دادنامه تحلیلی و مفصل به شماره ۴۸۸۷ - ۱۴۰۰ مورخ ۲۰ - ۷- ۱۴۰۰ از شعبه ۳۰ دادگاه عمومی حقوقی شهرستان کرج در مورد مفهوم، مصادیق و ضابطه تلف حکمی از منظر فقهی و نظام تقنینی.
از دادنامه ۳۰ صفحهای، ۱۱ صفحه انتخاب و به اشتراک گذاشته شده است. تحلیل دادگاه مناسب است؛ ولی پرداختن به مباحث نظری و آوردن تمامی مطالب مربوط به قاعده اختلال نظام و نظریه عدم قابلیت استناد و غیره، با وجود تحقیقات مفصلی که در این باره صورت گرفته، ضرورتی نداشت؛ بلکه دادگاه میتوانست استنباط و استدلال خود را بهطور خلاصه ذکر کرده و برای مبانی و مصادیق و قلمرو بحث به منابع موجود ارجاع میداد؛ بهویژه آنکه دادنامه برای عموم مردم نوشته میشود و شان آن با مقاله پژوهشی یا کتاب متفاوت است. به هر حال، نباید از نکات مثب رای و مستند و مستدل بودن دادنامه صادره از محکمه بدوی گذشت؛ تلاش دادگاه و قدرت استدلال و استنباط قاضی محترم ستودنی است. چنین آرایی در نظام حقوقی کم است.
از دادنامه ۳۰ صفحهای، ۱۱ صفحه انتخاب و به اشتراک گذاشته شده است. تحلیل دادگاه مناسب است؛ ولی پرداختن به مباحث نظری و آوردن تمامی مطالب مربوط به قاعده اختلال نظام و نظریه عدم قابلیت استناد و غیره، با وجود تحقیقات مفصلی که در این باره صورت گرفته، ضرورتی نداشت؛ بلکه دادگاه میتوانست استنباط و استدلال خود را بهطور خلاصه ذکر کرده و برای مبانی و مصادیق و قلمرو بحث به منابع موجود ارجاع میداد؛ بهویژه آنکه دادنامه برای عموم مردم نوشته میشود و شان آن با مقاله پژوهشی یا کتاب متفاوت است. به هر حال، نباید از نکات مثب رای و مستند و مستدل بودن دادنامه صادره از محکمه بدوی گذشت؛ تلاش دادگاه و قدرت استدلال و استنباط قاضی محترم ستودنی است. چنین آرایی در نظام حقوقی کم است.
رای وحدت رویه امروز سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۲:
عدم رعایت تبصره الحاقی به ماده ۱۸ ق.م.ا. و تعیین حبس بیش از حداقل مجازات مقرر در قانون (بدون ذکر علت)، منطبق باقسمت اخیر بند چ ماده ۴۷۴ ق.آ.د.ک. و از موارد تجویز اعاده دادرسی اعلام شد.
عدم رعایت تبصره الحاقی به ماده ۱۸ ق.م.ا. و تعیین حبس بیش از حداقل مجازات مقرر در قانون (بدون ذکر علت)، منطبق باقسمت اخیر بند چ ماده ۴۷۴ ق.آ.د.ک. و از موارد تجویز اعاده دادرسی اعلام شد.
1_6257477032.pdf
377.8 KB
دادنامه شماره 140001390003514887 مورخ 20-07-1400 از شعبه ۳۰ دادگاه عمومی حقوقی کرج در مورد تحلیل مبانی، مصادیق و معیار تحقق تلف حکمی در فقه اسلامی و نظام حقوقی
دادنامه شماره 140239390001194512، موضوع پرونده کلاسه 140139920000671902، صادر شده از شعبه چهارم دادگاه عمومي حقوقي شهرستان بوشهر در مورد ملاک تقویم خسارت و ضابطه «قیمت روز اجرای حکم» به جهت فاصله بسیار زیاد شاخص رسمی بانک مرکزی با تورم عرفی واقعی و به استناد تبصره ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری در فرض مستحق للغیر درآمدن مبیع
خواهان: آقای توحيد...
خوانده: خانم مهرنوش...
خواسته ها: 1. اعلام بطلان معامله2. مطالبه خسارت3. استرداد ثمن معامله4. ابطال قرارداد (مالي)5. ابطال سند (موضوع سند مالي نيست).
رای دادگاه
راجع به دادخواست توحید... به طرفیت مهرنوش... مبنی بر ۱- تایید بطلان بیع فی ما بین اصحاب دعوا در خصوص یک قطعه زمینبه مساحت ۳۷۸ متر مربع قسمتی از پلاک ثبتی ۳۴۰۴؛ ۲- ابطال مبایعه نامه عادی مورخ ۹۱/۱۱/۱۵ موضوع معامله مذکور؛ ۳- ابطال اقرارنامه رسمی به بیع مورخ ۹۱/۱۱/۱۵ به شماره ۲۲۳۱۵؛ ۴- استرداد ثمن معامله به مبلغ ۱۷۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال؛ ۵- مطالبه غرامات وارده ناشی از مستحق للغیر درآمدن مبیع با جلب نظر کارشناس به انضمام متفرعات دعوی؛ مخلص کلام وکیل خواهان که در دادخواست تقدیمی منعکس گردیده این میباشد که مطابق مبایعهنامه و اقرارنامه رسمی مورد اشاره آنچه از سوی خوانده به موکل در ازاء مبلغ ۱۷۰/۰۰۰/۰۰۰ریال که تماماً نیز دریافت نموده، واگذار شد، جزء اراضی ملی و به عبارت دیگر متعلق به غیر میباشد و وکیل خوانده دعوی طی صورت جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱ ضمن اذعان به تعلق ملک به دولت مدعی طرح دعوی در این خصوص علیه منابع طبیعی و آبخیزداری گردید که با وجود صدور اخطاریه جهت ارائه گواهی طرح دعوی، اقدامی به عمل نیاورد. از طرفی کارشناس مربوطه میزان کاهش قدرت خرید ثمن پرداختی را ۱۵/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال اعلام نمود که مصون از مناقشه باقی ماند و مورد پذیرش دادگاه نیز واقع شد، هم اکنون مجالی ست تا در خصوص ملاک « قیمت روز اجرای حکم» صحبت شود. منظور از قیمت مذکور اینست که ملاک محاسبه، روز پرداخت و اجرای حکم دادگاه است؛ نه زمان وقوع فعل زیانبار یا زمان صدور حکم . مبانی توجیهی آن نیز شامل اصل جبران کامل یا به تعبیر دیگر «جبران خوب» یا «جبران کارآمد» خسارت ، اصل جبران فوری خسارت، اصل انصاف، قاعده لا ضرر، قاعده احترام مال به مردم و ضرورت جبران کاهش ارزش پول می باشد. شیوه جبران نقدی خسارت به صورت پرداخت وجه رایج کشور صورت میگیرد. از یک طرف پول از جمله امور اعتباری و قیمی است که تاخیر در پرداخت آن، به ویژه در وضعیت تورمی فعلی، منجر به ایجاد خسارت به زیان دیده میشود و از طرف دیگر، عقیده بر امکان جبران خسارت تاخیر وارده به وی، از طریق ساز و کار پیش بینی شده در ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی نیز، به لحاظ فاصله بسیار زیاد شاخص رسمی بانک مرکزی با تورم عرفی واقعی، نمیتواند جبران کننده زیان واقعی وارده به زیان دیده باشد. حقوق ما نیز با ملاک موضوع بحث بیگانه نسیت به طوری که در مواد ۳۱۲ قانون مدنی و تبصره ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری به آن اشاره شده است. البته قائل به اختصاص تبصره ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری به موارد کیفری برداشت نادرست و اشتباهی بزرگ است؛ چرا که علی الاصول در امور کیفری نیز هر جا نیازمند پرداخت قیمت باشد می بایست، دادخواست، مطابق مقررات حاکم و دعاوی حقوقی تنظیم و تقدیم شود. بنابراین از آنجایی که ملاک زمان تقویم خسارت وارده در جای دیگری از قواعد حاکم بر مسئولیت مدنی بیان نگردیده، حکم به جبران خسارت مطابق قیمت زمان اجرای حکم، با اصول کلی و منطق حقوقی مسئولیت مدنی و اصل جبران کامل خسارت منطبق می باشد. مضافا اینکه ملاک مذکور، مانع سوء استفاده سودجویان عامل زیان خواهد بود؛ چرا به جای ترغیب آنان به وارد نمودن زیان مضاعف از طریق به تاخیر انداختن پرداخت خسارت، آنان را به فکر پرداخت فوری آن خواهد انداخت. بر همین اساس میتوان گفت در حقوق ملاک تقویم خسارت، همانطور که در خصوص پرداخت دیه نیز رویه قضایی به همین سمت سوق پیدا کرده در «زمان اجرای حکم» لحاظ شده است. درخصوص مفهوم خسارت نیز در حقوق و منابع اسلامی در برگیرنده کلیه ضرر و زیان های وارده به اشخاص است و شامل تمام اسباب ضمان قهری به استثناء استیفاء مشروع که ناشی از اذن است خواهد شد و حتی در برگیرنده اجرت المثل اموال نیز به استثناء اجرت المثل ناشی از استیفاء مشروع خواهد شد؛ چرا که اجرت المثل نیز در همه موارد به جز استثناء مورد اشاره ماهیتاً داخل در عنوان «خسارت» است.
خواهان: آقای توحيد...
خوانده: خانم مهرنوش...
خواسته ها: 1. اعلام بطلان معامله2. مطالبه خسارت3. استرداد ثمن معامله4. ابطال قرارداد (مالي)5. ابطال سند (موضوع سند مالي نيست).
رای دادگاه
راجع به دادخواست توحید... به طرفیت مهرنوش... مبنی بر ۱- تایید بطلان بیع فی ما بین اصحاب دعوا در خصوص یک قطعه زمینبه مساحت ۳۷۸ متر مربع قسمتی از پلاک ثبتی ۳۴۰۴؛ ۲- ابطال مبایعه نامه عادی مورخ ۹۱/۱۱/۱۵ موضوع معامله مذکور؛ ۳- ابطال اقرارنامه رسمی به بیع مورخ ۹۱/۱۱/۱۵ به شماره ۲۲۳۱۵؛ ۴- استرداد ثمن معامله به مبلغ ۱۷۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال؛ ۵- مطالبه غرامات وارده ناشی از مستحق للغیر درآمدن مبیع با جلب نظر کارشناس به انضمام متفرعات دعوی؛ مخلص کلام وکیل خواهان که در دادخواست تقدیمی منعکس گردیده این میباشد که مطابق مبایعهنامه و اقرارنامه رسمی مورد اشاره آنچه از سوی خوانده به موکل در ازاء مبلغ ۱۷۰/۰۰۰/۰۰۰ریال که تماماً نیز دریافت نموده، واگذار شد، جزء اراضی ملی و به عبارت دیگر متعلق به غیر میباشد و وکیل خوانده دعوی طی صورت جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۱ ضمن اذعان به تعلق ملک به دولت مدعی طرح دعوی در این خصوص علیه منابع طبیعی و آبخیزداری گردید که با وجود صدور اخطاریه جهت ارائه گواهی طرح دعوی، اقدامی به عمل نیاورد. از طرفی کارشناس مربوطه میزان کاهش قدرت خرید ثمن پرداختی را ۱۵/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال اعلام نمود که مصون از مناقشه باقی ماند و مورد پذیرش دادگاه نیز واقع شد، هم اکنون مجالی ست تا در خصوص ملاک « قیمت روز اجرای حکم» صحبت شود. منظور از قیمت مذکور اینست که ملاک محاسبه، روز پرداخت و اجرای حکم دادگاه است؛ نه زمان وقوع فعل زیانبار یا زمان صدور حکم . مبانی توجیهی آن نیز شامل اصل جبران کامل یا به تعبیر دیگر «جبران خوب» یا «جبران کارآمد» خسارت ، اصل جبران فوری خسارت، اصل انصاف، قاعده لا ضرر، قاعده احترام مال به مردم و ضرورت جبران کاهش ارزش پول می باشد. شیوه جبران نقدی خسارت به صورت پرداخت وجه رایج کشور صورت میگیرد. از یک طرف پول از جمله امور اعتباری و قیمی است که تاخیر در پرداخت آن، به ویژه در وضعیت تورمی فعلی، منجر به ایجاد خسارت به زیان دیده میشود و از طرف دیگر، عقیده بر امکان جبران خسارت تاخیر وارده به وی، از طریق ساز و کار پیش بینی شده در ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی نیز، به لحاظ فاصله بسیار زیاد شاخص رسمی بانک مرکزی با تورم عرفی واقعی، نمیتواند جبران کننده زیان واقعی وارده به زیان دیده باشد. حقوق ما نیز با ملاک موضوع بحث بیگانه نسیت به طوری که در مواد ۳۱۲ قانون مدنی و تبصره ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری به آن اشاره شده است. البته قائل به اختصاص تبصره ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری به موارد کیفری برداشت نادرست و اشتباهی بزرگ است؛ چرا که علی الاصول در امور کیفری نیز هر جا نیازمند پرداخت قیمت باشد می بایست، دادخواست، مطابق مقررات حاکم و دعاوی حقوقی تنظیم و تقدیم شود. بنابراین از آنجایی که ملاک زمان تقویم خسارت وارده در جای دیگری از قواعد حاکم بر مسئولیت مدنی بیان نگردیده، حکم به جبران خسارت مطابق قیمت زمان اجرای حکم، با اصول کلی و منطق حقوقی مسئولیت مدنی و اصل جبران کامل خسارت منطبق می باشد. مضافا اینکه ملاک مذکور، مانع سوء استفاده سودجویان عامل زیان خواهد بود؛ چرا به جای ترغیب آنان به وارد نمودن زیان مضاعف از طریق به تاخیر انداختن پرداخت خسارت، آنان را به فکر پرداخت فوری آن خواهد انداخت. بر همین اساس میتوان گفت در حقوق ملاک تقویم خسارت، همانطور که در خصوص پرداخت دیه نیز رویه قضایی به همین سمت سوق پیدا کرده در «زمان اجرای حکم» لحاظ شده است. درخصوص مفهوم خسارت نیز در حقوق و منابع اسلامی در برگیرنده کلیه ضرر و زیان های وارده به اشخاص است و شامل تمام اسباب ضمان قهری به استثناء استیفاء مشروع که ناشی از اذن است خواهد شد و حتی در برگیرنده اجرت المثل اموال نیز به استثناء اجرت المثل ناشی از استیفاء مشروع خواهد شد؛ چرا که اجرت المثل نیز در همه موارد به جز استثناء مورد اشاره ماهیتاً داخل در عنوان «خسارت» است.
❤2👍2
لذا بنا به مراتب پیش گفته و اینکه بیع فاسد اثری در تملک ندارد دادگاه دعوی خواهان را وارد و محمول بر صحت تلقی به مستندا به مواد ۳۶۵ ، ۳۹۰ ، ۳۹۱ قانون مدنی ۱ ، ۲ و ۳ قانون مسئولیت مدنی و ملاک قسمت سوم ماده ۵ قانون اخیر الذکر و تبصره ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری و رای وحدت رویه شماره ۸۱۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور، ۱۹۸ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی ، ضمن تایید بطلان بیع و ابطال مبایعهنامه موضوع دعوی و اقرارنامه رسمی مورد اشاره حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ۱۵/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال که ثمن معامله نیز مستتر در آنست به نرخ روز اجرای حکم بر اساس شاخص تورم عرفی موضوعی که در صورت کاهش ارزش خسارت تعیین شده و در خواست محکوم له از طریق کارشناسی مجدد محاسبه و ارزیابی خواهد شد به انضمام هزینه دادرسی، تعرفه خدمات قضایی حق الوکاله وکیل به مبلغ ۵/۰۰۰/۰۰۰ ریال و حق الزحمه کارشناس به مبلغ ۱۵/۰۰۰/۰۰۰ ریال له خواهان صادر و اعلام مینماید. رای صادره حضوری و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدید نظر استان بوشهر میباشد.
رئیس شعبه ۴ دادگاه عمومی حقوقی بوشهر - محمد حسین استا
رئیس شعبه ۴ دادگاه عمومی حقوقی بوشهر - محمد حسین استا
#رویه_قضایی
اثر بطلان قرارداد مضاربه بر استرداد مبالغ پرداختی، وضعیت معاملا صورتگرفته توسط عامل و مطالبه غرامات و خسارات ناشی از کاهش ارزش پول و محرومیت از سود مشارکت (مباحث فقهی و حقوقی مربوط در کانال قرار خواهد گرفت تا نقاط قوت و ضعف استدلالهای دادگاه محترم نمایان شود).
دادنامه شماره 140239390001272845 مورخ ۳۱- ۵- ۴۰۲ صادر شده از شعبه چهارم دادگاه عمومي حقوقي شهرستان بوشهر، موضوع پرونده هاي کلاسه 140139920000722572 و 140139920000717048 و 140139920000716508 و 140139920000713909
خواهان ها: 1. خانم مينا، 2. آقای فرزاد، 3. آقای علي، 4.خانم فاطمه.
خواندگان: 1. آقای حسن ، 2. آقای محمد، 3. آقای رضا...
خواسته ها: 1. مطالبه خسارت دادرسي، 2. اعلام بطلان معامله، 3. مطالبه خسارت، 4. استرداد ثمن معامله، 5. استرداد ثمن معامله، 6. مطالبه خسارت دادرسي، 7. مطالبه خسارت، 8. اعلام بطلان معامله، 9. مطالبه خسارت دادرسي، 10. اعلام بطلان معامله، 11. استرداد ثمن معامله، 12. مطالبه خسارت، 13. مطالبه خسارت دادرسي، 14. استرداد ثمن معامله، 15. مطالبه خسارت، 16. اعلام بطلان معامله
به نام خدا
در تاریخ 1402/5/31 در وقت فوق العاده جلسه شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بوشهر به تصدی امضاءکننده تشکیل پرونده کلاسه 0100886 و 0101050 و0101095 و 0100888 تحت نظر است، دادگاه با بررسی محتویات آن ختم دادرسی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.
اثر بطلان قرارداد مضاربه بر استرداد مبالغ پرداختی، وضعیت معاملا صورتگرفته توسط عامل و مطالبه غرامات و خسارات ناشی از کاهش ارزش پول و محرومیت از سود مشارکت (مباحث فقهی و حقوقی مربوط در کانال قرار خواهد گرفت تا نقاط قوت و ضعف استدلالهای دادگاه محترم نمایان شود).
دادنامه شماره 140239390001272845 مورخ ۳۱- ۵- ۴۰۲ صادر شده از شعبه چهارم دادگاه عمومي حقوقي شهرستان بوشهر، موضوع پرونده هاي کلاسه 140139920000722572 و 140139920000717048 و 140139920000716508 و 140139920000713909
خواهان ها: 1. خانم مينا، 2. آقای فرزاد، 3. آقای علي، 4.خانم فاطمه.
خواندگان: 1. آقای حسن ، 2. آقای محمد، 3. آقای رضا...
خواسته ها: 1. مطالبه خسارت دادرسي، 2. اعلام بطلان معامله، 3. مطالبه خسارت، 4. استرداد ثمن معامله، 5. استرداد ثمن معامله، 6. مطالبه خسارت دادرسي، 7. مطالبه خسارت، 8. اعلام بطلان معامله، 9. مطالبه خسارت دادرسي، 10. اعلام بطلان معامله، 11. استرداد ثمن معامله، 12. مطالبه خسارت، 13. مطالبه خسارت دادرسي، 14. استرداد ثمن معامله، 15. مطالبه خسارت، 16. اعلام بطلان معامله
به نام خدا
در تاریخ 1402/5/31 در وقت فوق العاده جلسه شعبه 4 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بوشهر به تصدی امضاءکننده تشکیل پرونده کلاسه 0100886 و 0101050 و0101095 و 0100888 تحت نظر است، دادگاه با بررسی محتویات آن ختم دادرسی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.
۰
"رای دادگاه"
راجع به دادخواست های فاطمه... به خواسته های 1-تایید بطلان مضاربه، 2-استرداد مبلغ پرداختی به میزان 2/900/000/000 ریال، 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی و نیز مینا... به خواسته های 1-تایید بطلان مضاربه 2-استرداد مبلغ پرادختی به میزان 14/000/000/000 ریال، 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی و نیز فرزاد... به خواسته های 1- تایید بطلان مضاربه 2- استرداد مبلغ پرداختی به میزان 4/925/540/000 ریال، 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی و نیز علی... به خواسته های 1- تایید بطلان قرارداد مضاربه 2- استرداد مبلغ پرداختی به مبلغ 12/900/000/000 ریال 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی؛ همه دادخواست ها به طرفیت 1- حسن 2- محمد 3- رضا و با این توضیح که وکیل خواهان ها طی دادخواست تقدیمی و به پیوست دادنامه قطعیت یافته صادره از همین محکمه به شماره 4502-1400 که طی آن دعوی موضوع قرارداد مشابه خواهان آن دعوی، با قرارداد تنظیمی فی مابین خواهانهای فعلی با حسن... که دیگر خواندگان نیز به عنوان ضامن قرارداد آن را امضاء نموده اند، به لحاظ برخورد با مقرره آمره موضوع ماده 558 قانون مدنی بی اعتبار شناخته شده و متعاقباً آثار عقد مضاربه بر آن جاری و ساری نگردیده، تقاضای بطلان عقد مضاربه های تنظیمی با حسن... و ایضاً مطالبه مبالغ پرداختی از باب قاعده دارا شدن بلاجهت و غرامات وارده در اثر کاهش قدرت خرید مبالغ پرداختی را نمودند که در مقابل عمده دفاعیات بعض خواندگان بر عدم توجه دعوی به آنان و نیز بازپرداخت بخشی از اصل سرمایه (مبالغ دریافتی) به خواهان ها متکی می باشد که در همین راستا دادگاه مبادرت به ارجاع امر به کارشناسی نمود که خواندگان در خصوص دادخواست فاطمه از پرداخت حق الزحمه کارشناس امتناع ورزیدند که بدین ترتیب از عداد دلایل آنان خارج گشت که البته پرونده های مطروحه حاوی مسائل غامض و قابل تاملی از جمله بحث مالکیت و تعلق اموال (لوسترهای) خریداری شده با سرمایه خواهان ها، امکان جبران غرامات وارده ادعایی و جریان داشتن عکس قاعده «مایضمن بصحیحه، یضمن بفساده» یعنی قاعده «ما لا یضمن بصحیحه لایضمن بفساده» بر فرض اعتقاد به بطلان قرارداد مضاربه است؛ به طوریکه هر دو طرف قاعده در قانون مدنی متضمن پاره ای از مواد قانونی است. در خصوص حاکمیت اصل قاعده مذکور در حقوق ایران با توجه به اینکه مبنای آن «ضمان ید» است تردیدی وجود ندارد، اما در خصوص حاکمیت عکس قاعده با توجه به ماده 610 قانون مدنی که مقرر میدارد : «در ودیعه طرفین باید اهلیت برای معامله داشته باشند و اگر کسی مالی را از کسی دیگر که برای معامله اهلیت ندارد به عنوان ودیعه قبول کند باید آن را به ولی او رد نماید و اگر در ید او ناقص یاتلف شود ضامن است» و اینکه عقد ودیعه و مضاربه هر دو امانی محسوب می شوند نه ضمانی که مدلول مقرره مذکور قابلیت توسعه و تسری در عقد مضاربه را نیز دارد، متضمن عدم پذیرش عکس قاعده مذکور در نظام حقوقی ایران است و این یعنی اینکه در عقد مضاربه فاسد، «مضارب (عامل)» ضامن تلف مال و نیز غرامات وارده از باب عمومات مسئولیت مدنی خواهد بود؛ به عبارتی «مضارب» هم می بایست اصل سرمایه را مسترد نماید و هم غرامات وارده منتسبه را؛ از طرفی در خصوص تعلق و مالکیت «مضارب» نسبت به اموال خریداری شده و عدم تعلق آن به صاحبان سرمایه از دو جهت تردیدی باقی نمی ماند : 1- چه بر مبنای قواعد حاکم در معامله فضولی با توجه به بی اعتباری قرارداد مضاربه، خریداری اموال، نیازمند تنفیذ صاحب سرمایه است که چنین تنفیذی صورت نگرفته است و 2- چه از این باب که معامله صورت گرفته ، با «وجه نقد» بوده نه اینکه «خود وجه نقد» مورد معامله قرار گرفته باشد؛ به عبارت دیگر با خریداری اموال مربوطه، با «وجه نقد» متعلق به خواهان ها ، در واقع سرمایه تلف شده است (تلف حکمی). بنابراین به طورکلی می توان گفت مسئولیت «مضارب» در بازپرداخت اصل سرمایه در اینجا از باب قاعده «اتلاف» و مسئولیت وی در جبران غرامات وارده از باب قاعده «تسبیب» است. ضمن اینکه طرح این ادعای از سوی خواهان ها مبنی بر اینکه مبالغ دریافتی از خواندگان بابت «سود دوران مشارکت» بوده نیز دیگر نمی تواند منشاء اثر از این حیث باشد؛ چرا که امکان جمع «بی اعتباری قرارداد» و «دریافت وجه بر اساس آن قرارداد» وجود ندارد، پس ناگزیر باید آن را از اصل سرمایه حساب نمود.
"رای دادگاه"
راجع به دادخواست های فاطمه... به خواسته های 1-تایید بطلان مضاربه، 2-استرداد مبلغ پرداختی به میزان 2/900/000/000 ریال، 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی و نیز مینا... به خواسته های 1-تایید بطلان مضاربه 2-استرداد مبلغ پرادختی به میزان 14/000/000/000 ریال، 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی و نیز فرزاد... به خواسته های 1- تایید بطلان مضاربه 2- استرداد مبلغ پرداختی به میزان 4/925/540/000 ریال، 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی و نیز علی... به خواسته های 1- تایید بطلان قرارداد مضاربه 2- استرداد مبلغ پرداختی به مبلغ 12/900/000/000 ریال 3- مطالبه غرامات وارده به انضمام متفرعات دعوی؛ همه دادخواست ها به طرفیت 1- حسن 2- محمد 3- رضا و با این توضیح که وکیل خواهان ها طی دادخواست تقدیمی و به پیوست دادنامه قطعیت یافته صادره از همین محکمه به شماره 4502-1400 که طی آن دعوی موضوع قرارداد مشابه خواهان آن دعوی، با قرارداد تنظیمی فی مابین خواهانهای فعلی با حسن... که دیگر خواندگان نیز به عنوان ضامن قرارداد آن را امضاء نموده اند، به لحاظ برخورد با مقرره آمره موضوع ماده 558 قانون مدنی بی اعتبار شناخته شده و متعاقباً آثار عقد مضاربه بر آن جاری و ساری نگردیده، تقاضای بطلان عقد مضاربه های تنظیمی با حسن... و ایضاً مطالبه مبالغ پرداختی از باب قاعده دارا شدن بلاجهت و غرامات وارده در اثر کاهش قدرت خرید مبالغ پرداختی را نمودند که در مقابل عمده دفاعیات بعض خواندگان بر عدم توجه دعوی به آنان و نیز بازپرداخت بخشی از اصل سرمایه (مبالغ دریافتی) به خواهان ها متکی می باشد که در همین راستا دادگاه مبادرت به ارجاع امر به کارشناسی نمود که خواندگان در خصوص دادخواست فاطمه از پرداخت حق الزحمه کارشناس امتناع ورزیدند که بدین ترتیب از عداد دلایل آنان خارج گشت که البته پرونده های مطروحه حاوی مسائل غامض و قابل تاملی از جمله بحث مالکیت و تعلق اموال (لوسترهای) خریداری شده با سرمایه خواهان ها، امکان جبران غرامات وارده ادعایی و جریان داشتن عکس قاعده «مایضمن بصحیحه، یضمن بفساده» یعنی قاعده «ما لا یضمن بصحیحه لایضمن بفساده» بر فرض اعتقاد به بطلان قرارداد مضاربه است؛ به طوریکه هر دو طرف قاعده در قانون مدنی متضمن پاره ای از مواد قانونی است. در خصوص حاکمیت اصل قاعده مذکور در حقوق ایران با توجه به اینکه مبنای آن «ضمان ید» است تردیدی وجود ندارد، اما در خصوص حاکمیت عکس قاعده با توجه به ماده 610 قانون مدنی که مقرر میدارد : «در ودیعه طرفین باید اهلیت برای معامله داشته باشند و اگر کسی مالی را از کسی دیگر که برای معامله اهلیت ندارد به عنوان ودیعه قبول کند باید آن را به ولی او رد نماید و اگر در ید او ناقص یاتلف شود ضامن است» و اینکه عقد ودیعه و مضاربه هر دو امانی محسوب می شوند نه ضمانی که مدلول مقرره مذکور قابلیت توسعه و تسری در عقد مضاربه را نیز دارد، متضمن عدم پذیرش عکس قاعده مذکور در نظام حقوقی ایران است و این یعنی اینکه در عقد مضاربه فاسد، «مضارب (عامل)» ضامن تلف مال و نیز غرامات وارده از باب عمومات مسئولیت مدنی خواهد بود؛ به عبارتی «مضارب» هم می بایست اصل سرمایه را مسترد نماید و هم غرامات وارده منتسبه را؛ از طرفی در خصوص تعلق و مالکیت «مضارب» نسبت به اموال خریداری شده و عدم تعلق آن به صاحبان سرمایه از دو جهت تردیدی باقی نمی ماند : 1- چه بر مبنای قواعد حاکم در معامله فضولی با توجه به بی اعتباری قرارداد مضاربه، خریداری اموال، نیازمند تنفیذ صاحب سرمایه است که چنین تنفیذی صورت نگرفته است و 2- چه از این باب که معامله صورت گرفته ، با «وجه نقد» بوده نه اینکه «خود وجه نقد» مورد معامله قرار گرفته باشد؛ به عبارت دیگر با خریداری اموال مربوطه، با «وجه نقد» متعلق به خواهان ها ، در واقع سرمایه تلف شده است (تلف حکمی). بنابراین به طورکلی می توان گفت مسئولیت «مضارب» در بازپرداخت اصل سرمایه در اینجا از باب قاعده «اتلاف» و مسئولیت وی در جبران غرامات وارده از باب قاعده «تسبیب» است. ضمن اینکه طرح این ادعای از سوی خواهان ها مبنی بر اینکه مبالغ دریافتی از خواندگان بابت «سود دوران مشارکت» بوده نیز دیگر نمی تواند منشاء اثر از این حیث باشد؛ چرا که امکان جمع «بی اعتباری قرارداد» و «دریافت وجه بر اساس آن قرارداد» وجود ندارد، پس ناگزیر باید آن را از اصل سرمایه حساب نمود.
علی ای حال بنا به مراتب پیش گفته و با توجه به نظریه اولیه و تکمیلی کارشناس رسمی در رشته حسابداری که باقی مانده طلب علی را 12/808/750/000 ریال و باقی مانده طلب فرزاد 1/890/051/300 ریال و باقی مانده طلب مینا 12/923/969 ریال را اعلام نمود که مورد پذیرش دادگاه نیز واقع شد و اینکه ادعای فرزاد مبنی بر پرداخت برخی از وجوه به ایشان از باب حقوق ناشی از کارگری بوده، با توجه به پذیرش دادگاه مبنی بر اینکه بابت بازپرداخت بخشی از اصل سرمایه بوده، قابل طرح و پیگیری در مرجع ذی صلاح جهت دریافت مطالباتش می باشد که من حیث المجموع دادگاه اولاً دعاوی خواهان ها نسبت به محمد و رضا از حیث خواسته مطالبه اصل سرمایه و غرامات وارده را به لحاظ عدم توجه دعوی به آنان با توجه به اینکه طرف مبادلات حسن بوده که این نکته به خوبی از قراردادهای تنظیمی نیز قابل برداشت است، مستند به ماده 89 ناظر به بند 4 ماده 84 قانون آیین داردسی مدنی قرار رد دعوی خواهان ها را صادر و اعلام می نماید؛ و در خصوص دیگر خوانده (حسن) دادگاه مستند به مواد 558، 328، 1324 قانون مدنی، اصل 40 قانون اساسی، 198، 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن تایید بطلان قرادادهای مضاربه فی مابین خواهان و خواندگان حکم بر محکومیت حسن به استرداد مبلغ 2/900/000/000 ریال در حق فاطمه، استرداد مبلغ 12/808/750/000 ریال در حق علی، استرداد مبلغ 1/890/051/300 ریال در حق فرزاد و استرداد مبلغ 12/923/969/000 ریال در حق مینا به انضمام هزینه دادرسی، تعرفه خدمات قضایی، حق الوکاله وکیل جمعاً به مبلغ 200/000/000 ریال و خسارت تأخیرتأدیه از تاریخ تقدیم دادخواست لغایت زمان اجرای حکم مطابق شاخص رسمی بانک مرکزی له خواهان ها صادر و اعلام می نماید. در خصوص آنچه از سوی خواهان ها علی، مینا و فرزاد از باب مطالبه اصل مبلغ پرداختی و نیز در خصوص آنچه از سوی تمامی خواهان ها مبنی بر مطالبه غرامات وارده خواسته شده اولاً بنا به مراتب پیش گفته توجهاً نظریه کارشناس رسمی دادگستری ثانیاً به لحاظ عدم احراز و وجود رابطه سببیت میان فعل خوانده (حسن) و غرامات وارده از حیث کاهش قدرت خرید وجوه پرداختی که مؤید این استنباط گنجاندن شرط تضمین اصل سرمایه در قرادادهای استنادی است که از سوی خواهانها و در واقع مشروط له آن شرط می باشند، است و به نوعی محل جریان قاعده فقهی «اقدام» میباشد که مانع بروز و نشر قاعده « تسبیب» است، خواسته های مذکور را غیر وارد تشخیص و مستنداً به مواد 197 قانون آیین دادرسی مدنی و 1257 قانون مدنی حکم بر بی حقی آنان صادر و اعلام می نماید. ضمناً لازم به ذکر است که صدور حکم به جبران خسارت تاخیر نه از باب قاعده «تسبیب» است؛ بلکه از باب ضرورت بازپرداخت اصل سرمایه اولیه است. آراء صادره از حیث آنچه ماهیتاً اظهار نظر شد حضوری و تماماً ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان بوشهر میباشد.
رئیس شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی بوشهر
محمد حسین استا
رئیس شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی بوشهر
محمد حسین استا
چند منبع فقهی در مورد آثر بطلان عقد مضاربه:
سید محمدکاظم طباطبائی یزدی، العروة الوثقى، ج2، ص679-680: "إذا كانت المضاربة فاسدةفإما أن يكون مع جهلهما بالفساد أو مع علمهما أو علم أحدهما دون الآخر فعلى التقادير الربح بتمامه للمالك لإذنه في التجارات و إن كانت مضاربته باطلة نعم لو كان الإذن مقيدا بالمضاربة توقف ذلك على إجازته و إلا فالمعاملات الواقعة باطلة و على عدم التقيد أو الإجازة يستحق العامل مع جهلهما لأجرة عمله و هل يضمن عوض ما أنفقه في السفر على نفسه لتبين عدم استحقاقه النفقة أو لا لأن المالك سلطه على الإنفاق مجانا وجهان أقواهما الأول و لا يضمن التلف و النقص و كذا الحال إذا كان المالك عالما دون العامل فإنه يستحق الأجرة و لا يضمن التلف و النقص و إن كانا عالمين أو كان العامل عالما دون المالك فلا أجرة له لإقدامه على العمل مع علمه بعدم صحة المعاملة و ربما يحتمل في صورة علمهما أنه يستحق حصته من الربح من باب الجعالة و فيه أن المفروض عدم قصدها كما أنه ربما يحتمل استحقاقه أجرة المثل إذا اعتقد أنه يستحقها مع الفساد و له وجه و إن كان الأقوى خلافه هذا كله إذا حصل ربح و لو قليلا و أما مع عدم حصوله فاستحقاق العامل الأجرة و لو مع الجهل مشكل لإقدامه على عدم العوض لعمله مع عدم حصول الربح و على هذا ففي صورة حصوله أيضا يستحق أقل الأمرين من مقدار الربح و أجرة المثل لكن الأقوى خلافه لأن رضاه بذلك كان مقيدا بالمضاربة و مراعاة الاحتياط في هذا و بعض الصور المتقدمة أولى".
اصفهانی، وسيلة النجاة، ص437: "إذا كانت المضاربة فاسدة كان الربح بتمامه للمالك؛ سواء كانا جاهلين بالفساد أو عالمين أو مختلفين، و للعامل اجرة مثل عمله لو كان جاهلًا بالفساد؛ سواء كان المالك عالماً أو جاهلًا، و لا يستحقّ شيئاً لو كان عالماً بالفساد. و علىٰ كلّ حال لا يضمن العامل التلف و النقص الواردين على المال، نعم يضمن على الأقوىٰ ما أنفقه في السفر علىٰ نفسه و إن كان جاهلًا بالفساد".
حکیم، منهاج الصالحين، ج2، ص159: "و إذا وقعت فاسدة كان للعامل اجرة المثل و يكون تمام الربح لصاحب المال".
امام خپینی، تحرير الوسيلة، ج1، ص617-618: "لو كانت المضاربة فاسدة كان الربح بتمامه للمالك إن لم يكن إذنه في التجارة متقيدا بالمضاربة،و إلا تتوقف على إجازته، و بعد الإجازة يكون الربح له سواء كانا جاهلين بالفساد أو عالمين أو مختلفين، و للعامل أجرة مثل عمله لو كان جاهلا بالفساد سواء كان المالك عالما به أو جاهلا بل لو كان عالما بالفساد فاستحقاقه لأجرة المثل أيضا لا يخلو من وجه إذا حصل ربح بمقدار كان سهمه على فرض الصحة مساويا لأجرة المثل أو أزيد، و أما مع عدم الربح أو نقصان سهمه عنها فمع علمه بالفساد لا يبعد عدم استحقاقه على الأول، و عدم استحقاق الزيادة عن مقدار سهمه على الثاني، و مع جهله به فالأحوط التصالح، بل لا يترك الاحتياط به مطلقا، و على كل حال لا يضمن العامل التلف و النقص الواردين على المال، نعم يضمن على الأقوى ما أنفقه في السفر على نفسه و إن كان جاهلا بالفساد".
سید محمدکاظم طباطبائی یزدی، العروة الوثقى، ج2، ص679-680: "إذا كانت المضاربة فاسدةفإما أن يكون مع جهلهما بالفساد أو مع علمهما أو علم أحدهما دون الآخر فعلى التقادير الربح بتمامه للمالك لإذنه في التجارات و إن كانت مضاربته باطلة نعم لو كان الإذن مقيدا بالمضاربة توقف ذلك على إجازته و إلا فالمعاملات الواقعة باطلة و على عدم التقيد أو الإجازة يستحق العامل مع جهلهما لأجرة عمله و هل يضمن عوض ما أنفقه في السفر على نفسه لتبين عدم استحقاقه النفقة أو لا لأن المالك سلطه على الإنفاق مجانا وجهان أقواهما الأول و لا يضمن التلف و النقص و كذا الحال إذا كان المالك عالما دون العامل فإنه يستحق الأجرة و لا يضمن التلف و النقص و إن كانا عالمين أو كان العامل عالما دون المالك فلا أجرة له لإقدامه على العمل مع علمه بعدم صحة المعاملة و ربما يحتمل في صورة علمهما أنه يستحق حصته من الربح من باب الجعالة و فيه أن المفروض عدم قصدها كما أنه ربما يحتمل استحقاقه أجرة المثل إذا اعتقد أنه يستحقها مع الفساد و له وجه و إن كان الأقوى خلافه هذا كله إذا حصل ربح و لو قليلا و أما مع عدم حصوله فاستحقاق العامل الأجرة و لو مع الجهل مشكل لإقدامه على عدم العوض لعمله مع عدم حصول الربح و على هذا ففي صورة حصوله أيضا يستحق أقل الأمرين من مقدار الربح و أجرة المثل لكن الأقوى خلافه لأن رضاه بذلك كان مقيدا بالمضاربة و مراعاة الاحتياط في هذا و بعض الصور المتقدمة أولى".
اصفهانی، وسيلة النجاة، ص437: "إذا كانت المضاربة فاسدة كان الربح بتمامه للمالك؛ سواء كانا جاهلين بالفساد أو عالمين أو مختلفين، و للعامل اجرة مثل عمله لو كان جاهلًا بالفساد؛ سواء كان المالك عالماً أو جاهلًا، و لا يستحقّ شيئاً لو كان عالماً بالفساد. و علىٰ كلّ حال لا يضمن العامل التلف و النقص الواردين على المال، نعم يضمن على الأقوىٰ ما أنفقه في السفر علىٰ نفسه و إن كان جاهلًا بالفساد".
حکیم، منهاج الصالحين، ج2، ص159: "و إذا وقعت فاسدة كان للعامل اجرة المثل و يكون تمام الربح لصاحب المال".
امام خپینی، تحرير الوسيلة، ج1، ص617-618: "لو كانت المضاربة فاسدة كان الربح بتمامه للمالك إن لم يكن إذنه في التجارة متقيدا بالمضاربة،و إلا تتوقف على إجازته، و بعد الإجازة يكون الربح له سواء كانا جاهلين بالفساد أو عالمين أو مختلفين، و للعامل أجرة مثل عمله لو كان جاهلا بالفساد سواء كان المالك عالما به أو جاهلا بل لو كان عالما بالفساد فاستحقاقه لأجرة المثل أيضا لا يخلو من وجه إذا حصل ربح بمقدار كان سهمه على فرض الصحة مساويا لأجرة المثل أو أزيد، و أما مع عدم الربح أو نقصان سهمه عنها فمع علمه بالفساد لا يبعد عدم استحقاقه على الأول، و عدم استحقاق الزيادة عن مقدار سهمه على الثاني، و مع جهله به فالأحوط التصالح، بل لا يترك الاحتياط به مطلقا، و على كل حال لا يضمن العامل التلف و النقص الواردين على المال، نعم يضمن على الأقوى ما أنفقه في السفر على نفسه و إن كان جاهلا بالفساد".
مغنیه، فقه الامام جعفر الصادق (ع)، ج۴، ص۱۶۰: "فساد المضاربة:إذا فسدت المضاربة لسبب من الأسباب كان الربح للمالك، لأنه تبع لماله، و عليه أجرة المثل للعامل، سواء أ كان العامل جاهلا بفساد المضاربة، أو عالما لأن المفروض أنّه عمل باذن المالك، لا وجه التبرع. و قد اتفق الفقهاء على أن فساد العقد الجائز، كالوكالة، و الوديعة و العارية و المضاربة لا يستدعي فساد الاذن، و عبروا عن بقاء الاذن بعد فساد العقد الجائز بالإذن الضمني. و اتفقوا أيضا على أن كل عمل غير متبرع به تجب له أجرة المثل، لقاعدة احترام مال الإنسان و عمله".
بصری بحرانی، كلمة التقوى، ج4، ص408: "إذا أوقع المالك و العامل مضاربة فاسدة، و سارا في العمل عليها، فأخذ العامل المال من المالك و اتجر به و ربح، فالمعاملات التي أجراها العامل بالمال صحيحة، لوجود الاذن بها من المالك، و لا يضر في صحة الاذن و لا في إطلاقه أنه وقع في مضاربة فاسدة، الا أن تدل قرينة خاصة على ان اذن المالك للعامل بإيقاع المعاملات في ماله مقيد بالمضاربة، فإذا دلت القرينة على هذا التقييد كان الاذن باطلا لبطلان المضاربة فلا تصح المعاملات حين ذاك من العامل إلا إذا أجازها المالك، و إذا بطلت المعاملات لعدم الاذن بها و عدم الإجازة من المالك وجب رد الأموال إلى بائعها و الأثمان إلى المشتري و لا تتحقق الأرباح.و إذا حصل الاذن كما أوضحناه لعدم القرينة على التقييد، أو حصلت الإجازة بعد ذلك من المالك صحت المعاملات، فإذا ربحت كان الربح جميعه لمالك المال.و لا فرق في جريان هذه الأحكام بين أن يكون المالك و العامل جاهلين بفساد المضاربة و ان يكونا عالمين به و أن يكون أحدهما عالما بالفساد و يكون الآخر جاهلا به.و يستحق العامل على المالك أجرة المثل لعمله في جميع الصور المذكورة، فإن المالك قد استوفى من العامل منفعة العمل بأمره، فلا يسقط حقه من الأجرة و ان كان عالما بفساد المعاملة، إلا إذا علم بأن العامل قد قصد التبرع بعمله، و علمه بفساد المعاملة لا يدل على ذلك.و لا يضمن العامل تلف المال و لا نقصه إذا تلف بيده أو نقص في جميع الصور المذكورة، و يستثنى من ذلك ما إذا سافر العامل بالمال و أنفق على نفسه من المال في سفره، فإنه يكون ضامنا للنفقة فيجب عليه دفع بدلها الى المالك".
سیستانی، منهاج الصالحين، ج2، ص201: "إذا اتجر العامل برأس المال و كانت المضاربة فاسدةفإن لم يكن الإذن في التصرف مقيداً بصحة المضاربة صحت المعاملة و يكون تمام الربح للمالك، و إن كان الإذن مقيداً بصحة العقد كانت المعاملة فضولية فإن أجاز المالك صحت و إلا بطلت.و أما العامل فيستحق أقل الأمرين من أجرة مثل عمله و ما جعل له من الربح، و على هذا إذا لم تكن التجارة رابحة أو كان فساد المضاربة من جهة اشتراط تمام الربح للمالك لم يستحق العامل عليه شيئاً".
خویی، منهاج الصالحين، ج2، ص125: رو إذا وقع فاسدا كان للعامل اجرة المثل و للمالك تمام الربح".
بصری بحرانی، كلمة التقوى، ج4، ص408: "إذا أوقع المالك و العامل مضاربة فاسدة، و سارا في العمل عليها، فأخذ العامل المال من المالك و اتجر به و ربح، فالمعاملات التي أجراها العامل بالمال صحيحة، لوجود الاذن بها من المالك، و لا يضر في صحة الاذن و لا في إطلاقه أنه وقع في مضاربة فاسدة، الا أن تدل قرينة خاصة على ان اذن المالك للعامل بإيقاع المعاملات في ماله مقيد بالمضاربة، فإذا دلت القرينة على هذا التقييد كان الاذن باطلا لبطلان المضاربة فلا تصح المعاملات حين ذاك من العامل إلا إذا أجازها المالك، و إذا بطلت المعاملات لعدم الاذن بها و عدم الإجازة من المالك وجب رد الأموال إلى بائعها و الأثمان إلى المشتري و لا تتحقق الأرباح.و إذا حصل الاذن كما أوضحناه لعدم القرينة على التقييد، أو حصلت الإجازة بعد ذلك من المالك صحت المعاملات، فإذا ربحت كان الربح جميعه لمالك المال.و لا فرق في جريان هذه الأحكام بين أن يكون المالك و العامل جاهلين بفساد المضاربة و ان يكونا عالمين به و أن يكون أحدهما عالما بالفساد و يكون الآخر جاهلا به.و يستحق العامل على المالك أجرة المثل لعمله في جميع الصور المذكورة، فإن المالك قد استوفى من العامل منفعة العمل بأمره، فلا يسقط حقه من الأجرة و ان كان عالما بفساد المعاملة، إلا إذا علم بأن العامل قد قصد التبرع بعمله، و علمه بفساد المعاملة لا يدل على ذلك.و لا يضمن العامل تلف المال و لا نقصه إذا تلف بيده أو نقص في جميع الصور المذكورة، و يستثنى من ذلك ما إذا سافر العامل بالمال و أنفق على نفسه من المال في سفره، فإنه يكون ضامنا للنفقة فيجب عليه دفع بدلها الى المالك".
سیستانی، منهاج الصالحين، ج2، ص201: "إذا اتجر العامل برأس المال و كانت المضاربة فاسدةفإن لم يكن الإذن في التصرف مقيداً بصحة المضاربة صحت المعاملة و يكون تمام الربح للمالك، و إن كان الإذن مقيداً بصحة العقد كانت المعاملة فضولية فإن أجاز المالك صحت و إلا بطلت.و أما العامل فيستحق أقل الأمرين من أجرة مثل عمله و ما جعل له من الربح، و على هذا إذا لم تكن التجارة رابحة أو كان فساد المضاربة من جهة اشتراط تمام الربح للمالك لم يستحق العامل عليه شيئاً".
خویی، منهاج الصالحين، ج2، ص125: رو إذا وقع فاسدا كان للعامل اجرة المثل و للمالك تمام الربح".
دادنامه شماره 140207390001389377 مورخ 31-04-1402 صادر شده از شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی اردبیل
گردشکار پرونده: آقای ... اکبری دادخواستی بطرفیت آقای ... کرمی، دادستان عمومی و انقلاب اردبیل و بانک...، تقدیم و به خواسته "صدور حکم بر الزام خواندگان ردیف اول و دوم به فکّ بازداشت و رفع توقیف از ششدانگ پلاک ثبتی 1 فرعی از 1 اصلی بخش 1 اردبیل و الزام خواندگان به حضور در دفتر اسناد رسمی و انتقال یکدانگ مشاع از ششدانگ یک واحد مرغداری موضوع مبایعه نامه مورخه 1397/11/12 با احتساب خسارت دادرسی" تقاضای رسیدگی کرده و چنین شرح داده است که بر اساس قرارداد مورخه 1397/11/17، یک میلیارد وسیصد میلیون ریال جهت سرمایه گذاری در مدت یک سال در پرورش مرغ گوشتی در مرغداری آقای ...کرمی در اختیار وی قرار داده و آقای ...کرمی متعهد گردیده که %25 از سود حاصله را به خواهان پرداخت نماید و جهت تضمین بازپرداخت اصل سرمایه، مطابق با مبایعه نامه مورخه 17/11/1397 یکدانگ مشاع از ششدانگ مرغداری به پلاک ثبتی 1 فرعی از 1 اصلی بخش 1 اردبیل را به خواهان منتقل نماید و این ملک در رهن بانک ... بوده و علیرغم صدور دستور موقت از جانب شعبه یازدهم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل، ششدانگ ملک به دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل معرفی و توقیف شده است... طرفین با تعیین وقت رسیدگی دعوت شده اند و آقای ق... و م... از جانب آقای ...کرمی اعلام وکالت نموده اند و دفاعیات آقای ق...(وکیل آقای ...کرمی) در جلسه دادگاه به این توضیح است که در قسمت آخر از ماده 5 قرارداد همکاری آقایان ...اکبری و ...کرمی تصریح شده است که تنظیم سند در خصوص یکدانگ از ششدانگ واحد مرغداری به نام خواهان در صورتی است که اصل مبلغ سرمایه و سود دوران مشارکت به خواهان پرداخت نشود و خواهان با مطالبه سود دوران مشارکت در پرونده کلاسه ... شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل از اقدام در خصوص یکدانگ مالکیت مرغداری منصرف شده و تا حال حاضر نیز اصل سرمایه را مطالبه نکرده و همچنین شرط داوری نیز در قرارداد طرفین پیش بینی گردیده است. وکیل خواهان در ردّ دفاعیات مزبور استدلال کرده است که موکل وی با ارسال اظهارنامه، اصل سرمایه را نیز مطالبه کرده و اصل سرمایه در ظرف یکسال از تاریخ قرارداد همکاری می بایست به موکل وی بازپرداخت می شد و شرط داوری نیز در مورد اختلاف در صورتحساب ها است. سایر خواندگان حضور نیافته اند. ... دادگاه قرار ارجاع به کارشناس صادر نموده، تا ارزش یکدانگ مرغداری و مجموع نسبت سود مطالبه شده و اصل سرمایه را احتساب نماید و حسب گزارش و نظریه کارشناس، مجموع مبالغِ پرداخت شده بر اساس رای قطعیت یافته (شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل)، یک میلیارد و سیزده میلیون و پانصد و هفده هزار و پانصد و هفتاد ریال و ارزش ششدانگ مرغداری در تاریخ پرداخت سود (12/7/1400)، به مبلغ سی و شش میلیارد ریال و ارزش یکدانگ مرغداری به مبلغ شش میلیارد ریال و نسبتِ سود پرداختی به ارزش یکدانگ مرغداری به نسبت یک به 5/922 می باشد. نظریه به طرفین ابلاغ شده و لایحه ای از وکلای آقای ...کرمی واصل شده و در ردّ اصل دعوی استدلال نموده اند. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح آتی مبادرت به صدور رای می نماید:
گردشکار پرونده: آقای ... اکبری دادخواستی بطرفیت آقای ... کرمی، دادستان عمومی و انقلاب اردبیل و بانک...، تقدیم و به خواسته "صدور حکم بر الزام خواندگان ردیف اول و دوم به فکّ بازداشت و رفع توقیف از ششدانگ پلاک ثبتی 1 فرعی از 1 اصلی بخش 1 اردبیل و الزام خواندگان به حضور در دفتر اسناد رسمی و انتقال یکدانگ مشاع از ششدانگ یک واحد مرغداری موضوع مبایعه نامه مورخه 1397/11/12 با احتساب خسارت دادرسی" تقاضای رسیدگی کرده و چنین شرح داده است که بر اساس قرارداد مورخه 1397/11/17، یک میلیارد وسیصد میلیون ریال جهت سرمایه گذاری در مدت یک سال در پرورش مرغ گوشتی در مرغداری آقای ...کرمی در اختیار وی قرار داده و آقای ...کرمی متعهد گردیده که %25 از سود حاصله را به خواهان پرداخت نماید و جهت تضمین بازپرداخت اصل سرمایه، مطابق با مبایعه نامه مورخه 17/11/1397 یکدانگ مشاع از ششدانگ مرغداری به پلاک ثبتی 1 فرعی از 1 اصلی بخش 1 اردبیل را به خواهان منتقل نماید و این ملک در رهن بانک ... بوده و علیرغم صدور دستور موقت از جانب شعبه یازدهم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل، ششدانگ ملک به دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل معرفی و توقیف شده است... طرفین با تعیین وقت رسیدگی دعوت شده اند و آقای ق... و م... از جانب آقای ...کرمی اعلام وکالت نموده اند و دفاعیات آقای ق...(وکیل آقای ...کرمی) در جلسه دادگاه به این توضیح است که در قسمت آخر از ماده 5 قرارداد همکاری آقایان ...اکبری و ...کرمی تصریح شده است که تنظیم سند در خصوص یکدانگ از ششدانگ واحد مرغداری به نام خواهان در صورتی است که اصل مبلغ سرمایه و سود دوران مشارکت به خواهان پرداخت نشود و خواهان با مطالبه سود دوران مشارکت در پرونده کلاسه ... شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل از اقدام در خصوص یکدانگ مالکیت مرغداری منصرف شده و تا حال حاضر نیز اصل سرمایه را مطالبه نکرده و همچنین شرط داوری نیز در قرارداد طرفین پیش بینی گردیده است. وکیل خواهان در ردّ دفاعیات مزبور استدلال کرده است که موکل وی با ارسال اظهارنامه، اصل سرمایه را نیز مطالبه کرده و اصل سرمایه در ظرف یکسال از تاریخ قرارداد همکاری می بایست به موکل وی بازپرداخت می شد و شرط داوری نیز در مورد اختلاف در صورتحساب ها است. سایر خواندگان حضور نیافته اند. ... دادگاه قرار ارجاع به کارشناس صادر نموده، تا ارزش یکدانگ مرغداری و مجموع نسبت سود مطالبه شده و اصل سرمایه را احتساب نماید و حسب گزارش و نظریه کارشناس، مجموع مبالغِ پرداخت شده بر اساس رای قطعیت یافته (شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل)، یک میلیارد و سیزده میلیون و پانصد و هفده هزار و پانصد و هفتاد ریال و ارزش ششدانگ مرغداری در تاریخ پرداخت سود (12/7/1400)، به مبلغ سی و شش میلیارد ریال و ارزش یکدانگ مرغداری به مبلغ شش میلیارد ریال و نسبتِ سود پرداختی به ارزش یکدانگ مرغداری به نسبت یک به 5/922 می باشد. نظریه به طرفین ابلاغ شده و لایحه ای از وکلای آقای ...کرمی واصل شده و در ردّ اصل دعوی استدلال نموده اند. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح آتی مبادرت به صدور رای می نماید:
.
رای دادگاه
درخصوص دعوی خواهان به شرح گردشکار پرونده؛ اولاً- با توجه به اینکه ادعای خواهان نسبت به سهم آقای ...کرمی از ملک موضوع خواسته است و با صدور اجرائیه در مورد سند رهنی و انتقال سهمی مشاع از ملک به بانک و انتفای رهن نسبت به مابقی ملک، دعوی مطروحه، متوجه بانک نمی باشد و همچنین توقیف ملک در دادسرا با معرفی آن از جانب مالک رسمی بوده و دادسرا در مقابل اشخاص ثالث، تعهدی به رفع توقیف از ملک ندارد و دعوی خواهان، متوجه دادسرا نیز نمی باشد و در مورد آنان به استناد بند (4) ماده 84 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و با رعایت ماده 89 قانون مرقوم، قرار ردّ دعوی صادر و اعلام می نماید و ثانیاً- در خصوص دعوی خواهان علیه آقای ...کرمی؛ ایراد عدم صلاحیت دادگاه به اعتبار پیش بینی شرط داوری، مردود است و اختیار داور، محدود به اختلاف طرفین در مورد صورتحساب ها بوده و موضوعات خواسته خواهان، منصرف از شرط داوری است و در ماهیت دعوی، دادگاه به مجموع توافقات طرفین که در دو قرارداد منعکس شده، توجه دارد و استنباط دادگاه از مجموع این توافقات آن است که انتقال مالکیت یکدانگ مرغداری به خواهان، معلّق بر تحقق دو شرط مشتمل بر عدم بازپرداخت اصل سرمایه و عدم پرداخت سود از جانب آقای ...کرمی بوده است و طرفین در مورد اصل سرمایه گذاری خواهان و همچنین پرداخت سود به وی اتفاق نظر دارند و لیکن در مورد اصل سرمایه، علیرغم انقضای مدت قرارداد و ارسال اظهارنامه، آقای ...کرمی از بازپرداخت آن امتناع نموده و اساساً با قید مدت یکسال برای اجرای قرارداد، ضرورتی به مطالبه خواهان نیز نبوده و آقای کرمی، مکلّف به عودت اصل سرمایه خواهان بوده است و با اقدام خواهان در رجوع به دادگاه و مطالبه سود دوران مشارکت، اختیار وی در مورد مطالبه مابه التفاوت یکدانگ مالکیت مرغداری در عِوض اصل سرمایه، ساقط نمی شود و اصولاً انصراف از شرط و اسقاط حق می بایست با ابراز اراده ذیحق انجام شود و مستلزم قصد انشاء و اظهار آن از جانب مشروط له می باشد و دلیلی بر اثبات آن از جانب آقای ...کرمی ارائه نشده است و نظر به اینکه شرط انتقال مالکیت یکدانگ مرغداری به خواهان در صورت عدم عودت اصل سرمایه و عدم پرداخت سود دوران مشارکت با انجام کارشناسی قابل ارزیابی بوده و هر یک از اجزای شرط اعم از اصل سرمایه و سود دوران مشارکت از ارزش مالی مستقل برخوردارند و هر کدام از آنها در مقابل قسمتی از یکدانگ مرغداری قرار می گیرند و قاعده «لِلشرطِ قسطٌ مِن الثّمن» بر همین معنا قابل حمل است و این تفسیر با توجه به کاهش ارزش پول و در عین حال، چندین برابر شدن ارزش ملک، تعادل اقتصادی را در روابط طرفین حفظ می کند و با توجه به نظریه کارشناس، نسبت اصل سرمایه از ارزش یکدانگ مرغداری به مقدار 4/922 از 5/922 می باشد و تعهد خوانده به تنظیم سند رسمی آن قسمت از یکدانگ مرغداری به نام خواهان، ثابت است و نظر به اینکه اجرای تعهد، مستلزم رفع توقیف از ملک است و قرارداد طرفین بر مبنای عدم توقیف بودن ملک، منعقد شده است، بنابراین خوانده، مکلّف به رفع توقیف از ملک نیز می باشد و الزام به رفع توقیف، منافاتی با حقوق بازداشت کننده ندارد و در زمان اجرای حکم با تادیه حقوق توقیف کننده، رفع توقیف از ملک، حاصل می شود، فلذا دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد مواد 10، 219، 220 و 237 قانون مدنی و مواد 198، 515 و 519 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی در امور مدنی، حکم بر الزام آقای ...کرمی به رفع توقیف از مقدار 4/922 از 5/922 یکدانگ پلاک ثبتی 181 فرعی از 355 اصلی بخش 3 اردبیل و تنظیم سند رسمی آن به نام خواهان توام با پرداخت هزینه دادرسی و تعرفه خدمات و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه و هزینه کارشناسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید و نسبت به مازاد مورد لحوق حکم؛ بنابر استدلالات مرقوم و نظر به اینکه مطالبه سود به معنی انصراف از بدل تعهد از یکدانگ مرغداری بوده و دعوی خواهان در این قسمت، مردود است و به استناد ماده 197 قانون مذکور، حکم بر بیحقی خواهان، صادر و اعلام می گردد. رای صادره، حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان اردبیل می باشد.
پیمان شهبازی- رییس شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل
رای دادگاه
درخصوص دعوی خواهان به شرح گردشکار پرونده؛ اولاً- با توجه به اینکه ادعای خواهان نسبت به سهم آقای ...کرمی از ملک موضوع خواسته است و با صدور اجرائیه در مورد سند رهنی و انتقال سهمی مشاع از ملک به بانک و انتفای رهن نسبت به مابقی ملک، دعوی مطروحه، متوجه بانک نمی باشد و همچنین توقیف ملک در دادسرا با معرفی آن از جانب مالک رسمی بوده و دادسرا در مقابل اشخاص ثالث، تعهدی به رفع توقیف از ملک ندارد و دعوی خواهان، متوجه دادسرا نیز نمی باشد و در مورد آنان به استناد بند (4) ماده 84 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و با رعایت ماده 89 قانون مرقوم، قرار ردّ دعوی صادر و اعلام می نماید و ثانیاً- در خصوص دعوی خواهان علیه آقای ...کرمی؛ ایراد عدم صلاحیت دادگاه به اعتبار پیش بینی شرط داوری، مردود است و اختیار داور، محدود به اختلاف طرفین در مورد صورتحساب ها بوده و موضوعات خواسته خواهان، منصرف از شرط داوری است و در ماهیت دعوی، دادگاه به مجموع توافقات طرفین که در دو قرارداد منعکس شده، توجه دارد و استنباط دادگاه از مجموع این توافقات آن است که انتقال مالکیت یکدانگ مرغداری به خواهان، معلّق بر تحقق دو شرط مشتمل بر عدم بازپرداخت اصل سرمایه و عدم پرداخت سود از جانب آقای ...کرمی بوده است و طرفین در مورد اصل سرمایه گذاری خواهان و همچنین پرداخت سود به وی اتفاق نظر دارند و لیکن در مورد اصل سرمایه، علیرغم انقضای مدت قرارداد و ارسال اظهارنامه، آقای ...کرمی از بازپرداخت آن امتناع نموده و اساساً با قید مدت یکسال برای اجرای قرارداد، ضرورتی به مطالبه خواهان نیز نبوده و آقای کرمی، مکلّف به عودت اصل سرمایه خواهان بوده است و با اقدام خواهان در رجوع به دادگاه و مطالبه سود دوران مشارکت، اختیار وی در مورد مطالبه مابه التفاوت یکدانگ مالکیت مرغداری در عِوض اصل سرمایه، ساقط نمی شود و اصولاً انصراف از شرط و اسقاط حق می بایست با ابراز اراده ذیحق انجام شود و مستلزم قصد انشاء و اظهار آن از جانب مشروط له می باشد و دلیلی بر اثبات آن از جانب آقای ...کرمی ارائه نشده است و نظر به اینکه شرط انتقال مالکیت یکدانگ مرغداری به خواهان در صورت عدم عودت اصل سرمایه و عدم پرداخت سود دوران مشارکت با انجام کارشناسی قابل ارزیابی بوده و هر یک از اجزای شرط اعم از اصل سرمایه و سود دوران مشارکت از ارزش مالی مستقل برخوردارند و هر کدام از آنها در مقابل قسمتی از یکدانگ مرغداری قرار می گیرند و قاعده «لِلشرطِ قسطٌ مِن الثّمن» بر همین معنا قابل حمل است و این تفسیر با توجه به کاهش ارزش پول و در عین حال، چندین برابر شدن ارزش ملک، تعادل اقتصادی را در روابط طرفین حفظ می کند و با توجه به نظریه کارشناس، نسبت اصل سرمایه از ارزش یکدانگ مرغداری به مقدار 4/922 از 5/922 می باشد و تعهد خوانده به تنظیم سند رسمی آن قسمت از یکدانگ مرغداری به نام خواهان، ثابت است و نظر به اینکه اجرای تعهد، مستلزم رفع توقیف از ملک است و قرارداد طرفین بر مبنای عدم توقیف بودن ملک، منعقد شده است، بنابراین خوانده، مکلّف به رفع توقیف از ملک نیز می باشد و الزام به رفع توقیف، منافاتی با حقوق بازداشت کننده ندارد و در زمان اجرای حکم با تادیه حقوق توقیف کننده، رفع توقیف از ملک، حاصل می شود، فلذا دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد مواد 10، 219، 220 و 237 قانون مدنی و مواد 198، 515 و 519 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی در امور مدنی، حکم بر الزام آقای ...کرمی به رفع توقیف از مقدار 4/922 از 5/922 یکدانگ پلاک ثبتی 181 فرعی از 355 اصلی بخش 3 اردبیل و تنظیم سند رسمی آن به نام خواهان توام با پرداخت هزینه دادرسی و تعرفه خدمات و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه و هزینه کارشناسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید و نسبت به مازاد مورد لحوق حکم؛ بنابر استدلالات مرقوم و نظر به اینکه مطالبه سود به معنی انصراف از بدل تعهد از یکدانگ مرغداری بوده و دعوی خواهان در این قسمت، مردود است و به استناد ماده 197 قانون مذکور، حکم بر بیحقی خواهان، صادر و اعلام می گردد. رای صادره، حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان اردبیل می باشد.
پیمان شهبازی- رییس شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل
❤2
قضیه از این قرار است که شخصی در مرغداری متعلق به دیگری سرمایهگذاری میکند تا در دوره یکساله در سود حاصله شریک شوند و پس از اتمام دوره، هم اصل سرمایه به سرمایه گذار بازپرداخت شود و هم از سود دوران مشارکت بهرهمند شود. چون شخص سرمایه گذار، نگران عدم بازگشت سرمایه خود بوده، برای تضمین آن، دو سند در یک روز در روابط طرفین تنظیم میشود. سند اوّلی مبایعه نامه است و در آن قید می شود که یکدانگ از مرغداری به مالکیت سرمایه گذار در می آید، مشروط بر آنکه فروشنده، اصل سرمایه خریدار را به وی عودت ننماید. سند دوم با عنوان قرارداد همکاری تنظیم شده و از جمله شروط این قرارداد آن است که چنانچه مالک مرغداری، اصل سرمایه و سود سرمایه گذار را پرداخت ننماید، یکدانگ از مرغداری مطابق با مندرجات مبایعه نامه در مالکیت سرمایه گذار قرار خواهد گرفت. با این اوصاف، صاحب مرغداری از پرداخت سود و اصل سرمایه خودداری میکند و سرمایه گذار، اقدام به طرح دعوای مطالبه سود حاصل از فعالیت مرغداری مینماید و صاحب مرغداری به پرداخت سود دوران مشارکت، محکوم میشود. سرمایه گذار سپس برای الزام صاحب مرغداری به تنظیم سند، اقدام به طرح دعوی تنظیم سند میکند و قاضی بدوی چنین استدلال می کند که صاحب مرغداری با مطالبه سود از شرط راجع به انتقال یکدانگ مرغداری منصرف شده و سرمایه گذار نمیتواند یکدانگ مرغداری را مطالبه کند و دادگاه تجدیدنظر به دلیل رهن بودن ملک، اقدام به نقض رای و صدور قرار عدم استماع می نماید و دعوی مجدداً طرح می یابد و این بار به شعبه ششم ارجاع شده و این شعبه با تجزیه شرط بر مبنای ارزش اقتصادی آنها اقدام به صدور رای نموده و به حفظ موازنه در روابط آنان توجه داشته و به قاعده «لِلشرطِ قسطٌ مِن الثّمن» استناد نموده است.
#رویه_قضایی
موضوع: معامله با انگیزه فرار از دین موضوع ماده 21 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و دفاع از نظریه «وضعیت حقوقی مراعی»
دادنامه شماره 140239390001306551 مورخ 6-6-1402 صادرشده از شعبه چهارم دادگاه عمومي حقوقي شهرستان بوشهر موضوع پرونده هاي کلاسه 140239920000154976 و 140239920000155056
خواهان ها: 1.خانم آزاده... 2. آقای آزاد...
خواندگان: 1. خانم فريده...؛ 2. خانم فریده....؛ 3. آقای عادل...؛ 4- آقای عادل...
خواسته ها: 1. دستور موقت؛ 2. دستور موقت؛ 3. اثبات وقوع بيع؛ 4. اثبات وقوع بيع؛
به نام خدا
به تاریخ 1402/6/6 شعبه ۴ دادگاه عمومی حقوقی بوشهر با استعانت از خداوند متعال ضمن اعلام ختم دادرسی به شرح ذیل مبادرت به صدور رای مینماید.
" رأی دادگاه "
راجع به دادخواستهای آزاده و آزاد... به طرفیت 1-عادل... 2-فریده... مبنی بر اثبات وقوع عقد بیع نسبت به یک دستگاه خودرو پراید ۱۳۲ به شماره انتظامی... و اثبات وقوع عقد بیع نسبت به یک دستگاه خودرو پژو پارس به شماره انتظامی... به انضمام متفرعات دعوی با این توضیح که خواهانهای مربوطه مستند به دو فقره مبایعه نامه عادی تنظیمی با خوانده ردیف اول که در تاریخهای 1401/6/30 و1400/6/30 تنظیم گردیده ضمن معرفی خود به عنوان اقارب نسبی (خواهر و برادر) خوانده ردیف اول، مدعی خریداری خودروهای موضوع دعوی از نامبرده گردیدند به طوری که ثمن معامله نیز از طریق پول ودیعه متعلق به آنان که نزد خوانده ردیف اول بوده تهاتر گردیده که در همین راستا در تاریخ 1401/7/2 نیز وکالت نامه رسمی کاری به شماره های 16957 و 16958، جهت تعویض پلاک و انتقال مالکیت به آنان اعطا گردیده، این در حالیست که دیگر خوانده به عنوان همسر برادرشان از طریق اداره ثبت جهت وصول مطالباتش از بابت مهریه در تاریخ 1401/7/16 اقدام به توقیف فیزیکی آن خودروها نموده بدین ترتیب تقاضای رسیدگی را نمودند. در مقابل وکیل خوانده ردیف دوم (زوجه) عمده دفاعیات خویش را معطوف بر انجام معاملات با انگیزه فرار از دین نمود به طوری که جهت اثبات مدعای خود به یک سری قرائن و امارات از جمله: 1- وجود اختلاف خانوادگی فی ما بین خواندگان در تاریخ قبل از انجام معامله خودرو پراید یعنی در تاریخ 1401/6/28 بر اساس اظهارنامه ارسالی از سوی زوج که تقاضای تمکین زوجه را نموده است. 2- موخر بودن معامله صورت گرفته در خصوص خودرو پژو پارس، از تاریخ مندرج در مبایعهنامه ابرازی به دلالت یکی بودن تاریخ اعطاء وکالت نامهها به خواهان ها. 3- عدم تناسب میان ثمن معامله و قیمت عرفی خودروهای موضوع دعوی که صرفاً از جهت جلوه دادن مبلغ ودیعههای ادعایی به عنوان ثمن معامله، بدین نحو تنظیم گردیده است، استناد کرده و تقاضای رد دعوی خواهان ها را نمود. در خصوص حکم وضعی معاملات با قصد فرار از دین در نظام حقوقی ایران، میان دکترین حقوقی و حتی رویه قضایی تشتت آراء وجود دارد به طوری که این تشتت با حذف ماده ۲۱۸ پیشین قانون مدنی آغاز و با تصویب ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۳ به اوج خود رسید و بر همین اساس دیدگاههای مختلفی شکل گرفت. در مقام گزینش عقاید موجود، ضرورت دارد تا غور و بررسی همه جانبه در قوانین و مقررات فعلی و قواعد و اصول حقوقی صورت گیرد. بر همین اساس میتوان به مواد 65، 218 اصلاحی، {و} 218 مکرر {از} قانون مدنی، {ماده} 424 قانون تجارت، تبصره اصلاحی مورخ 1380/11/27 ماده 202 قانون مالیاتهای مستقیم، {ماده} 21 {قانون} نحوه اجرای محکومیت های مالی، اصل صحت معاملات، اصل آزادی قراردادی و حاکمیت اراده، اصل امنیت و لزوم اجرای تعهد و پرداخت دین، مسدود نمودن طرق قانونی فرار از ایفاء تعهد، اصل تأمین عدالت در روابط حقوقی، اصل عدم حمایت از اهداف نامشروع و قاعده لا ضرر اشاره نمود. در ابتدا لازم است تا معامله صوری به قصد فرار از دین و نوع واقعی آن از هم تفکیک شود. 1- معامله صوری: وضعیت معامله مورد بحث صراحتاً طی ماده 218 فعلی قانون مدنی بیان گردیده و «بطلان» آن است. در این گونه معاملات مدیون با سند سازی و انجام معامله صوری خود را ندار جلوه میدهد ولی در واقع داراست. در این روش که با نام معامله صوری مشهور است، مدیون بدون داشتن قصد واقعی و به عبارتی بدون انعقاد معاملهای ، اسناد رسمی اموال خود را به نام دیگران تنظیم میکند به طوری که از حیث اثباتی مالکیت او نسبت به اموال مورد تردید قرار میگیرد. 2-معامله واقعی: عبارتست از معاملهای که مدیون با هدف سلب واقعی توان مالی خود و از دسترس خارج کردن اموال خود، اقدام به انتقال اموال خود، از طریق انعقاد عمل حقوقی به دیگران میکند؛که خود چند قسم دارد: الف: عقود مجانی محض مانند وقف ، هبه و ... ب: معوضات محاباتی یا اقل از عوض المثل مانند بیع محاباتی (دوستانه) ج: معوضات محض مانند بیع.
موضوع: معامله با انگیزه فرار از دین موضوع ماده 21 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و دفاع از نظریه «وضعیت حقوقی مراعی»
دادنامه شماره 140239390001306551 مورخ 6-6-1402 صادرشده از شعبه چهارم دادگاه عمومي حقوقي شهرستان بوشهر موضوع پرونده هاي کلاسه 140239920000154976 و 140239920000155056
خواهان ها: 1.خانم آزاده... 2. آقای آزاد...
خواندگان: 1. خانم فريده...؛ 2. خانم فریده....؛ 3. آقای عادل...؛ 4- آقای عادل...
خواسته ها: 1. دستور موقت؛ 2. دستور موقت؛ 3. اثبات وقوع بيع؛ 4. اثبات وقوع بيع؛
به نام خدا
به تاریخ 1402/6/6 شعبه ۴ دادگاه عمومی حقوقی بوشهر با استعانت از خداوند متعال ضمن اعلام ختم دادرسی به شرح ذیل مبادرت به صدور رای مینماید.
" رأی دادگاه "
راجع به دادخواستهای آزاده و آزاد... به طرفیت 1-عادل... 2-فریده... مبنی بر اثبات وقوع عقد بیع نسبت به یک دستگاه خودرو پراید ۱۳۲ به شماره انتظامی... و اثبات وقوع عقد بیع نسبت به یک دستگاه خودرو پژو پارس به شماره انتظامی... به انضمام متفرعات دعوی با این توضیح که خواهانهای مربوطه مستند به دو فقره مبایعه نامه عادی تنظیمی با خوانده ردیف اول که در تاریخهای 1401/6/30 و1400/6/30 تنظیم گردیده ضمن معرفی خود به عنوان اقارب نسبی (خواهر و برادر) خوانده ردیف اول، مدعی خریداری خودروهای موضوع دعوی از نامبرده گردیدند به طوری که ثمن معامله نیز از طریق پول ودیعه متعلق به آنان که نزد خوانده ردیف اول بوده تهاتر گردیده که در همین راستا در تاریخ 1401/7/2 نیز وکالت نامه رسمی کاری به شماره های 16957 و 16958، جهت تعویض پلاک و انتقال مالکیت به آنان اعطا گردیده، این در حالیست که دیگر خوانده به عنوان همسر برادرشان از طریق اداره ثبت جهت وصول مطالباتش از بابت مهریه در تاریخ 1401/7/16 اقدام به توقیف فیزیکی آن خودروها نموده بدین ترتیب تقاضای رسیدگی را نمودند. در مقابل وکیل خوانده ردیف دوم (زوجه) عمده دفاعیات خویش را معطوف بر انجام معاملات با انگیزه فرار از دین نمود به طوری که جهت اثبات مدعای خود به یک سری قرائن و امارات از جمله: 1- وجود اختلاف خانوادگی فی ما بین خواندگان در تاریخ قبل از انجام معامله خودرو پراید یعنی در تاریخ 1401/6/28 بر اساس اظهارنامه ارسالی از سوی زوج که تقاضای تمکین زوجه را نموده است. 2- موخر بودن معامله صورت گرفته در خصوص خودرو پژو پارس، از تاریخ مندرج در مبایعهنامه ابرازی به دلالت یکی بودن تاریخ اعطاء وکالت نامهها به خواهان ها. 3- عدم تناسب میان ثمن معامله و قیمت عرفی خودروهای موضوع دعوی که صرفاً از جهت جلوه دادن مبلغ ودیعههای ادعایی به عنوان ثمن معامله، بدین نحو تنظیم گردیده است، استناد کرده و تقاضای رد دعوی خواهان ها را نمود. در خصوص حکم وضعی معاملات با قصد فرار از دین در نظام حقوقی ایران، میان دکترین حقوقی و حتی رویه قضایی تشتت آراء وجود دارد به طوری که این تشتت با حذف ماده ۲۱۸ پیشین قانون مدنی آغاز و با تصویب ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۳ به اوج خود رسید و بر همین اساس دیدگاههای مختلفی شکل گرفت. در مقام گزینش عقاید موجود، ضرورت دارد تا غور و بررسی همه جانبه در قوانین و مقررات فعلی و قواعد و اصول حقوقی صورت گیرد. بر همین اساس میتوان به مواد 65، 218 اصلاحی، {و} 218 مکرر {از} قانون مدنی، {ماده} 424 قانون تجارت، تبصره اصلاحی مورخ 1380/11/27 ماده 202 قانون مالیاتهای مستقیم، {ماده} 21 {قانون} نحوه اجرای محکومیت های مالی، اصل صحت معاملات، اصل آزادی قراردادی و حاکمیت اراده، اصل امنیت و لزوم اجرای تعهد و پرداخت دین، مسدود نمودن طرق قانونی فرار از ایفاء تعهد، اصل تأمین عدالت در روابط حقوقی، اصل عدم حمایت از اهداف نامشروع و قاعده لا ضرر اشاره نمود. در ابتدا لازم است تا معامله صوری به قصد فرار از دین و نوع واقعی آن از هم تفکیک شود. 1- معامله صوری: وضعیت معامله مورد بحث صراحتاً طی ماده 218 فعلی قانون مدنی بیان گردیده و «بطلان» آن است. در این گونه معاملات مدیون با سند سازی و انجام معامله صوری خود را ندار جلوه میدهد ولی در واقع داراست. در این روش که با نام معامله صوری مشهور است، مدیون بدون داشتن قصد واقعی و به عبارتی بدون انعقاد معاملهای ، اسناد رسمی اموال خود را به نام دیگران تنظیم میکند به طوری که از حیث اثباتی مالکیت او نسبت به اموال مورد تردید قرار میگیرد. 2-معامله واقعی: عبارتست از معاملهای که مدیون با هدف سلب واقعی توان مالی خود و از دسترس خارج کردن اموال خود، اقدام به انتقال اموال خود، از طریق انعقاد عمل حقوقی به دیگران میکند؛که خود چند قسم دارد: الف: عقود مجانی محض مانند وقف ، هبه و ... ب: معوضات محاباتی یا اقل از عوض المثل مانند بیع محاباتی (دوستانه) ج: معوضات محض مانند بیع.
❤1
در خصوص معاملات واقعی مجانی و محاباتی، مستنبط از مواد 65 قانون مدنی و 424 قانون تجارت، اصل 40 قانون اساسی و قاعده لاضرر ، حکم وضعی آن «عدم نفوذ» است؛ اما در خصوص معاملات واقعی معوض محض، رویه غالب قضایی در پناه اصل صحت، حاکمیت اراده، سابقه تقنینی ماده 218 قانون مدنی و 21 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی ، در فرض عدم اطلاع انتقال گیرنده از قصد انتقال دهنده، نظر به صحت معامله صورت گرفته دارد، اما غافل از اینکه 1- ماده 21 قانون اخیر الذکر، بر خلاف دیگر مقررات مورد اشاره، در مقام بیان حکم وضعی معاملات مورد بحث نبوده است تا بتوان حکم «صحت» را از آن استخراج کرد؛ مویدات این استنباط جایگاه قانونی مقرره مذکور و پیش بینی مجازات و ذکر ارکان متشکله بزه انتقال مال با انگیزه فرار از دین است ؛به طوری که مقرره مورد اشاره، در قسمت آخر خود صرفاً بیانگر حقوق طلبکار نسبت به انتقال گیرنده عالم و مجرم است، بدون اینکه متعرض حقوق طلبکار نسبت به مدیون و شخص ثالث انتقال گیرنده جاهل شود. از طرفی شأن و جایگاه آن محدود به اجرای سریع حکم و مساعدت در حق طلبکار از طریق اقدام علی الرأس خود واحد اجرای احکام می باشد؛ یعنی اینکه قانونگذار خواسته تا حد ممکن، محکوم له بدون نیاز به طرح دعوی علی حده، علیه انتقال گیرنده عالم، مطالباتش را از اموال وی استیفاء نماید. به عبارتی قانونگذارانتقال گیرنده عالم را به مانند مدیون اصلی فرض و تلقی نموده که بدون نیاز به طرح دعوی جهت ابطال معامله صورت گرفته با وی، بتوان طلب محکوم له را از اموال وی استیفاء نمود که این خود ضمن تسریع در اجرای حکم دادگاه، مساعدتی نیز در حق محکوم له می باشد. مضافاً اینکه نمی توان از «اصل صحت» درجهت رفع تردید و درستی عقد استفاده کرد؛ به عبارتی «اصل صحت» به عنوان یک حکم ظاهری ویژه «شبهات موضوعی» است. بنابراین به استناد اصل مذکور برای رفع «شبهه حکمی» مطابق با مبانی فقهی و تقنینی ماده 223 قانون مدنی نیست. 2- صرف تمسک به سابقه تقنینی و حذف ماده 218 پیشین قانون مدنی که حکم عام «عدم نفوذ» را پیش بینی نموده بود نیز، برای استخراج حکم «صحت» درست نیست؛ چرا که قانونگذار در ماده 218 اصلاحی قانون مدنی در مقام بیان احکام تمامی انواع معاملات به قصد فرار از دین نبوده تا بتوان نتیجه گرفت که چون حکم بطلان یک نوع را بیان کرده، سایر انواع آن، نافذ است.به ویژه اینکه ماده 218 مکرر که همزمان با ماده 218 اصلاحی وضع گردیده با مفاد ماده 218 اصلاحی که مبتنی بر «نبود قصد» است، تفاوت دارد. به بیان دیگر قانونگذار در سال 1370 نخواسته است معامله به قصد فرار از دین را که به قصد واقعی - خواه ضرری خواه بدون ضرر - انجام می شود را مجاز اعلام کند. حال که می توان به استناد ماده 218 مکرر و با اثبات «قصد فروش»، از فروش اموال مدیون جلوگیری کرد، به طریق اولی باید بتوان مانع نفوذ معامله انجام شده به فصد فرار از دین که حداقل به ضرر طلبکاران است شد؛ زیرا منطقی نیست که طلبکار بتواند قبل از انجام معامله، با اثبات اینکه «مدیون برای فرار از دین قصد واقعی فروش اموال خود را دارد»، مانع بدهکار از تصرف در اموال خود شود؛ ولی وقتی که مدیون با همان قصد، معامله را انجام داد و اموال را به دیگران انتقال داد، نتواند با رد معامله انجام شده که به ضرر اوست - ابطال آن را از دادگاه درخواست نماید. 3- در ماده 65 قانون مدنی، آنچه ملاک عمل قرار گرفته «ضرری بودن» معامله واقع شده است نه اینکه «عقد وقف» خصوصیتی از حیث موضوع بحث داشته باشد. بنا براین هر انتقالی در هر قالبی اگر باعث ورود ضرر به حقوق طلبکار باشد، محکوم به «عدم نفوذ» است. 4- تبصره اصلاحی ماده 202 قانون مالیاتهای مستقیم نیز در مقام بیان احکام تمامی معاملات با قصد فرار از دین نبوده و صرفاً مبین حالت شایع معاملات مذکور در قالب «فرض قانونی» است و سازمان امور مالیاتی را در فرض انجام معامله به قصد فرار از دین فی مابین مؤدی مالیاتی و «همسر یا فرزندان» بی نیاز از اثبات وجود چنین قصدی در مودی مالیاتی دانسته است و گرنه پر واضح است که سازمان امور مالیاتی، معاملات میان مؤدی و دیگران که باعث تضییع حقوق وی شده باشد را نیز می تواند ابطال نماید. 5- مطابق قاعده «الحق القدیم لا یبطله شی» که تبلور قانونی آن را در مواد 4 و 97 قانون مدنی می توان مشاهده نمود، حامی طلبکار در مقابل انتقال گیرنده - خواه عالم خواه ناآگاه از قصد انتقال دهنده – است.
👍2❤1
6- قاعده لاضرر مانع از نفوذ مطلق حاکمیت اراده که خود مبتنی بر قاعده «تسلیط» است، می باشد؛ بنابراین در خصوص معاملات با قصد واقعی معوض محض با توجه به مراتب پیش گفته و نیز با عنایت به اصل امنیت و لزوم اجرای تعهد، مسدود نمودن طرق قانونی فرار از ایفاء تعهد، اصل تأمین عدالت در روابط حقوقی و اصل عدم حمایت از اهداف نامشروع می توان گفت از مصادیق وضعیت حقوقی مستقل «عدم نفوذ مراعی»است؛ خواه انتقال گیرنده عالم باشد خواه جاهل به قصد انتقال دهنده. علی ای حال با توجه به قرائن و امارات مورد اشاره به طوری که صرفاً ودیعه مربوط به یکسال به خواهان ها اختصاص داده شده و درخصوص سال های قبل ادلهای دال بر پرداخت ارائه نشده که تماماً مؤید این است که انتقال خودروهای موضوع دعوی به نحو صوری و از طریق سند سازی با قصد فرار از پرداخت دین (مهریه) صورت گرفته است، دادگاه دعوی خواهانها را غیر وارد تشخیص و مستنداً به مواد 218 و 1324 قانون مدنی و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بی حقی آنان صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدید نظر استان بوشهر می باشد.
محمد حسین استا - رئیس شعبه ۴ دادگاه عمومی حقوقی بوشهر
محمد حسین استا - رئیس شعبه ۴ دادگاه عمومی حقوقی بوشهر