تحلیل اثر فوت موکل بر وکالت عام اصطلاحی و دعوای ناشی از معامله وکالتی
در دادنامه حاضر، دادگاه به دو دعوای مرتبط با یک معامله ملکی رسیدگی کرده است: نخست، دعوای فروشندهنما برای مطالبه ۳۳ سکه بهار آزادی به عنوان ثمن باقیمانده معامله؛ و دوم، دعوای خریدار برای الزام به تنظیم سند رسمی ملک مورد معامله. محور اصلی اختلاف آن بود که آیا خواهانِ نخست واقعاً مالک ملک بوده و در نتیجه استحقاق ثمن را دارد، یا صرفاً به عنوان وکیلِ مالکِ متوفی اقدام کرده و پس از فوت موکل دیگر سمتی برای ادعای مالکیت و مطالبه ثمن ندارد. در برابر، خریدار نیز با این استدلال که معامله با وکالت انجام شده و باید آثار آن از جمله انتقال رسمی ملک برقرار شود، خواهان صدور حکم به تنظیم سند بود.
دادگاه در تحلیل ماهوی، ابتدا بر این نکته تکیه کرده که وکالت از عقود اذنی است و با فوت موکل، قهراً منفسخ میشود؛ بنابراین شرط یا ادعای بقای آن پس از فوت، اثری در اصل انفساخ ندارد. سپس با استناد به اقرار قبلی خواهانِ نخست به اینکه در مقام نمایندگی اقدام کرده، ادعای لاحق او مبنی بر مالکیت شخصی را در تعارض با قاعده «لا یسمع انکار بعد الاقرار» و نیز نظریه استاپل غیرقابل استماع دانسته است.
دادگاه همچنین رفتار او را از حیث عقلایی بودن مورد سنجش قرار داده و این فرض را که شخصی همزمان خود را مالک بداند اما معامله را به نام وکالتی منعقد کند، غیرمتعارف و غیرقابل پذیرش شمرده است. بر همین مبنا، دعوای مطالبه ثمن را مردود اعلام کرده و نسبت به دعوای خریدار نیز، چون متوفی در اداره ثبت مالک رسمی نبوده و امکان تنظیم سند از مسیر حقوقی وجود نداشته، قرار عدم استماع صادر کرده است.
❤18🙏3
اعتبار امر مختومهی اسباب موجهه رای
در دادنامه حاضر، دادگاه به دعوای اعلام بطلان معامله خط تلفن همراه و صدور دستور موقت مبنی بر منع نقل و انتقال آن رسیدگی نموده است. محور اصلی اختلاف آن بود که آیا خواهان میتواند با تکیه بر فقدان مدت در شرط پشیمانی، بار دیگر بطلان معامله را مطرح کند و یا اینکه این ایراد پیشتر در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی رسیدگی شده و اکنون مشمول اعتبار امر مختومه است. چنانکه خواهان با استناد به فقدان مدت برای خیار شرط، متقاضی اعلام بطلان معامله بود و خوانده نیز ادعای او را تکرار دفاعیات رد شده و مشمول قاعده اعتبار امر مختومه دانست.
دادگاه نیز با تکیه بر همین قاعده، اسباب موجهه رأی سابق را در زمره امور مشمول اعتبار امر مختومه شمرد؛ زیرا وقتی منطوق حکم نتیجه مستقیم آن اسباب است، بخشهای اساسی استدلال رأی نیز از این اعتبار برخوردار میشوند. بر این اساس، با توجه به اینکه در دعوای سابقِ الزام به تنظیم سند رسمی، صحت معامله احراز شده بود، طرح مجدد این ادعا در قالب دعوای مستقل و ورود مجدد به بحث صحتسنجی عقد، مصداق بازطرح امر مختومه تلقی میگردد و به همین دلیل، قرار رد دعوا صادر گردید.
در دادنامه حاضر، دادگاه به دعوای اعلام بطلان معامله خط تلفن همراه و صدور دستور موقت مبنی بر منع نقل و انتقال آن رسیدگی نموده است. محور اصلی اختلاف آن بود که آیا خواهان میتواند با تکیه بر فقدان مدت در شرط پشیمانی، بار دیگر بطلان معامله را مطرح کند و یا اینکه این ایراد پیشتر در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی رسیدگی شده و اکنون مشمول اعتبار امر مختومه است. چنانکه خواهان با استناد به فقدان مدت برای خیار شرط، متقاضی اعلام بطلان معامله بود و خوانده نیز ادعای او را تکرار دفاعیات رد شده و مشمول قاعده اعتبار امر مختومه دانست.
دادگاه نیز با تکیه بر همین قاعده، اسباب موجهه رأی سابق را در زمره امور مشمول اعتبار امر مختومه شمرد؛ زیرا وقتی منطوق حکم نتیجه مستقیم آن اسباب است، بخشهای اساسی استدلال رأی نیز از این اعتبار برخوردار میشوند. بر این اساس، با توجه به اینکه در دعوای سابقِ الزام به تنظیم سند رسمی، صحت معامله احراز شده بود، طرح مجدد این ادعا در قالب دعوای مستقل و ورود مجدد به بحث صحتسنجی عقد، مصداق بازطرح امر مختومه تلقی میگردد و به همین دلیل، قرار رد دعوا صادر گردید.
❤9👌3
عدم تکلیف به انفاق زوجه در فاصله میان عقد و عروسی
در دادنامه حاضر، شورا به دعوای مطالبه نفقه زوجه در فاصله زمانی میان وقوع عقد نکاح تا زمان برگزاری مراسم عروسی رسیدگی نموده. محور اصلی اختلاف آن بود که آیا صرف وقوع عقد برای استقرار نفقه کافی است یا اینکه در این بازه زمانی، عرف حاکم بر روابط زوجین مانع از استحقاق زوجه نسبت به نفقه میگردد. چنانکه خواهان با استناد به تحقق رابطه زوجیت، نفقه ایام مزبور را مطالبه نموده؛ اما شورا با توجه به تلقی عرفی حاکم بر دوره میان عقد و عروسی، این خواسته را موجه ندانسته. شورا در استدلال خود، اگرچه اصل تعلق نفقه به محض وقوع عقد را مورد انکار قرار نداده، لیکن بر این نکته تکیه نموده که اطلاق این حکم در فرض فاصله میان عقد و آغاز زندگی مشترک، با یک قرینه عرفی مقید میگردد. به بیان دیگر، شورا با استناد به التزام طرفین به لوازم عرفی قرارداد، بر آن است که در فاصله میان عقد و عروسی، تا هنگامی که زوج زوجه را به منزل مشترک نبرده و بنای عملی بر شروع زندگی زناشویی شکل نگرفته، الزام به پرداخت نفقه به نحو متعارف استقرار نمییابد. براین اساس، دعوا وارد نبوده و حکم بر بیحقی خواهان صادر گردید.
در دادنامه حاضر، شورا به دعوای مطالبه نفقه زوجه در فاصله زمانی میان وقوع عقد نکاح تا زمان برگزاری مراسم عروسی رسیدگی نموده. محور اصلی اختلاف آن بود که آیا صرف وقوع عقد برای استقرار نفقه کافی است یا اینکه در این بازه زمانی، عرف حاکم بر روابط زوجین مانع از استحقاق زوجه نسبت به نفقه میگردد. چنانکه خواهان با استناد به تحقق رابطه زوجیت، نفقه ایام مزبور را مطالبه نموده؛ اما شورا با توجه به تلقی عرفی حاکم بر دوره میان عقد و عروسی، این خواسته را موجه ندانسته. شورا در استدلال خود، اگرچه اصل تعلق نفقه به محض وقوع عقد را مورد انکار قرار نداده، لیکن بر این نکته تکیه نموده که اطلاق این حکم در فرض فاصله میان عقد و آغاز زندگی مشترک، با یک قرینه عرفی مقید میگردد. به بیان دیگر، شورا با استناد به التزام طرفین به لوازم عرفی قرارداد، بر آن است که در فاصله میان عقد و عروسی، تا هنگامی که زوج زوجه را به منزل مشترک نبرده و بنای عملی بر شروع زندگی زناشویی شکل نگرفته، الزام به پرداخت نفقه به نحو متعارف استقرار نمییابد. براین اساس، دعوا وارد نبوده و حکم بر بیحقی خواهان صادر گردید.
❤23👎12👍7👌1
اعتبار شروط محدودکننده خسارت در قراردادهای الحاقی فروش خودرو
اعتبار شروط محدودکننده خسارت
در قراردادهای الحاقی فروش خودرو
در دادنامه حاضر، دادگاه تجدیدنظر به اعتراض شرکت خودروساز نسبت به محکومیت آن به پرداخت خسارت ناشی از تأخیر در تحویل خودرو رسیدگی نموده است. محور اصلی اختلاف آن بود که آیا شرکت میتواند با استناد به شروط مندرج در قرارداد متحدالشکل، مسئولیت خود را به تأخیر در صدور فاکتور محدود سازد و تأخیر پس از آن تا تحویل واقعی خودرو را از شمول خسارت خارج کند و یا اینکه این شروط در برابر مصرفکننده معتبر نیست و خسارت باید تا زمان اجرای کامل تعهد جبران گردد. شرکت همچنین تأخیر را ناشی از عواملی خارج از اراده خود، از جمله اختلالات تولید و مشکلات تأمین قطعات، دانسته و آن را از مصادیق قوه قاهره معرفی کرده بود.
اما دادگاه، قرارداد مورد استناد را از قراردادهای الحاقی تلقی نمود که خریدار در تنظیم مفاد آن امکان مذاکره و تغییر شروط را نداشته است. از این رو، شرط محدودکننده مسئولیت شرکت را با توجه به حمایت قانونی از مصرفکننده و ممنوعیت کاستن از تعهدات عرضهکننده، قابل استناد ندانست.
دادگاه بر این مبنا که جبران خسارت باید کامل باشد، تأخیر در تحویل خودرو را تا زمان تحویل واقعی مؤثر در مسئولیت شرکت تشخیص داد؛ به ویژه آنکه شرکت از وجوه پرداختی خریدار بهرهمند شده بود. همچنین، ادعای قوه قاهره به جهت فقدان دلیل بر رابطه مستقیم عوامل ادعایی با عدم امکان اجرای تعهد و نبود راه جایگزین، پذیرفته نشد.
بر این اساس، دادگاه با تکیه بر حسن نیت قراردادی، منع دارا شدن غیرعادلانه و لزوم تفسیر منصفانه قرارداد، اعتراض شرکت را وارد ندانست و رأی بدوی را تأیید نمود.
👍14❤13
عدول از شکل گرایی محاکم و پذیرش ترمیم دادرسی
و تسلط خواهان بر عنوان عنوان خواسته
و تسلط خواهان بر عنوان عنوان خواسته
❤12