داستانکده ، رمان ، داستان اعتراف
28.2K subscribers
12 photos
4 videos
6 files
37 links
Download Telegram
موازی یا ضربدری؟

#موازی #گروهی #ضربدری

رضا بطری رو چرخوند . بطری چرخید و چرخید و رو به روی نرگس قرار گرفت . حس کردم یه تشت آب یخ روم خالی کردن . به من نگاهی انداخت و پاشو روی میز گذاشت ، پوست کف پاش به برخورد با میز چروک شده بود و رنگش به قرمزی میزد . رضا به جلو خم شد و کف پای نرگس رو دوتا لیس محکم زد . ماهی همونطور که من به نرگس خیره شده بودم به رضا نگاه میکرد . حس نا آشنایی بود که اولی برخورد پوستی نرگس و رضا ، برخورد زبون و کف پای اون باشه . شاید با خودتون فکر کنین چی شد که من تو این موقعیت قرار گرفتم ، پس بزارین کامل تعریف کنم . من سامم ، ۲۶ سالمه و دو ساله که با نرگس ازدواج کردم و سرخونه زندگیمونیم ، شخصیت من پر از فتیش های متفاوت و عجیب غریبه و نرگس هم در مسیر لذت بردن از این فتیشا همیشه همراهیم کرده ، هرچند از یکسری فتیش های دارک من بی خبر بود . نرگس یه دختر خوب و سالمه که قبل از ازدواج ۴ سال دوست دخترم بود و ما همون زمان هم با هم سکس داشتیم . نرگس ۲۴ سالشه ، با قد ۱۶۰ و ۴۵ کیلو وزن که کوچولو موچولو و بغلی به نظر میاد تا موقعی که هنوز لباسشو در نیاورده باشه ، ترکیب سینه سایز ۷۰، پوست گندمی و در کنارش شکم عضلانی و ورزشکاری هر مردی میتونه تحت تاثیر قرار بده ، من هم با قد ۱۸۰ و ۸۰ کیلو وزن با یه بدن نیمه ورزشکاری کم جذبه نیستم . داستان از اونجایی شروع شد که ذهن من چند سال درگیر روابط باز و اپن شد . من حتی تو سکسامون افراد دیگه ای رو کنار خودمون تصور میکردم و دوست داشتم با ادمای دیگ رابطمون رو شیر کنیم و لذت ببریم . تصور این که نرگس در حالی ببینم که روی کیر یکی دیگست دیوونم میکرد و بارها تو سکسمون با این تصورات ارضا شدم . این مسئله چند سال طول کشید تا این که وارد یه گروه تلگرامی شدم که در باب همین موضوع بود و همه به دنبال زوج مناسبشون بودن . کم کم داشت تو ذهنم کلید می خورد که مسئله رو با نرگس در میون بزارن . این که میدیدم چقدر عجیب زوج ها با هم دوست میشن و راحت با هم سکس میکنن دیوونم میکرد . یه شب عزمم رو جزم کردم و شب توی تخت موضوع رو مطرح کردم . نرگس لباس خواب بلندی پوشیده بود و موهاش گوجه ای بالای سرش جمع شده بود . اول گفتم بیا این فیلمو ببین ، فیلم راجب دو مرد و دوزن بود که در کنار هم سکس میکردن و وسطش زنا جا به جا میشدن . نرگس دست رو کیرم گزاشت و گفت تو مودشی؟(حس سکس رو داری؟) گفتم نه ببین این فیلما باحال نیستن ؟ ینی این سبک باحال نیست؟ تو میدونی که من به باورای دینی اعتقادی ندارم و تو پوشش هم ایرادی نمیگیرم هیچ وقت ، محدودیتا تو ذهنمونه ، دوست ندای کنار هم یه چیز جدید تجربه کنیم ؟ . حالت چشماش عوض شد و کمی اخم کرد . منظورت با کیه؟ به کسی نظر داری؟ . فهمیدم موضوع رو بد متوجه شده و فکر میکنه دارم راه رو باز میکنم که خودم برم با کسی سکس کنم . گفتم نه . من چهارچوب های رابطمونو میدونم و خودت هم میدونی که اهل خیانت نیستم . این مورد هم چیزیه که دوست دارم با یه زوج عین خودمون تجربه کنیم ، هم تو تنها سکست با من بوده هم من ، واقعا دوست نداری یه کار دیگه در کنار هم با رضایت هم انجام بدیم ؟ نرگس دیگه اون شب چیزی نگفت و خوابیدیم . چند روز گذشت و ما راجب این موضوع هیچ صحبتی نکردیم . بچه ها من اینجا نوشتم ، اگ خوشتون اومد ادامشم بنویسم ، نمیخواستم مثل یه داستان پورنهابی بشه که یهو برسیم به سکس واسه همین جزییات داستان زیاده و طولانی ، اگه علاقه دارین بگین ادامشم بزارم نوشته: سام
13👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیوار همیشه تیر اخر بوده!

#دیوار #مطلقه

سلام دوستان تمامی اتفاقات مو به مو بر اساس واقعیته سن و سایز و قد و وزن من قطعا براتون مهم نیست پس منم نمیگم اگر توجه کرده باشین توی سایت دیوار آگهی لباس زیر زیاد هست و قطعا همشون پسرن!منم یکی مثل اونا بودم که آگهی گذاشتم و چتو باز گذاشتم که پیام بدن ۹۰درصد که پسر بودن یه پیام اومد که نوشته بود:واقعا هدف فروش لباس زیره یا دوستی و رابطه! منم گفتم لباس بهونست اگ دوست داشته باشی باهم آشنا شیم ۲۶سالش بود!دانشجو پزشکی!خوابگاه زندگی میکرد و مطلقه! ینی کاملا با کون افتاده بودم تو ظرف عسل!چی بهتر از این خلاصه با هم صحبت کردیم عکس فرستادم براش اوکی داد اونم ویس فرستاد که مطمئن بشم خانومه!که فردا همو ببینیم فقط یه آشنایی اولیه بود از دید اون.نه سکس ولی من خودمو اماده کردم حموم رفتم کامل صاف کردم همه جارو فرداش دیدم یه اس اومد.ساعت چند همو ببینیم! زنگ بهش زدمو ساعت ۳همو دیدیم خیلی توپ بود واقعا!اندام ردیف.مو بلوند.توپر.خلاصه عالی بود از همه نظر.گفت من دیشب فقط حوصلم سر رفته بود که پیام دادم و شماره گرفتم وگرنه فکر نمیکردم واقعا به قرار گذاشتن برسه(کس میگفت کلا)گفتم عب نداره عزیزم ولی ماشالله خیلی خوردنی و خوبی ها.یکم توی ماشین لب گرفتیم و سینه هاشو مالیدم.گفتم تا کی وقت داری که بریم خونه.گف یکم زود نیست احیانا!گفتم نه بابا میریم یکم استراحت کنیم کاری که نمیکنیم از دیوار به سویت دیدم نزدیک بود سریع اجاره کردمو رفتیم اونجا رفتیم خونه به محض ورود از پشت بغلش کردم و یکم گردنشو بو کردم و نشستیم رو مبل و گفتم راحت باش مطمئنه لباساتو در بیار.لباساشو در اورد و با یه تاب نشست منم فقط شورت پام بود.یکم بغلش کردم و لب بازی کردیم و بغلش کردم رفتیم رو تخت.گفت فقط یه چی بهت بگم من چند وقته کلا سکس نداشتم باید با آرامش شروع کنیم گفتم چشم حسابی لب بازی کردیم و سینه هاشو فشار دادم و مالیدم و سوتینشو در اوردم افتادم به جون سینه هاش.اروم اروم با زبون نوکشو میخوردم و دوباره لب میگرفتم دیدم دست برد تو شورتم و کیرمو گرفت.یکم مالید گفتم بلند شو بیا روم 69 بشیم.اخ این لامصب لیزر هم کرده بود.یک تار مو روی کس و کونش قاچاق بود.هیچی نداشت.صاف صاف.اول سوراخ کونشو زبون زدم و کلی حال کرد بهش گفتم کامل کصتو بزار روی دهنم.همین کارو کرد و محکم میلیسیدم و میخوردمش اونم خدایی حسابی برام ساک میزد و تخمامو می خورد.خیلی حرفه ای بود بیشرف بعد که براش خوردم دیدم اماده شده کصش دیگ.گفتم دراز بکش پاهاتو بده بارا.آروم کیرمو گذاشتم رو کصش و اروم اروم میکردم تو خیلی خیلی تنگ بود کصش.واقعا به زور تا کلاهک کیرم میرفت تو.بعد در اوردم کیرمو دوباره کردم توش نگه داشتم اونم فقط به خودش میپیچید دیگ در اوردم کیرمو دوباره کردم توش تا آخر نگه داشتم که عادت کنه.همزمان هم لباشو میخوردم و سینه هاشو فشار میدادم.دیدم خودش گف الان شروع کن منم واقعا کمرم سفته اصلا هم قرص و اسپری و اینا استفاده نمیکنم.در اوردم کیرمو دوباره کردم توش و اخ حالا نکن کی بکن.راحت ۱۰دقیقه توی اون حالت کردمش گفتم بلند شو داگی وایسا.داگی وایساد و از پشت گذاشت توش.محکم میکردمش دیگ راحت جا باز کرده بود و کیف میکرد.کلا علاقه ای به انال ندارم.سمت کونش اصلا نرفتم.محکم میکردمش دیدم گف محکم بکن داره میاد منم تلمبه سنگین میزدم روش ک دیدم ارضا شد و پهن شد رو تخت.یکم نازش کردم و لباشو خوردم که به خودش اومد باز.دوباره به پشت خوابید و باهاشو وا کرد یکم با کیرم مالیدم روی چوچولش و کردم توش تا ته.انقدر کردم که دیگ واقعا خسته شده بودم‌ بخدا.بهترین حالت بود.کیرم تو کصش و پاهاشو میخوردمو لیس میزدم یکم دیگ کردم و گفتم داره میاد گف بیا بریز روی سینه هام.در اوردم و همه ابمو خالی کردم رو سینه هاش و کامل خودش با زبون ابمو از کیرم پاک کرد و تف کرد رو سینه هاش و مالیدشون.یکم تک بغل هم دراز کشیدیم و بعد بلند شدیم خودمون تمیز کردیم و زدیم بیرون دیگ دفعه های بعد هم سکس کردیم با یه زوج اگ دوست داشتین و لایکا زیاد بود ادامشو براتون چند شب دیگه میزارم ارادت نوشته: پریود مغز
25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎖️اگ اهل شرط بندی و زیاد باختی عضو کانال عمو بت باز شو✔️

چون تنها کانالی ک تبانی و نتیجه دقیق قرار میده و میتونی هر روز سود کنی😍

💖بهترین کانال شرط بندی ایران از دست نده چون انالیزاش حرف نداره💖

با متخصص این کار همراه شو و‌ هر روز درامد دلاری داشته باش💖

امار سود دهی روزانش چک کن پشمات میریزه🙋
A23
ادرس عضویت کانالشون:👇
https://t.me/+KrIU63-01hk2ZWY8
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎1
مال اون شدم

#بیغیرتی

من یاسمنم.
شوهردار. متأهل. اما دیگه هیچ‌کدوم از اینا معنی نداره.
اون شب که برای اولین بار زیر کیر آرین رفتم، فهمیدم زندگی قبلیم تموم شده. آرین همون پسر ۱۸ ساله‌ای بود که از بچگی می‌شناختمش. یهو بزرگ شد، هیکل ورزشکاری درآورد، کیر کلفت و رگ‌دار، و نگاهش دیگه نگاه یه دوست نبود. نگاه یه مردی بود که می‌دونست می‌تونه منو صاحب بشه.
اولش فقط سکس بود.
آروم با انگشت آماده‌م کرد، بعد کیرش رو گذاشت سر کسم و سانتی‌متر سانتی‌متر فرو کرد. کس‌م براش تنگ بود. جیغ زدم. ناله کردم. قربون صدقش رفتم. دو بار روش اومد… رو سینه و کمرم. و وقتی برگشتم خونه، شوهرم زانو زد و همه‌ی منی آرین رو از تنم لیسید. بدون اینکه چیزی بگه. فقط لیسید.
از اون شب به بعد، من دیگه زن اون نبودم.
من جنده‌ی آرین شدم.
حالا آرین با ما زندگی می‌کنه.
شوهرم هزینه‌هاش رو می‌ده. بهترین اتاق، بهترین لباس، بهترین غذا. همه چیز.
و هر شب، آرین می‌آد تو اتاق خواب ما.
لباس‌هامو درمیاره. تن لختم رو بغل می‌کنه. کیر کلفتش رو می‌کنه تو کسم و تا صبح هر جوری که بخواد ازم استفاده می‌کنه.
شوهرم کجاست؟
روی زمین، کنار تخت.
نگاه می‌کنه.
گاهی آرین بهش دستور می‌ده که بیاد نزدیک‌تر.
گاهی مجبورش می‌کنه زبونش رو بذاره رو کس من وقتی هنوز کیر آرین داخلمه.
گاهی هم… آرین بعد از اینکه منو کرد، شوهرم رو برمی‌گردونه و کیرش رو که هنوز خیس از کس منه، می‌کنه تو کون شوهرم.
و شوهرم ناله می‌کنه. مثل جنده‌ها.
و من نگاه می‌کنم و بیشتر خیس می‌شم.
امشب از همه‌ی شب‌ها کثیف‌تر بود.
آرین منو روی تخت به چهار دست و پا کرده بود.
از پشت محکم می‌کوبید.
هر ضربه‌ش شکممو به تخت می‌کوبید.
دستش موهامو گرفته بود و سرم رو عقب می‌کشید.
من فقط ناله می‌کردم و می‌گفتم «بیشتر… سخت‌تر… مال توام».
بعد به شوهرم که روی زمین زانو زده بود گفت:
«بیا اینجا. زیرش دراز بکش.»
شوهرم اطاعت کرد.
اومد زیرم دراز کشید. صورتش دقیقاً زیر کس من و کیر آرین بود.
آرین کیرش رو از کسم بیرون کشید و مستقیم کرد تو دهن شوهرم.
بعد دوباره کرد تو کسم.
بعد دوباره تو دهن شوهرم.
چند بار این کار رو تکرار کرد.
من از شدت لذت می‌لرزیدم.
حس می‌کردم دارم دیوونه می‌شم.
آخرش آرین منو برگردوند، پاهامو گذاشت رو شونه‌هاش و تا ته فرو کرد.
محکم، عمیق، بی‌رحمانه.
من فریاد می‌زدم.
کس‌م دور کیرش می‌تپید.
و درست وقتی که من اومدم، آرین هم اومد.
داخلم.
پر. داغ. زیاد.
بعد کیرش رو بیرون کشید و به شوهرم گفت:
«تمیزش کن.»
شوهرم اومد جلو، زبونش رو گذاشت رو کس من که هنوز منی آرین ازش می‌اومد بیرون، و شروع کرد به لیسیدن.
آرین نشست رو صندلی و نگاه کرد.
سیگار روشن کرد.
و با لحن آروم گفت:
«از فردا دیگه این خونه مال منه.
تو فقط پول دربیار و تمیز کن.
یاسمن مال منه.»
من همان‌طور که شوهرم منی آرین رو از کسم می‌لیسید، به آرین نگاه کردم و لبخند زدم.
بالاخره به چیزی که می‌خواستم رسیدم.
هر شب زیر کیر اون.
بدون دغدغة.
بدون محدودیت.
و شوهرم…
فقط یه توله حقیر که وظیفه‌ش لیسیدن و پول دادنه.
من یاسمنم.
و دیگه هیچ‌وقت مال کس دیگه‌ای نیستم.

نوشته: Yasaman
10👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریبا حشری

#دوست_دختر

سلام دوستان، داستان سکس با دوس دختر قبلیم رو باهاتون ب اشتراک میزارم،
من نیما۳۶ ساله،۱۸۸ وزنم ۸۶
اما فریبای داستان
داستان مربوط میشه به چند سال پیش
فریبا فک کنم متولد ۷۵ بود
ولی باسن تزریقی بزرگ ، سینها ۷۰ قد ۱۶۵ وزنم حدود ۶۵، دماغ عملی فانتزی و واقعا واقعا ک زن به تمام معنا
خلاصه میکنم
باهم ک اشنا شدیم و چند باری بیرون رفتیم تا اینکه یک بار اومدیم خونه به بهونه دسشویی ک دیدم فریبا هم گفت میخواد بیاد دستشویی
اومدن بالا همینو....
کنار هم یکم دراز کشیدیم
هوا یکمی تاریک ک شد
ناخودآگاه بغلش کردم و اونم کم کم همراهی کرد تا اینکه لب رو لب
شروع کردن سینه اش خوردن
واقعا باور نکردنی بود، وقتی میدیدمش آبم میخواست بیاد حالا کنارت داره لب میده
خلاصه لگشو دراوردم
، اشاره کرد واسم بخور، راستش کس خوردن من از فریبا شروع شد
تا اون موقع نخورده بودم، گفتم نه
ولی اخم کرد و گفت بخور
منم اولش بدم میومد ولی بعدش دیگ عادت کردم
شروع کردم ب خوردن کصش
اه و ناله های ریزی میکرد، دست میکشید رو سرم
طولی نکشید ک وای خدا
این حرکتو خیلی خوشم میاد، الان ب دوس دختر جدیدم ک واقعا مث ی پورن داره بهم سرویس میده میگم ابت اومد این حرکتو بزن
سرمو محکم فشار داد بین پاهاش ، پاهاش چسبوند ب سرم و ابش اومد، یکم دیگ واسش خوردم، اومدم روش و لب گرفتم
واقعا نفهمیدم چی شد، یکم کیرمو در کصش مالیدم ک ابم بیاد و توش نکنم، اخه دختر بود
دیدم چیزی نمیگه، یواش کردم توش،باز دیدم داره حال میکنه
گفتم خب شاید پرده نداره یا ارتجاعی هس
خیلی حشری بودم، شروع کردم ب تلمبه زدن و فریبای داستان هم حال میکرد،
دلم داگی میخواد، الان دوس دخترم خودش داگی میشه واسم وای،بدن سفید سفید ولی فریبا سبزه بود، خوزستانی بود،داگی نمیشد اون موقع، ولی چون باسن قشنگی داشت و عملی بود خوابید به شکم و کردم توش ، ایقد باسنش بهم حال داد ک ریختم رو کمر و باسنش
ابمو با دستمال پاک کردم، چراغو که روشن کردیم دیدیم پتوی زیرمون قرمزه، من ک توی شوک بودم ک دیدم بله تازه خانم متوجه شده ک چی شده
پردش زده شده بود، میگفت باید بگیریم ولی خب قسمت نشد
هیچی دیگ یکم دلداریش دادم،گفت اشکال نداره فدا سرت ، باید زده میشد
بعد ی هفته واژنش میگفت زخم شده و اینا، دارو خورد پماد زد تا خوب شد
کار ما همین بود ،فریبا میومد ، ی سرویس اساسی میداد و میرفت
خلاصش کردم بچها
امیدوارم هرجا هس بیاد بخونه،
ازش تشکر میکنم، خیلی هم دوسش دارم
اگ دوس داشتین ، بگین تا سکسم با دوست دختر جدیدم ک ی حوری بهشتیه، بدن سفید ،ست مشکی میزنه واسم، و مث ی پورن واقعی حال میکنیم
چیزی واس هم کم نمیزاریم اونم بنویسم واستون
مرسی

نوشته: نیما
9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکس سفید برفیتون تو پارک آبی

#گی #استخر

سلام عزیزان دل امیدوارم حالتون خوب باشه
میخوام یک سری از خاطرات سکسمو از زمانی که شروع شده برامو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد.
این خاطرم مربوط به خیلی سال پیشه برای زمانی که اولین پارک آبی تو تهران راه افتاد من همیشه با پدرم میرفتم اون پارک.
یکبار که با دوستام خواستیم بریم ۳ نفر بودیم همکلاسی همیشه هم باهم بودیم باشگاه خیابون گردی استخر کلا همیشه باهم بودیم برنامه گذاشتیم بریم این پارک آبی خلاصه راه افتادیم بسمت پارک آبی خب منم تو تاپیکم ببینید تپلم و سفید دیگه حالا فکر کن یه پسری که ۱۴ ۱۵ ساله با این بدن سفید بره با دوستاش استخر چه شود.
این پارکم اینجوری بود که میرفتی لباس عوض کنی یه سالن خیلی بزرگ داشت با قفسه ولی برای پوشیدن مایو حالت اتاق اتاقک بود که از بالا و پایین باز بود بعد میومدی ورود کنی به استخر دوشهای سراسری بود که از زیرشون باید رد میشدی بعد اولین جاییم که این پارک شروع میشد رودخونش بود خلاصه ما رفتیم مایو پوشیدیم با دوستام رفتیم توی رودخونه همینجوری میرفتیم تا برسیم دریا مصنوعیش که موج میزد رسیدیم اونجا ی ذره رفتیم دریا بعد رفتیم سرسره هاشم سوار شدیم رفتیم بوفش یه چیزی بخریم بخوریم.
بچه ها که نشستن من رفتم سمت استخر سادش که معمولا خیلی خلوته و زیر سرسره گردابش قرار داشت رفتم اونجا تو اب بودم که دیدم ۴ نفر از من بزرگتر تقریبا ۴ الی ۵ سال بزرگتر دارن میان منم تو اب همینجوری ایستاده داشتم برای خودم راه میرفتم که اوناهم رسیدن پریدن تو اب خیلیم ساکت بودن نه خز بازی در اوردن نه الکی سرو صدا کردن همینجوری عادی اومدن تو اب شیرجه زدن شنا کردن ۳ نفرشون رفت یکیشون موند اومد بقل من سلام اینا کردیم صحبت عادی چیزه خاصیم نگفتیم بهم بعد من بهش گفتم سرسره سوار شدید گفت نه تازه اولین باره اومدم اینجا گفتم خب بیاید باهم بریم و رفتیم گردابشو سوار شدیم اول اون سوار شد بعد من ولی اولین برخورد بدنم با بدنش اینجا اتفاق افتاد که اون پایین منتظر بود من بیام منکه اومدم پایین مایوم از پشت بخاطر سرسره اومده پایین تو اب افتادم اومد بلندم کنه دستش ناخواسته اومد روی کونم منو بلند کرد بعد پهلومو گرفت با خنده گفت مایوتو بده بالا الان همه حوس میکنن منم خندم گرفت گفتم اشکال نداره بزار ببینن لذت ببرن گفته عه اگر اینجوریه که منم دوست دارم لذت ببرم گفتم خب ببر کی جلوتو گرفته خندیدیم گفت پس بریم همون استخر رفتیم تو اب نزدیک بهم بودیم اروم با دستش رونمو داشت ناز میکرد و میگفت تو با این بدن سفیدت تنها میای اینجا نمیترسی گفتم با دوستام اومدم همیشه هم با پدرم میام گفت کار خوبی میکنی همزمان همینجوری داشت بدنمو زیر اب میمالید ولی نه خیلی تابلو که کسی متوجه بشه بعد از چند دقیقه گفتم داری لذت میبری حالا با خنده اونم گفت خیلی کم گفتم چرا گفت اخه دستم بستس نمیتونم بیشتر لذت ببرم خندم گرفت گفتم خب بیا بریم یجایی دستت بسته نباشه گفت کجا گفتم دستشویی داره اینجا ولی خیلی خیلی کم میان چون همه تو اب کارشونو میکنن گفت پس بریم دیگه گفتم بریم واقعا دستشوییشم هم جاش پرت بود هم اصلا کسی نمیومد رفتیم داخل اول من رفتم بعد از چند لحظه اومدم تو دستشویی شروع کرد مالیدن ممه هام و لیس زدنشون گردنمو میخورد لبمو میخورد منم از روی مایو کیرشو گرفته بودم میمالیدم بعد بنده مایومو باز کرد کشید پایین مایو منو برگردوند شروع کرد مالیدن کونم و سوراخم یزره که مالید برگشت مایوشو کشید پایین منم براش شروع کردم خوردن کیرش چند دقیقه که براش خوردم بلندم کرد از پشت چسبوند بهم توف زد به کیرش گذاشت دمه سوراخم منم میگفتم نکنی توشا میگفت نه حواسم هست اینقدر دیگه توف زده بود لیزه لیز بود سر کیرش میرفت تو سوراخم منم هی سفت میکردم خودمو یجا منو سفت چسبوند به دیوار شروع کرد عقب جلو کردن به اندازه ۳۰ ۴۰ ثانیه یهو آبشو ریخت رو سوراخم هی اروم میگفت اووف اووف بعد از اینکه کارش تموم شد نشستم اب کشیدم خودمو اونم کیرشو شست مرتب کردیم اول اون رفت بیرون بعد من دیدم دمه دستشویی وایساده تشکر اینا کرد ازم منم گفتم دیگه نهایت لذتو بردیا با هم خندیدیم رفتیم دمه استخر دوستاش اومدن با همشون دست دادم تا اخرش که اونجا بودیم همه با هم بودیم خیلی خوش گذشت اونروز ولی متاسفانه اون موقع مثله الان همه گوشی موبایل نداشتن که بتونن در ارتباط باشن باهمدیگه خلاصه که جدا شدیم بیرون از هم برگشتیم خونه.
اینم اولین خاطره من بود گفتم براتون تعریف کنم دوستون دارم سفید برفیتون 😘😘❤️❤️

نوشته: sefid.gilan
7👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاطرات من با زوج نروژی

#دوجنسگرا

من در نروژ زندگی میکنم و سال‌های طولانی هست اینجام.دیدم بیان یه سری از خاطره ها میتونه هم برای شما و هم برای خودم جالب باشه.
ببینم اگه براتون جالب بود ، خاطرات دیگه را هم تعریف میکنم.
‌یک روز اتفاقی در یک مهمانی سال نو با آقایی نروژی که مسن آشنا شدم. صحبت‌های معمولی کم کم رسید به اینکه شرایط برای همجنس‌گرایان چگونه هست در ایران. منم گفتم سخت اما زندگی در گذران هست.
بی‌پرده بهش گفتم شما همجنسگرا هستید، گفت نه من با هر دو جنسیت لذت می برم و از من پرسید که من چگونه هستم گفتم منم همینطور.
گفت من متاهل هستم و اگه مایلی بریم خونه ما. منم از خدا خواسته گفتم اوکی بریم.
فکر میکردم که الان منو میبره خونش تنها هستیم ولی وقتی رسیدیم به ویلای زیبا و لوکس اون و وارد شدیم دیدم خانمش در را باز کرد.
کمی خجالت زده شدم و وارد خانه شدیم.
خانمه گفت قهوه میخوریم و ما مشتاقانه گفتم بله.
رفت و برامون قهوه آورد و آقاهه که اسمش آندرش بود گفت حالا وقت معرفی به همدیگر هست.
سپس به خانمش گفت ایشون رو من در مهمونی دیدم و ازش خوشم اومده و دعوتش کردم خونه برای سکس!
منو میگی همینطور وارد موندم...
چقدر راحت گفت موضوع را ..
بعد گفت که خودش پروفسور روانشناس هست و خانمش مدیر یک شرکت بزرگ خصوصی. آندرش حدود ۶۸ ساله بود و آنیتا حدود ۵۷ و من ۳۳ ساله. منم گفتم که یه دانشجو هستم و تنها زندگی میکنم.
آندرش گفت من و خانمم دوست داریم سکس سه نفره ولی بزار آنیتا(خانمش) خودش بگه اون چی دوست داره.
آنیتا به ما نگاهی کرد و گفت، من دوست دارم که سکس دو مرد رو ببینم و خودمم به اونا ملحق بشم و دوست دارم با دیلدو شما رو بکنم...
من دیگه واقعا گیج اما خوشحال شده بودم.
سپس پرسید موافقید ؟
آندرش گفت من که میدونی موافقم و به من نگاه کردن . منم با کمی خجالت گفتم بعله..
سپس آندرش گفت پسر خجالت نکش بیا بشین رو پاهایم.
من راستش سکس با مرد مسن رو بیشتر دوست دارم البته مردهای اروپایی واقعا مسن هایشان هنوز هیکل قشنگ و قوی دارن و آنیتا که دیگه نگو.
یک خانم ۱۷۸ سانتی با سینه های ۸۵ درشت و سفت و بدنی سفید و نرم .
خود آندرش هم ۱۸۲ سانتی با بدنی قوی مثل ۴۰ ساله ها بود.
منم با کمی خجالت رفتن و رو پاهای آندرش نشستم و آنیتا لیوان قهوه به دست ما رو تماشا می‌کرد.
آندرش شروع کرد به نوازش کردن بازوهای من و دست می‌کشید رو بدنم منم از خجالت جهت حضور آنیتا کمی خجالت زده بودم.
آندرش کم کم دستش رو آورد روی کیر من و گفتم ببینیم چی داری اون تو..
قسمت دوم اگه مایل بودید براتون می‌نویسم، فقط کامنت بزارید تا بدونم. مهمتر اینکه ضرورتی به الکی نوشتن ندارم و خاطراتم واقعی هست.

نوشته: نسیم
12👍4👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙋بازی جذاب شکار مرغ در سایت جهانی وی پاری بازی کن🙋

☠️توی بازی chicken shot مرغ هارو شکار کن  و خیلی راحت پولت چند برابر کن💵💖

              💎سایت شماره یک اروپا💎

👽امکانات سایت بین المللی وی پاری:
⬅️واریز اول دو برابر شارژ می شوید
⬅️شارژ از طریق کارت بانکی،ارز،ووچر
⬅️تسویه حساب زیر 60 ثانیه بدون احراز
⬅️دارای اپلیکیشن اختصاصی
⬅️اسپانسر سوپر لیگ ترکیه
🔊پخش زنده مسابقات ورزشی
😀😃😄😁
🎁کد هدیه ثبت نام: GG007

دانلود اپلیکیشن اندروید😬
G24
💌کانال اطلاع رسانی سایت:👇
https://t.me/+TBpjNbqt1ANkOGY0
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شوهر خواهرم منو میخاست

#شوهر_خواهر

سلام به همه
امروز تصمیم گرفتم داستان خودمو بنویسم طرز فکر هرکس به خودش مربوطه‌
من اسمم مهنازه ۳۵ سالمه قدم ۱۶۰ سانته و بدن تپل دارم البته ژنتیکی هستش
خب ماجرا رو بگم من بچه اول خانواده مون هستم مامانم خیلی وقت پیش فوت شده بابام هستش و داداشمو یه آبجی کوچیکم که ۷ سال از من کوچیکتره
بابام ازون مردای قدیمیه زورگو دیکتاتور و زن ستیز که مخالف هر کاریه که متعلق به زن باشه
خب بگذریم . آبجی کوچیکم اسمش میناست و حدود ۴ سال پیش با یه خواستگاری که داشت عقد کرد البته اینو بگم من ازدواج نکردم واسه بهونه گیری بابام و همینطور واسه این که آبجی و داداشم کوچیک بودن
شوهر خواهرم یه پسر خوشتیپ و سر به زیر مهندس عمران بود خیلی مؤدب است اوایل عقد شون که خیلی خونمون نمیومد واسه بابام خیلی وقتا هم روزا که بابام سر کار بود میومد
ماجرا از زمانی شروع شد که یکی از اقوام شوهر خواهرم خواستگار من شده بود و شوهر خواهرمو این وسط وسیله آشنايی قرار داده بودن اونم طفلکی خیلی زحمت کشید با بابام صحبت کرد ولی بابام راضی نشد و می‌گفت همون یه دونه که شوهر دادم واسه هفت پشتم کافیه خواستگارا که کشیدن عقب و رفتن پی کارشون ولی همین بهونه شد که منو شوهرخواهرم وارد چت و اینا بشیم
اوایل خیلی خودشو میگرفت و سرد رفتار می کرد ولی یکم که گذشت صمیمی تر شدیم اینم بگم که ابجیم با شوهر خواهرم که اسمش آرشه سکسی نداشتن چون تو خونه من بودم داداشم بود ممکن نبود مینا چند بار گفتش که آرش میخواد باهم باشیم ولی من بهش گفتم نمیشه تو خونه منم حرفشو تایید کردم
خب از عقد ابجیم اینا ۲ سالی گذشت که یه شب بابام دعوام کرده بود خیلی حالم بد بود آرشم که اینو میدونست جوک میفرستند که حالم عوض شه بعد ۲ یا ۳ تا جوک هاش فاز سکسی گرفت من گفتم داری یه سمت دیگه میری
اونم گفت خب مشکلش چیه ؟
من گفتم باشه ولی شیطنتت گل کرده اونم گفت کجاشو دیدی
همینجوری گذشت تا اینکه بحث رو برد رو این که خیلی دلش میخواد با مینا سکس کنه ولی نمیتونه منم واسه این که کاری واسشون کرده باشم گفتم یه روز هماهنگ میکنم ما بیرون میریم شما باهم باشید
خب این حرف هیچ وقت عملی نشد اونم دیگه درگیر پروژه کاراش بود بعد چند ماهی قرار شد بابام بابت فروش زمین پدریش بره شهرستان اینو مینا به آرش گفته بود اونم همون روز ساعت ۷ خودشو رسوند
بعد شام و اینا کلی حرف زدیمو اینا همه خوابیدیم البته آرش تو اتاق داداشم خوابیده بود اتاق منو مینا جدا بود نمیدونم ساعت ۱ بود یا ۲ دیدم گوشیم زنگ میخوره خیره شدم دیدم آرشه تا بیام جواب بدم رد داد توی پی ام گفت بیدارت کردم گفتم آره مثلا خواب بودم نصف شبه ها
گفت منو خواب نمیبره بیام اتاق پیشت گفتم اینجا بیای چیکار؟
گفت هیچی یکم حرف بزنیم منم گفتم باشه فردا هم روز خداست گفت نه الان
گفتم باشه بیا اومد تو اتاق در رو بست گفتم درو چرا میبندی گفت هیچی
اومد نشست کنار تختم حرفو میپیچوند اینور اونور
منم گفتم تورو خدا من خوابم میاد حاشیه نرو حرفتو بگو من بخوابم اونم یه راست خودشو نزدیک کرد و لبمو بوسید یه دفعه یه جرقه خورد تو بدنم مات موندم گفتم ای بابا ای چی کاریه پاشو برو بیرون خودشو بیشتر نزدیک کرد گفت مهناز من جدی ازت خوشم میاد خیلی وقته تو کفتم همینجوری می گفت لبامو می‌خورد منم تقلا میکردم خودمو عقب بکشم یهو دستشو یه راست برد سمت کصم منم دستشو زدم گفتم بیشعور چیکار میکنی دوباره لبامو میخورد منو محکم گرفته بود و هی کصمو میمالوند منم یکم حالم بد شد و دیگه مقاومت نمی کردم منو هل داد به تختم سینه هامو میمالوند یه دستش به کصم بود منم شرتم یه نمی خیس شده بود همینجوری شلوارمو درآورد شرتمو درآورد انگشتشو گذاشت تو سوراخ کونم میمالوند میخواست بکنه تو دوتا انگشتشو که نمیرفت تو با اب دهنش خیس کرد دوتاشو کرد تو سوراخ کونم همینجوری سوراخمو باز میکرد در گوشم گفت مهناز حال میده منم هیچی نگفتم بعدش شلوارشو داد پایین یه کیر کوتاه ولی کلفتی داشت گذاشت تو سوراخم تو گوشم گفت واسم میخوری سرمو تکون دادم که نه
بعدش کیرشو خیس کرد اروم اروم کرد تو کونم آروم آروم تلمبه میزد منم با دستم پسش میزدم که دربیاره همینجوری تلمبه میزد آبش اومد و همشو ریخت تو کونم بلند شد گفت الان نوبت توئه گفتم نه نمیخواد برو بیرون
منم رفتم حموم خودمو تمیز کردم بعدش خوابیدم فردا صبح بهش پیام دادم گفتم دیشب هرچی بود رو فراموش کن اونم قبول کرد
ازون به بعد دیگه سکسی نداشتیم و ابجیم هم ازدواج کرد رفت یه شهر دیگه
ببخشید که طولانی شد

نوشته: مهناز
4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تریسام باشیمیل

#شیمیل

سلام من یوسف ام داستان من کاملا واقعی و برده شدن برای دوتا شیمیل تو تلگرام پیام دادم به یکی از شیمیل ها که اسمشو می‌زارن اینجا شهناز باهاش برنامه رو فیکس کردم فیس خوبی داشت هم سایزش بزرگ بود بعد بهش گفتم گروپ هم داری گفت آره منم گفتم پس میام واسه گروپ رفتم لوکیشنی که داده بود رفتم جلوی واحد یه خانوم زیبا قد بلند خوشگل جلوم خوش آمدگویی کرد و رفتیم داخل دیدم دوستاش هم هستن هر سه تاشون شیمیل بودن ولی من با دوتاشون رفتم داخل اتاق قیمتاشون چون بالا بود هم نمی‌تونستم سه تا شیمیل هندل کنم با شهناز و آتوسا رفتیم داخل شهناز گفت لخت شو من لخت شدم قبلاً بهش گفته بودم پوزم برده و مفعول من لخت شدم شهناز و آتوسا هم لخت شدن منو مثل جنده ها انداختن وسطشون شروع کردن شهناز بیشتر میسترسی عمل می‌کرد گفت از پاهامون شروع کن لیس زدن منم گفتم چشمو پاهاشنو لیسیدم اومدم بالا دیدم دوتا کیر نیمه خوابیده منتظرم هستن داشتم نگاه میکردم که شهناز یه سیلی زد بهم گفت منتظر چی هستی توله سگ یالا شروع کن واسه اربابات ساک بزن من شروع کردم اول واسه شهناز آنقدر خوردم کیرش راست راست شد واقعا بزرگ کلفت ۲۰ سانت میشد دید راست شده پاشد منو خوابوند رو تخت بعد شروع کرد کونمو چرب کردن منم داشتم واسه آتوسا ساک میزدم یه انگشت دو انگشت منو آماده کرد کاندومو کشید رو کیرش کیرش هم چرب کرد گذاشت دم سوراخم منم همزمان داشتم واسه آتوسا ساک میزدم اونم آروم آروم کیرشو داشت میکرد تو تا نصف خوب رفت و دیگ نمی‌تونستم تحمل کنم گفتم بسه شهناز گفت خفشو یا من کسیو نمیکنم یا بکنم تا ته میکنم هیچی دیگه همون لحظه به آتوسا نگاه می‌کنه آتوسا کیرشو از دهنم درمیاره منو سفت میگیره شهناز هم نامردی نمیکنه و تا دسته جا می‌کنه کیرشو تو ما منم از شدت درد زیرش زوزه کشیدم که یه چند دقیقه کیرشو نگه داشت تا جا باز کنه بعد چند دقیقه شروع کرد آروم تلمبه زدن منم دیگ عادت کردمو دوباره کیر آتوسا رو داشتم ساک میزدم نزدیک ۲۰ دقیقه شهناز تو من تلمبه زدبعد آتوسا بلند جاشونو عوض کردن آتوسا هم سایز بزرگ بود ولی برخورده کلفت تر از شهناز اونم اومد یکجا کرد تو کونم حالا نکن کی بکن یه بیست دقیقه هم آتوسا منو گایید همزمانم هم داشتم واسه شهناز ساک میزدم شهناز گفت حالا دوباره نوبت منه گفتم پس کی آبتون میاد گفت عجله نکنه حالا حالا ها جنده مایی شهناز این سری اومد داگی کرد کیرشو کرد تو پاشو گذاشت رو سرم واقعا پوزیشن سختی بود داشتم پاره میشدم دیگ گفت آبم داره آتوسا پاتو بیار جلو یه عالمه آب پاشید رو پای آتوسا گفت بلند شو توله سگ پاشو پاشو پای آتوسارو لیس بزن منم هرچی آب شهناز بودو از پای آتوسا لیس زدمو خوردم بعدش گفت یالا توله سگ بیا کیر اربابتو تمیز کن دوباره کیرش هم تمیز کردم حسابی آتوسا اومد پشتم گفت دوستدارم دوبلش کنم برات حیف که شهناز جون آبش اومد گفتم به اون دوستتون بگید بیاد که دیدم الی هم اومد از اینا بزرگ تر کیر الی بود بالا ۲۲ سانت کلفت دیگ هیچی واسه الی ساک زدم راست شد چشمتون روز بد نبینه آتوسا و الی دوبل کیرشونو کردن تو من یعنی جر خوردم دیگ انقد بهشون دادم جفتشون همزمان با هم ارضا شدن و درآوردن آبشونو ریختن رو پای شهناز منم آب جفتشونو از رو پای شهناز خوردم چقدرم آب داشتن بعد کیر جفتشونو لیس زدم تا تمیز بشه
امیدوارم از داستان من خوشتون اومده باشه اگه بخواهید دستان های بعدی با شیمیل های دیگه رو بذارم

نوشته: یوسف
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM