ز دانا شنیدم یکی داستان
خِرَد شد بر آن نیز همداستان
که آهسته دل، کم پشیمان شود
هم آشفته را هوش، درمان شود
شتاب و بدی کارِ آهِرمَن است
پشیمانیِ جان و رنجِ تن است
...
دگر گفت کز ما چه نیکوتر است
ز گیتی که را نیکویی درخور است
چنین داد پاسخ که آهستگی
کریمیّ و خوبیّ و شایستگی
...
ستونِ بزرگیست آهستگی
همان بخشش و داد و شایستگی
حکیم فردوسی توسی
@doustgani
خِرَد شد بر آن نیز همداستان
که آهسته دل، کم پشیمان شود
هم آشفته را هوش، درمان شود
شتاب و بدی کارِ آهِرمَن است
پشیمانیِ جان و رنجِ تن است
...
دگر گفت کز ما چه نیکوتر است
ز گیتی که را نیکویی درخور است
چنین داد پاسخ که آهستگی
کریمیّ و خوبیّ و شایستگی
...
ستونِ بزرگیست آهستگی
همان بخشش و داد و شایستگی
حکیم فردوسی توسی
@doustgani
❤10
تعصّب چنانکه میدانیم، پافشاری در بر حق بودنِ یک فکر و باطل بودنِ همهی اندیشههای دیگر است، و این فکری که بر حق شمرده میشود جز خود چیزی را نمیبیند و همهی کسانی را که خارج از دایرهی اویند، دشمن میانگارد و تا آنها را به زیرِ بیرقِ خود نیاورد آرام نمیگیرد.
به این حساب، عجبی نیست که تعصّب، گاه به گاه در خدمتِ آز قرار بگیرد. آز که خواستارِ حفظِ امتیازهای خود و یا جویندهی سیریناپذیرِ افزایش است، خدمتگزاری بهتر از تعصب نمییابد. از این جاست که میبینیم که قدرت و ثروت میکوشیدهاند تا با مسلکهای متحجّر و انحصارپسند وصلت کنند.
قدرت در هر موردی که نمیتوانسته است بر تاییدِ آزادِ مردم متّکی باشد، بهترین تکیهگاهِ خود را تشرّع یافته است؛ چه از این طریق خود را با معتقداتِ محکمی پیوند میداده. این که در گذشته اکثرِ فاتحان، نابودیِ مظاهرِ دینیِ سرزمینِ فتحشده را جزوِ شیوهی جنگیِ خود قرار داده بودند، علتِ اصلیش آن بود که آن را با حکومتِ محلی جوش خورده میدیدند و میدانستند که تا آن یک از بنیاد نیفتد، قدرتِ این یک را از ازپادرآمده نمیتوان انگاشت.
حکومت و شریعت در دنیای قدیم، یا دست در دستِ هم حرکت میکردهاند و یا رو در روی هم. این حالتِ دوم نمیتوانسته است مدتِ درازی دوام یابد و عاقبت میبایست یکی دیگری را بر وفقِ میلِ خود درآورد. چون نیروی شمشیر برای استقرارِ نظم کافی نبوده، از اعتقادِ دینی انتظار میرفته است که عامّهی مردم را با طوع و رغبت مطیعِ قدرتِ حاکم نگاه دارد.
اما اتحادِ دین و دولت که در نظرِ قدرتمندان آنقدر مطلوب بوده، همیشه بدانگونه نبوده که موردِ قبولِ عموم باشد. سر و سِرّ این دو، چه بسا که کسانی از مردم، حتی مؤمنان را به شک میافکنده و گاه گاه و غالبا ناآگاه، سرکشیهایی در آنها برمیانگیخته.
📚 داستان داستانها
✍️🏼 محمدعلی اسلامی ندوشن
@doustgani
به این حساب، عجبی نیست که تعصّب، گاه به گاه در خدمتِ آز قرار بگیرد. آز که خواستارِ حفظِ امتیازهای خود و یا جویندهی سیریناپذیرِ افزایش است، خدمتگزاری بهتر از تعصب نمییابد. از این جاست که میبینیم که قدرت و ثروت میکوشیدهاند تا با مسلکهای متحجّر و انحصارپسند وصلت کنند.
قدرت در هر موردی که نمیتوانسته است بر تاییدِ آزادِ مردم متّکی باشد، بهترین تکیهگاهِ خود را تشرّع یافته است؛ چه از این طریق خود را با معتقداتِ محکمی پیوند میداده. این که در گذشته اکثرِ فاتحان، نابودیِ مظاهرِ دینیِ سرزمینِ فتحشده را جزوِ شیوهی جنگیِ خود قرار داده بودند، علتِ اصلیش آن بود که آن را با حکومتِ محلی جوش خورده میدیدند و میدانستند که تا آن یک از بنیاد نیفتد، قدرتِ این یک را از ازپادرآمده نمیتوان انگاشت.
حکومت و شریعت در دنیای قدیم، یا دست در دستِ هم حرکت میکردهاند و یا رو در روی هم. این حالتِ دوم نمیتوانسته است مدتِ درازی دوام یابد و عاقبت میبایست یکی دیگری را بر وفقِ میلِ خود درآورد. چون نیروی شمشیر برای استقرارِ نظم کافی نبوده، از اعتقادِ دینی انتظار میرفته است که عامّهی مردم را با طوع و رغبت مطیعِ قدرتِ حاکم نگاه دارد.
اما اتحادِ دین و دولت که در نظرِ قدرتمندان آنقدر مطلوب بوده، همیشه بدانگونه نبوده که موردِ قبولِ عموم باشد. سر و سِرّ این دو، چه بسا که کسانی از مردم، حتی مؤمنان را به شک میافکنده و گاه گاه و غالبا ناآگاه، سرکشیهایی در آنها برمیانگیخته.
📚 داستان داستانها
✍️🏼 محمدعلی اسلامی ندوشن
@doustgani
❤7👍2🤔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از گفت و گوی استاد مصطفی ملکیان پیرامونِ مذهب
باید مواظب باشیم آنچه به ما آرامش میدهد، آرامش را از دیگران نگیرد.
@doustgani
باید مواظب باشیم آنچه به ما آرامش میدهد، آرامش را از دیگران نگیرد.
@doustgani
❤3👌1
انسانها دوگونهاند، یا مبتدی یا منتهی، و بر منتهیان تکلیف، بار نیست.
این عالمِ منتهی چه عالمی است؟
نخست تلطیفِ جان تا به حدی که بینِ خود و دیگران فرق گذارده نشود و دوم روشنبینی، و این هردو با عشق حاصل میشود؛
《 با عشق درآمیز تا عجبها بینی.》
📚 تمهیدات
✍️🏼 عین القضات همدانی
@doustgani
این عالمِ منتهی چه عالمی است؟
نخست تلطیفِ جان تا به حدی که بینِ خود و دیگران فرق گذارده نشود و دوم روشنبینی، و این هردو با عشق حاصل میشود؛
《 با عشق درآمیز تا عجبها بینی.》
📚 تمهیدات
✍️🏼 عین القضات همدانی
@doustgani
🔥3🤔1
ظاهرا در تقویمِ قدیمِ ایران سال با آغازِ تابستان شروع میشده است و نامگذاریِ ماهها نیز این امر را نشان میدهد. اگر فروردین را در آغازِ تابستان بیانگاریم، تیرماه به آغازِ پاییز و فصلِ باران میافتد که با اسطورههای مربوط به تیشتَر یا تیر مناسبت دارد؛ زیرا تیر یا تیشتر ایزدِ باران است و با آغازِ پاییز فصلِ باران در ایران و آسیای میانه شروع میشود. با این حساب مهرماه به اولِ زمستان میافتد که آغازِ برآمدن و باز زادنِ خورشید است و شبِ یلدا شبِ تولدِ مهر است. دیماه نیز به آغازِ بهار میافتد و اگر توجه کنیم که دی یا بنا به تلفظِ قدیمِ آن، دَذوَ، به معنای آفریننده است، با رویشِ گیاهان و زادن یا بارداریِ جانوران مناسبت دارد. (آثار الباقیه عن قرون الخالیه ؛ ابوریحان بیرونی)
📚 جستاری چند در فرهنگِ ایران
✍️🏼 مهرداد بهار
عکس از نقش برجستهای در تاق بستان کرمانشاه؛
ایزدِ مهر با پیکانهای نور دورِ سر بر گل نیلوفری ایستاده در سمتِ چپِ اردشیر دوم و اهورامزدا در سمت راست
@doustgani
📚 جستاری چند در فرهنگِ ایران
✍️🏼 مهرداد بهار
عکس از نقش برجستهای در تاق بستان کرمانشاه؛
ایزدِ مهر با پیکانهای نور دورِ سر بر گل نیلوفری ایستاده در سمتِ چپِ اردشیر دوم و اهورامزدا در سمت راست
@doustgani
❤13
هنر برای هنرمند، رنجی است که با آن خود را برای گرفتار شدن در رنجی دیگر نجات میدهد. هنرمند غول نیست، بلکه پرندهای است کمابیش رنگارنگ در قفسِ وجود خود.
📚 گفتگو با کافکا
✍️🏼 گوستاو یانوش
@doustgani
📚 گفتگو با کافکا
✍️🏼 گوستاو یانوش
@doustgani
❤4🔥4
آن بازرگان که جواهر بسیار داشت و مردی را به صد دینار در روزی مزدور گرفت برای سُفته کردنِ آن. مزدور چندان که در خانهی بازرگان بنشست چنگی دید , بهتر سوی آن نگریست. بازرگان پرسید که: «دانی زد؟» گفت: «دانم» و در آن مهارتی داشت. فرمود که: «بسرای». برگرفت و سماعِ خوش آغاز کرد. بازرگان در آن نشاط مشغول شد و سَفَطِ جواهر گشاده بگذاشت. چون روز به آخر رسید اُجرَت بخواست. هر چند بازرگان گفت که: «جواهر برقرار است ، کار ناکرده مزد نیاید!» , مفید نبود. در لجاج آمد و گفت: «مزدورِ تو بودم و تا آخرِ روز آنچه فرمودی بکردم». بازرگان به ضرورت از عهده بیرون آمد و متحیر بماند: روزگار ضایع و مال هدر و جواهر پریشان و مَوونت باقی.
📚 کلیله و دمنه
ترجمه فارسی: نصرالله منشی
تصحیح: مجتبی مینوی تهرانی
🎨 مینیاتورِ صفی الدین ارموی اثر حسین بهزاد
@doustgani
📚 کلیله و دمنه
ترجمه فارسی: نصرالله منشی
تصحیح: مجتبی مینوی تهرانی
🎨 مینیاتورِ صفی الدین ارموی اثر حسین بهزاد
@doustgani
❤7👏2
هنرمند بودن مستلزمِ رویارویی با شکست است،
به گونهای است که کسی جرئتِ آن را ندارد.
📚 شب پیشگویی
✍️🏼 پل اُستِر
ترجمه خجسته کیهان
@doustgani
به گونهای است که کسی جرئتِ آن را ندارد.
📚 شب پیشگویی
✍️🏼 پل اُستِر
ترجمه خجسته کیهان
@doustgani
❤9
فراخوان_نوزدهمین_جشنواره_ملی_موسیقی_جوان.pdf
1.1 MB
فراخوان نوزدهمین جشنواره موسیقی جوان ۱۴۰۵
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف بیات شیراز
خواننده: نگار فرجی
https://m.soundcloud.com/negar-faraji-568070829/negar?utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing&utm_content=link_in_bio&utm_id=97760_v0_s00_e0_tv3&fbclid=PAb21jcAT-pMFwZG9mAmV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDzU2NzA2NzM0MzM1MjQyNwABpzU306h1I8xbAgouYPo8VHqHkGt_BL86Q7kthA_h7QFP8c-Z0cO2igsUZ4_c_aem_evlJkLDk4LHJaZWQgbaHQQ
@doustgani
خواننده: نگار فرجی
https://m.soundcloud.com/negar-faraji-568070829/negar?utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing&utm_content=link_in_bio&utm_id=97760_v0_s00_e0_tv3&fbclid=PAb21jcAT-pMFwZG9mAmV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDzU2NzA2NzM0MzM1MjQyNwABpzU306h1I8xbAgouYPo8VHqHkGt_BL86Q7kthA_h7QFP8c-Z0cO2igsUZ4_c_aem_evlJkLDk4LHJaZWQgbaHQQ
@doustgani
❤11