Drops of Jupiter
200 subscribers
85 photos
5 videos
35 links
پیله‌ات را بگشا،
تو به اندازه پروانه شدن، زیبایی🦋


صبا هستم، یک کرم ابریشم در تلاش برای پروانه شدن🐛
باعث افتخاره که در این مسیر همراهیم می‌کنید :))

کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
Download Telegram
یکی از چیزای کوچیکی که بهم حس خوبی میده، شنیدن صدای جاروی آقای پاکبان تو کوچه، در سکوت مطلق ساعتای نصف شبه؛ مثل الان: خِش..خشش..خشش

هردفعه که قبل خواب بشنومش میرم پشت پنجره تو تاریکی وایمیستم، همینطور که هوای خنک نصف شب رو نفس می‌کشم، نگاهش می‌کنم و به صدای جاروش گوش میدم و برای سلامتی و وسعت رزقش دعا می‌کنم :)

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
👍64
داشتم یادگار‌ی‌های دوران راهنماییمو نگاه می‌کردم
یه برگه بود که دوستام توش توصیفم کرده بودن، سه نفر بهم صفت مشاور/روانشناس داده بودن :))

یکی از معلم‌هام هم برام نوشته بود "در امیدوار کردن دیگران نسبت به زندگی موثر هستی" 🥺🥺

الان قلب‌قلبی و غرق در نوستالژی‌ام🫠♥️

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
6👍1
همینطور که می‌بینید، همزمان که دلم درحال ذوق کردن و نوستالژی بازیه، مغزم درحال انتخاب رشته‌است😂😂

دلم تو دوران راهنمایی و دبیرستانه، مغزم فوق لیسانس🫠

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
🥰4👍1🤩1
چطور میشه دلتنگ زمانی شد که توش نبودی؟ :)
چطور میشه دلتنگ جمعی شد که هیچوقت جزوش نبودی؟
یا حتی دلتنگ کسی که تاحالا ندیدی؟

چند روزی بود که نامه‌های قدیمی پسردایی مامانم به مامانم رو می‌خوندم (با اجازه مامانم البته😅)

پسردایی مامانم ۴۰ سال پیش، وقتی ۱۸ سالش بوده، از ایران میره و این نامه‌ها اکثرا مال سال‌های ۶۲ تا ۶۴ بودن، چندتایی هم برای اوایل دهه ۷۰.

طوری از خاطرات خوب زمانی که ایران بوده نوشته که دلم خواست منم جزو فامیل مامانم اینا بودم و منم همراهش دلم برای اون دوران تنگ می‌شد🫠

و یه جاهایی از تنهایی و دلتنگیش حسابی دلم کباب شد🥲
یه پسر ۱۹-۲۰ ساله تو کشور غریب که اون موقع زبانشونم بلد نبوده

مثل وقتی خبرای خیلی خوب یا خیلی بد فامیل بهش می‌رسیده و دور بوده (خبر فوت، خبر ازدواج)،

نگرانی وقتی که خبر بمبارون می‌شنیده،

وقتی گفته سر کلاس به جای اینکه به درس گوش کنم خاطرات ایران و دورهمی‌هامون رو مرور می‌کنم🥺،

وقتی سرکلاس هیچی از درس‌ها که فرانسوی بودن نمی‌فهمیده،

وقتی کسی از ایران و ایرانی بد می‌گفته و باهاش دعواش می‌شده،

وقتی نوشته بود صبح‌هایی که بیدار میشم و حالم خوب نیست، انقدر قربون صدقه‌های عمه (مامانبزرگ من🥲) رو برای خودم تکرار می‌کنم تا حالم خوب بشه و بتونم از جام پاشم،

وقتی از زحمتی که برای تلفن زدن به ایران می‌کشیده نوشته، برای اینکه فقط ۲-۵ دقیقه صحبت کنه و صدای همه رو بشنوه،

وقتی گفته روز عروسی افسانه (خاله من) همه فکر و ذکر و روحم پیش شما بود، انقدر که لابه‌لای درس‌هاش سر کلاس هی نوشته "Emrooz arousie Afsane ast"🥹

و وقتی از آرزوی روزی می‌نوشته که بیاد ایران و از نزدیک یه چیزایی رو تعریف کنه و دوباره دور هم جمع بشن، و منی که وقتی می‌خوندم، می‌دونستم هیچوقت نتونست بیاد🥲💔

و جالب اینجاست که من این پسردایی مامانم رو هیچ وقت از نزدیک ندیدم و فقط یه بار با تماس تصویری باهاش سلام علیک کردم، ولی احساس می‌کنم تو این مدت حسابی بهش نزدیک شدم، مخصوصا که وقتی این نامه‌ها رو می‌نوشته حدودا همسنای خودم بوده، یه‌کم کوچیکتر🥲
چون نامه‌هاش مثل داستان بود، خیلی روون، با جزئیات، مفصل و بامزه می‌نوشته و الان که نامه‌ها تموم شدن، حس تموم کردن یه کتاب رو دارم و دلم براش تنگ میشه🥹


پی‌نوشت: از بچگی نامه گرفتن جزو فانتزی‌هام بوده و هیچوقتم نگرفتم. بخاطر همین، دونه دونه باز کردن و خوندن این نامه‌ها خیلیی برام جذاب بود🥹

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
😢1
Drops of Jupiter
چطور میشه دلتنگ زمانی شد که توش نبودی؟ :) چطور میشه دلتنگ جمعی شد که هیچوقت جزوش نبودی؟ یا حتی دلتنگ کسی که تاحالا ندیدی؟ چند روزی بود که نامه‌های قدیمی پسردایی مامانم به مامانم رو می‌خوندم (با اجازه مامانم البته😅) پسردایی مامانم ۴۰ سال پیش، وقتی ۱۸ سالش…
.
قسمت مربوط به روز عروسی خالم رو براتون نوشتم :)) (پسردایی مامانم رشته کامپیوتر می‌خونده) :

"دائم تا چشم معلم را دور می‌دیدم جزو برنامه‌های کامپیوتر "امروز عروسی افسانه است" را هم می‌تپاندم و مضحک اینکه همکلاسیم سر رسید من هم اصلا حواسم نبود، لیست را دیده و معلم را صدا کرده بود و داشت سوال می‌کرد که این جمله Arousy Afssané یعنی چه، آخه زبان کامپیوتر به انگلیسی هست بنابراین خیلی پیش میاد که جملاتی را نمی‌فهمن. خلاصه من هم مقداری چرند گفتم و در همین ضمن اهالی همگی دور کامپیوتر ما جمع شده بودند و دائم تکرار می‌کردن Émrouz aroussy Afsane ast. من هم از شدت خنده و چرندیاتی که به اونها گفته بودم داشتم می‌مردم خلاصه با هر دردسری بود خلاص شدم و گفتم این یک پیغام خصوصی یا رمز مخصوص من هست... در هر حال الان بعد از یک روز، امروز صبح رفتم ۲-۳ تا از بچه‌ها گفتن "امروز عروسی افسانه است" من هم گفتم نه احمق‌ها دیروز بود تمام شد، البته به فارسی و باز همه سوال که چی گفتی و من هم گفتم هیچی گفتم عجب حافظه‌ای دارید ( :)) )
در هرحال تمام روح و حواسم اونجا بود امیدوارم که به خوبی و خوشی برگزار شده باشه و جای ما را هم خالی کرده باشید."

از بین همه نامه‌ها، فکر‌ کنم اینو از همه بیشتر دوست داشتم :))
البته همزمان غمگینم هم می‌کنه🫠

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
😢1
خدایی پاکت نامه (پُر البته 👀) خیلی جذابه🥹
دوباره نامه نوشتن رو مد کنید لطفا🫠
👍2
۱۲ تا ۱۸ ماه جون، هفته سلامت روان مردانه.

به این مناسبت می‌خوام طی چند پست از مسائل و سختی‌های مردان و پسران بگم، چون همچین حرفایی این روزا لابه‌لای امواج عظیم "حمایت از حقوق زنان" زیاد شنیده نمیشه

چند ساله من به این نتیجه رسیدم که مردا خیلی گناه دارن😅
شاید شنیدن این جمله تو این زمونه که همه جا صحبت از حقوق زنان و توانمندسازی زنان و فریاد افراطی‌هاست که میگن مردا حق ما زنا رو خوردن و مردا بدن و قلدرن و...، عجیب باشه.

تا جایی هم صحبت از سختی‌ها و مشکلات مردها میشه، یه سری خانم میان میگن پس ما زنا چی که این همه مشکل داریم و بهمون ظلم میشه؟! حالا این مردا این همه زندگی به نفعشون بوده، یه ذره سختی هم بکشن به جایی بر نمی‌خوره!

خانم‌های عزیز، از حقوق و مشکلات شما خیلی صحبت میشه، ولی مردا چی؟
حداقل برای زنان با وجود همه مسائلشون، یه فمنیسم هست که درموردشون صحبت کنه و مشکلاتشون رو به گوش دنیا برسونه
ولی کی از مردا میگه؟

و نگید که مردا که همه حقوق رو دارن و زندگیشون گل و بلبله چون اصلا نیست!
و اینو نتایج آماری هم به راحتی اثبات می‌کنه

یه جنبش مثل فمنیسم که ندارن،
کسی هم چیزی ازش بگه الان تو این طوفان حمایت از حقوق زنان سرکوبش میکنن میگن هیس الان نوبت زناست.

در حالی که صحبت کردن از مردها هیچ به معنی انکار سختی‌های زنان نیست!
میشه به هردو پرداخت و باهم رشد کرد، به همین سادگی

پس با ما همراه باشید🤓

#Dropsof_psychology 🧠
👍41🔥1
Drops of Jupiter
۱۲ تا ۱۸ ماه جون، هفته سلامت روان مردانه. به این مناسبت می‌خوام طی چند پست از مسائل و سختی‌های مردان و پسران بگم، چون همچین حرفایی این روزا لابه‌لای امواج عظیم "حمایت از حقوق زنان" زیاد شنیده نمیشه چند ساله من به این نتیجه رسیدم که مردا خیلی گناه دارن😅 شاید…
.
هرچی که در ادامه می‌خوام بگم ریشه در "مردانگی سمی" داره، پس اول ببینیم مردانگی سمی دقیقا یعنی چی:

مردانگی سمی همون کلیشه "مررد" بودنه که مردها رو به داشتن چنین صفاتی تشویق می‌کنه:

خشونت
کنترل یا خشونت جنسی
نشون ندادن یا سرکوب کردن احساسات
بیش از حد رقابتی بودن
نیاز به سلطه‌گری
انزوا
سطح همدلی پایین
تعصب و مردسالاری

یه مثالش شخصیه که به کسی که داره از خودش احساسات نشون میده، بگه "مرد باش!" که منظورش اینه که جمع کن خودتو و احساساتت رو پنهان کن. و همین برخوردها باعث شده که نشون دادن احساسات یا آسیب پذیری بنظر "غیر مردونه" بیاد.

وقتی یک پسر یا مرد دنیا رو از زاویه این صفات افراطی مردانه ببینه، یعنی از بچگی اینارو هی بهش القا کنن و بگن که باید اینجوری باشی، باید "مرررد" باشی، فکر می‌کنه که تنها درصورت داشتن این صفات افراطی مورد قبول دیگران واقع میشه

در نتیجه، مردها به سمت مردانگی سمی متمایل میشن
و پیامدهای منفی مردانگی سمی اول از همه برای خودشون چیه؟
.
.
با ما همراه باشید🤓

(منبع: MedicalNewsToday)

#Dropsof_psychology 🧠
👍4
Drops of Jupiter
. هرچی که در ادامه می‌خوام بگم ریشه در "مردانگی سمی" داره، پس اول ببینیم مردانگی سمی دقیقا یعنی چی: مردانگی سمی همون کلیشه "مررد" بودنه که مردها رو به داشتن چنین صفاتی تشویق می‌کنه: خشونت کنترل یا خشونت جنسی نشون ندادن یا سرکوب کردن احساسات بیش از حد رقابتی…
.
داشتیم می‌گفتیم مردانگی سمی پیامدهای مضری برای جامعه داره اما اول از همه برای خود مردها مضره، به این دلایل:

🔵سلامت جسمی:
مردانگی سمی مانع از این میشه که مردها به موقع برای دکتر رفتن اقدام کنن. با خودشون میگن چیزی نیست، خودش خوب میشه یا از پسش برمیام.
آمارها نشون میدن که بطور متوسط مردها درصورت مواجهه با مشکل فیزیکی و بیماری، ۷ هفته صبر میکنن تا شاید خودش بهتر شد و اگه نشد بعد از ۷ هفته براش اقدام می‌کنن! ۷ هفته!😐 (دوستای من میدونن من ۲ روز بعد از بروز علائم می‌پرم دکتر😂)

مردانگی سمی بطور کلی کمک خواستن رو نشونه ضعف، بی‌کفایتی و "به اندازه کافی مرد نبودن" میدونه.

🔵سلامت روانی:
پسرها و مردان تحت فشار رسیدن به استانداردهای "مردانگی" (بخونید مردانگی سمی) معمولا دچار این مشکلات روانی میشن:

- افسردگی (که ممکنه تا خودکشی پیش بره)
- عزت نفس پایین در ارتباط با شکل بدنشون
- عملکرد اجتماعی ضعیف
- اضطراب
- سو مصرف مواد
- سرکوب احساسات

به همون دلیل بالا که مردها به دکتر مراجعه نمی‌کنن، نه تنها به رواندرمانگر هم مراجعه نمی‌کنن، بلکه با کس دیگه‌ای مثلا دوست و خانواده هم راجع به مشکلاتشون صحبت نمی‌کنن.
همه میدونن زنان چقدر با همدیگه درد و دل می‌کنن ولی محور اصلی گفتگوهای مردان باهم حول ورزش، سیاست، اقتصاد و کار می‌چرخه و کمتر پیش میاد از خودشون باهم صحبت کنن. بخاطر همین دوستی‌های زنان عمیق‌تر و صمیمی‌تره.

آمارها نشون میدن که بطور کلی نرخ اقدام به خودکشی بین زنان از مردان بیشتره اما نرخ خودکشی‌های موفق در بین مردان ۴ برابر زنانه. یک دلیلش هم اینه که مردا کمتر نشانه‌هاش رو در ظاهر نشون میدن یا درموردش با کسی صحبت می‌کنن.

ادامه دارد...👀

منابع:
MedicalNewsToday
ADAA

#Dropsof_psychology 🧠
👍2👏1
Drops of Jupiter
. داشتیم می‌گفتیم مردانگی سمی پیامدهای مضری برای جامعه داره اما اول از همه برای خود مردها مضره، به این دلایل: 🔵سلامت جسمی: مردانگی سمی مانع از این میشه که مردها به موقع برای دکتر رفتن اقدام کنن. با خودشون میگن چیزی نیست، خودش خوب میشه یا از پسش برمیام. آمارها…
.
و اما درمورد سرکوب احساسات

بنظر من یکی از بدترین پیامدهای مردانگی سمی، همین سرکوب و نادیده گرفتن احساساته.

ما وقتی می‌خوایم احساس و تجربه درونیمون رو نادیده بگیریم، حواس خودمون رو با یه کاری پرت می‌کنیم
و از اونجایی که این پدیده در مردان بیشتر دیده میشه (چون بیشتر مایل به نادیده گرفتن احساساتشونن)،

اعتیاد به مواد مخدر و الکل،
اعتیاد به فعالیت‌های جنسی،
اعتیاد به کار و مشغولیت بیش از حد،
غرق شدن در بازی‌های ویدیوئی و
فعالیت‌های خطرناک مثل رانندگی با سرعت خیلی زیاد

بین مردان شایع‌تره چون هرکدوم از این فعالیت‌ها به نوعی حواس آدم رو از احساساتی که داره تجربه می‌کنه پرت می‌کنن و ارتباطش رو با زمان حال و زندگی واقعی، قطع می‌کنن.

یه دلیل اینکه مردها به این فعالیت‌های اصطلاحا "بی‌حس کننده" رو میارن اینه که از افکار و احساساتی که دارن تجربه می‌کنن و نمی‌خوان بپذیرن فرار کنن و یه دلیلش هم بخاطر بی‌حس کردن درد و فشاریه که رو دوششونه.
مثل فشار اقتصادی در عین تامین کننده بودن،
فشار تکیه‌گاه بودن بدون تکیه‌گاه داشتن،
فشار انتظار جامعه و دیگران از اینکه خستگی‌ناپذیر و قوی باشن،
فشار جنسی مجردا،
و...

و مشکل اینجاست که فکر می‌کنن باید احساسات و دردهاشون رو تنهایی به دوش بکشن، بخاطر همین اونارو با کسی در میون نمیذارن. می‌ترسن از اینکه همچین حرفایی بزنن و قضاوت بشن.

و جالب اینجاست که من هم بین ایرانی‌ها و هم بین خارجی‌ها این موضوع رو دنبال کردم و در هر دو جامعه صحبت‌ها عینا مثل هم بود.

مردا می‌گفتن اینا همه‌اش حرفه و زنا دنبال مرد قوی و حمایتگر می‌گردن که بهش تکیه کنن و تا کوچیکترین احساس و ضعف و آسیب پذیری‌ای نشون بدی، پس‌ات می‌زنن.

و زنا بهشون جواب داده بودن که اصلا هم اینطور نیست و اتفاقا مردی که احساسات و آسیب‌پذیری‌هاش رو نشون میده نه تنها ضعیف نیست بلکه بنظر ما قوی‌تر و جذاب‌ترم هست.
ولی مردا باور نمی‌کردن

قبول دارم که بعضی زن‌ها همونطوری هستن که اون مردا فکر می‌کردن، اما بدونید که همچین رابطه‌ای سالم نیست.

بخاطر همین خیلی مهمه که خانم‌ها به مردهای زندگیشون (همسر، پدر، برادر) نشون بدن که شنونده امنی هستن، که درکشون می‌کنن، که تنها نیستن و لازم نیست تنهایی بار دنیا رو به دوش بکشن.
و البته که بسته به نوع تربیت مرد از بچگی، طول می‌کشه تا باور کنن و اعتماد کنن و کم‌کم خودشون رو ابراز کنن.

و مهمه که مردها بدونن که جدا از دوست و خانواده، همیشه میتونن رو کمک یک درمانگر یا مشاور حساب کنن.🍀

فردا با آخرین پست این مبحث، با ما همراه باشید🤓

#Dropsof_psychology 🧠
👍3
Drops of Jupiter
. و اما درمورد سرکوب احساسات بنظر من یکی از بدترین پیامدهای مردانگی سمی، همین سرکوب و نادیده گرفتن احساساته. ما وقتی می‌خوایم احساس و تجربه درونیمون رو نادیده بگیریم، حواس خودمون رو با یه کاری پرت می‌کنیم و از اونجایی که این پدیده در مردان بیشتر دیده میشه…
.
خب حالا راه حل چیه؟

اول آگاه بشید از وضع آمار سلامت مردان، اینکه چقدر مشکلاتتون عامه و تنها نیستید.
آگاه بشید به ویژگی‌های مردانگی سمی و اینکه چقدر مضر و چقدر بیخود و غیرمنطقیه.

قدم بعدی عمل‌ نکردن طبق انتظارات مردانگی سمیه، البته تا حد اعتدال!
من نمیگم کلا لطیف و حساس بشید😅
میگم ویژگی‌هایی مثل خشونت، قدرت و قاطعیت به وقتش خیلی هم خوب و لازمه
اما لازم نیست همیشه قوی باشید
لازم نیست همیشه خشن و زمخت باشید
لازم نیست دردتون رو پنهان کنید
اشکالی نداره اگه احساس فشار، درد، غم یا اضطراب دارید
اشکالی نداره که گریه کنید
اشکالی نداره گاهی خسته بشید
اشکالی نداره که کمک بگیرید
کاملا طبیعیه که درخواست محبت کنید
کاملا طبیعیه که به عزیزانتون محبت کنید
هیچکدوم اینا نشونه ضعف نیست

نکته خیلی مهم اینه که راجع به همه این موضوعات و مشکلاتتون صحبت کنید! باهمدیگه، با دیگران، تو رسانه‌ها و فضای مجازی
شما میگید همه جا از زنان صحبت میشه، هیچکس به ما اهمیت نمیده، ما له هم بشیم مهم نیست و...

خب برادران!😅 خودتون باید صحبت کنید! خودتون شروع کنید. شما خودتونم از مشکلات خودتون نمیگید و میخواید نادیده بگیریدشون، چطور انتظار دارید بقیه اهمیت بدن یا اصلا خبر داشته باشن؟
من مطمئنم خیلیا تاحالا به این چیزایی که گفتم فکر نکردن، تا حالا از این دید نگاه نکرده بودن و بخاطر همین، حمایت نکردنشون از ناآگاهیه، نه از رو دونستن و نخواستن
مطمئنم وقتی شروع کنید، برخلاف چیزی که بنظر میاد، نه تنها مردهای دیگه بلکه خیلی از زن‌ها هم ازتون حمایت میکنن

هرچقدر من و زنان دیگه اینارو بگیم کافی نیست. تا خودتون نخواید، شروع نکنید و این چرخه معیوب رو نشکنید، تغییری ایجاد نمیشه.

به امید اینکه این بار برای خودتون تلاش کنید تا در آینده هم پسرانتون تربیت سالم‌تری داشته باشن🍀

#Dropsof_psychology 🧠
👍1
بعنوان حسن ختام می‌خوام یک برش از کتاب "خانه لهستانی‌ها" رو بذارم که از زبون سهرابه که یه پسربچه دبستانیه و با خوندنش حقیقتا دلم براش کباب شد و میدونم که این در واقع از زبون احتمالا بیشتر پسراست🫠:

" سه-چهار ساله که بودم، وقتی چیزی پیش می‌آمد که اشکم را درمی‌آورد، مادرم نوازشم می‌کرد و این نوازش مثل چسب زخم بود. مثل این بود که زمین خورده باشی و آرنجت کمی زخمی شده باشد، بعد چسب زخم بگذاری رویش تا خونت بند بیاید. وقتی بزرگتر شدم، مثل همه آدم‌ها، وقت‌هایی بود که دلم می‌خواست گریه کنم. اما بزرگ شده بودم و مادرم مثل قدیم نوازشم نمی‌کرد. راه حلش، به سادگی، این بود که می‌رفتم روی پشت بام یا هر جای کوفتی دیگری که کسی مزاحمم نباشد و خودم، خودم را نوازش می‌کردم. یعنی با یک دستم دست دیگرم را نوازش می‌کردم، ولی این همیشه یک راز ماند. هیچوقت کسی نفهمید که من برای آرام کردن خودم وقت ناراحتی چیکار می‌کنم. لازم هم نبود کسی بداند. مهم این بود که من با این کار آرام می‌شدم. نه اینکه بخواهم بگویم مادرم پاک نوازش کردن من را فراموش کرده بود. شب‌ها وقتی خیال می‌کرد من خوابم، سرم را نوازش می‌کرد. من هم کیف می‌کردم و به روی خودم نمی‌آوردم."

[خانه لهستانی‌ها - مرجان شیرمحمدی]

پی‌نوشت: قبلا نسبت به فکر پسر داشتن خنثی بودم ولی سهراب باعث شد واقعا دلم بخواد در آینده پسر دار بشم🥹

#Dropsof_books 📚
👍2
فکر نمی‌کنم اصلا ممکن باشه ولی خیلی دوست دارم مشاور یا حداقل معلم مدرسه پسرونه باشم؛ ترجیحا متوسطه یک و دو🫠😂

اگه ممکن بود، بنظرتون من تو مدرسه پسرونه موفق می‌شدم؟😂
👍4
چرا افراط در کمک نگرفتن از دیگران نشونه مشکله؟
بعضی‌ها حاضرن تمام زندگی‌شون رو ببازن ولی اصطلاحا به کسی رو نندازن. یه وقتایی این مسأله قابل درکه ولی وقتی افراطی بشه یعنی «پذیرش اینکه ممکنه من در زمینه‌ای کامل نباشم و ضعیف باشم برای من اضطراب آوره.» و اون آدم حاضره بمیره ولی حتی فکر اینکه ضعفی داره رو هم نکنه.
تو اتاق درمان سرنخ این اضطراب رو می‌گیریم و تا ریشه می‌ریم.


#روان‌شناسی
#مکانیسم‌های_دفاعی
#ISTDP

@yekravanshenaas
1
امروز رفته بودم آزمایش خون بدم، یاد اولین باری که خون دادم افتادم.
۶-۷ سالم بود، برای ورود به کلاس اول.

خانمه که ازم خون گرفت خیلی مهربون بود، فهمید اولین بارمه گفت بهت جایزه میدم، قرار بود برام یه چسب زخم کارتونی بچسبونه ولی دوتا بهم داد و گذاشت خودم انتخابشون کنم🥹

یکی سبز که روش پروانه های نارنجی داشت
یکی هم صورتی که روش شخصیتای وینی پو داشت🥹

یادمه سبزه رو نمی‌کندم😭😂
تا چند روز همینجوری مونده بود رو دستم و چسبش دیگه داشت متلاشی می‌شد😂

می‌رفتم مدرسه به بچه‌ها نشون می‌دادم🥹

داشتم فکر می‌کردم چه راحت میشه برای بچگی آدما خاطرات خوب ساخت🥲🦋

#Dropsof_me 🧚🏻‍♀️
🥰6👍21
🔰۱۸۹-چرا در آیاتی از قرآن که در آنها سخن از امر به معروف و نهی از منکر به میان آمده، معروف بر منکر مقدم شده است: «يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ»؟

🔹خداوند ابتدا ما را به انجام معروف فرامی‌خواند، سپس از ارتكاب منكر نهی می‌فرماید .
این مطلب حاكی از آن است كه تا زمانی كه دری را باز نكنیم، نباید دری دیگر را ببندیم. تا وقتی كه فضا را برای انجام اعمال نیكو مهیا نكنیم، نمی‌توانیم جلوی ارتكاب منكر را بگیریم.
سزا نیست دلسوزان و مصلحان اجتماعی به مردم بگویند كه كارهای زشت و ناپسند را انجام ندهید، اما وقتی از ایشان پرسیده شود چه كاری به جای آن‌ها انجام دهیم؟
هیچ پیشنهادی نداشته باشند و اعمال معروفی را به جای منكرات معرفی نكنند. متأسفانه بسیاری از والدین فقط به فرزند خود می‌گویند كه چه كاری نكند، اما وقتی فرزندشان از ایشان می‌پرسد كه:
«پس به جای آن كار چه كار كنم؟»، از پاسخ درمی‌مانند!

بنابراین بایستی ابتدا درِ معروف را به روی جامعه گشود و مردم را به كار خیر و نیك دعوت كرد، سپس راه منكر را مسدود كرد و مردم را از ارتكاب ناپسندی‌ها بازداشت. اگر زبان نهی بر زبان امر مقدم شود، دین‌گریزی و معروف‌ستیزی در میان مردم رواج می‌یابد و ارزش و جایگاه معروف از بین می‌رود. این روش صحیح تربیت است كه خداوند در ارتباط با بندگانش به كار می‌گیرد.


کتاب مشکاة، تفسیر قرآن کریم، ج۱۶، صص ۲۴۹-۲۴۸.
#پرسش‌ازمشکاة
#کتاب_مشکاة_جلد16

@MohammadaliAnsari
👍4👎2
شبیه انیمه‌هاست🥲🍃

📍سواد کوه - مازندران

#Dropsof_beauty 📸
4👍3🤩1
ورکشاپ پازل علاقه مدرسه هاوین که من دو سال پیش شرکت کردم، خیلی در پیدا کردن علاقه و مسیر شغلی مناسبم بهم کمک کرد و یکی از عواملی بود که در نهایت منجر به تغییر رشته‌ام شد.

امسال هزینه‌اش بالای ۲ میلیون شده ولی الان تخفیف ۸۵٪ گذاشته و شده ۳۳۶ تومن.

گفتم شاید شما هم مثل قدیم من سردرگم باشید و لازم داشته باشید بدونید علاقه‌اتون تو چه زمینه‌ایه، چه کاری خوشحالتون می‌کنه و باید برای چی تلاش کنید؟
یا کسی رو بشناسید که لازم داشته باشه و بتونید بهش اطلاع بدید
یا حتی والد باشید و بخواید الان یا در آینده به فرزندتون کمک کنید از اول در مسیر علاقه‌اش قدم بذاره

بخاطر همین لینک ثبت نامش رو براتون میذارم:

https://havinschool.com/course/passion-puzzle-workshop/?fbclid=PAAaZYM6OWeZmJ07MMwe9EQhfEEiZJ--1oLZamlCsbxIhH-wX_FqszVl8nYuM
👍1
دیروز، ۲۷ ژوئن، روز جهانی آگاهی بخشی درمورد PTSD بود.
یعنی اختلال استرس پس از سانحه.

افرادی که درگیر این اختلال هستن یک بحران یا سانحه شدید رو در گذشته تجربه کردن و انقدر براشون سنگین بوده که انگار ذهنشون تو اون سانحه گیر می‌کنه و هر از گاهی صحنه‌هایی از اون سانحه رو تو ذهنشون دوباره تجربه می‌کنن و دچار اضطراب شدید و حملات اضطرابی میشن، انگار که واقعا دوباره داره براشون اتفاق می‌افته.

نمونه خیلی رایجش در سربازهاییه که از جنگ برمی‌گردن، مثلا با هر صدای بلندی(مثل شکستن ظرف) واکنش شدیدی نشون میدن؛ همون واکنشی که تو جبهه به بمب و تیراندازی نشون می‌دادن و اون صحنه‌ها تو ذهنشون تکرار می‌شه.
یا قربانیان تجاوزی که وقتی کسی لمسشون می‌کنه، بدنشون یخ می‌کنه، قفل می‌شه، به نفس نفس می‌افتن، تپش قلب می‌گیرن و...

بعضیا هم به جای اینکه مضطرب بشن، بخاطر شوکی که تجربه کردن کلا بی‌حس میشن، انگار که یه آدم یخی یا آدم آهنی باشن، هیچ احساس و هیجانی بروز نمیدن.

اما اگه سانحه انقدر شدید بوده باشه که یادآوریش از حد توان روانی فرد فراتر باشه، یعنی تحمل یادآوریش رو نداشته باشه، بعنوان یه مکانیزم دفاعی، دچار فراموشی میشه و فقط صحنه‌هایی پراکنده از تجربه‌ای که بهش گذشته رو یادش میاد، طوری که خیلی نفهمه که داستان چی بوده و چی شده، تا کم‌کم یادش بیاد طوری که روانش توان پذیرشش رو داشته باشه.

در کل PTSD مدل‌ها و علائم مختلفی داره، اینا بعضی‌هاش بودن.

حالا می‌خواستم چندتا کتاب و فیلم و سریال معرفی کنم که شخصیت‌های اصلیشون دچار PTSD هستن:

کتاب
ناتور دشت
الینور آلیفنت کاملا خوب است
مزایای منزوی بودن
دروغ‌های کوچک بزرگ
ما دروغگو بودیم
صدای آرچر

سریال
The end of the f×××ing world
Big little lies
Fruits Basket

فیلم
A beautiful young mind (X&Y)
The perks of being a wallflower

#Dropsof_psychology 🧠
#Dropsof_books 📚
#Dropsof_movies 🎬
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مثلا وقتی جیمز از سریال The end of the f×××ing world بچه بوده، مامانش جلوش خودکشی می‌کنه و از اون موقع دچار PTSD ئه، از اون مدلش که باعث بی‌حسی هیجانی میشه.

میگه ۸ سالم بود که فهمیدم اصلا حس طنز ندارم
و از وقتی می‌بینه هیچ هیجانی رو احساس نمی‌کنه، می‌افته دنبال کارایی که شاید باعث بشه احساسی رو تجربه کنه.

مثلا دست خودش رو می‌سوزونه که شاید چیزی احساس کنه
یا حیوونا رو می‌کشه که شاید چیزی احساس کنه
و وقتی می‌بینه اینا جواب نمیده، فکر می‌کنه که اگه آدم بکشه شاید چیزی احساس کنه..🔪

#Dropsof_psychology 🧠
#Dropsof_movies 🎬
👍2