راست میگفتند
همیشه زودتر از آنکه بیندیشی اتفاق می افتد
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
زمانی که از دست میرفت
و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت
چشم می گشودم همه رفته بودند
مثل "بامدادی" که گذشت
و دیر فهمیدم دیگر شب است
"بامداد" رفت
رفت تا تنهایی ماه را حس کنی
شکیبایی درخت را
و استواری کوه را
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
به حس لهجه "بامداد"
و شور شکفتن عشق
در واژه واژه کلامش که چه زیبا میگفت
"من درد مشترکم"
مرا فریاد کن.
_شاملو
همیشه زودتر از آنکه بیندیشی اتفاق می افتد
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
زمانی که از دست میرفت
و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت
چشم می گشودم همه رفته بودند
مثل "بامدادی" که گذشت
و دیر فهمیدم دیگر شب است
"بامداد" رفت
رفت تا تنهایی ماه را حس کنی
شکیبایی درخت را
و استواری کوه را
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
به حس لهجه "بامداد"
و شور شکفتن عشق
در واژه واژه کلامش که چه زیبا میگفت
"من درد مشترکم"
مرا فریاد کن.
_شاملو
"در من کسی پیوسته میگرید."
این من که از گهواره با من بود
این من که با من است
تا گور همراه است
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
همزادِ خون در دل
ابری ست بارانی
ابری که گویی گریه های قرن ها را در گلو دارد
ابری که در من ، یکریز میبارد
شب های بارانی
او با صدای گریه اش غمناک میخواند .
_ابتهاج
این من که از گهواره با من بود
این من که با من است
تا گور همراه است
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
همزادِ خون در دل
ابری ست بارانی
ابری که گویی گریه های قرن ها را در گلو دارد
ابری که در من ، یکریز میبارد
شب های بارانی
او با صدای گریه اش غمناک میخواند .
_ابتهاج
خاموشم اما ، دارم به آوازِ غم خود میدهم گوش
وقتی کسی آواز میخواند
خاموش باید بود!
غم داستانی تازه سر کرده است
اینجا سراپا گوش باید بود
درد از نهادِ آدمیزاد است.
_ابتهاج
وقتی کسی آواز میخواند
خاموش باید بود!
غم داستانی تازه سر کرده است
اینجا سراپا گوش باید بود
درد از نهادِ آدمیزاد است.
_ابتهاج
روز هایی که بی تو میگذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هایش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ای کاش!
گرچه با یاد توست ثانیه هایش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ای کاش!
,𝖤𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾𝖺𝗅
Arc – Jack o Rose
بهت گفتم برو ، دوتا راه داری جلوت
چجوری نگهت میداشتم تورو ؟
هرچی نباید میشدو ، شدو
هرکار نباید میکردی ، کردی
نباید میرفتی ، رفتی ..
از پشت دوتا دستمو بستی
منو نخواستی ، فکر کردم مستی ..
چجوری نگهت میداشتم تورو ؟
هرچی نباید میشدو ، شدو
هرکار نباید میکردی ، کردی
نباید میرفتی ، رفتی ..
از پشت دوتا دستمو بستی
منو نخواستی ، فکر کردم مستی ..
میدونم دلم برات تنگ شده ، ولی حتا اگه الان بودی و داشتمت هم هیچی حل یا بهتر نمیشد .
Forwarded from 777
مشکل آدما نیست، این منم که بیشتر از لیاقتشون واسشون گذاشتم
Forwarded from 777 (di nà .)
اگر میدونستم انقدر علاقه ی زیادی به ته مونده ی بقیه دارید ، زودتر ادمای زندگیمو دور مینداختم تا برید سراغشون .