آثار و اندیشه‌های دکتر جواهرکلام
8.03K subscribers
2.11K photos
6 videos
114 files
33 links
طرح مباحث حقوق مدنی با تاکید بر رویه قضایی
آثار، افکار و اندیشه‌های تازه حقوقی
آرای نو و بدیع قضایی
مباحث روز نظام حقوقی
مروری بر پژوهش‌ها، تالیف‌ها و تصنیف‌های دکتر محمدهادی جواهرکلام

https://t.me/drjavaherkalam
Download Telegram
خسارت تأخیر تأدیه نسبت به غرامات ناشی از بطلان بیع به سبب مستحق‌للغیر درآمدن مبیع
5
خسارت تأخیر تأدیه
نسبت به غرامات ناشی از بطلان بیع
به سبب مستحق‌للغیر درآمدن مبیع


دادنامه حاضر، ناظر به مطالبه ثمن معامله و غرامات ناشی از «مستحق‌للغیر درآمدن مبیع» است؛ موضوعی که در آن خریدار (تجدیدنظرخوانده) به دلیل بطلان قرارداد بیع، علاوه بر استرداد ثمن، خواستار جبران غرامات وارده و خسارت تأخیر تأدیه بوده است.
اختلاف اساسی طرفین در مرحله تجدیدنظر، بر سر محدود کردن غرامات به میزان پرداخت‌های خریدار به نفر سوم و همچنین ماهیت حقوقی خسارت تأخیر تأدیه بر این مبلغ بوده است؛ بدین معنا که تجدیدنظرخواه (فروشنده) معتقد بود مسئولیت او نباید فراتر از خسارتی باشد که تجدیدنظرخوانده به خریدار بعدی پرداخته و همچنین مطالبه خسارت تأخیر بر این غرامات را مصداق «مطالبه خسارت از خسارت» و فاقد مبنای قانونی می‌دانست، حال آنکه دادگاه تجدیدنظر با استدلال‌های حقوقی دقیق، ضمن رد این ادعاها، دادنامه بدوی را تأیید کرده است.
دادگاه تجدیدنظر در تحلیل خود، ماهیت «ضمان درک» را نه صرفاً یک غرامت قهری، بلکه تعهدی برخاسته از بطن قرارداد و عقد معاوضی دانسته است.
دادگاه با تمسک به رأی وحدت رویه شماره ۸۱۱، مسئولیت فروشنده در جبران غرامات را یک مسئولیت قراردادی دانسته که مستقل از سایر روابط حقوقی خریدار با اشخاص ثالث است. در خصوص ایراد تجدیدنظرخواه مبنی بر ممنوعیت «خسارت از خسارت»، دادگاه با رویکردی فنی، این ایراد را نپذیرفته و تصریح کرده است که با صدور حکم دادگاه و قطعیت آن، مبلغ غرامات به یک «دین مستقر» تبدیل می‌شود و تأخیر در تأدیه این دین، مشمول قاعده ممنوعیت خسارت از خسارت نمی‌گردد.
29
تعارض حمایت از مالکیت
با ثبات و اعتماد به معاملات رسمی؛
دادنامه قابل انتقاد شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان گیلان در رد نظریه تلف حکمی در معاملات فضولی
8
تعارض حمایت از مالکیت
با ثبات و اعتماد به معاملات رسمی؛
دادنامه قابل انتقاد شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان گیلان در رد نظریه تلف حکمی در معاملات فضولی


در پرونده حاضر، اختلاف بر سر آثار حقوقی معامله‌ای است که در آن مالک یک قطعه زمین، ملک خود را در قالب معامله‌ای معاوضی در برابر یک باب مغازه واگذار کرده است. پس از انجام معامله و انتقال رسمی ملک، روشن می‌شود که فروشنده مغازه اساساً مالک آن نبوده و معامله مربوط به مغازه فضولی بوده است. در پی این وضعیت، مالک زمین با طرح دعوا خواستار اعلام بطلان معاملات انجام‌شده، ابطال وکالت‌نامه و سند رسمی انتقال زمین و نیز استرداد ملک گردیده است. دادگاه بدوی با پذیرش این استدلال که معامله نخستین فاقد اثر تملیکی بوده و انتقال بعدی زمین نیز مبتنی بر همان رابطه حقوقی فاسد انجام شده است، حکم به بطلان معاملات و ابطال سند رسمی و استرداد ملک صادر می‌کند. رأی مزبور در مرحله تجدیدنظر مورد اعتراض خریدار بعدی قرار می‌گیرد.
دادگاه تجدیدنظر با بررسی محتویات پرونده و دادنامه‌های قطعی پیشین، احراز می‌کند که مغازه مورد معامله پیش از انعقاد قرارداد مورد ادعا به شخص دیگری تعلق داشته و فروشنده آن مالکیتی بر مال موضوع معامله نداشته است. از این رو معامله نخستین را فضولی و فاقد اثر می‌داند و نتیجه می‌گیرد که انتقال زمین به عنوان ثمن معامله نیز بر پایه رابطه‌ای حقوقی فاسد انجام گرفته است.
دادگاه با استناد به مقررات قانون مدنی در باب معاملات فضولی و آثار بیع فاسد، از جمله مواد مربوط به اختیار مالک در رد یا اجازه معاملات فضولی، مسئولیت بایع فضولی در برابر خریدار جاهل و نیز بی‌اعتباری تصرف ناشی از سبب غیرقانونی، چنین استدلال می‌کند که مالک می‌تواند تمام معاملات بعدی را رد کند و خریدار با حسن نیت صرفاً حق رجوع به فروشنده فضولی را دارد.
به باور دادگاه، تصرف خریدار بعدی حتی در صورت جهل و حسن نیت نیز سبب مملک یا ناقل قانونی محسوب نمی‌شود و در نتیجه نمی‌تواند مانع استرداد عین مال به مالک گردد. دادگاه همچنین تأکید می‌کند که حمایت از حق مالکیت و جلوگیری از گسترش معاملات بر مال غیر اقتضا دارد که امکان استناد به تلف حکمی در برابر مالک پذیرفته نشود؛ زیرا در غیر این صورت، فروش مال غیر و انتقال‌های متوالی می‌تواند در نهایت به تثبیت وضعیتی منتهی شود که مالک از حق عینی خود محروم گردد. بر همین مبنا دادگاه تجدیدنظر اعتراض را مردود دانسته و رأی بدوی مبنی بر ابطال انتقال و الزام به استرداد ملک را تأیید می‌کند.
با وجود این، رأی صادره از منظر نظریه تلف حکمی قابل انتقاد است. چراکه دادگاه با استناد به حق مالک در رد معاملات فضولی نتیجه گرفته است که رد مالک نسبت به همه نقل و انتقالات بعدی نیز موثر است. با این حال، در فرضی که مال موضوع معامله در نتیجه نقل و انتقالات متوالی در اختیار اشخاص دیگری قرار گرفته است. در واقع دادگاه با تمرکز صرف بر قواعد سنتی معاملات فضولی، آثار حقوقی وضعیت ایجادشده پس از انتقال رسمی مال به شخص ثالث و حق مکتسب وی را مورد توجه کافی قرار نداده است.
در حالی که در فرض انتقال مال به خریدار بعدی که با اعتماد به سیستم نقل و انتقالات رسمی، مالی را خریده است، بازگرداندن عین مال، می‌تواند با ملاحظات مربوط به ثبات روابط معاملاتی و اعتماد مشروع اشخاص به وضعیت ظاهری مالکیت رسمی در تعارض قرار گیرد. در چنین مواردی تحلیل مبتنی بر تلف حکمی می‌کوشد میان حق مالک اولیه و حقوق خریدار با حسن نیت تعادل برقرار کند.
برای مطالعه بیشتر، ر.ک.: معیارهای شناسایی «تلف حکمی» در حقوق اسلامی؛ با تحلیل ضابطه «انتقال به ثالث با حسن‌نیت» در رویه قضائی و طرح اصلاح قانون مدنی، جواهرکلام و حدادی اردکانی، پژوهشنامه حقوق اسلامی، دوره 24، شماره 1 - شماره پیاپی 59، بهار 1402، صفحه 109-138.
26👍3👎1
ترجیح ثبات معاملات رسمی بر حق مالک مقدم با پذیرش نظریه تلف حکمی
9👎1