از خودم میپرسم چرا گذشته را فراموش نمیکند
چرا نمیفهمد؟ چرا نمیبخشد؟
چرا ندارد. بعضی زخمها هستند که جوش نمیخورند.
مزمن میشوند و با گذشت زمان عمیقتر میشوند ...🌱
گلی ترقی
از کتاب : دو دنیا
@dream_land_Rh
چرا نمیفهمد؟ چرا نمیبخشد؟
چرا ندارد. بعضی زخمها هستند که جوش نمیخورند.
مزمن میشوند و با گذشت زمان عمیقتر میشوند ...🌱
گلی ترقی
از کتاب : دو دنیا
@dream_land_Rh
هرچه هم درد و عذاب دیدی
خوش بین باش
خدای عزوجل با گرفتن این امتحانات درس عظيمی برایت خواهد آموخت
برای تو بیشتر از چیزی که آرزو داری در نظر دارد
ازمیان این تاریکی های بنظر بی انجام ات به چنان روشنی ایی دست خواهی یافت که هرچه سیاهی در زندگی ات را غرق در خود اش کندو جایی برای این اندوه ،حزن واشک نمی گذارد
فراموش نکن
خدای تو و یوسف
خدای تو ویونس
خدای تو و ایوب
یکی است و همان پروردگار نجات دهنده توانا است
✍🏻مرسل مخلص ☘
خوش بین باش
خدای عزوجل با گرفتن این امتحانات درس عظيمی برایت خواهد آموخت
برای تو بیشتر از چیزی که آرزو داری در نظر دارد
ازمیان این تاریکی های بنظر بی انجام ات به چنان روشنی ایی دست خواهی یافت که هرچه سیاهی در زندگی ات را غرق در خود اش کندو جایی برای این اندوه ،حزن واشک نمی گذارد
فراموش نکن
خدای تو و یوسف
خدای تو ویونس
خدای تو و ایوب
یکی است و همان پروردگار نجات دهنده توانا است
✍🏻مرسل مخلص ☘
❤5
که ما «انسانها و اندوه هایمان» میراث زندگی بودیم!
که ما اینجا مانده ایم؛
مثل هرچیزی دیگری، مثل فقر که مانده است.
مثل درد که مانده است.
مثل غم که مانده است.
مثل اشک که مانده است.
مثل لبخند، مثل سکوت،مثل فکر، مثل درخت،مثل سنگ، مثل زخم، مثل شعر، مثل عشق، مثل پرنده، مثل آرزوی آزادی و مثل هر چیزی دیگری که از انسان نشانه ای دارد....
#صوفی زاده
@dream_land_Rh
که ما اینجا مانده ایم؛
مثل هرچیزی دیگری، مثل فقر که مانده است.
مثل درد که مانده است.
مثل غم که مانده است.
مثل اشک که مانده است.
مثل لبخند، مثل سکوت،مثل فکر، مثل درخت،مثل سنگ، مثل زخم، مثل شعر، مثل عشق، مثل پرنده، مثل آرزوی آزادی و مثل هر چیزی دیگری که از انسان نشانه ای دارد....
#صوفی زاده
@dream_land_Rh
❤8
« خلاء احساسی»
این روزها نمیدانم از چی بنویسم؛
برای چی بنویسم؛
یک حس عجیب وجودم را فراگرفته است ،
نمیدانم در کجا خودم را گم کرده ام که تنها شده ام
گمانم خودم را در خود وجودم گم کرده ام،
نه خوشحالم ، نه ناراحت،
نه امید دارم، نه انتظار،
نه به دنبال پاسخ به این حالت خود هستم،نه هیچی،
نه چیزی خوشحالم میکند، نه برعکس،
این روزها نمیدانم چرا لبخند به لبم نمی آید،
حتا گریه هم،
فقط بی حس شده ام،
سینه ام احساس سنگینی میکند،
تاریکی وحشتناکی ذهنم را در حصار خود گرفته است،
دیگر مثل آن روز های قبل شمیم آینده را حس نمیکنم،
حس عجیب کاملآ یک حس عجیب درست مثل خونریزی داخلی که هیچ کسی قادر به دیدنش نیست ولی فقط خودت هستی که از درون دردش را حس میکنی،
تنها چیزی که برایش ضرورت دارم یک وقفه است دلم میخواهد این جایِ راه بایستم فریاد بزنم و گریه کنم تا اینکه حالم بهتر نشده برنگردم بعداً برگردم به جنگی که تمام نمی شود...!
#صوفی زاده
@dream_land_Rh
این روزها نمیدانم از چی بنویسم؛
برای چی بنویسم؛
یک حس عجیب وجودم را فراگرفته است ،
نمیدانم در کجا خودم را گم کرده ام که تنها شده ام
گمانم خودم را در خود وجودم گم کرده ام،
نه خوشحالم ، نه ناراحت،
نه امید دارم، نه انتظار،
نه به دنبال پاسخ به این حالت خود هستم،نه هیچی،
نه چیزی خوشحالم میکند، نه برعکس،
این روزها نمیدانم چرا لبخند به لبم نمی آید،
حتا گریه هم،
فقط بی حس شده ام،
سینه ام احساس سنگینی میکند،
تاریکی وحشتناکی ذهنم را در حصار خود گرفته است،
دیگر مثل آن روز های قبل شمیم آینده را حس نمیکنم،
حس عجیب کاملآ یک حس عجیب درست مثل خونریزی داخلی که هیچ کسی قادر به دیدنش نیست ولی فقط خودت هستی که از درون دردش را حس میکنی،
تنها چیزی که برایش ضرورت دارم یک وقفه است دلم میخواهد این جایِ راه بایستم فریاد بزنم و گریه کنم تا اینکه حالم بهتر نشده برنگردم بعداً برگردم به جنگی که تمام نمی شود...!
#صوفی زاده
@dream_land_Rh
😢6❤1
❤3😢2
داستان ساده دل مکمل
با پوزش از اینکه متباقی قسمت هایش بابت یک سلسله مشکلات به نشر نرسید
با پوزش از اینکه متباقی قسمت هایش بابت یک سلسله مشکلات به نشر نرسید
Forwarded from •☁️ آسمان 🌈• (𝙼𝚞𝚛𝚜𝚊𝚕 𝙼𝚞𝚔𝚑𝚕𝚒𝚜︎︎)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از شگفتی های نویسنده بودن
اینکه هیچ غمی بر تو چیره گشته نمیتواند ،قبل از آنکه به استخوان ات برسد وجان سوز شودبا نوشتن بیرون میریزی ازخودت.
درشادی با نوشتن میشود خوشی هایمان را یاد داشت کنیم تا یادمان باشد ما خوشحال هم بودیم فقط گهی یادمان میرود.:)
✍من نوشت🖇
# mursal.mukhlis
☁️آسمان🌈
اینکه هیچ غمی بر تو چیره گشته نمیتواند ،قبل از آنکه به استخوان ات برسد وجان سوز شودبا نوشتن بیرون میریزی ازخودت.
درشادی با نوشتن میشود خوشی هایمان را یاد داشت کنیم تا یادمان باشد ما خوشحال هم بودیم فقط گهی یادمان میرود.:)
✍من نوشت🖇
# mursal.mukhlis
☁️آسمان🌈
❤4🥰2
من نمی دانم شاید
او این قالب شکسته را جان بود
که بعد رفتنش مرده ام ..
😭❤️🩹🪦
ارسالی
مرسل مخلص
@dream_land_Rh
او این قالب شکسته را جان بود
که بعد رفتنش مرده ام ..
😭❤️🩹🪦
ارسالی
مرسل مخلص
@dream_land_Rh
❤4
وقتی دم رفتن برق چشمانت دیدم!
وقتی آغوش تو دیگر گرم ام نکرد،
وقتی دستان تو حس قبل را نداشت،
وقتی با دیدن ام گوشه لبت چال نیفتاد
دانستم بار اول نبود که رفتی،
بل سالهاست که رفته ی،
سال ها بود بیگانه گانِ زیر یک سقف،غرق در فاصله ها بودیم
که به حُرمت خاطره ها ،کنار هم ماندیم...!
ارسالی
مرسل مخلص
@dream_land_Rh
وقتی آغوش تو دیگر گرم ام نکرد،
وقتی دستان تو حس قبل را نداشت،
وقتی با دیدن ام گوشه لبت چال نیفتاد
دانستم بار اول نبود که رفتی،
بل سالهاست که رفته ی،
سال ها بود بیگانه گانِ زیر یک سقف،غرق در فاصله ها بودیم
که به حُرمت خاطره ها ،کنار هم ماندیم...!
ارسالی
مرسل مخلص
@dream_land_Rh
❤4😢2👍1
اوبه قلب سرد من چیره شد
رهروی بامن هم ره شد
هرچند، من اورا بيگانه ام
آه از دل که اورا دیوانه شد
در شهر وشط به من خیره
زچشم مستش ،درمن شعله شرر شد
شب وروزم انوار ز مشعل نگاهش
از پی مرد پرغرور ، بامن چنان گشت و چنین شد
منی غافل هم مفتون وشیدایی او
او از من ،من را ربود صاحب من شد
گرچه من منِ گشتم در وجودش
نرم زین همه محبت ،دل سنگ اش نشد
ماه و ستاره گان ، نور و عروس آسمان
برماشاهد که زهم دوری جستیم و نشد
چشم وحشی او بی درنگ می درید مرا
با لطف نگاه ام ،افسوس او رام نشد
ما رفته ایم و ره بی انجام است انگار
هر سو دیده،و جز ره خویش مان پیدا نشد
به امواج بیکران دریا سپردیم پایان خویش را
که چاره اندیشد بهر ما و خود بیچاره شد
او غنوده برشانهء عشق من
بوسیده ام دیده اش ،بیدار شودونشد
این دریایی پرخروش هم دورش نکرد ازمن و
منی،ربوده از برش مهجور نشد
او با خیال من شیرین کند خواب خویشتن
خواستم ، پاره کنم رشته افکارش نشد
شعر
✍🏻مرسل مخلص🌿
۱۴۰۱/ ۱۱/۱۷
#mursal.mukhlis
@dream_land_Rh
رهروی بامن هم ره شد
هرچند، من اورا بيگانه ام
آه از دل که اورا دیوانه شد
در شهر وشط به من خیره
زچشم مستش ،درمن شعله شرر شد
شب وروزم انوار ز مشعل نگاهش
از پی مرد پرغرور ، بامن چنان گشت و چنین شد
منی غافل هم مفتون وشیدایی او
او از من ،من را ربود صاحب من شد
گرچه من منِ گشتم در وجودش
نرم زین همه محبت ،دل سنگ اش نشد
ماه و ستاره گان ، نور و عروس آسمان
برماشاهد که زهم دوری جستیم و نشد
چشم وحشی او بی درنگ می درید مرا
با لطف نگاه ام ،افسوس او رام نشد
ما رفته ایم و ره بی انجام است انگار
هر سو دیده،و جز ره خویش مان پیدا نشد
به امواج بیکران دریا سپردیم پایان خویش را
که چاره اندیشد بهر ما و خود بیچاره شد
او غنوده برشانهء عشق من
بوسیده ام دیده اش ،بیدار شودونشد
این دریایی پرخروش هم دورش نکرد ازمن و
منی،ربوده از برش مهجور نشد
او با خیال من شیرین کند خواب خویشتن
خواستم ، پاره کنم رشته افکارش نشد
شعر
✍🏻مرسل مخلص🌿
۱۴۰۱/ ۱۱/۱۷
#mursal.mukhlis
@dream_land_Rh
❤2👍1🥰1
گیسوی سیاهش رقصان اندر آسمان
ترسم ، شب فرو بیفتد ز آن
نسیمی بود، بادی غضب ناک شد
در باد دلم با شاخهءغم در آویخته شد
تو که در کف آری خورشید جهان را
چگونه بینم ،جمال خوب رویان را
#چامه سرا: مرسل "مخلص"🍂✨
@dream_land_Rh
ترسم ، شب فرو بیفتد ز آن
نسیمی بود، بادی غضب ناک شد
در باد دلم با شاخهءغم در آویخته شد
تو که در کف آری خورشید جهان را
چگونه بینم ،جمال خوب رویان را
#چامه سرا: مرسل "مخلص"🍂✨
@dream_land_Rh
❤4🥰1
نامه ای برای آن رفته ام 💌
آرزوی تکرار آن خاطرات مایه ای آزار منست وخیالت حزن انگیز! روانم در هجران بسوخت .
کاااش!
بدانم در چه حالی ،یا از حالم پیگیری؟؟
ازین سوز ها بر جان توهم هست!؟
باخود گویم آراام گیر...❤️🩹
شاید اوهم چون تو از جنس عشق آلوده ء اشک مینویسد که پیغامی بر این دل چشم براهت نمی رسد.
بر خود و افکارم خندم...!
واقعا که کارم به کجا کشیده است.
و ای کاش این حرف ها فقط برای تسلای دلم نبود ،هرچند خود خواهیست ولی کاش واقعا دلتنگم باشی🥹
بدون تو برای من نفس کشیدن عذاب است .
نمی دانم اگر این کاغذ وخودکار ،این ماه واین شمع نبودن بامن ،چگونه میخواستم با دوریت سر کنم..!؟🕯
چرا ،چی باعث میشود که زندگی مارا از نیل به آسودگی و وصلت باز می دارد و در فراق هم می کُشد🍂🥀🫀
✍مرسل مخلص 🕯
# mursal.mukhlis
@dream_land_Rh
آرزوی تکرار آن خاطرات مایه ای آزار منست وخیالت حزن انگیز! روانم در هجران بسوخت .
کاااش!
بدانم در چه حالی ،یا از حالم پیگیری؟؟
ازین سوز ها بر جان توهم هست!؟
باخود گویم آراام گیر...❤️🩹
شاید اوهم چون تو از جنس عشق آلوده ء اشک مینویسد که پیغامی بر این دل چشم براهت نمی رسد.
بر خود و افکارم خندم...!
واقعا که کارم به کجا کشیده است.
و ای کاش این حرف ها فقط برای تسلای دلم نبود ،هرچند خود خواهیست ولی کاش واقعا دلتنگم باشی🥹
بدون تو برای من نفس کشیدن عذاب است .
نمی دانم اگر این کاغذ وخودکار ،این ماه واین شمع نبودن بامن ،چگونه میخواستم با دوریت سر کنم..!؟🕯
چرا ،چی باعث میشود که زندگی مارا از نیل به آسودگی و وصلت باز می دارد و در فراق هم می کُشد🍂🥀🫀
✍مرسل مخلص 🕯
# mursal.mukhlis
@dream_land_Rh
❤7👍1
برمن امیدی نرسد از وصالش
تقدیرم با هجران نوشت
گرچه نه خفتم که شاید آمد
آن آهوی رمیده ب دیارش
**
مهتاب نشان اوست
اوست که مه گونه آمد میان ظلمتم
هرچه درب خواریم بود شکست
خیره بر چشمانم پیمان یاری بست
**
مرا در هوای عشق رقصان وبیتاب کرد
دردمند بودم آرام جان شدو حال...
دوای من ترک بیمارش کرد
جان ب لب تمنای جانان دارم
🤍
✍🏻چامه سرا مرسل مخلص 🌿
مولانا ♡ شمس
@dream_land_Rh
تقدیرم با هجران نوشت
گرچه نه خفتم که شاید آمد
آن آهوی رمیده ب دیارش
**
مهتاب نشان اوست
اوست که مه گونه آمد میان ظلمتم
هرچه درب خواریم بود شکست
خیره بر چشمانم پیمان یاری بست
**
مرا در هوای عشق رقصان وبیتاب کرد
دردمند بودم آرام جان شدو حال...
دوای من ترک بیمارش کرد
جان ب لب تمنای جانان دارم
🤍
✍🏻چامه سرا مرسل مخلص 🌿
مولانا ♡ شمس
@dream_land_Rh
❤6👍4👏1
نه اینی که از چشم من می افتد را اشک معنی نکن ،این تویی که افتادی از نظر دل و محالست آن شاه نشین قلبم باشی که زمانی تخت زده بود بر دلم..🥀 .
آری اینها خاطرات باتو اند ؛ که من در مغز سرم کشتم تا چون خون جاری گردند بر کومه هایم 🖤
خواستم تو را با خون از ذهن وروان بشورم وبرانم.
❤️🩹😢🫂
✍مرسل مخلص 🍂
# mursal.mukhlis
@dream_land_Rh
آری اینها خاطرات باتو اند ؛ که من در مغز سرم کشتم تا چون خون جاری گردند بر کومه هایم 🖤
خواستم تو را با خون از ذهن وروان بشورم وبرانم.
❤️🩹😢🫂
✍مرسل مخلص 🍂
# mursal.mukhlis
@dream_land_Rh
❤7👍2
Forwarded from 📚Sadat
https://t.me/book_read2023.
نشر داستان ، اشعار، آگاهی روزانه ، معلومات اسلامی ، pdfکتاب ها ، مطالب کوتاه و ویدیو های قشنگ دلنوشته 🥰❤️
نشر داستان ، اشعار، آگاهی روزانه ، معلومات اسلامی ، pdfکتاب ها ، مطالب کوتاه و ویدیو های قشنگ دلنوشته 🥰❤️
🥰2❤1