در مواردی که دادگاه تجدیدنظر دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی تشخیص دهد، چه تصمیمی اتخاذ کرده و چه اقدامی باید بنماید؟
۱- آیا بدون ایراد به صلاحیت محلی دادگاه بدوی، دادگاه تجدیدنظر راساً میتواند به این ایراد ورود و قرار عدم صلاحیت صادر کند؟ هر چند ماده ۳۵۲ ق.آ.د.م. اظهار میدارد: "هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی یا ذاتی تشخیص دهد رأی را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال میدارد"؛ اما بند نخست ماده ۳۷۱ این قانون در مقام بیان یکی از اصول دادرسی، اعلام میکند: :در موارد زیر حکم یا قرار نقض میگردد: ۱- دادگاه صادرکننده رأی، صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی، وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد...".
۲- چنانچه رای دادگاه بدوی به صورت حکم باشد و دادگاه تجدیدنظر به عدم صلاحیت دادگاه بدوی معتقد باشد، چه تصمیمی باید بگیرد؟ در دادنامه حاضر دادگاه پرونده را برای صدور قرار عدم صلاحیت به دادگاه بدوی اعاده نموده است!. این در حالی است که ماده ۳۵۲ دادگاه تجدیدنظر خود پرونده را با مرجع صالح ارسال میدارد.
۳- آیا در فرض دادنامه، دادگاه بدوی علیرغم قاعده فراغ دادرس، میتواند مجددا به دعوا ورود و قرار عدم صلاحیت صادر نماید؟
آیا اقرار به دریافت سهم الارث و حقوق قانونی خود در زمان حیات مورث و اینکه مقرّ نسبت به ترکه مورث در آینده حقی نخواهد داشت، معتبر است؟
این اقرار اسقاط ما لم یجب است و معتبر میباشد؟
اگر موصی در وصیتنامه به خاطر اقرار فوق، تصریح کند که وارث مزبور تمام حقوق خود را دریافت کرده و از تملک باقیمانده محروم است، وصیتنامه چه وضعی دارد؟
این اقرار اسقاط ما لم یجب است و معتبر میباشد؟
اگر موصی در وصیتنامه به خاطر اقرار فوق، تصریح کند که وارث مزبور تمام حقوق خود را دریافت کرده و از تملک باقیمانده محروم است، وصیتنامه چه وضعی دارد؟
دادنامه شماره ۱۱۵۲ - ۱۴۰۱ مورخ ۱۰-۱۲-۱۴۰۱ از شعبه ۷ دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بهارستان و دادنامه شماره ۲۶۷۴ - ۱۴۰۲ مورخ ۱۰-۴-۱۴۰۲ از شعبه ۱۷ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
1_9795794803.pdf
447.2 KB
مطالعۀ تطبیقی مسئولیت مدنی ناشی از آزبست در حقوق فرانسه و امریکا؛ ارائۀ الگوهایی برای رفع کاستیهای حقوق ایران