آثار و اندیشه‌های دکتر جواهرکلام
8.04K subscribers
2.12K photos
6 videos
114 files
33 links
طرح مباحث حقوق مدنی با تاکید بر رویه قضایی
آثار، افکار و اندیشه‌های تازه حقوقی
آرای نو و بدیع قضایی
مباحث روز نظام حقوقی
مروری بر پژوهش‌ها، تالیف‌ها و تصنیف‌های دکتر محمدهادی جواهرکلام

https://t.me/drjavaherkalam
Download Telegram
تلف حکمی ملک در اثر انتقال رسمی به ثالث با حسن‌نیت


در پرونده حاضر، مالک رسمی یک قطعه زمین با ادعای انتقال غیرمجاز ملک بر مبنای یک مبایعه‌نامه عادی و صدور اسناد رسمی متعاقب آن، دعوایی به خواسته اعلام بطلان معاملات، ابطال اسناد رسمی انتقال، خلع ید متصرفان و قلع مستحدثات مطرح کرده است. در مقابل، یکی از منتقل‌الیهم با طرح دعوای متقابل، اعتبار و نفوذ مبایعه‌نامه عادی اولیه و صحت نقل‌وانتقالات بعدی را درخواست نموده است.

دادگاه با بررسی ادله طرفین و با توجه به عدم ارائه اصل مبایعه‌نامه و فقدان دلیل معتبر بر تنفیذ معامله از سوی مالک، معامله پایه را فضولی و غیرنافذ تشخیص داده و در نتیجه آن را باطل اعلام می‌کند. با این حال، مسئله اساسی پرونده را آثار حقوقی انتقال رسمی بعدی ملک به اشخاص ثالثی می‌داند که بر اساس اسناد رسمی و در چارچوب متعارف معاملات، ملک را تحصیل کرده‌اند.
به نظر دادگاه، هرچند در فرض بطلان معامله اولیه، قاعده عمومی اقتضا دارد ملک به مالک بازگردانده شود، اما انتقال رسمی ملک به اشخاص ثالث با حسن‌نیت موجب ایجاد حقوق مکتسبه‌ای می‌شود که حمایت از آن‌ها در راستای حفظ نظم عمومی معاملات و اعتبار اسناد رسمی ضروری است.
دادگاه با استناد به قواعد فقهی و اصول حقوقی از جمله جمع میان قاعده تسلیط و لاضرر، و نیز مقررات ثبت، ابطال اسناد رسمی اشخاص ثالث با حسن‌نیت را مغایر ثبات معاملات و امنیت حقوقی می‌داند.
دادگاه همچنین با تحلیل اقتصادی و اجتماعی موضوع، بی‌اعتبار کردن اسناد رسمی و اعاده ملک پس از نقل‌وانتقالات و ایجاد مستحدثات را موجب تزلزل اعتماد عمومی به نظام ثبت و گسترش اختلافات می‌داند. افزون بر این، قرائن موجود را مؤید نوعی تقصیر و سهل‌انگاری مالک در نظارت بر املاک خود تلقی می‌کند که نمی‌تواند به زیان خریداران با حسن‌نیت جبران شود.
بر این اساس، دادگاه وضعیت ملک را از مصادیق «تلف حکمی» دانسته است و دعوای عینی ابطال اسناد و خلع ید را غیرقابل پذیرش اعلام می‌کند. در عین حال، مالک را محق می‌داند تا با طرح دعوای دینی مطالبه قیمت روز ملک را بر اساس قواعد مسئولیت مدنی و استفاده بلاجهت علیه ید مستقیم، از منتقل‌الیه اول و مباشر وی، مطالبه نماید.
27👎8
ماهیت و قابلیت استماع دعوای ثانوی (خواسته جایگزین) و تمایز آن با خواسته‌های ظنی و احتمالی
5
ماهیت و قابلیت استماع دعوای ثانوی (خواسته جایگزین) و تمایز آن با خواسته‌های ظنی و احتمالی


در پرونده حاضر، اختلاف ناشی از یک رابطه قراردادی در زمینه مشارکت در ساخت مطرح گردیده است. خواهان با استناد به توافق صلح، دعوایی به خواسته الزام طرف مقابل به انتقال و تحویل املاک موضوع توافق و در صورت تعذر، پرداخت معادل ارزش روز آن‌ها اقامه نموده و همچنین جبران خسارات ناشی از عدم اجرای تعهدات را مطالبه کرده است. در مقابل، خوانده ضمن ایراد، دعوا را از حیث طرح خواسته به‌صورت ظنی و احتمالی، قابل استماع ندانسته است.

دادگاه در رسیدگی خود، ابتدا به ماهیت دعوای جایگزین یا ثانویه می‌پردازد. بر این اساس، طرح هم‌زمان الزام به اجرای تعهد و مطالبه قیمت در صورت تعذر را نه نشانه تردید در خواسته، بلکه شیوه‌ای پذیرفته برای تضمین اجرای حق می‌داند که با فلسفه حرکت از دادرسی صورت‌محور به دادرسی حقیقت‌محور سازگار است. به نظر دادگاه، مستندات قانونی پراکنده و رویه قضایی، پذیرش این شیوه طرح دعوا را تأیید می‌کند؛ ازاین‌رو ایراد شکلی مبنی بر مردد یا احتمالی بودن خواسته وارد تشخیص داده نمی‌شود.

با این حال، دادگاه در بررسی ماهوی اختلاف، به پیوستگی قراردادهای منعقده و نقش شروط اساسی مندرج در توافق صلح توجه کرده و احراز می‌کند که اجرای تعهدات موضوع توافق منوط به تحقق شرایطی بوده که تحقق نیافته است. همچنین مشخص می‌گردد برخی املاک مورد مطالبه در مالکیت اشخاص ثالث قرار دارند و برخی خواهان‌ها نیز ذی‌نفع مستقیم محسوب نمی‌شوند. دادگاه علاوه بر این، تحقق نیافتن شرط اساسی مربوط به آغاز اجرای پروژه توسط سازنده جدید را موجب اختلال در تعادل عوضین و سقوط امکان الزام به انتقال املاک می‌داند.

بر این اساس، دادگاه ضمن رد ایرادات شکلی نسبت به ماهیت دعوای بدیل، دعوای برخی خواهان‌ها را به لحاظ فقدان ذی‌نفعی مردود اعلام نموده و دعوای اصلی را به جهت عدم تحقق شروط اساسی قرارداد و فقدان امکان الزام به اجرای تعهد، وارد ندانسته و حکم به بی‌حقی خواهان صادر کرده است. بدین ترتیب، دادنامه حاضر در عین پذیرش دعوای ثانوی به‌عنوان ابزاری برای دسترسی مؤثر به عدالت و مردود دانستن ایراد شکلی نسبت به آن، با ورود به ماهیت دعوی، خواهان‌ها را ذی‌حق نمی‌داند.
19