آثار و اندیشه‌های دکتر جواهرکلام
8.03K subscribers
2.11K photos
6 videos
114 files
33 links
طرح مباحث حقوق مدنی با تاکید بر رویه قضایی
آثار، افکار و اندیشه‌های تازه حقوقی
آرای نو و بدیع قضایی
مباحث روز نظام حقوقی
مروری بر پژوهش‌ها، تالیف‌ها و تصنیف‌های دکتر محمدهادی جواهرکلام

https://t.me/drjavaherkalam
Download Telegram
مبدأ خسارت تأخیر تأدیه در دیون پولی مدت‌دار؛ بی‌نیازی از «مطالبه» برای شروع محاسبه خسارت

در پرونده حاضر، اختلاف ناشی از مطالبه وجه سه فقره چک ثبت‌نشده در سامانه صیاد است که به عنوان سند عادی مثبت دین در اختیار خواهان قرار دارد. تمرکز اصلی دادگاه در این پرونده بر نحوه محاسبه خسارت تأخیر تأدیه در دیون مدت‌دار است؛ چنانکه دادگاه برخلاف رویه مرسوم محاکم که مبدأ محاسبه خسارت را از زمان مطالبه (یا تاریخ دادخواست) قرار می‌دهند، استدلال نموده است در دیون مقید به مهلت و دارای سررسید معین، خسارت تأخیر تأدیه باید از «زمان سررسید دین» محاسبه شود.
به باور دادگاه، شرط مطالبه موضوع ماده ۵۲۲ آ.د.م صرفاً ویژه دیون عندالمطالبه و بدون مهلت است؛ در حالیکه در دیون مدت‌دار، بدهکار از پیش نسبت به زمان ادای دین آگاهی دارد و شرط مطالبه در این‌گونه دیون، صرفاً در کنار شرط تمکن مالی مدیون (برای ارزیابی و سنجش وضعیت توانایی پرداخت یا اعسار او) معنا پیدا می‌کند و نباید مانع محاسبه خسارت کاهش ارزش پول از تاریخ سررسید تعهد گردد. بنابراین، دادگاه حکم بر پرداخت خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ سررسید هر یک از چک‌ها صادر می‌کند.
👍4312👌2
تحقق «تلف حکمی » در انتقال رسمی املاک؛
به استناد قاعده «نفی اختلال نظام» و حفظ اعتبار اسناد رسمی
👍4👎2
تحقق «تلف حکمی » در انتقال رسمی املاک؛
به استناد قاعده «نفی اختلال نظام» و حفظ اعتبار اسناد رسمی


در پرونده حاضر، اختلاف ناظر بر ادعای بطلان سلسله ایادی مالکیت و بی‌اعتباری معاملات پیشینِ منتهی به انتقال رسمی ملک است؛ به این توضیح که تجدیدنظرخواهان با هدف بازگرداندن ملک به وضعیت سابق و ابطال اسناد رسمی، مدعی وجود خلل در ارکانِ معاملاتِ ایادیِ گذشته شده بودند. در مقابل، دادگاه با اتخاذ رویکردی مبتنی بر فلسفه حقوق و قواعد فقهی، بر حاکمیتِ نظام و نظم ثبتی، به عنوان رکن مهم امنیت حقوقی تأکید ورزیده است.
تمرکز اصلی دادگاه در این رأی بر استدلالِ قاعده‌مند پیرامون مفهوم «نفی اختلال النظام» به عنوان ابزاری برای تضمین ثبات معاملات و حفظ اعتبار اسناد رسمی قرار گرفته است. دادگاه با واکاوی تاریخی و فقهی این قاعده، آن را از یک اصلِ صرفاً فقهی به یک قاعده‌یِ بنیادینِ در حوزه سیاست‌گذاری قضایی ارتقا داده است. استدلال کلیدی دادگاه بدین شرح است که دستگاه قضایی نمی‌تواند با تکیه بر استنباط‌های سخت‌گیرانه و وسواس‌گونه نسبت به صحتِ تک‌تکِ حلقه‌های زنجیره مالکیت در گذشته، نظمِ حالِ حاضرِ جامعه و امنیتِ اقتصادیِ اشخاص ثالث را به مخاطره افکند.
به زعم دادگاه، «اختلال در نظام» نه یک عبارت کلی، بلکه یک واقعیت ملموس است که در صورت نادیده گرفتنِ اعتبار سند رسمی، رخ می‌نماید. دادگاه با نوآوریِ حقوقی، ملک مورد منازعه را «در حکم تلف» (تلف حکمی) دانسته است؛ بدین معنا که حتی اگر فرض را بر وجود ایراد در یکی از معاملاتِ گذشته بگیریم، اعاده وضعیت به حالت سابق و ابطالِ سندِ فعلی، به‌دلیلِ ضررهای سیستمی و تزلزلی که در اعتمادِ عمومی به سازمان ثبت ایجاد می‌کند، ناممکن است.
دادگاه با این رویکرد، راه را بر دعاوی بی‌پایانِ مبتنی بر بازخوانیِ تاریخچه مالکیت بسته است. این رأی، نه تنها اصالتِ سند رسمی را به عنوان رکن نظم عمومیِ معاملاتِ اموال غیرمنقول تثبیت می‌کند، بلکه قضات را مکلف می‌سازد تا در تعارض میان «حقیقت تاریخی معاملات گذشته» و «نظم حقوقیِ فعلی»، جانب دوم را نگاه دارند؛ چرا که بی‌ثباتیِ مالکیت، نوعی اختلالِ نظام تلقی شده که هزینه‌های اجتماعیِ آن به مراتب سنگین‌تر از ابطال یک معامله است. سرانجام، دادگاه با احراز وارد نبودن ایرادات تجدیدنظرخواهان و با در حکم تلف دانستن ملک منتقل‌شده، تجدیدنظرخواهی را رد و دادنامه بدوی را تأیید کرد.
👍1610👎5