منتظرگاه
انتظار را انتظار میکشد
شمال به جنوب تهران را میداند
ایستگاه اتوبوسی که سه صبح
سوز آوازی را به زمزمه میخاند
-مـهرداد شقاقـی
انتظار را انتظار میکشد
شمال به جنوب تهران را میداند
ایستگاه اتوبوسی که سه صبح
سوز آوازی را به زمزمه میخاند
-مـهرداد شقاقـی
❤4❤🔥2
شنای قورباغه
خاب پروانهها را از سرشان میپراند.
-مـهرداد شقاقـی
خاب پروانهها را از سرشان میپراند.
-مـهرداد شقاقـی
❤🔥4👀1
غذافضا
گوشیبازی بس نیست؟ گشنهت نشد؟
رو حالت هواپیماست بشقابپرندهمان
هیچ برج مراقبتی صدای گشنگیت را نمیشنود
آشپزینوردیها برای فرکانسِ بهتر
خاموشیِ هر دیجیتالی را میخاندند
کمک خلبان!
وارون در بیجاذبگی و هیچ
آب از آب تکان نمیخورَد
وقتی گرانش دستهایت
یخچالپیمایِ مست را به مدارِ آشپزخانه مینشاند
-مـهرداد شقاقـی
گوشیبازی بس نیست؟ گشنهت نشد؟
رو حالت هواپیماست بشقابپرندهمان
هیچ برج مراقبتی صدای گشنگیت را نمیشنود
آشپزینوردیها برای فرکانسِ بهتر
خاموشیِ هر دیجیتالی را میخاندند
کمک خلبان!
وارون در بیجاذبگی و هیچ
آب از آب تکان نمیخورَد
وقتی گرانش دستهایت
یخچالپیمایِ مست را به مدارِ آشپزخانه مینشاند
-مـهرداد شقاقـی
❤🔥3❤1🤯1
ک
کاموا
کلافگیش را
با کلاف حوصله کوک میزند.
-مـهرداد شقاقـی
کاموا
کلافگیش را
با کلاف حوصله کوک میزند.
-مـهرداد شقاقـی
❤3❤🔥1
پیرادیو
عصا قورت داده است آنتن
ایستاده صاف و شکستنِ موجش
نه تو را موجسوار میکند
نه لحن هیچ شکستهرادیویی را
سالمشکسته
ویلچر برای سیگنالِ پیر
دندانمصنوعی میبرد
و هزار ماهی میشود شعر
شناور به منشورِ خشکِ خیشاندیش
-مـهرداد شقاقـی
عصا قورت داده است آنتن
ایستاده صاف و شکستنِ موجش
نه تو را موجسوار میکند
نه لحن هیچ شکستهرادیویی را
سالمشکسته
ویلچر برای سیگنالِ پیر
دندانمصنوعی میبرد
و هزار ماهی میشود شعر
شناور به منشورِ خشکِ خیشاندیش
-مـهرداد شقاقـی
❤3❤🔥2
پشت ایستگاه صلواتی، ضربات ایستگاهی میزدند.
-مـهرداد شقاقـی
-مـهرداد شقاقـی
❤🔥2❤1
خیاراندوه
تو خیلی بانمکی
من پر زخمْ تنم
میپاشی بوسهت را
سوزشش در بدنم
-مـهرداد شقاقـی
تو خیلی بانمکی
من پر زخمْ تنم
میپاشی بوسهت را
سوزشش در بدنم
-مـهرداد شقاقـی
❤3❤🔥2
Forwarded from شطحیاتِ شقاقیات
(۶)
گومسپان*
- چنین طنینِ روان چه چکامهیست هر دموآن؟
- میخاند پای رود خروشان
شیرینشمامهخندانیست** پیچان
شکوفان بر گیسوانش آفتابِ تابان
*گومسپان: روستایی در حوالی ایلام. گوم به معنی رود سبز و سپان جمع سپاه است.
**شیرینشمامه: گیاهی خوشبو که در تپههای ایلام و کردستان میروید و در گویش عامیانه به شکل قربانصدقه به کار میرود.
-مـهرداد شقاقـی
گومسپان*
- چنین طنینِ روان چه چکامهیست هر دموآن؟
- میخاند پای رود خروشان
شیرینشمامهخندانیست** پیچان
شکوفان بر گیسوانش آفتابِ تابان
*گومسپان: روستایی در حوالی ایلام. گوم به معنی رود سبز و سپان جمع سپاه است.
**شیرینشمامه: گیاهی خوشبو که در تپههای ایلام و کردستان میروید و در گویش عامیانه به شکل قربانصدقه به کار میرود.
-مـهرداد شقاقـی
❤🔥2❤2
آفتابگردان شبنورد شد وقتی برقخورشیدی با تیر چراغ برق همکاسه.
-مـهرداد شقاقـی
-مـهرداد شقاقـی
❤🔥2❤2
سرتوپ
از جام قهرمانان شروع شد. اینترنتا که قطع بود فوتبالدیدن دوباره شروع شد. کمکم داشتم بیشتر به این سوال که چرا فوتبال پرطرفدارترین ورزشه پی میبردم. چی بود که باعث شده چیزی رو دنبال کنم که فکرش هم نمیکردم باز انجامش بدم؟
چرا حمیدرضا صدر رو با اینکه زیاد یادم نیستش تصویر خفنی ازش تو ذهنمه؟ یادمه که یه کتابی نوشته بود روزی روزگاری فوتبال. ندارمش. تیکهتیکه خوندمش.
«ما شیفتههای فوتبال خیلی چیزها را فدای فوتبال کردهایم. ما شیفتههای فوتبال برخلاف آنچه بهنظر میرسد آنقدرها هم مهربان نیستیم. اعتراف میکنم بارها و بارها تماشای فوتبال را به همصحبتی با دختر دلبندم ترجیح دادم. آن هم برای تماشای بازیهایی که ملالآور بودند و پرت.»
امشب هم طوری چرخیده که خاویر باردم در بازی اسپانیا بلژیک است. همانکه در نبود اینترنت فیلمهایش را دیدیم و اسمش را دست گرفتیم. شاهین میگفت فوتبال دوست ندارد. کاش این بازی را میدید. و خیلی بازیهای دیگر که با این نوع روایتگری هم آشنا شود. فوتبال نوعی روایتگری دارد. یک داستانی دارد. عاشق بسکتبال هستم و درست است که همهی ورزشها داستانی دارند اما انگار فوتبال یک روایت دست یکتری دارد. شعرتر است.
-مـهرداد شقاقـی
از جام قهرمانان شروع شد. اینترنتا که قطع بود فوتبالدیدن دوباره شروع شد. کمکم داشتم بیشتر به این سوال که چرا فوتبال پرطرفدارترین ورزشه پی میبردم. چی بود که باعث شده چیزی رو دنبال کنم که فکرش هم نمیکردم باز انجامش بدم؟
چرا حمیدرضا صدر رو با اینکه زیاد یادم نیستش تصویر خفنی ازش تو ذهنمه؟ یادمه که یه کتابی نوشته بود روزی روزگاری فوتبال. ندارمش. تیکهتیکه خوندمش.
«ما شیفتههای فوتبال خیلی چیزها را فدای فوتبال کردهایم. ما شیفتههای فوتبال برخلاف آنچه بهنظر میرسد آنقدرها هم مهربان نیستیم. اعتراف میکنم بارها و بارها تماشای فوتبال را به همصحبتی با دختر دلبندم ترجیح دادم. آن هم برای تماشای بازیهایی که ملالآور بودند و پرت.»
امشب هم طوری چرخیده که خاویر باردم در بازی اسپانیا بلژیک است. همانکه در نبود اینترنت فیلمهایش را دیدیم و اسمش را دست گرفتیم. شاهین میگفت فوتبال دوست ندارد. کاش این بازی را میدید. و خیلی بازیهای دیگر که با این نوع روایتگری هم آشنا شود. فوتبال نوعی روایتگری دارد. یک داستانی دارد. عاشق بسکتبال هستم و درست است که همهی ورزشها داستانی دارند اما انگار فوتبال یک روایت دست یکتری دارد. شعرتر است.
-مـهرداد شقاقـی
❤🔥2❤1