تفکیک و تمایز شرط بنایی و شرط تبانی؛ تدلیس در نکاح
در این پرونده خواهان(زوج) با این ادعا که پس از وقوع نکاح متوجه موی کم پشت زوجه شده است، مبتنی بر خیار تدلیس دعوی فسخ نکاح را اقامه می کند؛ در ادامه نیز، فـــسخ بــه ســبـب خـیار تـدلیـس را با خیـار تـخـلف از شـرط بنـائـی(تـبانــی)، در هم می آمیزد. اما با عدم پذیرش این ادعا در مراحل قبلی دادرسی، نوبت به فرجام خواهی می رسد.
در دادنامه حاضر، شعبه دیوان ضمن رد فرجام خواهی زوج، شرط بنائی را متفاوت با شرط تبانی تعریف می کند و می گوید: شرط بنائی ناظر بر عدم نقصان است به طوری که عقد بدون تصریح هم منصرف به آن باشد و به منزله ذکر در عقد است. اما شرط تبانی ناظر بر شرط کمال است؛ صفت خاصی شرط شده که در زمره شروط قبل از عقد است که اغلب فقهای امامیه آن را ذیل و یا جزء شروط ضمن عقد مقرر داشته اند.
در این پرونده خواهان(زوج) با این ادعا که پس از وقوع نکاح متوجه موی کم پشت زوجه شده است، مبتنی بر خیار تدلیس دعوی فسخ نکاح را اقامه می کند؛ در ادامه نیز، فـــسخ بــه ســبـب خـیار تـدلیـس را با خیـار تـخـلف از شـرط بنـائـی(تـبانــی)، در هم می آمیزد. اما با عدم پذیرش این ادعا در مراحل قبلی دادرسی، نوبت به فرجام خواهی می رسد.
در دادنامه حاضر، شعبه دیوان ضمن رد فرجام خواهی زوج، شرط بنائی را متفاوت با شرط تبانی تعریف می کند و می گوید: شرط بنائی ناظر بر عدم نقصان است به طوری که عقد بدون تصریح هم منصرف به آن باشد و به منزله ذکر در عقد است. اما شرط تبانی ناظر بر شرط کمال است؛ صفت خاصی شرط شده که در زمره شروط قبل از عقد است که اغلب فقهای امامیه آن را ذیل و یا جزء شروط ضمن عقد مقرر داشته اند.
امکان صلح حق کسب و پیشه و عدم استماع دعوای مالکان مبنی بر تجویز انتقال منافع
مطابق دادنامه حاضر، هرچند طبق ماده ۱۰ قانون روابط موجر و مستاجر ۱۳۵۶، مستاجر نمی تواند منافع مورد اجاره را کلاً یا جزئاً یا به نحو اشاعه، به غیر انتقال دهد یا واگذار نماید، لیکن منظور از واژه «غیر»، شخص ثالث بوده و صلح حق کسب و پیشه به مالک رسمی پلاک ثبتی صحیح تلقی می گردد و چنین انتقالی عدول از حق کسب و پیشه به نفع مالک محسوب خواهد شد.
از سوی دیگر، به دلیل آنکه قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ قانونی حمایتی است، نمیتوان به بهانه اختلاف مستاجران با یکدیگر، مقررات آن را کنار گذاشته و با امکان صلح منافع به مالکان، جلوی اجرای قانون را گرفت؛ بنابراین انتقال حق کسب و پیشه از سوی برخی از مستاجرین به مالکان، اگرچه باعث سقوط این حق آن ها خواهد شد، اما اجاره نسبت به سهم سایر مستاجرین باقی است، لذا دعوای مالکان برای تجویز انتقال و یا فروش منافع به دیگری، مسموع نخواهد بود.
مطابق دادنامه حاضر، هرچند طبق ماده ۱۰ قانون روابط موجر و مستاجر ۱۳۵۶، مستاجر نمی تواند منافع مورد اجاره را کلاً یا جزئاً یا به نحو اشاعه، به غیر انتقال دهد یا واگذار نماید، لیکن منظور از واژه «غیر»، شخص ثالث بوده و صلح حق کسب و پیشه به مالک رسمی پلاک ثبتی صحیح تلقی می گردد و چنین انتقالی عدول از حق کسب و پیشه به نفع مالک محسوب خواهد شد.
از سوی دیگر، به دلیل آنکه قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ قانونی حمایتی است، نمیتوان به بهانه اختلاف مستاجران با یکدیگر، مقررات آن را کنار گذاشته و با امکان صلح منافع به مالکان، جلوی اجرای قانون را گرفت؛ بنابراین انتقال حق کسب و پیشه از سوی برخی از مستاجرین به مالکان، اگرچه باعث سقوط این حق آن ها خواهد شد، اما اجاره نسبت به سهم سایر مستاجرین باقی است، لذا دعوای مالکان برای تجویز انتقال و یا فروش منافع به دیگری، مسموع نخواهد بود.
توصیف "تقسیم ترکه در زمان حیات مورث" به وصیت تملیکی و تنفیذ فعلی وصیت زائد بر ثلث توسط وراث
در این پرونده، طبق توافق مالک(مورث) و وراث، در زمان حیات مورث تقسیم ترکه(اموال) انجام شده است؛ وکیل خواهان با این استدلال که پیش از فوت متوفی، ماترک شکل نگرفته است و بههمین دلیل، نمیتوان این سند را تقسیمنامه دانست، تقاضای ابطال این سند و نیز درخواست تقسیم ترکه و مطالبه اجرتالمثل ایام تصرف را دارد. وکیل خواندگان نیز با استناد به اصل آزادی قراردادها(ماده ۱۰قانون مدنی)، قصد مورث به انتقال مالکیت به ورثه و تصرف مورثین در قدرالسهم تقسیمنامه فوق، رد دعوا را تقاضا نموده است.
دادگاه با توصیف تقسیمنامه به وصیت زائد بر ثلث و تنفیذ فعلی تصرفات مورث توسط وارثان، حکم بر بیحقی خواهان داده است.
در این پرونده، طبق توافق مالک(مورث) و وراث، در زمان حیات مورث تقسیم ترکه(اموال) انجام شده است؛ وکیل خواهان با این استدلال که پیش از فوت متوفی، ماترک شکل نگرفته است و بههمین دلیل، نمیتوان این سند را تقسیمنامه دانست، تقاضای ابطال این سند و نیز درخواست تقسیم ترکه و مطالبه اجرتالمثل ایام تصرف را دارد. وکیل خواندگان نیز با استناد به اصل آزادی قراردادها(ماده ۱۰قانون مدنی)، قصد مورث به انتقال مالکیت به ورثه و تصرف مورثین در قدرالسهم تقسیمنامه فوق، رد دعوا را تقاضا نموده است.
دادگاه با توصیف تقسیمنامه به وصیت زائد بر ثلث و تنفیذ فعلی تصرفات مورث توسط وارثان، حکم بر بیحقی خواهان داده است.
در کتاب #وصیت_ارث_شفعه بحث کردهایم که در بسیاری از مناطق ایران، پدر خانواده در زمان حیات خود، در قالب تقسیمنامه، اموال خود را بین فرزندانش تقسیم و به آنها تملیک میکند؛ به نحوی که انتقال مالکیت در زمان حیات واقع میشود. این عمل حقوقی، بر خلاف عنوان آن، تقسیم ترکه به شمار نمیآید؛ بلکه با عنوان هبه یا صلح بلاعوض، صحیح و معتبر است.
❤2
LAW_Volume 7_Issue 22_Pages 131-162.pdf
821.8 KB
The Basis of Civil Liability for Service Providers in Islamic Law and Its Comparison with French, American, and European Union Law
کل مقاله به زبان انگلیسی است.
کل مقاله به زبان انگلیسی است.
The Basis of Civil Liability for Service Providers in Islamic Law and Its Comparison with French, American, and European Union Law
Mohammad Hadi Javaherkalam:
Assistant Professor of Private Law, Faculty of Law and Political Science, Allameh Tabatabai University
Ahmad Ghanavizchi: PhD Student in international law at Angers (France) and Geneva (Switzerland) universities
Journal of Research and Development in Comparative Law, Volume 7, Issue 22 - Serial Number 22, July 2024, Pages 131-162
Abstract
The foundation of civil liability for service providers is not uniformly interpreted across different legal systems. In Imami jurisprudence the narrations indicate that the Sacred Lawgiver, to enhance caution in service provision and protect victims, has established a presumption of liability for service providers placing the burden of proof for exoneration on them, or at the very least, presuming their fault in liability arising from causation, obligating them to prove the absence of fault. This solution is also suggested to be accepted in Maliki jurisprudence specifically for craftsmen, although there is contrary opinion. In Hanafi and Hanbali jurisprudence, the liability of a common hireling is based on "destruction," whereas in Shafi'i jurisprudence, the presumption of non-liability is stronger. In European countries the 1991 European Commission proposal envisaged a presumption of fault for service providers, placing the burden of proving the absence of fault on the service provider, although this was not enacted due to member states' disagreements.
However, there is a tendency to facilitate the proof of their fault. Therefore, as specified in the comprehensive research conducted in 2004 commissioned by the European Commission and accepted by the judicial practice of France, the United States, and the European Court of Justice, the liability of service providers is based on fault, and the burden of proof lies with the "consumer." Consequently, the solution accepted in Imami jurisprudence, for the aforementioned reasons, is preferred over the solutions established in the other legal systems studied, and it is proposed that the global community should also adopt this approach.
Keywords: Service Providers, Fault , Strict Liability , Presumption of Fault, Presumption of Liability.
Mohammad Hadi Javaherkalam:
Assistant Professor of Private Law, Faculty of Law and Political Science, Allameh Tabatabai University
Ahmad Ghanavizchi: PhD Student in international law at Angers (France) and Geneva (Switzerland) universities
Journal of Research and Development in Comparative Law, Volume 7, Issue 22 - Serial Number 22, July 2024, Pages 131-162
Abstract
The foundation of civil liability for service providers is not uniformly interpreted across different legal systems. In Imami jurisprudence the narrations indicate that the Sacred Lawgiver, to enhance caution in service provision and protect victims, has established a presumption of liability for service providers placing the burden of proof for exoneration on them, or at the very least, presuming their fault in liability arising from causation, obligating them to prove the absence of fault. This solution is also suggested to be accepted in Maliki jurisprudence specifically for craftsmen, although there is contrary opinion. In Hanafi and Hanbali jurisprudence, the liability of a common hireling is based on "destruction," whereas in Shafi'i jurisprudence, the presumption of non-liability is stronger. In European countries the 1991 European Commission proposal envisaged a presumption of fault for service providers, placing the burden of proving the absence of fault on the service provider, although this was not enacted due to member states' disagreements.
However, there is a tendency to facilitate the proof of their fault. Therefore, as specified in the comprehensive research conducted in 2004 commissioned by the European Commission and accepted by the judicial practice of France, the United States, and the European Court of Justice, the liability of service providers is based on fault, and the burden of proof lies with the "consumer." Consequently, the solution accepted in Imami jurisprudence, for the aforementioned reasons, is preferred over the solutions established in the other legal systems studied, and it is proposed that the global community should also adopt this approach.
Keywords: Service Providers, Fault , Strict Liability , Presumption of Fault, Presumption of Liability.
.
نقض قابل پیشبینی؛
تایید فسخ قرارداد مشارکت در ساخت با وجود باقی ماندن زمان اجرای قرارداد
در این پرونده، خواهان تقاضای تایید فسخ قرارداد مشارکت در ساخت را به دلیل عدم ایفای تعهدات قراردادی خوانده مینماید؛ این درحالی است که تنها ۹ ماه از ۱۵ ماه زمان اجرای قرارداد گذشته است، اما وکیل خواهان امکان اجرای قرارداد در مدت باقی مانده را ممتنع میداند.
وکیل خواهان در توجیه استدلال خود، به مواد ۲۳۹ و ۲۴۰ قانون مدنی در باب ایجاد حق فسخ در صورت عدم امکان اجبار مشروط و ممتنع شدن عقد، نهاد نقض قابل پیش بینی (بند ۱ ماده ۷۱ کنوانسیون بیع بین المللی) و همچنین قواعد و اصول کلی حقوقی نظیر قاعده فقهی لاضرر و اصل جلوگیری از توسعه دامنه خسارات، استناد می نماید. دادگاه نیز با پذیرش استدلالهای فوق، دعوی را وارد دانسته و حکم به تایید فسخ میدهد.
نقض قابل پیشبینی؛
تایید فسخ قرارداد مشارکت در ساخت با وجود باقی ماندن زمان اجرای قرارداد
در این پرونده، خواهان تقاضای تایید فسخ قرارداد مشارکت در ساخت را به دلیل عدم ایفای تعهدات قراردادی خوانده مینماید؛ این درحالی است که تنها ۹ ماه از ۱۵ ماه زمان اجرای قرارداد گذشته است، اما وکیل خواهان امکان اجرای قرارداد در مدت باقی مانده را ممتنع میداند.
وکیل خواهان در توجیه استدلال خود، به مواد ۲۳۹ و ۲۴۰ قانون مدنی در باب ایجاد حق فسخ در صورت عدم امکان اجبار مشروط و ممتنع شدن عقد، نهاد نقض قابل پیش بینی (بند ۱ ماده ۷۱ کنوانسیون بیع بین المللی) و همچنین قواعد و اصول کلی حقوقی نظیر قاعده فقهی لاضرر و اصل جلوگیری از توسعه دامنه خسارات، استناد می نماید. دادگاه نیز با پذیرش استدلالهای فوق، دعوی را وارد دانسته و حکم به تایید فسخ میدهد.