آثار و اندیشه‌های دکتر جواهرکلام
7.47K subscribers
1.79K photos
5 videos
112 files
29 links
طرح مباحث حقوق مدنی با تاکید بر رویه قضایی
آثار، افکار و اندیشه‌های تازه حقوقی
آرای نو و بدیع قضایی
مباحث روز نظام حقوقی
مروری بر پژوهش‌ها، تالیف‌ها و تصنیف‌های دکتر محمدهادی جواهرکلام

https://t.me/drjavaherkalam
Download Telegram
عدم شمول اسقاط کافه خیارات
بر حق ارش ناشی از خیارعیب

دادگاه بدوی با این استدلال که در قرارداد بیع میان متعاملین، کلیه خیارات به استثنای تدلیس ساقط شده است، حقوق ناشی از خیار عیب، اعم از مطالبه ارش یا فسخ قرارداد را ساقط شده، می‌شمارد. متعاقبا، خواهان نیز از رای مزبور، تجدیدنظر خواهی می‌کند.

دادگاه تجدیدنظر با تفسیر قرارداد بر مبنای اراده باطنی متعاقدین و با استفاده از ابزار تفسیری عرف، بر این باور است که در عرف معاملات، کاربرد واژه «خیار» و همچنین، شرط اسقاط خیار، تنها بر حق فسخ، دلالت دارد. چنان‌که در قانون نیز غالبا، واژه «خیار» به مفهوم حق فسخ به کار رفته است. حال‌آنکه تنها در خیار عیب است که افزون بر حق فسخ، ارش نیز به عنوان ضمانت اجرای دیگری به نفع مشتری، پیش بینی شده است. اما در مورد شروط چاپی مرسوم در بنگاه‌های املاک نظیر شرط مورد بحث، هیچ نشانی از وجود قصد مشترک و توافق باطنی طرفین بر اسقاط حق ارش ناشی از مبیع معیوب، وجود ندارد. سرانجام، بر همین اساس، دادگاه تجدید با نقض رای بدوی، حکم بر محکومیت فروشنده به پرداخت ارش، صادر می‌کند.
👍40👎3
مجهول نبودن ثمن شناور ضابطه‌مند و صحت بیع ناظر بر آن

در قرارداد موضوع دعوای توافق می‌شود که خواهان برای مدت ۷۰ روز، هفت تن کدو را بصورت روزانه به خوانده بدهد. خوانده نیز بر اساس کیفیت بار تحویل شده و ارزش روز آن ثمن معامله را بپردازد. سپس، خواهان با این استدلال که در قرارداد، مبیع معلوم و معین نبوده و در زمان معامله، وجود نداشته همچنین، ثمن نیز معلوم و معین نشده است، اعلام بطلان قرارداد مزبور را تقاضا می‌کند.

به اعتقاد دادگاه، تعيين ثمن به نحو شناور بر مبنای ضابطه مورد توافق طرفین در زمان انعقاد معامله، به نحوی که قابليت تعيين قطعی ثمن را به صورت بالقوه و بر مبنای معیار مشخص داشته باشد، کافی است. بنابراین، این امر، دلالتی بر مجهول بودن میزان ثمن معامله ندارد. همچنین، با توجه به اینکه مبيع موضوع قرارداد حاضر از لحاظ جنس و مقدار به نحو کامل معلوم است، صرف عدم ذکر اوصاف مبيع در مبایعه نامه، دلالتی بر عدم معلوم بودن آن ندارد. در خصوص موجود نبودن نیز، با توجه به اینکه مبیع، از نوع کلی فی الذمه است، وجود خارجی داشتن آن، در زمان انعقاد عقد ضرورت ندارد؛ بلکه باید در زمان مورد توافق، وجود داشته باشد یا بوجود بیاید.
👍408👌7👎1
چند وقت پیش که با یکی از قضات فاضل سخنرانی داشتیم، فرمودند که آرای ما را به اشتراک می‌گذارید، ولی سوالات امتحانی خودتان را نه! شاید تصور این است که اساتید دانشگاه سوالات‌شان هر ساله تکرار می‌شود و زحمت طرح سوال جدید به خود نمی‌دهند. نمی‌دانم این پندار چقدر درست است؛ ولی سبک سوالات من همواره طرح مساله بوده است و هر سال، مساله متفاوتی مطرح می‌کنم. برای همین از انتشار سوالات درسی استقبال می‌کنم. به همین منظور، پرسش‌های آزمون حقوق مدنی ۸ (وصیت و ارث) که امروز برگزار شد، در اختیار عزیزان قرار می‌گیرد.
51👍14👌4👎1
۱- تاثیر انفساخ بیع اول به جهت تحقق شرط فاسخ بر عقد بیع دوم؛
۲- آیا دعوای فروشنده علیه خریداز نخست، بدون طرف دعوا قرار دادن خریدار دوم، قابل استماع است؟

در این پرونده، خواهان با اقامه دعوای اعتراض ثالث نسبت به دادنامه‌ای که پیش‌تر انفساخ بیع منعقده میان فروشنده اول و فروشنده دوم (که این فروشنده، مال را به خواهان دعوای حاضر، فروخته است) را اعلام کرده بود، الغای حکم یاد شده را به سبب تحقق تلف حکمی تقاضا می‌کند. چراکه بیع میان وی و فروشنده دوم، پیش از صدور حکم انفساخ مزبور منعقد شده است.

دادگاه بدوی، انفساخ بیع پیشین را در مقابل خواهان که خریدار در بیع بعدی است، قابل استناد دانسته و بر اساس رای وحدت رویه شماره ۸۱۰، حکم بر بطلان دعوای خواهان می‌دهد.

در پی تجدیدنظرخواهی از این رای، دادگاه تجدیدنظر، با این استدلال که چون مبیع به خواهان دعوای اعتراض ثالث (تجدیدنظرخواه)، منتقل شده و او در دعوای اصلی طرف دعوا قرار داده نگرفته، حال‌آنکه ضرورت داشت وی نیز به عنوان آخرین مالک و متصرف مال طرف دعوا قرار می‌گرفت، با نقض رای بدوی، دادنامه مورد اعتراض ثالث را الغا و قرار عدم استماع دعوای اصلی را صادر می‌کند.
👍20👎32