین روش‎های سرکوب رقیب یا مخاطب، استفاده از مغالطه «مسموم کردن چاه یا برچسب زنی» است. داستان لباس جدید پادشاه هانس کریستین اندرسن را به یاد بیاورید؛ خیاط مکار از ابتدا مدعی می‎شود فقط افراد دانا و باهوش می‎توانند لباس جدید پادشاه را ببینند و هرکسی لباس را نبیند ابله است. در مغالطه مسموم کردن چاه هم هیچگونه استدلالی ارایه نمی‎شود (هیچ لباس دوخته شده‎ای در کار نیست) از همان ابتدای امر یک تهدید یا صفت تحقیرآمیز یا اهانت کلامی را به همه مخالفان ایده طرح شده نسبت می‎دهند. رویکرد اصلی گوینده این است: «یا موافق منی یا دشمن من.» (یا لباس را می‎بینی و یا ابله هستی) و این مخاطب است که باید تلاش کند در جایگاه دشمن ننشیند و صفات توهین‎آمیز را بر خود حمل نکند.

کودکان حساسیت‎های بیشتری حین حمله به شخصیتشان نشان می‎دهند؛ وقتی مغالطه کننده پیشاپیش دست به ارزش‎گذاری زده و در حال خط‎کشی است اولین برداشت کودک، رانده شدن از دایره صمیمیت و احترام است. این برداشت احساسی به راحتی می‎تواند راه تعقل و استدلال خواهی کودکان و نوجوانان را مسدود کند و آنها را به جای حمله به فرد مغالطه‎گر که هیچ استدلالی عرضه نکرده به دفاع وادارد، زیرا ابتدا می‎خواهد از برچسب‎های منفی و توهین‎آمیز تبری جوید. استمرار این اتفاق‎ها باعث می‎شود کودکان همواره به‎جای ادله‎خواهی و جسارت‎ورزی برای مخالفت به دنبال راه‎هایی برای اثبات کم هزینه ارزش‎های شخصیتی خود باشند و یا در بحث‎ها سکوت کنند و یا بر عکس دست به کنش‎های عصبی و زد و خورد بزنند.

راه نجات از خطر‎های این مغالطه دامن‎گیر و پرکاربرد این است که از همین امروز به عنوان پدر و مادر و معلم و مربی، دست از به کارگیری آن برداریم. بسیاری از تهدیدهایی که برای امر و نهی کودک انجام می‎دهیم این مغالطه را در خود دارد: فقط یک بچه بی‎ادب است که… فقط باید مادرتو دوست نداشته باشی که… فقط باید یک بچه شلخته باشی که… ارزش گذاری‎ها پیشاپیش رخ داده و برچسب آماده انتصاب است. لحن کلام را عوض کنیم: انتظار دارم اتاق مرتب باشد چون این‎طوری زیباتر است… خوشحال می‎شوم اگر به مادر کمک کنی… احساس غرور می‎کنم وقتی همه‎چیز را سر جایش بر می‎گردانی…

وقتی کودکان به جای امر و نهی مستقیم و چکشی با بروز احساس شفاف روبه‎رو می‎شوند حین بحث با همسن‎ها و دوستانشان به راحتی وارد تله مغالطه‎ای آنها نشده و برچسب‎ها را نمی‎پذیرند. عادت کرده‎اند به جای حاشیه‎پردازی و مرزکشی و نگاه بالا به پایین، به سراغ اصل مطلب رفته و با شفافیت دلایل خود را ارایه کرده و دلایل دیگران را بشنوند، مخالفت کنند و منتظر ادله قوی‎تری باشند. پس برای داشتن کودکان و نوجوانانی که به راحتی پا در تله مغالطه مسمومیت چاه و برچسب زنی نمی‎گذارند ابتدا باید به آنها مرز بین حاشیه و اصل مطلب را نشان دهیم، خودمان از این مغالطه به عنوان یک روش تربیتی استفاده نکنیم و گفت‎وگو برای شفافیت موضوعات را با کودکان تمرین کنیم.

در پایان هر بحث، خاطرنشان کنیم با وجود همه تفاوت‎های عقیده و اختلاف نظر باز هم با هم دوستیم و به یکدیگر احترام می‎گذاریم و توهین به شخصیت را هیچ‎جور بر نمی‎تابیم.
مفهوم مرگ نزد کودکان سحر سلطانی / دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت



احتمالا شما در اطراف خودتان کودکی را دیده‌اید که مادر یا پدر و شاید پدربزرگ یا مادربزرگ خودش را بر اثر مرگ از دست داده باشد. معمولا اطرافیان این کودکان به‌درستی نمی‎دانند چه رفتاری با آنها داشته باشند. مفهوم «مرگ» برای کودکان با «تغییر» شرایط پیرامون فهمیده می‎شود؛ ابتدا مرگ حیوانات یا درختان و به‎شکل عمیق‎تر با مرگ عزیزان یا افراد مسن و ضعیف در بیمارستان بر اثر بیماری و… بعضی کودکان زیر ۵ سال، مرگ را مثل خواب می‎دانند و در انتظار بیداری متوفی هستند؛ برخی همچون سفر، و در انتظار بازگشت مسافرند. در این میان کودکان خردسال‎تر درک بسیار کمتر و سطحی‎تری از ماجرا دارند، مثل زمانی که کسی در بازی خودش را به مردن می‎زند و تکان نمی‎خورد و او منتظر تمام شدن بازی است. این که اطرافیان کودک بتوانند به‎خوبی بحران مواجهه با مرگ عزیزان را برای کودک کنترل کنند به مهارتی نیاز دارد که فهم کودک را از «تغییرات»، «جای خالی» و «دلتنگی» و در پاره‎ای اوقات «خدا» و «بهشت» شفاف‎تر کند که ما به مهم‎ترین آنها اشاره می‎کنیم:

از عروسک و نمایش کمک بگیرید.

نمایش عروسکی، به‎ویژه استفاده از عروسک‎های دستکشی و انگشتی، و صحبت کردن درباره فرد متوفی حتما در این ماجرا به‎خوبی به شما کمک می‎کند. نمایشی ترتیب بدهید که در آن یکی از شخصیت‎ها بر اثر اتفاقی می‎میرد؛ البته خیلی زود و سریع ماجرا را به مردن ختم نکنید. در پایان نمایش، عروسک را از دستتان خارج کنید و به کودک بگویید او دیگر حرکتی نخواهد کرد.

ازعکس‎ها و یادگاری‎ها غافل نشوید.

دیدن عکس‎ها و فیلم‎های متوفی همراه با کودک و صحبت کردن از خاطرات او. کودک نیاز دارد تا اطمینان یابد در این غم تنها نیست و دیگران هم حس ناامنی و دلتنگی‎های او را درک می‎کنند. او از تغییرات ناگهانی گیج شده است و با بیان خاطره‌های مبهم یا شفاف سعی می‌کند به درک «نسبت‌ها و روابط» بدون حضور فرد متوفی برسد. ذکر خاطره‌هایی از گذشته و مرور آنها می‌تواند در تسلی یافتن و رفع نگرانی برای آینده بسیار مفید باشد.

مرگ را به چیزی تشبیه نکنید.

۳) اگر برای کودک مرگ را به‎شکل خوابیدن توضیح بدهید، باید منتظر عوارضی مثل کابوس یا ترس از تاریکی و فرار از خوابیدن در تنهایی باشید. نباید این مفهوم را برای کودکان با سفر رفتن فرد توضیح بدهید، زیرا در این صورت کودک همیشه منتظر برگشتن فرد متوفی می‎ماند و در طولانی‌مدت با مفهوم «انتظار برای بازگشت» دست‌وپنجه نرم می‌کند. اتفاق دیگری که در این راستا کودک را تهدید می‌کند از دست دادن اعتمادش به بزرگ‌ترهاست.

نکته دیگر این است که هرگز مفهوم «مرگ» را به اخلاق یا گناه یا تنبیه و موارد مشابه متصل نکنید. در این صورت مفهوم مرگ با اتصال به امور اخلاقی و گناه و ثواب و بهشت و جهنم پیچیده‌تر می‌شود. کودکی که این مفهوم را به این شکل در ذهن ثبت نماید، همواره در حال قضاوت است؛ قضاوت رفتارهای خودش مبنی بر این که شایسته زنده بودن هست یا نه، قضاوت عزیزان و نزدیکان و…کودکان زیر ۵ سال توان فهم انتزاعی از مفهوم «خدا» و «بهشت» ندارند، خدا را یک امر جسمانی (مانند انسان) بسیار بزرگ که در آسمان‌هاست می‌فهمند و رفتن متوفی پیش خدا در بهشت را نوعی پرواز به آسمان تصور می‌کنند که با دفن کردن کالبد در خاک در تناقض است. بسیاری از والدین در این شرایط دستپاچه می‌شوند و سوالات کودک را با جمله‎هایی مثل «رفته پیش خدا، توی بهشت خوشحاله و جاش خوبه، از اونجا تو رو می‌بینه و حواسش بهت هست…» پاسخ می‌دهند که به پیچیده‌تر شدن مفهوم مرگ در ترکیب با مفاهیم انتزاعی و غیر ملموس دامن می‌زند. بهترین پاسخ برای کودکان زیر ۵ سال اشاره به مفهوم «زندگی» است و مقایسه با زندگان؛ این که متوفی دیگر دیده نمی‌شود، نیاز به خوراکی یا لباس ندارد، دیگر مثل ما نیست و در کنار ما زنده‌ها زندگی نمی‌کند. دیدن سنگ قبر و گورستان به کودک کمک می‌کند تا حذف «حضور» متوفی از عالم زندگان را بهتر تصور کند و بتواند مفهوم «جای خالی» او را با تغییراتی همگون نماید که بعد از مرگ متوفی شاهدشان است.

طبیعت نمونه خوبی است.

۴) نشان دادن مکانیزم طبیعت و اجزای در حال زوال در فصول مختلف سال مانند برگ‌های درختان، گیاهان خشک‌شده، حشرات و حیوانات مرده می‌تواند به ذهن کودک برای تحلیل مفهوم مردن کمک کند. می‌توانید با یادآوری پاییز و زمستان و حال‌وروز درختان تا اندازه‌ای مفهوم مردن را برایش به تصویر بکشید. کودکان وقتی با مرگ حیوانات روبرو می‌شوند بیشتر کنجکاوند تا بدانند چه بر سر او آمده و چرا تکان نمی‌خورد. یک پاسخ کوتاه برایشان کافی است. در این موارد بخش اعظم غمزدگی کودکان نوعی دلسوزی برای مرگ حیوان است.

حواستان به قصه‎های شب باشد.
۵) در حین بازی‎ها و قصه‎های شبانه، اگر قرار است قهرمان کودک ما بمیرد، زیاد و بیش از حد احساسات به خرج ندهیم. خوب است اگر بگذاریم بارها بشنود که هر کسی یا هر چیزی یک روزی می‌میرد و دیگر نخواهد بود.

اجازه بدهید گریه کند.

۶) خوب است کودک را به قبرستان ببریم و به او اجازه بدهیم گریه و سوگواری کند. از او بخواهیم در صورت تمایل به متوفی هدیه بدهد، مثلا برایش نقاشی بکشد یا برایش عروسک و اسباب‎بازی یا خوراکی کنار بگذارد. برخی مواجهه مستقیم کودک با قبر و مراسم سوگواری را نوعی جریحه‌دار نمودن احساسات کودکان تلقی می‌کنند، درحالی‌که اگر بازماندگان بتوانند رفتارهای غیرمعمول و پرهیجان خودشان را کنترل نمایند، کودک با حضور داشتن در مراسم سوگواری و گریستن می‌تواند با مرور خاطره‌های متوفی عدم حضور او را بهتر مدیریت کند. حضور کودک در مرکز این تغییرات به او این امکان را می‌دهد تا به فهم جمعی «غم» و «دلتنگی» برسد و زودتر تسلا یابد.

با او درباره ترس‌هایش حرف بزنید.

۷) بهتر است از کودک سوال کنید تا او حرف بزند. مثلا مهم‎ترین چیزی که می‌توان از او در هنگام مواجهه با مرگ پرسید این است که «از چه چیزی ترسیدی؟» یا «الان چه چیزی داره اذیتت می‌کنه؟» خوب است با این شیوه بگذارید کودک ترس‌های خودش را با جزییات برای شما شرح دهد.

مهمترین پرسش‌های کودکان در مواجهه با مرگ عزیزان:

الف: اگه شما بمیرین، من چی کار کنم؟

ب: چرا اون مرده؟ کار بدی کرده؟

ج: چرا خاکش می‌کنن؟ زیر خاک چی می‌شه؟

د: وقتی همه برن، از تنهایی نمی‌ترسه؟

ه: برمی‌گرده؟

و: چرا همه گریه می‌کنن؟

به این پرسش‌ها پاسخی در حد فهم و سن کودک بدهیم.

ممکن است کودک بارها و بارها این سوالات را بکند. صبور باشید و هر بار با آرامش و دقت پاسخش را بدهید.

به کودک ۲ تا ۴ سال بهتر است بگویید که هر آدم یا حیوانی که نفس نکشد و تکان نخورد، مرده است.

برای کودکان ۴ تا ۶ سال می‌توانید این گونه توضیح بدهید که هیچ‌کس نمی‌داند چه زمانی می‌میرد، اما وقتی مرد، دیگر برنمی‌گردد؛ قلبش نمی‌زند و نفس نمی‌کشد. دفن کردن یک جور خداحافظی است و نمی‌شود فردی را که فوت کرده در خانه نگه داشت، چون بدنش می‌پوسد و بوی بدی می‌گیرد. در ادامه توضیحاتتان روی مفهوم «زندگی» متمرکز باشید، از خوردن و دویدن و بازی کردن و حرف زدن و… به‌عنوان نمودهای زنده بودن استفاده کنید. او را مطمئن کنید که همه تلاش می‌کنند زنده بمانند و مراقب او هستند.

کودکان ۸ تا ۱۰ سال مرگ را به‌شکل «مسئله»ای درک می‌کنند که باید «راه‌حلی» داشته باشد. در واقع بیش از آن که با خود مفهوم مرگ درگیر شوند، با چگونگی کنار آمدن تغییرات پس از آن درگیرند. کودکان تا حدی با «چرخه زندگی» آشنا شده‌اند و مرگ را به خودشان هم نزدیک می‌بینند. به این می‌اندیشند که با مرگ خودشان چه تغییراتی در دنیا ایجاد خواهد شد. کودکان جای خالی و عدم حضور متوفی را با دلتنگی می‌فهمند و به‌دنبال راه‌هایی برای کاهش این دلتنگی‌اند؛ درعین‌حال احساسات دیگران برای آنها پررنگ‌تر می‌شود و سوگواری و غم بازماندگان را به‌خوبی درک می‌کنند. در برخی مواقع این حس ناتوانی در یافتن «راه‌حل» با رفتارهای پرخاشگرانه و تلخی کودک همراه می‌شود. راهکارهای بندهای بالا برای این کودکان نیز کاراست. مهم‌ترین نکته این است که باید مراقب «حس امنیت» کودک باشیم و تلاش کنیم بدون عجله و اجبار کودک را به شرایط روزمره و عادی زندگی‌اش بازگردانیم.
‌‎
✅ توليد ماشين حافظه در مدارس سنتي
شيرزاد عبداللهي - کارشناس مسائل آموزشي

عيب اصلي دستگاه آموزش و پرورش اين است که مردان و زناني متعلق به نسل قبلي، کودکان امروز را براي زندگي در جامعه فردا تربيت مي کنند. براي همين است که آموزش و پرورش را بيش از حد محافظه کار مي دانند. حتي عده اي پا را از اين فراتر گذاشته و معتقدند که آموزش و پرورش رسمي معمولا خلاقيت ها را نابود مي کند.
وقتي که يک معلم با سماجت از دانش آموزان خودمي خواهد که فکر کنند، واقعا در آن لحظه چه تصوري از فکر کردن دارد؟ اغلب معلمان منظورشان اين است که به حافظه ات فشار بياور آنچه را که در کتاب نوشته يا من در کلاس گفته ام بازگو کن! فکر کردن و خلاقيت آموختني است.

اگر فکر مي کنيم که با تکرار اين جمله که آموزش بايد خلاق باشد مي توانيم تغييري در شيوه آموزش جزم گرايانه مدارس ايجاد کنيم، راه به جايي نخواهيم برد. دانش آموز خلاق را معلم و برنامه آموزشي خلاق تربيت مي کند. آيا برنامه هاي آموزشي ما در مدارس دانش آموزان را متفکر و پرسشگر بار مي آورد؟ آيا معلمان ما مي دانند چگونه دانش آموز را متفکر و خلاق بار بياورند؟
ادامه مقاله ...http://bit.ly/2bp4JHj

🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخن بزرگان : مارک تواین . نویسنده آمریکایی. 1910_1835
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داود رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران صبح امروز 5 شهریور ماه درگذشت. مونولوگ زیبای داود رشیدی. 🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی 🌟👇https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
🌼🌼🌼کانت و تعلیم و تربیت
كانت مى گويد متأسفانه يكى از مفاسدى كه در جامعه ما وجود دارد اين است كه اطفال را براى اينكه «سازگارى هر چه بيشتر با وضع موجود» پيدا كنند پرورش مى دهند ولى اصلا چنين منظورى صحيح نيست بلكه «بهبود بخشيدن به وضع موجود» بايد هدف تربيت باشد. يعنى بايد بچه ها را طورى پرورش داد كه وقتى بزرگ شدند اين وضع موجود جامعه را بهتر كنند نه اينكه خودشان را با وضع موجود هماهنگ و همرنگ سازند كه در نهايت مثل ما شوند. پدر و مادرى موفقند كه بچه ها را براى اينكه بهتر ازخودشان شوند تربيت مى كنند نه براى اينكه مثل خودشان شوند. كانت مى گويد:« پرورش مناسب پرورشى است كه عطف توجه به حال ندارد بلكه به آينده دارد.» سخن كانت نظير آن مطلبى است كه از حضرت على بن ابيطالب نقل شده كه بچه هاى خود را براى زمانِ خودتان تربيت نكنيد بلكه براى زمان آتى تربيت كنيد.

نكته ديگر در باب آموزش و پرورش از ديدگاه كانت، نظر او در باب آموزش است. كانت مى گويد اهداف آموزش هم زودگذرتر از پرورش است و هم تخصصى تر از پرورش. وقتى ما اطفال خود را پرورش مى دهيم، ايشان را از آن جهت كه مى خواهند انسان باشند پرورش مى دهيم ولى آموزش از آن جهت كه انسان شوند در موردشان صورت نمى گيرد بلكه از آن جهت كه مهندس شوند، پزشك شوند، معلم شوند، پل بسازند و... مى آموزند. از اين نظر است كه آموزش، تخصصى است يعنى انسان براى انسانيت طرف نيست بلكه براى اين است كه فرد بتواند فلان حرفه خاص را بلد باشد. پس پرورش براى همه انسانها لازم است ولى آموزش ويژه هر فردى متناسب با خواست شغلى اوست. نكته ديگر اينكه آموزش زودگذر است; يعنى جامعه وقتى تطور پيدا كرد آموزش هايش هم به سرعت متطور و متغير مى شود ولى پرورش اينگونه نيست; پرورش به غايت قصوايى نظر دارد كه گويا فوق اين تطورات اجتماعى است، او مى خواهد انسان درست كند و انسان را در هر زمانى بايد با يك لوازم خاصى بپرورد، لذا پرورش ديرگذرتر از آموزش است. ولى در عين حال، كانت مى گويد: با اينكه آموزش بايد تخصصى باشد ولى بايد جنبه هرمى خودش را حفظ كند. يعنى در سالهاى ابتدايى ما بايد از هر رشته علمى يكسرى معلوماتى به بچه ها ياد دهيم، علوم تجربى، علوم فلسفى، علوم تاريخى و بعد آهسته آهسته اين دامنه را تنگ تر كنيم و يك علوم خاص ترى ـ وابسته به آن شغل و حرفه اى كه فرد مى خواهد انتخاب كند ـ ياد دهيم و به اين ترتيب اين دامنه تنگ تر و تنگ تر شود تا در نهايت براى آن شغل يك تعليم خاصى داشته باشيم. ما بايد به صورت هرمى آموزش دهيم تا اينكه بچه در هر سنّى اگر از آموزشهاى بيشتر محروم شد، لااقل در آن مقدار كارائى داشته باشد. آموزشها بايد هر چه تخصصى تر مى شوند تعداد آنها كمتر شود ولى آن علومى كه باقى مى مانند به صورت عمقى ترى ياد گرفته شوند. در عين حال، در اين مدت نبايد به گونه اى آموزش داد كه فضل فروشى در بچه ها افزايش و رواج پيدا كند. كانت مى گويد متأسفانه در نظام تعليم و تربيت ما، وضع چنين است كه الفاظ و اصطلاحات زياد است و اينها فقط به درد بازارگرمى و فضل فروشى مى خورد. به اعتقاد او، از هر علمى يك مقدار دقيقش را ياد بدهيد ولى زياد وارد الفاظ و اصطلاحاتش نشويد كه اينها به درد لفّاظى مى خورند و بس. از هر علمى يك محدوده كم ولى عمقى و دقيق ياد دهيد.

نكته مهمى كه در كتاب تعليم و تربيت كانت وجود دارد آن فضائل اخلاقى است كه در پرورش بايد در بچه ها رسوخ داده شود. او راه رسوخ كردن آن را هم بيان كرده است. يكى از نكاتى كه او مى گويد اين است كه از اول به بچه ها نگوييد:« دروغ نگوييد چون خدا گفته است دروغ نبايد گفت»; چون اگر بعداً براى او از لحاظ فلسفى درباره وجود خدا مشكلاتى پيش آمد و شك كرد كه خدا وجود دارد يا نه يكباره اخلاقش هم فرو مى ريزد، چون تا به حال راست مى گفت براى اينكه معتقد بود خدا وجود دارد و خدا گفته است، حالا كه معلوم شد خدا وجود ندارد پس نبايد راست هم بگويد. كانت مى گويد عكس آن را بگوييد:«راست بگوييد چون راست گفتن براى انسان خوب است و خدا هر چه را كه براى انسان خوب است امر كرده است.» اگر روزى برايش معلوم شد كه خدا وجود ندارد باز آن مطلب اصلى سرجاى خودش باقى مانده است. يعنى حسن راست گفتن را متوقف بر وجود خدا نكنيد كه اگر شكى در وجود خدا پديد آمد در حسن راستگويى هم شك حاصل آيد، بلكه بگوييد راست گفتن و... از آن رو كه انسان هستيم بايد انجام دهيم چه خدا باشد و چه خدا نباشد. اما متدينان مى گويند خدايى وجود دارد كه او هم گفته است اين كارها را انجام دهيد. اگر مطابق اعتقاد كانت بگوييد، اگر روزى از دين بيرون رفت، از اخلاق بيرون نمى رود.🌷🌷🌷استاد ملکیان،تاریخ فلسفه غرب،جلد 3،صفحه 134
🌟به کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی بپیوندید.🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سحر سلطانی//

مغالطه پهلوان‎پنبه یا مترسک پوشالی

مینا: مهمترین مساله من در مدرسه سخت‎گیری‎ها و تکالیف زیادی است که معلم‎ها می‎دهند.

مادر: مساله شما این است که هر کار دوست دارید انجام بدهید، هر وقت دوست دارید بیایید یا بروید، با هر کسی معاشرت کنید، لباس‎های مبتذل بپوشید، چیزهای غیر اخلاقی ببینید و گوش کنید و کسی هم به شما تذکر ندهد.

—

سعید: هر فیلم و سریالی مناسب دیدن بچه‎ها نیست.

مینا: باز هم شروع کردی؟ مشکل «فیلم مناسب» نیست بلکه هزینه‎ای است که برای خریدن این فیلم‎ها داده می‎شود، به نظر شما نباید برای فرهنگ هزینه داد و بچه باید مفت و مجانی با فرهنگ شود!

—

مینا‎: در این مجتمع وسیله‎های بازی برای بچه‎ها اصلا ایمن نیستند و بهتر است مراقب استفاده بچه از آنها باشیم.

سعید: یعنی در پارک‎ها و شهربازی‎ها و سایر مجتمع‎ها وضعیت بهتری برقرار است؟ بچه‎ای که زمین نخورد بزرگ نمی‎شود، تو می‎خواهی بچه‎ننه تحویل جامعه بدهی ولی من حوصله بچه لوس ندارم.

—

مینا: مدرسه نیازمند کمک والدین است برای مجهز کردن آزمایشگاه علوم‎. به نظرت چقدر کمک کنیم؟

سعید: کمک کنیم تا موش و قورباغه‎های بیگناه را سلاخی کنند و یک مشت بچه معصوم را تبدیل به قصاب کنند؟ من ترجیح می‎دهم برای ساخت سالن ورزشی کمک کنم تا کشتارگاه جانوران!

***

یکی از رایج‌‎ترین مغالطه‎ها بین کودکان و نوجوانان و والدین در همه دنیامغالطه پهلوان پنبه یا مترسک پوشالی است. کسی ادعایی طرح می‎کند که تا حد زیادی قوی و مقدماتی مستند و منطقی حامی آن است، ما مخالفیم و در عین حال استدلال قوی برای رد این ادعا نداریم، تنها چاره باقی مانده این است که به این ادعا حمله کنیم. چطور؟ ساده است یا ضعیف‎ترین بخش ادعا را انتخاب می‎کنیم و فقط روی آن مانور می‎دهیم و کل ادعا را به همان بخش کوچک تقلیل می‎دهیم یا اینکه ادعا را تحریف می‎کنیم یا اصطلاحا «حرف در دهن طرف می‎گذاریم»؛ برای این‎کار کافی است یک تصویر خیالی یا کاریکاتوری از بخشی از ادعای طرف مقابل بسازیم و بعد به آن تصویر خیالی که ذهن خودمان ساخته حملات کوبنده کنیم. بله ما موفق شدیم ابتدا به جای اقامه دلیل در مقابل یک استدلال قوی یک تصویر ضعیف و یا حتی فاسد بسازیم و بعد این تصویر ضعیف را نقد کنیم و طرف مقابل را شکست بدهیم.

فرض کنید باید با یک پهلوان سنگین وزن کشتی بگیرید زورتان به او نمی‎رسد با کمک کاه و پوشال یک مترسک پوشالی و پنبه‎ای بسازید. آیا زمین زدن این مترسک سخت است؟ بدون شک خیر. خب حالا این تصویر را برای کودکتان عینی کنید. به اون نشان بدهید استدلال قوی مانند کشتی گرفتن با شما و تحریف بخشی از ادعا مانند کشتی گرفتن با یک عروسک پنبه‎ای است.

این مغالطه یکی از یهترین روش‎های منحرف کردن نقادی منطقی است زیرا در بسیاری از بحث‎ها هدف از طرح این مغالطه خدشه‎دار کردن شان و شخصیت و مقبولیت طرف بحث است، هیچ منتقدی به «سخت‎گیری‎های بی‎مورد اولیای مدرسه»؛ دوست ندارد به هرج و مرج و بی‎بند و باری اخلاقی متهم شود و حتی ممکن است به جای پیگیری نقد خود شروع به دفاع از خود در برابر تصویر تحریف شده از ادعایش بپردازد که متاسفانه افتادن در تله مغالطه‎گر است.

راه چاره برای مواجهه با مغالطه پهلوان‎پنبه چیست؟

در دام مغالطه‎گر نیفتیم، او می‎خواهد با هر ترفندی که شده شما را وادار به دفاع از خود یا بخش کوچکی از ادعای خود که مورد تحریف واقع شده بنماید. جمله طلایی: «چیزی که من گفتم این نبود به جای نسبت دادن حرف‎های خودتان لطفا پاسخ من را بدهید.» چاره‎ساز است. گفت‎وگو را ادامه دهید و هربار از او بخواهید اگراحیانا ادعای طرح شده در بحث را متوجه نشده درک او را از ادعای خود اصلاح کنید. با آرامش و صبر و طرح مثال‎های متنوع دیگر ادعای خود را پی بگیرید.

از کودکان و نوجوان بخواهیم در قبال افرادی که به راحتی به تحریف خواسته یا ادعای آنها می‎پردازند خود را نبازند، تصویری که فرد از آنها ساخته را با قاطعیت اصلاح کنند و ادعای خود را تکرار کنند. به خودشان و منطق حرف‎هایشان اعتماد داشته باشند. «اعتماد به نفس» کودکان به آنها امکان پافشاری بر عقیده منطقی را خواهد داد. مهارت «خوب گوش دادن» به تحریف‎های مغالطه‎گر در حین بحث به آنها امکان می‎دهد ایده اصلی خود را تکرار کرده و به طرف مقابل گوشزد کنند حرفش بی ارتباط به بحث اصلی است.