ماهیت و قابلیت استماع دعوای ثانوی (خواسته جایگزین) و تمایز آن با خواستههای ظنی و احتمالی
❤5
ماهیت و قابلیت استماع دعوای ثانوی (خواسته جایگزین) و تمایز آن با خواستههای ظنی و احتمالی
در پرونده حاضر، اختلاف ناشی از یک رابطه قراردادی در زمینه مشارکت در ساخت مطرح گردیده است. خواهان با استناد به توافق صلح، دعوایی به خواسته الزام طرف مقابل به انتقال و تحویل املاک موضوع توافق و در صورت تعذر، پرداخت معادل ارزش روز آنها اقامه نموده و همچنین جبران خسارات ناشی از عدم اجرای تعهدات را مطالبه کرده است. در مقابل، خوانده ضمن ایراد، دعوا را از حیث طرح خواسته بهصورت ظنی و احتمالی، قابل استماع ندانسته است.
دادگاه در رسیدگی خود، ابتدا به ماهیت دعوای جایگزین یا ثانویه میپردازد. بر این اساس، طرح همزمان الزام به اجرای تعهد و مطالبه قیمت در صورت تعذر را نه نشانه تردید در خواسته، بلکه شیوهای پذیرفته برای تضمین اجرای حق میداند که با فلسفه حرکت از دادرسی صورتمحور به دادرسی حقیقتمحور سازگار است. به نظر دادگاه، مستندات قانونی پراکنده و رویه قضایی، پذیرش این شیوه طرح دعوا را تأیید میکند؛ ازاینرو ایراد شکلی مبنی بر مردد یا احتمالی بودن خواسته وارد تشخیص داده نمیشود.
با این حال، دادگاه در بررسی ماهوی اختلاف، به پیوستگی قراردادهای منعقده و نقش شروط اساسی مندرج در توافق صلح توجه کرده و احراز میکند که اجرای تعهدات موضوع توافق منوط به تحقق شرایطی بوده که تحقق نیافته است. همچنین مشخص میگردد برخی املاک مورد مطالبه در مالکیت اشخاص ثالث قرار دارند و برخی خواهانها نیز ذینفع مستقیم محسوب نمیشوند. دادگاه علاوه بر این، تحقق نیافتن شرط اساسی مربوط به آغاز اجرای پروژه توسط سازنده جدید را موجب اختلال در تعادل عوضین و سقوط امکان الزام به انتقال املاک میداند.
بر این اساس، دادگاه ضمن رد ایرادات شکلی نسبت به ماهیت دعوای بدیل، دعوای برخی خواهانها را به لحاظ فقدان ذینفعی مردود اعلام نموده و دعوای اصلی را به جهت عدم تحقق شروط اساسی قرارداد و فقدان امکان الزام به اجرای تعهد، وارد ندانسته و حکم به بیحقی خواهان صادر کرده است. بدین ترتیب، دادنامه حاضر در عین پذیرش دعوای ثانوی بهعنوان ابزاری برای دسترسی مؤثر به عدالت و مردود دانستن ایراد شکلی نسبت به آن، با ورود به ماهیت دعوی، خواهانها را ذیحق نمیداند.
❤19
قائممقامی در دعوای تخلیه؟
انتقال یا عدم انتقال حق فسخ یا تخلیه موجر با انتقال عین مستأجره و امکان اعمال ضمانتاجراهای تخلف مستأجر توسط مالک لاحق
در پرونده حاضر، اختلاف ناشی از یک رابطه استیجاری مشمول قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ در خصوص یک باب مهمانپذیر مطرح گردیده است. مالک جدید (تجدیدنظرخواه) با استناد به وقوع تعدی و تفریط با احداث بنا و تغییرات غیرمجاز توسط مستأجرین، دعوایی به خواسته فسخ اجارهنامه رسمی و تخلیه عین مستأجره اقامه نموده است.
دادگاه بدوی با این استدلال که تغییرات در زمان مالک سابق رخ داده، حق تخلیه جنبه شخصی داشته و به خریدار منتقل نشده است و همچنین اقدامات مالک سابق (نظیر مطالبه اجارهبها و تعدیل آن) ظهور در رضایت و اسقاط حق تخلیه دارد، حکم به بطلان دعوی صادر کرده بود.
انتقال یا عدم انتقال حق فسخ یا تخلیه موجر با انتقال عین مستأجره و امکان اعمال ضمانتاجراهای تخلف مستأجر توسط مالک لاحق
در پرونده حاضر، اختلاف ناشی از یک رابطه استیجاری مشمول قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ در خصوص یک باب مهمانپذیر مطرح گردیده است. مالک جدید (تجدیدنظرخواه) با استناد به وقوع تعدی و تفریط با احداث بنا و تغییرات غیرمجاز توسط مستأجرین، دعوایی به خواسته فسخ اجارهنامه رسمی و تخلیه عین مستأجره اقامه نموده است.
دادگاه بدوی با این استدلال که تغییرات در زمان مالک سابق رخ داده، حق تخلیه جنبه شخصی داشته و به خریدار منتقل نشده است و همچنین اقدامات مالک سابق (نظیر مطالبه اجارهبها و تعدیل آن) ظهور در رضایت و اسقاط حق تخلیه دارد، حکم به بطلان دعوی صادر کرده بود.
❤10👍5