وضعیت معامله ولی قهری نسبت به مال صغیر بدون تصریح به سمت در قرارداد
در پرونده حاضر، اختلاف ناشی از یک قرارداد بیع عادی در خصوص سه واحد آپارتمان است که میان خریدار (تجدیدنظرخواه) و شخصی که ولی قهری مالک رسمی بوده، منعقد گردیده است. دادگاه بدوی با این استدلال که در زمان معامله، قرینهای بر وقوع معامله به ولایت از سوی پدر وجود نداشته و نامی از مالک رسمی (فرزند صغیر) در قرارداد برده نشده است، دعوی را واجد اراده انشایی ندانسته و حکم بر بطلان معامله صادر کرده بود.
با وجود این، دادگاه تجدیدنظر با رویکردی تحلیلی و با استناد به مبانی حقوقی نمایندگی قانونی، ضمن نقض رأی بدوی، بر اساس عمده استدلالهای زیر مبادرت به صدور حکم به نفع خریدار (تجدیدنظرخواه) نموده است:
نخست آنکه، اصل بر صحت و بقای قراردادهاست و بدون دلیل کافی نمیتوان حکم به بطلان یا فقدان قصد انشاء داد.
دوم آنکه، مطابق قانون مدنی، ولی قهری نماینده قانونی صغیر در امور مالی است و اقدام او نسبت به مال صغیر اصولاً حمل بر ولایت میشود، هرچند این سمت در قرارداد تصریح نشده باشد.
سوم آنکه، دفاع فروشنده مبنی بر صوری یا تضمینی بودن معامله، متعارض و فاقد دلیل بوده و نمیتواند اراده انشایی وی را مخدوش کند.
بنابراین دادگاه تجدیدنظر، معامله را معتبر دانسته و ضمن نقض دادنامه نخستین، حکم به انجام تعهدات قراردادی و تسلیم مورد معامله صادر کرده است.
افزون بر موارد گفتهشده از سوی دادگاه، ماده ۲۵۵ قانون مدنی نیز در این خصوص، شایسته توجه است. این ماده مقرر میکند: «هر گاه كسی نسبت به مالي معامله بهعنوان فضولي نمايد و بعد معلوم شود كه آن مال ملك معاملهكننده بوده است يا ملك كسي بوده است كه معاملهكننده ميتوانسته است از قبل او ولایتاً يا وكالتاً معامله نمايد، در اين صورت نفوذ و صحّت معامله موكول به اجازه معامل است و الّا معامله باطل خواهد بود». در این پرونده نیز دلیلی بر اینکه ولی قهری نسبت به ملک مولیعلیه به عنوان فضولی معامله کرده است، وجود ندارد. همچنین، ظاهر و قراین نیز نشان میهد ولی قهری، مثل هر انسان متعارفی، میداند که از جانب مالک رسمی اقدام میکند. بنابراین، این ظاهر، بر اصل عدم اطلاع، مقدم است.
❤22👎1
حقوق مدنی پیشرفته، جلد نخست: تضمینهای دین (رهن و ضمان)
#سیدحسین_صفایی
#محمدهادی_جواهرکلام
چاپ پنجم ۱۴۰۵
#شرکت_سهامی_انتشار
کتاب «حقوق مدنی پیشرفته: تضمینهای دین» اساساً به عنوان منبع درس حقوق مدنی برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترا، با تأکید بر منابع فقهی، دکترین حقوقی و رویه قضایی نگاشته شده و به دلیل آنکه آرای قضایی بسیاری، اعم از آرای وحدت رویه، اصراری و شعب دیوان عالی کشور و آرای دادگاههای تجدیدنظر استان و محاکم بدوی، در این اثر مورد استفاده و تحلیل قرار گرفته، منبع بسیار کاربردی و مفیدی برای قضات، وکلا و همچنین، استادان و پژوهشگران حقوقی به شمار میرود. در این اثر، تحلیلهای نو و تازهای در زمینههای مختلف ارائه شده که میتواند برای نظام حقوقی و رویه قضایی و اصلاح قانون مدنی بسیار سودمند باشد. برای نمونه، در این کتاب، برخلاف تألیفات موجود، اثر عقد ضمان به صورت مطلق، ضم ذمه به ذمه یا تضامن معرفی شده و در تمام مباحث مربوط به عقد ضمان نیز ضمان تضامنی اعم از تضامن طولی و عرضی مورد تحلیل قرار گرفته است.
#حقوق_مدنی_پیشرفته #تضمین_های_دین
سیدحسین_صفایی
محمدهادی_جواهرکلام
شرکت_سهامی_انتشار
#سیدحسین_صفایی
#محمدهادی_جواهرکلام
چاپ پنجم ۱۴۰۵
#شرکت_سهامی_انتشار
کتاب «حقوق مدنی پیشرفته: تضمینهای دین» اساساً به عنوان منبع درس حقوق مدنی برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکترا، با تأکید بر منابع فقهی، دکترین حقوقی و رویه قضایی نگاشته شده و به دلیل آنکه آرای قضایی بسیاری، اعم از آرای وحدت رویه، اصراری و شعب دیوان عالی کشور و آرای دادگاههای تجدیدنظر استان و محاکم بدوی، در این اثر مورد استفاده و تحلیل قرار گرفته، منبع بسیار کاربردی و مفیدی برای قضات، وکلا و همچنین، استادان و پژوهشگران حقوقی به شمار میرود. در این اثر، تحلیلهای نو و تازهای در زمینههای مختلف ارائه شده که میتواند برای نظام حقوقی و رویه قضایی و اصلاح قانون مدنی بسیار سودمند باشد. برای نمونه، در این کتاب، برخلاف تألیفات موجود، اثر عقد ضمان به صورت مطلق، ضم ذمه به ذمه یا تضامن معرفی شده و در تمام مباحث مربوط به عقد ضمان نیز ضمان تضامنی اعم از تضامن طولی و عرضی مورد تحلیل قرار گرفته است.
#حقوق_مدنی_پیشرفته #تضمین_های_دین
سیدحسین_صفایی
محمدهادی_جواهرکلام
شرکت_سهامی_انتشار
❤28
1_26544406451.pdf
668.4 KB
ساماندهی نظریه «وکالت معطی حق»؛ با نگاهی به رویه قضایی
نویسندگان:
دکتر محمدهادی جواهرکلام؛ استادیار گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
عرفان غلامحسینی؛ دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
مجله مطالعات حقوقی داشگاه شیراز، دوره ۱۸، شماره ۱ (شماره پیاپی ۵۹)، اردیبهشت ۱۴۰۵، صفحه ۴۴۳-۴۸۲
نوع مقاله : مقاله پژوهشی
10.22099/jls.2025.52682.5295
نویسندگان:
دکتر محمدهادی جواهرکلام؛ استادیار گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
عرفان غلامحسینی؛ دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
مجله مطالعات حقوقی داشگاه شیراز، دوره ۱۸، شماره ۱ (شماره پیاپی ۵۹)، اردیبهشت ۱۴۰۵، صفحه ۴۴۳-۴۸۲
نوع مقاله : مقاله پژوهشی
10.22099/jls.2025.52682.5295
❤9
ساماندهی نظریه «وکالت معطی حق»؛ با نگاهی به رویه قضایی
نویسندگان: دکتر محمدهادی جواهرکلام؛ عرفان غلامحسینی
چکیده
مقدمه: اعمال حقوقی که متعاقدین در جهان ثبوت میآفرینند، همواره به صورت کامل در عالم اثبات، نمایان نمیشود. بارزترین مثال این وضعیت، وکالتهای معطی حق، مانند وکالتهای در مقام بیع است. در این موارد، پس از تراضی طرفین بر اعطا یا انتقال برخی حقوق مانند مالکیت، تنها به تنظیم و اعطای وکالتنامه بسنده میشود. به منظور زدودن ابهام از این ناهمگونی، پرسش بنیادین، چیستی ماهیت و ساختار وکالتهای مزبور و دگرگونیهای حاصل در آثار آن است. همچنین، چنانچه این عقود، تنها وکالت در معنای اصطلاحی یا قانونی تلقی شود، با وقوع فوت یا حجر وکیل یا موکل بر اساس ماده 678 قانون مدنی، وکالت منفسخ میشود؛ حالآنکه این امر با مقصود متعاقدین و حقوق مکتسب وکیل مغایرت دارد. بنابراین، بهمنظور رفع این تعارض، دومین پرسش، چگونگی وضعیت وکالت و حق نهان در پس آن، با بروز اسباب انفساخ قهری وکالت است. نوآوری پژوهش، تبیین ماهیت وکالت معطی حق در همان قالب عقد وکالت، اما با آثاری متمایز از وکالت اصطلاحی است؛
بهنحویکه ساختار این وکالتها بر اساس رجحان اراده باطنی و تأثیر گفتگوهای بنایی تحلیل میشود تا قلمرو حقیقی عقد مشخص شود. افزون بر آن، بر اساس ملاک ماده 777 قانون مدنی و مبانی فقهی- حقوقی این ماده، همچون نظریه کفایت حدوث اذن، اسباب قهری انفساخ عقد وکالت از موارد انحلال وکالتهای معطی حق خارج میشود.
روشها: مقاله بنیادی-کاربردی حاضر، اطلاعات لازم را با روش کتابخانهای از میان منابع حقوقی، فقهی، آرای محاکم جمعآوری میکند و با رویکرد توصیفی-تحلیلی، در پی پاسخ به پرسشهای پیشگفته و ساماندهی وضع موجود است.
یافتهها: وکالت معطی حق، گونهای خاص از عقد وکالت با آثاری منحصر به فرد است. درک ارتباط آن با وکالتهای اصطلاحی و همچنین، ویژگیهای خاص آن، نیازمند شناخت ماهیت و ساختار حقیقی این عقد، بر محوریت اراده باطنی متعاقدین است. دو تحلیل برای ماهیت وکالت معطی حق در عالم ثبوت، مطرح است:
نخست، وکالتنامهای که در عالم اثبات، مظهر یافته، تنها جزئی از عقد اصلی و وسیعتر در جهان ثبوت است؛ حالآنکه اثر اصلی آن عقد نهانی که رکن اصلی آن از نظر پنهان است، ایجاد حق خواهد بود. این تحلیل، بر بنیان نظریه شروط یا مفاد بنایی، استوار است. چنانکه با مرجح و مؤثر دانستن اراده باطنی، توافقهای بنایی پیش از عقد، نظیر انتقال بر انتقال مالکیت، ولو بدون تصریح در سند اثباتی عقد به قلمروی قرارداد، وارد میشود. بنابراین وکالتنامه، تنها مظهر جزئی از عقد جامع و حقیقی است که برابر اراده یا قصد مشترک و باطنی متعاقدین منعقد شده است.
دومین تحلیل، همداستان با بخش اخیر رأی وحدت رویه شماره 847، قائل به اعطای حق و نیابت با دو عقد پیدرپی است؛ چنانکه نخست، عقدی موجد حق همچون بیع، انعقاد مییابد، سپس به تبع یا بر ابتنای این حق ایجادشده، وکالتی نیز برای اموری نظیر دریافت سند رسمی مالکیت، اعطا شود. حالآنکه همین وکالتنامه، با افاده بیع در امر اثبات، کاشف از عقد پیشین است.
در خصوص وضعیت وکالت معطی حق با بروز اسباب انفساخ قهری وکالت، نظیر فوت و حجر، باید میان حق و وکالت، قائل به تفصیل بود. حق مکتسب و نهان در وکالت معطی حق، از نظر جایگاه خود در این عمل حقوقی با سایر حقوق مکتسب افراد، تفاوتی ندارد و همچنان باقی میماند. اما در مورد وکالت، به نظر میرسد بر اساس ابتنای وکالت مزبور بر حق اعطایی و تراضی صریح یا ضمنی متعاقدین و همچنین با استناد به ملاک ماده 777 قانون مدنی، بتوان این دسته از وکالتها را حتی با وقوع فوت یا حجر متعاقدین، کماکان باقی شمرد؛ چنانکه مطالعه مبانی فقهی ماده 777 قانون مدنی، بهعنوان گونهای دیگر از وکالت معطی حق، نشان میدهد که در وکالت مبتنی بر حق رهانت، میتوان صرف حدوث اذن را کافی دانست. بنابراین اسباب انفساخ قهری مندرج در ماده ۶۷۸ قانون مدنی، میتواند ناظر بر حالت مرسوم وکالت باشد که موضوع آن، تنها حقوق موکل است.
#وکالت_معطی_حق
#وکالت_در_مقام_بیع
#انحلال_وکالت
#ماده_۷۷۷_قانون_مدنی
#دکتر_محمدهادی_جواهرکلام
❤19👍6
میزان غرامت قابل مطالبه (ثمن به نرخ روز) در فرض مستحقللغیر درآمدن مبیع در ترتب ایادی از ید ماقبل
محدودیت غرامت ناشی از مستحقللغیر درآمدن مبیع
به میزان خسارت پرداختی
در فرض ترتب ایادی
❤3
میزان غرامت قابل مطالبه (ثمن به نرخ روز) در فرض مستحقللغیر درآمدن مبیع در ترتب ایادی از ید ماقبل
در پرونده حاضر، خواهان با طرح دعوا علیه خواندگان (وراث فروشنده)، ضمن تقاضای ابطال مبایعهنامه به جهت مستحقللغیر درآمدن مبیع، مطالبه ثمن و غرامات ناشی از کاهش ارزش ثمن را نیز درخواست نموده است. مبنای دعوا آن است که خواهان پس از انتقال ملک به ثالث، در پی صدور رأی قطعی مبنی بر مستحقللغیر بودن ملک، محکوم به پرداخت مبلغ معینی به عنوان غرامت به منتقلٌالیه گردیده و اکنون در مقام رجوع به ایادی سابق، مطالبه جبران خسارت را مطرح کرده است.
دادگاه با احراز بطلان معامله نخستین به جهت مستحقللغیر بودن مبیع، اصل مسئولیت وراث فروشنده را در جبران خسارت پذیرفته، لیکن در خصوص میزان و نحوه احتساب غرامت، تحلیل متفاوتی ارائه داده است. محور اصلی اختلاف آن بوده که آیا خواهان حق مطالبه قیمت روز ملک را دارد یا آنکه صرفاً تا میزان مبلغی که خود به موجب حکم قطعی پرداخت نموده، مستحق رجوع است.
دادگاه با تأکید بر ماهیت غرامت به عنوان جبران واقعی ضرر، تصریح نموده است که در فرض ترتب ایادی، چنانچه یکی از متعاملین سابقاً به موجب حکم قطعی به پرداخت مبلغ معینی به عنوان کاهش ارزش ثمن محکوم شده باشد، همان مبلغ مقطوع، معیار و سقف رجوع وی به ایادی پیشین خواهد بود. به بیان دیگر، پس از تعیین و تثبیت میزان خسارت در یک فرآیند دادرسی، امکان مطالبه مبلغی فراتر از آن تحت عنوان قیمت روز ملک، فاقد توجیه حقوقی است.
دادگاه در تبیین این نظر، به اصولی چون تفسیر مضیق تعهدات، منع سوءاستفاده از حق، اصل منع دارا شدن بلاجهت و اصل جبران کامل ولی غیرمضاعف خسارت استناد تحلیلی نموده و بیان داشته است که هدف از جبران خسارت، اعاده زیاندیده به وضعیت پیش از ورود ضرر است، نه ارتقای وضعیت مالی وی. از اینرو، مطالبه مازاد بر مبلغ پرداختی، موجب برهم خوردن تعادل عوضین و تحصیل منفعتی بدون مبنای قانونی خواهد بود.
دادگاه همچنین با طرح این استدلال که ارزیابی مجدد و مستقل قیمت روز ملک، پس از تعیین قطعی خسارت در دعوای سابق، به نوعی بیاعتبار ساختن اثر آن حکم و ایجاد دو مبنای متفاوت برای احتساب ضرر خواهد انجامید، ارجاع امر به کارشناسی مجدد را غیرضروری دانسته است. بر همین اساس، غرامت قابل مطالبه را همان مبلغی دانسته که خواهان در نتیجه مستحقللغیر درآمدن ملک پرداخت کرده است.
در نتیجه، دادگاه ضمن اعلام بطلان معامله و محکومیت خواندگان به پرداخت ثمن و غرامت در حدود مبلغ تثبیتشده، دعوا را نسبت به مطالبه خسارت تأخیر تأدیه غیرقابل استماع تشخیص داده و در این بخش قرار مقتضی صادر نموده است.
با این حال، رویکرد دادگاه محل تامل است، زیرا خواهان می تواند خسارت وارد بر خود را در صورت احراز، ولو اینکه بیش از میزان خسارت پرداختی به ید بعدی باشد، از ید قبلی مطالبه کند. وانگهی، بطلان هر قراردادی میتواند خسارتهای متفاوتی را بین ایادی متعاقب بهوجود آورد که طبق قواعد عمومی مسئولیت مدنی، قابل مطالبه است. به علاوه، مطالبه خسارتهای وارده از سوی خریدار (خواهان) در صورتی که بیشتر از خسارت وارد به ید بعدی باشد، نه تنها اکل مال به باطل نیست و جبران مضاعف و سوءاستفاده از حق محسوب نمیشود، بلکه عین عدالت است. این امر به ویژه در فرضی که بین میزان و زمان تادیه ثمن در معاملات متوالی تفاوت وجود داشته باشد، میزان و موضوع رجوع هر یک از خریداران به ید ماقبل، حائز اهمیت فراوان است. مخصوصا اینکه در ترتب ایادی، میران ثمن در معاملات مختلف، متفاوت است. وانگهی، رویکرد منتخب دادگاه سبب میشود در فرضی که خسارت متحملشده توسط خریدار نخست کمتر از ضرر وارده به ید بعدی باشد، دادگاه در هر حال فروشنده نخست را به تادیه همان خسارتی که خریدار اول به دومی پرداخته، محکوم نماید؛ در حالی که اگر خریدار نخست ضرر کمتری متحمل شده باشد، باید به میزان خسارت واقعی به فروشنده خود حق رجوع داشته باشد.
👍18❤8
گفتاری در باب تعلق خسارت تأخیر تأدیه (کاهش ارزش پول) به دیون تاجر ورشکسته پس از توقف موضوع رأی وحدت رویه جدید مورخ ۱۴۰۵.۰۳.۲۱