آثار و اندیشه‌های دکتر جواهرکلام
8.05K subscribers
2.12K photos
6 videos
115 files
33 links
طرح مباحث حقوق مدنی با تاکید بر رویه قضایی
آثار، افکار و اندیشه‌های تازه حقوقی
آرای نو و بدیع قضایی
مباحث روز نظام حقوقی
مروری بر پژوهش‌ها، تالیف‌ها و تصنیف‌های دکتر محمدهادی جواهرکلام

https://t.me/drjavaherkalam
Download Telegram
ضرورت رعایت مصلحت موکل؛
لزوم وجود تعادل عوضین
در معاملات مبتنی بر وکالتنامه

در پرونده مطروحه، اختلاف اصلی پیرامون حدود اختیارات وکیل و مسئله الزامی بودن رعایت مصلحت موکل است. چنانکه خواهان مدعی است که انتقال ملک موضوع وکالت، بر خلاف مصلحت وی و در تعارض با غبطه او انجام شده و بنابراین معامله تنظیم‌شده توسط وکیل باید باطل تلقی است. از سوی دیگر، خواندگان با استناد به مفاد وکالتنامه‌های رسمی، مدعی هستند که اختیار انجام هر نوع معامله از جمله انتقال به خود، ولو بدون الزام به رعایت تعادل عوضین را داشته‌اند و اقدام انجام‌شده، صحیح خواهد بود.

دادگاه بدوی با تمرکز بر الفاظ مندرج در وکالتنامه، اختیارات گسترده وکیل در انجام معامله را کافی دانسته و نتیجه گرفته است که انتقال صورت‌گرفته، حتی اگر از منظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه نبوده باشد، در چهارچوب حدود وکالت انجام شده است و موجبی برای بطلان آن وجود ندارد. بر همین اساس نیز این دعوی را مردود اعلام می‌کند.

اما دادگاه تجدیدنظر، تحلیل ماهوی متفاوتی ارائه می‌دهد. این دادگاه با تکیه بر قواعد عمومی وکالت در قانون مدنی و نیز رای وحدت رویه شماره ۸۴۷، بیان می‌کند که صرف تصریح عباراتی نظیر «انتقال به هر مبلغ» یا اعطای اختیار انجام هر نوع معامله، موجب زوال تکلیف بنیادین وکیل در رعایت غبطه و مصلحت موکل نمی‌شود. به بیان دیگر، از نظر دادگاه تجدیدنظر، حتی در فرض تفویض اختیار گسترده، وکیل مکلف است در اعمال حقوقی مرتبط با اموال موکل مصالح او را رعایت کند و خروج از این قاعده مستلزم اعلام اراده صریح و بی‌ابهام از سوی موکل است. بر همین مبنا، دادگاه تجدیدنظر اقدام وکیل در انتقال ملک به خود و بدون دریافت هیچ‌گونه عوض را مصداق روشن عدم رعایت مصلحت و فضولی دانسته و با نقض رأی بدوی، حکم به اعلام بطلان معامله می‌دهد.

نقد و تحلیل: تحلیل حاضر ناظر به وکالت محض یا وکالت در معنای خاص کلمه است؛ اما در وکالت در مقام بیع یا وکالت معطی حق، وکیل ظاهری در واقع مالک است و به همین جهت، لزوم رعایت مصلحت موکل از سوی او منتفی است؛ چنانکه در انتهای رای وحدت رویه شماره ۸۴۷ نیز به این نکته تصریح شده است.
👍168👌5
تمایز وکالت معطی حق
با وکالت اصطلاحی عام و بلاعزل

دادگاه تجدیدنظر، دعوای تجدیدنظرخواه، مبنی بر ابطال اسناد رسمی معامله و مالکیت مبتنی بر وکالتنامه بلاعزل را با این استدلال محکوم به بطلان نموده است که پیش‌تر، مورث طرفین دعوی در وکالتنامه اعطایی به خوانده، کلیه اختيارات اعم از هبه و صلح و اخذ ثمن را به خود وکیل اعطاء کرده، این امر به منزله انتقال مالکیت به وکیل است. بنابراین، چنین وکالتنامه‌هایی از لزوم رعایت مصلحت و رأی وحدت رویه شماره ۸۴۷ خروج موضوعی می‌یابد.

در مقام ارزیابه، گفتنی است که وکالت‌نامه‌های عام، ولو به صورت بلاعزل، به دو دسته تقسیم می‌شوند: ۱- وکالت‌های عام اصطلاحی که برابر بخش ابتدایی رای وحدت رویه، رعایت مصلحت موکل در آن‌ها ضرورت دارد. ۲- وکالت‌های معطی حق که برابر اراده باطنی و مشترک متعاملین، با ابتنای بر اعمال حقوقی موجد حق، اما نهان از نظر، اعطا می‌گردد. چنانکه این گونه از وکالتنامه‌ها نیز موضوع بخش اخیر رای وحدت‌رویه پیش‌گفته هستند که اظهار می‌کند: "بدیهی است که موضوع رأی، شامل مواردی که قبل از تنظیم وکالتنامه، معامله‌ای صورت گرفته باشد، نمی‌گردد».
20🙏5👌1
1_22199368357.pdf
674.7 KB
اعمال حقوقی نیازمند ثبت رسمی و وضعیت معاملات ثبت‌نشده؛ نقد و تحلیل قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول
دکتر محمدهادی جواهرکلام

فصلنامه دیدگاه‌های حقوق قضایی
10👌4
اعمال حقوقی نیازمند ثبت رسمی و وضعیت معاملات ثبت‌نشده؛ نقد و تحلیل قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول


نویسنده: دکتر محمدهادی جواهرکلام
استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
10.22034/jlvi.2025.2037653.1214

چکیده
در این نوشتار، اعمال حقوقی نیازمند ثبت و وضعیت معاملات ثبت‌نشده در ماده یک قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، با هدف رفع ابهام از مصوبۀ جدید و تسهیل اجرای آن بر مجریان قانون، با روش تحقیق توصیفی تحلیلی، مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعه و تحلیل قانون جدید، با توجه به سوابق تقنینی و اختلاف‌نظرهای حقوقی و قضایی گذشته، نشان می‌دهد که اولاً، ضابطۀ مقرر برای لزوم ثبت اعمال حقوقی راجع به املاک، شامل عقود و ایقاعات متعددی، مانند بیع، صلح، معاوضه، هبه، وصیت تملیکی، پیش‌فروش ساختمان، و همچنین، اجاره، صلح منافع و وصیت به منافع برای مدت بیش از دو سال و نیز اجاره به شرط تملیک، رهن و وقف املاک و حق انتفاع برای بیش از دو سال و حق ارتفاق و نیز تعهد به انجام اعمال حقوقی یادشده نسبت به اموال غیرمنقول می‌شود؛ گرچه اعمال قانون نسبت به وصیت تملیکی و اخذ به شفعه و تنظیم گزارش اصلاحی از سوی محاکم با تردیدهایی همراه است. ثانیاً، برخلاف قانون ثبت و نسخه‌های ابتدایی قانون جدید، ثبت اعمال حقوقی یادشده در «سامانۀ ثبت الکترونیک اسناد» جایگزین ثبت در دفاتر اسناد رسمی شده است. ثالثاً، در برخی از اصلاحیه‌های قانون جدید، برای عدم ثبتِ اعمال حقوقی، به‌صراحت ضمانت‌اجرای بطلان مقرر گشته بود؛ اما در نسخۀ نهایی وضعیت حقوقی معاملات ثبت‌نشده از حیث ماهوی روشن نشده و صرفاً دعاوی و ادله راجع به آن‌ها غیرقابل استماع و فاقد اعتبار اعلام شده است؛ هرچند که بطلان معاملات با فلسفۀ وضع قانون و برخی از مواد آن، به‌ویژه پیش‌بینی عدم امکان الزام انتقال‌دهنده به اجرای تعهدات مندرج در معاملۀ غیررسمی و انحصار دعاوی قابل طرح به استرداد عوضین در ماده یک، سازگارتر است.
کلیدواژه‌ها: ثبت رسمی املاک، اموال غیرمنقول، معامله، اعمال حقوقی، سامانۀ ثبت الکترونیک اسناد، بطلان یا عدم قابلیت استناد، قانون الزام به ثبت رسمی
.
👏98👌2👎1
دادنامه قابل انتقاد شعبه ۶ دادگاه حقوقی ساوجبلاغ
در فوری دانستن مطالبه ارش؛
ضرورت تمییز حق ارش از خیار عیب
11🙏2
دادنامه قابل انتقاد شعبه ۶ دادگاه حقوقی ساوجبلاغ در فوری دانستن مطالبه ارش؛
ضرورت تمییز حق ارش از خیار عیب

در دعوای حاضر، خواهان با ادعای معیوب بودن خودروی موضوع معامله به دلیل کشف عیوبی نظیر تعویض اتاق، تغییر رنگ و تعویض موتور خودرو، پس از انجام معامله، تقاضای دریافت ارش را مطرح کرده است. اما دادگاه با تحلیل جایگاه ارش در کنار حق فسخ، به‌عنوان یکی از دو اختیار مشتری در خیار عیب، نتیجه می‌گیرد که فوریت خیار عیب شامل هر دو حق فسخ و مطالبه ارش می‌شود. همچنین این دادگاه، «مهلت عرفی» برای اعمال خیار عیب و مطالبه ارش را نیز حدود یک ماه دانسته است. حال آنکه معیار و مستندی برای این مهلت یکماه ارائه نمی‌دهد! سرانجام نیز دادگاه با توجه به اینکه خریدار پنج ماه پس از تاریخ آگاهی از عیب، اقدام به ارسال اظهارنامه و طرح مطالبه ارش کرده، این تأخیر را موجب سقوط حق وی دانسته و حکم بر بی حقی وی صادر کرده است.

نقد و ارزیابی رای: با دقت نظر در مبانی فقهی و حقوقی موضوع و با توجه به مفهوم عرفی و لغوی خیار که دلالت بر اختیار فسخ قرارداد دارد، به نظر می‌رسد، تبیین جایگاه ارش، ذیل خیار عیب و سپس، استثنا شماردن خیار عیب با اثری دوگانه، مردود است. چنانکه قانون مدنی نیز برخلاف آنکه به فوریت خیار عیب (به معنای حق فسخ)، تصریح کرده، در خصوص فوریت یا تراخی در مطالبه ارش، مسکوت است. بنابراین، قدر متیقن، عدم ضرورت مطالبه فوری ارش خواهد بود.

برای مطالعه بیشتر، ر.ک.: تحلیل فقهی - حقوقی تأثیر سقوط و اسقاط خیار عیب بر مطالبه ارش؛ با تأکید بر رویه قضایی، فصلنامه قضاوت، جواهرکلام و غلامحسینی، ۱۴۰۴.
👍207👎2👌2🙏1