میدانم که دیگر او را نمیخواهم اما خب
گاهی در مغزم زنده میشود.
در مکانی، در جمعی آشنا گاهی حضور او را
متصور میشوم. اما با همان شکل دوست
داشتنیاش؛ شکل خندهسازش، شکلی که با آن دوست دارمهایش را میگفت نه شکل او در پایان.
او نشانهای از من نگه داشته است؟
آدمها به هم نزدیک میشوند، ابراز عشق
میکنند، برای یادآوری آن عشق به هم هدیه
میدهند، اما دور میشوند و کاری میکنند تا
آن هدیه به یادآوری تبدیل شود.
یادآوری روزهای شیرین یا جدایی تلخ.
میشود این دو را از هم جدا کرد؟
تفاوت زیادی میانِ لبخند و تلخند هنگام
مرور خاطرات وجود دارد. پایانِ بد میتواند
خاطرات، یادگاری و حتی عکسها را مسموم
کند. میتواند بذر غمی در هنگام مرور
لحظات شاد بکارد، برای همین پایانها
مهماند.
تمام پایانها تلخاند، اما یک پایانِ بد میتواند
یک تلخیِ بیپایان داشته باشد.
گاهی در مغزم زنده میشود.
در مکانی، در جمعی آشنا گاهی حضور او را
متصور میشوم. اما با همان شکل دوست
داشتنیاش؛ شکل خندهسازش، شکلی که با آن دوست دارمهایش را میگفت نه شکل او در پایان.
او نشانهای از من نگه داشته است؟
آدمها به هم نزدیک میشوند، ابراز عشق
میکنند، برای یادآوری آن عشق به هم هدیه
میدهند، اما دور میشوند و کاری میکنند تا
آن هدیه به یادآوری تبدیل شود.
یادآوری روزهای شیرین یا جدایی تلخ.
میشود این دو را از هم جدا کرد؟
تفاوت زیادی میانِ لبخند و تلخند هنگام
مرور خاطرات وجود دارد. پایانِ بد میتواند
خاطرات، یادگاری و حتی عکسها را مسموم
کند. میتواند بذر غمی در هنگام مرور
لحظات شاد بکارد، برای همین پایانها
مهماند.
تمام پایانها تلخاند، اما یک پایانِ بد میتواند
یک تلخیِ بیپایان داشته باشد.
💔2