دکتر مهدی تقوائی
358 subscribers
331 photos
66 videos
765 files
83 links
با سلام و درود به همه دانشجویان محترم این کانال صرفاً جهت بهره برداری از کلیات ترم و فایل های تدریس و اطلاع رسانی با هدف مدیریت دانش است
زکات علم نشر و توسعه آن است
هرگونه بهره برداری و استفاده از مطالب کانال جهت ارتقاء منزلت انسانی مورد تقدیر است
Download Telegram
Examining the Impact of Advertising, Firm-Generated Content, and User-Generated Content on Customers’ Propensity to Buy Food Online

1. مقدمه
با گسترش تجارت الکترونیک و پلتفرم‌های سفارش آنلاین غذا، سازمان‌ها برای افزایش تمایل مشتریان به خرید، از کانال‌های مختلف ارتباطات بازاریابی استفاده می‌کنند. این پژوهش به بررسی اثر سه ابزار مهم ارتباطات بازاریابی شامل تبلیغات (Advertising)، محتوای تولیدشده توسط شرکت (Firm-Generated Content یا FGC) و محتوای تولیدشده توسط کاربران (User-Generated Content یا UGC) بر تمایل مشتری به خرید آنلاین غذا می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، تعیین میزان اثربخشی هر یک از این ابزارها و روابط میان آن‌ها است.

2. هدف پژوهش
این مطالعه با هدف بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم میان تبلیغات، محتوای تولیدشده توسط شرکت، محتوای تولیدشده توسط کاربران و تمایل مشتری به خرید انجام شده است. همچنین نقش میانجی محتوای تولیدشده توسط شرکت در انتقال اثر تبلیغات بر رفتار مشتری بررسی شده است.

3. روش تحقیق
نوع تحقیق: کاربردی و کمی
روش گردآوری داده‌ها: پرسشنامه آنلاین
جامعه آماری: کاربران پلتفرم‌های سفارش آنلاین غذا
روش نمونه‌گیری: در دسترس
روش تحلیل داده‌ها: مدل‌یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM)

4. متغیرهای پژوهش

متغیرهای مستقل:
تبلیغات (Advertising)
محتوای تولیدشده توسط شرکت (FGC)
محتوای تولیدشده توسط کاربران (UGC)

متغیر وابسته:
تمایل مشتری به خرید (Propensity to Buy)

متغیر میانجی:
محتوای تولیدشده توسط شرکت (FGC) در برخی روابط پژوهش

5. یافته‌های اصلی
مهم‌ترین نتایج تحقیق عبارت‌اند از:

تبلیغات تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل مشتری به خرید دارد.
محتوای تولیدشده توسط شرکت نیز اثر مثبت و معناداری بر تمایل خرید مشتری دارد.
تبلیغات، تولید محتوای شرکت را به‌طور قابل توجهی تقویت می‌کند.
محتوای تولیدشده توسط شرکت، نقش میانجی مهمی در انتقال اثر تبلیغات بر تمایل خرید ایفا می‌کند.
برخلاف انتظار، محتوای تولیدشده توسط کاربران تأثیر مستقیم و معناداری بر تمایل خرید نشان نداد و رابطه مستقیم تبلیغات با UGC نیز تأیید نشد.

6. نتیجه‌گیری
پژوهش نشان می‌دهد که برای افزایش فروش آنلاین، سازمان‌ها باید بیش از هر چیز بر تبلیغات هدفمند و تولید محتوای ارزشمند توسط خود شرکت تمرکز کنند. اگرچه محتوای کاربران برای افزایش دیده‌شدن برند مفید است، اما در این مطالعه به‌تنهایی نتوانسته است تمایل مشتریان به خرید را افزایش دهد. بنابراین، مدیران بازاریابی باید راهبردی یکپارچه تدوین کنند که در آن تبلیغات و محتوای رسمی شرکت نقش محوری داشته باشند.

7. ارزش پژوهش
این مقاله یکی از پژوهش‌های جدید سال ۲۰۲۵ در حوزه مدیریت بازار و ارتباطات بازاریابی دیجیتال است و می‌تواند به‌عنوان مقاله بیس برای پایان‌نامه‌ها استفاده شود.
3👍1🙏1
انسانیت یعنی عزت، شرف و آزادگی
10🤝1
سلام و درود به همه دانشجویان محترم

با توجه به درخواست پایان نامه با محوریت اقتصاد رفتاری در حوزه مدیریت:

بررسی تأثیر اقتصاد رفتاری بر عملکرد کارکنان با نقش میانجی مدیریت منابع انسانی مبتنی بر معماری انتخاب (Choice Architecture)

یا

تأثیر مداخلات تلنگر (Nudge) در مدیریت منابع انسانی بر انگیزش و عملکرد کارکنان با نقش میانجی تعهد سازمانی

متغیرهای پیشنهادی

متغیر مستقل: اقتصاد رفتاری در مدیریت منابع انسانی (Behavioral HRM)
Nudge (تلنگر)
Choice Architecture (معماری انتخاب)
Sludge Reduction (کاهش موانع و اصطکاک اداری)
متغیر میانجی:
تعهد سازمانی
درگیری شغلی (Work Engagement)
انگیزش کارکنان
اعتماد سازمانی
متغیر وابسته:
عملکرد کارکنان
رفتار شهروندی سازمانی
نوآوری کارکنان
بهره‌وری
عنوان مقاله:
From Sludge to Nudge: Rethinking HRM as a Choice Architect in the Face of Social Change (2026)

مقدمه
در سال‌های اخیر، تغییرات گسترده‌ای مانند افزایش دورکاری، انعطاف‌پذیری شغلی، اهمیت سلامت روان، تنوع و شمول، و استفاده روزافزون از فناوری، محیط کار را متحول کرده است. نویسنده استدلال می‌کند که مدیریت منابع انسانی دیگر نباید صرفاً مجری قوانین و مقررات باشد، بلکه باید محیطی طراحی کند که کارکنان به‌صورت طبیعی تصمیم‌های بهتر بگیرند.

این ایده از اقتصاد رفتاری گرفته شده است؛ رشته‌ای که نشان می‌دهد انسان‌ها همیشه تصمیم‌های کاملاً منطقی نمی‌گیرند و طراحی محیط تصمیم‌گیری می‌تواند رفتار آن‌ها را بهبود دهد. مقاله سه مفهوم کلیدی را وارد ادبیات مدیریت منابع انسانی می‌کند:

Choice Architecture (معماری انتخاب)
Nudge (تلنگر رفتاری)
Sludge (اصطکاک یا موانع اداری)

هدف پژوهش
هدف اصلی مقاله، ارائه چارچوبی مفهومی برای بازتعریف نقش مدیریت منابع انسانی به‌عنوان «معمار انتخاب» است؛ یعنی واحد منابع انسانی باید فرآیندها را به گونه‌ای طراحی کند که رفتار مطلوب کارکنان بدون اجبار و با حفظ آزادی انتخاب تقویت شود.

سؤالات پژوهش
مقاله سه سؤال اصلی را دنبال می‌کند:

مدیریت منابع انسانی چگونه می‌تواند به‌عنوان یک معمار انتخاب عمل کند؟
مفاهیم Nudge و Sludge چگونه در فعالیت‌های منابع انسانی به کار می‌روند؟
مدیریت منابع انسانی چگونه باید برای پاسخ به تغییرات اجتماعی بازطراحی شود؟

روش تحقیق
این پژوهش تجربی نیست و از روش مرور یکپارچه ادبیات (ILR) استفاده می‌کند.

ویژگی‌های روش تحقیق:
بررسی 37 مقاله علمی داوری‌شده
پایگاه‌های جستجو:
Scopus
Web of Science
Google Scholar
تحلیل مضمون بر سه محور:
وظایف مدیریت منابع انسانی
مفاهیم اقتصاد رفتاری
سازوکارهای طراحی رفتاری

چارچوب نظری مقاله

مقاله بر سه مفهوم اصلی استوار است:

1. Choice Architecture
نحوه طراحی گزینه‌ها بر تصمیم افراد اثر می‌گذارد.

در سازمان‌ها، مدیر منابع انسانی عملاً معمار انتخاب است زیرا طراحی می‌کند که کارکنان چگونه:

استخدام شوند؛
آموزش ببینند؛
ارتقا یابند؛
ارزیابی شوند؛
پاداش دریافت کنند.

2. Nudge
تلنگر یعنی تغییرات کوچک در طراحی محیط که احتمال انتخاب رفتار مطلوب را افزایش می‌دهد، بدون آنکه آزادی انتخاب کارکنان محدود شود.

نمونه‌ها:

ثبت‌نام پیش‌فرض در دوره‌های آموزشی
ارسال یادآوری برای ارزیابی عملکرد
نمایش مسیر پیشرفت شغلی
بازخوردهای ساده و به‌موقع

3. Sludge
Sludge به موانع غیرضروری اشاره دارد؛ مانند:

فرم‌های طولانی
بروکراسی پیچیده
فرآیندهای مبهم
تأخیرهای اداری

این موانع باعث کاهش انگیزش و مشارکت کارکنان می‌شوند و باید حذف شوند.

یافته‌های اصلی
مقاله سه یافته مهم ارائه می‌کند:

یافته اول
HRM ذاتاً یک معمار انتخاب است.

تمام سیاست‌های منابع انسانی بر تصمیم کارکنان اثر می‌گذارند، حتی اگر این اثرگذاری آگاهانه طراحی نشده باشد.

یافته دوم
تلنگرهای رفتاری می‌توانند در تمام فرآیندهای HR استفاده شوند.

از جمله:

جذب و استخدام
آموزش
مدیریت عملکرد
مدیریت استعداد
پاداش
توسعه شغلی
روابط کارکنان

یافته سوم
کاهش Sludge موجب افزایش اعتماد کارکنان می‌شود.

نویسنده تأکید می‌کند حذف اصطکاک‌های اداری باعث:

افزایش رضایت شغلی
افزایش مشارکت
بهبود تجربه کارکنان
تقویت اعتماد به سازمان
ارتقای عملکرد سازمانی می‌شود.

مدل مفهومی مقاله
مقاله یک مدل سه‌بعدی معرفی می‌کند که در آن مدیریت منابع انسانی در نقطه تلاقی سه عنصر قرار می‌گیرد:

Design Intentionality (طراحی هدفمند)
Ethical Nudging (تلنگرهای اخلاقی)
Active Sludge Reduction (کاهش فعال موانع)

هم‌افزایی این سه عنصر موجب شکل‌گیری مدیریت منابع انسانی به‌عنوان «طراح رفتاری» می‌شود.

نوآوری مقاله
نوآوری‌های اصلی عبارت‌اند از:

ادغام اقتصاد رفتاری با مدیریت منابع انسانی.
معرفی مفهوم «مدیریت منابع انسانی به‌عنوان معمار انتخاب».
ارائه چارچوب نظری برای طراحی سیاست‌های منابع انسانی بر اساس علوم رفتاری.
پیشنهاد مسیرهای پژوهشی برای آزمون تجربی مدل در صنایع، سازمان‌ها و فرهنگ‌های مختلف.

محدودیت‌های پژوهش

نویسنده تصریح می‌کند که:

مقاله مفهومی است و داده میدانی ندارد.
مدل پیشنهادی هنوز به‌صورت تجربی آزمون نشده است.
انجام مطالعات کمی با استفاده از پرسشنامه و مدل‌یابی معادلات ساختاری برای اعتبارسنجی مدل ضروری است.

کاربرد برای پایان‌نامه

این مقاله مبنای مناسبی برای طراحی پژوهش‌های تجربی است. بر اساس آن می‌توان موضوعاتی مانند موارد زیر را بررسی کرد:

تأثیر تلنگرهای رفتاری بر عملکرد کارکنان.
تأثیر معماری انتخاب بر تعهد سازمانی.
نقش کاهش Sludge در افزایش رضایت شغلی.
تأثیر مدیریت منابع انسانی رفتاری بر درگیری شغلی و رفتار شهروندی سازمانی.
3
این موضوع‌ها به‌ویژه برای سازمان‌های دولتی، دانشگاه‌ها، شهرداری‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد قابلیت اجرای بالایی دارند.
🙏3👍1
سلام و درود دوستان گرامی،

امیدوارم همه‌تان در صحت و سلامتی باشید.

لطفاً اگر در یکی از مؤسسات داخلی، بین‌المللی (INGOs)، یا دفاتر سازمان ملل متحد (UN) در افغانستان مصروف کار هستید، تقاضا دارم حدود ۵ دقیقه از وقت ارزشمندتان را برای تکمیل پرسشنامه تحقیق علمی من اختصاص دهید.

همکاری شما نقش مهمی در موفقیت این پژوهش خواهد داشت و از حمایت ارزشمندتان صمیمانه سپاسگزارم.

با احترام،
منیر احمد شیرزاد
1👍1
Making Sense of Work Through Collaborative Storytelling

«معنادادن به کار از طریق داستان‌گویی مشارکتی»

نویسندگان: Tricia Cleland Silva & Paulo de Tarso Fonseca Silva

مقدمه

دانشجویان محترم،

این کتاب با رویکردی متفاوت به مدیریت سازمانی نگاه می‌کند. نویسندگان معتقدند سازمان فقط مجموعه‌ای از ساختارها، قوانین، فرایندها و شرح وظایف نیست؛ بلکه سازمان از انسان‌ها، تجربه‌ها، برداشت‌ها و داستان‌هایی که افراد درباره کار و سازمان تعریف می‌کنند نیز شکل می‌گیرد.

هدف از این پیش‌مطالعه آن است که هنگام مطالعه کتاب، صرفاً به دنبال حفظ مطالب نباشید؛ بلکه تلاش کنید ببینید چگونه داستان‌های کارکنان می‌توانند بر فرهنگ سازمانی، رفتار کارکنان، مقاومت در برابر تغییر و موفقیت برنامه‌های تحول سازمانی اثر بگذارند.



۱. ایده اصلی کتاب چیست؟

ایده محوری کتاب را می‌توان چنین بیان کرد:

برای ایجاد تغییر پایدار در سازمان، ابتدا باید داستان‌ها و برداشت‌های انسان‌های سازمان را شناخت و سپس آنها را در ساختن داستان آینده سازمان مشارکت داد.

کارکنان درباره سازمان خود داستان‌هایی دارند؛ برای مثال:

«در این سازمان کسی به نظر کارکنان توجه نمی‌کند.»
«مدیریت همیشه وعده تغییر می‌دهد، اما اتفاقی نمی‌افتد.»
«اینجا فرصت رشد وجود دارد.»
«ما به کارمان افتخار می‌کنیم.»
«همکاران ما یک تیم واقعی هستند.»

این داستان‌ها فقط بیان احساسات نیستند؛ بلکه می‌توانند رفتار افراد و میزان همکاری آنها با سازمان را شکل دهند.



۲. داستان‌گویی در مدیریت چه اهمیتی دارد؟

در مدیریت سنتی، مدیر معمولاً با استفاده از:

دستور + قانون + ساختار + کنترل

سعی می‌کند رفتار کارکنان را مدیریت کند.

اما این کتاب نگاه دیگری ارائه می‌کند:

گفت‌وگو + شنیدن + تجربه + مشارکت + معنا

از این منظر، مدیر باید قبل از ارائه راه‌حل، بفهمد کارکنان سازمان را چگونه تجربه می‌کنند.

سؤال مهم برای دانشجو:

اگر کارکنان یک سازمان معتقد باشند که «مدیریت به حرف ما گوش نمی‌دهد»، آیا صرفاً با صدور یک دستور جدید می‌توان رفتار آنها را تغییر داد؟



۳. داستان‌گویی مشارکتی چیست؟

Collaborative Storytelling یعنی افراد یک سازمان داستان‌ها و تجربیات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و از طریق گفت‌وگو به یک درک مشترک برسند.

فرایند را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

داستان‌های فردی



شنیدن و گفت‌وگو



کشف موضوعات مشترک



درک فرهنگ و تجربه سازمان



ساخت روایت مشترک



تصویرسازی آینده مطلوب



تغییر سازمانی



۴. نقش مدیر چیست؟

یکی از پیام‌های مهم کتاب این است که مدیر نباید تصور کند خودش تنها «صاحب داستان سازمان» است.

مدیر باید نقش یک شنونده، تسهیلگر و ایجادکننده گفت‌وگو را نیز ایفا کند.

یک مدیر اثربخش می‌پرسد:

کارکنان چه تجربه‌ای دارند؟
مهم‌ترین نگرانی آنها چیست؟
چه چیزی باعث مقاومت آنها شده است؟
چه چیزی به کار آنها معنا می‌دهد؟
چه داستان‌هایی درباره سازمان بین کارکنان رایج است؟
چگونه می‌توان یک داستان بهتر برای آینده ساخت؟



۵. داستان‌های سازمانی چگونه به تغییر مرتبط می‌شوند؟

فرض کنید سازمانی قصد دارد دیجیتالی شود.

مدیریت می‌گوید:

«تحول دیجیتال باعث افزایش بهره‌وری خواهد شد.»

اما کارکنان ممکن است داستان دیگری داشته باشند:

«تحول دیجیتال یعنی تعدیل نیرو.»

یا:

«ما قبلاً هم چنین پروژه‌ای داشتیم که شکست خورد.»

در این شرایط، مشکل فقط فنی نیست؛ بلکه یک مشکل روایتی و انسانی نیز وجود دارد.

بنابراین مدیر باید ابتدا این داستان‌ها را بشناسد و سپس از طریق مشارکت و گفت‌وگو، معنای جدیدی از تغییر ایجاد کند.



۶. مفهوم مهم: Story Mediator

یکی از مفاهیم مهم کتاب، میانجی یا تسهیلگر داستان است.

این فرد به سازمان کمک می‌کند تا:

داستان‌های مختلف را بشنود؛
دیدگاه‌های متفاوت را کنار هم قرار دهد؛
نقاط مشترک را پیدا کند؛
تعارض‌ها را آشکار کند؛
گفت‌وگو ایجاد کند؛
و در نهایت به شکل‌گیری یک روایت مشترک کمک کند.

این نقش می‌تواند در مدیریت تغییر، توسعه سازمانی، منابع انسانی و مشاوره مدیریت بسیار مهم باشد.



۷. مفهوم مهم: Collaborative Story Craft

یکی از بخش‌های کاربردی کتاب، استفاده از داستان‌گویی مشارکتی به‌عنوان یک ابزار مداخله سازمانی است.

در این رویکرد، داستان‌های افراد جمع‌آوری و بررسی می‌شوند تا مشخص شود:

چه چیزی در سازمان وجود دارد؟

چه چیزی مشکل‌ساز است؟

چه چیزی باید تغییر کند؟

و مهم‌تر از همه:

چه سازمانی می‌خواهیم در آینده داشته باشیم؟

بنابراین داستان‌گویی صرفاً یک فعالیت ادبی نیست؛ بلکه می‌تواند به یک ابزار مدیریتی برای شناخت و تحول سازمان تبدیل شود.



۸. مهم‌ترین درس کتاب برای مدیریت منابع انسانی

منابع انسانی فقط با قرارداد، حقوق، پاداش و ارزیابی عملکرد مدیریت نمی‌شود.

انسان‌ها نیاز دارند:
شنیده شوند؛
دیده شوند؛
احساس تعلق داشته باشند؛
کار خود را معنادار بدانند؛
در تصمیم‌ها مشارکت کنند؛
و احساس کنند بخشی از آینده سازمان هستند.

بنابراین:

مدیریت منابع انسانی موفق، علاوه بر مدیریت رفتار، باید به مدیریت معنا و تجربه کارکنان نیز توجه کند.



۹. ارتباط کتاب با مدیریت تغییر

این کتاب به دانشجویان کمک می‌کند بفهمند چرا بسیاری از پروژه‌های تغییر با وجود داشتن منابع مالی و برنامه دقیق شکست می‌خورند.

زیرا ممکن است:

برنامه تغییر درست باشد، اما داستان تغییر پذیرفته نشده باشد.

برای مثال:

مدیریت:

«این تغییر برای افزایش بهره‌وری است.»

کارکنان:

«این تغییر برای کنترل بیشتر ماست.»

در اینجا دو روایت متفاوت وجود دارد.

مدیریت تغییر موفق باید این فاصله را شناسایی و از طریق گفت‌وگو، مشارکت و ایجاد معنای مشترک کاهش دهد.



۱۰. یک سؤال کلیدی برای مطالعه کتاب

هنگام مطالعه، همیشه این سؤال را در ذهن داشته باشید:

اگر من مدیر یک سازمان باشم، چگونه می‌توانم داستانی را که کارکنان درباره سازمان تعریف می‌کنند، بشنوم و چگونه می‌توانم آنها را در ساختن داستان آینده سازمان مشارکت دهم؟



۱۱. نکات کلیدی که دانشجویان باید از کتاب استخراج کنند

در پایان مطالعه، انتظار می‌رود بتوانید درباره مفاهیم زیر توضیح دهید:

Organizational Storytelling
Collaborative Storytelling
Organizational Identity
Organizational Change
Employee Experience
Meaning of Work
Story Mediator
Collaborative Story Craft
Organizational Culture
Employee Participation



۱۲. پرسش‌های پیشنهادی برای پیش‌مطالعه

دانشجویان محترم، قبل از مطالعه کتاب به این پرسش‌ها فکر کنید:

پرسش ۱

آیا داستان‌هایی که کارکنان درباره سازمان خود تعریف می‌کنند، می‌تواند بر عملکرد آنها اثر بگذارد؟ چرا؟

پرسش ۲

چرا ممکن است کارکنان در برابر یک تغییر منطقی و مفید مقاومت کنند؟

پرسش ۳

تفاوت «مدیریت کارکنان» با «شنیدن کارکنان» چیست؟

پرسش ۴

آیا مدیر باید داستان سازمان را خودش بسازد یا اجازه دهد کارکنان نیز در ساختن آن مشارکت کنند؟

پرسش ۵

چگونه می‌توان از داستان‌گویی برای مدیریت تغییر استفاده کرد؟

پرسش ۶

اگر شما مدیر یک سازمان باشید، چگونه داستان‌های پنهان کارکنان را کشف می‌کنید؟

پرسش ۷

آیا داستان‌گویی مشارکتی می‌تواند جایگزین برخی روش‌های سنتی مدیریت شود یا باید در کنار آنها استفاده شود؟



جمع‌بندی نهایی

این کتاب یک پیام مهم برای مدیران آینده دارد:

سازمان فقط چیزی نیست که در نمودار سازمانی دیده می‌شود؛ سازمان همان چیزی است که انسان‌های آن تجربه و روایت می‌کنند.

بنابراین مدیر اثربخش فقط کسی نیست که دستور بدهد و کنترل کند؛ بلکه کسی است که:

گوش می‌دهد → می‌فهمد → گفت‌وگو ایجاد می‌کند → مشارکت می‌دهد → معنای مشترک می‌سازد → و زمینه تغییر را فراهم می‌کند.

با این نگاه، داستان‌گویی از یک فعالیت ساده به یک ابزار راهبردی برای رهبری، مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمانی و مدیریت تغییر تبدیل می‌شود.
6🙏2
۲۰ ابزار عالی و رایگان برای دانشجویان
5
سن بیست سالگی یا هشتاد سالگی تفاوتی ایجاد نمی‌کند؛ هر فردی که فرآیند یادگیری را متوقف کند، پیر خواهد شد، اما هر کس به طور مستمر بیاموزد، جوان باقی خواهد ماند. مهم‌ترین اصل در زندگی، حفظ جوانی ذهن است.
20👍1
سلام و درود به همه دانشجویان محترم

با تشکر فراوان از تلاش تحسین برانگیز این دانشجوی محترم در خلاصه سازی کتاب
Forwarded from M M
عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی جناب استاد واقعن از شما سپاسگزار هستم بابت معرفی کتاب , Making Sense of Work Through Collaborative Storytelling
Forwarded from M M
واقعن کتاب جالب بود برای من از اینکه کتاب را که به زبان انگلیسی بود خوب درک کرده نتوانستم به ناچار از هوش مصنوعی کمک گرفتم و هوش مصنوعی هم یک خلاصه بسیار خوبی را تهیه کرد و من آن را مطالعه کردم و برایم بسیار آموزنده بود به همین خاطر فایل خلاصه فارسی کتاب را هم با شما شریک ساختم تا شما در صورتیکه لازم دید با بقیه محصلین و دانشجویان به اشتراک بگذارید
اول شهریورماه، زادروز حکیم بزرگ ایرانی ابوعلی سینا، به نام روز پزشک نام‌گذاری شده است؛ روز پاسداشت تلاش و فداکاری پزشکانی که برای سلامت جامعه گام برمی‌دارند.
در این روز، از زحمات و تلاش‌های بی‌وقفه همه پزشکان عزیز، به‌ویژه دانشجویان گرامی پزشک صمیمانه قدردانی می‌کنم و برایشان سلامتی، سربلندی و موفقیت روزافزون آرزومندم.

روز پزشک مبارک
6👎1