🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
Mafia love🍺✨
«part 4»
یه پسر با موهای مشکی بلندو دیدم.
آسوکا :*تو ذهنش*جوننن چه جذابه.
که یهو به خودم اومدمو زدم تو سرم.
آسوکا :*تو ذهنش *آسوکا احمق چی میگی گمشو برو از فرصت استفاده کن.
سریع از فرصت استفاده کردمو رفتم پیشش.
آسوکا :سلام ببخشید میتونید گوشیتونو بهم بدید تا باهاش زنگ بزنم گوشیه خودم شارژ نداره.
"Baji"
داشتم به اتفاقای امروز فک میکردم که یهو یه دختر اومد سمتم.
آسوکا : سلام ببخشید میتونید گوشیتونو بهم بدید تا باهاش زنگ بزنم گوشیه خودم شارژ نداره.
دختره خیلی خوشگل بود.
باجی :باشه.. بیا.
"Asuka"
باجی :باشه... بیا.
آسوکا :مرسی.
گوشیو ازش گرفتمو از تو گوشیم شماره راننده رو دیدمو زنگ زدم.
•|ɪᴍ ᴄɪᴛʏ ᴏғ ᴋʏᴜᴛ
راننده:بله خانم.
آسوکا :ببند دهنو اسکل تو نمیگی باید بیای دنبالم.
راننده :آخه خانم شما نگفتید.
آسوکا :خفه تو نمیگی دیر شده باید بیای دنبالم.
راننده :ببخشید
آسوکا :خو حالا الاغ گمشو بیا دنبالم توی کوچه ___(خودتون یه کوچه تصور کنید) منتظرتم.
بعد بدون خداحافظی قطع کردم.
"Baji"
وای خدا این دختره خیلی خوبه داشتم از خنده میترکیدم.
آسوکا :مرسی.
باجی :خواهش.
میخواست بره که نگا به دستای پر از کیسه خریدش کردم.
"Asuka"
داشتم میرفتم که....
Mafia love🍺✨
«part 4»
یه پسر با موهای مشکی بلندو دیدم.
آسوکا :*تو ذهنش*جوننن چه جذابه.
که یهو به خودم اومدمو زدم تو سرم.
آسوکا :*تو ذهنش *آسوکا احمق چی میگی گمشو برو از فرصت استفاده کن.
سریع از فرصت استفاده کردمو رفتم پیشش.
آسوکا :سلام ببخشید میتونید گوشیتونو بهم بدید تا باهاش زنگ بزنم گوشیه خودم شارژ نداره.
"Baji"
داشتم به اتفاقای امروز فک میکردم که یهو یه دختر اومد سمتم.
آسوکا : سلام ببخشید میتونید گوشیتونو بهم بدید تا باهاش زنگ بزنم گوشیه خودم شارژ نداره.
دختره خیلی خوشگل بود.
باجی :باشه.. بیا.
"Asuka"
باجی :باشه... بیا.
آسوکا :مرسی.
گوشیو ازش گرفتمو از تو گوشیم شماره راننده رو دیدمو زنگ زدم.
•|ɪᴍ ᴄɪᴛʏ ᴏғ ᴋʏᴜᴛ
راننده:بله خانم.
آسوکا :ببند دهنو اسکل تو نمیگی باید بیای دنبالم.
راننده :آخه خانم شما نگفتید.
آسوکا :خفه تو نمیگی دیر شده باید بیای دنبالم.
راننده :ببخشید
آسوکا :خو حالا الاغ گمشو بیا دنبالم توی کوچه ___(خودتون یه کوچه تصور کنید) منتظرتم.
بعد بدون خداحافظی قطع کردم.
"Baji"
وای خدا این دختره خیلی خوبه داشتم از خنده میترکیدم.
آسوکا :مرسی.
باجی :خواهش.
میخواست بره که نگا به دستای پر از کیسه خریدش کردم.
"Asuka"
داشتم میرفتم که....
بچه ها من تلگرامم پاک شده بود الان دانلود کردم نتونستم بغعالم از فردا میفعالم ممنون از کسایی که صبر کردن و لفت ندادن💜✨
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
Mafia love🍺✨
«part 5»
دستم توسطش کشیده شد.
باجی :چیزه میخوای کمکت کنم؟
آسوکا:ها... چی؟...آر..نه چیزه... نه مرسی.
که یهو خریدارو از دستم کشید.
آسوکا :گفتم نها.
باجی :اینا سنگینه اذیت میشی.
آسوکا :اه باشه..... مرسی.
باجی:خواهش.
پیشه هم وایستاده بودیمو منتظر راننده بودم.
بعد چندمینی راننده اومد وسایلمو برام گذاشت تو ماشینو ازش تشکر کردم و تا اومدم سوار ماشین شم گفت...
باجی: خب خوشگل خانم این همه کمکت کردم حالا نمیخوای اسمتو بگی؟
آسوکا :*تو ذهنش*وادهل خوشگل خانم؟
آسوکا :آممم آسوکا.
باجی :باجی.
باجی :راستی اینم شمارم کارم داشتی بزنگ.
آسوکا :*تو ذهش*یعنی قشنگ معلومه تو جیبت شماره آماده کرده بودی دختر خوشگل ببینی بدی بهش آخه چقد پرویی شمارتم میدی.
آسوکا :*با لبخند* آم باشه.. ممنون.
شمارشو گرفتمو سوار ماشین شدم.
راننده :خانم کجا میرید؟
آسوکا :میرم سره قبر بابات.. به نظرت کجا میرم.
راننده سکوت کرد بایدم میکرد نمیکرد جرش میدادم.
"Daichi"
نشسته بودم داشتم کانالارو عوض میکردم که زنگ در خورد.
رفتم درو باز کردم همونطور که انتظار داشتم وایولت بود.
وایولت :سلام دایچی.
دایچی :سلام خوبی وایولت چیزی شده بود.
وایولت :میتونم بیام تو؟
دایچی :آره چرا که نه بیا.
وایولت اومد داخل و روی کاناپه نشست منم رفتم کنارش نشستم.
دایچی :چی میخوری؟
وایولت :آمم قهوه.
به خدمتکار گفتم دوتا قهوه بیاره بعدم تلوزیون رو خاموش کردم.
دایچی:خب؟
وایولت: ......
Mafia love🍺✨
«part 5»
دستم توسطش کشیده شد.
باجی :چیزه میخوای کمکت کنم؟
آسوکا:ها... چی؟...آر..نه چیزه... نه مرسی.
که یهو خریدارو از دستم کشید.
آسوکا :گفتم نها.
باجی :اینا سنگینه اذیت میشی.
آسوکا :اه باشه..... مرسی.
باجی:خواهش.
پیشه هم وایستاده بودیمو منتظر راننده بودم.
بعد چندمینی راننده اومد وسایلمو برام گذاشت تو ماشینو ازش تشکر کردم و تا اومدم سوار ماشین شم گفت...
باجی: خب خوشگل خانم این همه کمکت کردم حالا نمیخوای اسمتو بگی؟
آسوکا :*تو ذهنش*وادهل خوشگل خانم؟
آسوکا :آممم آسوکا.
باجی :باجی.
باجی :راستی اینم شمارم کارم داشتی بزنگ.
آسوکا :*تو ذهش*یعنی قشنگ معلومه تو جیبت شماره آماده کرده بودی دختر خوشگل ببینی بدی بهش آخه چقد پرویی شمارتم میدی.
آسوکا :*با لبخند* آم باشه.. ممنون.
شمارشو گرفتمو سوار ماشین شدم.
راننده :خانم کجا میرید؟
آسوکا :میرم سره قبر بابات.. به نظرت کجا میرم.
راننده سکوت کرد بایدم میکرد نمیکرد جرش میدادم.
"Daichi"
نشسته بودم داشتم کانالارو عوض میکردم که زنگ در خورد.
رفتم درو باز کردم همونطور که انتظار داشتم وایولت بود.
وایولت :سلام دایچی.
دایچی :سلام خوبی وایولت چیزی شده بود.
وایولت :میتونم بیام تو؟
دایچی :آره چرا که نه بیا.
وایولت اومد داخل و روی کاناپه نشست منم رفتم کنارش نشستم.
دایچی :چی میخوری؟
وایولت :آمم قهوه.
به خدمتکار گفتم دوتا قهوه بیاره بعدم تلوزیون رو خاموش کردم.
دایچی:خب؟
وایولت: ......
دوستان عزیز من مدیر وایولت هستم و اون که این رمان هارو میفرسته ادمین یوکی هست لطفا لفت ندید🕊
چون ادمین داره زحمت میکشه و رمان رو مینویسه 🕊
چون ادمین داره زحمت میکشه و رمان رو مینویسه 🕊
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
Mafia love🍺✨
«part 6»
وایولت :ما یه چند وقت نمیتونیم همو ببینیم.
دایچی :چی؟
وایولت :ببخشید دایچی مجبورم بخاطره بابام.
دایچی : دوبارههه نه.. نه.. نههه
وایولت :دایچی آروم باش ایندفعه فقط یکم ازت دورم.
دایچی: تچ تا کی؟
وایولت :چی تا کی؟
دایچی :تا کی نمیتونیم همو ببینیم قول میدی زیاد طول نکشه؟
وایولت :دایچی.
دایچی :قول میدی؟
دایچی : میدونی که تحمل دوریتو ندارم.
وایولت :......
\فلش بک\
"Daichi"
داشتم میرفتم سمت پارکی که همیشه توش قرار میزاشتیم وقتی رسیدم وایولتو دیدم که یه گوشه نشسته بودو ناراحت بود دو تا شیشه الکل دستم گرفتمو رفتم سمتش.
دایچی :چطوری بانو.
وایولت :خوبم.
دایچی :ولی لبو لچه آویزونت یه چیز دیگه میگه چی شده؟
وایولت :دا.. دایچی.
دایچی:هوم؟
وایولت :ن... نمیدونم چطوری بهت بگم.
دایچی :چیو؟
وایولت :ما... ما دیگه نمیتونیم همو ببینیم.
دایچی :چییییییییی؟
شروع کردم به دادو بیداد کردن سرش آخه چرا باید ولم میکرد آخه چی براش کم گذاشتم.
وایولت :دایچی خواهش میکنم بس کن...
که با شکسته شدن شیشه پره الکل حرفشو خورد.
دایچی :یعنی چی که همو نمیتونیم ببینیم ها؟ او... اونم دو سال؟ ن... ن.. نههههه(با داد)
وایولت :خواهش میکنم بسه(با گریه)
که یهو وایولت شروع کرد به گریه کردن.
وایولت :من... من میخوام پیشت بمونم ولی.. ولی نمیتونم هق.. اگه دست من بود.. هق.. پیشت میموندم.. هق.
انقدر عصبی بودم که اصلا باهاش خداحافظی نکردمو رفتم بیرونو سوار ماشینم شدمو از اونجا خارج شدم.
/پایان فلش بک/
Mafia love🍺✨
«part 6»
وایولت :ما یه چند وقت نمیتونیم همو ببینیم.
دایچی :چی؟
وایولت :ببخشید دایچی مجبورم بخاطره بابام.
دایچی : دوبارههه نه.. نه.. نههه
وایولت :دایچی آروم باش ایندفعه فقط یکم ازت دورم.
دایچی: تچ تا کی؟
وایولت :چی تا کی؟
دایچی :تا کی نمیتونیم همو ببینیم قول میدی زیاد طول نکشه؟
وایولت :دایچی.
دایچی :قول میدی؟
دایچی : میدونی که تحمل دوریتو ندارم.
وایولت :......
\فلش بک\
"Daichi"
داشتم میرفتم سمت پارکی که همیشه توش قرار میزاشتیم وقتی رسیدم وایولتو دیدم که یه گوشه نشسته بودو ناراحت بود دو تا شیشه الکل دستم گرفتمو رفتم سمتش.
دایچی :چطوری بانو.
وایولت :خوبم.
دایچی :ولی لبو لچه آویزونت یه چیز دیگه میگه چی شده؟
وایولت :دا.. دایچی.
دایچی:هوم؟
وایولت :ن... نمیدونم چطوری بهت بگم.
دایچی :چیو؟
وایولت :ما... ما دیگه نمیتونیم همو ببینیم.
دایچی :چییییییییی؟
شروع کردم به دادو بیداد کردن سرش آخه چرا باید ولم میکرد آخه چی براش کم گذاشتم.
وایولت :دایچی خواهش میکنم بس کن...
که با شکسته شدن شیشه پره الکل حرفشو خورد.
دایچی :یعنی چی که همو نمیتونیم ببینیم ها؟ او... اونم دو سال؟ ن... ن.. نههههه(با داد)
وایولت :خواهش میکنم بسه(با گریه)
که یهو وایولت شروع کرد به گریه کردن.
وایولت :من... من میخوام پیشت بمونم ولی.. ولی نمیتونم هق.. اگه دست من بود.. هق.. پیشت میموندم.. هق.
انقدر عصبی بودم که اصلا باهاش خداحافظی نکردمو رفتم بیرونو سوار ماشینم شدمو از اونجا خارج شدم.
/پایان فلش بک/
بچها این چند روز پارت نزاشتم واقعا از گشادی نیس ایده ای ندارم مریضم شدم لف ندید تا زودتر پارت جدیدو بنویسم💗😊
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 27 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 17 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 7 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.